برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1225 100 1

آغوش

/'AquS/

مترادف آغوش: بر، بغل، پهلو، صدر، کنار، بنده، غلام، کنیز، قوش

معنی آغوش در لغت نامه دهخدا

آغوش. (اِ) آگوش. آگش. بغل. میان دو دست فراهم آورده چون از آن دو، دائره واری کنند :
پیری آغوش باز کرده فراخ
تو همی گوش با شکافه ٔ غوش.
کسائی.
سیاوش فرود آمد از نیل رنگ
پیاده گرفتش [ پیران را ] به آغوش تنگ.
فردوسی.
گرفتش به آغوش کاوس شاه
ز زالش بپرسید و از رنج راه.
فردوسی.
ز من بد سخن نشنود گوش تو
جدائی نجویم ز آغوش تو.
فردوسی.
همی تیره بینم دل و هوش تو
همی گور بینم در آغوش تو.
فردوسی.
تو بندوی را سر به آغوش گیر
مگو ایچ گفتارنادلپذیر.
فردوسی.
در آغوش آنچنان گیرم تنت را
که نَبْوَد آگهی پیراهنت را.
نظامی.
می باش چو خار حربه بر دوش
تا خرمن گل کشی در آغوش
هزار آغوش را پر کرده از خار
یک آغوش از گلش ناچیده دیّار.
نظامی.
وصال دولت بیدار ترسمت ندهند
که خفته ای تو در آغوش بخت خواب زده.
حافظ.
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او عمری ستانم جاودان
او ز من دلقی رباید رنگ رنگ.
؟
و این کلمه غیر از بَر و کِنار فارسی و حجر عربی است ، چه در بر گرفتن و در کنار گرفتن تنها با یک دست نیم حلقه کرده و با یک سوی تن گرفتن باشد.و بغل در استعمال کنونی اعم از آغوش و بر و کنار است :
یکی ساعت از وی نبودش قرار
در آغوش بودیش یا در کنار.
شمسی (یوسف و زلیخا).
|| توسعاً، گردن :
ور نبود دلبر همخوابه پیش
دست توان کرد در آغوش خویش.
سعدی (گلستان ).
- در آغوش گرفتن ؛ به آغوش کشیدن. در میان دو دست فراهم آورده ، بخود دوسانیدن کسی یا چیزی را.
- یکدیگر را در آغوش کشیدن ؛ تعانق. معانقه.
|| آن مقدار از گیاه یا چوب و کاغذ و مانند آن که به آغوش توان برداشت : یک آغوش ؛ یک بَغل.
آن روی او بسان یک آغوش غوش خشک
وآن موی او بسان یک آغوش غوشنه.یوسف عر ...

معنی آغوش به فارسی

آغوش
( اسم ) نامی است از نامهای غلامان و بندگان ترک و آن بصورت نمون. نامهای ترکی بکار رفته
بغل آگوش
بخشی است از شهرستان سراب جزو استان سوم ( آذربایجان شرقی ) .
آنکه آغوش تنگ داشته باشد .
خالی بودن آغوش از معشوق محروم از معشوقی که در آغوش گیرد
به معنی سر آغوج است که گیسو پوش زنان باشد و بعضی گویند دامیست که زنان بدان زیب و زینت کنند یعنی روپا کیست که مانند دام بافته اند .
[Lamium amplexicaule, henbit deadnettle, greater henbit] [گیاهان دارویی] گونه ای گزنۀ سفید به شکل گیاه یک ساله یا دوساله به ارتفاع 4 تا 30 سانتی متر و با ساقه های پرشمار و خیزان و کم وبیش منشعب در قاعده و با برگ های دایره ای یا کلیوی ـ گرد با دندانه های گرد یا شکافته و برگ های گل آذینی ساقه آغوش و جام گل ...
( صفت ) آنکه دارای برو آغوش نرم و ملایم باشد .
( صفت ) کسی که دربغل دیگری باشد.
دو تن که در آغوش یکدیگر خسبند همدم

معنی آغوش در فرهنگ معین

آغوش
( اِ.) میان دو دست فراهم آورده ، بغل . ، به ~کشیدن به خود چسباندن کسی یا چیزی را.
(هَ) (ص مر.) در آغوش یکدیگر، در بر یکدیگر.

معنی آغوش در فرهنگ فارسی عمید

آغوش
بغل، بر، سینه.
* در آغوش گرفتن: (مصدر متعدی) کسی را در بغل گرفتن و دو دست را دایره وار دور تنۀ او فراهم آوردن و او را به سینه چسباندن، به آغوش کشیدن.
۱. غلام: مگر نیک بختت فراموش شد / چو دستت در آغوش «آغوش» شد (سعدی۱: ۱۷۵).
۲. [مجاز] بنده: ای خواجهٴ ارسلان و آغوش / فرماندهِ خود مکن فراموش (سعدی: ۱۶۰).
برگ هایی که ساقه را فرا می گیرد.

نقل قول های آغوش

آغوش گونه بین المللی از صمیمیت فیزیکی است که در آن دو نفر دست های خود را در اطراف گردن، پشت یا دور کمر یکدیگر قرار داده و هر یک خود را نزدیک دیگری جای می دهد.
• «بگذار تا گذشته و حال را در آغوش خاطره، تنگ بفشریم و آینده را در آغوش گرم اشتیاق.» پیامبر/ ۱۹۲۳ -> جبران خلیل جبران
• «دوری مادر از فرزند غیرقابل توصیف است. تا تمرینم تمام می شود بدو بدو به خانه می روم تا بچّه ام را در آغوش بگیرم. پسرم وقتی مرا می بیند طوری به من می چسبد که از بغلم پایین نمی آید، امّا با تمامِ این ها فکر می کنم خدا مرا خیلی دوست دارد، چون همسر و مادرم همیشه همراهم هستند. ضمنِ این که پسرم هم در نبودم بهانه نمی گیرد». از روزنامهٔ شرق، شمارهٔ ۲۰۹۵، ۲ شهریور ۱۳۹۳ -> الهه احمدی

آغوش در جدول کلمات

آغوش
حضن, بر, بغل
آغوش وکنار
بر

معنی آغوش به انگلیسی

embrace (اسم)
اغوش
fagot (اسم)
اغوش ، دسته ، دسته هیزم ، ریشه کردن حاشیه پارچه ، بخیه زینتی
armful (اسم)
اغوش ، یک بغل ، یک بسته ، بار اغوش ، مقدار زیاد
arms (اسم)
سامان ، ساز ، اغوش

آغوش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تاشبور
در زبان ترکی استانبولی می شود: کوجاک
ترتز
بغل کردن
محسن کشاورز
هم ریشه است با هاگ(hug) در زباهای هندواروپایی و انگلیسی hug=آغ که به ش افزوده شده است
Samira
Hug=Aag=Aaq
حالت اسم (نام) آن آگِش از ریشه آگ (در انگلیسی Hug هاگ) ولی با گذر زمان آگُش. مانند کاوِش (کاویدن) شده کاوُش، تراوِش (تراویدن) تراوُش
و یا تاثیر عربی یا تاثیر ترکی یا حالت دیگه واژه در پارسی حرف گ به غ تبدیل شده.
در پایان آغوش
حالت فعلی درست آن به‌شاید آگیدن است.
I hugged من آگیدم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آغوش گرفتن همسر   • آغوش نوزاد   • آغوش در جدول   • اس ام اس آغوش و بوسه   • معنی آغوش   • اس ام اس اغوش گرم   • آغوش شعر   • اس ام اس آغوش گرفتن   • مفهوم آغوش   • تعریف آغوش   • معرفی آغوش   • آغوش چیست   • آغوش یعنی چی   • آغوش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آغوش
کلمه : آغوش
اشتباه تایپی : Hy,a
آوا : 'AquS
نقش : اسم
عکس آغوش : در گوگل

آیا معنی آغوش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )