برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1272 100 1

اجازه دادن


برابر پارسی: باردادن، پروانه دادن، گذاشتن، هشتن

معنی اجازه دادن به فارسی

اجازه دادن
( مصدر ) دستوری دادن رخصت دادن روا دانستن .

معنی اجازه دادن به انگلیسی

allow (فعل)
پذیرفتن ، پسندیدن ، اعطاء کردن ، اجازه دادن ، رخصت دادن ، تصویب کردن ، روا دانستن ، ترخیص کردن
authorize (فعل)
اختیار دادن ، اجازه دادن ، تصویب کردن ، ترخیص کردن
authorise (فعل)
اختیار دادن ، اجازه دادن ، ترخیص کردن
let (فعل)
رها کردن ، اجازه دادن ، گذاشتن ، درنگ کردن ، ول کردن ، اجاره دادن ، اجاره رفتن
permit (فعل)
اجازه دادن ، ترخیص کردن ، مجاز کردن ، روا کردن ، ندیده گرفتن
give clearance (فعل)
اجازه دادن

معنی کلمه اجازه دادن به عربی

اجازه دادن
اسمح له , خول , دع , رخصة

اجازه دادن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی دوستی نوگورانی
اذن دادن
مازیار ایرانی
این واژه و همچنین اذن دادن عربی و تازی هست و بهترین جایگزینها برایش در فارسی واژه دستوری دادن و هلیدن و هشتن پروانه دادن میباشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اجازه دادن به انگلیسی   • انگلیسی اجازه گرفتن   • اجازه گرفتن به انگلیسی   • اجازه گرفتن از معلم به انگلیسی   • اجازه گرفتن در کلاس به انگلیسی   • با اجازه شما به انگلیسی   • اجازه ندادن به انگلیسی   • معنی اجازه در جدول   • معنی اجازه دادن   • مفهوم اجازه دادن   • تعریف اجازه دادن   • معرفی اجازه دادن   • اجازه دادن چیست   • اجازه دادن یعنی چی   • اجازه دادن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اجازه دادن
کلمه : اجازه دادن
اشتباه تایپی : h[hci nhnk
عکس اجازه دادن : در گوگل

آیا معنی اجازه دادن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )