انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1096 100 1

آل

/'Al/

مترادف آل: اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل، احمر، سرخ، قرمز، پری، جن، زائوترسان، سراب

برابر پارسی: خاندان، تبار، دوده

معنی آل در لغت نامه دهخدا

آل. (ع اِ) گروه خویشان. (مهذب الاسماء). خاندان (مجمل اللغه ). دودمان. دوده. فرزندان. فرزندزادگان. خویشان. خویشاوندان. تبار.اولاد. اهل. اهل خانه. اهل بیت. عیال. اهل و عیال. قبیله و عشیره. قوم. چون : آل احمد. آل اردشیر. آل افراسیاب. آل افریغ. آل اﷲ (مجازاً). آل امیر. آل باوند. آل برمک. آل برهان. آل بویه. آل تبانیان. آل جعفر. آل جفنه. آل حق (بمجاز). آل خورشیدی. آل داود.آل ساسان. آل سامان. آل سلجوق. آل شنسب. آل صوفان. آل طاهر. آل طه (مجازاً). آل عباس. آل عثمان. آل عراق. آل عقیل. آل علی. آل عمران. آل غسان. آل فاطمه. آل فرعون. آل فریغون. آل قاورد. آل کثیر. آل کثکثه. آل محتاج. آل محمد. آل مظفر. آل میکال. آل ناصرالدین. آل نصرة. آل نوبخت. آل یاسین (مجازاً) :
ای فخر آل اردشیرای مملکت را ناگزیر
ای همچنان چون جان و تن افعال و اعمالت هژیر.
دقیقی.
از آن چندان نعیم این جهانی
که ماند از آل سامان وآل ساسان
ثنای رودکی مانده ست و مدحت
نوای باربد مانده ست و دستان.
مجلدی جرجانی.
گر سوی آل مرد شود مال او چرا
زی آل او نشد ز پیمبر شریعتش.
ناصرخسرو.
جز که زهرا و علی واولادشان
مر رسول مصطفی را کیست آل ؟
ناصرخسرو.
سعدی اگر عاشقی کنی ّ و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد.
سعدی.
با آل علی هرکه درافتادبرافتاد.
|| سراب. کوراب. کَوَر. کتیر. واله که بامدادو شبانگاه بینند :
با عطای کف تو بخشش آل برمک
مَثَل ِ لجه ٔ دریا بود و لمعه ٔ آل.
سلمان ساوجی.
نسبت دست تو میکردم بدریا عقل گفت
رسم دانش نیست کردن نسبت دریا به آل.
حسین کاشفی.
|| چوب. || ستون خیمه. || تابعین. پیروان. پس روان. || اولیاء کسی. || پیرامون کوه. نواحی جبل. || شخص. کالبد. شبح. || و صاحب برهان بتقلید سایر فرهنگ نویسان بکلمه ٔ آل عربی معنی شراب خوردن صبح و شام داده است ، و این از غلط خواندن عبارت قوامیس عرب است که در فرق آل و سراب مینویسند: اَلاَّل ؛ السراب. مذ غدوة الی ارتفاع الضحی الاعلی ثم هو سراب سائر الیوم - انتهی. الاَّل ؛ السراب او هو خاص بما فی اول النهار. و لفظ سراب را شراب به معنی خمر خوانده اند. || (اِخ ) نام کوهی.

آل. (ص ) سرخ. احمر :
دو لب چو نار کفیده چو برگ سوسن زرد
دو رخ چو نار شکفته چو برگ لاله ٔ آل .
فرخی.
از تازه گل و لاله که در باغ بخندد
در باغ نکوتر نگری چشم شود آل.
فرخی.
میرُست ز دشت خاوران لاله ٔ آل
چون دانه ٔ اشک عاشقان در مه و سال.
ابوسعید ابوالخیر.
تا بود بی زخم روی چرخ سیمابی کبود
همچو لعل از خون دل رخسار خصمت آل باد.
سیف اسفرنگ.
صد شام در فراق سطرلاب آفتاب
از خون دیده دامن افلاک آل کرد.
شمس طبسی.
نه باده یابی روشن نه رنگ ساقی لعل
نه چشمه بینی صافی نه چهره بینی آل.
طالب.
در اطلس آل گرم و سرکش
ابراهیمی میان آتش.
قاسم گونابادی.
و آل در کلمه ٔ آلگونه و آلغونه به همین معنی است. || سرخ نیمرنگ در تداول زنان.
- خون آل ؛ خون نیمرنگ. خونی رنگ باخته :
رحمی بشیشه خانه ٔ دلهای خلق کن
از می مکن دوآتشه این رنگ آل را.
صائب.
- لاله ٔ آل ؛ قسمی لاله که رنگ سرخ دارد.
|| خندان بلغت خوارزمیان. || (اِ) نام درختی که از بیخ آن رنگی سرخ گیرند و جامه بدان سرخ کنند، و نیز در طب بکار است. و شاید آلائی یا وسمه ٔ اَلائی در بیت ذیل همین کلمه باشد :
تا بوی دهدیاسمن و چنبی و سنبل
تا رنگ دهد وسمه ٔ رومی ّ و الائی.
منوچهری.
|| مُهر و نگین پادشاهان بترکی (از برهان )، و ظاهراً این درست نیست و از کلمه ٔ آل تمغا (از آل یعنی سرخ + تمغا به معنی مُهر) در مقابل قره تمغا (از قره یعنی سیاه + تمغا به معنی مُهر) گمان برده اند که آل به معنی مُهر است و در بیت ذیل نزاری نیز آل مخفف آل تمغاست و بمعنی مُهر مطلق نیست :
ز بیم خاتم القاب تو نهادستند
بحکم یرلیغ از آل ایلخان یاقوت.
نزاری.

آل. (اِ) نام دیوی مادینه ، یعنی پری بدکار در خرافات زنانه که بشب ششم جگر زچگان بَرَد و آنان را هلاک کند. || بیماری که زن نوزاده را رسد تا شش روز پس از وضع حمل.
- مثل آل ؛ زنی بداندرون و بدخواه.
|| مرضی به صورت صرع که زنان حامله را افتد . || قسمی ماهی بزرگ ، و این مصحف بال و وال است.

آل. (پسوند) َال. چنانکه آله (َاله ) در آخر بعض کلمات ، گاه ادات نسبت باشدو گاه افاده ٔ معنی تشبیه کند، مانند انگشتال به معنی چون انگشت ، یعنی لوت. عور. بی سازوبرگ :
ز خانمان وقرابت بغربت افتادم
بماندم اینجا بی سازوبرگ و انگشتال.
ابوالعباس.
و امروزنیز در تداول عوام تشبیهی مبتذل هست و گویند مثل انگشت لیشته (لیسیده ) به همین معنی. و اینکه در فرهنگ منسوب به اسدی به کلمه ٔ انگشتال معنی بیمارناک داده اند، ظاهراً درست نیست. و تیغال در شکر تیغال مرکب از تیغ به معنی خار و آل ادات نسبت. و چنگال از چنگ و آل. و خشکال از خشک و آل ،برگها و شاخهای خرد خشک از درختی زنده و سبز. و خنگال از خنگ ، به معنی سپید و روشن و آل. و درغال ، از درغ بمعنی سد و بند، و آل که جمعاً به معنی سد و بند بسته و استوارکرده است :
ای شاه نبی سیرت ایمان بتو محکم
ای میرعلی حکمت عالم بتو درغال.
رودکی.
و دنبال از دنب و آل. و کاخال از کاخ و آل ، بمعنی اثاث کاخ از فُروش و اوانی و کرسیها و جز آن. و کشال از کش ، پیوندگاه سر ران بیک سوی زیرین شکم از پیش روی و آل ِ ادات نسبت به معنی نواحی و حوالی کش. و کنغال و کنگال و کنغالگی و کنگالگی ، از کنگ و آل. و کوپال از کوب و کوپ به معنی ضرب و زخم وآل ِ نسبت. و کوتوال از کوت قلعه و آل ادات نسبت . و کونال در اصطلاح بنایان ، بن یا سر دیوار یعنی آن جزء از دیوار که بزمین یا سقف پیوندد. و گریال از گری به معنی مطلق پیمانه و آل ادات نسبت ، به معنی ساعت آبی :
دانی چراست ناله ٔ گریال هر دمی
یعنی که این سرای مقام درنگ نیست.
؟
و گوال از گو به معنی بزرگ یا سرگین و آل ، ادات نسبت. و گوگال از گوه به معنی عَذِره و آل نسبت. اصل کلمه ٔ جعل عربی. و مرکب بودن کلمات ذیل نیز با آل بعید نمی نماید: پشکال از پشک به معنی شب نم و آل برسات ، یعنی موسم بارانهای ممتد هند. و پشه غال از پشه یا پشک و آل. و پوچال و پوشال و پوکال ازپوچ و پوش و پوک ، به معنی تهی و بی مغز، و آل. و پیخال از پیخ و آل. و تروال و جنجال و جوال و چال و غنجال و کلال (شاید از کله و آل ) و همال (احتمالاً از هم و آل ، مانند هماور از هم و آورد، و همانند از هم و مانند). و البته آنچه در معنی آل و کلمات مختومه ٔ بدان گفته شد از حدّ حدسی ساده تجاوز نمیکند لیکن از مجموع شواهد مذکوره و نظایر آن و نیز آمدن آل به همین معانی در بعض زبانهای دیگر آریائی در صحت قسمتی از این دعاوی ظنی قریب بیقین حاصل می آید . و آل در کلمات کاخال و آل عطاری و آل و اوضاع ظاهراً به معنی ادوات و آلات باشد.

آل. (اِخ ) نام قلعه ای بخراسان :
شنیدم از این مرزها هرچه گفت
بلندی ّ و پستی ّ و راز نهفت
چو آل و چو فخروم و چون دشت گل
بخوبی نمود آنچه بودش بدل.
فردوسی.

معنی آل به فارسی

آل
آبادیی است میان مشهد و کلات با صفا و خوش آب و هوا و طرفین آن کوهستانی است و در حدود ۱۵ خانوار جمعیت دارد . فردوسی در شاهنامه از این آبادی نام برده .
( اسم ) جایی در بیابان که بهنگام تابش آفتاب همچون آب نماید سراب .
سرخ نام دیوی مادینه
[ گویش مازنی ] /aal/ سرخ زردمایل به سرخ - اسب قرمز رنگ & موجودی خیالی - جن
آجیل و جزئ آن
زنی سخت بی حیا و بد رفتار
خاش و خماش خرت و پرت
نام سلسه ای از ملوک خوارزم
از اولاد ابوسفیان
خانواده از امرای ایرانی نژاد
ساسانیان
[ گویش مازنی ] /aal ebe pishaanoo/ اسب قرمز سفید پیشانی
نام سلسله از پادشاهان افریقیه
نام سلسله امرای ترک
اولیای خدا
نام سلسله فرمانروایان کرمان
سلسله ای از فرمانروا یان کرمان و سر سلسله آنان ابو علی محمد بن الیاس بن السیع سمرقندی از ممالیک نصر ابن احمد سامانی است . وی در ۳۱۷ ه. ق . بر کرمان استیلا یافت . در سال ۳۵۷ عضد الدوله دیلمی کرمان را از الیسع آخرین فرد این سلسله منتزغ کرد و دولت آل الیسع ( آل الیاس ) سپری شد .
نام تیره از طایفه بکش از قبایل ممسنی
نام دولتی کوچک از بالکان بساحل آدریاتیک
باوندیان که همه آنان به اصفهبد ملک الجبال ملقب بودند خود را از اعقاب [ باو ] میدانستند و از اواخر عهد ساسانی بر قسمتی از جبال طبرستان تسط یافته بودند پس از تسلط عرب از دایره نفوذ آنان کاسته شد تا در نتیجه اتحاد با آل قارون قدرتی برای مقابله باحکام عرب یافتند و خلفا ناگزیر شدند با آنان مدارا کنند و بخرابی قانع شوند ٠ پس از تسلط سادات طالبیه بسبب علاقه ای که غالب این امرا بتشیع داشتند رابطه ملوک طبرستان بابغداد بکلی قطع شد ٠ چون سادات مذکور ضعیف شدند امرای دیلم که در خدمت سادات نام و نشانی یافته بودند قدرت را در دست گرفتند و پادشاه جز طبرستان ناگزیر با آنان از در مجامله در آمدند . در عهد قدرت زیاریان باز ماندگان امرای جبال با قبول اطاعت در قلمرو خود باقی ماندند . پس از ضعف زیاریان و تسلط سلجوقیان امرای کوهستان مجددا بنای تسلط بر نواحی مختلف را گذاشتند . از میان خاندانهای مختلف قدیم - که از [ جبال قارن ] تا [ رویان ] امارت داشتند - آل باوند از همه قویتر بود ٠ در ۵۹۸ لشکریان تکش خوارزمشاه بر مازندران مسلط شدند و باوندیان و امرای دیگر مطیع آنان گردیدند و پس از حمله مغول هم چند گاهی مورد تاخت و تاز آن قوم بودند ٠
سلسله از ملوک طبرستان
آل رسول از اولاد فاطمه علیهاالسلام
یا برامکه خانواده جلیل و کریم ایرانی
یا بنی مازه از خاندانهای بزرگ بخارا بود و ریاست مذهب حنیفه - که مذهب عامه ماورائ النهر است - با افراد آن خاندان بود . در اواخر دولت قراختائیان در ماورائ النهر ایشان از جمله ملوک بخارا محسوب میشده و با جگزار ترکان قراختایی بوده اند در عهد آنان بخارا مجمع فضلا و فقها و اصحاب علوم نظری بوده است . نخستین کسی که از این خاندان شهرت یافت امام برهان الدین عبد العزیز ابن مازه بخاری حنفی بود . باز ماندگان این خاندان در ۶۱۶ هنگام فرار مادر خوارزمشاه بدستور وی کشته شدند مع هذا بعض افراد آن خاندان تا اواخر قرن هفتم در بخارا ریاست حنیفیان را داشتند .
نام خاندانی بزرگ از بخارا معاصر سلاجقه و خوارزمشاهیان

معنی آل در فرهنگ معین

آل
[ ع . ] ( اِ.) دودمان ، طایفه .
[ ع . ] (اِ.) جایی در بیابان که به هنگام تابش آفتاب همچون آب نماید، سراب .
( اِ.) نام موجودی موهوم که عوام معتقدند ب ه زن تازه زا آسیب می رساند، به همین علت افرادی به مدت شش تا ده روز، تا صبح بالای سر زائو بیدار می ماندند.
[ په . ] ۱ - (ص .) سرخ ، سرخ کم رنگ . ۲ - ( اِ.) نام درختی که از ریشة آن رنگی سرخ می گیرند و جامه باآن به رنگ سرخ درمی آورند.
(تَ) [ تر - مغ . ] (اِمر.) مهر سرخ رنگی که پادشاهان مغول بر فرمان های خود می زدند.
(لِ عَ) [ ع . ] (اِمر.) خاندان پیغمبر اسلام . آل کسا و پنج تن آل عبا نیز نامیده می شود.
( ~.) [ فر. ] (اِ.) کمال مطلوب ، آرزوی عالی .

معنی آل در فرهنگ فارسی عمید

آل
در باور عوام، موجودی خیالی که به صورت زنی لاغراندام با بدن پوشیده از مو تصور می شود و به زائوی تنها آسیب می رساند، جگر او را می دَرَد، و یا بچه اش را می دزدد.
۱. دودمان، خاندان.
۲. فرزندان.
* آل الله: اولیای خدا.
* آل عبا: پنج تن شامل: پیامبر اسلام، امیرالمؤمنین علی، فاطمه، حسن و حسین.
* آل عمران: سومین سورۀ قرآن کریم، مدنی، دارای ۲۰۰ آیه.
* آل وتبار: خاندان.
سرخ کم رنگ: می رُست ز دشت خاوران لالهٴ آل / چون دانهٴ اشک عاشقان در مه و سال (ابوسعید ابوالخیر: ۳۸۳).
= سراب۱: با عطای کف تو بخشش آل برمک / مثل لجهٴ دریا بُوَد و لمعهٴ «آل» (سلمان ساوجی: ۱۳۶).
۱. انواع آجیل.
۲. دانه های خوردنی.
مُهر و اثر مُهری که پادشاهان مغول و ایلخانان با مرکب سرخ روی فرمان ها می زدند.
۱. کمال مطلوب، منتهای آرزو و آرمان.
۲. ویژگی آنچه در اعلا درجۀ کمال باشد.

آل در دانشنامه اسلامی

آل
آل، خانواده، عائله، خاندان، تیره، اهل، عشیره، پیروان، وابستگان به یک معنی هستند.
این کلمه ظاهراً در بیشتر این معانی، از عصر جاهلی معروف بوده است. قریشیان، از آنجا که حفاظت خانه کعبه و متعلقات آن را به عهده داشته اند، خویشتن را «آل الله» می خواندند و عربان، در مقام دادخواهی، می گفتند: «یالَ الله»، یعنی ای قریشیان.
بهاءالدین ابوالحسن اربلی، کشف الغمه، ج ۱، ص۶۲.    
اما ریشه کلمه چندان روشن نیست و شکل مشابهی از آن را در زبان های سامی نیافتیم. اگر مفهوم «انتساب به یک شخص یا محل»، «جمعیت و قدرت» را در نظر بگیریم، آنگاه کلمه، با لفظ «اوّل» (اوگاریتیک «wl: نخست، آرامی، awwal، awla: آغاز، گذشته، مندایی t+» wl: بازگشتن) هم خانواده می گردد و سپس به مفهوم قدرت (اوگاریتیک ul؛ کنعانی yal: قدرت) منتهی می شود. از سوی دیگر ریشه یائی کلمه را می توان اصل دانست: آرامی و سریانی iyālā: کمک، کنعانی «eyāl: قدرت، کمک، آکادی ayyalu: هم پیمان. علاوه براین، توجیهِ لغت شناسان مسلمان که آن را مشتق از «اهل» دانسته اند نیز بی اساس نیست (هرچند که استناد ایشان به مصغر کلمه را نمی توان معتبر شمرد)، زیرا لفظ ahl (عبری کنعانی «ahel، آرامی» ahlā، نبطی، «hlt») در اوگاریتیک به معنی چادر، و در آکادی به صورت āl (به معنی شهر) آمده است. سپس می بینم که شاعر جاهلی ابوذؤیب ان را به معنی چوب های خیمه به کار برده است.
لسان العرب، ذیل «اول».    
شاید تطور کلمه از جزئی به کلی بوده است: خانواده (ساکن یک چادر)، خاندان، خاندان بزرگ و عشیره، قبیله، پیروان (سیاسی یا دینی). در قرآن کریم آن را هم به معنای پیروان دینی ـ سیاسی ـ جغرافیایی (آل فرعون، آل لوط و غیره. قس: سخن ابن عبّاس: ـآلَ الله، اهل القرآن»)،
بهاءالدین ابوالحسن اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۶۲.    
...
آل
آل، خانواده، عائله، خاندان، تیره، اهل، عشیره، پیروان، وابستگان، همه به یک معنا هستند. مقصود از « آل محمد » اهل بیت معصوم آن حضرتند همانطور که مقصود از « آل ابراهیم » در آیه ۱۲۴ سوره بقره ذریۀ معصوم حضرت ابراهیم است.
این کلمه ظاهراً در بیشتر معانی لغوی گفته شده از عصر جاهلی معروف بوده است. قریشیان، از آنجا که حفاظت خانۀ کعبه و متعلقات آن را به عهده داشتند، خویشتن را « آل‎الله » می‎خواندند و دیگران در مقام دادخواهی به آنان می‎گفتند: « یالَ‎الله»، یعنی ‎ای قریشیان.
ریشه کلمه چندان روشن نیست و شکل مشابهی از آن را در زبان های سامی نیافتیم. اگر مفهوم « انتساب به یک شخص یا محل »، « جمعیت و قدرت » را در نظر بگیریم، آنگاه کلمه، با لفظ « اوّل » هم خانواده می‎گردد و سپس به مفهوم قدرت منتهی می‎شود. از سوی دیگر ریشۀ یائی کلمه را می‎توان اصل دانست که به معنای « هم پیمان » است. علاوه براین، توجیهِ لغت شناسان مسلمان که آن را مشتق از « اهل » دانسته‎اند نیز بی‎اساس نیست (هرچند که استناد ایشان به مصغر کلمه را نمی‎توان معتبر شمرد)، زیرا لفظ 'ahl (عبری کنعانی 'ahel؛ آرامی 'ahl?؛ نبطی، 'hlt') در اوگاریتیک به معنی چادر، و در آکادی به معنی شهر آمده است. شاعر زمان جاهلیت ابوذؤیب آن را به معنی چوبهای خیمه به کار برده است.
آل
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف لغات قران کریم (نثر طوبی) است
آل و اهل هر دو در اصل به یک معنی است الا آن که عرف عام میان این دو فرق گذارند و مراد کسان و بستگانند.
«وَإِذْ نَجَّیْنَاکُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ». (سوره بقره، 49) خطاب با بنی اسرائیل است می فرماید وقتی ما شما را نجات دادیم از کسان فرعون که شما را شکنجه و آزار می کردند. مراد از آن فرعون ماموران و منصب داران دربار وی است.
«وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَونَ بِالسِّنِینَ». (سوره اعراف، 128) آل فرعون را به قحطی گرفتیم مراد همه رعایای کشور فرعون است. و درباره اهل فرماید: «فَأَنجَیْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ». (سوره اعراف، 83) لوط را نجات دادیم و کسان او را مگر زنش.
«قَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا» (سوره قصص، 29) حضرت موسی علیه السلام با کسان خود گفت درنگ کنید. اهل او در آن وقت زنش بود و شاید خادم و چوپان همراه داشت. «قَالَتْ مَا جَزَاء مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِکَ سُوَءًا» (سوره یوسف، 25) کیفر آن که نسبت به زن تو بد خواهد، چیست؟ مراد از اهل اینجا زوجه است.
اما آل رسول الله علیه و آله که بر آنها صلوات باید فرستاد أئمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین هستند و آنها که صدقه برایشان حرام است بنی هاشمند و مراد از اهل البیت فی قوله تعالی «یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت» پنج تن اصحاب کسااند. چون دلیل بر تخصیص قائم شود لفظ را بر عام نباید حمل کرد و گویند اهل اگر اضافه به مکان شود، ماند أهل بصره و أهل بغداد یا به حرفه و صنعت مانند أهل علم و أهل تجارت همه را شامل می شود.
آل
معنی إِلْ يَاسِينَ: آل ياسين -اهل بيت پيامبر (صلي الله عليه وآله)
معنی صَّالِحَاتِ: کارهاي نيک -کارهاي شايسته(وقتي که "ال" در ابتداي آن قرار گيرد معني "همه کارهاي نيک" نيز مي دهد)
معنی مُحَرَّراً: آزاد شده ازقيدوبند(درآيه شريفه 35سوره مباركه آل عمران مقصوداين است كه به جاي خدمت به مادرش خدمتكارخانه خداشود)
معنی تَقَلُّبَ: گردانيدن - رفت و آمد(آل عمران196)(کلمه قلب به معناي برگرداندن چيزي از اين رو به آن رو است ، و چون به باب تفعيل برود مبالغه در اين عمل را ميرساند ، پس تقليب يعني بسيار زيرورو کردن يک چيزي ، و تقلب هم قبول همان تقليب است پس تقلب قلوب و ابصار عبارت است ...
معنی مَعَاشاً: زندگی - مکان زندگی - زمان زندگی (کلمه معاش مصدر ميمي و هم اسم زمان و مکان از عيش است ، و عبارت " وَجَعَلْنَا ﭐلنَّهَارَ مَعَاشاً " به این معنی است که: ما روز را زمان زندگي شما و يا محل زندگي شما قرار داديم ، تا در آن از فضل پروردگارتان طلب کنيد . واگ...
ریشه کلمه:
اهل‌ (۱۵۳ بار)
اول‌ (۳۶۸ بار)

«آل» در اصل، «اهل» بوده، سپس به اصطلاح، «قلب شده» و به این صورت درآمده است، و «اهل» به معنای نزدیکان و خاصان انسان است; اعم از این که بستگان نزدیک او باشند و یا همفکران و همگامان و اطرافیان. «آل» گر چه غالباً در مورد «اهل بیت» و «خانواده» به کار می رود، ولی احیاناً در معنای وسیعی که گفتیم نیز استعمال می شود. و قرائن مقام نشان می دهد که در اینجا منظور همین معنای وسیع است.
اهل. در مفردات گوید: آل مقلوب از اهل است و مصغّر آن اُهَیل می‏باشد و فقط در اشراف و بزرگان به کار می‏رود مثل آل اللّه، در اشخاص ناشناس و زمان و مکان به کار نمی‏رود. ناگفته نماند در قرآن کریم نیز چنین است چنانکه می‏خوانیم: آل موسی، آل هارون، آل ابراهیم، آل عمران، آل یعقوب و...در قرآن یک جا آمده: در جای دیگر فرموده: از این می‏دانیم که آل به معنی اهل است. در خصوص فرعون آمده این آیه صریح است که فرعون و لشگریانش غرق شده‏اند، در جاهای دیگر آمده در اینجا از لشگریان به آل تعبیر شده، لشگریان فرعون چون پیرو و هم عقیده او بودند از این جهت خانواده و آل او حساب شده‏اند و این همان است که در اهل گذشت و گفتیم مردمان هم عقیده: یک فرد اهل او و آل اویند نظیر این آیه ، است که ملّت فرعون آل فرعون شمرده شده‏اند
آل، خانواده، عائله، خاندان، تیره، اهل، عشیره، پیروان، وابستگان به یک معنی هستند.
این کلمه ظاهراً در بیشتر این معانی، از عصر جاهلی معروف بوده است. قریشیان، از آنجا که حفاظت خانه کعبه و متعلقات آن را به عهده داشته اند، خویشتن را «آل الله» می خواندند و عربان، در مقام دادخواهی، می گفتند: «یالَ الله»، یعنی ای قریشیان.
بهاءالدین ابوالحسن اربلی، کشف الغمه، ج ۱، ص۶۲.    
اما ریشه کلمه چندان روشن نیست و شکل مشابهی از آن را در زبان های سامی نیافتیم. اگر مفهوم «انتساب به یک شخص یا محل»، «جمعیت و قدرت» را در نظر بگیریم، آنگاه کلمه، با لفظ «اوّل» (اوگاریتیک «wl: نخست، آرامی، awwal، awla: آغاز، گذشته، مندایی t+» wl: بازگشتن) هم خانواده می گردد و سپس به مفهوم قدرت (اوگاریتیک ul؛ کنعانی yal: قدرت) منتهی می شود. از سوی دیگر ریشه یائی کلمه را می توان اصل دانست: آرامی و سریانی iyālā: کمک، کنعانی «eyāl: قدرت، کمک، آکادی ayyalu: هم پیمان. علاوه براین، توجیهِ لغت شناسان مسلمان که آن را مشتق از «اهل» دانسته اند نیز بی اساس نیست (هرچند که استناد ایشان به مصغر کلمه را نمی توان معتبر شمرد)، زیرا لفظ ahl (عبری کنعانی «ahel، آرامی» ahlā، نبطی، «hlt») در اوگاریتیک به معنی چادر، و در آکادی به صورت āl (به معنی شهر) آمده است. سپس می بینم که شاعر جاهلی ابوذؤیب ان را به معنی چوب های خیمه به کار برده است.
لسان العرب، ذیل «اول».    
شاید تطور کلمه از جزئی به کلی بوده است: خانواده (ساکن یک چادر)، خاندان، خاندان بزرگ و عشیره، قبیله، پیروان (سیاسی یا دینی). در قرآن کریم آن را هم به معنای پیروان دینی ـ سیاسی ـ جغرافیایی (آل فرعون، آل لوط و غیره. قس: سخن ابن عبّاس: ـآلَ الله، اهل القرآن»)،
بهاءالدین ابوالحسن اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۶۲.    
...
آلِ آقا، خاندانی از عالمان دینی، شیعی امامی، مشهور به علم و ادب از سده ۱۲ تا ۱۴ق/۱۸ تا ۲۰م در ایران می باشد.
شهرت افراد این خاندان به «آل آقا» بدین جهت است که منتسب به « آقا محمدباقر وحید بهبهانی » (ح ۱۱۱۶-۱۲۰۵ق/۱۷۰۴-۱۷۹۱م) بوده
احمد بن محمد، مرآت الاحوال فی معرفة الرجال، نسخه کتابخانه مرکزی، دانشگاه تهران، شمـ ۲۱۷۴.
شخصیت های به نام این خاندان بدین قرارند:
← آقا محمدعلی بن آقا محمدباقر
(۱) آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، مشهد، دارالمرتضی، ۱۴۰۴ق.(۲) آیت الله مرعشی، فهرست خطی.(۳) اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، المآثروالآثار، به کوشش ایرج افشار، تهران، اساطیر، ۱۳۶۳ش.(۴) امین، محسن، اعیان الشیعه، به کوشش حسن الامین، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.(۵) بهبهانی، احمدبن محمد، مرآت الاحوال فی معرفة الرجال، نسخه کتابخانه مرکزی، دانشگاه تهران، شمـ ۲۱۷۴.(۶) دوانی، علی، وحید بهبهانی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲ش.(۷) رازی، محمدشریف، گنجینه دانشمندان، تهران، اسلامیه، ۱۳۵۲ش.(۸) شروانی، زین العابدین، ریاض السیاحه، تهران، انتشارات سعدی، ۱۳۳۹ش.(۹) قمی، شیخ عباس، فوائدالرضویه، ۱۳۶۷ق.(۱۰) قمی، شیخ عباس، الکنی والالقاب، تهران، مکتبه الصدر، ۱۳۹۷ق.(۱۱) کشمیری، میرزا محمدعلی، نجوم السماء فی تراجم العلماء، قم، مکتبه بصیری، ۱۳۹۴ق.(۱۲) معصوم علیشاه، محمد معصوم، طرائق الحقایق، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، سنایی، ۱۳۱۸ق.(۱۳) معلم حبیب آبادی، میرزامحمدعلی، مکارم الآثار، اصفهان، کمال، ۱۳۶۲ش.
آل آقا، خاندانی منتسب به آقا محمدباقر وحید بهبهانی از عالمان شیعی امامی از قرن دوازدهم تا چهاردهم قمری در ایران، که گاهی «بهبهانی» هم خوانده می شدند. از شخصیت های شاخص این خاندان می توان به آقاسید محمدعلی بهبهانی، سید احمد بهبهانی، آقامحمود بهبهانی و آقاعبدالله بهبهانی اشاره کرد.
شهرت افراد این خاندان به آل آقا بدین جهت است که منتسب بهآقا وحید بهبهانیبوده و از این رو، گاه بهبهانی خوانده شده اند. برخی از اینان که در کرمانشاه و نهاوند اقامت داشته اند به کرمانشاهی و نهاوندی شهرت یافته اند. برخی از افراد این خاندان نیز در تهران، قم، نجف و کربلا ساکن بوده اند.
شخصیت های بنام این خاندان بدین قرارند:
مراد از کلمه (آل ابراهیم) طاهرین و معصومین از ذریه حضرت ابراهیم(علیه السلام) اند، خصوصا ذریه ای که از ناحیه اسماعیل(علیه السلام) پدید آمده اند.
ترکیب آل ابراهیم از دو کلمه تشکیل شده است.۱- «آل» که مقلوب لفظی اهل است
راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۳۰    
آل ابراهیم تنها دو بار در قرآن تکرار شده و در این که آنها از چه کسانی هستند با توجه به گونا گونی معانی آل، در بین مفسران اختلاف وجود دارد. «اِنَّ اللهَ اصْطَفی ءادَمَ و نوحاً و ءالِ اِبراهیمَ و ءالِ عِمرانَ عَلَی العالَمینَ ».
آل عمران/سوره۲، آیه۳۳    
این واژه، دوبار در قرآن آمده است:«... فَقَد ءَاتینا ءَالَ ِابرهیمَ الکتبَ و الحِکمَةَ و ءَاتینهُم مُلکاً عَظیماً» در حقیقت، ما به خاندان ابراهیم، کتاب و حکمت دادیم و به آنان، مُلکی بزرگ بخشیدیم.،
نساء/سوره۴، آیه۵۴.    
...
ترکیب آل ابراهیم از دو کلمه تشکیل شده است؛ 1- «آل» که مقلوب لفظی اهل است. و اهل کسانی را گویند که نسبی یا دینی یا چیزی همانند آن، آنها را با یکدیگر جمع و مربوط کندو "آل" به شریف­تر و با فضیلت تر ها اضافه می شود، مثل آل الله و آل النبی، اما اهل اضافه شدنش کلی و عمومی است
2- «ابراهیم»، اسمی غیر عربی است که به صورت "آب رام" به معنی پدر عالی و بعد از آن به صورت "پابراهام" به معنی پدر جماعت بسیار آمده و اصطلاحاً نام یکی از پیامبران اوالعزم می باشد.
آل ابراهیم تنها دوبار در قرآن تکرار شده و در اینکه آنها از چه کسانی هستند با توجه به گوناگونی معانی آل، در بین مفسران اختلاف وجود دارد؛
«اِنَّ اللهَ اصْطَفی ءادَمَ و نوحاً و ءالِ اِبراهیمَ و ءالِ عِمرانَ عَلَی العالَمینَ «خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد »
مراد از اصطفی (یعنی گزینش و برتری دادن آنها) یا برگزیدن دین آنهاست یا ارزانی داشتن فضیلت و برتری به خود آن شایستگان، که در مورد ابراهیم (ع) مقام ولا و دوستی خدا و سرد گردانیدن آتش بر آن حضرت و نابود ساختن رجال زمان او یعنی نمرود، از مصادیق برتری دادن وی محسوب می شود و برگزیده شدن، مختص کسانی است که معصوم باشند و از این آیه معصوم بودن انبیاء و امامان استدلال شده است
1- فرزندان برگزیدۀ ابراهیم؛
یعنی اسماعیل، اسحاق، یعقوب اسباط، داود، سلیمان و... و پیامبر اسلام (ص) نیز در شمار آل ابراهیم قرار می گیرد چون نسبش به اسماعیل (ع) می رسد. قرآن به پیوند معنوی و عمیق رسول اکرم (ص) و دین اسلام با حضرت ابراهیم اشاره دارد
آیه 68 سورۀ آل عمران و آیۀ 36 سورۀ ابراهیم مؤید این مطلب است. فرزندان پیامبر (ص) نیز از آل ابراهیم خواهند بود چرا که اینان نوادگان ابراهیم (ع) هستند
خداوند متعال در قرآن کریم عده ای از انسان ها را نسبت به دیگران برتری داده است که از جمله آنان آل ابراهیم (علیه السلام) هستند.
آل، برگرفته شده از اهل است، با این تفاوت که آل به نزدیکان افراد بزرگ و شریف، مانند «آل الله» و «آل سلطان»؛ ولی اهل بر همه اطلاق می شود. از سوی دیگر، اهل به زمان و مکان و غیر آن نسبت داده می شود؛ مانند اهل فلان شهر؛ ولی آل فلان شهر نمی گویند. و آل به کسانی گفته می شود که از نظر خویشاوندی یا معنوی با فرد خصوصیتی داشته باشند.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ص۳۰.    
مقصود از آل ابراهیم می تواند اولاد آن حضرت یعنی حضرت اسماعیل، حضرت اسحاق، حضرت یعقوب، اسباط، حضرت داود، حضرت سلیمان، حضرت یونس، حضرت زکریا، حضرت یحیی، حضرت عیسی، حضرت پیامبرخاتم (صلی الله علیه و آله وسلّم) باشند.
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲، ص۲۷۸.    
 ۱. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ص۳۰.    
...
آلِ ابی اَراکه، از خاندان های شیعه و از رجال حدیث در سده های ۱-۲ ق / ۷-۸ م می باشد.
ابو أراکه، میمون بن سنجار یمنیِ بَجلی کوفی که این خاندان منسوب به اوست، از خواص یاران امام علی (علیه السلام) بوده است.
جایگاه ابو أراکه
عده ای او را به لحاظ شخصیت و قرابت به امام، همانند کسانی چون أصْبَغ بن نَباته ، مالک اشتر ، کُمَیْل بن زیاد ، زیدبن صَوْحان و صَعْصَمَة بن صوحان دانسته اند. برخی روایات از دوستی نزدیک او با رشید هَجَری حکایت می کند.
بزرگان خاندان
بنابر روایات، وی از مردم یمن بود که به کوفه هجرت کرد. از شخصیت های به نام و بزرگ این خاندان، اینان را می توان نام برد:بشیر (یا بِشْر) بن میمون وابشی نَبّال کوفی هَمْدانی شیبانی، برادرش شَجَره، و پسرش اسحاق، و نیز علی و حسن فرزندانِ شجره.
جایگاه خاندان
...
آل ابی اراکه از خاندان های شیعی و منسوب به ابو اراکه، میمون ‎بن ‎سنجار یمنی بَجلی کوفی از یاران خاص امام علی(ع) است که از یمن به کوفه هجرت کرد. بزرگان این خاندان، از محدثان و رجال مورد وثوق شیعه هستند.
عده‎ای او را به لحاظ شخصیت و نزدیکی به امام، همانند افرادی چون أصبغ بن نباته، مالک اشتر، کمیل بن زیاد، زید بن ‎صَوْحان و صعصعه بن صوحان دانسته‎اند. برخی روایات نیز به دوستی نزدیک او با رشید هجری اشاره دارد.
از شخصیتهای معروف و بزرگ این خاندان، می‎توان از افراد ذیل نام برد:


آل در دانشنامه ویکی پدیا

آل
آل می تواند به موارد زیر اشاره کند:
آل به معنی خاندان یا دودمان
آل (افسانه) موجودی خیالی است در باور عوام
آل به معنی سراب
آل (درخت) درختی با ریشه سرخ رنگ
آل (فیلم) نام یک فیلم ایرانی ساخته سال ۸۸ با بازی مصطفی زمانی و کارگردانی بهرام بهرامیان
«آل کور» یکی از شخصیت های کمیک مارول که یک پیرزن نابینا است و اغلب با شخصیت ددپول در ارتباط است.
آل یا زائوترسان موجودی خیالی-افسانه ای است. در باور عامه، موجودی است که اگر زن تازه زا را تنها بگذارند، سراغش می آید و بدو آزار یا آسیب می رساند.
لیلیت
لامیا
آل یک گونه از موجودات اهریمنی در باور مردمان قفقاز، ایران، آسیای میانه و بخش هایی از جنوب روسیه است. در باورهای سنتی، نقش آلها در تولید مثل انسانهاست به همین دلیل آن ها را اهریمن وضع حمل یا زایمان می دانند.
آلها در مناطق گوناگون دارای نام های مختلفی هستند مثلاً در ارمنستان به «آلک»، در میان کردها به «ئالو شه وه»، در افغانستان و تاجیکستان به «هال» یا «خال»، در کشورهای ترک زبان آسیای میانه به «آلباستی» یا «آلماستی» و در میان مردم کشمیر و بدخشان به «هالماستی» معروفند.
در فرهنگ بختیاریها هم وجود آلها با عبارات رایجی مانند «آل برده» و «الهی آل ببردت» به چشم می خورد.
آل رنگی مایل به قرمز است که از ریشه گیاهی استخراج می شود. برای تهیه آن از زاج سفید و روناس بهره می گیرند.
رنگ های قالی ایران
فهرست رنگ ها
آل فیلم سینمایی از بهرام بهرامیان و ساخت سال ۱۳۸۸ در ایران است.
بازنویسی فیلمنامه: امیر پوریا
صدابردار: فرخ فدایی
طراح صحنه و لباس: رضا حاجی درویش
طراح چهره پردازی: سودابه خسروی
عکاس: جواد جلالی
مهندس جوانی از طرف هیأت مدیره شرکت محل کارش، همراه زن باردار خود عازم یک مأموریت کاری در ایروان می شود. به تدریج روزهای آفتابی این زوج، جای خود را به روزهای تیره می دهد. حوادثی در راه است.
آل آقا نام خاندانی اصیل و غیر کُرد در شهر کرمانشاه است که از نسل محمدباقر وحید بهبهانی می باشند و بیش از ۲۵۰ سال قبل از اصفهان به کرمانشاه آمده اند. شایان ذکر است که افراد این خاندان از ساکنین غیرکُرد و شیعه مذهب شهر کرمانشاه می باشند.
وحید بهبهانی
آقا محمدعلی بهبهانی
آقا احمد کرمانشاهی مؤلف مرآه الاحوال جهان نما که توسط علی دوانی به چاپ رسیده است.
سید محمدحسین شهرستانی (نوه میرزا احمد آل آقا بن محمدعلی بن محمدباقر وحید بهبهانی)
آقا عبدالله آل آقا
آقا محمدجعفر آل آقا
آقا اسدالله آل آقا(امام جمعه)
آقا ابوعلی آل آقا(امام جمعه)
کمال الدین امامی آل آقا(فرزند آقا ابوعلی امام جمعه کرمانشاه و مدیر کل اسبق اداره غله استان کرمانشاه)
علی آل آقا(روحانی مدرس حوزه علمیه قم)
آقا رحیم آل آقا
سعید آل آقا (پزشک)
محمدنبی آل آقا
نظام الدین آل آقا(معلم، نویسنده و پژوهشگر)
محسن امامی آل آقا (پزشک)
محمدعلی (وزیر) امامی آل آقا
علی اکبر وحیدی آل اقا(مدیر ارشد صنعت نفت)
محمد شاهکار آل آقا(حقوق دان، درگذشته در نیس فرانسه)
مهری آل آقا(هنرپیشه و بازیگر)
ابراهیم اعلمی آل آقا(رئیس دانشگاه رازی)
سلطان العلما کرمانشاهی
سید مرتضی نجومی
حشمت الله طبیبی
آهو آل آقا (هنرمند نقاش)
حسین آل آقا
نسب خاندان آل آقا به آقا محمدعلی بهبهانی می رسد که فرزند محمدباقر وحید بهبهانی بود. وی در زمان حکومت الله قلی خان زنگنه، حاکم کرمانشاه در اواخر زندیه، به درخواست وی به کرمانشاه آمد و در این شهر ساکن شد. در سال ۱۷۷۱ میلادی برای تأسیس حوزهٔ علمیه ای در کرمانشاه فراخوان داده و از آخوندهایی از شهرهای شیعه نشین ایران و عراق درخواست کرد که برای مشاکت در تأسیس این حوزه به کرمانشاه بیایند. آقا محمدعلی نخستین فرد از این خاندان است که در کرمانشاه ساکن شده و نسل این خاندان از فرزندان وی می باشد. از آنجا که محمد علی بهبهانی با نام آقا محمدعلی شناخته می شد و به همین دلیل نوادگان وی آل آقا به معنای خانوادهٔ آقا نام گرفتند. همچنین در ابتدای نام برخی از آنان نیز از کلمه «آقا» استفاده می شود.
بزرگان خانوادهٔ آل آقا و نوادگان محمدباقر وحید بهبهانی بر مبنای شجره نامه هایی که در دست دارند ادعا می کنند که سلسهٔ نسب آن بزرگ مرد با چهارده واسطه به شیخ مفید می رسد. با این حال غلامرضا کیوان سمیعی به نقل از سردار کابلی در کتاب زندگانی سردار کابلی این شجره نامه ها را جعلی و مخدوش دانسته و چنین انتسابی را صحیح نمی داند. مطابق با آنچه که سردار کابلی نقل کرده، این وصیت نامه ها بر مبنای وصیتنامه ایست که سید جعفر اعرجی کاظمینی ملقب به معین الاشراف، در زمان آقا اسدالله امام جمعه (نوادهٔ آقا محمد علی) برای خوشایند وی نوشته و در ازای آن به تملک روستای چشمه سفید در نزدیکی کرمانشاه تمایل داشته است. اگرچه بنا بر نقل سردار کابلی آقا اسدالله چندان از این جعل خشنود نشد، اما پس از وی فرزندانش هریک نسخه ای از آن برای خود تهیه کرد.
این شجره نامهٔ جعلی زمانی عمومیت یافت که در سال ۱۳۵۳ قمری (۱۳۱۳ خورشیدی و ۱۹۳۴ میلادی)، سید محسن جبل عاملی برای تهیهٔ منابع لازم برای تألیف کتاب اعیان الشیعه به ایران و کرمانشاه آمد و این شجره نامه به وی داده شد. از آنجا که این کتاب بعدها به عنوان منبعی شاخص برای نسب شناسی بزرگان شیعه به کرات مورد استفاده قرار گرفت، شائبهٔ انتساب خاندان آل آقا نیز بارها با استناد به این کتاب نقل شد و به صورت غلطی مصطلح درآمد. سید محمد محسن حسینی طهرانی در کتاب نوروز در جاهلیت و اسلام به این مطلب اشاره می کند که هم محمدباقر وحید بهبهانی و هم محمدعلی بهبهانی هر دو از محققین علمای رجال محسوب می شده اند و هر دو در کتاب هایشان بارها نام شیخ مفید را برده و از وی مطالبی نقل کرده اند، اما هیچگاه خود را به وی منسوب نکرده اند، در حالی که هر دو به منسوب ساختن خود به علمای پیش از خود علاقه مند بوده اند. به گفتهٔ وی از انتساب این خاندان به شیخ مفید تا زمان آقا اسدالله هیچ سندی در دست نیست و بنابراین انتساب خاندان آل آقا به شیخ مفید سندیت ندارد و اشتباه است.
آل ابوفارع (در عربی: آل أَبوفارَع ) نام روستایی است در دهستان بَنُو فایَش از توابع استان جَوف در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
جمعیت آن (۱۰۷) نفر (۱۰ خانوار) می باشد.
آل اِخْشید، اخشیدیان یا اخشیدیه، سلسله ای از فرمانروایان فرغانه بودند که در میان سال های ۳۲۳-۳۵۸ قمری/۹۳۵-۹۶۹ میلادی به تفاریق بر مصر و شام فرمان راندند.مصر اریتره عراق اسرائیل اردن لبنان لیبی فلسطین عربستان سعودی ترکیه سودان سوریه
دربارهٔ علت نامگذاری این سلسله چند نظر مختلف مطرح شده است. اول اینکه محمد (مؤسس این حکومت) از اهالی فرغانه بود و شاهان فرغانه را اخشید (مانند خورشید) می خواندند و راضی بالله نیز برای اینکه محمد را تابع بغداد کند، در سال ۳۲۹ هجری لقب اخشید را به او اعطا کرد. دوم اینکه اخشید شکل سغدی واژهٔ ایرانی خشیته به معنی نورانی است. سوم اینکه طبق نظر اشپولر و گرشویچ این واژه از ریشهٔ خشایثیه به معنی فرمانروا گرفته شده است. چهارم اینکه کریستین سن واژه شاذ به معنی شاه را شکل دیگری از واژه اخشید دانسته است. اِخشید واژه ای سغدی به معنی شاه و فرمانروا است. این واژه هم ریشه با واژهٔ فارسی شاه و پارسی باستان خشایاثیه است. عنوان شاد در ترکی قدیم نیز از همین واژهٔ سغدی به وام گرفته شده است.
جف اولین فرد از این خاندان بود که در زمان خلافت معتصم (حک: ۱۹۷–۲۲۷ ه‍.ق) وارد دستگاه حکومتی عباسیان شد. چون آوازهٔ دلاوریهای ترکان ماوراءالنهر، سمرقند و فرغانه به گوش معتصم رسید، تلاش کرد تا سپاهی نیرومند متشکل از ترکان این سرزمینها به وجود آورد. این سپاهیان در بغداد موجب آزار و اذیت مردم می شدند به همین خاطر اهالی بغداد شکایت به پیش معتصم بردند و معتصم که توان مقابله با این ترکان را نداشت مرکز خلافت را از سامراء به بغداد منتقل کرد.
نسب این خاندان به طغج میرسد. طغج پسر جف یکی از سران لشکر عباسی در بغداد بود. طغج از بغداد به سمت مصر رفت و در آنجا با لولو -که از جانب احمد بن طولون بر مصر و شام ولایت یافته بود – همراه گشته و به خدمت طولونیان درآمد و در دستگاه حکومتی طولونی منصب یافت. او در زمان خمارویه والی شام شد؛ ولی به علت خشم حسن بن عباس (وزیر عباسیان) از او، به همراه فرزندش محبوس شد. طغج در زندان مرد. اما فرزندش محمد از زندان عباسیان رها شد.
آل ارتر (به انگلیسی: Al Oerter) ورزشکار مرد رشتهٔ دو و میدانی اهل کشور ایالات متحده آمریکا است. وی در بین سال های ‎۱۹۵۶ تا ۱۹۶۸ میلادی در مسابقات بازی های المپیک تابستانی در مجموع ۴ مدال، شامل ۴ مدال طلا را کسب کرد.
بازی های المپیک تابستانی
جدول مدال های بازی های المپیک
فهرست برندگان چند مدال طلای المپیک
آل ارتر
آل اَرتُق یا ارتقیه (ترکی: آرتوقلولار) سلسله ای از امرای ترک اوغوز که بین سال های ۱۱۰۴ تا ۱۴۰۸ میلادی در شرق آناتولی و شمال سوریه و عراق حکمرانی کرده اند؛ که شامل دو شاخه ماردین و هارپوت (خرپوت) بودند.
خانات ارتقیه (ترکی: آرتوقلو بی لیغ) (۱۱۰۱–۱۳۱۲ م) که اولین حکمران آن ها ارتق است؛ که بر دیاربکر و مدتی بر حلب و ماردین حکومت می کردند.
نوادگان سبکتکین (۱۱۴۴–۱۲۳۲ م) در اطراف اربیل که اولین آن ها زین الدین علی پسر کوچک سبکتکین است.
تعدای از آن ها بر ایالاتی از ایران حکومت کردند از قبیل:
اولین حاکم این سلسله نجم الدین غازی ارتق نام داشت که به عنوان پایه گذار هر دو شاخه نیز شناخته می شود. پدر وی که اکسوک نام داشت، ابتدا یکی از ژنرال های آلپ ارسلان بوده و سپس به عنوان ژنرال امیر سلجوقی دمشق به نام تتش درآمد. معروفترین حاکم سلسله آل ارتق، قرا ارسلان بن غازی نام داشت که حوزه حکومتی وی از شرق آناتولی تا غرب شامات و نیز فلسطین را شامل می شد. پسر وی نورالدین ارتق با قلج ارسلان دوم سلطان سلجوقیان روم جنگید که بعدها منجر به قرارداد صلح مابینشان شد. این سلسله در قرن ۱۴ میلادی جای خودش را به سلسه های آق قویونلو و قرا قویونلو داد.
امرای ماردین
ال آل، جردن یک منطقهٔ مسکونی در اردن است که در استان عمان واقع شده است.
فهرست شهرهای اردن
چاک تِیلور آل-استارز (انگلیسی: Chuck Taylor All-Stars) یا به طور خلاصه آل-استارز یک مدل کفش راحتی است که نخستین بار اوایل سده بیستم توسط شرکت کانورس تولید شد. طراحی این مدل تا امروز تغییر چندانی نداشته و تقریباً به همان صورت اولیه تولید و عرضه می شود.
اگرچه کفشهای آل استارز با مواد متنوعی تولید می شوند اما مدل اولیه و مرسوم ترین مدل آن از کرباس کتان ساخته می شود.
در سال ۲۰۱۵ یک مدل پیشرفته تر از این کفش با عنوان چاک تیلور ۲ (Chuck Taylor II) عرضه شد که در آن ضمن حفظ ظاهر کلاسیک آل استارز، از مواد سبک و فناوری نایکی بهره گرفته شده است.
بلایند آل (به انگلیسی: Blind Al) یک شخصیت خیالی در کتاب های کامیک منتشر شده توسط مارول کامیکس است که اغلب به عنوان شخصیت مکمل در کنار ددپول تصویر می شود. شخصیت بلایند آل (که همچنین تحت عنوان های اَلثیا یا بلایند آلفرد نیز شناخته می شود) توسط نویسنده جو کلی و طراح اِد مک گینس خلق شده است که برای اولین بار در شمارهٔ ۱ ددپول (ژانویه ۱۹۹۷) حضور پیدا کرد.
اَلثیا سابقاً مأمور دستگاه های اطلاعاتی بریتانیا به شمار می رفت، هرچند توانایی های او تا به حال به طور دقیق مشخص نشده است. او پیر زنی لاغر و همان طور که از نامش پیداست دچار نابینایی است. او همچنین یکی از دوستان نزدیک شخصیت کاپیتان آمریکا در دهه ۱۹۴۰ (میلادی) بود.
لزلی اوگامس در فیلم های ددپول (۲۰۱۶) و ددپول ۲ (۲۰۱۸) وظیفه بازی در این نقش را بر عهده داشت.
می آل (به انگلیسی: Mayall's Object) نتیجه برخورد دو کهکشان است. این کهکشان شگفتی آور در صورت فلکی خرس بزرگ و در فاصله ۵۰۰ میلیون سال نوری زمین قرار گرفته است. این کهکشان در اطلس کهکشان های شگرف نیز با نام Arp 148 طبقه بندی شده است.
این کهکشان شگرف توسط ستاره شناس آمریکایی نیکلاس می آل در تاریخ ۱۳ مارس ۱۹۴۰ کشف شد.
تایس آل (انگلیسی: Thijs Al؛ زادهٔ ۱۶ ژوئن ۱۹۸۰) دوچرخه سوار اهل پادشاهی هلند است.
مختصات: ۳۴°۰۰′۴۴″شمالی ۵۰°۵۶′۵۱″شرقی / ۳۴٫۰۱۲۲۲۲۲°شمالی ۵۰٫۹۴۷۵°شرقی / 34.0122222; 50.9475 دره آل در نزدیکی روستای آل از دهستان چولایی خانه، که در۴۵ کیلومتری شمال شرقی مشهد و در مسیر راه به کلات واقع شده است. (ارتفاع از سطح دریا: ۱۳۷۶)
دره آل، دره ای نسبتأ عریض و دارای آبشاری زیبا با جریان دائمی آب می باشد که از کوه های هزار مسجد سرچشمه می گیرد این دره به زواندرخ در روستایی به همین نام منتهی می شود و سد کارده درقسمتی از این دره حد فاصل روستای اندرخ و کارده، دره را قطع می کند هر دو قسمت دره دارای جاذبه های خاص طبیعی و مورد توجه علاقه مندان به طبیعت و کوهنوردان است. دره دارای ۵ عدد آبشار می باشد که فقط در زمان بارندگی های شدید آب دارند.
دره انجیر یکی از جاذبه های دره آل است که با عرض کم و موانع صخره ای و پوشیده از درختان انجیر وحشی دارای منظره دیدنی و جالب است.
از دیگر دیدنیهای این دره می توان به غار دره آل اشاره کرد. این غار مکانی با دهانه بزرگ و دیدنی و دیوارهای مرتفع و بلند می باشد که چشمه ای در مجاورت آن قرار دارد. این غار به فاصله ۵۰ کیلومتری شمال مشهد است و در ۳ کیلومتری روستای کارده قرار گرفته است. عرض آن تقریباً یک تا سه متر و طولش به بیش از یکصد متر می رسد. کوهنوردان در درون آن اسکلت هایی قدیمی یافته اند. دهانه غار به صورت یک شکاف سنگی است. عرض آن ۳ متر و طول آن ۱۰۰ متر است. از نوع غارهای خشک و دارای پرتگاه های خطرناک می باشد. در محل مذکور که موسوم به دره آل است دو غار در دو سمت دره قرار دارند. غار شرقی موسوم به غار اسکلت و غار غربی موسوم به غار کارده است. دهانة غار به صورت یک شکاف سنگی است که عرض تقریبی آن ۱ تا ۳ متر و طول آن حدود ۱۰۰ متر می باشد. این غار کاملاً خشک است و پرتگاه ةایی خطرناک دارد. کوهنوردان، اسکلت هایی از انسان مربوط به زمان های قدیم را در درون این غار مشاهده کرده اند. از مشخصه های این غار تعداد زیاد راه های فرعی است که هر راه فرعی خود به ۲ تا ۵ شاخه فرعی دیگر منتهی می شود. همچنین اغلب راه های فرعی و اصلی دارای یک ارتفاع هستند و گاهی راه اصلی ارتفاع و ورودی کوچکتری از راه های فرعی اطراف دارد، لذا باتوجه به عدم وجود نشانه گذاری در داخل غار احتمال گم کردن مسیر اصلی وجود دارد.
سطح ایده آل (به انگلیسی: Ideal surface) در شیمی و فیزیک، سطحی است که جامد، هموار، صلب، از نظر شیمیایی همگن و دارای مقدار پسماند زاویه تماس صفر باشد. پسماند صفر، هنگامی میسر می گردد که زاویهٔ پیشروی و زاویه پسروی با هم برابر باشند. به عبارت ساده تر، سطح ایده آل سطحی است که یک قطره، بر روی آن، دارای تنها یک زاویه تماس پایدار باشد. همانگونه که در نگارهٔ ۱ مشخص است، یک قطره پس از قرار گرفتن بر روی سطح دارای زاویه تماس می گردد. بر سطح ایده آل، در صورت به هم خوردن سطح، قطره، به شکل اصلی خود بازمی گردد.
پسماند
ترشوندگی
زاویه تماس
قانون یانگ روابط قطره و زاویه تماس را در سطح ایده آل بیان می کند:
که در آن ɣ انرژی آزاد سطح میان سطح های مختلف مایع و جامد و گاز و θ زاویه تماس است.
فیض آل (به ترکی استانبولی: Feyz al) نام آلبومی از جزا خوانندهٔ رپ ترکی است.
Feyz Al
Sen Oyna Dilber feat. Killa Hakan
İt Dalaşı
Feyz Al (Radio Edit)
Feyz Al (Enstrümantal)
آلومینیوم کاهنده (به انگلیسی: Red-Al) یک ترکیب شیمیایی با شناسه پاب کم ۱۶۶۸۴۴۳۸ است..COCCOOCCOC(OCCOC)()OCCOC.
Sodium bis(2-methoxyethoxy)aluminumhydride
Vitride
.COCCOOCCOC
گاز آرمانی یا گاز ایده آل یک تقریب از گازهای حقیقی است که برای مقاصد محاسباتی بکار می رود. همچنین گاز ایده آل به گازی گفته می شود که:
بنویت پال امیل کلاپیرون
جدول معادلات ترمودینامیکی
گازهای حقیقی را در چگالی های پایین با تقریب خوبی می توان ایده آل فرض کرد.
گازهای ایده آل در حالت تعادل داخلی از معادلهٔ گاز ایده آل پیروی می کنند:
که در آن P فشار داخلی مجموعه، V حجم مجموعه، n تعداد مول های ذرات مجموعه، R ثابت جهانی گازها و T دمای مجموعه با یکای کلوین است.
Berge, Claude (1963). "Perfect graphs". Six Papers on Graph Theory. Calcutta: Indian Statistical Institute. pp. ۱–۲۱.
Chudnovsky, Maria; Cornuéjols, Gérard; Liu, Xinming; Seymour, Paul; Vušković, Kristina (2005). "Recognizing Berge graphs". Combinatorica. ۲۵ (۲): ۱۴۳–۱۸۶. doi:10.1007/s00493-005-0012-8.نگهداری یادکرد:نام های متعدد:فهرست نویسندگان (link)
Chudnovsky, Maria; Robertson, Neil; Seymour, Paul; Thomas, Robin (2006). "The strong perfect graph theorem". Annals of Mathematics. 164 (۱): ۵۱–۲۲۹. doi:10.4007/annals.2006.164.51.نگهداری یادکرد:نام های متعدد:فهرست نویسندگان (link)
Gallai, Tibor (1958). "Maximum-minimum Sätze über Graphen". Acta Math. Acad. Sci. Hungar. ۹ (۳–۴): ۳۹۵–۴۳۴. doi:10.1007/BF02020271.
Golumbic, Martin Charles (1980). "Algorithmic Graph Theory and Perfect Graphs". Academic Press. شابک ‎۰-۴۴۴-۵۱۵۳۰-۵. Second edition, Annals of Discrete Mathematics 57, Elsevier, 2004.
Grötschel, Martin; Lovász, László; Schrijver, Alexander (1988). "Geometric Algorithms and Combinatorial Optimization". Springer-Verlag.. See especially chapter 9, "Stable Sets in Graphs", pp. ۲۷۳–۳۰۳.
Lovász, László (1972). "Normal hypergraphs and the perfect graph conjecture". Discrete Mathematics. ۲ (۳): ۲۵۳–۲۶۷. doi:10.1016/0012-365X(72)90006-4.
Lovász, László (1972). "A characterization of perfect graphs". Journal of Combinatorial Theory, Series B. ۱۳ (۲): ۹۵–۹۸. doi:10.1016/0095-8956(72)90045-7.
Lovász, László (1983). "Perfect graphs". In Beineke, Lowell W. ; Wilson, Robin J. (Eds.). Selected Topics in Graph Theory, Vol. 2. Academic Press. pp. ۵۵–۸۷. شابک ‎۰-۱۲-۰۸۶۲۰۲-۶.نگهداری یادکرد:نام های متعدد:فهرست ویراستاران (link) نگهداری یادکرد:متن اضافی:فهرست ویراستاران (link)
در تئوری گراف، یک گراف آرمانی گرافی است که رنگ آمیزی گراف هر زیر گراف القایی، برابر سایز بزرگترین گروه آن زیرگراف باشد. در سایهٔ تئوری قوی گراف آرمانی، از سال ۲۰۰۲ می دانیم که گراف های آرمانی همانند گراف های برگ هستند. گراف G یک گراف برگ است اگر خود گراف G یا مکملش یک دورالقایی به طول فرد حداقل ۵ داشته باشد.
گراف های آرمانی دربرگیرندهٔ تعداد زیادی دسته های مهم گراف ها هستند و در یکی کردن نتایج مربوط به رنگ آمیزی ها و گروه ها در آن دسته ها، بکار می روند. به عنوان مثال در همهٔ گراف های آرمانی مسئله ی رنگ آمیزی گراف، مسئله ی بزرگترین گروه و مسئله ی بزرگترین مجموعه ی مستقل همگی در زمان چند جمله ای بدست می آیند. علاوه بر این، برخی از تئوری های مهم کوچکترین-بزرگترین در ترکیبات، مانند تئوری Dilworth می توانند در قالب ایده آل کردن گراف متناظرشان بیان شوند. نظریهٔ گراف ایده آل از سال ۱۹۵۸ به وسیلهٔ Tibor Gallai گسترش پیدا کرد، نتیجهٔ کار او را می توان اینگونه تعبیر کرد که مکمل گراف دوبخشی ایده آل است؛ این نتیجه نیز می تواند به عنوان یک معادل ساده از نظریه König دانست. برآمدی خیلی قدیمی تر که با تطابق و پوشش راسی در گراف های دو بخشی مرتبط بود. اولین استفادهٔ واژهٔ گراف آرمانی به نظر می رسد در یک مقاله ۱۹۶۳ از کلود برگ است و پس از آن گراف برگ نامیده شد. در این مقاله او نتیجهٔ Gallai را با برخی از نتایج مشابه، به وسیلهٔ تعریف گراف آرمانی یکی کرد و برابری گراف ایده آل و گراف برگ را حدس زد. حدس برگ در سال ۲۰۰۲ به عنوان نظریه ی قوی گراف آرمانی ثابت شده است.
بعضی از گراف های ایده آل آشنا تر: گراف دو بخشی: گرافی که می تواند با دو رنگ، رنگ آمیزی(گراف) شود؛ مانند درخت (تئوری گراف)، گراف های بدون دور. گراف خطی از گراف های دو قسمتی (ر.ک. نظریه کونیگ) گراف رخ (گراف خطی از گراف های کامل دو بخشی) یک مورد خاص است.
لی سونگ یه آل (انگلیسی: Lee Seung-yeoul؛ زادهٔ ۶ مارس ۱۹۸۹) یک بازیکن فوتبال اهل کره جنوبی است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۱۴.
وی همچنین در تیم های ملی فوتبال کره جنوبی کره جنوبی کره جنوبی بازی کرده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آل در دانشنامه آزاد پارسی

(مشتق از فارسی ایران باستان harda به معنی سرخ و قرمز) در باورهای عامیانه، دشمن زائوها، و موجودی افسانه ای، مانند غول بیابانی و جن، در هیئتِ زنی زار و نحیف، یا موجودی پشمالو و سرخ رو، با قدی بسیار بلند. بنابه روایت ها، آل، که در چشمه سارها زندگی می کند، فقط شب هنگام بر زن زائوی تنها یا نوزاد او ظاهر می شود؛ نتیجۀ آن، تب زایمان یا آل زدگی و گاه مرگ زائوست. اگر زائویی با تب زایمان بمیرد، می گویند آل از آب گذشته و جگر او را بیرون آورده؛ اگر از تب زایمان رهایی یابد، گویند آل موفق نشده از آب بگذرد؛ اگر نوزاد در روزهای اول زندگی اش بمیرد، گویند آل نوزاد را با خود برده است. برخی ظاهر شدن او را تا پیش از شبِ شش و برخی تا پیش از حمام زایمان زائو می دانند. همۀ روایت ها بر آن اند که آل از ابزارهای آهنین و زغال یا سیاهی و بوی پیاز می گریزد.

آل در جدول کلمات

آل
سراب, سرخ کمرنگ, دودمان
آثار زنده یاد جلال آل احمد
از رنجی که می بریم
آخرین حاکم آل بویه
ملک رحیم
از فرمانروایان آل زیار
وشمگیر
از فیلمهای سیدنی لومت با حضور آل پاچینو
سرپیکو
تابلویی از آل گرکور
تعهد مریم
داستانی از آل احمد
سه تار
داستانی کوتاه از آل احمد
جاپا
ساخته اخیراً اکران شده مصطفی آل احمد در گروه هنر و تجربه با حضور حمید فرخ نژاد و الناز شاکردوست
پوسته
ساخته اخیراً اکران شده مصطفی آل احمد در گروه هنر و تجربه با شرکت حمید فرخ نژاد | الناز شاکردوست و مریم کاویانی
پوسته

معنی آل به انگلیسی

dynasty (اسم)
دودمان ، سلسله ، خاندان ، خانواده ، خاندان پادشاهان ، ال

آل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

امیررضا ٢١:٠٤ - ١٣٩٥/١١/٢٢
انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال
آل، موجودی افسانه‎ای که به یاور عوام در صحراها و چشمه‎ها زندگی می‎کند و دشمن زنان تازه از است. آل را به شکلهای گوناگون وصف کرده‎اند: «زنی است که دستهای باریکِ بلند دارد، و پایش هم استخوان فقط است و و گوشت هیچ ندارد، ضعیف‎البنیه است، رنگ چهره‎اش قرمز می‎باشد و بینی او از گِل» (خوانساری، کلثوم ننه، 169) و یا از خمیر (اسدیان و دیگران، 166) است. چشمانی درشت، موهایی سفید (بلوکباشی، 590) و یا سرخ (اسدیان و دیگران، 166)، بینی قرمز رنگ، دو پستان بسیار بزرگ (ساعدی، 142) و بر دوش افکنده (آیلرس، 19)، گیسوان بلند طلائی (بهرام‎بیگی، 82) و تنی پشمالو (امینی، 26) دارد. در افغانستان آل به صورت زنی جوان، با دندانها و ناخنهای دراز، چشمانی اریب در امتداد دو سوی بینی و پاشنه‎های پا، برگشته به سوی جلو تصور می‎شود (هیستینگر، ذیل افغانستان).
نام این موجود خیالی در زبان امنی اَل و اَلک (صورت جمع) (آیلرس، 52؛ داویدیان و ساعدی، 23). در ترکی آذربایجانی، آل و ترکی آسیای مرکزی، اَل ـ بَستی (آیلرس، 48)، و در کردی، هال و آل است است (مردوخ). ظاهراً همة این نامها و جزء اول کلمة «اَلْ ـ بَستی»، از یک ریشة ایرانی و به معنی سرخ است. بنا به روایتهای عامه تا زمانی که زائو به حمام نرفته و ناپاک است، معمولاً تا شش روز یا ده روز پس از زاییدن، اگر تنها بماند آل از دیوار خانه یا راهِ پشت بام یا پنجره و روزن و درِ اتاق، به سراغش می‎آید و جگرش را می‎زند و می‎برد. اگر آل بتواند جگر زن تازه از را به آب برساند و یا از آب بگذراند، سبب بیماری و حتی مرگ او می‎شود. زائویی که آل جگرش را زده و برده اصطلاحاَ «آل زده» و بیماری ناشی از آن را «آل‎زدگی» می‎نامند. گاهی نیز ممکن است آل «جفت بچه » را ببرد. اگر آل جفت بچه را هم ببرد و بخورد، می‎گویند که زائو به بیماری آل‎زدگی دچار می‎شود. اصل و منشأ پیدایی آل و پندارهای مربوط به آن دقیقاً روشن نیست. ظاهراً باید این پندار برخاسته از ذهن و اندیشة مردم جامعه‎های آغازین و مربوط به فرهنگ و زمانی باشد که در آن اعتقاد به آنیمیسم و چیرگی ارواح خبیثه در زندگی مردم جامعه رواج داشته است. برخی از مردم جامعه‎های باستانی به موجودات وهمی و خبیثة تقریباً شبیه آل، مانند «اَلو»، «لَمَشْتُو» و «لی لیث» اعتقاد می‎داشتند. «الو» دیو خبیث و نفرت انگیزی بود که به عقیدة بابلیها با پرواز بر فراز بستر کودکان و ترساندن آنها و گاه مکیدن رایحة زندگیشان باعث مرگ آنها می‎شد (مکنزی، 69). «لمشتو» مادینه دیوی بود که مردم اَکَد و بین‎النهرین اعتقاد داشتند که دشمن نوزادان و ربایندة آنها بوده است (آیلرس، 48). «لی لیث»، که در ادبیات تلمودی نخستین همسر آدم معرفی شده است، در اسطوره‎ها و فرهنگ عامة یهودی، همچون ماده دیوی توصیف شده که دشمن کودکان نوزاد است و شبها به گشت و گذار و شکار می‎پردازد (جودائیکا). هرچند ممکن است که برخی از خصایل و اعمال این ماده دیوها و موجودات خیالی شبیه به آل باشند، لیکن شخصیت و خصوصیات آنها بیشتر با «اُمّ‎الصِّبیان»، ماده دیوی که نوزادان و کودکان را می‎رباید، مطابقت دارد. بعضی آل را با بختک یا فرنجک یکی گرفته و بینی او را مانند بختگ، گِلی توصیف کرده‎اند. بَخْتَک، که آن را «بینی گِلی» هم می‎نامند، به صورت دیوی سهمناک در شبها بر خفتگان پدیدار می‎شود و چون کوهی روی سینة آنها می‎افتد. شخص خفته فقط با گرفتن بینی او می‎تواند از آزارش رهایی یابد. آقاجمال خوانساری در کتاب عقاید انساء، معروف به کلثوم ننه، بینی آل را مانند بختک گلی ذکر کرده و در وصف او از زبان کلثوم ننه چنین نوشته است:
«آل به شناختن بود مشکل،
گیس او سرخ و بینی‎اش از گِل»،
گر بینی بگیر بینی او،
تا ز زائو جگر ندزدد و دل» (ص 15.
آیلرس هم از دیوی به نام «ایسیچی» نام می‎برد که به اعتقاد وایت مردم برخی از شهرهای تابع لصفهان (مانند نجف آباد و کَرسِگان) مانند بختک، بینی گلی دارد و روی اشخاصِ خوابیده می‎افتد و وقتی که بینی‎اش را بگیرند آنها را رها می‎کند. این مردم آل و ایسیچی را یکی می‎دانند و می‎گویند که ایسیچی بچه‎های بد می‎آورد (ص 44, 45). برخی دیگر آل را با «ام‎الصبیان» اشتباه گرفته و تصور کرده‎اند که آل نوزاد را هم می‎زند و می‎برد یا به او آسیب می‎رساند؛ از این‎رو برای حفظ نوزاد را هم می‎زند و می‎برد یا به او آسیب می‎رساند؛ از این‎رو برای حفظ نوزاد از آل‎زدگی نیز چاره‎اندیشی کرده‎اند. مثلاً همدانیها دو گهواره مانند هم درست می‎کنند و در اتاق زائو می‎گذارند تا آل از شناسایی نوزاد درماند و دچار اشتباه شود (ماسه، 1/44). خراسانیها هفت سوزن به لچک نوزاد و هفت سوزن به لچک زائو می‎زنند و به این وسیله از نزدیک شدن آل به زائو و نوزاد جلوگیری می‎کنند و در شبِ ششَ زائو صورت و بدن نوزاد را با سوختة باروت، سیاه می‎کنند تا آل از سیاهی و زشتی روی نوزاد بترسد و به او نزدیک نشود (شکورزاده، 115-116).
دفع آل: مردم برای دفع آل از زائو و پیشگیری از خطر بیماری آل‎زدگی و حفظ سلامت مادر نوزاد، آداب و کارهای مخصوص انجام می‎داده‎اند. از جمله اداب و اعمال آل‎زدایی در فرهنگ عامة ایران، رعایت بعضی تابوها (محرمات)، استعمال نَفِرات (رَماننده‎ها)ی مخصوص و انجام اعمال و شعائر خاصِ دفع آل بوده است.
محرمات: پس از اینکه زنی می‎زایید، تا روز حمام زایمان که معمولاً 6 یا 10 روز به درازا می‎کشید، از انجام برخی اعمال در اتاق او خودداری می‎کردند تا آل به سراغ وی نیاید. مثلاً نام زائو را به زبان نمی‎آوردند و او را به نام مریم، مریم عذرا یا مادر حضرت مسیح(ع) صدا می‎زدند. یا نزد زائو نامی از جن و آل و ارواح خبیث نمی‎بردند، یا زنان را، به جز زنانی که به هنگام زایش در نزد زائو حضور داشته‎اند، اجازه نمی‎دادند که وارد اتاق زائو شوند. زائو و نوزادش را لباسهای سرخ رنگ نمی‎پوشاندند و رختخوابهای آنان را از پارچه‎های سرخ نمی‎دوختند، چون باور داش ...
|

عسل ٠٩:٢٢ - ١٣٩٦/٠١/٠٥
از اهل گرفته شده و به معنی کسانی است که به واسطه ی فرزندی ، (آل عمران ، آل ابراهیم ، آل یعقوب ) خویشاوندی (آل لوط ) و یا همشهری بودن ، (آل بویه، فرعون ) دارای جایگاه والایی نزد کسی باشند.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جن آل   • آیا آل وجود دارد   • فیلم آل   • افسانه آل   • عکس آل   • معنی آل   • آل چیست   • عکس جن و آل   • مفهوم آل   • تعریف آل   • معرفی آل   • آل یعنی چی   • آل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آل
کلمه : آل
اشتباه تایپی : Hg
آوا : 'Al
نقش : اسم
عکس آل : در گوگل


آیا معنی آل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )