برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1285 100 1

آچار

/'ACAr/

برابر پارسی: دست ابزار

معنی آچار در لغت نامه دهخدا

آچار. (اِ) پرورده ها و ترشی ها در آب لیمو و سرکه و امثال آن. ترشی. چاشنی : این مرد... آچارها و کامه ها نیکو ساختی... امیر وی را بنواخت و گفت از گوسفندان خاص پدرم وی بسیار داشت... یله کردم بدو. (تاریخ بیهقی ).
آچار خدای است مزه وْ بوی خوش و رنگ
با سیب و ترنج آمد و جوز و بهی و نار.
ناصرخسرو.
آچار سخن چیست معانی و عبارت
نونو سخن آری چو فراز آمدت آچار.
ناصرخسرو.
نمی بینی کز آن آچار اگر خاکی تهی ماند
ترا ای خاک خور، آن خاک بی آچار نگْوارد.
ناصرخسرو.
چو آچار است لفظ فارس درخورد
که بی آچار چیزی کم توان خورد.
امیرخسرو دهلوی.
|| مطلق میوه ها و ترشی ها و مربَّیات و ریچار و ریصار و خوشاب که برای تیز کردن اشتها خورند :
ز آچارها هرچه باشد عزیز
ترنج و به و نار و نارنج نیز.
نظامی.
|| در فرهنگها این کلمه را به معنی زمین سراشیب و پست و بلند ضبط کرده و این بیت را شاهد آورده اند :
زمینی نیست در عالم سراسر
از این پژمرده تر زین بس عجب تر
دو گونه جای باشد صعب و دشوار
یکی دریا دگر آچار و کهسار.
(ویس و رامین ).
|| (ص ) درهم آمیخته و ضم کرده. (برهان ).
- آجیل آچار ؛ آجیل که بدان زعفران و آب لیمو و گلپر زنند.

آچار. (ترکی ، اِ) (ظ. از آچمق ترکی گشودن ) کلید. دست افزار فلزین که بدان چوب پنبه ٔ شیشه و پیچ و مهره های آهنین را باز کنند.

معنی آچار به فارسی

آچار
( اسم ) ۱- کلید هر قفل . ۲ - آلتی فلزی که بوسیل. آن مهره های آهنین را باز کنند . ۳ - قلم حکاکی درفش یا سنبک حکاکی . یا آچار پیچ گوشتی . آلتی فلزی که بوسیل. آن پیچ را باز کنند.
پرورده ها و ترشی ها در آب لیمو و سرکه و امثال آن کلید

معنی آچار در فرهنگ معین

آچار
( اِ.) ۱ - تُرشی ، چاشنی . ۲ - زمین پست و بلند و سراشیب . ۳ - درهم آمیخته .
[ تر. ] ( اِ.) آلتی فلزی که به وسیلة آن مهره های آهنین را باز کنند یا ببندند و انواع مختلف دارد: چهارسو، دو سر، شمع ، شلاقی ، آلن و غیره .
(فَ س ِ) [ تر - فر. ] (اِ.) ۱ - آچار یک دسته با یک فکِ ثابت و یک فکِ متحرک . ۲ - (عا.) مجازاً به شخصی گویند که در کارهای مختلف (معمولاً فنی ) وارد است .

معنی آچار در فرهنگ فارسی عمید

آچار
۱. ترشی.
۲. هر چیز خوردنی که آن را در آب لیمو یا سرکه خیسانیده باشند و طعمش ترش شده باشد: آجیل آچار.
۳. چاشنی: آچار سخن چیست معانی و عبارت / نونو سخن آری چو فراز آمدت آچار (ناصرخسرو: ۳۷۷).
ابزار فلزی برای بازوبسته کردن پیچ و مهره.

آچار در دانشنامه ویکی پدیا

آچار
آچار وسیله ای برای باز و بسته کردن پیچها است.دستهٔ دراز این ابزار اهرمی برای زیاد شدن گشتاور است.
آچار در شکل های مختلفی عرضه می شود که مهم ترین آنها عبارت اند از: آچار دوطرفه، آچار رینگ، آچار فرانسه، آچار شلاقی، آچار آلن، آچار بکس، آچار بادی، آچار چاکنیت دار، آچارستاره ای، آچارکلاغی و….
آچار وام واژه ای است که در زبان ترکی ریشه دارد. در لغت نامهٔ دهخدا آن را این گونه معرفی کرده است: «دست افزار فلزین که بدان چوب پنبهٔ شیشه و پیچ و مهره های آهنین را باز کنند»
عکس آچار
آچار آلن وسیله ای است L مانند با مقطع شش ضلعی برای شل و سفت کردن پیچ های آلن.
پیچ آلن پیچی است که در یک سرش حفره ای شش ضلعی دارد که نوک آچار آلن موقع استفاده در آن قرار می گیرد. معمولاً در بستن قطعات دوچرخه از این پیچ استفاده می شود.
آچار آلن سر گرد دارای سری توپی شکل است که استفاده از این وسیله را در راستاهایی غیر از محور پیچ میسر می کند.
آچار بکس (یا آچار جغجغه) نوعی آچار تک دسته است؛ و تعدادی سری. آچار این سری ها یکسویشان یک سوراخ چهارگوش دارد و در سوی دیگر هر کدام نری یا مادگی انواع اشکال پیچ و مهره ها را در سایزهای گوناگون دارد. آچار جغجغه یا باقی دسته های آچار بوکس یک زبانه مکعب مستطیل به اندازه سوراخ چهارگوش روی سری ها دارد و قابلیت نصب انواع سری ها را دارد. به علت شکل استوانه ای این سری های آچار این گونه آچار برای پیچ هایی که ته لوله یا جایی که جای چرخش دسته آچارهای معمولی نیست ایدئال و تقریباً تنها راه حل است. این نوع آچارها بیشتر در باز و بست قطعات خودرو کاربرد دارد. سازندهٔ این دستگاه فردی آمریکایی به نام جی. جی ریچاردسون می باشد.
آچار آلن • آچار بکس • آچار پره • آچار تخت • آچار تنظیم بلبرینگ چرخ • آچار جغجغه • آچار چپقی • آچار چرخ • آچار دندانه ای • آچار دوسر • آچار رینگ • آچار رینگی • آچار شش گوش • آچار شلاقی • آچار شمع ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آچار در جدول کلمات

نوعی آچار ریز
الن
نوعی آچار دستی
چهارسو

معنی آچار به انگلیسی

complex (اسم)
مجموع ، مجموعه ، هم تافت ، عقده ، گروهه ، اچار
wrench (اسم)
تند ، اچار ، چرخش ، اچار فرانسه ، عمل تند و وحشیانه ، نقشه فریبنده
spanner (اسم)
اچار ، مهره پیچ ، مهرهگشا ، بندقیقاجی ، گلنگدن ، وجب کننده

آچار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تاشبور
در زبان ترکی استانبولی می شود: آناهتار
فریدون جعفرزاده لک
با عرض سلام وادب خدمت هم میهنان گرامی وعزیز ایران اسلامی
دوستان همانطور که مستحضرید غالبا کلمه آچار بصورت ترکیبی مورد استفاده قرار میگیرد من جمله (آچار فرانسه.آچار آلن.آچارچرخ . آچار کلاغی وآچار نمره۶ الی ۴۸.۵۲ وامثالهم)که معنی بازکننده میدهند باز کننده فرانسه .باز کننده چرخ.باز کننده کلاغی وغیره پس نتیجتا معنی آچار به معنی باز کننده میباشد که از کلمات اصیل ترکی میباشد بدون تردید.حتی قدیمیها ونیز امروزه هم دربعضی نقاط ترک نشین بجای کلیدویا سوییچ از آچار استفاده می کنند که باز معنی باز کننده میدهد پس بی شک کلمه آچار به معنای باز کننده هست وبس
والسلام.
سعید
این کلمه به هیچ وجه ترکی نمی باشد آچار در ترکی به معنای باز کننده نیست متاسفانه حتی دوستان ترک معنی کلمه در ترکی را عوض می کنند آچار در ترکی فعل پرسشی باز می کند به فارسی روانتر آیا باز می کند ؟است مسلما یک فعل به عنوان اسم بکار نمی رود
مجید عزمی
آچار کلمه ای است ترکی که با افزوده شدن پسوند ـار به ریشه فعل درست شده است. پسوند ـار یا ـَر که منفی آن ـماز یا ـمَز است در زبان ترکی دو کاربرد دارد:
1. از ریشه فعل اسم می سازد این اسامی را می توان اسامی اوزان فعال، فعاله، فعول عربی مقایسه کرد:
یاشار (زیستا)، سولماز (پژمرده نشونده)، داشینماز مال لار (اموال غیر منقول)، یانارداغ (آتشفشان) و...
2. این پسوند همچنین به عنوان پسوند زمان حال کامل مورد استفاده است (این زمان معنی معمولاً، همیشه و در حالت منفی معنی هرگز می دهد):
سو یوز درجه‌ده قاینار. (آب (معمولاً) در صد درجه می جوشد.)
گونش دوغودان دوغار ، باتیدا باتار. (خورشید (همیشه) از شرق طلوع می کند و در غرب غروب می کند.)
آتام ساریمساق یئمز. (پدرم سیر نمی خورد.)

با تشکر. مجید عزمی. مدرس ترکی آذربایجانی و ترکی استانبولی جهاد دانشگاهی استان آذربایجان شرقی
رسول
در جواب دوست خوبمون آقای مجید عزمی چگونه آچار که در ترکی یک فعل پرسشی است جای فاعل را گرفته است آچار چگونه ترکی شده وقتی همگی می دانیم نمی توان از یک فعل به جای فاعل استفاده کرد نکند این هم از اعوجات زبان سوم دنیا ترکی است که یک ریشه با یک پسوند پرسشی در ترکی ناگهان قهرمانانه نقش ابزار و اسم را به خود می گیرد
علی
وقتی کسی میگه آچار نشو به این معناست که گیرِ بیخود و بی جهت نده.
علی باقری
آچار رادیاتور
آچار رادیاتور یکی از ابزارهای ساده لوله کشی است و از آن برای سفت و شل کردن شیر و فلکه‌های رادیاتور استفاده می‌شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت آچار   • انواع آچار ها   • آچار رینگی   • آچار جغجغه   • معرفی انواع آچار   • قیمت آچار تخت   • آچار به انگلیسی   • فروش آچار   • معنی آچار   • مفهوم آچار   • تعریف آچار   • معرفی آچار   • آچار چیست   • آچار یعنی چی   • آچار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آچار
کلمه : آچار
اشتباه تایپی : H]hv
آوا : 'ACAr
نقش : اسم
عکس آچار : در گوگل

آیا معنی آچار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )