انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1102 100 1

آهار

/'AhAr/

مترادف آهار: پرداخت، جلا

معنی اسم آهار

اسم: آهار
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: گلی مرکب با گل برگهای پیوسته به رنگهای سفید، قرمز، نارنجی، صورتی، یا دو رنگ که انواع گوناگون کم پر و پُرپَر دارد

معنی آهار در لغت نامه دهخدا

آهار. (اِ) چیزی از نشاسته یا کتیرا یا صمغ و یالعاب خطمی و مانند آن که جامه و کاغذ و جز آن را بدان آغارند تا شخ ّ و محکم شود یا صیقل و مهره گیرد. شو. شوی. شوربا. پَت. خورش. آش. آش جامه. پالوده. بَت. آهر. تانه. بخیر. آغار. لعاب. و فعل آن آهاردن و آهاریدن و آهار دادن و آهار کردن و آهار زدن باشد در متعدی. و در لازم آهار شدن و آهار گرفتن :
سوار بود بر اسبان چو شیر بر سر کوه
پیاده جمله بخون داده جامه را آهار.
عماره یا عنصری.
در گنج بگشاد و دینار داد
روان را بخون دل آهار داد.
فردوسی.
چو او [رخش ] سست گردد پیاده شوم
بخون و خوی آهارداده شوم.
فردوسی.
بیا تا بکشتی پیاده شویم
بخون و خوی آهارداده شویم.
فردوسی.
درخشیدن تیغ الماسگون
سنانهای آهارداده بخون.
فردوسی.
همه بوم و بر زیر نعل اندرون
چو کرباس آهارداده بخون.
فردوسی.
الماس کرده چنگ را خوش کرده دل نیرنگ را
آهار داده سنگ را از کشتن شیران بدم.
لامعی.
شد خوب به نیکو سخنت دفتر ناخوب
دفتر بسخن خوب شود، جامه به آهار.
ناصرخسرو.
از این پس چون شد از آهار جسمی
مرا در کالبد جانی موقر.
ناصرخسرو.
جامه ست مثل طاعت و آهار بر او علم
چون جامه نباشد بچه کار آید آهار؟
ناصرخسرو.
مرا پرس کز مهر او آستینم
ز مکرش بخون دل آهار دارد.
ناصرخسرو.
شخص را پاکی آورد حمام
جامه را تازگی دهد آهار.
نظام قاری.
|| نام گلی است باساق باریک و تا یک گز ساق آن برشود و گلها برنگهای مختلف دهد، برگ آن پرزدار و مزغّب و شخ و شکننده است و گل و برگ آن بوی و عطر ندارد . || در فرهنگها باین کلمه معنی فولاد جوهردار نیز داده و بیت ذیل را شاهد آورده اند :
نهاد از کمین هرکه سالار بود
عمودش ز پولاد آهار بود.
اسدی.
و این مثال برای دعوی رسا نیست. || ونیز معنی طعام بدان داده اند و شاهدی برای آن یافته نشده است و گمان می برم کلمه ٔ خورش که یکی از مترادفات شوی و پت و آهار است منشاء این التباس شده است. و در تأیید معنی طعام برای آهار گفته اند که ناهار مرکب از «نا»ی حرف نفی و آهار به معنی طعام است. واﷲ اعلم.

آهار. (اِخ )نام گردنه ای میان شهرستانک و رودبار در ایالت تهران. || نام دره ای در ناحیه ٔ رودبار طهران و نام قریه ای در آن درّه در نزدیک قریه ٔ اوشان ، و در این دره معادن سنگ گچ فراوانست. || نام یکی از آب راهه های جاجرود که در اوشان بجاجرود پیوندد.

معنی آهار به فارسی

آهار
دهی بزرگ در نزدیکی اوشان جزو دهستان رود بار قصران بخش افجه شهرستان تهران ۱۵۲۷ سکنه .
( اسم ) گیاهی از تیر. مرکبان جزو دست. پیوسته گلبرگها که اصل آن از مکزیک است و دارای گونه های متعدد زینتی است .
( مصدر ) ( آهارد خواهد آهارد بیاهار آهارنده آهارده ) آهار زدن آهار کردن آهار مالیدن .
( اسم ) عمل آهار زدن و سپس با مهره روشن و صیغلی کردن .
( اسم صفت ) آنچه که آنرا آهار مهره زده باشند : کاغذ آهار مهره دار .
( مصدر ) آهار زدن و با مهره براق و صیقلی کردن آهار مهره کردن .
( مصدر ) آهار مهره زدن .
( مصدر ) ( آهارد خواهد آهارد بیاهار آهارنده آهارده ) آهار زدن آهار کردن آهار مالیدن .
آهر زدن
( صفت ) که آهار بسیار دارد بسیار آهار دار : پارچ. پر آهار .
نام گلی است با ساق باریک و تا یک گز ساق آن بر شود و گلها به رنگهای مختلف دهد
( صفت ) آنکه چیزی نخورده .

معنی آهار در فرهنگ معین

آهار
( اِ.)مایعی که از نشاسته یا کتیرا درست می کنند و به پارچه می زنند تا سفت و براق شود.
(اِ.) گیاهی از تیرة مرکبان جزو دستة پیوسته گلبرگ ها که اصل آن از مکزیک است و دارای گونه های متعدد زینتی است .
(مُ رِ) (اِمر.) آهار زدن و با مهره روشن و صیقلی کردن .

معنی آهار در فرهنگ فارسی عمید

آهار
ماده ای مرکب از نشاسته، کتیرا، و مانند آن که به پارچه یا کاغذ می زنند تا محکم، سفت و براق شود.
گلی درشت و پُربرگ به رنگ های مختلف سفید، زرد، سرخ کم رنگ. بلندی بوته اش به نیم متر می رسد. آن را در باغچه ها می کارند و گیاه یک ساله است.

آهار در دانشنامه ویکی پدیا

آهار
مختصات: ۳۵°۵۶′۱۰″ شمالی ۵۱°۲۷′۴۰″ شرقی / ۳۵٫۹۳۶۱۱°شمالی ۵۱٫۴۶۱۱۱°شرقی / 35.93611; 51.46111
حسین کریمان
آتشگاه قصران
آهار از روستاهای دهستان رودبار قصران بخش رودبار قصران شهرستان شمیران استان تهران می باشد که در ۲۳ کیلومتری شمال غرب گلندوک واقع است. این روستا در محل تلاقی دو تنگه ای که یکی به سمت شمال غرب به ده تنگه و گردنه زرگاه و دیگری به سمت جنوب غرب که به منطقه و مزارع و آبشار شکرآب و قله توچال و مرز شهرستانک منتهی می شود، قرار دارد. روستای آهار از روستاهای آباد و پر رونق منطقه بوده و به علت داشتن مزارع و باغات وسیع،بیشتر ساکنین این روستا به کار باغداری مشغول می باشند. طبیعت این منطقه در دو فصل بهار (اردیبهشت ماه) و پاییز (آبان ماه) بسیار زیبا و دیدنی می باشد .
نام اصلی و باستانی روستا «اوهار» بوده است که این نام هنوز هم با ترکیب «گل اوهر» به محلی که مدخل روستا و در انتهای جاده فشم و ایگل می باشد، اطلاق می شود. «او» به معنای آب و «هر» به معنای آسیاب می باشد. اوهر به معنای آبادی می باشد که دارای آب فراوان برای احداث آسیا می باشد.
جمعیت این روستا بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ حدود ۷۰۲ نفر در ۲۳۲ خانوار بوده است.
عکس آهار
تپتی آهار در حدود قرن پانزدهم یا چهاردهم قبل ازمیلاد پادشاه ایلام (تمدن) بود. او احتمالاً آخرین فرمانروای کیدینویی بوده. او در هفت تپه در ده کیلومتر شوش آرامگاه و کاخی بنا نهاد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آهار در دانشنامه آزاد پارسی

آهار (zinnia)
گروهی از گیاهان تیرۀ مرکبان۱. این گیاهان بومی مکزیک و امریکای جنوبی اند و دورگه۲ های پرورشی آن ها، با نام Zinnia elegans، نظرگیرند. این دورگه ها گل های رنگارنگ میناشکل و زیبا می آورند.

ارتباط محتوایی با آهار

آهار در جدول کلمات

معنی آهار به انگلیسی

starch (اسم)
تشریفات ، نشاسته ، اهار

آهار را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فرزان توانگر ١٧:٢٢ - ١٣٩٦/٠٥/٢١
اش
|

بهار ١٢:٠٩ - ١٣٩٦/٠٥/٢٣
پت
|

فرید-م ٠٠:٥٩ - ١٣٩٦/١٢/٠٩
کتیرا
|

شهریار آریابد ٠٩:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٠
آهار یک واژه پارسی بجای " جلا" است ، آهار دادن = جلا دادن ، شمشیرش را آهار داده بود یعنی شمشیر خود را جلا داده بود ، آهار نام روستایی در شهرستان شمیران ، و در پشت چکاد توچال می باشد.
|

محمد رحیمی ١٥:٤١ - ١٣٩٨/٠١/٣١
آش
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آهار   • آهار در جدول   • آهار شکراب   • گل آهار   • فاصله تهران تا آهار   • آهار لباس   • مسیر آهار   • ادرس روستای اهار   • مفهوم آهار   • تعریف آهار   • معرفی آهار   • آهار چیست   • آهار یعنی چی   • آهار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آهار
کلمه : آهار
اشتباه تایپی : Hihv
آوا : 'AhAr
نقش : اسم
عکس آهار : در گوگل


آیا معنی آهار مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )