برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1282 100 1

آویزان

/'AvizAn/

مترادف آویزان: آویخته، آویز، معلق

معنی آویزان در لغت نامه دهخدا

آویزان. (نف ، ق ) در حال آویختگی. || آویخته. معلق. آونگ. آون. دروا. آونگان. دلنگان.
- آویزان کردن ؛ آویختن. تعلیق.
|| جنگ و گریز کنان. گریز و آویز کنان : غوریان دررمیدند و هزیمت شدند وآویزان میرفتند تا ده. (تاریخ بیهقی ). || مشغول. دست بکار. آغازان. || دست بیقه :
باد سحری سپیده دم خیزانست
با میغ سیه بجنگ آویزانست.
منوچهری.

معنی آویزان به فارسی

آویزان
( صفت ) ۱ - در حال آویختگی . ۲ - جنگ و گریز کنان . ۳ - ( صفت ) معلق آونگ . ۴ - مشغول دست بکار .
( مصدر ) آویخته شدن .
( مصدر ) آویختن تعلیق .
[underhung rudder, spade rudder] [حمل ونقل دریایی] سکانی که وزن آن کاملاً بر بدنۀ شناور وارد می شود و جایگاه تیغۀ سکان نقشی در تحمل فشارهای وارد بر آن ندارد
[pendant group] [شیمی، مهندسی بسپار] گروهی شیمیایی که در زنجیر بسپارها وجود دارد و به مازه آویزان است

معنی آویزان در فرهنگ معین

آویزان
(ص فا.) ۱ - معلق ، آویخته . ۲ - در حال جنگ و گریز.
(شُ دَ)(مص ل .)(عا.) ۱ - مزاحم کسی شدن . ۲ - سور زدن ، ط فیلی بودن .

معنی آویزان در فرهنگ فارسی عمید

آویزان
۱. آویخته، معلق.
۲. (قید) در حال آویختگی.
۳. طفیلی، مزاحم.
۴. [عامیانه] غمگین.
۵. در حال دعوا، گلاویز.

آویزان در دانشنامه ویکی پدیا

آویزان
«آویزان» (به انگلیسی: Hung Up) تک آهنگی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا مدونا است که در سال ۲۰۰۵ میلادی منتشر شد.
عکس آویزان
ابریشم آویزان (نام علمی: Garryaceae) نام یک تیره از راسته ابریشم آویزسانان است.
حشره خوار آویزان (نام علمی: Suncus megalura) نام یک گونه از سرده حشره خوارهای مشکین است.
گل خرچنگی آویزان (نام علمی: 'Heliconia rostrata') یک گونه از گیاهان گلدار است. این گیاه در شمال غربی آمریکای جنوبی می روید.نمای نزدیک گل در کشور مالزی
گل خرچنگی آویزان گل ملی کشور بولیوی است.
نمای نزدیک گل در کشور مالزی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آویزان در جدول کلمات

آویزان
نشب
چندین دانه میوه به هم پیوسته که از شاخه آویزان باشد
خوشه
ریسمان آویزان کننده میوه به سقف
اونک

معنی آویزان به انگلیسی

hanging (صفت)
اویزان ، فروهشته ، مستحق اعدام ، معلق ، چیز اویخته شده
dangling (صفت)
اویزان
suspended (صفت)
اویزان ، موکول ، معلق ، موقوف ، موقوف شده
impendent (صفت)
اویزان ، قریب الوقوع ، تهدید کننده
pensile (صفت)
اویزان ، اویخته

آویزان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیدحسین اخوان بهابادی
در گویش يزدی از کلمه ی اولنگون /olengun / به همین معنی آویزان استفاده می شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آویزان سایت   • اویزان در جدول   • آویزان دات کام   • بزرگ بودن لبهای کوچک واژن   • آویزان شدن بیضه ها   • آویزون   • معنی اویزان   • آویز آشپزخانه   • معنی آویزان   • مفهوم آویزان   • تعریف آویزان   • معرفی آویزان   • آویزان چیست   • آویزان یعنی چی   • آویزان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آویزان
کلمه : آویزان
اشتباه تایپی : H,dchk
آوا : 'AvizAn
نقش : صفت
عکس آویزان : در گوگل

آیا معنی آویزان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )