برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1279 100 1

ابرام

/'ebrAm/

مترادف ابرام: اصرار، پافشاری، تأکید، مداومت، پیله، لجاجت، استوارسازی، ایستادگی، پایداری، مقاومت

متضاد ابرام: نقض

برابر پارسی: پافشاری، یکدندگی، سمجی، استوار کردن، پافشاری کردن

معنی ابرام در لغت نامه دهخدا

ابرام. [ اَ ] (اِخ ) (به معنی پدر عالی ) برحسب روایات یهود نام اوّلی حضرت ابراهیم بوده و سپس به ابراهام موسوم شد یعنی پدر جماعت بسیار.

ابرام. [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ بَرَم. کمزنان. آنان که از بخل قمار نکنند.

ابرام. [ اِ ] (ع مص ) سخت بتافتن. (زوزنی ). رَسن دوتا تافتن. جامه به ریسمان دوتا بافتن. || استوار کردن. کار محکم کردن. || بستوه آوردن. سُته کردن. تنگ آوردن. بجان آوردن. || گران کردن. || سختی. || ملول کردن. گرانی کردن. دردسر دادن :
ای بتو دل گشته خرم قوی
سخت قوی پشتی دارم بتو
تا بضرورت نرسد کار من
واﷲ کابرام نیارم بتو.
مسعودسعد.
|| شکوفه برآوردن. || مقابل نقض.
- ابرام کردن حکمی ؛ مقابل نقض کردن آن.
- محکمه ٔ نقض و ابرام ؛ محکمه ٔ تمیز.
و در فارسی با آوردن و کردن صرف شود.

معنی ابرام به فارسی

ابرام
استوارکردن، اصرارکردن، به ستوه آوردن، پافشاری کردن درامری
( مصدر ) ۱ - استوار کردن کار محکم کردن مقابل نقض . ۲ - بستوه آوردن تنگ آوردن بجان آوردن گران کردن ملول کردن درد سر دادن . ۳ - شکوفه بر آوردن . ۴ - سخت تافتن ریسمان و جامه را ریسمان و رسن دو تا تافتن .
کمزنان آنانکه از بخل قمار نکنند
پافشاری و سماجت دنبال کردن کاری با تاکید و سماجت .

معنی ابرام در فرهنگ معین

ابرام
( اِ ) [ ع . ] (مص م .)۱ - استوار کردن ، محکم کردن کار . ۲ - پافشاری کردن ، اصرار کردن . ۳ - به ستوه درآوردن . ۴ - شکوفه برآوردن .

معنی ابرام در فرهنگ فارسی عمید

ابرام
۱. اصرار کردن، پافشاری کردن در امری.
۲. (حقوق) تٲیید حکم یک دادگاه در دادگاه بالاتر یا هم ارزش.
۳. [قدیمی] استوار کردن، استواری.
۴. [قدیمی] به ستوه آوردن.
۵. [قدیمی] تٲیید کردن.

معنی ابرام به انگلیسی

persistence (اسم)
ایستادگی ، دوام ، ابرام ، ماندگاری ، اصرار ، پافشاری ، سماجت ، مقاومت
confirmation (اسم)
تاکید ، تصدیق ، تایید ، شهادت ، تثبیت ، ابرام ، استقرار
request (اسم)
درخواست ، طلب ، خواهش ، خواست ، ابرام ، تقاضا
importunity (اسم)
ابرام ، اصرار
persistency (اسم)
دوام ، ابرام ، اصرار ، پافشاری ، سماجت

معنی کلمه ابرام به عربی

ابرام
اهمية
حافز

ابرام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شنتیا کرمی
اصرار ، پافشاری
تاشبور
اصرار داشتن ، پافشاری در کاری
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری اسم
ابراهیم به صورت زیر بیان می شود

ابرام.برام.براهیم.بریم
علیرضا
تایید کردن
سعید عزیزی
دلزدگی

( از لذات دنیا با چندان وخامت، عاقبت ابرام نمی‌باشد.)

کلیه و دمنه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ابرام در حقوق   • رای مورد اعتراض ابرام شد یعنی چه؟   • ابرام رای یعنی چه   • ابرام حکم چیست   • ابرام خواننده ترک   • ابرام حقوقی   • ابرام رای چیست   • مفهوم ابرام   • تعریف ابرام   • معرفی ابرام   • ابرام چیست   • ابرام یعنی چی   • ابرام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ابرام
کلمه : ابرام
اشتباه تایپی : hfvhl
آوا : 'ebrAm
نقش : اسم
عکس ابرام : در گوگل

آیا معنی ابرام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )