برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1291 100 1

آغل

/'Aqol/

مترادف آغل: آخور، اصطبل، باره بند، ستورگاه، طویله

برابر پارسی: سرپناه، لانه مُرغی

معنی آغل در لغت نامه دهخدا

آغل. [ غ ِ / غ ُ ] (اِ) جای گوسفندان و گاوان و دیگر چارپایان بشب در خانه یا کوه وبیشتر کنده ای در زیرزمین باشد. کمرا. شب گاه. شبغا. شوگاه. آغیل. شوغا. شب غاز. شب غازه. شوغار. شوغاره. شب غاو. آغول. نَغِل. نُغول. باغل. غال. آغال. غول. غوشا. غوشاد. غوشاک. کاز. زاغه. غاو. کنده. چپر. خبک. خباک. خپاک. سم. سمج. سمجه. دیل. بیکند :
برو برو که خران آمدند به آغلها
خر جوان و خر پیر و خرّ یکساله.
مولوی.
|| هاله. خرمن ماه. دارَه. شابورد. شادورد. خرگاه ، خرگه ماه.
- امثال :
حساب بز گر را در آغل کنند ؛ غالباً بزان گر در چراگاه میرند و شب به آغل بازنگردند. و در نظایر مورد، این مثل را بکار برند.

معنی آغل به فارسی

آغل
( اسم ) جای گوسفندان و گاوان و دیگر چارپایان بشب در خانه یا در کوره و یا در کنده ای در زیر زمین .
سمج شب غاز
[cowpenning] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] روشی برای حاصلخیز کردن زمین به طوری که مدتی در یک قطعه زمین گاو و گوسفند رها می کنند و پس از انباشت فضولات، آن را شخم می زنند
( اسم ) نگریستن بگوش. چشم از روی غضب چشم غله .
دهیاست از دهستان دول بخش حومه شهرستان رضایئه
دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه
دهی از دهستان چالدران بخش سیه چشمه شهرستان ماکو و واقع در ۴۵٠٠٠ گزی شمال خاوری سیه چشمه و ۳ هزار گزی خاور شوسه سیه چشمه به زیوه پائین و موقع آن کوهستانی و هوای آن معتدل سالم است سکنه آن ۱۱۳ تن .
دهی از دهستان الند بخش حومه شهرستان خوی . واقع در ۵٠ هزار گزی شمال باختری خوی و ۱۴ هزار گزی باختر شوسه خوی به سیه چشمه و موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر سالم است .
دهی جزئ دهستان یکانات بخش مرکزی شهرستان مرند واقع در ۲۸ هزار گزی شمال باختری مرند و ۷ هزار گزی بشوسه خوی - مرند . موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن سردسیری است . آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد .
دهی است از دهستان قصب. بخش حوم. شهرستان سبزوار

معنی آغل در فرهنگ معین

آغل
(غَ یا غُ) ( اِ.) ۱ - جایی برای گوسفندان و گاوان . ۲ - لانة مرغ خانگی . ۳ - لانه زنبور.

معنی آغل در فرهنگ فارسی عمید

آغل
۱. جایی در کوه یا خانه که برای جا دادن گوسفندان در شب درست کنند.
۲. لانۀ مرغ خانگی، محلی برای اسکان گوسفند، بز، و سایر دام ها.

آغل در جدول کلمات

معنی آغل به انگلیسی

pen (اسم)
خامه ، اغل ، خانه ییلاقی ، قلم ، کلک ، شیوه نگارش
corral (اسم)
غول ، جای اسب و گله ، اغل
cote (اسم)
کلبه ، مرغدان ، اغل ، کبوتر خانه
cratch (اسم)
اغل ، اخور یا علفدان ، چهارچوب
home range (اسم)
اغل ، جای محدود برای فعالیت حیوانات ، جایگاه حیوانات
kraal (اسم)
حصار ، کلبه ، اغل ، دهکده بومیان افریقای جنوبی
pound (اسم)
ضربت ، اغل ، پاوند ، لیره ، استخر یا حوض اب ، واحد مسکوک طلای انگلیسی ، اغل حیوانات گمشده و ضاله

آغل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم
آغل، آغیل: در هزارستان (مناطق مرکزی افغانستان) به دِه و قریه اطلاق می شود
علی سیریزی
در گویش مردم شهرستان زرند اِشا می باشد.
فر کیانی
آغل گویش دیگر آخور و پارسی ست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آغل در جدول   • نام دوشنده شیر   • نام دیگر آغل   • غله پاک شده   • معنی آغل در جدول   • آخور   • معنی دوشنده شیر   • معنی اغل   • مفهوم آغل   • تعریف آغل   • معرفی آغل   • آغل چیست   • آغل یعنی چی   • آغل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آغل
کلمه : آغل
اشتباه تایپی : Hyg
آوا : 'Aqol
نقش : اسم
عکس آغل : در گوگل

آیا معنی آغل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )