انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 948 100 1

ابلاغ

/'eblAq/

برابر پارسی: فرمان، دستور، پیام رسانی، رساندن، رسانیدن، فرگفت

معنی ابلاغ در لغت نامه دهخدا

ابلاغ. [ اِ ] (ع مص ) رسانیدن. گذاردن (پیام ). ایصال. انهاء. || انذار. (تاج المصادر بیهقی ).

معنی ابلاغ به فارسی

ابلاغ
رساندن، رسانیدن نامه یاپیام بکسی، ابلاغیه: ورقهای که بوسیله آن مطلبی راابلاغ کنند
( مصدر ) ۱- رسانیدن ( نامه یا پیام ) ایصال جمع : ابلاغات . ۲ - رساندن اوراق قضائی بوسیل. مائ مور مخصوص به اشخاصی که در آن اوراق قید شده است . یا ابلاغ حکم . رساندن حکم دادگاه است به محکوم علیه بصورت قانونی . یا ابلاغ دادنامه . رسانیدن حکم بروئ یت اصحاب دعوی یا قایم مقام قانونی آنان بصورت قانونی . یا ابلاغ عادی . رساندن دادنامه است باطلاع محکوم علیه بوسیل. تسلیم رونوشت حکم غیابی به بستگان و خدمه یا الصاق با قامتگاه یا درج در مطبوعات . یا ابلاغ واقعی . تسلیم رونوشت حکم غیابی است بشخص محکوم علیه غایب یا قایم مقام قانونی او بطریق قانونی .
( اسم ) دو برگ مخصوص است که بمعیت اوراق داد خواست و پیوستهای آن بطرف دعوی ابلاغ میشود و یک برگ آن عودت داده شده در پروند. مربوط ضبط میگردد .

معنی ابلاغ در فرهنگ معین

ابلاغ
( اِ) [ ع . ] (مص م .)رسانیدن ج . ابلاغات .

معنی ابلاغ در فرهنگ فارسی عمید

ابلاغ
۱. رساندن نامه یا پیام به کسی.
۲. (حقوق) رساندن نامه های قضایی به گیرنده به وسیلۀ مٲمور.
۳. (اسم) (حقوق) [مجاز] ابلاغیه.

ابلاغ در دانشنامه اسلامی

ابلاغ
ابلاغ به معنی رساندن می باشد. احکام آن در بابهای طهارت، جهاد و وصیت آمده است.
اصطلاح ابلاغ با توجه به کاربرد های مختلف آن اقسام مختلفی نیز دارا می باشد که عبارتند از:۱ - رساندن خبر و پیام، که از آن به «اعلام» تعبیر می شود.۲ - رساندن احکام و معارف دین به مردم، که از آن به «تبلیغ» تعبیر می شود.۳ - رساندن حکم صادر شده از قاضی ای به قاضی دیگر، که به آن «انهاء حکم» گفته می شود.۴ - رساندن صدا به گوش کسی، که از آن به «اسماع» تعبیر می گردد.۵ - ابلاغ به معنای مبالغه در رساندن چیزی به بالاترین حدّ آن ـ از حیث مکان، زمان یا جز آن دو ـ نیز آمده است.
ابلاغ نامه رزمندگان
رساندن نامه رزمندگان اسلام مستحب است.
مبالغه در مضمضه کردن
مبالغه در مضمضه با رساندن آب به انتهای گلو و رساندن آن به بالای بینی در استنشاق مستحب است.
تاثیر ابلاغ در ردّ وصیت
...
ابلاغ به معنی رساندن می باشد. احکام آن در بابهای طهارت، جهاد و وصیت آمده است.
اصطلاح ابلاغ با توجه به کاربرد های مختلف آن اقسام مختلفی نیز دارا می باشد که عبارتند از:۱ - رساندن خبر و پیام، که از آن به «اعلام» تعبیر می شود.۲ - رساندن احکام و معارف دین به مردم، که از آن به «تبلیغ» تعبیر می شود.۳ - رساندن حکم صادر شده از قاضی ای به قاضی دیگر، که به آن «انهاء حکم» گفته می شود.۴ - رساندن صدا به گوش کسی، که از آن به «اسماع» تعبیر می گردد.۵ - ابلاغ به معنای مبالغه در رساندن چیزی به بالاترین حدّ آن ـ از حیث مکان، زمان یا جز آن دو ـ نیز آمده است.
ابلاغ نامه رزمندگان
رساندن نامه رزمندگان اسلام مستحب است.
منتهی المطلب (ط.ق) ج۲، ص۹۹۵.    
مبالغه در مضمضه با رساندن آب به انتهای گلو و رساندن آن به بالای بینی در استنشاق مستحب است.
نهایة الإحکام ج۱، ص۵۶.    
...
شهر مکه در سال هشتم هجرت به تصرف مسلمانان درآمد و پایگاه شرک در چنین سالی سقوط کرد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) در سال نهم هجرت تا کرانه های شام رفت و در تبوک با قبائل متعددی پیمان بست. پس از بازگشت به مدینه شرایط ظاهری ایجاب می کرد که پیامبر گرامی در سال نهم عازم زیارت خانه خدا شود و از شهری که سال گذشته به تصرف او درآمده است بازدید نماید، ولی مقارن این احوال، حادثه ای رخ داد که پیامبر را از شرکت در مراسم حج آن سال، بازداشت. جریان از این قرار بود که، رسم عرب در دوران جاهلیت این بود که اگر کسی که با جامه ای، خانه خدا را طواف می کرد، پس از پایان طواف، آن جامه را در راه خدا به عنوان صدقه می داد، بدین جهت اگر جامۀ دیگری نداشت، لخت و برهنه طواف می نمود. در همان سال در ماه های حرام زن زیبایی وارد مسجد شد و چون جامۀ اضافی نداشت و جامه عاریت نیز نتوانست تحصیل کند، ناچار شد با وضع زننده و به صورت برهنه که محرک حاضران در کنار خانۀ خدا بود، طواف نماید.پیامبر اعظم از طواف زن مشرک با آن حرکات زننده آگاه گردید و از این که این مکان که باید مهد تربیت و مرکز فراگیری تعالیم آسمانی باشد، بر اثر آزادی شرک و بت پرستی، مرکز طواف زنان برهنه و چشم چرانی جوانان شهوت پرست گردیده است متاثر گردید.
سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۷، ص۱۱۶-۱۱۷، مؤسسۀ امام صادق علیه السلام، قم، ۱۳۷۵، اول.
در اواخر سال نهم هجرت، پیک وحی، آیاتی چند از سوره «توبه» (برائت) را آورد و پیامبر را مامور نمود که شخصی را روانه مکه کند تا در موسم حج، آیات یاد شده را همراه با قطعنامه چهارماده ای بخواند. در این آیات، امان از مشرکان برداشته شده و کلیه پیمان ها نادیده گرفته شده بود به جز پیمان هایی که صاحبان آن ها به پیمان خود وفادار بوده و عملا نقض نکرده بودند. به سران شرک و پیروان آن ها ابلاغ گردیده که در ظرف چهارماه، تکلیف خود را با حکومت اسلامی – که اساس آن یکتاپرستی است روشن سازند و اگر در ظرف این چهارماه شرک و بت پرستی را ترک نگویید، از آن ها سلب مصونیت می شود. پیامبر اکرم، ابوبکر را به حضور خود طلبید و آیاتی چند از آغاز سورۀ توبه را به وی تعلیم کرد و دستور داد با چهل تن از مسلمانان راه مکه را در پیش گیرد و این آیات را که متضمن برائت و بیزاری از مشرکان است در روز عید قربان، تلاوت کند. ابوبکر به فرمان حضرت آماده مسافرت گردید و راه مکه را در پیش گرفت. چیزی نگذشت که پیک وحی نازل گردید و پیامی از طرف خدا آورد و مبنی بر اینکه باید موضوع بیزاری از مشرکان را، خود پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) یا کسی که از اوست به مردم ابلاغ کند. پیامبر گرامی، حضرت علی (علیه السّلام) را به حضور خود خواست و جریان را به او گفت و مرکب مخصوص خویش را در اختیار وی نهاد و دستور داد که هر چه زودتر مدینه را ترک گوید تا ابوبکر را در راه، ملاقات کند و آیات را از او بازگیرد و در روز عید قربان، آیات بیزاری را به ضمیمۀ قطعنامه ای در آن اجتماع - که از تمام نقاط عربستان در آن شرکت داشتند – ایراد کند.
مواد قطع نامه
مواد قطعنامه عبارت بودند از:۱) بت پرستان حق ندارند داخل خانه خدا شوند.۲) طواف با بدن برهنه ممنوع است.۳) بعد از این، هیچ بت پرستی در مراسم حج شرکت نخواهد کرد.۴) کسانی که با پیامبر پیمان عدم تعرض بسته اند و در طول مدت به پیمان خود وفادار بوده اند، پیمان آنان محترم است و تا انقضای وقت پیمان، جان و مالشان محترم می باشد، ولی به مشرکانی که با مسلمانان پیمانی ندارند و یا عملا پیمان شکنی کرده اند، از این تاریخ (دهم ذی حجة)، چهار ماه مهلت داده می شود که تکلیف خود را با حکومت اسلامی روشن سازند: یا باید به گروه موحدان و یکتا پرستان بپیوندند و هر نوع مظاهر شرکت و دوگانه پرستی را درهم کوبند و یا اینکه آماده جنگ و نبرد گردند.
جریان تحویل نامه
...
خداوند متعال در مورد ابلاغ حق به پیامبرش چنین می فرماید که، بر وضع کفار تأسف مخور و آنچه که بر تو وحی شده تلاوت کن و نفس خویش را بردبار ساز تا با این مؤمنین فقیر بسازد و به کفار بگو حق از ناحیه پروردگارتان است و بیش از این کاری صورت مده، هر که خواست ایمان آورد بیاورد، و هر کس خواست کافر شود بشود. آری، ایمان ایشان سودی به ما نمی رساند، و کفرشان ضرر نمی زند، بلکه آنچه سود و زیان و ثواب و عذاب دنبال کفر و ایمانشان هست، به خودشان عاید می گردد.
پیامبر صلی الله علیه وآله، مأمور ابلاغ ظهور حق بوده است: «وقل جاء الحق...» و بگو حق فرا رسید...!
اسراء/سوره۱۷، آیه۸۱.    
مفسران در شأن نزول بخشی از آیات فوق چنین نوشته اند: جمعی از ثروتمندان مستکبر و اشراف از خود راضی عرب به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم رسیدند، و در حـالی کـه اشـاره بـه مـردان با ایمانی همچون سلمان ، ابوذر ، صهیب ، و خباب و مانند آنها می کردند گفتند: ای محمد اگر تو در صدر مجلس بنشینی، و این گونه افراد که بوی آنـها مشام انسان را آزار می دهد، و لباسهای خشن و پشمینه در تن دارند، از خود دور سازی (و خلاصه مجلس تو مجلسی در خور اشراف و شخصیتها! بشود) ما نزد تو خواهیم آمد، در مـجـلست خواهیم نشست و از سخنانت بهره می گیریم ولی چه کنیم که با وجود این گروه جای ما نیست!در ایـن هـنگام آیات فوق نازل شد و به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم دستور داد کـه هـرگـز تسلیم ایـن سـخنان فریبنده تو خالی نشود و همواره در دوران زندگی با افـراد بـاایـمـان و پـاکدلی چون سلمانها و ابوذرها باشد هر چند دستشان از ثروت دنیا تهی و لباسشان پشمینه است. و بـه دنـبـال نـزول آیـات پـیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم به جستجوی این گروه بـرخـاست (گویا با شنیدن این سخن ناراحت شدند و به گوشه ای از مسجد رفتند و به عبادت پـروردگـار پـرداخـتـنـد) سـرانـجام آنها را در آخر مسجد در حالی که به ذکر خدا مـشـغول بودند، یافت، فرمود: حمد خدا را که نمردم تا اینکه او چنین دستوری بمن داد که بـا امـثـال شـمـا بـاشـم، آری زنـدگی با شما، و مرگ هم با شما خوش است!
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۴۱۴.    
قرآن کریم در مورد ابلاغ حق (توحید) از سوی ابراهیم علیه السّلام و تردید قوم او در آن می فرماید: «ولقد ءاتینا ابرهیم... • اذ قال لابیه وقومه ما هـذه التماثیل التی انتم لها عـکفون• قالوا اجئتنا بالحق ام انت من اللـعبین» ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم، و از (شایستگی) او آگاه بودیم• آن هنگام که به پدرش ( آزر ) و قوم او گفت این مجسمه های بی روحی را که شما همواره پرستش میکنید چیست؟ • گفتند: تو مطلب حقی برای ما آوردهای یا شوخی میکنی؟!
انبیاء/سوره۲۱، آیه۵۱.    
...
سوره برائت در سال دهم هجرت، توسط امام علی علیه السلام به مشرکان مکه ابلاغ شد و در آن چهار ماه به مشرکان فرصت داده شد که تکلیف خودشان را در مورد حکومت اسلام تعیین کنند.
متجاوز از بیست سال بود که منطق اسلام درباره شرک و دوگانه پرستی در سرزمین حجاز و در میان قبایل مشرک عرب انتشار یافته بود واکثر قریب به اتفاق آنها از نظر اسلام در باره بتان و بت پرستان آگاهی پیدا کرده بودند ومی دانستند که بت پرستی چیزی جز یک تقلید باطل از نیاکان نیست ومعبودهای باطل آنان چنان ذلیل و خوارند که نه تنها نمی توانند در باره دیگران کاری انجام دهند بلکه نمی توانند حتی ضرری از خود دفع کنند وی ا نفعی به خود برسانند و چنین معبودهای زبون و بیچاره در خور ستایش و خضوع نیستند.گروهی که با وجدان بیدار ودل روشن به سخنان رسول گرامی گوش فرا داده بودند در زندگی خود دگرگونی عمیقی پدید آوردند واز بت پرستی به توحید و یکتاپرستی گرویدند. خصوصا هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مکه را فتح کرد وگویندگان مذهبی توانستند در محیط آزاد به تبیین و تبلیغ اسلام بپردازند تعداد قابل ملاحظه ای از مردم به بت شکنی پرداختند و ندای توحید در بیشتر نقاط حجاز طنین انداز شد. ولی گروهی متعصب ونادان که رها کردن عادات دیرینه برای آنان گران بود، گرچه پیوسته با وجدان خود در کشمکش بودند، از عادات زشت خود دست بر نداشتند واز خرافات واوهام پیروی می کردند.
مفاد برائت
وقت آن رسیده بود که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم هر نوع مظاهر بت پرستی وحرکت غیر انسانی را با نیروی نظامی درهم بکوبد وبا توسل به قدرت، بت پرستی را که منشا عمده مفاسد اخلاقی و اجتماعی و یک نوع تجاوز به حریم انسانیت بود (وهست) ریشه کن سازد وبیزاری خدا ورسولش را در منی ودر روز عید قربان ودر آن اجتماع بزرگ که از همه نقاط حجاز در آنجا گرد می آیند اعلام بدارد. خود آن حضرت یا شخص دیگری قسمتی از اول سوره برائت را، که حاکی از بیزاری خدا و پیامبر او از مشرکان است، در آن اجتماع بزرگ بخواند وبا صدای رسا به بت پرستان حجاز اعلام کند که باید وضع خود را تا چهار ماه دیگر روشن کنند، که چنانچه به آیین توحید بگروند در زمره مسلمانان قرار خواهند گرفت وبه سان دیگران از مزایای مادی ومعنوی اسلام بهره مند خواهند بود، ولی اگر بر لجاجت وعناد خود باقی بمانند، پس از چهار ماه باید آماده نبرد شوند وبدانند که در هرجا دستگیر شوند کشته خواهند شد.
نزول سووره برائت
آیات سوره برائت هنگامی نازل شد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تصمیم به شرکت در مراسم حج نداشت. زیرا در سال پیش، که سال فتح مکه بود، در مراسم حج شرکت کرده بود وتصمیم داشت که در سال آینده نیز که بعدها آن را« حجة الوداع » نامیدند در این مراسم شرکت کند. از این رو ناچار بود کسی را برای ابلاغ پیامهای الهی انتخاب کند. نخست ابوبکر را به حضور طلبید و قسمتی از آغاز سوره برائت را به او آموخت و او را با چهل تن روانه مکه ساخت تا در روز عید قربان این آیات را برای آنان بخواند.
ابلاغ پیام الهی
...
کلیدواژه: سوره برائت، حضرت علی علیه السلام، ابلاغ سوره برائت، مشرکین مکه، نزول سوره برائت بر پیامبر، مأموریت ابلاغ آیات برائت، ابوبکر
متجاوز از بیست سال بود که منطق اسلام درباره شرک و دوگانه پرستی در سرزمین حجاز و در میان قبایل مشرک عرب انتشار یافته بود و اکثر قریب به اتفاق آن ها از نظر اسلام درباره بتان و بت پرستان آگاهی پیدا کرده بودند و می دانستند که بت پرستی چیزی جز یک تقلید باطل از نیاکان نیست و معبودهای باطل آنان چنان ذلیل و خوارند که نه تنها نمی توانند درباره دیگران کاری انجام دهند بلکه نمی توانند حتی ضرری از خود دفع کنند و یا نفعی به خود برسانند و چنین معبودهای زبون و بیچاره در خور ستایش و خضوع نیستند.
گروهی که با وجدان بیدار و دل روشن به سخنان رسول گرامی گوش فراداده بودند در زندگی خود دگرگونی عمیقی پدید آوردند و از بت پرستی به توحید و یکتاپرستی گرویدند.
خصوصا هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مکه را فتح کرد و گویندگان مذهبی توانستند در محیط آزاد به تبیین و تبلیغ اسلام بپردازند تعداد قابل ملاحظه ای از مردم به بت شکنی پرداختند و ندای توحید در بیشتر نقاط حجاز طنین انداز شد.
ولی گروهی متعصب و نادان که رها کردن عادات دیرینه برای آنان گران بود، گرچه پیوسته با وجدان خود در کشمکش بودند، از عادات زشت خود دست برنداشتند و از خرافات و اوهام پیروی می کردند.
وقت آن رسیده بود که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم هر نوع مظاهر بت پرستی و حرکت غیرانسانی را با نیروی نظامی درهم بکوبد و با توسل به قدرت، بت پرستی را که منشا عمده مفاسد اخلاقی و اجتماعی و یک نوع تجاوز به حریم انسانیت بود (و هست) ریشه کن سازد و بیزاری خدا و رسولش را در منی و در روز عید قربان و در آن اجتماع بزرگ که از همه نقاط حجاز در آن جا گرد می آیند اعلام بدارد.
خود آن حضرت یا شخص دیگری قسمتی از اول سوره برائت را، که حاکی از بیزاری خدا و پیامبر او از مشرکان است، در آن اجتماع بزرگ بخواند و با صدای رسا به بت پرستان حجاز اعلام کند که باید وضع خود را تا چهار ماه دیگر روشن کنند، که چنان چه به آیین توحید بگروند در زمره مسلمانان قرار خواهند گرفت و به سان دیگران از مزایای مادی و معنوی اسلام بهره مند خواهند بود، ولی اگر بر لجاجت و عناد خود باقی بمانند، پس از چهار ماه باید آماده نبرد شوند و بدانند که در هر جا دستگیر شوند کشته خواهند شد.
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین
نام غدیر به عنوان مکان اصلی یکی از مهمترین مسائل عقیدتی و سیاسی در جامعه اسلامی همواره بین دانشمندان شیعه و سنی مطرح بوده است. غدیر خم روزی شاهد یکی از بزرگترین حوادث تاریخ بوده و آن، روز اعلام و انتصاب امیرالمومنین علی (علیه السّلام) به جانشینی پیامبر اعظم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) می باشد. گرچه دشمنان در طول تاریخ کوشیده اند که این خاطره عظیم تاریخی را از نظرها محو کنند ولی ابعاد این حادثه آن قدر در صحنه عقائد و تاریخ و حدیث و ادبیات وسیع است که قابل انکار و محو نیست؛زیرا واقعه غدیر تنها یک حادثه تاریخی نیست بلکه یک حادثه دینی و اعتقادی است. در روایات از این روز به مناسبت وقوع این حادثه مهم به یوم العهد المعهود
طوسی، محمد بن الحسن، مصباح المتهجد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ ه ق، ۷۵۵.    
ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می دارد و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی کند.
مائده/سوره۵، آیه۶۷.    
شیعه و سنی بر نزول این آیه در روز هجدهم ذی حجه که مشهور به روز غدیر خم است، اتفاق دارد و روایات اهل بیت (علیه السّلام) در این باره واضح کننده آن حوادث است. خداوند به حکمت خویش زمینه تبلیغ و پیمان با ولایت امیرالمومنین علی (علیه السّلام) را رقم زده است. زیرا پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) در این سال بارها به نزدیکی ملاقات خویش با پروردگار سخن گفته بود و این مقدمه برای صحبت از جانشین ایشان در جمع همگانی را سامان می داد. حج نیز به عنوان یکی از شعائر مهم اسلامی در آخرین سال حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) با انبوه مسلمانان جزیرة العرب انجام می شود. با این حوادث و وجود انبوه مسلمانان در حج و انگیزه ایشان برای شناخت جانشین آن حضرت ابلاغ امر الهی برای ولایت علی (علیه السّلام) را در بهترین موقعیت قرار داد و اینگونه بود که در غدیرخم با نازل شدن آیه ابلاغ، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) جانشین خویش را معرفی نمود و به امر ایشان با علی (علیه السّلام) به عنوان امیرالمومنین بیعت همگانی شد و حضرت دستور داد که حاضران خبر این حادثه را به غائبین برسانند. اینک به احادیثی که در مورد نزول آیه ابلاغ در روز غدیر وارد شده است، اشاره می کنیم.
شان نزول آیه نزد شیعه
...
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) در روز غدیرخم طبق دستور خداوند به وسیله ارسال آیه ابلاغ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را به خلافت بعد از خود معرفی فرمود؛ اما شبهه ای توسط ابن تیمیه مطرح گردیده که درصدد است تا این مطلب را القاء کند که آیه ابلاغ در غدیرخم نازل نشده است؛ بلکه آیه ابلاغ مدت ها قبل از حجةالوداع نازل شده است. و اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) درصدد بودند تا امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را به خلافت بعد از خود معرفی کند می توانستند در جایی که جمعیتی بیش تر حضور دارند مثل شهر مکه و یا صحرای عرفات، به این کار مبادرت ورزند. پس در نتیجه آن چه در غدیر اتفاق افتاد آن چیزی نیست که شیعه ادّعای آن را دارد.
اصل شبهه ابن تیمیه به شرح زیر است: قال الرافضی: الخبر المتواتر عن النبی (صلی الله علیه و آله وسلّم): انه لما نزل قوله تعالی: (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک).
مائده/سوره۵، آیه۶۷.    
در پاسخ به این اشکال ابن تیمیه می توان به منابع اهل سنت در بیان شان نزول آیه ابلاغ مراجعه نمود.
← شان نزول آیه ابلاغ در منابع اهل سنت
 ۱. ↑ مائده/سوره۵، آیه۶۷.    
...

ابلاغ در دانشنامه ویکی پدیا

ابلاغ
ابلاغ در اصطلاح حقوقی عبارت از مطلع ساختن مخاطب از مفاد ورقه قضایی، طبق تشریفات قانونی است. بیشتر تصمیمات و اقدامات دادگاه باید مسبوق به ابلاغ به طرفین دعوی و وکلای آنان و گواهان و کارشناسان باشد، که این امر اصولا توسط ابلاغ صورت می گیرد. در لغت به معنای رسانیدن (نامه یا پیام) می باشد.
ابلاغ نام یکی از مطبوعات استان فارس در دوران قاجاریه است.
این روزنامه از سال ۱۳۴۴ هـ.ق به وسیله علی آقا جهرمی در شیراز به چاپ رسیده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ابلاغ

ابلاغ در جدول کلمات

ابلاغ پیام
رساندن
غار ابلاغ رسالت
حرا

معنی ابلاغ به انگلیسی

signification (اسم)
معنی ، اظهار ، مفهوم ، مفاد ، تعیین ، ابلاغ ، نص صریح
prophecy (اسم)
رسالت ، پیش گویی ، غیب گویی ، نبوت ، ابلاغ

ابلاغ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ابلاغ

ب. الف. بزرگمهر ٢٣:٢٦ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣
به آگاهی رساندن
|

پیشنهاد شما درباره معنی ابلاغ



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سامانه ابلاغ الکترونیکی قوه قضاییه   • سامانه ابلاغ الکترونیک قضایی   • سامانه ابلاغ الکترونیکی دادگستری   • ابلاغ الکترونیکی قضایی   • ابلاغ عدل ایران   • سامانه ثبت نام ابلاغ الکترونیکی   • سامانه ابلاغ الکترونیکی ثنا   • سامانه ابلاغ قضایی   • معنی ابلاغ   • مفهوم ابلاغ   • تعریف ابلاغ   • معرفی ابلاغ   • ابلاغ چیست   • ابلاغ یعنی چی   • ابلاغ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ابلاغ
کلمه : ابلاغ
اشتباه تایپی : hfghy
آوا : 'eblAq
نقش : اسم
عکس ابلاغ : در گوگل


آیا معنی ابلاغ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )