انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 947 100 1

احتیاط

/'ehtiyAt/

مترادف احتیاط: پروا، حذر، حزم، دوراندیشی، عاقبت اندیشی، مال اندیشی، مبالات، ملاحظه، هشیاری

متضاد احتیاط: بی پروایی

برابر پارسی: پروا، دوراندیشی، دوراندیشیدن، هوشیاری

معنی احتیاط در لغت نامه دهخدا

احتیاط. [ اِ ] (ع مص ) حَوط. حَیطه. حَزم. احتیاص. استوارکاری کردن. استوار کردن. به استواری فراگرفتن. (مجمل اللغة). بهوش کاری کردن. (صُراح ). دوراندیشی. پختگی. عاقبت اندیشی. مآل بینی : گفته آمد تا برادر را به احتیاط در قلعت نگاه دارند. (تاریخ بیهقی ). به احتیاط آنجای رسیدند. (تاریخ بیهقی ). استادم ابونصر رفت و وی بازنایستاد از چنین خدمتها احتیاط را. (تاریخ بیهقی ). از آنجا سوی بلخ رود با والده ٔ سلطان مسعود و دیگر حرم و حره ٔ ختلی چنانکه به احتیاط آنجا رسیدند. (تاریخ بیهقی ). نامه ها باید نبشت به مرو و بلخ تا هشیار و بیدار باشند و سر بیابانها و گذرهای جیحون به احتیاط نگاه دارند.(تاریخ بیهقی ). غلامان را بخواند، گفت چیزی که نقد است و جامه های خفتن بر جمّازگان باید که امشب راست کنید. کاری نیفتاده است. و اما احتیاط زیان ندارد. (تاریخ بیهقی ). از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه...یکی آن است... (تاریخ بیهقی ). سلطان احتیاط ملک و صلاح وقت در آن دید که امیر اسماعیل را بچند حافظ و حارس از خواص حضرت خویش سپرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
چون قضا آید چه سود ازاحتیاط.
مولوی.
|| محاصره کردن. (منتهی الارب ). || احتیاط در لغت بمعنی حفظ است و در اصطلاح نگاهداری نفس است از وقوع در گناه. (تعریفات ) (کشاف اصطلاحات الفنون ). || تفتیش. تجسس. جستجو. تفحص.
- احتیاط کردن ؛ استوارکاری کردن. حزم. بهوش کاری کردن : و چون به غزوی روید این قوم را با خویشتن باید برد و نیک احتیاط باید کرد. (تاریخ بیهقی ). و احتیاط تمام کرده آید تا بر مقتضی شرع عهد درست آید. (تاریخ بیهقی ). همگان را دل می دهند و احتیاط کرده تا در خراسان خلل نیفتد. (تاریخ بیهقی ). و راه از نشابور تا اینجا سخت آشفته است. نیک احتیاط کردم تا بتوانستم آمد. (تاریخ بیهقی ). سلطان در نهان نامه ها میفرمود سوی اعیان که موکلان او بودند که نیک احتیاط باید کرد در نگاه داشت ِ یوسف. (تاریخ بیهقی ). من نیز بخیمه ٔ خویش بیامدم و همچنین احتیاطی بکردم. (تاریخ بیهقی ). هرچند کمین ها چند بار قصد کرده بودند، خواجه احمد کدخدایش و آن قوم که آنجا مرتب بودند احتیاط کرده بودند. (تاریخ بیهقی ). اندیشیده که اگر کشیده بفروشم و در تعیین قیمت احتیاط کنم ، روزگار دراز شود. (کلیله و دمنه ). و احتیاط کنند درختهای دوساله و سه ساله که ساقه ٔ جوان داشته باشد، بکارد پوست بالائین آن را به مقدار بندی از انگشت ببرند.(فلاحت نامه ).
- || تفتیش و تجسس کردن : خواجه احتیاط وی و مردم وی اینجا و بنواحی بکند. (تاریخ بیهقی ). و سلطان به خواجه ٔ بزرگ پیغام داد که وکیلدر خوارزمشاه را معما چرا باید نهاد و نبشت باید که احتیاط کنی و بپرسی. (تاریخ بیهقی ). و پیاده شده ، ران مرا [که از پیش ریشی داشت ] احتیاط کرد. چون از مرض اثری ندید، بیهوش گشت. (حبیب السیر). مریدان [ از غیبت شیخ ] مضطرب شدند که شیخ را چه حال افتاد، مبادا که دشمنی قصد شیخ کند. بتفحص و طلب مشغول شدند تا بحدی که ویرانه ها و حیاض بغداد را احتیاط کردند. (تذکرةالشعراء).
- احتیاط بجای آوردن ؛ استوارکاری کردن : و جهد کردند که اگر او را قضای مرگ فرارسد تخت ملک ما را باشد و هر وثیقت و احتیاط اندر آن بجای آورند. (تاریخ بیهقی ). و اگر آوازی افتد، دل از خویشتن مبرید... که من احتیاط در کید کردن و طلیعه داشتن و جنگ بجای آورده ام. (تاریخ بیهقی ). هر احتیاط که از سالاری بزرگ خوانده آمده و شنوده شده ، بجای آورد. (تاریخ بیهقی ).
- || تجسس و تفتیش کردن : بوسهل راه خوارزم فروگرفته بود و نامه ها میگرفتند و احتیاط بجای می آوردند. (تاریخ بیهقی ).
- احتیاط پیش گرفتن ؛ شرایط احتیاط بجای آوردن :... در شهر ممکن نمیگردد، چه شکر خادم احتیاط پیش گرفته است. (تاریخ بیهقی ).
- احتیاط فرمودن ؛استوارکاری کردن : چون قاید را این حال بیفتاد در باب خانه و اسباب او احتیاط فرمود. (تاریخ بیهقی ).
- احتیاط واجب کردن ؛ احتیاط واجب بودن. لزوم احتیاط : و آن اعیان فرمان نگاه داشتند و آنچه از احتیاط واجب کرد بجای می آوردند. (تاریخ بیهقی ). حاجب هم مقام کند تا احتیاطی که واجب کند در هر بابی بجای می آورد. (تاریخ بیهقی ).

معنی احتیاط به فارسی

احتیاط
باحزم وتدبیرکارکردن، حزم وهوشیاری بکاربردن، استوارکاری کردن، پرهیزکردن ، عاقبت اندیشی
۱ - ( مصدر ) استوار کردن به استواری فرا گرفتن . ۲ - بهوش کاری کردن . ۳ - ( اسم ) دوراندیشی پختگی عاقبت اندیشی مال بینی . یا عمل به احتیاط . رفتار کردن به احکام مذهبی بر حسب احتیاط .
( صفت ) محتاط عاقبت اندیش استوار کار
دور اندیشی عاقبتاندیشی استوار کاری
( مصدر ) استوار کاری کردن بهوش کار کردن
[caution lights] [حمل ونقل هوایی] چراغ های زردی در اتاقک خلبان که در صورت بروز نقص روشن می شوند و خلبان باید با مشاهدۀ آنها برای رفع نقص اقدام کند
[restricted speed] [حمل ونقل ریلی] سرعتی که در آن، در صورت وجود مانع در مسیر، قطار بتواند در یک دوم فاصلۀ دید بایستد
[caution aspect] [حمل ونقل ریلی] علامتی که راننده را آگاه می سازد که علامت بعدی دارای نمای خطر است
[caution area] [حمل ونقل هوایی] فضای پروازی با ابعاد مشخص بر فراز خشکی یا آب که برای افزایش ایمنی، پرواز در آن با احتیاط بیشتری انجام می شود
حزم احتیاط

معنی احتیاط در فرهنگ معین

احتیاط
( اِ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - محکم کاری کردن . ۲ - کاری را با حزم و هوشیاری انجام دادن .

معنی احتیاط در فرهنگ فارسی عمید

احتیاط
۱. با تدبیر کار کردن، هوشیاری به کار بردن.
۲. دوراندیشی، عاقبت اندیشی.
۳. (اسم) (نظامی) بخشی از نیروی نظامی یک کشور که در مواقع اضطراری به کار گرفته می شود.

احتیاط در دانشنامه اسلامی

احتیاط
احتیاط عبارت است از عمل به گونه ای که موجب یقین به ادای تکلیف واقعی شود.احتیاط از دو جنبۀ فقهی و اصولی مورد بحث قرار گرفته است: جنبۀ فقهی آن در باب اجتهاد و تقلید، حدود و قصاص و جنبۀ اصولی آن در بحث اصول عملیّه مطرح شده است که جنبۀ اخیر در ذیل مدخل اصل احتیاط می آید.احتیاط به موافقت قطعی با شارع در موارد عدم قطع به تکلیف واقعی اطلاق می شود.
عمل موجب فراغ ذمّۀ مکلّف از تکلیف هنگام شک در فراغ احتیاط گویند.
معنای لغوی و اصطلاحی احتیاط
احتیاط، در لغت یعنی حفظ نمودن و در اصطلاح، به معنای اهتمام مکلف است به موافقت قطعی با اوامر شارع و نگهداری نفس خویش از مخالفت احتمالی با آن ها در جایی که به تکلیف واقعی، قطع ندارد، چه اماره معتبری بر آن اقامه شده باشد چه نشده باشد و چه مورد از موارد اجرای اصل عملی باشد چه نباشد.
فرق احتیاط با اصل احتیاط
مجرای احتیاط با مجرای اصل احتیاط که از اصول عملی می باشد، تفاوت دارد، زیرا اصل احتیاط فقط در موارد شک در « مکلفٌ به » جاری می گردد، اما احتیاط شامل احتیاط در اصل احتیاط و غیر آن می گردد؛ برای مثال، شامل احتیاط در «شک در محصل» و احتیاط در «شک در اتیان»، « مأمورٌ به » - در مواردی که هنوز وقت باقی است - و حتی شامل احتیاط در فتاوای مراجع تقلید نیز می گردد.
قلمرو احتیاط
...
آدم علیه السّلام درباره نزدیک شدن به درخت ممنوع، پیش از ارتکاب عصیان، احتیاط می کرد.
... و قال ما نهیکما ربکما عن هذه الشجرة الا ان تکونا ملکین اوتکونا من الخلدین و قاسمهما انی لکما لمن النصحین. و گفت پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد جز     
 ۱. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۲۰- ۲۱.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۱۸۶، برگرفته از مقاله «احتیاط آدم».    
...
اصحاب کَهف مؤمنانی پناهنده در غار بودند که به این نام مشهور شدند.
در قرآن کریم به دقت شدید اصحاب کهف برای افشا نشدن جایگاهشان در غار، پس از بیداری از خواب طولانی اشاره شده است آنجاکه می فرماید:... فابعثوا احدکم بورقکم هـذه الی المدینة فلینظر ایهآ ازکی طعاما فلیاتکم برزق منه و لیتلطف و لا یشعرن بکم احدا (و این چنین بیدارشان کردیم تا میان خود از یکدیگر پرسش کنند گوینده ای از آنان گفت چقدر مانده اید گفتند روزی یا پاره ای از روز را مانده ایم سرانجام گفتند پروردگارتان به آنچه مانده اید داناتر است اینک یکی از خودتان را با این پول خود به شهر بفرستید تا ببیند کدام یک از غذاهای آن پاکیزه تر است و از آن غذایی برایتان بیاورد و باید زیرکی به خرج دهد و هیچ کس را از حال شما آگاه نگرداند). از توصیه اصحاب کهف به فرستادگانشان به شهر، به منظور برخورد محتاطانه با مردم، استفاده می شود که آنان نسبت به افشا شدن جایگاهشان حساس بوده اند.
← دیدگاه تفسیر نمونه
 ۱. ↑ کهف/سوره۱۸، آیه۱۹.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۳، ص۴۴۶، برگرفته از مقاله «احتیاط اصحاب کهف».    
...
احتیاط تام به عمل هر احتمال مظنون، مشکوک و موهوم برای دست یابی به واقع اطلاق می شود.
احتیاط تام، مقابل احتیاط جزئی می باشد و عبارت است از اهتمام مکلف برای دست یابی به واقع از طریق عمل به تمام مواردی که حتی به طور ضعیف ممکن است وی را به واقع برساند ( امتثال اجمالی).
توضیح
مکلف با ملاحظه مشتبهات ، یقین می کند که در بین مشتبهات وجوبی ، تعدادی واجب واقعی و در بین مشتبهات تحریمی تعدادی حرام واقعی وجود دارد که وی نمی تواند آن ها را مشخص نماید، زیرا می داند وجوب و حرمت در بین روایات محدود به مقطوع الوجوب و مقطوع الحرمه نیست؛ لازمه این علم اجمالی این است که وی در تمام مشتبهات احتیاط کند؛ یعنی مظنون الوجوب، مشکوک الوجوب و موهوم الوجوب را انجام دهد و از مظنون الحرمه، مشکوک الحرمه و موهوم الحرمه اجتناب نماید. این همان احتیاط تام است، ولی چون سبب مشقت و عسر شدید است، قاعده نفی عسر و حرج بر آن حاکم است و چنین احتیاطی واجب نمی باشد.
احتیاط جزئی به عمل به احتمال راجح ، برای دست یابی به واقع اطلاق می شود.
احتیاط جزئی، مقابل احتیاط تام می باشد و عبارت است از اهتمام مکلف برای دست یابی به واقع، فقط از طریق عمل به مظنونات و ترک مشکوکات و موهومات ( امتثال احتمالی ).
توضیح
از طرفی چون احتیاط در تمام مشتبهات مظنونات، مشکوکات و موهومات سبب عسر و حرج می گردد، واجب نیست، و از طرف دیگر، مقتضای جمع بین قاعده «نفی عسر و حرج» و « احتیاط » این است که فقط در قسمتی، به احتیاط عمل شود؛ بنابراین، مکلف تنها به مظنونات عمل کرده، و در مشکوکات و موهومات، به خاطر تعارض آن با قاعده نفی عسر و حرج ، احتیاط نمی کند.
احتیاط در تعبدیات به معنای احتیاط در امور تعبّدی می باشد.
احتیاط در تعبدیات، مقابل احتیاط در توصلیات می باشد و آن، احتیاط در اموری است که قصد قربت در آن ها معتبر می باشد، مثل شک در وجوب نماز ظهر و نماز جمعه در روز جمعه که در هر دو قصد قربت لازم است. در چنین موردی وظیفه مکلف احتیاط است؛ یعنی هم باید نماز ظهر و هم نماز جمعه را بجا آورد.
مباحث مرتبط
در احتیاط در تعبدیات سه بحث مطرح است:۱. امکان احتیاط در تعبدیات؛ ۲. حسن احتیاط در تعبدیات؛ ۳. ترتب ثواب بر احتیاط در تعبدیات.
← امکان
 ۱. ↑ اجود التقریرات، نائینی، محمد حسین، ج۲، ص۲۰۳.    
...
احتیاط در توصلیات یعنی احتیاط در امور توصّلی است.
احتیاط در توصلیات، مقابل احتیاط در تعبدیات می باشد و آن، احتیاط در اموری است که قصد قربت در آن ها معتبر نیست، مانند این که مکلف می داند یکی از دو لباس او نجس شده است و با این که می تواند تحقیق کند و واقع را به دست آورد، این کار را نمی کند و هر دو لباس را تطهیر می نماید.
حسن احتیاط در توصلیات
در حسن احتیاط در نظر شارع و عقل، فی الجمله شکی نیست و هر چند درباره حسن احتیاط بین تعبدیات و توصلیات، تفصیل هایی وجود دارد، ولی برخی مثل مرحوم «آخوند»، احتیاط را مطلقا حسن می شمارند.
ترتب ثواب در توصلیات
بحث مربوط به ترتب ثواب در توصلیات همان است که در احتیاط در تعبدیات آورده شده است.
عناوین مرتبط
...
عمل به گونه ای که موجب یقین به برائت ذمه از تکلیف باشد را احتیاط گویند. از این عنوان در علم فقه و اصول فقه بحث می شود.یکی از موارد احتیاط، احتیاط در عبادات می باشد که محل اختلاف بین فقها می باشد.
۱. احتیاط در عبادت ها، هنگامی که فرمان بری تفصیلی ممکن نباشد.اگر فرمان بری تفصیلی عبادت ها از راه علم وجدانی و یا علم تعبّدی، مانند اجتهاد و تقلید و یا از راه ظن مطلق، بنابر مبنای انسدادی ها ممکن نباشد و راه انجام وظیفه ویژه فرمان بری اجمالی علمی، از راه احتیاط باشد، درستی و بسندگی احتیاط مسلّم و مورد پذیرش همگان است. در انگاره یاد شده، احتیاط لازم و مدار عمل است، خواه تکرار عمل را در پی داشته باشد، یا نداشته باشد.
← انگاره برداشته شدن تکلیف
۲. احتیاط در عبادات با امکان فرمان بری به شرح و جزء به جزء.
← نظرات
(۱). عوائدالایام، ملا احمد نراقی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم.(۲). مناهج الاحکام.(۳). فرائدالاصول، شیخ انصاری.(۷). رساله تقلید، شیخ انصاری، کنگره شیخ انصاری.(۹). تهذیت الاحکام، شیخ طوسی، تصحیح علی اکبر غفاری.(۱۰). التنقیح فی شرح العروةالوثقی، اجتهاد و تقلید، تقریرات درسی سید ابوالقاسم خوئی، گردآورده علی غروی تبریزی.(۱۴). مفاتیح الاصول، سید مجاهد.(۱۵). رسائل شیخ انصاری.(۲۱). روض الجنان، شهید ثانی.(۲۳). التنقید لاحکام التقلید، میرزا ابوطالب موسوی.(۳۰). کفایةالاصول، با حاشیه مشکینی.(۳۱). مدارک الاحکام.(۳۲). مصباح الاصول.(۳۸). معارج الاصول، مؤسسه آل البیت.(۴۱). رساله اجتهاد و تقلید، محقق اصفهانی، کتاب بحوث فی الاصول، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین.(۴۲). العقد الطهماسبی، دفتر دهم، میراث اسلامی ایران.(۴۵). الرسائل الاصولیه، تحقیق مؤسسه علاّمه وحید بهبهانی، قم.(۴۶). وسیلة النجاة(۵۱). الرسائل الفقهیه، آقا باقر وحید بهبهانی.(۵۲). السرائر، ابن ادریس(۵۳). جواهر الکلام، شیخ محمد حسن نجفی(۵۵). العقد الطهماسبی، چاپ شده در دفتر دهم از میراث اسلامی ایران(۵۶). رسائل الشریف المرتضی، دارالقرآن آیت اللّه گلپایگانی.(۵۷). ذکری الشیعه، آل البیت، قم.(۶۷). عروة الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی یزدی.
در اصطلاح فقهی و اصولی، داد و ستدها، در برابر عبادت ها، به کارهایی گفته می شو دکه در درستی انجام آن ها، قصد قربت لازم نیست. بلکه مراد صرف به حقیقت پیوستن خارجی آن هاست. از این روی، به جای معاملات، توصلیات نیز به کار می رود. بنابر این، امور و کارهای معاملی و توصلی، در برابر عبادی، به چیزهایی گفته می شود که در درستی و به حقیقت پیوستن آن ها، قصد قربت لازم نیست.
معاملات، به مبنای یاد شده، به دو دسته تقسیم می شوند: معاملات به معنای فراگیر که نیازی به بستن قرارداد دو و یا یک جانبه نیز ندارند، مانند شستن و پاکیزه کردن لباس از ناپاکی ها، پرداخت وام و ادای حقوق مردم و معاملات به معنای ویژه و غیرفراگیر، که نیاز به لفظ و صیغه و قرارداد یک و یا دو جانبه دارند؛ یعنی عقود و ایقاعات، مانند: بیع، اجاره، نکاح، طلاق، و نذر و عهد، قسم و ابراء ساقط کردن حق.
امکان احتیاط
در هر حال، با شرح کوتاهی که در معنای معاملات ارائه شد، از اصل بحث، سخن به میان می آوریم که در داد و ستدها، به ویژه در فرض امکان دسترسی به دلیلی که بتواند شک و شبهه را از بین ببرد، احتیاط جایز و کافی است، یا خیر؟اشکال بر سخن شیخ، ناشی از بی توجهی به شرح و تفسیری است که شیخ در جای دیگر ارائه می دهد. به باور شیخ، یکی از مقدمات دلیل انسداد، که سبب حجت بودن مطلق ظن است، واجب نبودن احتیاط است، نه جایز نبودن آن و بر این باور است که میرزای قمی نیز، همین نظریه را پذیرفته است. بنابر این، او نباید احتیاط را باطل بداند. بله، اگر کسی بر این باور باشد که یکی از مقدمات دلیل انسداد، جایز نبودن احتیاط است، به طور طبیعی، باید با ممکن بودن فرمان بری تفصیلی به ظن مطلق، عملِ به احتیاط را باطل بداند. حال مطلب در خور درنگ این است که روشن شود آیا راستی میرزای قمی، مانند شیخ انصاری جایز نبودن احتیاط را از مقدمات دلیل انسداد می داند، تا اشکال شیخ ناروا باشد، یا آن که واجب نبودن را مقدمه می داند، تا اشکال شیخ وارد باشد.
معاملات به معنای فراگیر
اگر شک شود که آیا لباس آلوده، با یک بار شستن و آب کشیدن پاک می شود، یا باید دو بار آن را شست و آب کشید؟ و نیز اگر شک شود که آیا با بریدن دو رگ از گردن گوسفند، برای حلال شدن آن، کافی است، یا باید چهار رگ بریده شود. یا اگر شک کند که آیا به زید بدهکار است یا به عمرو؟ دو تومان بدهکار است یا بیست تومان؟با این که امکان دارد از راه تحقیق، علم و دلیل معتبری که شک و شبهه را زائل کند، صورت مسأله را روشن سازد، آیا می تواند راه احتیاط را در پیش بگیرد و لباس آلوده را دو بار بشوید و چهار رگ گردن گوسفند را ببرد و مبلغ مورد نظر را هم به زید بدهد و هم به عمرو، تا یقین به پاکیزگی لباس، حلال بودن و پاکی گوسفند و پرداخت حق مردم، پیدا کند، یا آن که با امکان روشن شدن حکم و موضوع از راه اجتهاد و یا تقلید، حق احتیاط ندارد؟بسندگی احتیاط در انگاره یاد شده، مورد نظر همگان و خالی از هرگونه اشکال است. بدون آن که فرقی میان شبهه حکمیه و موضوعیه و صورت تکرار عمل و تکرار نکردن آن وجود داشته باشد.
معاملات به معنای غیرفراگیر
...
احتیاط صغیر، مقابل احتیاط کبیر می باشد و به معنای احتیاط در اطراف علم اجمالی صغیر می باشد.
علم اجمالی، به علم اجمالی اکبر، کبیر و صغیر تقسیم می گردد:۱. دایره علم اجمالی اکبر، تکالیف الزامی مظنون، مشکوک و موهوم را در بر می گیرد، چه این تکالیف در میان امارات ظنی موجود در کتاب های معتبر باشد و چه در غیر آن؛۲. دایره علم اجمالی کبیر، تکالیف الزامی مظنونِ موجود در امارات ظنی کتاب های معتبر و غیر معتبر را در بر می گیرد؛۳. دایره علم اجمالی صغیر، فقط تکالیف الزامی مظنونِ موجود در کتاب های معتبر را در بر می گیرد. بنابراین،احتیاط در عمل به تکالیف الزامی موجود در کتاب های معتبر را احتیاط صغیر می نامند.
احتیاط غیر الزام آور را احتیاط مستحب گویند.
منظور از آن، احتیاطی است که مراعات آن مستحب است.
نوع تعبیر از احتیاط مستحب در فتاوا
احتیاط مستحب در بیشتر موارد کاربرد، پیش یا پس از فتوا آورده می شود و گاهی نیز از آن به مانند «یجوز علی اشکال» یا «یجوز علی تأمّل» تعبیر می گردد.
ادله قرآنی وجوب احتیاط را آیات احتیاط گویند.
آیات احتیاط، آیاتی از قرآن کریم است که برای اثبات احتیاط شرعی به آن ها استدلال شده است.
مصادیق آیات احتیاط
این آیات عبارت اند از:
← آیه اول
چگونگی استدلال به این آیات چنین است که حکم به ترخیص (انجام فعل) در چیزهایی که احتمال حرمت آن داده می شود ( محتمل الحرمة ) در حالی که دلیل معتبری بر حرمت آن اقامه نشده است، از مصادیق افترا (انتساب قول به غیر علم) به شارع، به هلاکت انداختن نفس و مخالفت با رعایت تقوا می باشد و بی گمان «افترا بر شارع»، «به هلاکت انداختن نفس» و «مخالفت تقوا» حرام است، پس حکم به اباحه در موارد «محتمل الحرمة» چون منجر به حرام می شود، حرام است؛ بنابراین چاره ای جز احتیاط در مشتبهات نیست.
آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص۳۴۴.    
...
اخبار احتیاط به احادیث مورد استدلال برای اثبات اصل احتیاط شرعی اطلاق می شود.
اخبار احتیاط، مقابل آیات احتیاط می باشد و آن، اخباری است که برای اثبات اصل احتیاط شرعی به آن استدلال شده است.
اقسام اخبار احتیاط
این اخبار به چند دسته تقسیم می گردد:۱. اخباری که بر وجوب توقف در هنگام شبهه دلالت می نماید، مانند: «لا تجامعوا فی النکاح علی الشبهة و قفوا عند الشبهة؛ از زناشویی شبهه ناک اجتناب کنید و در هنگام شبهه توقف کنید». در بعضی از این اخبار، علت توقف نیز ذکر شده است، مثل: «فان الوقوف عند الشبهات خیر من الاقتحام فی الهلکات؛ به درستی که در هنگام برخورد با امور مشتبه، توقف نمودن و انجام ندادن بهتر است از انجام دادنی که باعث هلاکت می شود». ۲. اخباری که بر وجوب احتیاط دلالت می نماید، مانند: «عن الرضا (علیه السلام) : ان امیرالمؤمنین (علیه السلام) قال لکمیل بن زیاد: اخوک دینک فاحتط لدینک بما شئت؛ امام رضا (علیه السلام) می فرماید: علی (علیه السلام) به کمیل فرمود: برادر تو دین تو است پس در امر دین با احتیاط عمل کن». ۳. اخبار تثلیث که از پیامبر (صلی الله علیه وآله) و بعضی از ائمه (علیهم السلام) روایت شده است، مانند آن چه که در ذیل مقبوله عمر بن حنظلة آمده است: «انما الامور ثلاثة: امرٌ بَیِّنٌ رُشده فیتَُّ بَع و امرٌ بیّن غَیُّه فیجتنب و امر مشکل یردّ حکمه الی الله و رسوله. قال رسول ا.. . (صلی الله علیه وآله) : حلال بیّن و حرام بَیِّنٌ و شبهات بین ذلک فمن ترک الشبهات نجی من المحرمات و من اخذ بالشبهات وقع فی المحرمات و هلک من حیث لا یعلم».۴. اخباری که بر حرمت سخن و عمل بدون علم دلالت دارد. معتقدان به برائت ، به این ادله چنین پاسخ داده اند که: در مورد شبهات بدوی ، ادله ای (عقلی و نقلی) بر اصالت برائت وجود دارد؛ بنابراین، اگر مرتکب مشتبهات شویم، خود را به هلاکت نینداخته ایم.
دیدگاه آخوند درباره اخبار احتیاط
در مورد اخبار احتیاط نیز برخی چون « آخوند خراسانی » - در کفایه - گفته اند: اگر دلیل وجوب احتیاط، کامل باشد، حکم عقل به «قبح عقاب بلا بیان» از کار می افتد و احتیاط واجب می گردد، اما سخن این است که اخبار دلالت کننده بر حلیت مشتبهات، مانند: کل شیء لک حلال»، معارض با اخبار احتیاط و اخص و اظهر از آن ها است و چون در مقام تعارض عام با خاص و تعارض ظاهر با اظهر باید خاص و اظهر را مقدم داشت، پس شبهات بدوی بعد از جستوجو، به وسیله «اخبار حِلّ» از عموم «اخبار احتیاط» خارج می گردند و در این مورد، اصل برائت جاری می گردد؛ اما در مورد شبهات بدوی قبل از جستوجو و نیز شبهات توأم با علم اجمالی ، ما نیز معتقد به وجوب احتیاط می باشیم.
نکته
...
ادله احتیاط به دلایل مورد استناد در اثبات اصل احتیاط اطلاق می شود.
ادله احتیاط، ادله ای است که به منظور اثبات «اصل احتیاط» به آنها تمسک شده است.
عناوین مرتبط
ادله شرعی احتیاط؛ادله عقلی احتیاط.
ادله شرعی احتیاط به آیات و روایات دلالت کننده بر اصل احتیاط اطلاق می شود.
ادله شرعی احتیاط، مقابل ادله عقلی احتیاط بوده و عبارت است از آیات و روایاتی که برای اثبات اصل احتیاط به آنها استدلال شده است.
عناوین مرتبط
آیات احتیاط؛اخبار احتیاط.
ادله عقلی احتیاط به دلایل عقلیِ اثبات کننده اصل احتیاط اطلاق می شود.
ادله عقلی احتیاط، مقابل ادله شرعی احتیاط بوده و به ادله ای عقلی گفته می شود که برای اثبات اصل احتیاط به آنها استدلال شده است.
نظر معتقدین احتیاط در شبهات بدوی
توضیح:اخباری ها و کسانی که به احتیاط در شبهات بدوی بعد از جستوجو، اعتقاد دارند، از راه های گوناگون برای اثبات احتیاط به دلیل عقلی استدلال نموده اند:۱. برخی استدلال نموده اند که ما به وجود واجبات و محرمات واقعی در بین مشتبهات وجوبی یا تحریمی علم اجمالی داریم؛ بنابراین، وظیفه ما احتیاط در شبهات وجوبی و تحریمی است، زیرا به اشتغال ذمه خود به تکالیف واقعی علم اجمالی داریم و از آن جا که اشتغال یقینی، فراغ ذمه یقینی را طلب می کند، چاره ای جز احتیاط وجود ندارد.به این استدلال پاسخ داده شده که: شارع طرق و اماراتی که تکلیف مکلف را روشن می کند در اختیار وی قرار داده است، از این رو، این علم اجمالی به علم تفصیلی و شک بدوی منحل می گردد؛ پس مانعی ندارد در شبهات حکمی، بعد از جستوجو و عدم دست رسی به دلیل، به برائت حکم دهیم.۲. گروهی دیگر، برای اثبات وجوب احتیاط به « اصالة الحظر » و « اصالة التوقف » استدلال کرده اند. در این که عقل درباره افعال عادی یا غیر ضروری در مقابل افعال ضروری ، هم چون تنفس صرف نظر از حکم شرع چه حکمی دارد، میان اصولیون اختلاف وجود دارد؛ بعضی اعتقاد دارند که عقل به اباحه حکم می کند (اصالة الاباحه)، برخی دیگر بر این باورند که به ممنوعیت و حظر حکم می نماید (اصالة الحظر) و گروهی می گویند برای ما مشخص نیست که عقل، به اباحه حکم می کند یا به منع، و به توقف معتقد شده اند.با توجه به این مقدمه، اخباری ها این گونه استدلال می کنند که در این موارد، ما یکی از دو قول منع یا توقف را اختیار می کنیم و می گوییم تا زمانی که برائت و اباحه ثابت نشده باشد، عقل به طور مستقل حکم به ممنوعیت و احتیاط می نماید؛ برای مثال، در مورد استعمال دخانیات که از افعال عادی است و ترخیص در آن از جانب شارع معلوم نیست، حکم به احتیاط می کنیم.۳. عده ای می گویند مبنای «اصل احتیاط» حکم عقل به دفع ضرر محتمل است (قاعده دفع ضرر محتمل)؛ بنابراین، هرگاه در مورد ترک یا انجام کاری، احتمال ضرر اخروی باشد، عقل حکم به احتیاط می کند.برای مثال، اگر مکلف به وجوب نماز در روز جمعه علم دارد، اما نمی داند واجب، نماز جمعه است یا نماز ظهر ، در این جا چون ترک هر یک، احتمال ضرر اخروی را به دنبال دارد، عقل می گوید احتیاط کن و هر دو را به جا بیاور.
قاعدۀ عمل به فارغ کنندۀ ذمّۀ مکلّف از تکلیف هنگام جهل به حکم واقعی را اصل احتیاط گویند. اصل احتیاط لزوم موافقت قطعی با تکلیف معلوم به اجمال است.
ـــ اصل احتیاط از اصول عملی و عبارت است از عمل به چیزی که در پرتو آن، ذمّۀ مکلّف از تکلیف متوجه وی، فارغ و رها می شود. ـــ اصل احتیاط، از اصول عملی است که وظیفه عملی مکلف را به هنگام شک در «مکلفٌ به» تعیین می کند و به لزوم موافقت قطعی با تکلیفِ «معلوم به اجمال» حکم می نماید. در مواردی که مکلف علم به اصل تکلیف (وجوب یا حرمت) دارد، ولی در واجب یا حرام بودن مصداق خاصی شک می نماید- برای مثال، می داند در ظهر جمعه نماز بر او واجب است، اما شک دارد که نماز ظهر بر او واجب است یا نماز جمعه ؛ یا می داند خمر حرام است، ولی شک دارد کدام یک از دو ظرف موجود خمر است- باید احتیاط کند؛ یعنی درمثال های ذکر شده، در مورد اول، باید هر دو نماز را به جا آورد و در مورد دوم، باید از هر دو ظرف اجتناب نماید تا به موافقت قطعی با تکلیف معلوم به اجمال اطمینان پیدا کند. پس اصل احتیاط در مورد شک در « مکلف به» (شبهه مقرون به علم اجمالی) جاری می گردد و چون شک در مکلف به یا بین متباینین» است یا بین « اقل و اکثر »، اصولی ها در دو مقام از اصل احتیاط بحث نموده اند.
نکته
در نظر بعضی از اصولیون، هر چند در بسیاری از موارد، مجرای احتیاط، شبهه مقرون به علم اجمالی است، ولی منحصر به آن نمی باشد.
اسامی دیگر اصل احتیاط
به اصل احتیاط، اشتغال، اصالت احتیاط، اصالت اشتغال، اصالت اشتغال ذمه، اصل اشتغال، قاعده احتیاط و قاعده اشتغال نیز گفته می شود.
احتیاط در فقه و اصول
...
نام دیگر اصل احتیاط اصل اشتغال است . اصل احتیاط از جمله اصول عملیه است . بر اساس این اصل هر گاه انسان یقین پیدا کند به اشتغال ذمه باید بگونه ای عمل کند که فراغ یقینی برای او حاصل شود. اشتغال یقینی یستدعی فراغ الیقینی
جایگاه و محل جریان اصول عملیه چهارگانه، هنگام شک در حکم یا موضوع می باشد که شک انسان نسبت به حکم یا موضوع، دارای اقسام متفاوت است و نسبت به هر قسم آن اصول عملیه خاصی جاری می شود.
جایگاه اصل احتیاط و اشتغال هنگامی است که مکلّف، به وجود تکلیف و الزام به آن علم داشته باشد؛ یعنی به اصل تکلیف آگاهی دارد، ولی در «مکلفٌ به (متعلق تکلیف)»، شک داشته باشد، در این صورت اگر احتیاط ممکن باشد، محل جریان اصل احتیاط و اشتغال بوده و باید رعایت اطراف شک را بنماید
مثال: مکلّف علم تفصیلی به حرمت نوشیدن شراب دارد، ولی با دو ظرف مایع مواجه می شود که علم اجمالی دارد یکی از این دو مایع، شراب است و متعلق حکم حرمت می باشد، اما تفصیلاً نمی داند کدام یک از این دو ظرف، متعلق حکم حرمت است. در این جا نمی تواند با ترک یکی از دو ظرف، و جریان قاعده طهارت و یا اصل حلیت در ظرف دیگر، به طهارت آن حکم کرده و آن را بنوشد، بلکه علم اجمالی مانع جریان قاعده طهارت و یا اصل حلیت می شود و به حکم عقل باید احتیاط کرده و از هر دو ظرف مایع پرهیز شود.
و یا مکلّف علم تفصیلی دارد به این که نمازی از او قضا شده است که خواندن نماز قضا نیز واجب است، اما نمی داند متعلق این وجوب، نماز صبح است یا نماز ظهر؟در این صورت، مکلف نمی تواند یکی از این دو(نماز صبح یاظهر) را بجا آورد و در دیگری اصل برائت جاری کرده، آن را ترک نماید، بلکه علم اجمالی یاد شده مانع جریان اصل برائت می شود و به حکم عقل باید هر دو را انجام دهد تا اطاعت قطعی حاصل شود.
بنابراین، وقتی ذمّه انسان، به یک امر الزامی -چه وجوب و چه حرمت-، از سوی خدای متعال مشغول شود؛ عقل حکم می کند که اطاعت خداوند حقی است که بر عهده انسان قرار دارد، چه در تکالیف به واسطه علم تفصیلی چه در تکالیف احتمالی به واسطه علم اجمالی، لذا باید به این حکم عقل اعتنا کند، مگر این که در جایی دلیل خارجی بر خلاف مقتضای حکم عقل وجود داشته باشد، از این رو عقل به جهت فراغ ذمّه، حکم به وجوب احتیاط می نماید. این وجوب عقلی، به «اصالة الاحتیاط» یا «اصالة الاشتغال» نام گذاری شده است.
گفتنی است، عقل نخست با جریان اصل اشتغال، حکم به اشتغال ذمّه می کند که لازمه اعتنای مکلّف به این اشتغال، اجرای اصل احتیاط و انجام تکالیف احتمالی در اطراف علم اجمالی است.
اصل احتیاط (اشتعال) اسلام کوئیست بازیابی: بیست وسوم اردیبهشت 1394
در این شماره، نمونه هایی را از سخنان استوانه های فقاهت درباره احتیاط های ناروا می آوریم تا چنین پنداری نشود که در این گفتار، خلاف روش شناخته شده در اجتهاد، نکته ای آورده شده است. آن گاه برخی از پیامدهای احتیاط های ناروا را نیز یاد خواهیم کرد.
عقل و نقل بر بایستگی و شایستگی اصل احتیاط بی دریغ دلالت می کند، اما پذیرش بی پیرایه آن در هر حال و هر جا خدشه می پذیرد و برابر با شریعت نیست ـ مع الأسف، امروزه کسانی در این باره، بی شناخت ضوابط و معیارها و شایستگی ها، به گمان نواندیشی نکاتی باطل را درمی افکنند. با وجود این، ناروا دانستن برخی از احتیاط ها پیشینه دارد نه خلاف سیره و روش فقیهان گذشته است و نه برابر با آنچه اکنون روشن فکرنمایان درمی افکنند.
نمونه یکم
مسئله طهارت، نجاست و نیز حلیت و حرمت گوشت ها و گونه محصولات چرمی و فراورده های لبنی، ماست، پنیر، کره و روغن و انواع داروها و لوازم آرایشی که در بازار و جامعه اسلامی دادوستد می شود، چه تولیدات داخلی و چه وارداتی و خارجی باشد، در چندین جای فقه بررسیده شده است و بسیاری از فقیهان، این فراورده ها را پاک و حلال و خرید و فروش و استفاده از آنها را جایز شمرده اند.شک، شبهه، ظن و گمان به نجاست و یا حرمت، در این باره هیچ اعتباری ندارد و تفحص و تفتیش و آگاه شدن از نجاست و یا حرمت نه لازم است و نه مستحب بلکه برخی آن را مکروه دانسته اند.
← نظر شهید اول و دوم
صاحب جواهر، به مناسبت بحث از حکم نماز در خانه و ملک غصبی می نویسد:(عجیب و غریب است که برخی از متفقهان و حتی شماری از استادان روزگار ما گفته اند: کسی که در مکان غصبی به زور زندانی شده است، اگر بخواهد نماز بخواند، واجب است که نماز را به همان حالت و کیفیت لحظه ورودش به مکان غصبی بخواند. برای نمونه: اگر ایستاده بوده، نماز را ایستاده باید بخواند و اگر نشسته بوده، نشسته و حق ندارد آن وضعیت را به هم بزند، چنان که اگر ایستاده بوده، نباید بنشیند و به رکوع و سجده برود و اگر بر یک پا ایستاده بود، باید روی همان یک پا بماند و حق ندارد که پای دیگر را روی زمین بگذارد. زیرا این جا به جایی ها و حرکت ها، تصرف در ملک غصبی و حرام است.)صاحب جواهر، با شگفت زدگی از این نظریه یاد می کند و در بیان سستی و ناهمخوانی آن با روح اسلام می نویسد:(إنه لم یتفطن أنه عامل هذا المظلوم المحبوس قهراً بأشدّ ما عامله الظالم بل حبسه حبساً ما حبسه أحد لأحد. أللهم إلاّ أن یکون فی یوم القیامة مثله خصوصاً وقد صرّح بعض هولاء أنه لیس له حرکة أجفان عیونه زائداً علی ما یحتاج إلیه ولا حرکة یده أو بعض أعضائه کذلک.وکلّ ذلک ناشٍ عن عدم التأمل فی أول الأمر والأنفة عن الرجوع بعد ذلک. أعاذ الله الفقه من أمثال هذه الخرافات)؛ او (که چنین فتوایی داده درنیافته که عمل کننده) به آن فتوی، شکنجه ای را که بر زندانی مظلوم روا می دارد، هرآینه بیشتر است از آنچه ظالم بر سر او درمی آورد. بلکه مظلوم را چنان حبس می کند که هرگز کسی چنان نکند، مگر آن که گفته شود روز قیامت چنان است.بویژه که برخی فتوا داده اند که این زندانی مظلوم، حق پلک زدن و دست و پا و سر و گردن تکان دادن بیش از اندازه را ندارد. خدا فقه را از شرّ این گونه خرافات بیالاید!
نمونه سوم
...
یکی دیگر از مفاهیم پر ارزش اسلام که مورد تحریف واقع شده، مسئله رعایت «احتیاط» است.
احتیاط به این معنی است که هر کجا احساس ضرر یا خطری می کنیم خود را از آن دور نگه داریم. به عنوان مثال، هنگامی که احتمال می دهیم غذا مسموم باشد، هرچند لذیذ است اما از خوردن آن پرهیز می کنیم. یا فلان دوست احتمال دارد آلوده باشد و زندگی ما را آلوده کند، با او طرح دوستی نمی ریزیم. یا ممکن است جاده مورد نظر خطرناک باشد، احتیاط می کنیم و از آن جاده نمی رویم. به عنوان مثالی شفاف تر تمام قوانین راهنمایی و رانندگی را در نظر بگیرید که جنبه احتیاط دارد. مثلا در حال خواب آلودگی رانندگی نکن، سرعت غیرمجاز نرو یا سبقت غیرمجاز نگیر. ممکن است با ارتکاب همه این تخلفات به مقصد هم برسیم ولی خلاف احتیاط عمل کرده ایم. و همین بی احتیاطی ها باعث شده است که در سال، حدود ۲۷ هزار کشته و ده ها هزار زخمی و میلیاردها تومان خسارت به بار بیاید. بنابراین، تصدیق می کنید که احتیاط در زندگی سرنوشت ساز است؟
احتیاط در روایات اسلامی
در منابع اسلامی نیز درمورد احتیاط روایات زیادی وارد شده است که به عنوان نمونه به بعضی از آن ها اشاره می کنیم. امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) به کمیل بن زیاد می فرمایند: «اخوک دینک فاحتط لدینک بما شئت» دین تو برادر توست، درباره دینت احتیاط کن. همان گونه که وقتی احتمال ضرر و خطری برای برادرت می دهی، احتیاط می کنی، همان گونه هم اگر احتمال می دهی به دینت آسیب برسد، احتیاط کن. در حدیث دیگر امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند: «انما الامور ثلاثة امر بین رشده فیتبع» کارها به سه گروه تقسیم می شوند: کارهایی که در ظاهر هیچ مشکلی ندارند، درباره آن ها اقدام کن و شکی به خود راه نده. «و امر بین غیه فیجتنب» کارهایی که حرام بودن و گمراهی آن ها واضح است، درباره آنها اقدام نکن. و در ادامه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله وسلّم) نقل می کنند که گروه سوم: «و شبهات بین ذلک» مواردی است که مشتبه است. مثلا فلان مال، مشتبه به حرام است، ممکن است حق یتیم در آن باشد یا غصبی یا نجس و آلوده باشد. سپس فرمودند: «فمن ترک الشبهات نجا من المحرمات» کسی که شبهات را ترک کند، از محرمات نیز نجات پیدا می کند «و من اخذ بالشبهات ارتکب المحرمات» و کسی که به شبهات عمل کند مرتکب محرمات خواهد شد. در حدیثی، امیرمؤمنان (علیه السّلام) تعبیر جالبی دارند، می فرمایند: «المعاصی حمی الله» آنچه حرام است منطقه ممنوعه و خط قرمز خداست نزدیک آن نشو، (ممکن است نفس، تو را وسوسه کند واز آن عبور کنی) در ادامه فرمودند: شبهات نیز نزدیک شدن به خط قرمز است. (ابتدا مال مشتبه به حرام می خوری، در آینده خوردن مال حرام آسان می شود). به همین دلیل کسانی که احتیاط می کنند، کمتر آلوده می شوند و افرادی که هرگونه مشتبهات را حلال می دانند و انجام می دهند، به سرعت به حرام آلوده می شوند. در روایات به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله وسلّم) آمده است که اگر چوپان گوسفندانش را به منطقه ممنوعه نزدیک کند ممکن است علف های سبز آن طرف، گوسفندها را جذب کند و از خط قرمز عبور کنند. پس نباید گوسفندانش را نزدیک منطقه ممنوعه ببرد.
تحریف در احتیاط
دو گروه احتیاط را تحریف کرده اند:گروه اول: کسانی که احتیاط را پوششی برای فرار از زیر بار مسئولیت ها قرار داده اند. مثلا می پرسیم: چرا اجازه شرکت فرزندت را در جنگ تحمیلی ندادی؟ می گوید: احتیاط کردم، آن طرف عراقی و مسلمان و این طرف ایرانی و مسلمان، احتیاط این بود که فرزندم نرود. غافل از این که آن ها مهاجم هستند و ما در مقام دفاع؛ اگر دزد مسلمانی به خانه تو حمله کند دفاع نمی کنی؟و یا این که می پرسیم: چرا در انتخابات شرکت نکردی؟ می گوید: من نمی دانستم فرد مورد نظر، صالح است یا نه و احتیاط کردم. آیا فکر نمی کند که اگر همه مردم احتیاط کنند انتخابات لنگ می شود و آبروی نظام به خطر می افتد؟ این گروه احتیاط را پوششی برای فرار از مسئولیت ها قرار داده اند. گروه دوم: کسانی که از سویی دیگر منحرف شده اند، وسواس دارند و هر احتمالی به ذهنشان برسد انجام می دهند. وسواس واقعا خطرناک است و نامه هایی که به ما می رسد نشان می دهد چقدر مسئله با اهمیت است. در این جا مناسب است به عزیزانی که وسواس دارند توصیه ای کنیم: گاهی وسواس به جایی می رسد که افراد برای ]، ۳ الی ۹ ساعت در حمام می مانند و گاهی دو قالب صابون برای برطرف شدن آلودگی بدن استفاده می کنند. آن ها برای درمان از داروها و روش های مختلف استفاده می کنند، ولی ما می گوییم که نیاز به مصرف دارو و مراجعه به روان کاو و غیره ندارید. کافی است مسائل شرعی را یاد بگیرید و به وسواس خود اعتنا نکنید. باید بدانید یقین و شک وسواسی هیچ اعتباری ندارد و مانند افراد عادی عمل کنید. اگر این ها را بدانید و عمل کنید نجات پیدا می کنید. و حتی ما مسئولیت اعمال شما را برعهده می گیریم.
تعارض استصحاب و احتیاط، تنافی میان مدلول استصحاب و احتیاط را می گویند.
تعارض استصحاب و احتیاط، از اقسام تعارض اصول عملی و به معنای تنافی میان مؤدای اصل استصحاب و احتیاط در موردی خاص است. این تعارض، در فرض وجود علم اجمالی است.
مثال
برای مثال، مکلف ، به وجوب نماز جمعه در زمان حضور معصوم علیه السّلام یقین ، ولی نسبت به وجوب نماز جمعه یا نماز ظهر در زمان غیبتشک دارد؛ در این جا، از طرفی به ملاحظه حالت گذشته، جای اجرای اصل استصحاب است که طبق آن، به وجوب نماز جمعه حکم می شود، و از طرف دیگر، به ملاحظه علم اجمالی، مکلف باید احتیاط نموده و هر دو را به جا آورد.بنابراین، از سویی، به واسطه اجرای استصحاب نمی توان بین ظهر و جمعه جمع نمود، و از سوی دیگر، به واسطه اجرای احتیاط، باید بین این دو جمع کرد.اصولیون معتقدند در این گونه موارد، استصحاب بر اصل احتیاط مقدم است. درباره چگونگی تقدم، اختلاف وجود دارد:برخی هم چون مرحوم « شیخ انصاری » بر این باورند که تقدم از باب ورود است، اما مرحوم « محقق نایینی » و جمعی دیگر می گویند: اگر احتیاط عقلی باشد، استصحاب بر آن وارد است و اگر احتیاط شرعی باشد، استصحاب بر آن حاکم است.در کتاب « فوائد الاصول » آمده است:«و اما نسبة الاستصحاب مع سائر الاصول العملیة من البرائة و التخییر و الاحتیاط و... فقد تقدم: ان الاستصحاب یکون واردا علی الاصول العقلیة و حاکما علی الاصول الشرعیة... فیکون رافعا لموضوع الاصول العقلیة حقیقة بالورود و لموضوع الاصول الشرعیة بالحکومة».
اصل احتیاط از اصولی است که در علم فقه و اصول مورد بحث قرار می گیرد.اکنون بایسته می نماد با بحث تحقیقی روشن شود این مسأله، از مسائل اصولی است و در فقه به عنوان نتیجه گیری از بحث های اصولی مطرح نشده است و یا آن که در درجه اوّل، بحث فقهی است و به تناسب در اصول، به بوته بررسی نهاده شده است؟
محقق حلّی در معارج الاصول، پس از اشاره به دیدگاه های گوناگون که در مورد عمل به احتیاط وجود دارد، دلیل کسانی را که بر واجب بودن احتیاط، به حدیث رسول خدا (ص) استدلال کرده اند که فرمود: (دع ما یُریبک الی ما لایریبک). رها کن آن چه تو را به گمان می افکند و بگیر آن چه را در آن گمان و شبهه ای نیست.مورد اشکال قرار می دهد و می نویسد: (این خبر واحد است و در مسأله ای مانند احتیاط، که از مسائل اصولی است، نمی توان به آن عمل و اعتماد کرد). شیخ انصاری، سخن محقق حلّی را از چندین زاویه، به بوته نقد و بررسی گذارده و بر آن خدشه وارد ساخته است، از جمله می نویسد: (ما نمی پذیریم که مسأله احتیاط، یک مسأله اصولی است گیریم، این مسأله اصولی باشد، نمی پذیریم که خبر واحد در مسائل اصولی، اعتبار ندارد. بله، خبر واحد در اصول دین حجت نیست، نه در اصول فقه). روشن است که مسأله احتیاط، همانند بسیاری از مسائل دیگر، شاید در ردیف مسائل اصولی قرار بگیرد و شاید در ردیف مسائل فقهی جای بگیرد. بستگی به گونه و چگونگی گرایش و نگرش به مسأله دارد. اگر گزینه به این قرار باشد: احتیاط واجب است، یا حرام، جای گاهش دانش فقه است که بحث از عارضه ها، حکم ها و کارهای اختیاری عهده داران تکلیف را بر عهده دارد. و امّا اگر قضیه به این ترتیب باشد:آیا علم اجمالی، از جهت برداشتن تکلیف حجت است یا نه؟آیا احتیاط در عبادات و یا معاملات ممکن است، یا غیر ممکن. آیا علم اجمالی به انجام تکلیف، بر اثر عملِ به احتیاط، حجت است یا نه؟مسأله احتیاط جزو مسائل اصولی به شمار خواهد آمد که عهده دار بحث از عوارض دلیل های احکام است. مانند این سخن را درباره مقدمه واجب مطرح کرده اند که اگر صورت مسأله این چنین باشد:مقدمه واجب واجب است، یا نه؟ می شود بحث فقهی.و اگر به این صورت باشد: میان واجب بودن مقدمه و واجب بودن ذی المقدمه وابستگی است، یا نه؟ می شود بحث اصولی.به هر حال، اصولی و یا فقهی بودن بحث از مسأله احتیاط، در گرو گونه نگرش و زاویه نگاه به آن است. در انگاره ای جزء مسائل اصولی به شمار می رود و در انگاره دیگر، جزء مسائل فقهی شناخته می شود. شاید عبارت شیخ انصاری نیز با همین معنی سازگار باشد.آشتیانی نیز، مسأله را با هر دو گرایش به بوته ارزیابی گذارده است.


احتیاط در دانشنامه ویکی پدیا

احتیاط
احتیاط در احکام تکلیفی از نظر فقهی بر دو نوع است: واجب و مستحب
مکتب تدبیر و احتیاط یا مکتب تدبیر و پروا (لاتین: prudentia)، آیین زمامداری و توانایی حکومت در نظم و انضباط با استفاده از دلیل و برهان.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

احتیاط در جدول کلمات

انجام اقدامات لازم و احتیاط های پیش بینی شده در به کاراندازی هر موتور نو یا تازه تعمیر شده تا زمان هماهنگ شده تا زمان هماهنگ شدن کارکردهای قطعات ان
اببندی
با حزم و احتیاط عمل کردن
دست به عصا راه رفتن
کسی که همیشه احتیاط می کند
محتاط

معنی احتیاط به انگلیسی

reserve (اسم)
ذخیره ، مدارا ، حفاظ ، احتیاط ، یدکی ، اندوخته ، پس نهاد
nicety (اسم)
دقت ، دلپذیری ، احتیاط ، مطلوبی
vigilance (اسم)
چالاکی ، مواظبت ، مراقبت ، احتیاط ، بیخوابی ، شب زنده داری ، امادگی ، گوش بزنگی ، کشیک
reservation (اسم)
ذخیره ، شرط ، قید ، احتیاط ، ملاحظه ، استثناء ، کتمان ، تقیه ، قطعه زمین اختصاصی
caution (اسم)
پیش بینی ، وثیقه ، هوشیاری ، احتیاط ، ملاحظه ، احتیاط کاری
guard (اسم)
پناه ، نگهدار ، حائل ، پاسبان ، محافظ ، مستحفظ ، احتیاط ، نگهبان ، گارد ، پاسدار ، پاس ، نرده روی عرشه کشتی ، نرده حفاظتی ، نگهداری و دفاع کردن از
precaution (اسم)
پیش بینی ، احتیاط ، ژرفی ، حزم ، اقدام احتیاطی
prudence (اسم)
احتیاط ، ملاحظه ، حزم
discretion (اسم)
نظر ، رای ، احتیاط ، بصیرت ، صلاحدید ، حزم
forethought (اسم)
احتیاط ، دوراندیشی ، مال اندیشی ، اندیشه قبلی
circumspection (اسم)
احتیاط ، ژرفی

معنی کلمه احتیاط به عربی

احتیاط
احتراس , احتياطي , تدبر , تقدير , حجز , حذر , حيطة ، اِحْتِراسٌ
أخَذَ حِذْرَه
اِحْتاطَ ضِدَّ
جريي
احمق , طفح
حذر , رصين , محتشم ، باحْتِراسٍ

احتیاط را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی احتیاط

آیدا ٢٠:٢٩ - ١٣٩٦/٠٣/١٦
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پاریز، سِپیر (کردی)
پاسَن (گیلکی)
پَرتیوید partivid، پَرتیهان (سنسکریت: پْرَتیویدهانَ)
|

پیشنهاد شما درباره معنی احتیاط



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سهیل رصایی > دهنونده
ابوالفضل > Starter
اژدر > arms length
اژدر > funder
Jalali > Ngo
حمیدرضا کریم > Wobbly
سارای > منیژه
شقایق > جانا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• احتیاط چیست   • احتیاط مطلق   • معنی احتیاط   • مثال احتیاط واجب و مستحب   • احتیاط یعنی چه   • احتیاط لازم چیست   • تعریف احتیاط مستحب   • مفهوم احتیاط   • معرفی احتیاط   • احتیاط یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی احتیاط
کلمه : احتیاط
اشتباه تایپی : hpjdhx
آوا : 'ehtiyAt
نقش : اسم
عکس احتیاط : در گوگل


آیا معنی احتیاط مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )