برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1281 100 1

اتش

معنی اتش در لغت نامه دهخدا

اتش. [ اَ ت َ ] (اِخ ) جدّ محمد وطی پسران حسن صغانی انباری که از محدثان بوده اند.

معنی اتش به فارسی

اتش
آنچه ازسوختن چیزی باحرارت وروشنی بوجود آید، ازعناصرچهارگانه ، آذر، آتیش و آدیش هم گویند
محلی در مغرب میانه

اتش در جدول کلمات

اتش باستانی
اتور
اتش پاره و ناقلا
بلا
اتش عرب
نار
اتش عربی
نار

معنی اتش به انگلیسی

light (اسم)
پرتو ، تابش ، وضوح ، مشعل ، سو ، اتش ، اتش زنه ، نور ، چراغ ، فانوس ، کبریت ، برق چشم ، سرگرمکنندهغیرجدی ، لحاظ
fire (اسم)
تندی ، تیر ، حرارت ، شلیک ، حریق ، اتش
ingle (اسم)
اتش ، شعله ، اتش منقل یا اجاق

معنی کلمه اتش به عربی

اتش
ضوء , نار
تحريضي , حارق , حافز
مشعل
جندب
مشعل
حارق
اشعل , حرق , ضوء , نار
صوان
حريق متعمد
حريق
محرقة
اشعل , هب
ايقاد
لهب
ضد الحريق
ضد الحريق
نحاس

اتش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهرداد
فایر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آتش شعر   • متن آتش   • معنی آتش   • مخترع آتش   • شعر در مورد آتش   • محصول آتش در جدول   • آتش چیست   • مترادف آتش   • معنی اتش   • مفهوم اتش   • تعریف اتش   • معرفی اتش   • اتش چیست   • اتش یعنی چی   • اتش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اتش
کلمه : اتش
اشتباه تایپی : hja
عکس اتش : در گوگل

آیا معنی اتش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )