انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1015 100 1

احباط

معنی احباط در لغت نامه دهخدا

احباط. [ اِ ] (ع مص ) احباط ماء رکیة؛ رفتن آب چاه و بازنیامدن. (منتهی الارب ). || احباط از فلان ؛ اعراض از او. (منتهی الارب ). || باطل گردانیدن. باطل کردن عمل. (تاج المصادر). باطل کردن ثواب عمل : احبطه اﷲ؛ باطل گرداناد خدای او را.

معنی احباط به فارسی

احباط
۱ - ( مصدر ) اعراض کردن . ۲ - ( مصدر ) باطل گردانیدن باطل کردن ثواب عمل .

معنی احباط در فرهنگ معین

احباط
( اِ ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - باطل گردانیدن . ۲ - دوری کردن از کسی .

معنی احباط در فرهنگ فارسی عمید

احباط
باطل کردن، باطل کردن.

احباط در دانشنامه اسلامی

احباط
اِحباط به ساقط و بی اثر ساختن طاعت با گناه و موازنه بین اعمال نیک و گناهان گفته می شود.
احباط مقابل تکفیر اصطلاحی کلامی و عبارت است از ابطال طاعت کمتر به گناه بیشتر و عدم ترتّب ثواب بر آن. از این عنوان به مناسبت در باب صلات و شهادات سخن رفته است.
توهم نظریه احباط در تقسیم گناهان
برخی تقسیم گناه به کبیره و صغیره را مبتنی بر دیدگاه معتزله در احباط و تکفیر پنداشته و گمان کرده اند که تقسیم گناه به صغیره و کبیره مبتنی بر نظریه احباط است؛ به این معنا که هر گناهی طاعت را باطل کند کبیره است و هر گناهی با طاعت از بین برود صغیره می باشد.لکن این پندار باطل است و تقسیم گناه به صغیره و کبیره در میان امامیه، مبتنی بر نظریه احباط نیست. زیرا اطلاق عنوان صغیره بر برخی از گناهان نسبت به سایر گناهان بزرگ است. خواه قائل شویم که هر گناهی بزرگ است یا برخی گناهان خاص را کبیره بدانیم.
احباط از نظر امامیه
معروف بین امامیه بطلان نظریه احباط است و ضمن تقسیم گناه به دو قسم کبیره و صغیره، نظریّه احباط و تکفیر معتزلی را باطل دانسته اند.
احباط
اِحْباطْ اصطلاحی کلامی به معنای از میان رفتن ثواب عبادات و اعمال نیک بر اثر گناه. متکلمان معتزله بر این باورند که هرگاه شخص مسلمان که طاعت خدا را به جا آورده، گناهانی انجام دهد که عقوبت آنها بیش از پاداش طاعات وی باشد این گناهان، آن طاعت ها و پاداش ها را تباه می کند، چنانکه گویی آن فرد هیچ طاعتی انجام نداده و سزاوار هیچ ثوابی نگردیده است. البته به گفته اینان اگر ثواب های فرد گناه کار از گناهانش بیشتر باشد مسئله تکفیر پیش می آید یعنی این ثواب ها آن گناهان را محو می کند و می پوشاند. مشهور متکلمان شیعی، این مسئله را نپذیرفته اند.
احباط در لغت مصدر باب افعال از ماده حبط و از معانی حبط، باطل گردیدن ثواب عمل است. از این رو از احباط که مصدر متعدی است معنی باطل کردن مزد و ثواب عمل بر می آید.
افعال مشتق از دو مصدر حبط و احباط در قرآن کریم ۱۶ بار و به شکل های گوناگون آمده و همه به عمل منسوب شده است. و معنای آن با توجه به قرینه هایی از آیه های قرآن بر حسب کاربرد لازم و معتدی، باطل گشتن و باطل کردن عمل می باشد در مورد این کسان به کار رفته است:
پایان کار منافقان و کافران احباط اعمال و مجازات شدید و دردناک آنان به صراحت در قرآن کریم آمده است.
۱. «وعد اللـه المنافقین والمنافقات والکفار نار جهنم خالدین فیها هی حسبهم و لعنهم اللـه ولهم عذاب مقیم» « خداوند به مردان و زنان منافق و کفار، وعده آتش دوزخ داده؛ جاودانه در آن خواهند ماند -همان برای آنها کافی است! - و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته؛ و عذاب همیشگی برای آنهاست! » ۲. «... اولـئک حبطت اعمالهم فی الدنیا والآخر ة و اولـئک هم الخاسر ون» «اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد؛ و آنها همان زیانکارانند! » سرانجام پایان کار منافقان پیشین را برای هشدار به گروه منافقان معاصر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) و همه منافقان جهان ، با دو جمله بیان می کند:نخست اینکه : آنها کسانی هستند که همه اعمالشان در دنیا و آخرت بر باد رفته و می رود، و هیچ نتیجه مثبتی از آن عائدشان نمی گردد(اولئک حبطت اعمالهم فی الدنیا و الاخرة ).دیگر اینکه آنها زیانکاران حقیقی ، و خسران یافتگان واقعی هستند(و اولئک هم الخاسرون ).آنها ممکن است استفاده های موقت و محدودی از اعمال نفاق آمیز خود ببرند، ولی اگر درست بنگریم می بینیم نه در زندگی این دنیا از این رهگذر طرفی می بندند، و نه در جهان دیگر بهره ای دارند، همانگونه که تاریخ اقوام پیشین این واقعیت را روشن می سازد که چگونه نکبتهای نفاق دامانشان را گرفت و آنها را به زوال و نابودی کشاند، و عاقبت شوم و شرشان روشنگر سرنوشت آنها در جهان دیگر است .
منافقان و کافران، همه اعمالشان در دنیا و آخرت بر باد می رود، و هیچ نتیجه مثبتی از آن عائدشان نمی گردد، آنها زیانکاران حقیقی هستند.
«وعد اللـه المنافقین والمنافقات والکفار نار جهنم خالدین فیها هی حسبهم ولعنهم اللـه ولهم عذاب مقیم» « خداوند به مردان و زنان منافق و کفار ، وعده آتش دوزخ داده؛ جاودانه در آن خواهند ماند -همان برای آنها کافی است! - و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته؛ و عذاب همیشگی برای آنهاست! » «... اولـئک حبطت اعمالهم فی الدنیا والآخر ة و اولـئک هم الخاسر و ن» «اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد؛ و آنها همان زیانکارانند! »
در آیات قرآن کریم به عوامل مختلفی برای احباط عمل اشاره شده است، که در این مقاله به کیفیت احباط اعمال می پردازیم.
حبط، در لغت به معنای بیهوده، ناچیز و باطل شدن است. حبط در اصطلاح مفسران غیر از حبط در اصطلاح اهل کلام است. در این جا هر دو اصطلاح بررسی خواهد شد.
مقدمه
قبلا لازم است حبط و احباط از یکدیگر تفکیک شده، هر کدام جداگانه مورد بحث قرار گیرد. حبط راجع به صحت و بطلان خود عمل است که آیا عمل خاص مانند بت پرستی سالم است یا حابط؛ یعنی بت پرستی فی نفسه صحیح است یا یاوه. اما احباط راجع به ابطال عمل نسبت به عمل دیگر است که آیا کار خاص سبب حبط اعمال قبلی می شود یا نه. پس حبط غیر از احباط است اولا، و محور کلام کنونی بعضی به لحاظ حبط است و برخی به لحاظ احباط ثانیا، از این رو آیات مورد استناد اختصاص به یکی از دو قسم ندارد، گرچه تفکیک بحث می توانست مطلوب را بهتر برساند.
دیدگاه مفسرین
از دیدگاه اهل تفسیر، حبط و احباط بدان معناست که اگر کسی کفر ورزید از اعمال صالح قبلی خود بهره ای نخواهد برد و کفر موجب محروم شدن از کردار نیک گذشته است. بت پرست هیچ اثری از پرستش بت نخواهد دید و عبادت او بی اثر و بیهوده است؛ یعنی اصلا عمل صالح از او محقق نمی شود تا چیزی موجب حبط آن گردد. منطق بت پرستان این بود که بت ها نزد خدا مقربند و ما را نزد خدا تقرب می بخشند، یا می گفتند: بت ها نزد خدا شفیعان ما هستند: «هؤلاء شفعاؤنا عند الله»
کفر موجب حبط عمل
...
از آیات قرآن کریم بر می آید که دو عامل سبب از بین رفتن و حبط عمل صدقه می گردد؛ یکی منت و دیگری آزار است که بعد از عمل صدقه ، عمل و اثر آن را نابود می کنند.
منت گذاردن در پی صدقه دادن موجب حبط آن می شود. «یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن ...»«ای کسانی که ایمان آورده اید! بخششهای خود را با منت ... باطل نسازید!. ..»
آزاررسانی
اذیت و آزار بعد از صدقه دادن موجب حبط آن عمل می گردد. «یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی...»«ای کسانی که ایمان آورده اید! بخششهای خود را با منت و آزار ، باطل نسازید!. ..» اعمال ریاکارانه و انفاقهای آمیخته با منت و آزار که از دلهای سخت و قساوتمند سرچشمه می گیرد؛ صاحبانش هیچ بهره ای از آن نمیبرند و تمام زحماتشان بر باد میرود.
اِحباط به ساقط و بی اثر ساختن طاعت با گناه و موازنه بین اعمال نیک و گناهان گفته می شود.
احباط در لغت مصدر باب اِفعال از ماده حبط و از معانی حبط، باطل شدن ثواب عمل است. از این رو از احباط که مصدر متعدی است معنی باطل کردن مزد و ثواب عمل بر می آید.این واژه در اصطلاح بدین معناست که گناه موجب از میان رفتن طاعت و ثواب می گردد.
معنای تکفیر
تکفیر نیز در لغت به معنای پوشاندن است چنانکه به کشاورز، کافر می گویند زیرا دانه را بوسیله خاک می پوشاند و در آن پنهان می کند و در اصطلاح به این معناست که طاعت موجب محو شدن و پوشاندن گناهان می شود.
تفاوت حبط و احباط
نکته آنکه حبط مربوط به صحت و بطلان خود عمل است بدین معنا که عمل خاصی مانند بت پرستی به حابط و سالم متصف می شود اما احباط مربوط به ابطال عملی نسبت به عمل دیگر است؛ بدین معنا که کار خاصی سبب حبط و از بین رفتن اعمال قبلی می شود. بر این اساس برخی از اعمال هم حابط و باطل است و هم محبِط و مبطل. از سوی دیگر بعضی اعمال هم صحیح اند و هم مصحّح. مثلا بت پرستی عملی است حابط و ارتداد گذشته از حابط بودن، محبط و مبطل نیز هست. اسلام ابتدایی و عبادت توحیدی، صحیح است چنانکه اسلام آوردن کافر و توبه مشرک ، گذشته از صحیح بودن، مصحّح نیز خواهد بود.
کاربرد احباط در قرآن
...
احباط از ماده «حبط» و در اصل به معنای فاسد کردن و هدر دادن است
یکی از آثار احباط، بی ارزشی اعمال کافران در قیامت می باشد: «اولـئک الذین کفر وا بآیات ر بهم ولقائه فحبطت اعمالهم فلا نقیم لهم یوم القیامة وزنا.» «آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان و لقای او کافر شدند؛ به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت ، میزانی برای آنها برپا نخواهیم کرد! »
کهف/سوره۱۸، آیه۱۰۵.    
خسران و زیانکاری از دیگر آثار زیانبار حبط عمل است: «... ومن یکفر بالایمان فقد حبط عمله وهو فی الآخر ة من الخاسر ین.» «... و کسی که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه می گردد؛ و در سرای دیگر، از زیانکاران خواهد بود.»
مائده/سوره۵، آیه۵.    
 ۱. ↑ قیومی مقری، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ج۱، ص۶۵.    
...
مساله حبط اعمال یعنى از میان رفتن اعمال خوب به خاطر اعمال بد، و یا به خاطر کفر و بى ایمانى ، عدم ایمان و اصرار و لجاجت در کفر آنچنان تاثیر سوء دارند که اعمال نیک و حسنات را بر باد مى دهند.
«... اولـئک لم یؤمنوا فاحبط اللـه اعمالهم وکان ذلک علی اللـه یسیر ا.» «آنها (هرگز) ایمان نیاورده اند، از این رو خداوند اعمالشان را حبط و نابود کرد؛ و این کار بر خدا آسان است.»
احزاب/سوره۳۳، آیه۱۹.    
 ۱. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۱۹.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۲، ص۲۸۹، برگرفته از مقاله «آسانی احباط».    
...
برای احباط عوامل بسیاری ذکر شده است که در زیر به برخی از آن ها می پردازیم.
 ۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
دائرةالمعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله مفهوم احباط و تکفیر.    
...

احباط در دانشنامه آزاد پارسی

اِحْباط
(در لغت به معنای باطل کردن) در اصطلاح کلام، باطل شدن ثواب کردارهای نیک با گناه مرتکب شده. عکس آن نیز صادق است یعنی کردارهای نیک و پاداش هایی که از آن به بار می آید، سبب ازمیان رفتن گناهان پیشین شود. «به راستی نیکی ها، بدی ها را می زداید» (هود، ۱۱۴). به این حالت «تکفیر» یعنی پوشاندن (دربرابر «اِحباط») گفته می شود. در آیات مختلف قرآن از اِحباط و تکفیر سخن رفته است. پرسش مهم در نظر متکلمان آن است که کدام کردارِ گناه آلود سبب اِحباط ثواب کردارهای نیک می گردد؟ همۀ متکلمان چنین پاسخ داده اند که کفر و شرک، موجب اِحباط ثواب کردارهای نیک است؛ اما درباب سایر گناهان اختلاف نظر دارند. خوارج هر گناهی را سبب احباط می دانستند و معتزله فقط گناهان کبیره را؛ اشاعره هم احباط را به این دلیل که چیزی بر خدا واجب نیست، عقلاً و نقلاً، مردود می دانستند ولی بعضی از آن ها «تکفیر» یعنی نادیده گرفتن گناهان را تفضّل الهی دانسته اند. برخی نیز هم احباط را مردود می دانند و هم تکفیر را؛ زیرا به اعتقاد آنان در قرآن کریم آمده است «... هرکس جزای کردارهای نیک و بد خود را خواهد دید» (آل عمران، ۲۵، ۵۷؛ نساء، ۷۷ و ۱۲۴) و «به کمترین کردار نیک و بد بندگان جزا داده می شود» (زلزله، ۷ـ۸).

ارتباط محتوایی با احباط

احباط را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی احباط



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• احباط و تکفیر در قرآن   • تسویف   • احباط و تکفیر چیست   • ولایت تکوینی   • معنی احباط   • معنی تکفیر   • احباط به چه معناست   • کنشت   • مفهوم احباط   • تعریف احباط   • معرفی احباط   • احباط چیست   • احباط یعنی چی   • احباط یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی احباط
کلمه : احباط
اشتباه تایپی : hpfhx
عکس احباط : در گوگل


آیا معنی احباط مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )