انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1045 100 1

اجماع

/'ejmA'/

برابر پارسی: سازگاری کردن، هم رایی

معنی اجماع در لغت نامه دهخدا

اجماع. [ اِ ] (ع مص ) عزم کردن بر کاری. (تاج المصادر) (منتهی الارب ). || اتفاق کردن جماعت بر کاری. متفق شدن. || گرد آمدن بر. || جمله کردن چیزی را. (منتهی الارب ). || بر کاری جمع کردن. || اِلف دادن. (منتهی الارب ). || راندن همه شتران را. || فرا گرفتن باران همه ٔ زمین را: اجمع المطر. (منتهی الارب ). || جمله ٔ پستان اشتر بستن. بستن همه ٔ پستان ناقه را. (منتهی الارب ). || فراهم آوردن کار و آماده کردن. (منتهی الارب ). || عزم تمام بر یک کار از طرف جماعت اهل حل و عقد، یعنی اشخاص صاحب رأی. (تعریفات جرجانی ). || اجماع در لغت بمعنی عزم و اتفاق است و در اصطلاح عبارت است از اتفاق کردن مجتهدین از امت محمد (ص ) در یک عصر در خصوص امری دینی. (تعریفات ). یکی از سه یا شش اصل فقه و آن عبارت است از اتفاق صحابه از مهاجرین وانصار و همچنین علما (نه عامه ) در هر عصری بر امری از امور فقهی. مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: اجماع ، فی اللغة هو العزم. یقال اجمع فلان علی کذا؛ ای عزم. و الاتفاق. یقال اجمع القوم علی ̍ کذا؛ ای اتفقوا. وفی اصطلاح الاصولیین هو اتفاق خاص. و هو اتفاق المجتهدین من امة محمد صلی اﷲ علیه و آله و سلم فی عصر علی حکم شرعی. و المراد بالاتفاق الاشتراک فی الاعتقاد و الاقوال و الافعال او السکوت و التقریر. و یدخل فیه ما اذا اطبق البعض علی الاعتقاد و البعض علی غیره مما ذکر بحیث یدل علی ذلک الاعتقاد. و احترز بلفظ المجتهدین بلام الاستغراق عن اتفاق بعضهم و عن اتفاق غیرهم من العوام و المقلدین فان موافقتهم و مخالفتهم لایعباء بها. و قید من امة محمد للاحتراز عن اتفاق مجتهدی الشرائع السالفة. و معنی قولهم فی عصر و زمان ، ماقل او کثر. فائدته الاشارة الی عدم اشتراط انقراض عصر المجمعین. و منهم من قال یشترط فی الاجماع و انعقاده حجة انقراض عصر المجمعین فلایکفی عنده الاتفاق فی عصر بل یجب استمراره ما بقی من المجمعین احد فلابد عنده من زیادةقید فی الحدّ. و هو الی انقراض العصر لیخرج اتفاقهم اذا رجع بعضهم. و الاشارة الی دفع توهم اشتراط اجتماع کلهم فی جمیع الاعصار الی یوم القیمة. و قید شرعی للاحتراز عن غیر شرعی. اذ لافائدة للاجماع فی الامور الدنیویة الدینیة الغیرالشرعیة. هکذا ذکر صدر الشریعة و فیه نظر. لان العقلی قدیکون ظنیاً فبالاجماع یصیر قطعیاً کما فی تفضیل الصحابة و کثیر من الاعتقادیات و ایضاالحسی الاستقبالی قدیکون مما یصرح المخبر الصادق به.بل استنبطه المجتهدون من نصوصه. فیفید الاجماع قطعیته و اطلق ابن الحاجب و غیره الامر. لیعم الامر الشرعی وغیره حتی یجب اتباع اجماع آراء المجتهدین فی امر الحروب و غیرها. و یرد علیه ان تارک الاتباع ان اثم فهوامر شرعی و الا فلا معنی للوجوب. اعلم انهم اختلفوا فی انه هل یجوز حصول الاجماع بعد خلاف مستقر من حی او میت ام لا. فقیل لایجوز بل یمتنع مثل هذا الاجماع. فان العادة تقضی بامتناع الاتفاق علی ما استقر فیه الخلاف وقیل یجوز. و القائلون بالجواز اختلفوا فقال بعضهم یجوز و ینعقد. و قال بعضهم یجوز و لاینعقد. ای لایکون اجماعاً هو حجة شرعیة قطعیة فمن قال لایجوز او یجوز و ینعقد، فلایحتاج الی اخراجه. اما علی القول الاول فلعدم دخوله فی الجنس و اما علی الثانی فلکونه من افراد المحدود. و اما من یقول یجوز و لاینعقد، فلابدّ عنده من قید یخرجه بان یزید فی الحد لم یسبقه خلاف مستقر من مجتهد. ثم اعلم ان هذا التعریف انما یصح علی قول من لم یعتبر فی الاجماع موافقة العوام و مخالفتهم کما عرفت. فاما من اعتبر موافقتهم فیما لایحتاج فیه الی الرأی و شرط فیه اجتماع الکل ، فالحد الصحیح عنده ان یقال هو الاتفاق فی عصر علی امر من الامور من جمیع من هو اهله من هذه الامة. فقوله من هو اهله یشتمل المجتهدین فیما یحتاج فیه الی الرأی دون غیرهم. و یشتمل الکل فیما لایحتاج فیه الی الرأی فیصیر جامعاً مانعاً. وقال الغزالی الاجماع هو اتفاق امة محمد صلی اﷲ علیه و آله و سلم علی امر دینی. قیل و لیس بسدید فان اهل العصر لیسوا کل الامة. و لیس فیه ذکر اهل الحل و العقد ای المجتهدین. و لخروج القضیة العقلیة العرفیة المتفق علیهما. و اجیب عن الکل بالعنایة. فالمراد بالامةالموجودون فی عصر فانه المتبادر و الاتفاق قرینة علیه. فانه لایمکن الا بین الموجودین و ایضاً المراد المجتهدون. لانهم الاصول و العوام اتباعهم فلا رأی للعوام.ثم الامر الدینی یتناول الامر العقلی والعرفی. لان المعتبر منهما لیس بخارج عن البین. فان تعلَّق به عمل اواعتقاد فهو امر دینی و الا فلایتصوّر حُجیَّتُه فیه. اذ المراد بالاجماع المحدود الاجماع الشرعی دون العقلی و العرفی ّ بقرینة ان الأجماع حجّة شرعیّه. فما دل ّ علیه فهو شرعی ّ. هذا کله خلاصة ما فی العضدی و حاشیته للمحقّق التفتازانی و التّلویح. اعلم انّه اذا اختلف الصحابة فی قولین یکون اجماعاً علی نفی قول ثالث عند ابی حنیفة. و قال بعض المتأخّرین ای الاَّمدی المختار هو التفصیل و هو ان ّ القول الثالث کان یستلزم ابطال ما اجمعوا علیه فهو ممتنع و الاّ فلا. اذ لیس فیه خرق الاجماع حیث وافق کل واحد من القولین من وجه و ان خالفه من وجه. فمثال الاوّل انهم اختلفوا فی عدّة حامل توفی عنها زوجها. فعند البعض تعتدّ بابعدالاجلین و عند البعض بوضعالحمل فعدم الاکتفأبالاشهر قبل وضعالحمل مجمع علیه فالقول بالاکتفاء بالاشهر قبل الوضع قول ثالث لم یقل به احد. لان ّ الواجب امّا ابعدالاجلین او وضعالحمل. و مثل هذا یسمی اجماعاً مرکباً. و مثال الثانی انّهم اختلفوا فی فسخ النّکاح بالعیوب الخمسة. و هی الجذام و البرص و الجنون فی احد الزّوجین و الجب والعنَّة فی الزوج. والرتق و القرن فی الزوجة. فعند البعض لافسخ فی شی ٔ منها و عند البعض حق ّ الفسخ ثابت فی الکل فالفسخ فی البعض دون البعض قول ثالث لم یقل به احد. و یعبّر عن هذا بعدم القائل بالفصل و اجماع المرکب ایضاً. و بالجملة فالاجماع المرکب اعم مطلقا من عدم القائل بالفصل لانه یشتمل علی ما اذا کان احدهما ای احدالقائلین ، قائلاً بالثّبوت فی احدالصورتین فقط.والاَّخر بالثّبوت فیهما او بالعدم فیهما و علی ما اذا کان احدهما قائلاً بالثبوت فی الصورتین والاَّخر بالعدم فی الصورتین. و عدم القائل بالفصل هذه الصورة الاخیرة و ان شئت زیادة التحقیق فارجع الی التوضیح و التلویح و قال الچلبی فی حاشیة التلویح و قیل الاجماع المرکب الاتّفاق فی الحکم والاختلاف فی العلة و عدم القول بالفصل هو الاجماع المرکب الذی یکون القول الثالث فیه موافقاً لکل من القولین من وجه کما فی فسخ النکاح بالعیوب الخمسة فکأنّهم عنوا بالفصل التفصیل -انتهی.و فی معدن الغرائب : الاجماع علی قسمین مرکب و غیر مرکب. فالمرکب اجماع اجتمع علیه الاَّراء علی حکم حادثة مع وجود الاختلاف فی العلة و غیرالمرکب ما اجتمع علیه الاَّراء من غیر اختلاف فی العلة. مثال الاول ای المرکب من علّتین ، الاجماع علی وجود الانتقاض عندالقی ٔ و مس ّ المراءة اما عندنا معاشر الحنفیّة فبناء علی ان ّ العلة هی القی ٔ و اما عند الشافعی فبناء علی انها المس ّ.ثم هذا النوع من الاجماع لایبقی حجة بعد ظهور الفساد فی احد المأخذین ای العلتین. حتی لو ثبت ان القی ٔ غیر ناقض. فابوحنیفة لایقول بالانتقاض و لو ثبت ان ّ المس ّ غیر ناقض. فالشافعی لایقول بانتقاض لفساد العلة المبنی علیها الحکم. ثم الفساد متوهم فی الطرفین لجوازان یکون ابوحنیفة مصیباً فی مسئلة المس ّ مخطئاً فی مسئلة القی ٔ و الشافعی مصیباً فی مسئلة القی ٔ مخطئاًفی مسئلةالمس ّ. فلایؤدّی هذا الاجماع الی وجود الاجماع علی الباطل. و بالجملة فارتفاع هذا الاجماع جائز بخلاف الاجماع الغیرالمرکب. ثم قال و من الاجماع قسم آخر یسمی عدم القائل بالفصل. و هو ان تکون المسئلتان مختلفاً فیهما فاذا ثبت احدهما علی الخصم ثبت الاَّخر. لان ّ المسئلتین اًما ثابتتان معاً او منفیتان معاً. و هو نوع من الاجماع المرکب. و له نوعان : احدهما ما اذاکان منشاء الخلاف فی المسئلتین واحداً کما اذا خرج العلماء من اصل واحد مسائل مختلفة و نظیره اذا اثبتناان النهی عن التصرفات الشرعیة کالصلوة و البیع یوجب تقریرها. قلنا یصح النذر بصوم یوم النحر و البیع الفاسد تفید الملک عند القبض بعدم القائل بالفصل. لان من قال بصحة النذر قال بافادة الملک کما قال اصحابنا فاذا اثبتنا الاول ثبت الاَّخر. اذ لم یقل احد بصحة النذر و عدم افادة الملک. و منشاء الخلاف واحد. و هو ان النهی عن التصرفات الشرعیة یوجب تقریرها. والثانی ما اذا کان منشاء الخلاف مختلفاً و هو لیس بحجة. کما اذاقلنا القی ٔ ناقض فیکون البیع الفاسد مفیداً للملک بعدم القائل بالفصل و منشاء الخلاف مختلف. فان ّ حکم القی ٔ ثابت بالاصل المختلف فیه. و هو ان غیر الخارج من السبیلین ینقض الوضوء عندنا بالحدث و حکم البیع متفرع علی ان النّهی عن التصرفات الشرعیة یوجب تقریرها.
- اجماع کردن ؛ اتفاق کردن. جمع شدن : و اغلب امت بر خلع او اجماع کرده بودند. (کلیله و دمنه ).

اجماع. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ جُمع.

معنی اجماع به فارسی

اجماع
گرد آمدن، متفق شدن، عزم کردن برکاری، اتفاق وهماهنگی جماعتی درامری
۱ - ( مصدر ) گرد آمدن بر اتفاق کردن بر کاری متفق شدن همداستان گردیدن . ۲ - ( مصدر ) جمع کردن ۳ - ( اسم ) اتفاق عقاید و آرای علما و جز آنان . ۴ - اراد. موئ کد که بدنبال آن حرکت عضت است . ۵ - یکی از سه یا شش اصل فقه و آن عبارتست از اتفاق صحابه از مهاجران و انصار و همچنین علما ( نه عامه) در هر عصری بر امری از امور فقهی . ۶ - ( اسم ) اتفاق امت محمد ص بر امری از امور دینی .
[consensus] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] توافق همگانی بدون اخذ رأی بر سر موضوعی که مستلزم تصمیم مشترک است
[consensus building] [آینده پژوهی و آینده نگری] دستیابی به توافق و هم سخنی دربارۀ آینده هایی خاص که از اهداف عام آینده نگاری به شمار می آید
[national consensus] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] اجماعی که در سطح کشور شکل می گیرد
در اصطلاح رجالی و در تداول علمای دینی چند تن از اصحاب ائمهاطهار ( ع ) اند و همه علما معتقدند بر اینکه هر روایتی که از ایشان بطریق صحیح نقل شده و روات از اول سند تا یکی از ایشان موثوق و معتمد باشند آن روایت را صحیح میدانند و عمل بدان را لازم میشمرند و بعد از آن ملاحظه احوال خود ایشان یا روات دیگر را که مابین ایشان و معصوم ( ع ) هستند لازم ندانند و نخستین کسی که مدعی این اجماع بوده ظاهرا ابو عمر و کشی است که معاصر محمد بن یعقوب کلینی بوده و در کتاب رجال خود ادعای اجماع بر صحت روایات آن چند تن کرده و ایشان را بر حسب زمان سه طبقه کرده است .
همه با هم
بحثی است از اصول فقه
ناموافق با اجماعی مخالف اجماعی

معنی اجماع در فرهنگ معین

اجماع
( اِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) گرد آمدن ، متفق شدن بر انجام کاری . ۲ - (مص م .) جمع کردن . ۳ - (اِمص .) در فقه اسلامی به معنی اتفاق کلمة فقها در مسئله ای یا امری .

معنی اجماع در فرهنگ فارسی عمید

اجماع
۱. اتفاق و هماهنگی گروهی در امری، متفق شدن.
۲. (فقه) اتحاد فقها در مسئله ای شرعی، از اصول چهارگانه.

اجماع در دانشنامه اسلامی

اجماع
«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می رود. ادله ی اربعه عبارت اند از: کتاب (قرآن)، سنت، عقل و اجماع.
اجماع در زبان عربی به معنای عزم و اتفاق است و در اصطلاح دانشمندان علم اصول، به اتفاق نظر اهل فن درباره یک موضوع گفته می شود.
معنای اصطلاحی
و در اصطلاح ، با توجه به اختلاف علمای اصول در شرایط حجیت اجماع ، تعریف های متعددی از آن ارائه شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود:۱. اتفاق جماعتی از علما بر یکی از امور دینی که کاشف از رأی معصوم (علیه السلام) باشد؛۲. اتفاق امت محمد (صلی الله علیه وآله) بر یکی از امور دینی ؛ ۳. اتفاق اهل حل و عقد امت محمد (صلی الله علیه وآله)؛ ۴. اجتماع مجتهدان امت محمد (صلی الله علیه وآله) در یک عصر بر یکی از امور دینی؛ ۵. اتفاق اهل حرمین ( مکه و مدینه )؛ ۶. اتفاق اهل مصرین ( کوفه و بصره ).با توجه به اختلاف تعبیرهای موجود در تعریف اجماع، می توان چنین نتیجه گرفت که اجماع به معنای اتفاق جماعتی بر حکم شرعی است، به صورتی که در اثبات آن حکم مؤثر باشد. این تعریف دربرگیرنده تعریف های علمای شیعه و سنی است، هر چند آن ها در دلیل حجیت اختلاف دارند؛ اهل سنت می گویند: دلیل حجیت این است که امت بر خطا اجتماع نمی کنند؛ «لا تجتمع امتی علی خطاء»، ولی شیعه اجماع امت را به دلیل کشف از حکم معصوم (علیه السلام) حجت می داند.
اولین ادعای اجماع
اولین اجماعی که در تاریخ مسلمانان دلیل واقع شد، اجماع ادعا شده بر بیعت ابوبکر برای خلافت بر مسلمانان می باشد که پس از آن اجماع را دلیل همه مسائل فرعی و شرعی قرار داده و برای حجیت آن از کتاب ، سنت و عقل بهره گرفتند، که تمام این ادله و پاسخ آن ها در کتاب های اصولی آمده است.
اعتبار اجماع
...
اجماع
اِجْماع اصطلاحی فقهی به معنای اتّفاق نظر فقیهان و عالمان دینی بر حکمی شرعی. اجماع نزد اهل سنت، اهمیت بسیاری دارد و یکی از منابع استنباط احکام است. در مسائل سیاسی نیز، اجماع اهل حل و عقد، از سوی آنان به عنوان دلیلی بر صحت و مشروعیت انتخاب خلیفه اول شمرده شده است.
برخلاف دیدگاه اهل سنت، بر اساس نظر امامیه، اجماع به تنهایی، اعتباری ندارد؛ بلکه اهمیت آن از این روست که می تواند دلیلی بر سنت معصومان و در اصطلاح فقهی کاشفِ سنت معصومان باشد.
برخی اعتبار آن را به واسطه قاعده لطف می دانند و برخی به واسطه حدس. اجماع، انواع و اقسامی دارد که مهمترین آن، اجماع منقول، محصّل و اجماع مرکب است.
اجماع
اجماع به معنای اتفاق نظری است که در اثبات حکم شرعی مؤثر است. علمای شیعه اجماع را دلیل مستقلی در مقابل کتاب و سنّت نمی دانند. ایشان اجماع را تنها از این جهت که کشف از نظر معصوم می کند، حجّت می دانند، در حقیقت حجیّت مربوط به سنّت است که اجماع کاشف آن است. اجماع دارای اقسامی است؛ مانند اجماع بسیط، اجماع مرکب، اجماع محصل، اجماع منقول و ... . برای نمونه؛ اتفاق نظر همه فقها در یک مسئله را اجماع بسیط گویند؛ مانند: اجماع بر حرمت قیاس و اجماع بر واجب نبودن دعا هنگام دیدن هلال ماه.
اجماع در لغت از مادّه «جمع» به دو معنا آمده است: 1. اتفاق و انضمام چیزی به چیز دیگر؛ 2. عزم
اجماع در اصطلاح؛ یعنی اتفاق خاص. علمای علم اصول؛ این اتفاق خاص را با عبارت های مختلف بیان کرده اند از جمله:
-اتفاق فقهای مسلمین بر حکم شرعی؛
-اتفاق اهل حل و عقد از مسلمین بر حکم شرعی؛
-اتفاق امت حضرت محمد(ص) بر حکم شرعی؛ و سایر عبارت هایی که در تفسیر اتفاق خاص بیان شده است. ولی از ملاحظه تعریف ها و تفسیرهای مختلف می توان نتیجه گرفت که مراد از اتفاق خاص، اتفاق جماعتی است که اتفاق ایشان در اثبات حکم شرعی نافذ و مؤثّر است
اهل سنّت علی رغم اختلاف تعابیری که در توضیح و تفسیر اصطلاحی اجماع دارند، ولی در حجیّت اجماع اتفاق دارند و اجماع را در ردیف سایر ادله و منابع استنباط احکام قرار می دهند و آن را یکی از منابع مستقل برای رسیدن به حکم شرعی می دانند و حتی برخی از اهل سنت پا را فراتر گذاشته و در مقام تعارض اجماع و کتاب و سنت، اجماع را مقدّم دانسته و حتی مخالف آن را گمراه و کافر دانسته اند. اما علمای شیعه اجماع را دلیل مستقلی در مقابل کتاب و سنّت نمی دانند. ایشان اجماع را تنها از این جهت که کشف از قول معصوم می کند، حجّت می دانند. در حقیقت حجیّت مربوط به سنّت است که اجماع کاشف آن است. به همین دلیل شیعه اجماع را بر اتفاق جماعت اندک نیز اطلاق می کند، در صورتی که این اتفاق کم، کشف از قول معصوم کند، هرچند در اصطلاح چنین اتفاقی را اجماع نگویند، و اجماعی را که کشف از قول معصوم نکند، اجماع نمی گویند، هرچند تعداد مجمعین هم زیاد باشد و در اصطلاح نیز به آن اجماع گویند. این مطلب اساس اختلاف شیعه و سنی در مورد اجماع است
اجماع به اعتباراتی دارای اقسامی است:
اجماع اجتهادی، اجماع استنباطی ، یا اجماعِ کشف شده از راه حدس و استنباط می باشد.
اجماع اجتهادی به این معنا است که فقیه از راه حدس و گمان و به کمک قرینه ای، اتفاق نظر فقها را در مسئله ای فقهی، استنباط کند و حدس خود را محور قرار داده و ادعای اجماع نماید.
امام خمینی">اجماع از دیدگاه امام خمینی
« اجماع » اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می رود. ادله ی اربعه عبارت اند از: کتاب ( قرآن )، سنت ، عقل و اجماع.پیش از ورود به بحث، به شرح چند واژه که در کتاب های علم الحدیث، رجال شناسی و آثار فقیهان بسیار به چشم می خورد، می پردازیم، به امید آن که مفید افتد.
ثقه شمردن کسی از سوی اهل خبره، با واژگانی چون: ثقة الحدیث، ثقة فی نفسه، ثقة ضابط، ثقة عین، ثقة حجّة، ثقة متقن، ثقة ثقة، عدل امامی ضابط.توثیق، گاه خاص است و گاه عام.
← تعریف
کسی را به عدل وصف کردن. عدل ، ضد ستم است و مصدر و در مقام وصف به کار برده می شود.عادل کسی است که قول و حکم او، پسندیده و مورد رضایت باشد.باهلی می نویسد: مرد عادل کسی است که شهادت او روا و نافذ باشد.تعدیل، از همین ریشه گرفته شده است؛ زیرا گفته می شود:(عدّل المیزان سوّاها وتعدیل الشیء تقویمه.)
← تعریف
این کلمه از ماده (زَکوْ) مصدر (زکا) ست.زکو و زکاء در لغت به معنای پاک کردن نفس و مال است.علّامه طباطبایی می نویسد:( تزکیه ، تطهیر است و آن زدودن و ستردن زشتیهاست و این شامل زدودن و ستردن باورها و اعتقادهای فاسد، مانند شرک، کفر و همچنین شامل زدودن ملکات رذیله، مانند: کبر، بخل و کارها و رفتارهای ناپسند، مانند: زنا ، قتل و شرب خمر هم می گردد.و به معنای تعلیم کتاب و حکمت نیز آمده است.)
← اقسام
...
اجماع از منظر نقد و نظر، به زبان فارسی، تألیف سید محمد محسن حسینی تهرانی، کتابی است که از دیدگاه انتقادی، یکی از ادله چهارگانه دست یابی به حکم شرعی؛ یعنی اجماع را بررسی نموده و در نهایت، به این نتیجه می رسد که اجماع در تحت هیچ شرایطی حجیت ندارد.
کتاب، مشتمل بر یک مقدمه و شش فصل است و در آن، هم بحث های کلامی - عقیدتی و هم مباحث اصول فقه مطرح شده و از روش بحث علمی هر دو حوزه بهره گرفته شده است.
در مقدمه، مباحثی از قبیل اینکه پایه های مسائل اجتماعی نزد اقوام و ملل بر بدیهیات و فطریات است، تدوین قوانین جامعه بر اجماعیات استوار است، ترجیح اصالت جامعه بر اصالت فرد در تمدن جدید... و حساسیت مسئله اجماع به عنوان اصل عملی در اجتهاد مطرح شده است.
فصل اول که در مورد بررسی مفهوم اجماع در کلمات لغت دانان و اهل شرع است، مشتمل بر مطالبی از قبیل تشابه مفهوم اجماع با سیره عقلائیه، تأکید آیات قرآن بر اجماع و وحدت کلمه و نهی آیات از متابعت عقول ناقصه می باشد.
فصل دوم، اجماع را بر طبق مبانی فکری اهل سنت طرح و ارزیابی کرده است. بیشترین بخش این فصل، به نقد نظریات فخر رازی، اختصاص دارد. فخر رازی، آیه «اولی الامر» را دلیل بر حجیت و معصومیت اجماع امت می داند. نویسنده، با ایراد اشکالاتی متعدد بر استدلال فخر رازی، نظرات او را به چالش کشیده و آنها را رد می کند. هم چنین وی، به تبیین روایت «لا تجتمع امتی علی ضلالة او علی خطأ» که یکی از مهم ترین ادله اهل سنت بر حجیت اجماع امت و معصومیت آن است، می پردازد.
اجماع امامیه، اجماعِ کاشف از رأی امام معصوم می باشد.
اجماع امامیه، به اجماعی گفته می شود که نزد امامیه معتبر می باشد. اصولیون امامیه معتقدند اجماع به شرطی اعتبار و حجیت دارد که کاشف از رأی معصوم (علیه السلام) باشد، وگرنه مطلق اتفاق، اعتبار شرعی ندارد.
اعتبار اجماع امامیه
در حقیقت ، اصولیون شیعه برای خود اجماع، ارزشی قائل نیستند و آن را، به خلاف کتاب و سنت ، دارای حجیت ذاتی نمی دانند، بلکه اگر اجماع نشان دهنده رأی معصوم (علیه السلام) باشد، آن را ارج نهاده و مورد توجه قرار می دهند.
تخطئه اجماع امامیه
از این رو، بنابر مذهب امامیه ، تخطئه اجماع و مجمعین جایز است.در کتاب « قوانین الاصول » آمده است: «یجوز الخطاء علی کل واحد من المجمعین، فهکذا المجموع؛ جایز است که هر یک از اجماع کنندگان خطا کنند و از همین رو ممکن است همه آن ها به خطا روند».
ارکان اجماع به عناصر مقوِّمِ اجماع اطلاق می شود.
ارکان اجماع، عناصری است که قوام اجماع به آن ها بستگی دارد؛ یعنی با بودن آن ها اجماع پدید می آید و بدون آن ها اجماع شکل نمی گیرد، و آن عبارت است از: «مجمعین» و «مجمعٌ علیه».مجمعین کسانی هستند که بر یکی از احکام شرع اتفاق کرده اند و مجمع علیه(معقد اجماع)، موضوع اجماع و یا موردی است که اتفاق نظر نسبت به آن پدید آمده است.
نکته
در تعداد ارکان اجماع اختلاف است:بعضی از اصولی ها اجماع را فقط دارای یک رکن دانسته و بقیه عناصر را شرط می دانند؛ برخی دیگر اجماع را دارای «دو رکن مجمعین» و «نفس اجماع (اتفاق)» دانسته اند؛ و گروهی اجماع را دارای چهار رکن می دانند.
استحسان اجماع خروج از حکم قیاس یا قاعده عام به دلیل وجود اجماع در مورد خاص است.
استحسان اجماع، خروج از حکم قیاس به دلیل انعقاد اجماعی است که بر خلاف آن و در موردی خاص پدید آمده است، مثل: اجماع فقها بر جواز عقد استصناع که به موجب آن شخصی به دیگری پول می دهد تا چیزی برایش بسازد؛ در این مورد، هر چند طبق قاعده کلی، عقدی که در وقت انشاء مورد آن معدوم باشد باطل است، اما به موجب اجماع، از آن قاعده کلی خارج گردیده و حکم به صحت آن شده است. استحسان عدول از حکم مستفاد از قاعده کلّی به دلیل وجود مصالح جزئی است.
معنای لغوی
استحسان، مشتق از حسن و در لغت، به معنای نیک دانستن و پسندیدن است.
تعریف دانشمندان عامه
دانشمندان عامه تعریف های مختلفی از استحسان ارایه نموده اند که به برخی از آنها اشاره می شود:۱. «ابوالحسن کرخی» از علمای حنفی مذهب می گوید:«الاستحسان هو العدول فی مسئلة عن مثل ما حکم به فی نظائرها الی خلافه لوجه اقوی یقتضی العدول؛ استحسان آن است که در یک مسئله، از حکمی که در نظایر آن است، به خاطر وجود دلیلی قوی تر، عدول نموده و به خلاف آن رأی داده شود»؛۲. برخی علمای مالکی، استحسان را چنین تعریف کرده اند: «الأخذ بمصلحة جزئیة فی مقابل دلیل کلی؛ استحسان، برتری دادن مصلحت جزئی و تمسک نمودن به آن در برابر دلیل کلی مخالف آن می باشد»؛۳. برخی علمای حنبلی، آن را چنین تعریف می کنند:«هو العدول بحکم المسئلة عن نظائرها لدلیل خاص من کتاب و سنة؛ در مسئله ای، از حکمی که نظایر آن مسئله دارد، به سبب دلیل خاصی از کتاب و سنت، به حکم دیگری عدول شود».
استحسان نزد شیعه
...
استصحاب حال اجماع استصحاب حکمِ ثابت شده به اجماع است.
استصحاب حال اجماع، استصحاب حکمی است که از طریق اجماع ثابت شده باشد، مانند: حکم به صحت نماز کسی که به سبب نبودن آب ، با تیمم نماز می خواند و در اثنای نماز چشمش به آب می افتد؛ به این خاطر که صحت آن نماز قبل از رؤیت آب، اجماعی بوده است و الآن نیز آن حکم ، استصحاب می گردد.
حجیت
درباره حجیت استصحاب حال اجماع، میان اصولی ها اختلاف است.
اصحاب اجماع، اصطلاحی رجالی است که گروهی (۲۲ تن) از نخبگان و راویان موثق هستند و همه علمای درایه و حدیث و فقها به روایاتی که از ایشان به طریق صحیح نقل شده، بدون تردید و دغدغه خاطر اعتماد می کنند و آنها را صحیح می دانند و عمل به آنها را لازم می شمرند، اگرچه از افراد ناشناخته یا ضعیف نقل خبر کرده باشند. این روش گسترده ترین و مهم ترین شیوه در میان توثیقات عام به شمار می رود.
عنوان اصحاب اجماع، اصطلاحی در علم رجال است که بر گروهی ویژه از راویان احادیث در سده های دوم و سوم هجری قمری که از بزرگان پرورش یافته مکتب امام باقر، امام صادق، امام کاظم و امام رضا (علیهم السّلام) به شمار می روند و بر تصدیق روایاتشان و نیز مقام علمی و فقاهتشان اجماع شده است، اطلاق می شود.
پیشینه اصطلاح اصحاب اجماع
اساس پیدایش این اصطلاح از نظر تاریخی، به اواخر سده سوم و اوائل سده چهارم هجری قمری بازمی گردد که در تعبیرات برخی چهره های رجالی معروف امامی مانند ابو عمرو کشی در چند جای کتاب رجالی وی آمده و پس از آن در سده های بعد میان رجالیان شکل گرفته است.
مرجعیّت علمی و فرهنگی
در اینجا این سؤال مطرح است که بااینکه مرحوم شیخ طوسی در رجال خود تعداد چهارصدوهشت نفر را در ردیف اصحاب و راویان امام باقر (علیه السّلام) ذکر کرده است و نیز باوجود آنکه برخی، راویان مؤثق اخبار امام صادق (علیه السّلام) را بالغ بر چهارهزار نفر برشمرده اند، و راویان امام موسی کاظم (علیه السّلام) را دویست و هفتاد و دو نفر و راویان امام رضا (علیه السّلام) را سیصدوهفده نفر و راویان امام جواد (علیه السّلام) را صدوسیزده نفر و… دانسته اند، علّت این گزینش محدود چیست و چرا نقل این عده از مشایخ حدیث امامیه از امتیاز خاصی برخوردار شده است؟همان گونه که در شرح حال این گروه خواهد آمد این عدّه علاوه بر راوی بودن، از فقهای مبرّز بوده اند و چون قدرت تمیز بین اخبار درست و نادرست را داشتند مرجع راویان شیعه و برطرف کننده شبهات و اختلافات آنان به حساب می آمدند. این گروه همچنین در بین دیگران متهم به کذب نبوده اند، و به همین دلیل است که در کلمات مرحوم کشّی به چنین عباراتی بر می خوریم: «تصدیقهم لما یقولون»، «وانقادوا لهم بالفقه» و «اقروا لهم بالفقه والعلم».
جایگاه اصحاب اجماع نزد ائمه
...
اَصْحاب اِجْماع، اصطلاحی در علم رجال امامیه برای اشاره به گروه مشخصی از راویان که از نظر عالمان رجالی در مرتبه بالایی از وثاقت قرار دارند. طبق نظر مشهور این افراد هجده نفرند که در شمار اصحاب امام باقر(ع) تا امام رضا(ع) هستند. تمام عالمان این افراد را موثق می دانند و برای آنان درجه بسیار بالایی از اعتبار قائل اند. البته دیدگاه ها درباره میزان اعتماد به آنان متفاوت است و از اعتقاد به وثاقت خود این افراد تا ثقه دانستنِ هر کسی که این افراد از آنان روایت کرده باشند در تغییر است.
کَشّی در کتاب رجالش در سه مورد (هنگام نام بردن از اصحاب امام باقر و امام صادق(ع)؛ اصحاب امام صادق(ع)؛ و اصحاب امام کاظم و امام رضا(ع </ref>، نام چندین نفر از راویان را برجسته کرده و از اجماع علمای امامیه بر صحیح دانستن روایات این افراد سخن گفته است، مثلا درباره چند تن از اصحاب امام صادق(ع) می گوید: «امامیه بر صحیح دانستن روایاتی که این اصحاب صحیح می دانند و نیز بر تصدیق گفتارشان اجماع دارند». چون کَشّی در توصیف آنان از کلمه «اجماع» استفاده کرده است، نام این عده را اصحاب اجماع گذاشته اند.
راویانی که جزو اصحاب اجماع هستند مورد اعتماد علمای شیعه هستند. البته دیدگاه ها درباره میزان اعتماد به آنان متفاوت است و از اعتقاد به وثاقت خود این افراد تا ثقه دانستنِ هر کسی که این افراد از آنان روایت کرده باشند متفاوت است. این نظرات را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
رجالی نامدار شیخ اجل محمد بن عمر بن عبدالعزیز کشی (م. 340 ق) درباره گروهی از راویان از ائمه هدی علیهم السلام چنین گفته است: «اجمعت العصابة علی تصحیح ما یصح عن جماعة».
به نظر کشی این جمع، نخبگان و راویان موثقی هستند که همه علمای درایه و حدیث و فقها به روایاتی که از ایشان به طریق صحیح نقل شده بدون تردید و دغدغه خاطر اعتماد می کنند و آن ها را صحیح می دانند و عمل به آن ها را لازم می شمرند، اگرچه از افراد ناشناخته یا ضعیف نقل خبر کرده باشند.
این جملات بعدها به مجامع فرهنگی دینی و کتب علمی راه یافت و گروهی از متقدمان و متأخران آن را پذیرفتند و در محاورات و نوشته های خود بکار بردند و اصطلاح اصحاب اجماع ابداع شد و جمعی از راویان به اصحاب اجماع شهرت پیدا کردند.
در تعداد اصحاب اجماع بین دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد. مشهور دانشمندان آن ها را هیجده تن دانسته اند که شش تن آن ها از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهم السلام اند و شش تن دیگر تنها از اصحاب امام صادق علیه السلام هستند و شش تن باقیمانده از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهم السلام محسوب می شوند.
شش نفری که از اصحاب امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام بوده اند یعنی هر دو امام را درک نموده اند، عبارتند از:
کشی در میان این شش نفر، زراره را افضل می داند. شش نفری که تنها از اصحاب امام صادق علیه السلام بوده اند، عبارتند از:
که در میان آن ها جمیل بن دراج را افضل دانسته اند. کشی در سخن از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهم السلام 6 تن دیگر را به شرح زیر بر این رجال افزوده است :
وی خاطر نشان کرده است که از سوی برخی از امامیان به جای حسن بن محبوب ، کسانی چون حسن بن علی بن فضال ، فضالة بن ایوب و عثمان بن عیسی نیز پیشنهاد شده اند.
در کتاب های فقهی و اصولی شیعه و سنی ، در کنار کتاب و سنت و عقل ، اجماع نیز به عنوان یکی از منابع احکام مطرح شده و درباره ماهیت، تعریف، شرایط، احکام و سرانجام حجیت، عدم حجیت و دلیل و مناط حجیت آن بحث ها و آرا و اندیشه های گوناگونی ارائه گردیده است.
یکی از مباحث مربوط به اجماع، خاستگاه آن است. مجتهدان و فقیهان شیعه به صراحت خاستگاه اجماع را اندیشه سیاسی اهل سنت دانسته اند و از این رو، عالمان شیعه، آنان را اصل و پایه اجماع، و اجماع را اساس و بنیاد آنان شمرده اند، اما سؤال این است که با چنین خاستگاهی، مبحث اجماع چگونه به ادبیات فقه و اصول و کلام و عقاید شیعه راه یافته است و آیا عالمان شیعی آن را معتبر دانسته اند؟ در آثار فقهی، اصولی و کلامی شیعه، بحث های فراوان و موضع گیری های متفاوتی در این زمینه شده است:۱. برخی آن را بسان اجتهاد و قیاس و تقلید، از بدعت های اهل سنت دانسته اند که با هدف سیاسی، به منظور مقابله با جریان وحیانی و آسمانی امامت و رهبری، ایجاد انحراف در مسیر صحیح امامت و مشروعیت بخشیدن به خلافت غیرقانونی در قصّه سقیفه بنی ساعده پایه گذاری شده است و نتیجه گرفته اند که اندیشه اجماع، پدیده ای ساختگی و سیاسی و وارداتی است که نباید بدان عمل شود.۲. بعضی معتقدند فقاهت و استنباط بر محور اجماع است و بدون التزام به حجیت اجماع، ستون خیمه فقه فرومی افتد و درخت فقاهت بی باروبر می گردد.۳. گروه سوم، آن قدر برای حجیت اجماع قید و شرط ذکر کرده اند که آن را از حیطه بحث واقعی و عملی، خارج ساخته و به یک مسئله فرضی محض تبدیل کرده اند؛ چنان که هیچ گاه برای آن، نمی توان مصداق خارجی یافت، و یا مصادیق آن بسیار اندک است.۴. برخی دیگر، اجماع را با ضروری فقه، مذهب و یا دین درهم آمیخته و نتایج نامطلوبی از آن استحصال کرده اند.۵. دسته ای هم حجیت و عدم حجیت اجماع را مشروط به شرایطی دانسته اند که بدون آن شرایط، اجماع فاقد اعتبار است. این عده در تحقق و فراهم بودن آن شرایط، بحث های زیادی رامطرح کرده اند.۶. گروهی نیز به اجماع به عنوان قضیه ای شخصیه نه یک قانون علمی نگریسته اند؛ بدین گونه که اگر برفرض در جایی برای کسی، از اجماع وثوق و اطمینان یعنی علم عادی و عرفی به رأی و نظر معصوم و یا سند معتبر پیدا شود، حجت است، وگرنه حجت نیست.۷. سرانجام چه بسا کسانی که با بررسی های اصولی برابر صناعت اجتهاد ، بی اعتباری اجماع را به اثبات رسانده اند، ولی آن گاه که به حوزه فقه و فتوا وارد شده اند، یا بر اساس اجماع فتوا داده اند و یا دست کم از صدور فتوا بر خلاف آن خودداری ورزیده و راه احتیاط را در پیش گرفته اند. این امر باعث گردیده که گمان رود میان فقه و اصول نوعی ناهمخوانی و ناهمگونی وجود دارد و از همین رو، گفته اند که اصولیان در بحث های خود مطالبی را اثبات می کنند و به نتایجی می رسند؛ اما در فقه یافته های اصولی شان را به فراموشی می سپارند، و چه بسا مجتهد از عناصر استنباط مانند آیات و روایات به نتیجه ای می رسد، ولی اجماع را مانع از التزام به این حکم و فتوا می داند و بر خلاف دیدگاه های اصولی عمل می کند.با توجه به رویکردهای متفاوت بحث های فراوان از زوایای مختلف و آرای گوناگونی که درباره اجماع با افراط و تفریط در اعتبار یا بی اعتباری آن ابراز شده است، ارائه بحثی جدید با رویکردی تازه به مسئله اجماع، با استفاده از تراث سلف صالح و با نظر به اندیشه های گذشتگان و نقد آن، لازم و کارساز به نظر می رسد و این پژوهش در صدد است با چنین نگرشی این مسئله را در بوته نقد علمی نهد و به چالش کشاند؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
اجماع در لغت
اجماع از ماده جمع با مشتقّاتش مانند جمیع، جماعت، اجتماع و جمعه ضد افتراق و انتشار است و معنای آن گردآوری، گرد آمدن و پیوستن است که ضد جدایی، پراکندگی و گسیختگی است و در متون دینی جمع، اجتماع و جماعت، در مقابل تفرّق، انتشار و فُرقَت به کار رفته است. در کتاب های لغت برای اجماع دو معنی ذکر شده است:
← عزم
اجماع اصطلاحی که برگرفته از همان معنای لغوی است، یعنی گردآوری و پیوستگی میان آرا و اندیشه های متفرق درباره یک مطلب، که همان اتفاق نظر خاص است. این اتفاق خاص، می تواند بر دو قسم باشد:۱. در اصطلاح و عرف عام؛ ۲. در اصطلاح و عرف خاص.
← اجماع در اصطلاح عام
...


اجماع در دانشنامه ویکی پدیا

اجماع
اجماع، کنسانسوس یا آئین وفاق عام در دو معنا کاربرد دارد. اول به معنای توافقی عام میان اعضای یک گروه که با در نظر گرفتن آراء هر یک از افراد، چه در مرحله تصمیم سازی و چه در اقدامات پیرو آن، به دست آمده است و دوم نظریه و آئینی که برای دستیابی به چنین توافقی مورد استفاده است. این آئین که از آن با نام تصمیم گیری اجماعی هم یاد می شود، یک روش تصمیم گیری گروهی است که هدف آن نه تنها به دنبال یافتن همرایی بیشینه اعضا بلکه برطرف کردن دشواریهای گروه کمینه است. تصمیم گیری اجماعی بیشتر نوعی تفاهم همگانی قلمداد می شود. این روش توسط بسیاری از گروه های گوناگون عقیدتی، مالی، سیاسی، و حتی پروژه های برخط استفاده می شود. در این روش:
Consensus. (2009, April 23). In Wikipedia, The Free Encyclopedia. Retrieved 15:44, April 27, 2009, from http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Consensus&oldid=285696252
رسیدن به اجماع نیازمند توجه جدی به نظرات مطروحه هر یک از اعضای گروه است. وقتی که تصمیمی بر مبنای اجماع اتخاذ می شود، می بایست به صلاحدید اعضا در اقدامات بعدی نیز اعتماد کرد.
در فقه اسلامی اجماع علمای اسلامی یکی از منابع تعیین احکام شرعی محسوب می شود. این نوع از اجماع شرایط خاصی دارد که در مقاله اجماع (فقه) تشریح شده است.
این نوشتار دربارهٔ اِجماع در تشریع اسلامی است؛ برای هم رأیی دیدگاهی بنگرید: هم رأیی تصمیم گیری
اجماع سقیفه بنی ساعده برای تعیین خلیفه. (اهل سنت مدعی چنین اجماعی هستند)
اجماع بر انحصار مذاهب اسلامی به چهار مذهب اهل تسنن. (اهل سنت مدعی چنین اجماعی هستند)
اجماع بر حرام شدن ازدواج زناکار با زانیه شوهردار.
اجماع بر حرمت تقلید از مرده. (از نظر شیعه)
اجماع بر ارث بردن پسرعموی پدرومادری با وجود عموی پدری.
اجماع
اِجماع در فقه، به هم رأی بودن، داوری، تصمیم یا توافق دانشوران مسلمان گفته می شود که پس از قرآن، سنت و قیاس، از خاستگاه های چهارگانه اصول فقه (تشریع= قانون گذاری اسلامی) اهل سنت است. منظور از اجماع، هم رأیی همه مجتهدان مسلمان در دوره ای بر حکمی شرعی است. برخی از پژوهشگران حدیث «لا تجمع أمتی علی ضلالة (امت من بر گمراهی هم رأی نمی شوند) را هستهٔ اجماع می دانند و می افزایند که دور از انتظار نیست که خود پیامبر کسی است که ایدهٔ اجماع را در صحابه بنیان نهاد. اجماع بر دو گونهٔ کلّی است، بیان صریح دیدگاه و اجماع سکوتی؛ اگر مجتهدی در مسئله ای فتوایی بیان داد و دیگر مجتهدان همروزگارش بر فتوایش آگاهی یابند و کسی آن را انکار نکند، اجماع سکوتی روی می دهد.
واژه اجماع به معنی اتفاق نظر است و در اصطلاح فقه به اتفاق «فقها» یا «اهل حلّ و عقد» بر یکی از احکام شرع گفته می شود.
اجماع در فقه اهل سنت در ردیف کتاب و سنت از مبانی استنباط احکام است، اما در فقه جعفری منبع مستقلی برای استخراج احکام نیست، بلکه در صورتی که موافقت معصوم را نشان دهد، معتبر است.
اجماع حقوقدانان یا باور به قانون (لاتین: Opinio juris sive necessitatis (به فارسی: نظر قانون یا ضرورت)) یک عبارت حقوقی است و به باوری اشاره دارد که یک عمل انجام شده را بر اساس یک وظیفه حقوقی می داند و نه واکنشی شناختی یا رفتاری بر اساس عادت های فردی. باور به قانون یکی از منابع قانون هم در حقوق ملی و هم در حقوق بین المللی است.
شواهد عملکرد عمومی (عنصر عینی)
اجتماع حقوقدانان و باور به قانون (عنصر ذهنی)
در حقوق بین الملل اجماع حقوقدانان عنصر ذهنی ایست که الزامی بودن یک عمل را مشخص می دارد. زمانی که اجماع حقوقدانان وجود داشته باشد و با قوانین ملی کشورها سازگار باشد حقوق بین المللی عرفی شکل می گیرد. این بدین معنی است که عمل کردن دولتها به وظایفشان نه به خاطر عادت، راحتی، امتیاز سیاسی یا تصادف بلکه به خاطر باور به قانون باشد. بنا به ماده ۳۸ قانون دیوان بین المللی دادگستری عرف بین الملل تنها زمانی قانون است که این دو عنصر را داشته باشد:
برای مثال ممکن است سران کشورها در هنگام ملاقات همواره با همدیگر دست بدهند، ولی به خاطر این که در این مورد اجماع حقوقدانان وجود ندارد این امر به صورت یک قانون در نیامده است؛ از طرف دیگر مصونیت دیپلماتیک هر دوی این عناصر را داراست و اگر کشوری آنرا نقش کند خلاف قانون بین الملل عمل کرده است.
از آنجا که اجماع حقوقدانان به جنبه ذهنی و روانی مقبولیت قانون مربوط است شناخت و ثابت کردن آن دشوار است.
اجماع سکوتی به فتوایی که توسط یک یا چند فقیه صادر گردد و سپس در میان دیگه فقهای عصر منتشر شود و پس از سپری شدن مدتی کسی با آن فتوی مخالفت نکند گفته می شود.این گونه اجماع (فقه) از نظر فقهای امامیه فاقد ارزش است و دلیلشان غیرقابل انتساب بودن سکوت به اشخاص ساکت عنوان می شود.
توافق واشینگتن (به انگلیسی: Washington Consensus) پیمانی ست بر سر آزادسازی بازارها، خصوصی شدن شرکت های دولتی و سیاست های دیگری که مشوق سرمایه گذاری خارجی است، مانند کاهش رسمی ارزش پول رایج و نظارت زدایی.
نولیبرالیسم
تجارت آزاد
سرمایه داری
جهانی سازی
اقتصاد سیاسی
امپریالیسم
واژه اجماع واشینگتن در سال ۱۹۸۹ ابداع شد. اولین بار این واژه توسط ویلیام سون در مقاله ای برای کنفرانس انستیتو اقتصادهای بین المللی استفاده شد. کنفرانس به منظور بررسی این موضوع برگزار شده بود که کدام یک از ایده های قدیمی اداره سیاستهای اقتصادی آمریکای لاتین از سال ۱۹۵۰ بوسیله ایده های جدید که درسازمان همکاری اقتصادی و توسعه مناسب شمرده شده اند، کنار گذاشته شده است.
داستان در بهار ۱۹۸۹ اتفاق افتاد ویلیام سون در تأیید منافع Brady plan در یک کمیته مربوط به کنگره عنوان کرد که این سیاست خوبی برای کمک به کشورهای بدهکار است که از عهده پرداخت بدهی خود برآیند.
از سال ۱۹۸۰ به بعد مؤسسه صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و خزانه داری آمریکا، برای بهتر شدن اوضاع و خروج امور از دست دولت، مجموعه ای را پیشنهاد کرند. این مجموعه مورد پذیرش دیگر کشورهای جهان قرار گرفت و به دلیل توسعه نیافتگی و نیاز به بانک آن را پذیرفتند. در حقیقت این کشورها آگاهانه یا ناآگاهانه به دلیل گرفتن وام یا کمک فنی، سعی در اجرای این مجموعه پیشنهادی کردند. به این مجموعه توصیه ها و پیشنهادها که می توان آن را حرکت به سمت کوچک سازی دولت نام گذاشت، اجماع واشنگتنی گفته شد.
اصحاب اجماع هجده تن از راویان حدیث شیعه هستند که بنا بر تعریف شیخ کشی از راویان موثقی هستند که همه علمای درایه و حدیث و فقها به روایاتی که از ایشان به طریق صحیح نقل شده بدون تردید و دغدغه خاطر اعتماد می کنند و آنها را صحیح می دانند و عمل به آنها را لازم می شمرند، اگرچه از افراد ناشناخته یا ضعیف نقل خبر کرده باشند.
زرارة بن اعین شیبانی
محمد بن مسلم
فضیل بن یسار
برید بن معاویه عجلی
ابو بصیر مرادی یا ابو بصیر اسدی (محل اختلاف)
معروف بن خربوذ مکی
در زیست شناسی مولکولی و بیو انفورماتیک، توالی اجماع(مورد توافق)، ترتیب فراوان ترین واحد (residues)محاسبه شده در یک رشته -چه نوکلئوتید و چه اسید آمینه- است که در هر نقطه از تراز توالی(هم تراز کردن توالی) یافت شده است. توالی اجماع نتایج هم ترازسازی چند توالی (MSA) را بیان می کند که توالی های به هم مرتبط با هم مقایسه و موتیفهای توالی (لوگوی دنباله های) مشابه محاسبه می شوند. این اطلاعات هنگامی که با آنزیم هایی با توالی مستقل مانند آران ای پلی مراز. کار می کنیم مهم هستند.
ماتریس وزن موقعیت خاص
دنباله ی موتیف
لوگوی دنباله
نرم افزارهای شناخت الگو (pattern recognition) یک موضوع عمده در ژنتیک، بایولوژی مولکولی و بایو انفورماتیک محسوب می شوند. موتیف های توالی (sequence motifs )ویژه می توانند مانند توالی های تنظیمی (regulatory sequence) برای کنترل بایو آنزیم ها یا مانند توالی های علامت (signal sequence)که یک مولکول را به یک مکان مشخص در سلول هدایت می کنند یا بلوغ سلول را تنظیم می کنند، عمل کنند. از آنجایی که عمل تنظیم این توالی ها مهم است، این طور در نظر گرفته می شود که در طول دوره های طولانی تکامل محافظت شده اند و تغییر چندانی نکرده اند. در پاره ای از موارد می توان با استفاده از مقدار محافظت این مکان ها ارتباط تکاملی را تخمین زد.
موتیف توالی محافظت شده (conserved sequence motifs) توالی اجماع نامیده می شوند و نشان می دهند که چه ساکن هایی (residues)محافظت شده و چه ساکن هایی متغیر هستند. برای مثال نمونه DNA زیر را در نظر بگیرید:
AN{A}YR
دینامیک اجماع یا دینامیک توافقی، یک زمینه تحقیقاتی بر مبنای تئوری سیستمها و تئوری گراف است. شاخه ای که در آن بیشتر مورد توجه قرار گرفته "مسئله اجماع" در سیستمهای چند عاملی است که فرایندهایی توسط انفعالات عاملها برای رسیدن به یک هدف مشترک را دنبال می کند. از مثالهایی که شبکه عاملها اطلاعات را به هم تبادل می کنند می توان به سیستمهای فیزیولوژیکی، شبکه های ژنتیکی، سیستمهای مقیاس گسترده و ناوگان های زمینی، هوایی و فضایی اشاره نمود. پروتکل توافقی یا پروتکل اجماع یک سیستم بدون اعمال نیروست که توپولوژی اتصالات داخلی و شرایط اولیه هر عامل، آن را کنترل می کند. باقی مسائل از جمله مسئله رندزووس، همگام سازی، حرکت گروهی، آرایش کنترل هستند که یک الگوی جواب آن بهینه سازی قید توزیع شده می باشد.
در جبر بول، قضیه اجماع ساده سازی عبارت زیر است:
اثبات این قضیه به صورت زیر است:
x y ∨ x ¯ z ∨ ( x ∨ x ¯ ) y z {\displaystyle xy\vee {\bar {x}}z\vee (x\vee {\bar {x}})yz}
x y ∨ x ¯ z ∨ x y z ∨ x ¯ y z {\displaystyle xy\vee {\bar {x}}z\vee xyz\vee {\bar {x}}yz}


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی اجماع به انگلیسی

meeting (اسم)
برخورد ، اجتماع ، تلاقی ، انجمن ، مجمع ، جماعت ، هم ایش ، اجماع ، ملاقات ، جماعت همراهان ، میتینگ ، جلسه ، نشست
consensus (اسم)
اجماع ، وفاق ، توافق عام ، رضایت و موافقت عمومی

اجماع را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

عایشه ایرانی ٠٧:١٧ - ١٣٩٦/٠٩/٠٨
توافق
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اجماع یعنی چه؟   • اجماع نظر   • انواع اجماع   • معنی اجماع   • مقاله در مورد اجماع   • حجیت اجماع   • اجماع در اهل سنت   • اجماع سیاسی   • مفهوم اجماع   • تعریف اجماع   • معرفی اجماع   • اجماع چیست   • اجماع یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی اجماع
کلمه : اجماع
اشتباه تایپی : h[lhu
آوا : 'ejmA'
نقش : اسم
عکس اجماع : در گوگل


آیا معنی اجماع مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )