انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1064 100 1

ابولهب

/'abulahab/

معنی ابولهب در لغت نامه دهخدا

ابولهب. [ اَ ل َ هََ ] (اِخ ) عبدالعزّی بن عبدالمطّلب. عم ّ رسول صلوات اﷲ علیه. و این کنیت را مسلمانان به وی داده اند. بلعمی مترجم تاریخ طبری گوید: هیچکس نبود از عمان و عم زادگان پیغمبر علیه السلام از بنی هاشم و بنی عبدالمطلب که نه فرمان پیغمبر کردندی اگر چه نه بر دین او بودند مگر عمش ابولهب و نام او عبدالعزّی بود و کنیتش ابولهب بود... و از همه ٔ هاشمیان و عمان پیغمبر صلی اﷲ علیه وسلم ابولهب بتر بود... [ وآنروز که پیامبر علیه السلام ] بکوه صفا شد. و بانگ کرد چنانکه همه مکیان شنیدند و از هر بنگاهی از قریش بر او گرد آمدند آنگاه پیغمبر صلی اﷲ علیه و سلم ایشان را گفت یا معشرالقریش بگوئید که تا امروز در میان شما چه بودم همه گفتند امین و راستگوی بودی. گفت اگر امروز گویم که شما را سپاهی آید یا فزونی یا سختی رسد شما مرا استوار دارید یا نه ایشان گفتند ما از تو دروغی ندیدیم پس گفت من همی گویم که رسول خدایم بمن بگروید و متابعت من کنید چون این راستی از من شناسید و مرا مصدق و امین داریداگر بمن نگروید خدای تعالی شما را عذاب کند. ابولهب آنجا ایستاده بود گفت شه بر تو باد ای محمدی بدین دین که آوردی و بدین که ما را گفتی و خواندی. ما ایمان بتو و خدای تو نیاوریم وبازگشت و قوم بازگشتند و گفت بروید که او حاشا دیوانه است و نداند که چه میگوید پس خدای تعالی سوره ٔ تبت در شأن ابولهب بفرستاد و پیغمبر صلی اﷲ علیه و سلم دعوت آشکارا کرده و مردمان آشکارا بگرویدندی و اندر خانه ٔ کعبه بنشستندی و آنها که یاران او بودند همه بر او گرد آمدندی و بزرگترحلقه بمزگت حلقه ٔ او بودی... پس مشرکان گفتند که مارا حیلت آن است که ما از محمد و متابعان او جدا شویم و از بنی هاشم نیز جدا شویم و با ایشان نیامیزیم و سخن نگوئیم و از ایشان زن نخواهیم و بدیشان زن ندهیم تا ایشان در مکه ذلیل شوند و برخیزند و بروند. پس بیامدند و از هر قبیله دو مرد بمزگت اندر گرد کردند وحجتی بنوشتند و هرکسی خط خوش بدان بنهادند بدان شرطکه گفتند و همه اهل مکه را برآن گواه کردند پس آن صفحه را بر در خانه ٔ کعبه فرو آویختند تا همه بدیدند و دانستند و مسلمانان سوی پیغمبر شدند و همه ٔ قریش از دیگر سوی ، مگر ابوطالب. و ابولهب سوی قریش بود و از ابوطالب جدا شد. و این کار بر ابوطالب و بنی هاشم سخت گران آمد و بر مسلمانان که کس بمزگت اندر با ایشان سخن نگفتی و کس با ایشان خرید و فروخت نکردی تا هشت ماه بر این برآمد... و مردی روایت کند از بنی کنده گفت یک سال آنگه که من کودک بودم و بمکه آمده بودم وبحج کردن ، مردی را دیدم گیسودراز و نیکوروی بر سرماایستاد، فصیح و باهیبت و سخنان او شیرین و بردل مردمان نزدیک و دین بر ما عرضه کرد و ما را بخدای خواندو از بت پرستی نهی کرد و از پس او مردی با رویی درازو مویی سرخ و چشمی احول ردائی عربی برافکنده که از آن زشت تر مردی ندیدم ، گفت ای مردمان از این مرد پرهیز کنید که او دیوانه و دروغزن است و سخن او مشنوید و از دین خود دست باز مدارید پس من پدر را گفتم این مرد کیست گفت این پیغمبر قریش است محمدبن عبداﷲبن عبدالمطلب و مردمان را به دین خویش همی خواند. گفتم این دگر کیست گفت عم ّ او ابولهب و هرکجا او شود چون شیطانی از پی او شود و او را دروغزن گوید پیش خلق...
و [ بغزوه ٔ بدر ] ابولهب بیمار بود سخت و نتوانست رفت و خواسته ٔ بسیار داشت [ در کاروان ] و او را بر مردی از مهتران وام بود [ چهارهزار درم ]، نام او عاص بن هشام بود از مهتران بنی مخزوم بود. و عاص بدل ِ خویش یکی فرستاده بود. پس ابولهب او راگفت اگر تو به تن خویش بروی بدَل ِ من ، آن چهار هزار درم بتو بخشم پس عاص به تن خویش رفت با جماعتی از بنی مخزوم از خویشان و مولایان خویش. و از مهتران کس نمانده بود مگر صفوان بن امیه و ابولهب و طالب بن ابی طالب و ابی سفیان [ و آنگاه که حسان خزاعی چون ناعی از بدر پیش از دیگران بمکه شد و خبر شکست و کشته شدن و اسارت مهتران قریش و دیگر قبائل بگفت ] ابوالهب بیمار بود چون این خبر بشنید از غم شکمش فرو شد دیگر روز بر تنش آبله ٔ سیاه برآمد چون طاعون و تنش پاره پاره گشت و بمرد و کس بدو دست نتوانست نهاد و سه روز بخانه اندر بود و گنده و تباه شد، بگورش نتوانستندبردن پس پسرش عتبه خانه بسرش فرود آورد و بزیر خاک کرد بگذاشت. - انتهی.
و گویند دشمنانگی ابولهب را با رسول صلوات اﷲ علیه بیشتر سبب زن وی ام جمیل بنت حرب بن امیه خواهر بوسفیان بود. و برخی وفات ابولهب را به سال هشت از هجرت گفته اند. و میرخوند در حبیب السیر گوید. آنگاه که عبدالمطلب را در خواب جای چاه زمزم بنمودند و او بر اثر آن خواب بر سر چاه شد و چاه زمزم را که عمروبن حارث جرهمی انباشته بود از نوحفر کرد دو آهوبره از زر ریخته با چند دست سلاح در آن مدفون یافت و بیرون کرد و بر دو قسم کرد آهوبره ها قسمی و اسلحه را قسمی دیگر و بنام خود و خانه ٔ کعبه قرعه زد و آهوبره ها بنام خانه برآمد. عبدالمطلب آهو بره ها را از درخانه در آویخت و آنها را غزال کعبه گفتندی و آن دو غزال دیری در کعبه را مزین داشتند تا شبی جمعی بااتفاق ابولهب آن دو آهو بره بدزدیدند و بفروختند و در کار عیش و طرب کردند و نزدیک ماهی این خبر پنهان ماند تا عباس بن عبدالمطلب برآن وقوف یافت و بسمع قریش رسانید و قریشیان مباشرین سرقت راگرفته و هر یکی را بتأدیبی مناسب مؤدب کردند. رجوع به حبیب السیر چ طهران ج 1 ص 118 شود.

معنی ابولهب به فارسی

ابولهب
عم رسول اکرم حضرت محمد

ابولهب در دانشنامه اسلامی

ابولهب
عبدالعُزّی بن عبدالمُطَّلب (مرگ ۲ق/۶۲۴م) معروف به ابولَهَب عموی پیامبر(ص) و از سرسخت ترین دشمنان ایشان پس از بعثت بود. او و همسرش، ام جمیل، در راه آزار پیامبر(ص) و مخالفت با اسلام از هیچ اقدامی فروگذار نکردند. سوره مسد در نکوهش او و همسرش نازل شده است.
عبدالمطلب او را به دلیل زیبایی و گلگونی چهره ابولهب می خواند. ابولهب به همراه عده ای، غزالی طلایی را از کعبه دزدید، اما با دخالت دایی هایش از قبیله خزاعه از مجازات گریخت.
ثویبه، کنیز ابولهب، مدتی پیامبر(ص) را شیر داد. عتبه و عتیبه، پسران ابولهب، با رقیه و ام کلثوم، دو دختر پیامبر(ص) ازدواج کرده بودند اما پس از ظهور اسلام و نزول سوره مسد ابولهب و همسرش پسرانشان را وادار به طلاق دختران پیامبر(ص) کردند. او همواره معجزات پیامبر را از سحر می دانست و با بدگویی از پیامبر مانع از تبلیغ اسلام می شد. وقتی قریشیان تصمیم گرفتند مسلمانان و بنی هاشم را تحریم کنند او تنها فرد از بنی هاشم بود که با قریش همراهی کرد. ابولهب از جمله سران قریش بود که تصمیم گرفتند پیامبر(ص) را شبانه به قتل برسانند.
ابولهب
عبدالعُزّی بن عبدالمطّلب بن هاشم، مکنی به ابولهب(متولد حدود ۳۵ تا ۲۵ پیش از عام الفیل)، از بزرگان بنی هاشم، عمو و دشمن سرسخت رسول خدا(ص) بود. در میان فرزندان عبدالمطلب، ابولهب پس از ابوطالب و پیش از حمزه، عباس و عبدالله زاده شد. همسرش، عوراء اُم جمیل بنت حرب بن اُمیه، خواهر ابوسفیان بود که در قرآن {حمالة الحطب} خوانده شده است. دو تن از فرزندان او عتبه و عتیبه در جاهلیت به ترتیب با رقیه و ام کلثوم دختران پیامبر ازدواج کرده بودند که پس از نزول وحی از آنان جدا شدند. وی در فتح مکه اسلام آورد. ابولهب از مدعیان ریاست بنی هاشم و مناصب آنان در مکه بود. او مانند دیگر مشرکان قریش در روزگار جاهلیت بت می پرستید. وی به بت عُزّیٰ ارادت بیشتر داشت. اندکی پیش از بعثت پیامبر، ابولهب به سرقت گنجینه و دو غزال کعبه متهم شد. او در دوران جاهلیت به زناکاری شهرت داشت. وی همراه عاص بن وائل، امیة بن خلف، ابوسفیان بن حرب و... در یک زمان با نابغه، مادر عمرو بن عاص که همراه دخترانش به مکه آمده بود، درآمیخت و آن گاه عمرو زاده شد. همه اینان بر سر انتساب عمرو به خود به ستیز برخاستند. نابغه از آن رو که عاص بن وائل به دخترانش بیشتر بخشش می کرد، عمرو را به او نسبت داد.
ابولهب و همسرش اُم جمیل در مکه همسایه پیامبر بودند. ایشان بعدها از این همسایگی همواره به بدی یاد می کرد و می فرمود: در میان دو همسایه شرور و آزارگر، ابولهب و عقبة بن ابی معیط، قرار گرفته بودم که هر روز کثافات حیوانات را بر در خانه ام می ریختند. پس از آشکار شدن دعوت، پیامبر در موسم حج به منزلگاه های حاجیان می رفت یا در بازارهای عکاظ، مجنه و ذی المجاز آنان را به گونه های مختلف به اسلام فرامی خواند. اما ابولهب همواره در پی وی بود و ایشان را می آزرد و با شیوه های گوناگون در ناکام گذاشتن دعوتش می کوشید. ابولهب در محاصره اقتصادی مسلمانان در شعب ابی طالب، با مشرکان همراه شد و تنها فرد از بنی عبدالمطلب بود که وارد شعب نشد. او در ماجرای دارالندوة نیز حاضر بود؛ که در آن نقشه قتل پیامبر(ص) را کشیدند و با خوابیدن علی(ع) در جایگاه پیامبر، نقشه آنها ناکام ماند.
عبدالعُزّی بن عبدالمطّلب بن هاشم، از تیره بنی هاشم قبیله قریش به شمار می رود. کنیه اصلی او ابوعتبه است. برخی فرزندی به نام لهب برای او برشمرده و از این رو، کنیه اش را ابولهب دانسته اند. لهب به معنای آتش ، بلندی شعله های آتش ، شعله های آتش بی دود و مانند آن آمده است. برخی گفته اند چون جایگاه او دوزخ است، خداوند به او کنیه ابولهب داد. در واقع، به سبب گلگونی و زیبایی چهره اش پدرش او را ابولهب خواند و سپس وی به همین کنیه شهرت یافت. در قرآن نیز از او با این کنیه یاد شده است. (سوره مسد، آیه۱) بعضی دلیل پرهیز قرآن از ذکر نام اصلی وی را چنین دانسته اند که قرآن هرگز واژه عبد را به غیر خدا اضافه نمی کند.
ابولهب عموی پیامبر و از دشمنان سرسخت او بود.
عبدالعزی بن عبدالمطلب بن هاشم، مکنا به اباعتبه عموی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم و از دشمنان سرسخت او است.
ابولَهَب بن عبدالمطّلب، عبدالعُزّی بن عبدالمطّلب بن هاشم، مکنی به ابا عتبه عموی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و از دشمنان سرسخت او می باشد.
مادرش لُبنی از بنی خُزاعه و همسرش اَروی یا عوراء، مشهور به ام جمیل دختر حرب بن امیه و خواهر ابوسفیان بود.
وجه تسمیه ابولهب
در این که چرا ابولهب خوانده شده، اختلاف است. ابن سعد بر آن است که عبدالمطّلب وی را به جهت زیبایی و برافروختگی چهره چنین نامیده و برخی برای وی فرزندی به نام لهب ذکر کرده اند، امّا بر پایه روایتی ، خداوند او را به این کنیه خوانده، چون عاقبت او با آتش است. گویا در میان مردم زمان خویش، بیش تر به کنیه اباعتبه خطاب می شده است.
نشانی از لطف پروردگار
از زندگی ابولهب، پیش از بعثت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) اطلاعی در دست نیست. فقط برخی آورده اند:او کنیزش ثویبه را که ولادت فرزند برادرش عبدالله، ( محمّد ) را به او بشارت داده بود، آزاد ساخت، شاید از آن رو که او نیز چون دیگران به انتظار قدوم کسی بود که نسل عبدالله را تداوم بخشد. برابر روایتی ، شبی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به خواب دید که فریاد العطش ابولهب در دوزخ بلند است، امّا از انگشت ابهامش آب می نوشد. چون راز آن پرسید، گفت:به آن جهت که ثویبه را به سبب ولادت تو آزاد کردم. برخی این حکایت را نشان لطف پروردگار و بزرگی رسول خدا دانسته اند که حتّی سرسخت ترین دشمن حضرت، فقط به بهانه عملی کوچک که در حق آن حضرت انجام داد، مشمول رحمت حق قرار گرفت و از آن بهره مند شد،
← تردید در حکایت لطف
...
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
عبدالعُزی بن عبدالمطلب بن هاشم، مکنی به ابا عتبه عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و از دشمنان سرسخت او.
مادرش لُبنی از بنی خُزاعه و همسرش اَروی یا عوراء، مشهور به ام جمیل دختر حرب بن امیه و خواهر ابوسفیان بود. در این که چرا ابولهب خوانده شده، اختلاف است. ابن سعد بر آن است که عبدالمطلب وی را به جهت زیبایی و برافروختگی چهره چنین نامیده و برخی برای وی فرزندی به نام لهب ذکر کرده اند؛ اما بر پایه روایتی، خداوند او را به این کنیه خوانده؛ چون عاقبت او با آتش است. گویا در میان مردم زمان خویش، بیشتر به کنیه اباعتبه خطاب می شده است.
از زندگی ابولهب، پیش از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله اطلاعی در دست نیست. فقط برخی آورده اند: او کنیزش ثویبه را که ولادت فرزند برادرش عبداللّه، (محمد) را به او بشارت داده بود، آزاد ساخت؛ شاید از آن رو که او نیز چون دیگران به انتظار قدوم کسی بود که نسل عبدالله را تداوم بخشد.
برابر روایتی، شبی پیامبر صلی الله علیه و آله به خواب دید که فریاد العطش ابولهب در دوزخ بلند است؛ اما از انگشت ابهامش آب می نوشد. چون راز آن پرسید، گفت: به آن جهت که ثویبه را به سبب ولادت تو آزاد کردم.
برخی این حکایت را نشان لطف پروردگار و بزرگی رسول خدا صلی الله علیه و آله دانسته اند که حتی سرسخت ترین دشمن حضرت، فقط به بهانه عملی کوچک که در حق آن حضرت انجام داد، مشمول رحمت حق قرار گرفت و از آن بهره مند شد؛ ولی برخی از معاصران در صحت این خبر تردید کرده به ویژه که بر پایه دیگر اخبار، آزادی ثویبه تا نزدیکی های هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله هنوز تحقق نیافته بود و حتی چون خدیجه در صدد خریدن و آزاد کردنش برآمد، ابولهب همراهی نکرد؛ به هر روی، ثویبه اندک زمانی دایگی این کودک را بر عهده گرفت و از همین طریق، پیامبر با حمزه، جعفر و ابوسلمه برادر شد.
گفته اند: ابولهب، هنگام رحلت عبدالمطلب، داوطلب سرپرستی فرزند عبدالله شد؛ اما عبدالمطلب با این سخن که شَرّ خود را از او باز دار، از سپردن محمد نوجوان به او خودداری کرد. ابولهب در هنگامه بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله به شرکت در سرقت دو آهوی زرین که بر در کعبه نصب شده بود، با شهادت یکی از سارقان متهم شد و مورد پیگرد قرار گرفت و به ناچار نزد دایی های خویش، در تیره بنی خزاعه پناهنده شد.
گویا ازدواج دو فرزندش عتبه و معتب با دو دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله رقیه و ام کلثوم، در همین دوره بود؛ گرچه اقوال دیگری نیز در این باره وجود دارد.
ابولهب از اعلام مصرح قرآن می باشد.
سوره مسد صریحاً در نفرین و زشت شماری او و همسرش نازل شد. در شأن نزول این سوره (با اختلافی اندک) آمده که چون پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) پس از نزولِ «وَ أَنذِر عَشِیرَتَکَ الأَقرَبِین» دعوت از خویشاوندانش را آغاز کرد یا برای دعوت عمومی بر فراز کوه صفا رفت و پس از أخذ تأیید از مردم به راست گویی، پیام الهی را آشکار کرد، ابولهب از سر خشم به او گفت:تبّاً لک، ألهذا دعوتنا دستت زیان کار باد برای همین ما را دعوت کردی؟» خداوند در پاسخ به این سخن، سوره پیشین را فرو فرستاد:«تَبَّت یَدا اَبی لَهَب و تَبّ زیان کار باد دستان ابولهب و خود او هم زیان کار شد».
ابولهب از اعلام مصرح قرآن می باشد.
سوره مسد صریحاً در نفرین و زشت شماری او و همسرش نازل شد. در شأن نزول این سوره (با اختلافی اندک) آمده که چون پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) پس از نزولِ «وَ أَنذِر عَشِیرَتَکَ الأَقرَبِین» دعوت از خویشاوندانش را آغاز کرد یا برای دعوت عمومی بر فراز کوه صفا رفت و پس از أخذ تأیید از مردم به راست گویی، پیام الهی را آشکار کرد، ابولهب از سر خشم به او گفت:تبّاً لک، ألهذا دعوتنا دستت زیان کار باد برای همین ما را دعوت کردی؟» خداوند در پاسخ به این سخن، سوره پیشین را فرو فرستاد:«تَبَّت یَدا اَبی لَهَب و تَبّ زیان کار باد دستان ابولهب و خود او هم زیان کار شد».
تقسیم بندی آیات این سوره
بخش اوّل در لعن و نفرین او و بخش دیگر گزارشی غیبی است و چون تحقق آن قطعی است، به صیغه ماضی آمده است، بنابراین، قول به این که وجود فعل ماضی، دلیل بر نزول سوره پس از مرگ ابولهب است، چندان مدلّل نمی نماید، به هر حال، مراد آیه این است:عمل ابولهب که از دست بر می آید، سودی برای او نداشته، خودش نیز با افتادن در آتش زیان کار شد.
← مراد از تباب در سوره
میبدی، این آیه را در پاسخ آن سخن ابولهب می داند که گفته بود:اگر آن چه پسر برادرم می گوید، حق باشد، من همه اموالم را برای جانم فدیه می دهم. «سَیَصلی نارًا ذاتَ لَهَب ، زود است که به آتشی شعله ور در آید.» او به آتش شدیدی در خواهد آمد که شعله های آن، گرداگرد او را فرا می گیرد. طبرسی این آیه را دلیل بر صدق گفتار پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می داند که از مرگ ابولهب در حال کفر خبر می دهد. آلوسی، سین در «سَیَصلی» را برای تأکید در وعید و حتمیّت آن و تنوین در «نارًا» را نشان بزرگی آتش می داند و نکره آمدن «لَهَب» نیز برای بیان هیبت و ترس انگیزی آن است.
بیان حال زن ابولهب
...
قبر ابولهب در مکه قرار دارد.
ابولهب عموی پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود.
دشمنی ابولهب با پیامبر
ابولهب یکی از تندخوترین دشمنان پیامبر بود که وجود ایشان را در طایفه بنی هاشم اسباب ضعف این طایفه و عاملی برای دشمنی طوایف دیگر با بنی هاشم می دانست. به همین دلیل می کوشید تا با مبارزه با رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آن حضرت را از فعالیت باز دارد.
نام ابولهب در قران
همین دشمنی ها بود که خداوند، از میان دشمنان آن حضرت، تنها نام ابولهب را در قرآن یاد کرد و در سوره ای که نازل شد وی و همسرش را سخت توبیخ نمود.
محل دفن ابولهب
...

ابولهب در دانشنامه ویکی پدیا

ابولهب
ابولهب (با نام اصلی عبدالعزی بن عبدالمطلب) کنیه ای است که قرآن (سوره مسد آیه ۱) و مسلمانان بر یکی از عموهای محمد، پیامبر اسلام اطلاق کرده اند. ابولهب در ۲۴ رمضان سال ۲ ه. ق درگذشت. این مرد تا هنگام مرگ یکی از بزرگترین و سخت ترین دشمنان محمد بود و می توان علت این دشمنی را که مخالفت با عصبیت قومی و خانوادگی عرب بود از ام جمیل همسر ابولهب دانست که دختر حرب بن امیه و خواهر ابوسفیان و عمهٔ معاویه است. در سورهٔ مسد در قرآن دربارهٔ او این گونه سخن رفته است: بریده باد! هر دو دستان ابولهب که هر گز مال و ثروتش به حالش سودی نبخشید؛ و سرنوشت او در قرآن این گونه بیان شده است که خداوند او و همسرش را همانند هیزم های دوزخ می کند و می سوزاند.
دائرةالمعارف اسلامی، محمدرسول فرهنگ خواه، نشر عطائی، ۱۳۵۹، صفحهٔ ۱۸.
قرآن کریم


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ابولهب در دانشنامه آزاد پارسی

ابولَهَب ( ـ۲ق)
(شهرت: عبدالعَزّی) از بزرگان قریش، پسر عبدالمطلب و عموی پیامبر(ص). چون سرخ روی بود، او را پس از نزول آیۀ «وانذر عشیرتک الاقربین» (شعراء، ۳۵) ابولهب می خواندند. از دشمنان و بدخواهان پیامبر(ص) و از «ائمةالکفر» بود و در آزار مسلمانان بسیار کوشید. هنگامی که پیامبر(ص) او و عده ای از سران قریش را به اسلام دعوت کرد، به پیامبر(ص) ناسزا گفت و سورۀ مَسَد در پاسخ و سرکوب وی نازل شد.

ابولهب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ابولهب كيست ؟   • زندگینامه ابولهب   • ابولهب چگونه مرد   • دره دختر ابولهب   • فرزندان ابولهب   • عتبه بن ابولهب   • همسر ابولهب   • ابوجهل   • معنی ابولهب   • مفهوم ابولهب   • تعریف ابولهب   • معرفی ابولهب   • ابولهب چیست   • ابولهب یعنی چی   • ابولهب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ابولهب
کلمه : ابولهب
اشتباه تایپی : hf,gif
آوا : 'abulahab
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس ابولهب : در گوگل


آیا معنی ابولهب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )