برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1273 100 1

آموزگار

/'AmuzegAr/

مترادف آموزگار: اتابک، استاد، لله، مدرس، مربی، معلم، هیربد

متضاد آموزگار: تلمیذ، دانش آموز، محصل

معنی آموزگار در لغت نامه دهخدا

آموزگار. [ زْ / زِ ] (ص مرکب ) آنکه آموزد. آنکه یاد دهد. معلم. آموزنده. استاد. مربی. || توسعاً، ناصح. اندرزگوی. هادی. راهنما. مجرب :
هرکه نامُخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار.
رودکی.
هم او آفریننده ٔ روزگار
بنیکی هم او باشد آموزگار.
فردوسی.
کسی کش خرد باشد آموزگار
نگه داردش گردش روزگار.
فردوسی.
که نوشه بدی تا بود روزگار
همیشه خرد بادت آموزگار.
فردوسی.
چنین است خود گردش روزگار
نگیرد همی پند آموزگار.
فردوسی.
کنون گر شدی آگه از روزگار
روان و خرد بودت آموزگار.
فردوسی.
چو اندازه گیری ز دارا و فور
خود آموزگارت نباید ز دور.
فردوسی.
بزودی بفرهنگ جائی رسید
کزآموزگاران سر اندرکشید.
فردوسی.
هر آنکس که گوید که دانا شدم
بهر دانشی بر توانا شدم
یکی نغز بازی کند روزگار
که بنشاندش پیش آموزگار.
فردوسی.
چنان [ چون منوچهر ] نامور بی هنر چون بود
که آموزگارش فریدون بود؟
فردوسی.
کسی کو بود سوده ٔ روزگار
نباید بهر کارش آموزگار.
فردوسی.
بدو گفت فرزانه کای شهریار
نباید ترا پند آموزگار.
فردوسی.
خداوند گردنده بهرام و هور
خداوند پیل و خداوند مور
کند چون بخواهد ز ناچیز چیز
که آموزگارش نباید به نیز.
فردوسی.
روا باشد ار پند من بشنوی
که آموزگار بزرگان توئی.
فردوسی.
هنر باید و گوهر نامدار
خرد یار و فرهنگش آموزگار.
فردوسی.
جهاندار آموزگار تو باد
خرد روشن و بخت یار تو باد.
فردوسی.
همیشه بزی شاد و به روزگار
همیشه خرد بادت آموزگار.
فردوسی.
وزآن پس هم آموزگارش تو باش
دلارام و دستور و یارش تو باش.
فردوسی.
سخنها نه از یادگار تو بود
که گفتار آموزگار تو بود. ...

معنی آموزگار به فارسی

آموزگار
( صفت ) ۱- آنکه آموزد آنکه یاد دهد معلم آموزنده . ۲ - معلم مدرس. ابتدائی . ۳ - ناصح اندرزگوی . ۴ - راهنما هادی . ۵ - شاگرد متعلم .

معنی آموزگار در فرهنگ معین

آموزگار
(زْ یا زِ) [ په . ] (ص .) ۱ - معلم . ۲ - معلم مدرسة ابتدایی . ۳ - اندرزگوی . ۴ - پرورنده ، مربی .

معنی آموزگار در فرهنگ فارسی عمید

آموزگار
۱. آموزنده، کسی که به دیگری درس بدهد.
۲. استاد.
۳. معلم، معلم مدرسۀ ابتدایی.
۴. ناصح، اندرزگو.
۵. راهنما: هم او آفرینندۀ روزگار / به نیکی هم او باشد آموزگار (فردوسی: ۶/۳۲۰).

آموزگار در دانشنامه اسلامی

حبیب الله آموزگار در سال 1269ش در اصطهبانات فارس متولد شد.
وی در 12 سالگی برای تحصیل علوم دینی به شیراز رفت و مقدمات فقه، اصول و فلسفه را در آنجا فراگرفت. در سال 1290 به تهران آمد. وی از معلمی مدارس شروع کرد و با تدریس در مدرسه آلیانس (درس عربی)، ترجمه مطلب برای نشریات (از عربی به فارسی) و مدیریت قسمت فارسی و ادبیات عرب مدرسه سیروس کار خود را ادامه داد.
در 1297ش وکلای شیراز آموزگار را به وزیر معارف وقت معرفی کردند وی نیز او را به ریاست مدرسه ادب رسانید. این ریاست شش سال به طول انجامید و سپس در کابینه سردار سپه، وزیر معارف (محتشم السلطنه) آموزگار را به ریاست معارف فارس انتخاب کرد، آموزگار خود می گوید: «در این دو سال مدارس تأسیس کردم و ورزش را در مدارس معمول کردم».
1306ش با روی کار آمدن علی اکبر داور و تغییر وزارت عدلیه به دادگستری، آموزگار از افرادی بود که از وزارت معارف به دادگستری منتقل شد. ابتدا عضو استیناف اصفهان بود. پس از چندی آموزگار درخواست انتقال به تهران کرد که مورد مخالفت داور قرار گرفت و گویا همین اختلاف باعث می شود که آموزگار شش ماه انفصال از خدمت بشود و مجدداً به مشاغل فرهنگی خود روی آورد.
سال 1310ش مجدداً توسط داور به عنوان بازرس قضایی به دیوان کشور دعوت شد. در کابینه حسین علا در 1329ش، به وزارت فرهنگ رسید.
آموزگار پس از دوره وزارت، جزء کمیسیون تقسیم املاک سلطنتی بود و همچنین مسئولیت بانک عمران نیز که در همین راستا بود به وی واگذار شد (1331ش).
"جمشید آموزگار" در سال ۱۳۰۲ش، در شهر «تهران» در خانواده ای نسبتاً معروف و متنفذ به دنیا آمد. آموزگار در ۹ شهریور ۱۳۳۷ش. در کابینه منوچهر اقبال وزیر کار شد. در آغاز دهه ۴۰ منصور توانست، همگام با سیاست های دربار، «حزب ایران نوین» را سازماندهی کند. مجلس ختم شهدای آبادان، به تظاهرات بزرگی در همه شهرهای ایران تبدیل شد و جمشید آموزگار که خود را در کنترل اوضاع ناتوان می دید، استعفا داد.
"جمشید آموزگار" در سال ۱۳۰۲ش. در شهر «تهران» در خانواده ای نسبتاً معروف و ...

آموزگار در دانشنامه ویکی پدیا

آموزگار
آموزگار یا مُعَلِّم کسی است که پیشه اش آموختن به دیگران باشد و «آموزش و پرورش» یا «تعلیم و تربیت» کار او به شمار آید.
آموزگار کسی است که بر پایه توان ویژه ای گماشته می شود تا خواست های راهبری و راهنمایی آموخته های یادگیری دانشجویان رادریک نهاد آموزشی دولتی بردوش گیرد.
آموزگار کسی است که دارای توانمندی ویژهٔ تجربی و پرورشی برای راهبری و راهنمایی شاگردان با اوست.
آموزگار کسی است که برنامه آموزشی را در یکی از کانون های پرورش آموزگار (در ایران: تربیت معلم) آموخته است و درجه آموزش معتبری را به دست آورده است.
آموزگار کسی است که به دیگران آموزش می دهد؛ یا آموزگار کسی است که دارای توانمندی های تجربی و آموزشی ویژه ای برای سازماندهی و راهبری آموخته های یادگیری، دانشی، عاطفی و حرفه ای است.
آموزگار کسی است که آموزش به یاری او به گونهٔ فردی و گروهی انتقال می یابد و سلوک و رفتار شاگرد پویایی دلخواه و مثبت را نمایان می سازد.
آموزگار کسی است که در آموختن آموزه به دانش آموزان یاری می رساند؛ برای نمونه:
برای آموزش توانایی های دانش آموزان، بن مایه ها را فراهم می کند.
برای آموزش، زمینه را آماده می سازد.
شیوهٔ آموزش را به شاگردان نشان می دهد.
کارترز، در فرهنگ آموزش و پرورش چندین شناختار از آموزگار آورده است:
درفرهنگ علوم رفتاری شعاری نژاد دو شناختار از واژهٔ آموزگار آورده شده است: کسی که دورهٔ پرورش آموزگاری را به پایان رسانده است و برای آموزش به گروهی از دانش آموزان یا دانشجویان در یک نهاد آموزشی پژوهشی، و پرورشی گماشته شده است.
تربیت معلم به نوعی مرکز آموزش عالی گفته می شود که هدف آن تربیت و پرورش آموزگار برای سطوح مختف آموزشی از دبستان تا دبیرستان است. در ایران دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجایی تربیت معلمان و آموزش و بهسازی نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش را بر عهده دارد.
عکس آموزگار
آموزگار دارای معانی و کاربردهای زیر است.
آموزگار شخصی است که پیشه اش آموزش دیگر افراد باشد. ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آموزگار در دانشنامه آزاد پارسی


معلم دبستان، در آموزش و پرورش ایران. تحصیلات رسمی لازم برای آموزگاران، معمولاً دیپلم متوسطه است. در دهه های گذشته، معمولاً آموزگاران دبستان در دانشسرای مقدماتی، دانشسرای روستایی، یا در دوره های یک سالۀ تربیت معلم (تا دهۀ ۱۳۴۰) آموزش می دیدند و اکنون تربیت آموزگاران به عهدۀ مراکز تربیت معلم (در دوره های دوساله) و دانشسراهای روستایی است. آموزگارانی که در مدارس سپاه دانش (دبستان های روستایی که معلمان آن ها افراد سپاه دانش بودند) درس می دادند، آموزگار سپاهی خوانده می شدند. آموزگاران سپاهی در مراکز سپاه دانش و طی دوره های آموزشی چهارماهه برای آموزگاری تربیت می شدند. اصطلاح آموزگار، برای معلمان دبستان در ایران، ظاهراً نخستین بار در ۱۳۰۳ش به کار رفته است.

نقل قول های آموزگار

آموزگار ، معلّم ، مدّرس یا استاد کسی است که پیشه اش آموختن به دیگران باشد و «آموزش و پرورش» کار او به شمار آید.
• «خود معلم بایدمحبوب بشودتا آن درس محبوب بشود، معلم وقتی عاشق شدمحبوب می شود، معلم باید انیت ونفس خودش رابگذاردبیرون دروبیایددرکلاس باچهره گشاده وشیرین به امیداینکه من این فرشته هاراکه سپردنددست من، من دلشان راخوش کنم وبه آنهاعلم ومعرفت وچراغ راه بدهم، این مهمترین توفیق برای معلم است، برعکس آنچه که گفتند معلم باید هیبت وجذبه داشته باشد، جذبه معلم عشق اوست، هیبت مال وقتی است که آدم حاکمیت بردلها ندارد، هیبت می گیردبرخودش، اما وقتی آدم عاشق شد شکوه عشق جایگزین آن جذبه وهیبت می شودوطیف فضای محبت همه را آرام می کندودرآن فضای مناسب برای تعلیم وتعلم قرارمی گیردچون تعلیم وتعلم جذبه وجاذبه است واگریک خللی ایجادبشوددراین رابطه بین معلم وشاگرداین جریان معرفت اصلاً صورت نمی گیردآنچنان که اگرشماکدورتی ازکسی دردلتان باشدحرفهای اورابرمبنای اینکه چه جوابی خواهم دادمی شنوید، واصلا ارتباط تعلیم وتعلم بعدازصاف شدن فضای محبت وفضای عاطفی بین معلم وشاگردصورت می پذیرد.» -> حسین الهی قمشه ای
• «محبت، احترام و راستگویی سه اصلی است که خاستگاه متقابل معلم و شاگرد، فرزندان و پدر و مادر، مدیران و جامعه و دو عاشق است.» -> محمود حسابی
• «وقتی که آدم معلم می شود، دوباره دانشجو هم می شود.» مصاحبه با شمسی عصّار (شوشا گاپی)، نشرشده در هنر نویسندگی، مجید روشنگر، نشر مروارید، چاپ۱۳۸۷، ص ۱۴۵ -> آلن رب-گریه
• «معلم وقتی با مخالفت یا به چالش کشیده شدن مواجه می شود، احساس زنده بودن می کند و اینکه بیشتر باید مطالعه کند.» «در مصاحبه با روزنامهٔ شرق»؛ چاپ ۲ مه ۲۰۱۷/ ۱۲ اردیبشهت ۱۳۹۶ -> فرهاد ناظرزاده کرمانی

ارتباط محتوایی با آموزگار

آموزگار در جدول کلمات

آموزگار
آموزگار یا آموزشیار دانشگاه
مدرس

معنی آموزگار به انگلیسی

teacher (اسم)
دبیر ، مربی ، معلم ، اموزگار ، مدرس ، اموختار
instructor (اسم)
یاد دهنده ، معلم ، اموزگار ، اموزشیار
pedagog (اسم)
معلم ، اموزگار ، اموزگار علم فروش
pedagogue (اسم)
معلم ، اموزگار ، اموزگار علم فروش

آموزگار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هستی
آموزگار یعنی کسی که می آموزد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جمشید آموزگار و همسرش   • مرگ جمشید آموزگار   • جمشید آموزگار کجاست؟   • بیوگرافی جمشید آموزگار   • معنی اموزگار   • سیروس آموزگار   • جمشيد آموزگار كجاست   • جمشید آموزگار بانک جهانی   • معنی آموزگار   • مفهوم آموزگار   • تعریف آموزگار   • معرفی آموزگار   • آموزگار چیست   • آموزگار یعنی چی   • آموزگار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آموزگار
کلمه : آموزگار
اشتباه تایپی : Hl,c'hv
آوا : 'AmuzegAr
نقش : اسم
عکس آموزگار : در گوگل

آیا معنی آموزگار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )