انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1011 100 1

آیین

/'Ayin/

مترادف آیین: رسم، روال، روش، شیوه، عادت، منوال، دین، شرع، شریعت، طریقت، کیش، مذهب، طریقه، مسلک، مشرب، نحله، سنت، قاعده، قانون، مراسم، مقررات، نظم، هنجار، آذین بندی، جشن، زیب، زینت، شهرآرایی، آداب دانی، اتیکت، ادب، تشریفات، نزاکت، سر

معنی اسم آیین

اسم: آیین
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: āyin) (= آئین )، آئین - دین مذهب عادت رسم روش، نام روستایی در استان فارس

معنی آیین در لغت نامه دهخدا

آیین. (اِ) سیرت. رسم.(صراح ). عرف. طبع. عادت. داب. (دهار). آئین. شیمه. روش. دَیْدَن. خلق. خصلت. خو. خوی. منش :
سیرت اوبود وحی نامه بکسری
چونکه به آئینْش پندنامه بیاکند.
رودکی.
همه شب بدی خوردن آیین او
دل مهتران پر شد از کین او.
فردوسی.
مزن رای جز با خردمند مرد
ز آیین شاهان پیشین مگرد.
فردوسی.
ترا دانش و هوش و رای است و فر
بر آیین شاهان پیروزگر.
فردوسی.
دگر آنکه آیین شاهنشهان
بیاموخت از شهریار جهان.
فردوسی.
کنون از ره بیگناهان بما
نگه کن بر آیین شاهان بما.
فردوسی.
بسر برنهاده کلاه دوپر
به آیین ترکان ببستش کمر.
فردوسی.
بیاساید از بزم و شادی دو ماه
که این باشد آیین پس از مرگ شاه.
فردوسی.
جز این است آیین پیوند و کین
جهان را بچشم جوانی مبین.
فردوسی.
همی دید تا هر یکی برنشست
به آیین چین با درفشی بدست.
فردوسی.
همه کوهشان بود آرامگاه
چنین بود آیین هوشنگ شاه.
فردوسی.
جوانی به آیین ایرانیان
گشاده کش و تنگ بسته میان.
فردوسی.
بسه چیز هر کار نیکو شود
کز آن تخت شاهی بی آهو شود
بگنج و به رنج و بمردان مرد
جز این نیست آیین ننگ و نبرد.
فردوسی.
تو بصدر اندر بنشسته به آیین ملوک
همچنین مدح نیوشنده و من مدح نواز.
فرخی.
ساخت آنگه یکی بیوگانی
هم بر آیین و رسم یونانی.
عنصری.
جشن سده آیین جهاندار فریدون
بر شاه جهاندار فری باد و همایون.
عنصری.
اما عمرو [ لیث ] چون او [ یعقوب لیث ] برفت سعی کرد تا بیشتری از آیین و سیرت نگاه داشت. (تاریخ سیستان ).
آیین ملوک عجم از گاه کیخسرو تا بروزگار یزدجرد شهریار که آخر ملوک عجم بوده چنان بوده است که روز نوروز نخست کس از مردمان بیگانه موبد موبدان پیش ملک آمدی. (نوروزنامه ). چون ایوان مداین تمام گشت نوروزکرد و رسم جشن بجای آورد چنانک آیین ایشان بود... وگفت این آیین بجا ماند. (نوروزنامه ). و آیین او چنان بود که چون جنگی کردی سپاهی داشتی آراسته و ساخته و ایشان را جامه ٔ سیاه پوشانیده. (نوروزنامه ). شاه شمیران را معلوم شد، شراب خوردن و بزم نهادن آیین آورد. (نوروزنامه ). و سلطان سنجر را [ غزان ] بگرفتند وهمچنان با خویشتن می آوردند، بر آیین سلطنت ، الاّ آنکه خدمتکاران از آن خویش نصب کردند. (مجمل التواریخ ).
پس آنگه بود چون شاهانه آیین
فرستادش عماریهای زرین.
(ویس و رامین ).
شنیدم ز دانای فرهنگ دوست
که زی هرکس آیین شهرش نکوست.
اسدی.
ببین تا ز کردار شاهان پیش
چه بِه ْ بُد همان کن تو آیین خویش.
اسدی.
تا باغبان در او بود از حد خویش نگذشت
بر کوهها چریدی از رسم خویش و آیین.
ناصرخسرو.
از دیدن دگر دگر آیینش
دیگر شده ست یکسره آیینم.
ناصرخسرو.
گر بقا خواهی چو کرم پیله گرد خود متن
کبر کبک وحرص مور و فعل مار آیین مکن.
سنائی.
گرچه خرم روی و خوشبوئی ّ و خندان لب چو گل
با من اندر عشق بدعهدی ، چو گل ، آیین مکن.
عبدالواسع جبلی.
کس این رسم و ترتیب و آیین ندید
فریدون ِ با آن شکوه این ندید.
سعدی.
|| شرع. شریعت.دین. کیش. سنت. راه. طریقت :
زخوردن همه روز بربسته لب
به پیش جهاندار برپای شب
همان بر دل هر کسی بود دوست
نماز شب و روزه آیین اوست.
فردوسی.
نیا را همین بود آیین و کیش
پرستیدن ایزدی بود پیش.
فردوسی.
ز یزدان بخواهید تا همچنین
دل ما بدارد به آیین و دین.
فردوسی.
خروشان بشستش ز خاک نبرد
بر آیین شاهان یکی دخمه کرد.
فردوسی.
بداد فریدون و آیین و راه
بخون سیاوش بجان تو شاه.
فردوسی.
ز ما مهتر آزرده شد بیگناه
چنین سر بپیچید از آیین و راه.
فردوسی.
بر آیین شاهان پیشین رویم
سخنهای آن برتران بشنویم.
فردوسی.
بر آیین شاهان پیشین رویم
همان از پس فرّه ٔ دین رویم
ز یزدان نیکی دهش یاد باد
همه کار و کردار ما داد باد.
فردوسی.
سپاهش همی خواندند آفرین
که این است پیمان و آیین دین.
فردوسی.
چه مهترچه کهتر چو شد جفت جوی
سوی دین و آیین نهاده ست روی.
فردوسی.
مر او را [ شیرین را ] به آیین پیشین بخواست
که آن رسم و آیین بد آنگاه راست.
فردوسی.
گرت زین بد آید گناه من است
چنین است و آیین و راه من است.
فردوسی.
بر آیین ایران مر او را بخواست [ کردیه را ]
پذیرفت و با جان همی داشت راست.
فردوسی.
نه رسم کیی بد[ ضحاک را ] نه آیین نه کیش.
فردوسی.
چو ضحاک بر تخت شد شهریار (کذا)
...نهان گشت آیین فرزانگان
پراکنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادوئی ارجمند
نهان راستی ، آشکاراگزند.
فردوسی.
همه مردمی باید آیین تو
همه رادی و راستی دین تو.
فردوسی.
تو دانی که از دین و آیین و راه
چه فرمان یزدان چه فرمان شاه.
اسدی.
همه هم صورتند و هم سیرت
همه هم سنتند و هم آیین.
سنائی.
بدین اندر همی از علم ترتیب علی سازد
بملک اندر همی از عدل آیین عمر بندد.
عبدالواسع جبلی.
چو بشکست از هیربد پشت را
برانداخت آیین زردشت را.
نظامی.
|| معمول. متداول. مرسوم :
بپوشید تن را بچرم پلنگ
که جوشن نبودآنگه آیین جنگ.
فردوسی.
|| جشن سور :
با ماه سمرقند کن آیین سپرجی
رامشگر خوب آور با نعمه ٔ چون قند.
عماره.
یک روز مانده باز ز ماه بزرگوار
آیین مهرگان نتوان کرد خواستار.
فرخی.
|| شیوه. آهنگ :
تا بر گل سوری هزاردستان
آیین نواهای زار دارد.
مسعودسعد.
|| گونه. صفت. کردار. مانند. سان. آسا. چون. وار.
ترکیب ها:
- بهارآیین . بهشت آیین. جنت آیین. خسروآیین :
بهشت آیین سرائی را بپرداخت
ز هرگونه در او تمثالها ساخت
ز عود و چندن او را آستانه
درش سیمین و زرین بالکانه.
رودکی.
هر روز شادیی نوبنیاد و رامشی
زین باغ جنت آیین زین کاخ کرخ وار.
فرخی.
شاد ببلخ آی و خسروآیین بنشین
همچو پدر گنجهای خویش بیاکن.
فرخی.
باش از دولت بهارآیین
همچو آزاده سرو برخوردار.
مسعودسعد.
|| اندازه. حد. عدد. شمار. چند :
بیامد بر خال پاکیزه کیش
وزآن مال بی حد ستد بهر خویش
ز گاو و خر و گوسفند و ستور
ز اشتر ز استر به آیین مور.
شمسی (یوسف و زلیخا).
|| اسباب. وسائل. آلات. ادوات. ساز. سامان. آمادگی :
بیاراست [ مردی عرب ] آیین کشت و درود
از آن زر که یوسف بدو داده بود.
شمسی (یوسف و زلیخا).
پس از نامه آیین ره ساختند
بروز سوم برگ پرداختند
بروز سوم کاروان رفت خواست...
شمسی (یوسف و زلیخا).
|| سزاوار. روا. جایز. مباح :
گر ایدون که فرمان ِ شاه این بود
از آن پس مرا رفتن آیین بود.
فردوسی.
گر از ما بدلْش اندرون کین بود
بریدن سر دشمن آیین بود.
فردوسی.
فرستاده گر کشتن آیین بدی
سرت را کنون جای پایین بدی.
فردوسی.
غم آن کسی خوردن آیین بود
که او برغمت نیز غمگین بود.
اسدی.
|| قاعده. قانون. نظم. ترتیب. ضبط. زیج. شرع. یاسا. نَسَق :
بکوشید و [ اردشیر ] آیین نیکو نهاد
بگسترد بر هر سوئی مهر و داد.
فردوسی.
نشست [ فریدون ] از بر تخت زرین اوی
بیفکند ناخوب آیین اوی.
فردوسی.
نباید برسم بد آیین نهاد
که گویند لعنت بر آن کاین نهاد.
فردوسی.
آیین این دو مرغ دراین گنبد
پرّیدن و شتاب همی بینم.
ناصرخسرو.
بفرمود که هر صد و بیست سال کبیسه کنند تا سالها بر جای خویش بماند و مردمان اوقات خویش بسرما و گرما بدانند پس آن آیین تا بروزگار اسکندر رومی که او را ذوالقرنین خوانند بماند. (نوروزنامه ). و جهانیان را واجب است آیین پادشاهان بجای آوردن. (نوروزنامه ). و او صف لشکر از سواره و پیاده چنان به آیین داشته بود که سلطان را عجب آمد. (تاریخ طبرستان ).
آیین تقوی ما نیز دانیم
اما چه چاره با بخت گمراه ؟
حافظ.
|| تشریف. سامان. اسباب :
ترا من بدین گونه نشناختم
نه در خوردت آیین همی ساختم
تو اندرخور بند و غل نیستی
بچندین بلا در، کجا ایستی ؟
شمسی (یوسف و زلیخا).
بفرمود پس دادگر شهریار
بسیجیدن آیین آن روزگار
ز هرگونه تشریفها کردنش
ز زندان بگردون بیاوردنش.
شمسی (یوسف و زلیخا).
|| طبیعت. نهاد. وَضع. جبلت. فطرت. حالت.چگونگی :
جهان همیشه چنین است و گرد گردانست
همیشه تا بود آیینْش گرد گردان بود.
رودکی.
آیین جهان چونین تا گردون گردان شد
مرده نشود زنده و زنده بستودان شد.
رودکی.
چنین است آیین گردنده دهر
کز اونوش یابی گهی گاه زهر.
فردوسی.
چنین است آیین گردنده دهر
گهی نوش بار آورد گاه زهر.
فردوسی.
چنین است آیین چرخ روان
تواناست او گر توئی ناتوان.
فردوسی.
چنین است آیین و رسم جهان
پدر را بفرزند باشد توان.
فردوسی.
چنین است آیین و رسم جهان
نخواهد گشادن بما بر، نهان.
فردوسی.
آیین تنت همه دگر شد
تو نیز بجان دگر کن آیین.
ناصرخسرو.
|| آذین. شهرآرای :
ببازارگه بسته آیین براه
ز دروازه تا پیش درگاه شاه.
فردوسی.
هر آنگه که گشتی [ خسروپرویز ] ز نخجیر باز
برخشنده روز و شب دیریاز
هر آنکس که بودی ورا دستگاه
ببستی بشهر اندر آیین براه.
فردوسی.
بفرمود آیین کران تا کران
همه شهر سگسار و مازندران.
فردوسی.
چنین تا به بسطام و گرگان رسید
تو گفتی زمین آسمان را ندید
از آیین و گنبد بشهر و بدشت
براهی که لشکرهمی برگذشت.
فردوسی.
همه شهرها جمله آیین ببست
منوچهر بر تخت زرین نشست.
فردوسی.
چو آیینها بسته شد در سرای
نه کم بد سرای از بهشت خدای.
شمسی (یوسف و زلیخا).
و مردم شهر شادی نمودند و آیین بستند. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ).
و فعل آن بستن باشد. || زینت. آرایش. زیب. زیور :
خزائن پر از بهر لشکر بود
نه از بهر آیین وزیور بود.
سعدی.
|| فرّ :
بر آن زیب و آیین که داماد تست
بخوبی بکام دل شاد تست.
فردوسی.
چو آمد بگرسیوز این آگهی
که شد تیره آیین شاهنشهی.
فردوسی.
چو آمد ببرج حمل آفتاب
جهان گشت با فرّ و آیین و آب.
فردوسی.
چوفرزند باشد به آیین و فر
گرامی بدل بر، چه ماده چه نر.
فردوسی.
|| اَدَب. آداب. مراسم :
بیاموز او را ره و سازرزم
همان شادکامی ّ و آیین بزم.
فردوسی.
پر از خشم بهرام گفتش چنین
شما راست آیین بتوران و چین
که بی خواهش من سر اندرنهی
براه ، این نباشد مگر ابلهی.
فردوسی.
چه دانی تو آئین شاهنشهی
که داری سر از مغز و دانش تهی.
فردوسی.
بکردار و به آیین و به خوهای ستوده
جمالیست جهان را و که داند چه جمالی.
فرخی.
|| اراده. خواست. خواهش :
وگر زو [ از افراسیاب ] تو خشنودی ای دادگر
مرا بازگردان ز پیکار سر
بکش در دل این آتش کین من
به آیین خویش آر آیین من.
فردوسی.
- بآیین ؛ چنانکه باید. بطوری که ضرور است. متنظم. منتسق. مرتب :
دبیری بآیین و بادستگاه
که دارد ز بیداد لشکر نگاه.
فردوسی.
چو آگاهی آمد ز رستم بشاه
خروش آمد از شهر وز بارگاه...
جهانی بآیین شد آراسته
می و رود و رامشگران خواسته.
فردوسی.
دل از داوریها بپرداختند
بآیین یکی جشن نو ساختند.
فردوسی.
تو بنشین بآیین به تخت کیان
چو من پیشت آیم کمربرمیان.
فردوسی.
تو شو تخت شاهی بآیین بدار
بگیتی بجز تخم نیکی مکار.
فردوسی.
چو افراسیاب آن سپه را بدید
که سالارشان رستم آمد پدید
برابر بآیین صفی برکشید
هوا نیلگون شد زمین ناپدید.
فردوسی.
همان قیصر از سلم دارد نژاد
نژادی بآیین و با فر و داد.
فردوسی.
تو قلب سپه را بآیین بدار
من اینک پیاده کنم کارزار.
فردوسی.
یاری بودی سخت بآیین و بسنگ
همسایه ٔ تو بهانه جوی و دلتنگ
این خو تو از او گرفته ای ای سرهنگ
انگور ز انگور همی گیرد رنگ.
فرخی.
از پس خلعت شایسته بآیین صلتی
بدرفشانی چون شمس و بگردی چو قمر.
فرخی.
بهارا بآیین و خرم بهاری
بمان همچنان سالیانی ّو مگذر.
فرخی.
بآیین صورتی کاندر جهان کس
نظیر او نه دیده ست و نه گفته.
عنصری.
بچون تو شاه بآیین شده ست کار جهان
بچون تو خسرو روشن شده ست چشم حشم.
مسعودسعد.
- || زیبا. جمیل :
شوشه ٔ سیم نکوتر بر تو یا گَه ِ سیم
شاخ بادام بآیین تر یا شاخ چنار؟
فرخی.
بآیین یکی شهر شامس بنام
یکی شهریار اندرو شادکام.
عنصری.
|| صورت. طریق.
- بَر آیین ِ مَثَل ؛ بر طریق مَثَل. به صورت مَثَل :
هرکه باور می ندارد بی ثباتی ّ جهان
ازبرای او بر آیین مثل گویند عِش .
ابن یمین.
|| نهره ای بود که بدان ماست و دوغ از یکدیگر جدا کنند. (تحفة الاحباب اوبهی ) :
دوغم اکنون که در آیین تو شد
بزنم تا بکشم روغن از او.
طیان.
و آنین مصحف این کلمه است ، یا بعکس.
- آیین تخت و کلاه ، آیین شمشیر و گاه ؛ پادشاهی. سلطنت :
چنین گفت کآیین تخت و کلاه
کیومرث آورد کو بود شاه.
فردوسی.
نیازرد باید کسی را به راه
چنین است آیین تخت وکلاه.
فردوسی.
سر کینه ورْشان براه آورند
گر آیین شمشیر و گاه آورند.
فردوسی.
و برای کلمه ٔ آیین در نوآیین ، رجوع به نوآیین شود.

آیین. (اِخ ) نام دهی به نزدیک غار مومیائی. (برهان ). صحیح آبین است : و بقربه قریة تسمی آبین... فینسب الیها و یقال موم آبین... معنی اسمه شمعالماء. (الجماهر بیرونی ).

معنی آیین به فارسی

آیین
( اسم ) ۱ - رسم روش ادب . ۲ - معمول متداول مرسوم . ۳ - شیوه آهنگ . ۴ - صفت کردار مانند : بهشت آیین جنت آیین . ۵ - اندازه حد عدد شمار. ۶ - قاعده قانون نظم . ۷ - سامان اسباب . ۸ - طبیعت نهاد فطرت . ۹ - آذین شهر آرای جشن . ۱٠ - زیب زینت . ۱۱ - فر شکوه . ۱۲ - شرع شریعت کیش : آیین اسلام . ۱۳ - تشریفات اتیکت یا به آیین . ۱ - چنانکه مرسوم است طبق معمول . ۲ - چنانکه باید چنانکه ضروری است . ۳ - زیبا جمیل . یا بر آیین . مثل مانند .
[ گویش مازنی ] /aayin/ آهن & گاوآهن - آهن
[funerary cult, burial cult] [باستان شناسی] مراسمی که بستگان متوفی با حضور روحانیان، ضمن تقدیم نثارها، برای شادی روح درگذشته در مقبرۀ وی به جای میآوردند
کتابی است تالیف ابو الفضل وزیر اکبرشاه راجع به امور دیوان و کشور داری دوره آن پادشاه ( ۱٠۱۴ - ۹۶۳ ه. ق . ) که در دو مجلد بطبع رسیده . توضح . - [ آیین اکبری ] را با [ دین الهی ] که دین مصنوع عهد اکبر شاه است نباید اشتباه کرد .
قوانین و یاسا و دین گونه که میرزا ابوالفضل بامرا اکبر شاه هندی آورد نام کتاب سوم اکبر نامه
( اسم ) آذین شهر شهر آرای هنگام قدوم شاهی یا بزرگی یا پیش آمدن جشن و سوری .
( اسم صفت ) ۱ - آنکه طرفدار آیین و رسم است . ۲ - خدمتکار پرستار .
۱ - عمل آیین پرست طرفداری آیین و رسم . ۲ - خدمت با فروتنی .
[mortuary ritual, mortuary rite] [باستان شناسی] مراسمی آیینی و نمادین که شرکت کنندگان در حین تدفین درگذشتگان و پس از آن به جا میآوردند
نوایی در موسیقی قدیم که در بعضی فرهنگها بنام اولین لحن را [ گنج باد آور ] یاد کرده است
( اسم ) مقرراتی که در رسیدگی بدعاوی کیفری و حقوقی از طرف دادگاهها و مائ موران دادرسی و اصحاب دعوی باید رعایت شود . یا آیین دادرسی کیفری . مقرراتی که در تشریفات رسیدگی بامور کیفری از طرف افراد و مقامات قضائی و افرادی که بنحوی از انحا در دعاوی مدنی دخالت دارند در تمام مراحل رسیدگی باید رعایت شود .
نام سپهبدی که هرمز او را بجنگ بهرام چوبینه فرستاد
یکی از بزرگان و سرداران عهد هرمز ساسانی . بر روایت طبری وی به جنگ بهرام چوبینه رفت .
نام قریه بمازندران
( اسم ) مجموع. مقرراتی که یک موئ سس. عمومی یا خصوصی بمنظور تنظیم امور موئ سس. خود تهیه و تدوین میکنند مانند آیین نامه های موئ سسات دولتی انجمنهای محلی احزاب شرکتها آموزشگاهها و غیره نظامنامه.
[MODU code] [حمل ونقل دریایی] آیین نامه ای که ضوابط ساخت واحد سیار حفاری فراساحل و تجهیزات آن را تنظیم می کند
( آیین نامه ) کتابی که در عهد ساسانیان بزبان پهلوی تالیف شده و شامل مجموعه آداب و فرهنگ ملی و درباری ساسانیان است . قطعاتی از این کتاب در کتب دوره اسلامی مندرج است .
[ISPS code] [حمل ونقل دریایی] ← آیین نامۀ بین المللی امنیت کشتی ها و تسهیلات بندری
[ISM code] [حمل ونقل دریایی] ← آیین نامۀ بین المللی مدیریت ایمنی
[international safety management code] [حمل ونقل دریایی] آیین نامه ای که سازمان بین المللی دریانوردی برای حصول اطمینان از مدیریت ایمنی کشتی ها و جلوگیری از آلودگی محیط زیست تدوین کرده و لازم الاجراست اختـ . آیین نامۀ بما ISM code
[field manual] [علوم نظامی] آیین نامه ای حاوی اطلاعاتی دربارۀ آموزش و هدایت و طرح ریزی و اجرای عملیات نظامی و همچنین ارائۀ مطالبی دربارۀ آموزه و راهکنش و روش ها و فنون نظامی
[technical manual] [علوم نظامی] متنی حاوی جزئیات طرز کار یک وسیله، نظیر مشخصات فنی و دستورالعمل بهره برداری و تعمیر و نگهداری آن

معنی آیین در فرهنگ معین

آیین
[ په . ] ( اِ.) = آئین : ۱ - رسم ، عادت . ۲ - معمول ، متداول ، مرسوم ، سنت . ۳ - شیوه ، روش . ۴ - کردار. ۵ - قاعده ، قانون . ۶ - سامان ، اسباب . ۷ - زیب ، زینت .۸ - فر، شکوه . ۹ - مذهب ، کیش . ۱٠ - تشریفات . ۱۱ - طبیعت ، نهاد، فطرت . ۱۲ - شهرآرای ، جشن
(بَ) (حامص .)آراستن شهر هنگام جشن و شادمانی یا برای ورود شخص بزرگی .
(نِ جَ) (اِمر.) نام آهنگی از آهنگ های قدیم موسیقی ایرانی .
(نِ رَ) (اِمر.) مقرراتی که در رسیدگی به دعاوی کیفری و حقوقی از طرف دادگاه ها و مأموران دادرسی و اصحاب دعوی باید رعایت شود.
(مِ) (اِمر.) اساسنامه ، مجموعة اصول و قوانینی که یک شرکت برای نظم دادن به روال کاری خود، تهیه می کند.

معنی آیین در فرهنگ فارسی عمید

آیین
۱. طریق، روش: چنین است آیین گردنده دهر / گهی نوش بار آورد،گاه زهر (فردوسی: ۸/۵۱).
۲. [قدیمی] رسم و عادت، سنت: نباید به رسم بد آیین نهاد / که گویند لعنت بر آن کاین نهاد (سعدی۱: ۷۱).
۳. نظم و قاعده.
۴. کیش، مذهب.
۵. [قدیمی] زیب، زینت، آرایش.
* آیین جمشید: (موسیقی) یکی از سی لحن باربد.
* آیین دادرسی: (حقوق) مجموعۀ قوانین و مقرراتی که برای رسیدگی به دعاوی حقوقی و کیفری باید از طرف دادگاه ها و اصحاب دعوی رعایت شود، اصول محاکمات.
= آذین بندی
۱. دستورهایی که برای اجرای قانون یا انجام دادن کارهای اداری نوشته شود.
۲. موادی که در شرح و تفسیر یا دستور اجرای مرام نامه یا اساسنامه ای نوشته شده باشد، نظام نامه.
۱. آیین نیکو.
۲. کسی که دین و آیین خوب دارد.
بنا شده براساس حکمت، خرد، و دانش.
آن که راستی را پیشه و آیین خود ساخته، کسی که بر آیین راستی است.
دارای کیش و آیین مشترک.

آیین در دانشنامه ویکی پدیا

آیین
آیین ها کارهای نمادین، متعارف و مرسومی هستند که در جامعه های انسانی برای بهره گرفتن از نیروهای فراطبیعی انجام می شوند.
جشن
دین
رسم
سنت
عادت
خرافه
نجس
جبر (فلسفه)
خشونت خانگی
رهبری و اجرای آیین ها می تواند به دست افراد خاص آن جامعه (مانند کاهنان، غیب گویان، جادوگران و ساحران و شمن ها) انجام شود یا افراد عادی نیز آن را انجام دهند. همچنین ممکن است آئین ها به طور آشکار یا در خفا انجام شوند.
ریشهٔ این واژه از زبان ترکی و از واژه اویون Oyun به معنی رقص بوده است. با توجه به اینکه در گذشته تمامی مراسم مربوط به ماوراءالطبیعه با رقص همراه بوده، در حال حاضر این لغت به معنی مراسم نیز کاربرد یافته و به فارسی وارد شده است
آیین کاری نمادین، متعارف و مرسوم در جامعه های انسانی است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
آیین (نشریه)، نشریه ای توقیف شده در ایران
آیین (فیلم)
مکتب فکری
دین
سنت
رسم
«آیین» (انگلیسی: The Ritual (film)) فیلمی در ژانر ترسناک است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.
سپتامبر ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-09)
آیین نشریه ای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود که به صورت ماهنامه در ایران منتشر می شد. سردبیر شماره های اول و دوم نشریه بر عهده سعید شریعتی بود و از شماره سوم، هادی خانیکی سردبیری آن را بر عهده گرفت. آیین در تیرماه ۱۳۸۲ برای اولین بار منتشر شد و در سال ۱۳۹۰ به دستور هیئت نظارت بر مطبوعات با طرح ایراد حقوقی و بدون آنکه به محتوای مطالب آن تذکر یا نقدی باشد، توقیف شد.
آیین گفتگو
سیدمحمد خاتمی، بعد از استعفا از وزارت فرهنگ و ارشاد، درخواست مجوز نشریه ای به نام «آیین» را کرد تا از آن به عنوان تریبونی برای بیان افکار خود و هم فکرانش استفاده کند. در آن زمان برخی از افراد حلقه کیان همراه با سیدمحمد خاتمی، گروه کوچک ترِ آیین را شکل دادند. گروه آیین هیچ مجله ای تا سال ۱۳۸۲ منتشر نکرد و در این سال، در حالی که حدود شش سال از دوم خرداد ۱۳۷۶ گذشته بود، محمدرضا خاتمی، برادر رئیس جمهور وقت و دبیرکل حزب مشارکت، اولین شماره این نشریه را منتشر کرد. علی رغم عدم انتشار مجله در این سال ها، گروه آیین جلسات هفتگی منظمی برگزار می کردند. در این حلقه، چهره هایی چون هادی خانیکی، سعید حجاریان، مصطفی تاج زاده، محسن امین زاده، عباس عبدی، محسن کدیور و محمدرضا خاتمی حضور داشتند.
آیین آوازبرنامه ای تخصصی آموزشی که به همت علی شیرازی شکل گرفت. در واقع شیرازی در ادامه تلاش برای نزدیک شدن به هدفی که از راه اندازی شب آواز ایرانی در سر داشت و پس از جدایی ناگزیر از آن برنامه، نشست ماهانه دیگری را این بار در فرهنگسرای ارسباران به راه انداخت. به گفته شیرازی (در نخستین نشست آیین آواز) فکر اولیه این برنامه را حسام الدین سراج با او در میان گذاشته بود که برنامه در نهایت با افزودن ایده های خود شیرازی به شکل فعلی درآمد. شیرازی در این برنامه عنوان کارشناس مجری را هم بر عهده دارد و از طریق پرسش هایی که در بخش مباحث فنی و تئوریک آوازی با استادان این هنر در میان می گذارد در بحث ها مشارکت می کند. علی جهاندار، علی رستمیان و داود فیاضی از استادان و مدرسانی هستند که در آیین آواز حضور یافته و به بحث و بررسی موضوع های از پیش تعیین شده پرداخته اند.
آیین آواز که قرار است سومین سه شنبه هر ماه برگزار شود، با حضور یک میهمان ویژه که معمولاً از میان یکی از استادان و مدرسان حال حاضر آواز برگزیده و دعوت خواهد شد، به یکی از مباحث تخصصی هنر خوانندگی موسیقی دستگاهی می پردازند. لابلای مباحث و پرسش و پاسخهای کارشناس مجری برنامه با استاد مدعو نیز شاهد اجراهای همان استاد که میهمان اصلی ماه محسوب می شود خواهیم بود. در ادامه هم چند تن از شاگردان و هنرجویان استاد، با انتخاب و معرفی ایشان روی صحنه به هنرنمایی می پردازند. بخش جنبی هر نشست نیز شامل آوازخوانی تعدادی خواننده از میان هنرمندان و هنرجویان کارآزموده این سالها خواهد بود که هر بار یک یا چند نوازنده صدای آنها را همراهی خواهند کرد. نشست تخصصی آیین آواز قرار است کاشف چهره های ناشناخته باشد و همچنین نام و هنر چهره های آوازی کشورمان را که مدتی است به سایه خزیده و از نظرها دور شده اند به همگان یادآوری کند. هنرمندان جوانتری هم هستند که به سبب مشکلاتی که موسیقی و آواز ایرانی در این سالها با آن دست به گریبان بوده هنوز به جایگاه درخورشان دست نیافته اند. از دیگر وظایف نشست «آیین آواز» معرفی و شناساندن این جوانان و میانسالان به جامعه هنری کشور است. حمایت همه جانبه و بی شائبه مدیران و دست اندرکاران ارجمند این فرهنگسرا، به خصوص موسیقیدان فرهنگساز، «شهرام صارمی» (مدیر بخش موسیقی فرهنگسرای ارسباران) در برپایی سلسله نشست های «آیین آواز» و بی شمار نشست ها و برنامه های موسیقایی دیگر، نشان از حمیت و خودجوشی اهالی فرهنگ در عصر انفعال رسانه های جمعی دارد. به زعم راقم این سطور(محمدرضا ممتاز واحد)، این «جریان سازی»، امثال شهرام صارمی و علی شیرازی را جدا از مقام هنری آنان، به منزلت و مقام بالاتری چون «خادم فرهنگی» ارتقا بخشیده است، که رسالتی بس خطیر ولی در عین حال رشک برانگیز است. جریان سازان فرهنگ سازی که با دست خالی، فرهنگ سازی می کنند.
آیین اسلام از مهمترین نشریات مذهبی-سیاسی که فعالیت خود را به سال ۱۳۲۳ ش شروع کرد. مدیریت آن با نصرت الله نوریانی بود و از حمایت علمی و اداری حاج مهدی سراج انصاری برخوردار بود.
شیعه چه می گوید، مهدی سراج انصاری، تبریز، ۱۳۸۵ق.
مجله مسلمین، تسریح اوضاع مطبوعات دینی در عصر حاضر، آبان ۱۳۳۵.
از نشریاتی بود که به فعالیت های انجمن ها و گروهها و افراد سیاسی-مذهبی به طور مبسوطی می پرداخت و به این دلیل همراه با پرداختن به مقالات دینی قوی مورد استقبال وسیع مردم قرار گرفت.
تاثیرگذاری آن تا حدی بود که حتی مراجع تقلید از وجوهات شرعی برای کمک به آن می دادند.
افرادی چون مهدی سراج انصاری، محمدباقر کمره ای، عطاءلله شهاب پور، میرزا خلیل کمره ای، محمدعلی خلیلی، حسینعلی راشد در آن قلم می زدند.
آیین اوملانگا یا رقص نِی جشنواره ای است که اقوام سوازی و زولو در سوازیلند و آفریقای جنوبی هر سال در ماه آگوست یا سپتامبر برگزار می کنند. در سوازیلند دختران و زنان مجردی که بچه ندارند از نقاط مختلف این کشور به شهر لودزیدزینی می روند تا در این آیین هشت روزه شرکت کنند.
آیین اوملانگا در آفریقای جنوبی
نگاره های رقص نی سال ۲۰۰۹ میلادی
تصاویر رقص نی سال ۲۰۰۹ میلادی از جان اچ. بردلی در یوتیوب
دربارهٔ آئین عیلامیان اطلاعات دقیقی در دست نیست، ولی از منابع کمی که در دست است می توان به نقش مذهب در زندگی آن ها پی برد.نخستین نقش برجسته در اشکفت سلمان   دومین نقش برجسته در اشکفت سلمان   سومین نقش برجسته در اشکفت سلمان   چهارمین نقش برجسته در اشکفت سلمان   طراحی نقش برجستهٔ اشکفت سلمان
عیلامیان از هزاره چهارم قبل از میلاد در شوش ساکن بوده و تا آنجا که مدارک کتبی نشان می دهد از ۲۶۸۵ سال پیش از میلاد، پادشاهان عیلام در این نواحی سلطنت می کرده اند و این پادشاهی تا سال ۶۴۰ پیش از میلاد ادامه داشت و با حمله آشوربانی پال برای همیشه از صفحه تاریخ محو گردید لیکن طولی نکشید که قوم و دولت عیلام جزئی از شاهنشاهی هخامنشی را تشکیل داد.
قبل از مزدایسم از اعتقادات دینی مردمی که در نواحی مختلف ایران زندگی می کردند، اطلاعات ما منحصر است به دین عیلامیان. از آنجائیکه مردمان نقاط دیگر سنگ نبشته ای از خود بجای نگذاشته اند، در مورد اعتقادات آن ها اظهارنظرها توأم با احتمالات می باشد. در مورد عیلامیان اسناد بیشتری برجا مانده است. عیلامیان جزو اولین گروه هائی هستند که بر ایران مسلط شده اند و در نتیجه حفاری هائی که در نقاط مختلف مربوط به این دوره شده معلوم گردیده، مشابهت کاملی در فرهنگ و تمدن نقاط مختلف هست، بنابراین امکان این نیز هست که از نظر اعتقادات مذهبی نیز بین این نقاط تشابهی وجود داشته باشد.
چنین بنظر می رسد در دوران های اولیه در عیلام نیز مانند ساکنان سایر نقاط ایران، بعضی از درختان نباتات و حیوانات مقدس شمرده شده، به علاوه‏ ستارگان که در رأس آن ها خورشید و ماه قرار داشت، نیز جنبه رب النوعی داشتند. آثاریکه مربوط به اولین دوره پیشرفت افکار و اندیشه های دینی می باشد در مقبره هائی در شوش از ستارگان، نباتات و حیوانات تصاویری دیده می شود که جنبه مذهبی دارد. مارهای درهم پیچیده و عقاب هایی که بال های خود را آویخته اند، نیز به عنوان سمبل خدایان تصویر شده اند.
آیین بابالون مجموعه ای از مراسم ها و آیین های جادویی بودند که از ژانویه تا مارس ۱۹۴۶ میلادی توسط جک پارسونز، نویسنده و دانشمند پیشگام سوخت موشک و ال ران هابارد، مؤسس ساینتولوژی اجرا شدند. این مراسم برای آشکارسازی تجسمی از ایزدبانوی نخستین به نام بابالون طراحی شده بود.
ویکی پدیای انگلیسی
پارسونز بعد از اینکه اولین سری آیین را با موفقیت انجام داد با مارجوری کامرون آشنا شد و او وظیفه داشت جسم برای روحی که او و هابارد در حین آیین صدا می کردند باشد. پارسونز مرحله بعدی آیین را شروع کرد و تلاش کرد که به کمک سحر آمیزشی از بابالون فرزندی تولید کند که در بدن مارجوری کامرون به دنیا بیاید. با اینکه فرزندی تولید نشد ولیکن نتایج آیین تغییر زیادی نکرد. پارسونز و کامرون که به نام فاحشه قرمز توسط پارسونز نامیده می شد مدتی بعد از این آیین ازدواج کردند. آیینهای انجام شده بین پارسونز و کامرون بر اساس نوشته های سحر آمیزشی آلیستر کراولی بودند. کراولی که با پارسونز در تماس بود خطرات زیاد این سحرها را برای او بیان می کرد.
جک پارسونز متن کوتاهی به نام کتاب بابالون یا لیبر ۴۹ به عنوان پیام هایی از الهه یا نیرویی به نام بابالون که توسط وی در طی مراسم دریافت شده است، نوشته است. پرسونز مدعی است که لیبر ۴۹ فصل چهارم کتاب شریعت (متن مقدس تلما) از آلیستر کراولی را تشکیل می دهد.
آیین بابالون شباهت بسیار زیادی با آیینی که در فیلم بچه رزماری به کارگردانی رومن پولانسکی اجرا می شود دارد.
آیین های باروری مراسم هایی مذهبی هستند که در آن ها رفتارهای جنسی و تولیدمثلی خواه به صورت نمادین یا واقعی، اجرا می شوند. این آیین ها در پهنه وسیعی از آسیای مرکزی تا بین النهرین و اروپای غربی و شمال آفریقا رایج بوده است. هدف این مراسم ها به دست آوردن خوراک و فرزندان فراوان و کنترل نیروهای غیرقابل پیش بینی طبیعت است. این مراسم ها به وسیله رقص، نیایش کردن، به کارگیری افسون و طلسم و اجرای نمایش های مقدس انجام می گبرند. این آیین ها ریشه در طبیعت دارند زیرا در جوامع کشاورزی اولیه به پدیده های طبیعی مانند باران و حاصلخیزی زمین یک شخصیت زنده خدا گونه می دادند. یکی از مشهورترین افسانه های پگان در این رابطه جستجوی ایزد بانوی زمین برای یافتن همسر یا فرزند گمشده (یا مرده) خود است، در این مدت که این ایزد غایب می شد سرسبزی و باروری زمین نیز از بین می رفت و با بازگشت او حاصلخیزی و باروری نیز بازمی گشت. این افسانه در حقیقت بازسازی نمادین چرخه ی مرگ، تولد دوباره و بازسازی زندگی گیاهی بر روی زمین است که آن را در مرگ و بازگشت دوباره یک ایزد (اغلب مادینه)، یا ازدواج و آمیزش دو ایزد با یکدیگر و غایب شدن ایزد نر، و سپس بازگشت او تصور می کردند.
برخی از مراسم های آیین های باروری شامل پراکنده کردن اعضای تولیدمثلی حیوانات روی زمین های کشاورزی، نمایش یا کشیدن تصویر آلت تناسلی می شده است. در هند تصور می شد اگر باکرگی زنی با لینگام برداشته شود وی پس از ازدواج فرزندان فراوان خواهد داشت. همچنین تصور می شده که قربان کردن انسان یا حیوانات سبب آزاد شدن نیروی ایزدان و در نتیجه افزایش باروری و حاصلخیزی آن منطقه که قربانی در آن صورت گرفته است خواهدشد.
در یونان کلاسیک باور بر این بود که دمتر ایزد باروری است. در مراسم های مربوط به وی گذشت فصل ها جشن گرفته می شد.
فینیقی ها در زمستان برای بازسازی روح تاک های پژمرده نوزادی را در شیر مادر خویش می پختند. برگزاری این مراسم قربانی توسط قانون موسی (پنج کتاب اول تنخ) ممنوع اعلام شد.
آیین بودای پاکبوم ، جودو بوکیو (به ژاپنی: 浄土仏教) ،آمیداگرایی در قرن اول یا دوم میلادی در هند پیدا شد. در این آیین از بهشت خاوری پاک بوم سخن می گویند و عقیده بر این بود که مؤمنان پس از مرگ در آن بهشت زاده خواهند شد و این پاداش ایمان و کردارهای نیک آنان است. رستگارکننده این مکتب آمیدا (آمیتابه) یا بودای فروغ بی کران است.
غلامعلی آیین، (زاده ۱۹۲۹ میلادی در ریزه کوه ولایت کاپیسا - درگذشته ۲ حوت ۱۳۹۳) نویسنده و سیاستمدار برجسته افغان بود. از او تا اکنون هفت اثر علمی به ویژه در زمینه تکنولوژی بچاپ رسیده که اکثر این آثار کتاب های درسی دانشکده ساینس / تکنولوژی و سایر دانشکده ها در افغانستان را تشکیل می دهند. یکی از کتاب های او تحت عنوان فن اداره مجلس یا دستور پارلمانی به عنوان برنده عالیترین جایزه مطبوعاتی سال ۱۹۷۷ میلادی برگزیده شد. هم اکنون سه اثر دیگر در زمینه های سیاست و تکنولوژی از او آماده چاپ است، غلامعلی آیین بر علاوه این، یک سیاستمدار برجسته افغان است که قبلاً رئیس دانشکده تربیه معلم کابل، وزیر مشاور، والی ولایت بدخشان، والی کابل و والی ولایت هرات بوده است. آیین یکی از هوادارن نظام فدرال در افغانستان است او هم اکنون یک بازنشسته ۸۱ ساله است و در ایالت کالیفورنیا در آمریکا زندگی می کند.
دانش نامه آریانا
سایت خاوران
شماره اول، سال هفتم مجله آریانای برون مرزی، حمل ۱۳۸۴هش
آیین در یک خانواده نسبتاً اشرافی به دنیا آمد، پدرش غلام حیدرخان از سران قومی کوهستان، در زمان کودکی آیین عضو شورای بزرگ ملی افغانستان یا لویه جرگه شاه امان الله خان بود. از آنجاییکه پدرش، فرزند خود را همواره به مجالس بزرگ سیاسی می برد، چنین مواردی بزرگترین عامل رشد سیاسی غلامعلی آیین شمرده می شوند. او در سال ۱۹۳۷ از مدرسه ابتدایی اشتگرام فارغ شد و در سال ۱۹۴۶ رشته ساینس و تکنولوژی دانشکده تعلیم و تربیه دانشگاه کابل را تمام کرد. آیین یکسال بعد وارد دانشکده ساینس شد و در سال ۱۹۵۲ ان را تمام کرد. سپس او به عنوان معلم ریاضی در دارالمعلمین بکارش ادامه داد و در سال ۱۹۵۶ برای تداوم تحصیلاتش به کلمبیا رفت.
پس از بازگشت آیین از کلمبیا او به عنوان مدیر دارالمعلمین کابل مقرر شد و این وظیفه راهش را برای حضور در عرصه های وسیعتر اداری هموارتر ساخت، سپس در سال ۱۹۶۷ آمر مرکز تحقیقات علمی دانشگاه کابل و استاد دانشکده تعلیم و تربیه شد، یکسال بعد رئیس تعلیمات ثانوی وزارت معارف افغانستان شد و در همان سال به عنوان رئیس دانشکده تعلیم و تربیه کابل مقرر گردید. رشد فرهنگی و سیاسی آیین از سرعت فوق العاده ای برخوردار بود تا اینکه او یک سال بعد به عنوان وزیر مشاور در حکومت افغانستان به کارش ادامه داد و دو سال بعد به عنوان والی ولایت بدخشان برگزیده شد. آیین پس از دو سال کار در بدخشان به عنوان والی ولایت کابل پایتخت افغانستان آغاز به کار کرد و باز هم پس از دو سال والی ولایت هرات شد. با آنکه نوسازی و بازسازی در زمان ولایت آیین در هرات رشد چشمگیری نداشت، اما آقای ولایت آیین در هرات به ویژه رسیده گی به شکایات و ایجاد حاکمیتی قوی از جمله دستاوردهایش در کابل و هرات شمرده می شوند.
جنگ ها و وضعیت نا بسامان سیاسی موجب مهاجرت آقای آیین به آمریکا شد. غلام علی آیین در هجرت نیز از فعالیت های فرهنگی و سیاسی اش دست برنداشت، او از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۵ بورس تحصیلی فلبرایت، پژوهشگر در مرکز افغانستان شناسی و مدرس اسلام سیاسی و حقوق بشر در دانشگاه نبراسکا در اوماها ایالات متحده آمریکا بود. در سال۱۹۷۰عضو هیئت افغانستانی در کنفرانس کشورهای غیرمتعهد، منعقده لوساکا، زمبیا شد و در سال۱۹۷۱رئیس هیئت افغانستانی در پانزدهمین کنفرانس عمومی یونسکو، جینوا بود.
محسن پاک آیین (زادهٔ ۱۳۳۳) استان فارس شهرستان فسا از دیپلمات های اهل ایران و کارمندان وزارت خارجهٔ کشور یادشده است. وی پیشینهٔ سفیر بودن در کشورهای زامبیا ، ازبکستان و آذربایجان را در کارنامهٔ سیاسی خود داراست. او کارشناس علوم سیاسی ومسلط به زبان انگلیسی است.
ورود به وزارت امور خارجه ۱۳۶۰
معاون اداره هفتم سیاسی (خاور دور) ۱۳۶۰- ۱۳۶۴
معاون اداره امریکا ۱۳۶۴- ۱۳۶۷
سفیر جمهوری اسلامی ایران در زامبیا ۱۳۶۷- ۱۳۷۲
مشاور وزیر در امور افریقا و رئیس گروه مطالعات افریقا ۱۳۷۲- ۱۳۷۴
سفیر جمهوری اسلامی ایران در ازبکستان ۱۳۷۴- ۱۳۷۸
رئیس اداره اول آسیای شرقی ۱۳۷۸- ۱۳۸۳
سفیر جمهوری اسلامی ایران در تایلند ۱۳۸۳- ۱۳۸۶
معاون فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ۱۳۸۶- ۱۳۸۹
رئیس ستاد افغانستان ۱۳۸۹- ۱۳۹۱
سفیر جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان مهر ۱۳۹۱
معاون بین الملل دفتر حفظ و نشر آثار رهبر جمهوری اسلامی ایران
هفت راز (sacrament) که هفت آیین و شعائر نیز نامیده شده آن دسته از فریضه های دینی در مسیحیت هستند که به باور مسیحیان با انجام آنها خدا نزد انسان می آید، برخلاف مواردی چون نیایش و قربانی کردن که در آن ها این انسان است که راهی به سوی نزدیک شدن به خدا می جوید.
نشان محسوس: آب در مراسم غسل تعمید، روغن مقدس در تدهین، و نان و شراب در آیین پذیرش تبرک، نشان ها و آثار محسوسی هستند که به چشم رؤیت می شوند.
دعا: به وسیلهٔ ادعیه و آوازهای مذهبی آیین ها تفهیم می شوند.
خادم قانونی: شخص روحانی که کسوت روحانیت را رسماً پذیرفته، فقط او مجاز به اجرای مراسم آیین ها است.
این آیین های هفتگانه عبارت اند از: ۱. غسل تعمید ؛۲. تدهین؛ ۳. آیین توبه؛ ۴. تبرک؛ ۵. ازدواج؛ ۶. آخرین تدهین؛ ۷. دست گذاری (تفویض مقام روحانیت).
تعدادی از این آیین ها مثل غسل تعمید، تدهین، و تبرک برای مؤمنان اجباری و تعدادی دیگر مثل ازدواج و دست گذاری اختیاری اند.
برای اجرای مراسم آیین ها سه عنصر لازم است:


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آیین در جدول کلمات

آیین
دستور, روش, رسم, عادت, شریعت, سنت, کیش, نسق, سنن
آیین شب پیش از عروسی
حنابندان
آیین مردم ژاپن
آیین مهر پرستی
میترائیسم
آیین ها
مراسم, مکاتب
آیین ها و آداب
رسوم
آیین ها و مذاهب
ادیان
آیین و سنت
رسم
آیین و شریعت
دین
آیین و قاعده
رسم

معنی آیین به انگلیسی

order (اسم)
سامان ، ساز ، امر ، سیاق ، دسته ، ترتیب ، نظم ، ارایش ، انجمن ، حواله ، خط ، دستور ، فرمان ، نوع ، مقام ، صنف ، زمره ، رسم ، ارجاع ، فرمایش ، ضابطه ، ردیف ، رتبه ، امریه ، انتظام ، ایین ، سفارش ، طرز قرار گیری ، راسته ، نظام ، ایین و مراسم ، فرقهیاجماعت مذهبی ، گروهخاصی ، دسته اجتماعی ، درمان
religion (اسم)
دین ، کیش ، مذهب ، ایین
ethic (اسم)
رفتار ، ایین
ordinance (اسم)
امر ، تقدیر ، حکم ، فرمان ، ایین

معنی کلمه آیین به عربی

إِجراءاتُ إعادَة النَّظَرِ
إِجراءات
إجراءاتٌ انْتِخابية
يضْبَطُ قواعِدَ الإجراءاتِ
إِجراءاتُ إعادَة النَّظَرِ
إجراءاتُ الْمُرُورِ
الشريعة الموسوية

آیین را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی آیین

مسعود امرایی ٢٣:٣٨ - ١٣٩٧/٠٢/٠٧
مراسمات
|

فراز پارسی ١٩:٠٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٤
"آیین" در پارسی پهلوی "آدوین" گفته میشد که از دو بخش آد (=راه و روش) و وین (=بین، دیدن) ساخته شده است و در کل یعنی "روش دیدن". واژه آیینه نیز در آغاز "آدوینک" گفته میشد که آن هم از همین ریشه وین (بین و دیدن) است.
|

پیشنهاد شما درباره معنی آیین



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

amin > nanometer
آرزو > ciudad
پریسا > خیش ارات
هادی > thick skinned
اسماعیل بخشی > vertebrate
Mohammad Mahdi > rolled
Ss > Sit
gf > office

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آیین   • صنعت بیمه   • آیین چیست   • بیمه نیوز   • ریسک نیوز   • نقدینه   • وایین شهریار   • شهرک وایین   • مفهوم آیین   • تعریف آیین   • معرفی آیین   • آیین یعنی چی   • آیین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آیین
کلمه : آیین
اشتباه تایپی : Hddk
آوا : 'Ayin
نقش : اسم
عکس آیین : در گوگل


آیا معنی آیین مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )