برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1323 100 1

آویزش


مترادف آویزش: تشبث، تعلیق، توسل، تعلق، دلبستگی، علاقه، آرزم، جنگ، رزم، نبرد

معنی آویزش در لغت نامه دهخدا

آویزش. [ زِ ] (اِمص ) جنگ :
بدانست کو را ز شاه بلند
ز رزم و ز آویزش آید گزند.
فردوسی.
سخن گفتن اکنون نیاید بکار
گه جنگ و آویزش و کارزار.
فردوسی.
بر این گونه تا خورز گنبد بگشت
وز اندازه آویزش اندرگذشت.
فردوسی.
بدان گیتی ارچندشان برگ نیست
همان به که آویزش و مرگ نیست.
فردوسی.
دو پایش فروشد بیک چاه سار
نبد جای آویزش و کارزار.
فردوسی.
چو خورشید بر چرخ گردان بگشت
از اندازه آویزش اندرگذشت.
فردوسی.
هر دو لشکر بجنگ مشغول شدند و آویزشی بود که خوارزمشاه گفت در مدت عمر چنین یاد ندارد. (تاریخ بیهقی ). || علقه. علاقه. تعلق. پیوستگی. بستگی :
قدم را با حدوث آویزشی نیست
و گر آویزش است آمیزشی نیست.
عطار.
|| در بیت ذیل محتمل است کلمه آویختن ، بر دار کردن ، یا مؤاخذه و بازپرس کردن یا سزا دادن باشد :
ز کارآگهان موبدی نیک خواه
چنان بد که برداشت روزی بشاه [ انوشیروان ]
که گاهی گنه بگذرانی همی
به بد، نام آنکس نخوانی همی
هم آن را دگرباره آویزش است
گنهکاراگرچند با پوزش است...
فردوسی.

معنی آویزش به فارسی

آویزش
( اسم ) ۱ - عمل آویختن . ۲ - علقه علاقه تعلق پیوستگی . ۳ - جنگ نبرد مبارزه

معنی آویزش در فرهنگ معین

آویزش
(ز ِ) (اِمص .) ۱ - آویختن . ۲ - تعلق ، پیوستگی . ۳ - جنگ ، نبرد.

معنی آویزش در فرهنگ فارسی عمید

آویزش
۱. پیوستگی، بستگی.
۲. آویختگی، آویخته بودن.
۳. درآویختگی در جنگ.

معنی آویزش به انگلیسی

suspension (اسم)
متارکه ، وقفه ، تعلیق ، ایست ، توقف ، تاخیر ، تعطیل ، بی تکلیفی ، اندروایی ، اویزانی ، سوسپانسیون ، اندروا ، اویزش

آویزش را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آویزش   • مفهوم آویزش   • تعریف آویزش   • معرفی آویزش   • آویزش چیست   • آویزش یعنی چی   • آویزش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آویزش
کلمه : آویزش
اشتباه تایپی : H,dca
عکس آویزش : در گوگل

آیا معنی آویزش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )