انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 922 100 1

معنی اسم آیین

اسم: آیین
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: āyin) (= آئین )، آئین - دین مذهب عادت رسم روش، نام روستایی در استان فارس

معنی آیین در لغت نامه دهخدا

آیین. (اِ) سیرت. رسم.(صراح ). عرف. طبع. عادت. داب. (دهار). آئین. شیمه. روش. دَیْدَن. خلق. خصلت. خو. خوی. منش :
سیرت اوبود وحی نامه بکسری
چونکه به آئینْش پندنامه بیاکند.
رودکی.
همه شب بدی خوردن آیین او
دل مهتران پر شد از کین او.
فردوسی.
مزن رای جز با خردمند مرد
ز آیین شاهان پیشین مگرد.
فردوسی.
ترا دانش و هوش و رای است و فر
بر آیین شاهان پیروزگر.
فردوسی.
دگر آنکه آیین شاهنشهان
بیاموخت از شهریار جهان.
فردوسی.
کنون از ره بیگناهان بما
نگه کن بر آیین شاهان بما.
فردوسی.
بسر برنهاده کلاه دوپر
به آیین ترکان ببستش کمر.
فردوسی.
بیاساید از بزم و شادی دو ماه
که این باشد آیین پس از مرگ شاه.
فردوسی.
جز این است آیین پیوند و کین
جهان را بچشم جوانی مبین.
فردوسی.
همی دید تا هر یکی برنشست
به آیین چین با درفشی بدست.
فردوسی.
همه کوهشان بود آرامگاه
چنین بود آیین هوشنگ شاه.
فردوسی.
جوانی به آیین ایرانیان
گشاده کش و تنگ بسته میان.
فردوسی.
بسه چیز هر کار نیکو شود
کز آن تخت شاهی بی آهو شود
بگنج و به رنج و بمردان مرد
جز این نیست آیین ننگ و نبرد.
فردوسی.
تو بصدر اندر بنشسته به آیین ملوک
همچنین مدح نیوشنده و من مدح نواز.
فرخی.
ساخت آنگه یکی بیوگانی
هم بر آیین و رسم یونانی.
عنصری.
جشن سده آیین جهاندار فریدون
بر شاه جهاندار فری باد و همایون.
عنصری.
اما عمرو [ لیث ] چون او [ یعقوب لیث ] برفت سعی کرد تا بیشتری از آیین و سیرت نگاه داشت. (تاریخ سیستان ).
آیین ملوک عجم از گاه کیخسرو تا بروزگار یزدجرد شهریار که آخر ملوک عجم بوده چنان بوده است که روز نوروز نخست کس از مردمان بیگانه موبد موبدان پیش ملک آمدی. (نوروزنامه ). چون ایوان مداین تمام گشت نوروزکرد و رسم جشن بجای آورد چنانک آیین ایشان بود... وگفت این آیین بجا ماند. (نوروزنامه ). و آیین او چنان بود که چون جنگی کردی سپاهی داشتی آراسته و ساخته و ایشان را جامه ٔ سیاه پوشانیده. (نوروزنامه ). شاه شمیران را معلوم شد، شراب خوردن و بزم نهادن آیین آورد. (نوروزنامه ). و سلطان سنجر را [ غزان ] بگرفتند وهمچنان با خویشتن می آوردند، بر آیین سلطنت ، الاّ آنکه خدمتکاران از آن خویش نصب کردند. (مجمل التواریخ ).
پس آنگه بود چون شاهانه آیین
فرستادش عماریهای زرین.
(ویس و رامین ).
شنیدم ز دانای فرهنگ دوست
که زی هرکس آیین شهرش نکوست.
اسدی.
ببین تا ز کردار شاهان پیش
چه بِه ْ بُد همان کن تو آیین خویش.
اسدی.
تا باغبان در او بود از حد خویش نگذشت
بر کوهها چریدی از رسم خویش و آیین.
ناصرخسرو.
از دیدن دگر دگر آیینش
دیگر شده ست یکسره آیینم.
ناصرخسرو.
گر بقا خواهی چو کرم پیله گرد خود متن
کبر کبک وحرص مور و فعل مار آیین مکن.
سنائی.
گرچه خرم روی و خوشبوئی ّ و خندان لب چو گل
با من اندر عشق بدعهدی ، چو گل ، آیین مکن.
عبدالواسع جبلی.
کس این رسم و ترتیب و آیین ندید
فریدون ِ با آن شکوه این ندید.
سعدی.
|| شرع. شریعت.دین. کیش. سنت. راه. طریقت :
زخوردن همه روز بربسته لب
به پیش جهاندار برپای شب
همان بر دل هر کسی بود دوست
نماز شب و روزه آیین اوست.
فردوسی.
نیا را همین بود آیین و کیش
پرستیدن ایزدی بود پیش.
فردوسی.
ز یزدان بخواهید تا همچنین
دل ما بدارد به آیین و دین.
فردوسی.
خروشان بشستش ز خاک نبرد
بر آیین شاهان یکی دخمه کرد.
فردوسی.
بداد فریدون و آیین و راه
بخون سیاوش بجان تو شاه.
فردوسی.
ز ما مهتر آزرده شد بیگناه
چنین سر بپیچید از آیین و راه.
فردوسی.
بر آیین شاهان پیشین رویم
سخنهای آن برتران بشنویم.
فردوسی.
بر آیین شاهان پیشین رویم
همان از پس فرّه ٔ دین رویم
ز یزدان نیکی دهش یاد باد
همه کار و کردار ما داد باد.
فردوسی.
سپاهش همی خواندند آفرین
که این است پیمان و آیین دین.
فردوسی.
چه مهترچه کهتر چو شد جفت جوی
سوی دین و آیین نهاده ست روی.
فردوسی.
مر او را [ شیرین را ] به آیین پیشین بخواست
که آن رسم و آیین بد آنگاه راست.
فردوسی.
گرت زین بد آید گناه من است
چنین است و آیین و راه من است.
فردوسی.
بر آیین ایران مر او را بخواست [ کردیه را ]
پذیرفت و با جان همی داشت راست.
فردوسی.
نه رسم کیی بد[ ضحاک را ] نه آیین نه کیش.
فردوسی.
چو ضحاک بر تخت شد شهریار (کذا)
...نهان گشت آیین فرزانگان
پراکنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادوئی ارجمند
نهان راستی ، آشکاراگزند.
فردوسی.
همه مردمی باید آیین تو
همه رادی و راستی دین تو.
فردوسی.
تو دانی که از دین و آیین و راه
چه فرمان یزدان چه فرمان شاه.
اسدی.
همه هم صورتند و هم سیرت
همه هم سنتند و هم آیین.
سنائی.
بدین اندر همی از علم ترتیب علی سازد
بملک اندر همی از عدل آیین عمر بندد.
عبدالواسع جبلی.
چو بشکست از هیربد پشت را
برانداخت آیین زردشت را.
نظامی.
|| معمول. متداول. مرسوم :
بپوشید تن را بچرم پلنگ
که جوشن نبودآنگه آیین جنگ.
فردوسی.
|| جشن سور :
با ماه سمرقند کن آیین سپرجی
رامشگر خوب آور با نعمه ٔ چون قند.
عماره.
یک روز مانده باز ز ماه بزرگوار
آیین مهرگان نتوان کرد خواستار.
فرخی.
|| شیوه. آهنگ :
تا بر گل سوری هزاردستان
آیین نواهای زار دارد.
مسعودسعد.
|| گونه. صفت. کردار. مانند. سان. آسا. چون. وار.
ترکیب ها:
- بهارآیین . بهشت آیین. جنت آیین. خسروآیین :
بهشت آیین سرائی را بپرداخت
ز هرگونه در او تمثالها ساخت
ز عود و چندن او را آستانه
درش سیمین و زرین بالکانه.
رودکی.
هر روز شادیی نوبنیاد و رامشی
زین باغ جنت آیین زین کاخ کرخ وار.
فرخی.
شاد ببلخ آی و خسروآیین بنشین
همچو پدر گنجهای خویش بیاکن.
فرخی.
باش از دولت بهارآیین
همچو آزاده سرو برخوردار.
مسعودسعد.
|| اندازه. حد. عدد. شمار. چند :
بیامد بر خال پاکیزه کیش
وزآن مال بی حد ستد بهر خویش
ز گاو و خر و گوسفند و ستور
ز اشتر ز استر به آیین مور.
شمسی (یوسف و زلیخا).
|| اسباب. وسائل. آلات. ادوات. ساز. سامان. آمادگی :
بیاراست [ مردی عرب ] آیین کشت و درود
از آن زر که یوسف بدو داده بود.
شمسی (یوسف و زلیخا).
پس از نامه آیین ره ساختند
بروز سوم برگ پرداختند
بروز سوم کاروان رفت خواست...
شمسی (یوسف و زلیخا).
|| سزاوار. روا. جایز. مباح :
گر ایدون که فرمان ِ شاه این بود
از آن پس مرا رفتن آیین بود.
فردوسی.
گر از ما بدلْش اندرون کین بود
بریدن سر دشمن آیین بود.
فردوسی.
فرستاده گر کشتن آیین بدی
سرت را کنون جای پایین بدی.
فردوسی.
غم آن کسی خوردن آیین بود
که او برغمت نیز غمگین بود.
اسدی.
|| قاعده. قانون. نظم. ترتیب. ضبط. زیج. شرع. یاسا. نَسَق :
بکوشید و [ اردشیر ] آیین نیکو نهاد
بگسترد بر هر سوئی مهر و داد.
فردوسی.
نشست [ فریدون ] از بر تخت زرین اوی
بیفکند ناخوب آیین اوی.
فردوسی.
نباید برسم بد آیین نهاد
که گویند لعنت بر آن کاین نهاد.
فردوسی.
آیین این دو مرغ دراین گنبد
پرّیدن و شتاب همی بینم.
ناصرخسرو.
بفرمود که هر صد و بیست سال کبیسه کنند تا سالها بر جای خویش بماند و مردمان اوقات خویش بسرما و گرما بدانند پس آن آیین تا بروزگار اسکندر رومی که او را ذوالقرنین خوانند بماند. (نوروزنامه ). و جهانیان را واجب است آیین پادشاهان بجای آوردن. (نوروزنامه ). و او صف لشکر از سواره و پیاده چنان به آیین داشته بود که سلطان را عجب آمد. (تاریخ طبرستان ).
آیین تقوی ما نیز دانیم
اما چه چاره با بخت گمراه ؟
حافظ.
|| تشریف. سامان. اسباب :
ترا من بدین گونه نشناختم
نه در خوردت آیین همی ساختم
تو اندرخور بند و غل نیستی
بچندین بلا در، کجا ایستی ؟
شمسی (یوسف و زلیخا).
بفرمود پس دادگر شهریار
بسیجیدن آیین آن روزگار
ز هرگونه تشریفها کردنش
ز زندان بگردون بیاوردنش.
شمسی (یوسف و زلیخا).
|| طبیعت. نهاد. وَضع. جبلت. فطرت. حالت.چگونگی :
جهان همیشه چنین است و گرد گردانست
همیشه تا بود آیینْش گرد گردان بود.
رودکی.
آیین جهان چونین تا گردون گردان شد
مرده نشود زنده و زنده بستودان شد.
رودکی.
چنین است آیین گردنده دهر
کز اونوش یابی گهی گاه زهر.
فردوسی.
چنین است آیین گردنده دهر
گهی نوش بار آورد گاه زهر.
فردوسی.
چنین است آیین چرخ روان
تواناست او گر توئی ناتوان.
فردوسی.
چنین است آیین و رسم جهان
پدر را بفرزند باشد توان.
فردوسی.
چنین است آیین و رسم جهان
نخواهد گشادن بما بر، نهان.
فردوسی.
آیین تنت همه دگر شد
تو نیز بجان دگر کن آیین.
ناصرخسرو.
|| آذین. شهرآرای :
ببازارگه بسته آیین براه
ز دروازه تا پیش درگاه شاه.
فردوسی.
هر آنگه که گشتی [ خسروپرویز ] ز نخجیر باز
برخشنده روز و شب دیریاز
هر آنکس که بودی ورا دستگاه
ببستی بشهر اندر آیین براه.
فردوسی.
بفرمود آیین کران تا کران
همه شهر سگسار و مازندران.
فردوسی.
چنین تا به بسطام و گرگان رسید
تو گفتی زمین آسمان را ندید
از آیین و گنبد بشهر و بدشت
براهی که لشکرهمی برگذشت.
فردوسی.
همه شهرها جمله آیین ببست
منوچهر بر تخت زرین نشست.
فردوسی.
چو آیینها بسته شد در سرای
نه کم بد سرای از بهشت خدای.
شمسی (یوسف و زلیخا).
و مردم شهر شادی نمودند و آیین بستند. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ).
و فعل آن بستن باشد. || زینت. آرایش. زیب. زیور :
خزائن پر از بهر لشکر بود
نه از بهر آیین وزیور بود.
سعدی.
|| فرّ :
بر آن زیب و آیین که داماد تست
بخوبی بکام دل شاد تست.
فردوسی.
چو آمد بگرسیوز این آگهی
که شد تیره آیین شاهنشهی.
فردوسی.
چو آمد ببرج حمل آفتاب
جهان گشت با فرّ و آیین و آب.
فردوسی.
چوفرزند باشد به آیین و فر
گرامی بدل بر، چه ماده چه نر.
فردوسی.
|| اَدَب. آداب. مراسم :
بیاموز او را ره و سازرزم
همان شادکامی ّ و آیین بزم.
فردوسی.
پر از خشم بهرام گفتش چنین
شما راست آیین بتوران و چین
که بی خواهش من سر اندرنهی
براه ، این نباشد مگر ابلهی.
فردوسی.
چه دانی تو آئین شاهنشهی
که داری سر از مغز و دانش تهی.
فردوسی.
بکردار و به آیین و به خوهای ستوده
جمالیست جهان را و که داند چه جمالی.
فرخی.
|| اراده. خواست. خواهش :
وگر زو [ از افراسیاب ] تو خشنودی ای دادگر
مرا بازگردان ز پیکار سر
بکش در دل این آتش کین من
به آیین خویش آر آیین من.
فردوسی.
- بآیین ؛ چنانکه باید. بطوری که ضرور است. متنظم. منتسق. مرتب :
دبیری بآیین و بادستگاه
که دارد ز بیداد لشکر نگاه.
فردوسی.
چو آگاهی آمد ز رستم بشاه
خروش آمد از شهر وز بارگاه...
جهانی بآیین شد آراسته
می و رود و رامشگران خواسته.
فردوسی.
دل از داوریها بپرداختند
بآیین یکی جشن نو ساختند.
فردوسی.
تو بنشین بآیین به تخت کیان
چو من پیشت آیم کمربرمیان.
فردوسی.
تو شو تخت شاهی بآیین بدار
بگیتی بجز تخم نیکی مکار.
فردوسی.
چو افراسیاب آن سپه را بدید
که سالارشان رستم آمد پدید
برابر بآیین صفی برکشید
هوا نیلگون شد زمین ناپدید.
فردوسی.
همان قیصر از سلم دارد نژاد
نژادی بآیین و با فر و داد.
فردوسی.
تو قلب سپه را بآیین بدار
من اینک پیاده کنم کارزار.
فردوسی.
یاری بودی سخت بآیین و بسنگ
همسایه ٔ تو بهانه جوی و دلتنگ
این خو تو از او گرفته ای ای سرهنگ
انگور ز انگور همی گیرد رنگ.
فرخی.
از پس خلعت شایسته بآیین صلتی
بدرفشانی چون شمس و بگردی چو قمر.
فرخی.
بهارا بآیین و خرم بهاری
بمان همچنان سالیانی ّو مگذر.
فرخی.
بآیین صورتی کاندر جهان کس
نظیر او نه دیده ست و نه گفته.
عنصری.
بچون تو شاه بآیین شده ست کار جهان
بچون تو خسرو روشن شده ست چشم حشم.
مسعودسعد.
- || زیبا. جمیل :
شوشه ٔ سیم نکوتر بر تو یا گَه ِ سیم
شاخ بادام بآیین تر یا شاخ چنار؟
فرخی.
بآیین یکی شهر شامس بنام
یکی شهریار اندرو شادکام.
عنصری.
|| صورت. طریق.
- بَر آیین ِ مَثَل ؛ بر طریق مَثَل. به صورت مَثَل :
هرکه باور می ندارد بی ثباتی ّ جهان
ازبرای او بر آیین مثل گویند عِش .
ابن یمین.
|| نهره ای بود که بدان ماست و دوغ از یکدیگر جدا کنند. (تحفة الاحباب اوبهی ) :
دوغم اکنون که در آیین تو شد
بزنم تا بکشم روغن از او.
طیان.
و آنین مصحف این کلمه است ، یا بعکس.
- آیین تخت و کلاه ، آیین شمشیر و گاه ؛ پادشاهی. سلطنت :
چنین گفت کآیین تخت و کلاه
کیومرث آورد کو بود شاه.
فردوسی.
نیازرد باید کسی را به راه
چنین است آیین تخت وکلاه.
فردوسی.
سر کینه ورْشان براه آورند
گر آیین شمشیر و گاه آورند.
فردوسی.
و برای کلمه ٔ آیین در نوآیین ، رجوع به نوآیین شود.

آیین. (اِخ ) نام دهی به نزدیک غار مومیائی. (برهان ). صحیح آبین است : و بقربه قریة تسمی آبین... فینسب الیها و یقال موم آبین... معنی اسمه شمعالماء. (الجماهر بیرونی ).

معنی آیین به فارسی

آیین
( اسم ) ۱ - رسم روش ادب . ۲ - معمول متداول مرسوم . ۳ - شیوه آهنگ . ۴ - صفت کردار مانند : بهشت آیین جنت آیین . ۵ - اندازه حد عدد شمار. ۶ - قاعده قانون نظم . ۷ - سامان اسباب . ۸ - طبیعت نهاد فطرت . ۹ - آذین شهر آرای جشن . ۱٠ - زیب زینت . ۱۱ - فر شکوه . ۱۲ - شرع شریعت کیش : آیین اسلام . ۱۳ - تشریفات اتیکت یا به آیین . ۱ - چنانکه مرسوم است طبق معمول . ۲ - چنانکه باید چنانکه ضروری است . ۳ - زیبا جمیل . یا بر آیین . مثل مانند .
[ گویش مازنی ] /aayin/ آهن & گاوآهن - آهن
[funerary cult, burial cult] [باستان شناسی] مراسمی که بستگان متوفی با حضور روحانیان، ضمن تقدیم نثارها، برای شادی روح درگذشته در مقبرۀ وی به جای میآوردند
کتابی است تالیف ابو الفضل وزیر اکبرشاه راجع به امور دیوان و کشور داری دوره آن پادشاه ( ۱٠۱۴ - ۹۶۳ ه. ق . ) که در دو مجلد بطبع رسیده . توضح . - [ آیین اکبری ] را با [ دین الهی ] که دین مصنوع عهد اکبر شاه است نباید اشتباه کرد .
قوانین و یاسا و دین گونه که میرزا ابوالفضل بامرا اکبر شاه هندی آورد نام کتاب سوم اکبر نامه
( اسم ) آذین شهر شهر آرای هنگام قدوم شاهی یا بزرگی یا پیش آمدن جشن و سوری .
( اسم صفت ) ۱ - آنکه طرفدار آیین و رسم است . ۲ - خدمتکار پرستار .
۱ - عمل آیین پرست طرفداری آیین و رسم . ۲ - خدمت با فروتنی .
[mortuary ritual, mortuary rite] [باستان شناسی] مراسمی آیینی و نمادین که شرکت کنندگان در حین تدفین درگذشتگان و پس از آن به جا میآوردند
نوایی در موسیقی قدیم که در بعضی فرهنگها بنام اولین لحن را [ گنج باد آور ] یاد کرده است
( اسم ) مقرراتی که در رسیدگی بدعاوی کیفری و حقوقی از طرف دادگاهها و مائ موران دادرسی و اصحاب دعوی باید رعایت شود . یا آیین دادرسی کیفری . مقرراتی که در تشریفات رسیدگی بامور کیفری از طرف افراد و مقامات قضائی و افرادی که بنحوی از انحا در دعاوی مدنی دخالت دارند در تمام مراحل رسیدگی باید رعایت شود .
نام سپهبدی که هرمز او را بجنگ بهرام چوبینه فرستاد
یکی از بزرگان و سرداران عهد هرمز ساسانی . بر روایت طبری وی به جنگ بهرام چوبینه رفت .
نام قریه بمازندران
( اسم ) مجموع. مقرراتی که یک موئ سس. عمومی یا خصوصی بمنظور تنظیم امور موئ سس. خود تهیه و تدوین میکنند مانند آیین نامه های موئ سسات دولتی انجمنهای محلی احزاب شرکتها آموزشگاهها و غیره نظامنامه.
[MODU code] [حمل ونقل دریایی] آیین نامه ای که ضوابط ساخت واحد سیار حفاری فراساحل و تجهیزات آن را تنظیم می کند
( آیین نامه ) کتابی که در عهد ساسانیان بزبان پهلوی تالیف شده و شامل مجموعه آداب و فرهنگ ملی و درباری ساسانیان است . قطعاتی از این کتاب در کتب دوره اسلامی مندرج است .
[ISPS code] [حمل ونقل دریایی] ← آیین نامۀ بین المللی امنیت کشتی ها و تسهیلات بندری
[ISM code] [حمل ونقل دریایی] ← آیین نامۀ بین المللی مدیریت ایمنی
[international safety management code] [حمل ونقل دریایی] آیین نامه ای که سازمان بین المللی دریانوردی برای حصول اطمینان از مدیریت ایمنی کشتی ها و جلوگیری از آلودگی محیط زیست تدوین کرده و لازم الاجراست اختـ . آیین نامۀ بما ISM code
[field manual] [علوم نظامی] آیین نامه ای حاوی اطلاعاتی دربارۀ آموزش و هدایت و طرح ریزی و اجرای عملیات نظامی و همچنین ارائۀ مطالبی دربارۀ آموزه و راهکنش و روش ها و فنون نظامی
[technical manual] [علوم نظامی] متنی حاوی جزئیات طرز کار یک وسیله، نظیر مشخصات فنی و دستورالعمل بهره برداری و تعمیر و نگهداری آن

معنی آیین در فرهنگ معین

آیین
[ په . ] ( اِ.) = آئین : ۱ - رسم ، عادت . ۲ - معمول ، متداول ، مرسوم ، سنت . ۳ - شیوه ، روش . ۴ - کردار. ۵ - قاعده ، قانون . ۶ - سامان ، اسباب . ۷ - زیب ، زینت .۸ - فر، شکوه . ۹ - مذهب ، کیش . ۱٠ - تشریفات . ۱۱ - طبیعت ، نهاد، فطرت . ۱۲ - شهرآرای ، جشن
(بَ) (حامص .)آراستن شهر هنگام جشن و شادمانی یا برای ورود شخص بزرگی .
(نِ جَ) (اِمر.) نام آهنگی از آهنگ های قدیم موسیقی ایرانی .
(نِ رَ) (اِمر.) مقرراتی که در رسیدگی به دعاوی کیفری و حقوقی از طرف دادگاه ها و مأموران دادرسی و اصحاب دعوی باید رعایت شود.
(مِ) (اِمر.) اساسنامه ، مجموعة اصول و قوانینی که یک شرکت برای نظم دادن به روال کاری خود، تهیه می کند.

معنی آیین در فرهنگ فارسی عمید

آیین
۱. طریق، روش: چنین است آیین گردنده دهر / گهی نوش بار آورد،گاه زهر (فردوسی: ۸/۵۱).
۲. [قدیمی] رسم و عادت، سنت: نباید به رسم بد آیین نهاد / که گویند لعنت بر آن کاین نهاد (سعدی۱: ۷۱).
۳. نظم و قاعده.
۴. کیش، مذهب.
۵. [قدیمی] زیب، زینت، آرایش.
* آیین جمشید: (موسیقی) یکی از سی لحن باربد.
* آیین دادرسی: (حقوق) مجموعۀ قوانین و مقرراتی که برای رسیدگی به دعاوی حقوقی و کیفری باید از طرف دادگاه ها و اصحاب دعوی رعایت شود، اصول محاکمات.
= آذین بندی
۱. دستورهایی که برای اجرای قانون یا انجام دادن کارهای اداری نوشته شود.
۲. موادی که در شرح و تفسیر یا دستور اجرای مرام نامه یا اساسنامه ای نوشته شده باشد، نظام نامه.
بنا شده براساس حکمت، خرد، و دانش.
دارای کیش و آیین مشترک.
۱. آیین نیکو.
۲. کسی که دین و آیین خوب دارد.
آن که راستی را پیشه و آیین خود ساخته، کسی که بر آیین راستی است.

آیین در دانشنامه ویکی پدیا

آیین
آیین ها کارهای نمادین، متعارف و مرسومی هستند که در جامعه های انسانی برای بهره گرفتن از نیروهای فراطبیعی انجام می شوند.
رهبری و اجرای آیین ها می تواند به دست افراد خاص آن جامعه (مانند کاهنان، غیب گویان، جادوگران و ساحران و شمن ها) انجام شود و یا افراد عادی نیز آن را انجام دهند. همچنین ممکن است آئین ها به طور آشکار و یا در خفا انجام شوند.
ریشهٔ این واژه از زبان ترکی و از واژه اویون Oyun به معنی رقص در زبان ترکی است. با توجه به اینکه در گذشته تمامی مراسم مربوط به ماوراءالطبیعه با رقص همراه بوده، در حال حاضر این لغت به معنی مراسم نیز کاربرد یافته و به فارسی وارد شده است
اعتراف به گناه، به شکل آیینی امروزه، مختص مسیحیت است و بخشی از ایمان و وظایف ایشان است. اما به نظر می رسد که این سنت دارای پیشینه ای قبل از آن است.
آیین دادرسی کار مجموعه اصول و مقرراتی است که در مقام طرح دعوی، دفاع، رسیدگی و صدور رای در مراجع حل اختلاف کار و اجرای رای آنها به کار می روند.
دین در روم باستان عبارت است از ادیان قوم باور شهر رم که رومیان باستان به آن باور داشتند و دین هایی که سرزمین هایی که بعداً به قلمرو روم افزوده شدند به آن باور داشتند و بعدها در ایتالیا پیرو داشتند. رومیان خود را مردمانی بسیار دیندار می دانستند و موفقیت شان در فرمانروایی بر جهان را مدیون پیتاس می دانستند چون رابطهٔ خوبی میان آن ها و خدایان برقرار کرده بود. رومیان به دلیل داشتن خدایان بسیار در جهان شهره اند از این رو این ظرفیت را داشتند تا در آغاز مسیحیت به آن خیانت کنند.
حضور گستردهٔ یونانیان در بخشی از پادشاهی روم باعث شد تا فرهنگ رومیان به شدت از یونانیان تأثیر پذیرد و برخی سنت ها و آیین های یونانی در بنیان فرهنگ روم جای گیرد مانند طلسم آپولون. رومی ها به دنبال بخش های مشترک میان خدایان رومی و یونانی گشتند تا اینکه اساطیر و نمادهای هنری یونانی وارد ادبیات و هنر رومیان شد، تمدن اتروسک ها نیز اثری همانند بر تمدن روم گذاشت به ویژه در اعتقاد به شگون در زندگی. با ریشه یابی در بیشتر باورهای مذهبی رومی، می توان به رد پای بنیان گذارانش به ویژه نوما پمپیلیوس، دومین شاه سابین روم رسید. نوما ادعا می کرد که به طور مستقیم با خدایان سخن می گوید.
سیاستمداران رومی همچون سیسرون بر این باور بودند که مذهب وسیله ای برای تأمین نظم اجتماعی است. با گسترش قلمرو پادشاهی روم، مهاجران دینشان را به همراه خود به پایتخت می آوردند و باعث گسترش آن در ایتالیا می شدند. برای مردمان عادی روم، مذهب بخشی از زندگی روزانه بود، هر خانه ای برای خودش یک عبادتگاه داشت که آنجا دعا می کرد و افشانشش را برای خدایان خانواده انجام می داد. علاوه بر این عبادتگاه هایی در نقاط مختلف شهر، مکان های مقدسی مانند چشمه ها و بارگاه برخی افراد در شهر دیده می شد.
گاه شماری رومی برپایهٔ مراسم های مذهبی بود. بسیاری از فعالیت های مذهبی توسط زنان، برده ها و بچه ها انجام می شد و برخی تنها منحصر به زنان بود. باکره های وستال به همین قضیه مربوط است که تنها پس از چیرگی مسیحیت از ذهن مردم پاک شد.
آیین دو شمشیر آیینی است که در قرن پنجم میلادی در جامعه مسیحی رومی متشکل گردید. این آیین در تمام ادوار قرون وسطی به منزله یک ایین مقبول پذیرفته و جز سنت قرار گرفت و هر زمان که بین پاپ و امپراتور اختلاف یا رقابتی پیش، به این آیین رجوع می نمودند. این آیین رابطه بین روحانیات و دنیویات و یا مذهب و سیاست را معلوم می کند.
آیین زُروانی مشتق از زُروان است که به نظر زروانیان وجودِ غایی است. زروانیان، فرقه ای از مزدیسنان بودند که در باورهای خود دچار انحراف شده و از مزدیسنا خارج شدند. آیین زروانی صورتی از دین زرتشتی است ولی مسلماً زرتشتی نیست. در این باور، باورمندان به تجسمِ زروان، اهورامزدا و دیگر عناصرِ اصلیِ مزدیسنا روی آورند. زُروان همچنین یکی از ایزدانِ مزدیسناست.
در برخی از نوشته های زبان پهلوی از زروان به صورت موجودی برتر از اورمزد سخن رفته است اما در گات ها زوران اهمیتی ندارد. برخی از دانشمندان جنبشی را که موجب پدید آمدن آیین زروانی شده است مربوط به دوران اشکانی و ساسانی می دانند و برخی دیگر آیین زروانی را دین مغان مادی پیش از فرارسیدن دین زرتشت پنداشته اند. مانی با اقتباس از افکار زرتشتی زمان خود نام زروان را به خدای بزرگ که به تصور او خود صاحب دو فرزند بود اطلاق کرده است و در واقع در وجود زروان دوگانگی مزدایی به وحدت تبدیل می شود. از این رو بعضی از محققان آیین زروانی را گونه ای یکتاپرستی دانسته اند.
یکی از مراسم مذهبی ویژه عاشورا و ماه محرم در شهر بروجرد و مناطق اطراف آن برپایی تکیه های عزاداری در خانه های شخصی است که به آنها سقاخانه گفته می شود . رسم است که با فرا رسیدن ماه محرم، برخی از خانواده های بروجردی، یک یا چند اتاق از منزل خود را با استفاده از پارچه های مشکی، سیاهپوش می کنند و منبری چوبی با تعدادی چراغ کوچک در بالای اتاق قرار می دهند. دیوارهای سقاخانه با شمایل بزرگان شیعه و نیز شعرهای حماسی در مدح حسین بن علی و کشته شدگان کربلا آراسته می شود. بیشتر منازل دارای یک اتاق مشترک برای زنان و مردان هستند اما در خانه های بزرگتر و یا سقاخانه های پر مخاطب، ممکن است فضای زنان از مردان جدا باشد.
آیین شال اندازی، یا شال اندازان، یکی از آیین های باستانیِ وابسته به چهارشنبه سوری است. امروزه، به ویژه در استان های همدان و زنجان، آیینِ شال اندازی به جای مانده است.
آیین شیطانی کتابی است از آنتوان لاوی که در سال ۱۹۷۲ به عنوان کتابی مکمل برای انجیل شیطانی منتشر شد. کتاب شامل ۹ آیین و مراسم است که در مراسم گروهی اجرا می شود. گفته می شود برخی از این آیین ها الهام گرفته از گروه های یزیدی، فراماسونری، شوالیه های معبد و ایلومیناتی هستند. یکی از آیین های این کتاب غسل تعمید شیطانی برای کودکان است و گفته می شود اولین کسی که غسل شیطانی داده شده است کوچکترین دختر آنتوان لاوی، زینا شرک، هنرمند عرصه موسیقی و فعال حقوق مذهبی و حیوانات است.
در کلیسای کاتولیک رومی، آیین عشای ربانی(به انگلیسی: Mass) نامی است که معمولاً مراسم مربوط به عشای ربانی با آن نامیده می شود. عشای ربانی یکی از هفت آیین مقدس مسیحیت معروف به هفت راز است.
آیین، روستایی از توابع بخش رودبار الموت شرقی شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است.
آیین کاری نمادین، متعارف و مرسوم در جامعه های انسانی است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
آیین (نشریه)، نشریه ای توقیف شده در ایران
آیین (فیلم)
آیین (رمان)
مکتب فکری
دین
سنت
رسم
«آیین» (انگلیسی: The Ritual (film)) یک فیلم در سبک ترسناک است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.
آیین نشریه ای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود که به صورت ماهنامه در ایران منتشر می شد. سردبیر شماره های اول و دوم نشریه بر عهده سعید شریعتی بود و از شماره سوم، هادی خانیکی سردبیری آن را بر عهده گرفت. آیین در تیرماه ۱۳۸۲ برای اولین بار منتشر شد و در سال ۱۳۹۰ به دستور هیئت نظارت بر مطبوعات با طرح ایراد حقوقی و بدون آنکه به محتوای مطالب آن تذکر یا نقدی باشد، توقیف شد.
آیین آوازبرنامه ای تخصصی آموزشی که به همت علی شیرازی شکل گرفت. در واقع شیرازی در ادامه تلاش برای نزدیک شدن به هدفی که از راه اندازی شب آواز ایرانی در سر داشت و پس از جدایی ناگزیر از آن برنامه، نشست ماهانه دیگری را این بار در فرهنگسرای ارسباران به راه انداخت. به گفته شیرازی (در نخستین نشست آیین آواز) فکر اولیه این برنامه را حسام الدین سراج با او در میان گذاشته بود که برنامه در نهایت با افزودن ایده های خود شیرازی به شکل فعلی درآمد. شیرازی در این برنامه عنوان کارشناس مجری را هم بر عهده دارد و از طریق پرسش هایی که در بخش مباحث فنی و تئوریک آوازی با استادان این هنر در میان می گذارد در بحث ها مشارکت می کند. علی جهاندار، علی رستمیان و داود فیاضی از استادان و مدرسانی هستند که در آیین آواز حضور یافته و به بحث و بررسی موضوع های از پیش تعیین شده پرداخته اند.
آیین آواز که قرار است سومین سه شنبه هر ماه برگزار شود، با حضور یک میهمان ویژه که معمولاً از میان یکی از استادان و مدرسان حال حاضر آواز برگزیده و دعوت خواهد شد، به یکی از مباحث تخصصی هنر خوانندگی موسیقی دستگاهی می پردازند. لابلای مباحث و پرسش و پاسخهای کارشناس مجری برنامه با استاد مدعو نیز شاهد اجراهای همان استاد که میهمان اصلی ماه محسوب می شود خواهیم بود. در ادامه هم چند تن از شاگردان و هنرجویان استاد، با انتخاب و معرفی ایشان روی صحنه به هنرنمایی می پردازند. بخش جنبی هر نشست نیز شامل آوازخوانی تعدادی خواننده از میان هنرمندان و هنرجویان کارآزموده این سالها خواهد بود که هر بار یک یا چند نوازنده صدای آنها را همراهی خواهند کرد. نشست تخصصی آیین آواز قرار است کاشف چهره های ناشناخته باشد و همچنین نام و هنر چهره های آوازی کشورمان را که مدتی است به سایه خزیده و از نظرها دور شده اند به همگان یادآوری کند. هنرمندان جوانتری هم هستند که به سبب مشکلاتی که موسیقی و آواز ایرانی در این سالها با آن دست به گریبان بوده هنوز به جایگاه درخورشان دست نیافته اند. از دیگر وظایف نشست «آیین آواز» معرفی و شناساندن این جوانان و میانسالان به جامعه هنری کشور است. حمایت همه جانبه و بی شائبه مدیران و دست اندرکاران ارجمند این فرهنگسرا، به خصوص موسیقیدان فرهنگساز، «شهرام صارمی» (مدیر بخش موسیقی فرهنگسرای ارسباران) در برپایی سلسله نشست های «آیین آواز» و بی شمار نشست ها و برنامه های موسیقایی دیگر، نشان از حمیت و خودجوشی اهالی فرهنگ در عصر انفعال رسانه های جمعی دارد. به زعم راقم این سطور(محمدرضا ممتاز واحد)، این «جریان سازی»، امثال شهرام صارمی و علی شیرازی را جدا از مقام هنری آنان، به منزلت و مقام بالاتری چون «خادم فرهنگی» ارتقا بخشیده است، که رسالتی بس خطیر ولی در عین حال رشک برانگیز است. جریان سازان فرهنگ سازی که با دست خالی، فرهنگ سازی می کنند.
آیین اسلام از مهمترین نشریات مذهبی-سیاسی که فعالیت خود را به سال ۱۳۲۳ ش شروع کرد. مدیریت آن با نصرت الله نوریانی بود و از حمایت علمی و اداری حاج مهدی سراج انصاری برخوردار بود.
از نشریاتی بود که به فعالیت های انجمن ها و گروهها و افراد سیاسی-مذهبی به طور مبسوطی می پرداخت و به این دلیل همراه با پرداختن به مقالات دینی قوی مورد استقبال وسیع مردم قرار گرفت.
تاثیرگذاری آن تا حدی بود که حتی مراجع تقلید از وجوهات شرعی برای کمک به آن می دادند.
افرادی چون مهدی سراج انصاری، محمدباقر کمره ای، عطاءلله شهاب پور، میرزا خلیل کمره ای، محمدعلی خلیلی، حسینعلی راشد در آن قلم می زدند.
در طول سالهای متمادی فعالیتش، تلاش قابل توجهی در جهت ترویج اندیشه های دینی و دفاع از دین در برابر اتهامات دیگران داشت. از گرایش های آن دفاع از اسلام و روحانیت، توجه به واقعیت زمان، ترویج روحیه تحول خواهی در حوزه های علمیه م مراکز تبلیغات دینی بود.
آیین اوملانگا یا رقص نِی جشنواره ای است که اقوام سوازی و زولو در سوازیلند و آفریقای جنوبی هر سال در ماه آگوست یا سپتامبر برگزار می کنند. در سوازیلند دختران و زنان مجردی که بچه ندارند از نقاط مختلف این کشور به شهر لودزیدزینی می روند تا در این آیین هشت روزه شرکت کنند.
آیین گل غلتان یکی از رسوم سنتی مناطق مختلف شهرستان دامغان است که هم اکنون توسط اهالی شهر امیریه (دامغان) صورت می گیرد.
دین مانوی آیینی عرفانی و ترکیبی از ادیان مسیحی، زرتشتی، بودایی و گنوسی بود که مانی پسر فاتک همدانی آن را در سدهٔ سوم میلادی در ایران شهر بنیان گذارد. در این دین از مسیحیت ایده مسیح منجی وارد شده است و از دین زرتشتی یا زروانی اعتقاد دوگانه به نیکی و بدی. تاثیرپذیری دین مانی از مذهب بودایی نیز بصورت ورود اصل تناسخ به این مذهب مشهود و آشکار است. دین مانی برپایه ثنویت استوار است و همین مورد آن را مانند دین مندایی در رسته ادیان ایرانی قرار می دهد. در مانویت جنگ میان دو دنیای تاریکی و نور منجر به نابودی ماده و رهایی روح می شود. دنیای مادی در دین مانوی نماد تاریکی و پلیدی است و انسان که موجودی دوگانه است (روح از دنیای روشنایی و جسم از دنیای تاریکی) می تواند به نیروهای روشنایی برای پیروزی نهایی کمک کند. این آیین در مدت کوتاهی بر پهنهٔ وسیعی از جهان آن روزگار مانند خاورمیانه، اروپا، شمال آفریقا، هند، چین و آسیای میانه سایه گستراند؛ و تا سدهٔ دهم میلادی کماکان قدرت عالمگیری خود را حفظ نموده بود. پس از آن اندک اندک از همه گیری اش کاسته شد. عناد موبدان زرتشتی با شخص مانی و آموزه هایش و تکفیر پیروان این آیین عرفانی از سوی مسلمانان موجبات انحطاط مانوی گری را در جهان فراهم ساخت. کلیسای کاتولیک نیز گرایش مانویت را الحاد اعلام کرده بود. با این حال مانویان همبستگی خود را تا مدت ها حفظ نموده و به دین خود معتقد ماندند.
در آیین مانوی انسان دارای دو بعد خدایی و منور و اهریمنی و تاریک است که حاصل امتزاج نور و ظلمت در دوران آفرینش می باشد. انسان باید به روح خود که همان ذرات نور دربند است توجه نشان داده و جسم و دنیا و مافیها را به بوته فراموشی بسپارد. توجه به آنچه به روح بازمی گردد مانند میل به هنر و شکوفایی استعدادها و ذوق ها و نیز محبت و برادری نوعی عبادت تلقی می شد. اعتقاد مانویان بر این بود که در پایان جهان در نبرد بزرگ بین نور و ظلمت روح بر ماده و نور بر ظلمت و خیر بر شر پیروز می شود و ارواح در بند که انوار خدایی هستند از زندان جسم و جهان آزاد شده و به سوی سرزمین روشنایی بازمی گردند. اگرچه امروزه مانویان از صحنه روزگار کنار رفته اند و سده هاست که این دین دیگر پیروانی ندارد اما تأثیرات غیرقابل انکار آن را در عرفان اسلامی و مسیحی می توان بازیافت.
علاقه مانویان به نوشتن آثار خود همراه با خلاقیت هنری موجب گسترش فنون کتاب آرایی، نقاشی، موسیقی و خوشنویسی گردید. پیروان دین مانی که دیناور نامیده می شدند در نشر عقاید و خلاقیت های ادبی و شاعرانه خود بسیار کوشا بودند و همین باعث بوجود آمدن ادبیات و خط مانوی شد که عمدتاً به زبان های سُریانی، پارسیِ میانه، پهلویِ اشکانی، سُغدی، ترکی اویغوری، چینی، قبطی و یونانی بود. آثار مانویان معمولاً بر روی چرم یا پاپیروس نوشته می شد و نوشته ها با رنگ و شکل و طرح تزئین می شدند. مانی را به دلیل نگاشتن کتاب ارژنگ که سرتاسر نقاشی بود پیامبر نقاش نیز خوانده اند.
دین مانوی احتمالاً در فاصله قرون سیزدهم تا هفدهم میلادی در جنوب چین برای همیشه از میان رفت. نزدیک ترین دین زنده جهان به مانویت آیین مندایی است که صابئین استان خوزستان بدان معتقد می باشند.
آیین محموله پرستی یا بارپرستی (Cargo Cult) آیینی نسبتاً جدید مربوط به قرن نوزدهم تا بعد از جنگ جهانی دوم است که در ملانزی اقیانوس آرام و گینه نو پدید آمد. البته در دیگر نقاط جهان نیز رفتارهای مشابهی دیده شده است. مردم بومی این مناطق که نمی توانستند تصور کنند محموله ها و کالاهای لوکس و پیشرفته ای که سفیدپوستان و استعمارگران به این نواحی آوردند ساخته دست انسان باشد آن محموله ها را فرستاده هایی از سوی نیاکان درگذشته خود پنداشتند که سفیدپوستان با روش های خود موفق به دست یابی به این محموله ها شده اند. به این خاطر مردم بومی کوشیدند تا با تقلید رفتار سفیدپوستان نظر نیاکان را جلب کنند تا بارها را به جای سفیدپوستان به بومیان تحویل دهند.
کل تاریخ برخی از این فرقه های بارپرست، از آغاز تا انقراض، در بعضی یادها مانده است. همهٔ این فرقه ها، با الگوی یکسانی پدید آمده اند.
غلامعلی آیین نویسنده،تکنولوژی دان و سیاستمدار برجسته افغان، زاده ۱۹۲۹ میلادی ریزه کوه ولایت کاپیسا افغانستان درگذشته ۲ حوت/اسفند ۱۳۹۳ است. از او تا اکنون هفت اثر علمی بویژه در زمینه تکنولوژی بچاپ رسیده که اکثر این اثار کتابهای درسی دانشکده ساینس / تکنولوژی و سایر دانشکده ها در افغانستان را تشکیل می دهند.یکی از کتابهای او تحت عنوان فن اداره مجلس یا دستور پارلمانی به عنوان برنده عالیترین جایزه مطبوعاتی سال ۱۹۷۷ میلادی بر گزیده شد. هم اکنون سه اثر دیگر در زمینه های سیاست و تکنولوژی از او آماده چاپ است، غلامعلی آیین بر علاوه این، یک سیاستمدار برجسته افغان است که قبلا رییس دانشکده تربیه معلم کابل، وزیر مشاور، والی ولایت بدخشان، والی کابل و والی ولایت هرات بوده است.آیین یکی از هوادارن نظام فدرال در افغانستان است او هم اکنون یک بازنشسته ۸۱ ساله است و در ایالت کالیفورنیا در آمریکا زندگی می کند.
محسن پاک آیین (متولد1333 ) از دیپلمات های اهل ایران و کارمندان وزارت خارجهٔ کشور یادشده است. وی پیشینهٔ سفیر بودن در کشورهای زامبیا ، ازبکستان و آذربایجان را در کارنامهٔ سیاسی خود داراست. او کارشناس علوم سیاسی ومسلط به زبان انگلیسی است.
هفت راز (sacrament) که هفت آیین و شعائر نیز نامیده شده آن دسته از فریضه های دینی در مسیحیت هستند که به باور مسیحیان با انجام آنها خدا نزد انسان می آید، برخلاف مواردی چون نیایش و قربانی کردن که در آن ها این انسان است که راهی به سوی نزدیک شدن به خدا می جوید.
نشان محسوس: آب در مراسم غسل تعمید، روغن مقدس در تدهین، و نان و شراب در آیین پذیرش تبرک، نشان ها و آثار محسوسی هستند که به چشم رؤیت می شوند.
این آیین های هفتگانه عبارت اند از: ۱. غسل تعمید ؛۲. تدهین؛ ۳. آیین توبه؛ ۴. تبرک؛ ۵. ازدواج؛ ۶. آخرین تدهین؛ ۷. دست گذاری (تفویض مقام روحانیت).
دعا: به وسیلهٔ ادعیه و آوازهای مذهبی آیین ها تفهیم می شوند.
تعدادی از این آیین ها مثل غسل تعمید، تدهین، و تبرک برای مؤمنان اجباری و تعدادی دیگر مثل ازدواج و دست گذاری اختیاری اند.
خادم قانونی: شخص روحانی که کسوت روحانیت را رسماً پذیرفته، فقط او مجاز به اجرای مراسم آیین ها است.
برای اجرای مراسم آیین ها سه عنصر لازم است:


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با آیین

آیین در جدول کلمات

آیین
دستور, روش, رسم, عادت, شریعت, سنت, کیش, نسق, سنن
آیین شب پیش از عروسی
حنابندان
آیین مردم ژاپن
شینتو
آیین مهر پرستی
میترائیسم
آیین ها
مراسم, مکاتب
آیین ها و آداب
رسوم
آیین ها و مذاهب
ادیان
آیین و سنت
رسم
آیین و شریعت
دین
آیین و قاعده
رسم

معنی آیین به انگلیسی

order (اسم)
سامان ، ساز ، امر ، سیاق ، دسته ، ترتیب ، نظم ، ارایش ، انجمن ، حواله ، خط ، دستور ، فرمان ، نوع ، مقام ، صنف ، زمره ، رسم ، ارجاع ، فرمایش ، ضابطه ، ردیف ، رتبه ، امریه ، انتظام ، ایین ، سفارش ، طرز قرار گیری ، راسته ، نظام ، ایین و مراسم ، فرقهیاجماعت مذهبی ، گروهخاصی ، دسته اجتماعی ، درمان
religion (اسم)
دین ، کیش ، مذهب ، ایین
ethic (اسم)
رفتار ، ایین
ordinance (اسم)
امر ، تقدیر ، حکم ، فرمان ، ایین

معنی کلمه آیین به عربی

إِجراءاتُ إعادَة النَّظَرِ
إِجراءات
إجراءاتٌ انْتِخابية
يضْبَطُ قواعِدَ الإجراءاتِ
إِجراءاتُ إعادَة النَّظَرِ
إجراءاتُ الْمُرُورِ
الشريعة الموسوية

آیین را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی آیین

مسعود امرایی ٢٣:٣٨ - ١٣٩٧/٠٢/٠٧
مراسمات
|

فراز پارسی ١٩:٠٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٤
"آیین" در پارسی پهلوی "آدوین" گفته میشد که از دو بخش آد (=راه و روش) و وین (=بین، دیدن) ساخته شده است و در کل یعنی "روش دیدن". واژه آیینه نیز در آغاز "آدوینک" گفته میشد که آن هم از همین ریشه وین (بین و دیدن) است.
|

پیشنهاد شما درباره معنی آیین



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

... > run down
♾❤️👑 > nineteen
Ava sadat zeinal > must
سونیا تبریزی > fatherhood
سارا > سارا
Marzieh Golkar > Miss me
سونیا > Hostility
میلاد علی پور > reconvene

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آیین   • صنعت بیمه   • آیین چیست   • بیمه نیوز   • ریسک نیوز   • نقدینه   • وایین شهریار   • شهرک وایین   • مفهوم آیین   • تعریف آیین   • معرفی آیین   • آیین یعنی چی   • آیین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آیین
کلمه : آیین
اشتباه تایپی : Hddk
آوا : 'Ayin
نقش : اسم
عکس آیین : در گوگل


آیا معنی آیین مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )