برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1227 100 1

آیین

/'Ayin/

مترادف آیین: رسم، روال، روش، شیوه، عادت، منوال، دین، شرع، شریعت، طریقت، کیش، مذهب، طریقه، مسلک، مشرب، نحله، سنت، قاعده، قانون، مراسم، مقررات، نظم، هنجار، آذین بندی، جشن، زیب، زینت، شهرآرایی، آداب دانی، اتیکت، ادب، تشریفات، نزاکت، سر

معنی اسم آیین

اسم: آیین
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: āyin) (= آئین )، آئین - دین مذهب عادت رسم روش، نام روستایی در استان فارس

معنی آیین در لغت نامه دهخدا

آیین. (اِ) سیرت. رسم.(صراح ). عرف. طبع. عادت. داب. (دهار). آئین. شیمه. روش. دَیْدَن. خلق. خصلت. خو. خوی. منش :
سیرت اوبود وحی نامه بکسری
چونکه به آئینْش پندنامه بیاکند.
رودکی.
همه شب بدی خوردن آیین او
دل مهتران پر شد از کین او.
فردوسی.
مزن رای جز با خردمند مرد
ز آیین شاهان پیشین مگرد.
فردوسی.
ترا دانش و هوش و رای است و فر
بر آیین شاهان پیروزگر.
فردوسی.
دگر آنکه آیین شاهنشهان
بیاموخت از شهریار جهان.
فردوسی.
کنون از ره بیگناهان بما
نگه کن بر آیین شاهان بما.
فردوسی.
بسر برنهاده کلاه دوپر
به آیین ترکان ببستش کمر.
فردوسی.
بیاساید از بزم و شادی دو ماه
که این باشد آیین پس از مرگ شاه.
فردوسی.
جز این است آیین پیوند و کین
جهان را بچشم جوانی مبین.
فردوسی.
همی دید تا هر یکی برنشست
به آیین چین با درفشی بدست.
فردوسی.
همه کوهشان بود آرامگاه
چنین بود آیین هوشنگ شاه.
فردوسی.
جوانی به آیین ایرانیان
گشاده کش و تنگ بسته میان.
فردوسی.
بسه چیز هر کار نیکو شود
کز آن تخت شاهی بی آهو شود
بگنج و به رنج و بمردان مرد
جز این نیست آیین ننگ و نبرد.
فردوسی.
تو بصدر اندر بنشسته به آیین ملوک
همچنین مدح نیوشنده و من مدح نواز.
فرخی.
ساخت آنگه یکی بیوگانی
هم بر آیین و رسم یونانی.
عنصری.
جشن سده آیین جهاندار فریدون
بر شاه جهاندار فری باد و همایون.
عنصری.
اما عمرو [ لیث ] چون او [ یعقوب لیث ] برفت سعی کرد تا بیشتری از آیین و سیرت نگاه داشت. (تاریخ سیستان ).
آیین ملوک عجم از گاه کیخسرو تا بروزگار یزدجرد شهریار که آخر ملوک عجم بوده چنان بوده است که روز نوروز نخست کس از مردمان بیگانه موبد موبدان پیش ملک آمدی. (نوروزنامه ). چون ایوان مدا ...

معنی آیین به فارسی

آیین
( اسم ) ۱ - رسم روش ادب . ۲ - معمول متداول مرسوم . ۳ - شیوه آهنگ . ۴ - صفت کردار مانند : بهشت آیین جنت آیین . ۵ - اندازه حد عدد شمار. ۶ - قاعده قانون نظم . ۷ - سامان اسباب . ۸ - طبیعت نهاد فطرت . ۹ - آذین شهر آرای جشن . ۱٠ - زیب زینت . ۱۱ - فر شکوه . ۱۲ - شرع شریعت کیش : آیین اسلام . ۱۳ - تشریفات اتیکت یا به آیین . ۱ - چنانکه مرسوم است طبق معمول . ۲ - چنانکه باید چنانکه ضروری است . ۳ - زیبا جمیل . یا بر آیین . مثل مانند .
[ گویش مازنی ] /aayin/ آهن & گاوآهن - آهن
[funerary cult, burial cult] [باستان شناسی] مراسمی که بستگان متوفی با حضور روحانیان، ضمن تقدیم نثارها، برای شادی روح درگذشته در مقبرۀ وی به جای میآوردند
کتابی است تالیف ابو الفضل وزیر اکبرشاه راجع به امور دیوان و کشور داری دوره آن پادشاه ( ۱٠۱۴ - ۹۶۳ ه. ق . ) که در دو مجلد بطبع رسیده . توضح . - [ آیین اکبری ] را با [ دین الهی ] که دین مصنوع عهد اکبر شاه است نباید اشتباه کرد .
قوانین و یاسا و دین گونه که میرزا ابوالفضل بامرا اکبر شاه هندی آورد نام کتاب سوم اکبر نامه
( اسم ) آذین شهر شهر آرای هنگام قدوم شاهی یا بزرگی یا پیش آمدن جشن و سوری .
( اسم صفت ) ۱ - آنکه طرفدار آیین و رسم است . ۲ - خدمتکار پرستار .
۱ - عمل آیین پرست طرفداری آیین و رسم . ۲ - خدمت با فروتنی .
[mortuary ritual, mortuary rite] [باستان شناسی] مراسمی آیینی و نمادین که شرکت کنندگان در حین تدفین درگذشتگان و پس از آن به جا میآوردند
نوایی در موسیقی قدیم ...

معنی آیین در فرهنگ معین

آیین
[ په . ] ( اِ.) = آئین : ۱ - رسم ، عادت . ۲ - معمول ، متداول ، مرسوم ، سنت . ۳ - شیوه ، روش . ۴ - کردار. ۵ - قاعده ، قانون . ۶ - سامان ، اسباب . ۷ - زیب ، زینت .۸ - فر، شکوه . ۹ - مذهب ، کیش . ۱٠ - تشریفات . ۱۱ - طبیعت ، نهاد، فطرت . ۱۲ - شهرآرای ، جشن
(بَ) (حامص .)آراستن شهر هنگام جشن و شادمانی یا برای ورود شخص بزرگی .
(نِ جَ) (اِمر.) نام آهنگی از آهنگ های قدیم موسیقی ایرانی .
(نِ رَ) (اِمر.) مقرراتی که در رسیدگی به دعاوی کیفری و حقوقی از طرف دادگاه ها و مأموران دادرسی و اصحاب دعوی باید رعایت شود.
(مِ) (اِمر.) اساسنامه ، مجموعة اصول و قوانینی که یک شرکت برای نظم دادن به روال کاری خود، تهیه می کند.

معنی آیین در فرهنگ فارسی عمید

آیین
۱. طریق، روش: چنین است آیین گردنده دهر / گهی نوش بار آورد،گاه زهر (فردوسی: ۸/۵۱).
۲. [قدیمی] رسم و عادت، سنت: نباید به رسم بد آیین نهاد / که گویند لعنت بر آن کاین نهاد (سعدی۱: ۷۱).
۳. نظم و قاعده.
۴. کیش، مذهب.
۵. [قدیمی] زیب، زینت، آرایش.
* آیین جمشید: (موسیقی) یکی از سی لحن باربد.
* آیین دادرسی: (حقوق) مجموعۀ قوانین و مقرراتی که برای رسیدگی به دعاوی حقوقی و کیفری باید از طرف دادگاه ها و اصحاب دعوی رعایت شود، اصول محاکمات.
= آذین بندی
۱. دستورهایی که برای اجرای قانون یا انجام دادن کارهای اداری نوشته شود.
۲. موادی که در شرح و تفسیر یا دستور اجرای مرام نامه یا اساسنامه ای نوشته شده باشد، نظام نامه.
۱. آیین نیکو.
۲. کسی که دین و آیین خوب دارد.
بنا شده براساس حکمت، خرد، و دانش.
آن که راستی را پیشه و آیین خود ساخته، کسی که بر آیین راستی است.
دارای کیش و آیین مشترک.

آیین در دانشنامه ویکی پدیا

آیین
آیین ها کارهای نمادین، متعارف و مرسومی هستند که در جامعه های انسانی برای بهره گرفتن از نیروهای فراطبیعی انجام می شوند.
جشن
دین
رسم
سنت
عادت
خرافه
نجس
جبر (فلسفه)
خشونت خانگی
رهبری و اجرای آیین ها می تواند به دست افراد خاص آن جامعه (مانند کاهنان، غیب گویان، جادوگران و ساحران و شمن ها) انجام شود یا افراد عادی نیز آن را انجام دهند. همچنین ممکن است آئین ها به طور آشکار یا در خفا انجام شوند.
ریشهٔ این واژه از زبان ترکی و از واژه اویون Oyun به معنی رقص بوده است. با توجه به اینکه در گذشته تمامی مراسم مربوط به ماوراءالطبیعه با رقص همراه بوده، در حال حاضر این لغت به معنی مراسم نیز کاربرد یافته و به فارسی وارد شده است
آیین کاری نمادین، متعارف و مرسوم در جامعه های انسانی است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
آیین (نشریه)، نشریه ای توقیف شده در ایران
آیین (فیلم)
مکتب فکری
دین
سنت
رسم
«آیین» (انگلیسی: The Ritual (film)) فیلمی در ژانر ترسناک است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.
سپتامبر ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-09)
آیین نشریه ای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود که به صورت ماهنامه در ایران منتشر می شد. سردبیر شماره های اول و دوم نشریه بر عهده سعید شریعتی بود و از شماره سوم، هادی خانیکی سردبیری آن را بر عهده گرفت. آیین در تیرماه ۱۳۸۲ برای اولین بار منتشر شد و در سال ۱۳۹۰ به دستور هیئت نظارت بر مطبوعات با طرح ایراد حقوقی و بدون آنکه به محتوای مطالب آن تذکر یا نقدی باشد، توقیف شد.
آیین گفتگو
سیدمحمد خاتمی، بعد از استعفا از وزارت فرهنگ و ارشاد، درخواست مجوز نشریه ای به نام «آیین» را کرد تا از آن به عنوان تریبونی برای بیان افکار خود و هم فکرانش استفاده کند. در آن زمان برخی از افراد حلقه ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با آیین

آیین در جدول کلمات

آیین
دستور, روش, رسم, عادت, شریعت, سنت, کیش, نسق, سنن
آیین شب پیش از عروسی
حنابندان
آیین مردم ژاپن
آیین مهر پرستی
میترائیسم
آیین ها
مراسم, مکاتب
آیین ها و آداب
رسوم
آیین ها و مذاهب
ادیان
آیین و سنت
رسم
آیین و شریعت
دین
آیین و قاعده
رسم

معنی آیین به انگلیسی

order (اسم)
سامان ، ساز ، امر ، سیاق ، دسته ، ترتیب ، نظم ، ارایش ، انجمن ، حواله ، خط ، دستور ، فرمان ، نوع ، مقام ، صنف ، زمره ، رسم ، ارجاع ، فرمایش ، ضابطه ، ردیف ، رتبه ، امریه ، انتظام ، ایین ، سفارش ، طرز قرار گیری ، راسته ، نظام ، ایین و مراسم ، فرقهیاجماعت مذهبی ، گروهخاصی ، دسته اجتماعی ، درمان
religion (اسم)
دین ، کیش ، مذهب ، ایین
ethic (اسم)
رفتار ، ایین
ordinance (اسم)
امر ، تقدیر ، حکم ، فرمان ، ایین

معنی کلمه آیین به عربی

إِجراءاتُ إعادَة النَّظَرِ
إِجراءات
إجراءاتٌ انْتِخابية
يضْبَطُ قواعِدَ الإجراءاتِ
إِجراءاتُ إعادَة النَّظَرِ
إجراءاتُ الْمُرُورِ
الشريعة الموسوية

آیین را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود امرایی
مراسمات
فراز پارسی
"آیین" در پارسی پهلوی "آدوین" گفته میشد که از دو بخش آد (=راه و روش) و وین (=بین، دیدن) ساخته شده است و در کل یعنی "روش دیدن". واژه آیینه نیز در آغاز "آدوینک" گفته میشد که آن هم از همین ریشه وین (بین و دیدن) است.
عباس احمدی
بزرگواران! مراسم و مراسمات عربی است.
علی باقری
= آييْن و اوْيوُن = جشن ، مراسم جشن باستاني و ساليانه ی تركهاي چين

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آیین   • صنعت بیمه   • آیین چیست   • بیمه نیوز   • ریسک نیوز   • نقدینه   • وایین شهریار   • شهرک وایین   • مفهوم آیین   • تعریف آیین   • معرفی آیین   • آیین یعنی چی   • آیین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آیین
کلمه : آیین
اشتباه تایپی : Hddk
آوا : 'Ayin
نقش : اسم
عکس آیین : در گوگل

آیا معنی آیین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )