انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 948 100 1

احتیاج

/'ehtiyAj/

مترادف احتیاج: حاجت، نیاز، بی نوایی، حاجتمندی، فقر، نیازمندی، وسن، اقتضا، ضرورت، لزوم، وجوب

برابر پارسی: نیاز، نیازمندی

معنی احتیاج در لغت نامه دهخدا

احتیاج. [ اِ ] (ع مص ) نیازمند گشتن. (زوزنی ) (تاج المصادر). نیازمند شدن. حاجتمند شدن. افتقار. فقر. بی چیزی.حاجت. حاجتمندی. حاجتومندی. نیازومندی :
آنچه شیران را کند روبه مزاج
احتیاج است احتیاج است احتیاج.
مولوی.
ای صاحب متاع صباحت لطافتی
کاورده عاجزی بدرت احتیاج خویش.
وحشی.
- امثال :
احتیاج مادر اختراع است .
ازجان گذشته را بمدد احتیاج نیست .
این دست را مباد بر آن دست احتیاج .
هر علم را که رواج بود به قدر احتیاج بود. (مقامات حمیدی ).
- احتیاج افتادن ؛ نیازمند گشتن :
شریف را بخسیس احتیاج می افتد
که برگ کاه بود داروی پریدن چشم.
صائب.
- احتیاج دادن ؛ محتاج کردن. نیازمند کردن :
مده احتیاجم بهر ناکسی
ذلیلم مکن بر درهر خسی.
وحشی.
- احتیاج داشتن ؛ نیازمند بودن. افتقار :
اگر به سایه ٔ بید احتیاج خواهی داشت
در آن جهان ، علم آه برفراز اینجا.
صائب.
|| رجوع کردن بسوی کسی.

معنی احتیاج به فارسی

احتیاج
جاجتمندشدن، نیازمندشدن، حاجتمندی، نیازمندی
۱ - ( مصدر ) نیازمند گشتن حاجتمند شدن فقر. ۲ - ( اسم ) بی چیزی حاجتمندی نیازمندی . ۳ - ( اسم ) نیاز حاجت .
( مصدر ) نیازمند گشتن
( مصدر ) محتاج کردن نیازمند ساختن
( مصدر ) نیازمند بودن حاجت داشتن

معنی احتیاج در فرهنگ معین

احتیاج
( اِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) نیازمند شدن ، حاجتمند شدن . ۲ - (اِمص .) حاجتمندی ، نیازمندی . ۳ - (اِ.) نیاز، حاجت .

معنی احتیاج در فرهنگ فارسی عمید

احتیاج
نداشتن چیزی که مورد لزوم است، حاجت داشتن، نیازمند بودن، حاجتمندی، نیازمندی.

احتیاج در دانشنامه ویکی پدیا

احتیاج
روزنامه احتیاج سومین روزنامه ملی و غیردولتی ایران پیش از انقلاب مشروطه بود که انتشارش در سال ۱۲۷۷ آغاز شد. این روزنامه با چاپ سنگی منتشر می شد. علی قلی خان صفروف بعد از این روزنامه، روزنامهٔ دیگری به نام اقبال منتشر کرد که اولین شماره آن، شمارهٔ هشتم از روزنامه احتیاج بود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

احتیاج در جدول کلمات

معنی احتیاج به انگلیسی

lack (اسم)
عدم ، فقدان ، نبودن ، کسری ، احتیاج
requirement (اسم)
الزام ، تقاضا ، نیاز ، ایجاب ، نیازمندی ، احتیاج ، التزام ، مقرره ، دربایست
need (اسم)
نیاز ، ایجاب ، لزوم ، نیازمندی ، نیستی ، احتیاج ، بایستگی ، حاجت
necessity (اسم)
نیاز ، ضرورت ، لزوم ، نیازمندی ، احتیاج ، بایستگی
penury (اسم)
فقر ، تنگدستی ، احتیاج ، نیازمندی زیاد
requisite (اسم)
احتیاج ، لازمه ، شرط لازم ، چیز ضروری

معنی کلمه احتیاج به عربی

احتیاج
حاجة , ضرورة , ضروري , قلة , متطلب

احتیاج را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی احتیاج

ابوالفضل عسکری ١٢:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
نیاز
|

پیشنهاد شما درباره معنی احتیاج



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معني احتياج   • سایت هنری دات کام   • مترادف کلمه حقیقت گو   • معنی ضروری   • احتیاج دات کام   • معنی پدر   • چی میخوای دات کام   • اسید نیتریک   • معنی احتیاج   • مفهوم احتیاج   • تعریف احتیاج   • معرفی احتیاج   • احتیاج چیست   • احتیاج یعنی چی   • احتیاج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی احتیاج
کلمه : احتیاج
اشتباه تایپی : hpjdh[
آوا : 'ehtiyAj
نقش : اسم
عکس احتیاج : در گوگل


آیا معنی احتیاج مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )