انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 921 100 1

معنی ابرش در لغت نامه دهخدا

ابرش. [ اَ رَ ] (ع ص ، اِ) زیوری از زیورهای اسب. رخش. چپار. (منتهی الارب ). ملمع. اسب که نقطه های خرد دارد. (مهذب الاسماء). آنکه بر پوست نقطه های سفید دارد. (دستوراللغه ٔ ادیب نطنزی ). اسب که نقطه های سپید دارد مخالف باقی رنگ. اسبی که بر اعضای او نقطه ها باشد مخالف رنگ اعضا. (منتهی الارب ). اسبی که نقطه ٔمخالف رنگ او بر او باشد. (برهان قاطع). اسب که موی سرخ و سیاه و سفید دارد. آنکه رنگ سرخ و سپید درهم آمیخته دارد. مؤنث : بَرْشاء. ج ، بُرْش :
یکی تیر برداشت از ترکشش
بزد بر بر و سینه ٔ ابرشش.
فردوسی.
سیه چشم و بور ابرش و گاودُم
سیه خایه و تند و پولادسم.
فردوسی.
بفرمود تازان فزون از هزار
زآهن بکردند اسب و سوار...
از آن ابرش و بور و خنگ و سیاه
که دیده ست هرگز ز آهن سپاه ؟
فردوسی.
چو بر ابرش تند گشتی سوار
بلرزیدی از هیبتش روزگار.
فردوسی.
یکی بور ابرش به پیشش بپای
نه آرام دارد تو گوئی بجای.
فردوسی.
بینداخت رستم کیانی کمند
سر ابرش آورد ناگه به بند.
فردوسی.
چنان گشت ابرش که در شب سپند
همی سوختندش ز بهر گزند.
فردوسی.
خاصه هنگام بهاران که جهان خوش گشته ست
آسمان ابلق و روی زمی ابرش گشته ست.
منوچهری.
چو ابرش شده چرمه از خون مرد
شده باز چون چرمه ابرش ز گرد.
اسدی.
که آن کایدر استاده بد همچو شیر
بکف تیغ زرد ابرشی تند، زیر.
اسدی.
هوا رزمگه ، کوهش این ابرش است
درخشش کمان ، آسمان ترکش است.
اسدی.
آتش و آب و باد و خاک شده
ابرش و خنگ و بور و جم زیور.
مسعودسعد.
|| فیروزه ٔ دورنگ. (جواهرنامه ). || مکان ابرش ؛ آنجای که گیاهان رنگارنگ وبسیار دارد.
- ابرش خورشید ؛ کنایه از آسمانست.
|| (اِخ ) لقب جذیمةبن مالک ، پادشاهی از عرب ، و او بیماری برص داشت و مردم از ابرص گفتن او ترسیدندی و ابرش گفتندی.

ابرش. [ اَ رَ ](اِخ ) نام یکی از خوشنویسان خط عرب. (ابن الندیم ).

معنی ابرش به فارسی

ابرش
( صفت ) زیوری از زیورهای اسب رخش چپار ملمع اسب که نقطه های خرد دارد . اسبی که بر اعضای او نقطه ها باشد مخالف رنگ اعضا اسب که موی سرخ و سیاه و سفید دارد آنکه رنگ سرخ و سفید در هم آمیخته دارد . یا مکان ابرش . آنجای که گیاهان رنگارنگ و بسیار دارد .
نام یکی از خوشنویسان خط عرب
[ گویش مازنی ] /abresh/ جانور دو رنگ - خال خالی
طبیب مخصوص معتز بالله عباسی بوده

معنی ابرش در فرهنگ معین

ابرش
(اَ رَ) [ ع . ] (ص .) ۱ - اسبی که در پوستش لکه هایی غیر از رنگ اصلی اش وجود داشته باشد. ۲ - زیوری از زیورهای اسب .

معنی ابرش در فرهنگ فارسی عمید

ابرش
۱. اسبی که خال های مخالف رنگ (خصوصاً سرخ و سفید) خود داشته باشد.
۲. [مجاز] رنگارنگ.

ابرش در دانشنامه اسلامی

ابرش
اَبرَش به فتح الف و راء به معنی رنگارنگ می باشد از آن در باب حج سخن گفته شده است.
مستحب است سنگریزه هایی که برای رمی جمره به کار مى رود، رنگین و نقطه دار باشد.
جواهر الکلام ج۱۹، ص۹۶-۹۷    
 ۱. ↑ جواهر الکلام ج۱۹، ص۹۶-۹۷    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت علیهم السلام ج۱، ص۲۳۲    
...

ابرش در دانشنامه ویکی پدیا

ابرش
اسب اَبرَش معمولاً به رنگ اسبی گفته می شود که روی بدن نقطه های سفیدی بر خلاف رنگ اصلی بدن داشته باشد. این حالت تحت تاثیر چندین ژن است.
بور ابرش نام رنگ اسبی است که بدنش سرخ رنگ بوده و خال های سفید داشته باشد.
ابرش (مشهد)، روستایی از توابع بخش احمدآباد شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است.
شاخ بلند ابرش (نام علمی: Hippotragus equinus) نام یک گونه از زیرخانواده شاخ بلند چرنده است.
ابرش قناتی است که در روستای روچی از توابع بخش کاخک، شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی قرار دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ابرش

معنی ابرش به انگلیسی

spotty (صفت)
الوده ، ابری ، پر از لکه ، ابرش ، چند در میان

معنی کلمه ابرش به عربی

ابرش
منقط

ابرش را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ابرش

علی ٠٠:٥٨ - ١٣٩٧/٠٦/١١
اسب خالدار
|

Kimia ٠٤:٤٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤
نوعی اسب که روی بدنش خال هایی وجود دارد
|

پیشنهاد شما درباره معنی ابرش



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سید ابوالفضل ارتضا > مکسوبه
امیرحسین > fields trip
حسین > چاقال
Parsa > minecraft
ا > Incomes
تیاناز > تیامنی
em .jy > tidalwave
حدیث > مهرشاد

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسب ابرش   • قیمت شیرآلات ابرش   • پت شاپ ابرش   • لیست قیمت شیرآلات ابرش   • روستای ابرش   • شیرآلات پارسیان   • خروس ابرش   • شیرالات ماهان   • معنی ابرش   • مفهوم ابرش   • تعریف ابرش   • معرفی ابرش   • ابرش چیست   • ابرش یعنی چی   • ابرش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ابرش
کلمه : ابرش
اشتباه تایپی : hfva
عکس ابرش : در گوگل


آیا معنی ابرش مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )