انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1068 100 1

احرام

/'ehrAm/

معنی احرام در لغت نامه دهخدا

احرام. [ اِ ] (ع مص ) آهنگ حج کردن. || بحرمت شدن. در حرمتی که هتک آن روا نیست درآمدن. || حرام بکردن. (تاج المصادر). || به ماههای حرام درآمدن. در ماه حرام شدن. (تاج المصادر). || در حرم مکه یا مدینه درآمدن. در حرم شدن. (تاج المصادر). || اِحرام مراءة؛ حائض شدن او. || قمار بردن. (تاج المصادر). بردن و چیره شدن بر حریف در قمار. (منتهی الارب ). || سوگند خوردن : یحرم الرجل فی الغضب ؛ سوگند میخورد مرد در حال خشم. (منتهی الارب ). || بازداشتن و بی بهره کردن از چیزی. (منتهی الارب ). || نومید کردن. || احرام حاج و احرام معتمر؛ بکاری درآمدن او که بسبب آن حرام شود چیزی که حلال بود. مقابل احلال (اصطلاح حج ). || بر خود حرام گردانیدن بعضی چیزهای حلال و مباح (مانند استعمال طیب و اصلاح ریش و مباشرت ) را چند روز پیشتر از زیارت خانه ٔ کعبه از مقامات معین و همچنین در ایام حج. || (اِ) مجازاً بمعنی دو چادر نادوخته که در ایام احرام یکی را لنگ و ته بند کنند و دیگری را بر دوش پوشند.
- احرام بستن ؛ آهنگ کردن. قصد و نیت کردن. (غیاث اللغات ) :
چه آسان است با بی برگی احرام سفر بستن
که هم مرکب بود هم توشه دامن بر کمر بستن.
صائب.
- احرام بند. رجوع بهمین لغت شود.
- احرام گرفتن ؛ مراسم احرام بجا آوردن (در حج ) :
چون همی خواستی گرفت احرام
چه نیت کردی اندر آن تحریم.
ناصرخسرو.
مردی نام او علأبن منبه ، احرام گرفت. (ابوالفتوح ).
- احرام گرفته ؛ مُحرم.
|| مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: احرام ، بکسر همزه در لغت بمعنی منع آمده. و شرعاً حرام کردن پاره ای از امور و واجب ساختن امور دیگری است هنگام گزاردن حج ، چنانچه در جامعالرموز گفته. و بیرجندی گوید نزد ابوحنیفه ، احرام عبارت است ازنیت حج با لفظ تلبیه یعنی لبیک گفتن و قاصد اِحرام را مُحرم نامند - انتهی. و نزد صوفیه ، اِحرام عبارت است از ترک شهوت نسبت بمخلوقات. و خروج از احرام نزدآنان عبارت است از گشاده روئی با خلق و فرودآمدن بسوی ایشان بعدالعندیة فی مقعد صدق. و این معنی در سابق در ذکر معنی حج گفته شد - انتهی.

احرام. [ اِ ] (ع اِ) شَرب سیاه و از آن طیلسان کردندی. (رحله ٔ ابن جُبیر).

احرام. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ حَرَم و حَریم.

معنی احرام به فارسی

احرام
۱ - ( مصدر ) آهنگ حج کردن در حرم مکه یا در مدینه در آمدن بحرمت شدن در حرمتی در آمدن که هتک آن روا نیست بعضی چیزهای حل و مباح را در هنگام زیارت کعبه و مراسم حج بر خود حرام کردن . ۲ - ( اسم ) دو چادر نادوخته که در ایام حرام یکی را لنگ و ته بند کنند و دیگری را بر دوش پوشند .
شرب سیاه و از آن طیلسان کردندی
( مصدر ) آهنگ کردن قصد و نیت کردن .
( صفت ) آنکه احرام بسته باشد .
( مصدر ) مراسم احرام بجا آوردن .
( اسم ) آنکه در حال بجا آوردن مراسم احرام است محرم .
جامه که به نیت احرام پوشند
کنایه از برف

معنی احرام در فرهنگ معین

احرام
( اَ) [ ع . ] ( اِ.) ۱ - جِ حَرَمْ. ۲ - جِ حریم .
( اِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) آهنگ حج کردن ، در حرم درآمدن . ۲ - (اِ.) مجازاً دو تکه لباس نادوخته که در ایام حج یکی را به کمر بندند و دیگری را بر دوش اندازند.
( ~. بَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) آهنگ کردن ، قصد و نیت کردن .

معنی احرام در فرهنگ فارسی عمید

احرام
۱. بر خود حرام کردن بعضی چیزها و کارهای حلال چند روز پیش از زیارت کعبه.
۲. (اسم) [مجاز] دو تکه جامۀ نادوخته که در ایام حج یکی را به کمر می بندند و دیگری را به دوش می اندازند.
* احرام بستن: (مصدر لازم) جامۀ احرام پوشیدن و نیت حج کردن و به سوی کعبه رفتن.

احرام در دانشنامه اسلامی

احرام
نخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند. احرام با نیت و تلبیه و پوشیدن دو جامه احرام تحقق می یابد. از آن در باب حج بحث شده است.
تعریف های مختلفی از احرام در فقه شده است:۱. ماهیّت ترکیب یافته از پوشیدن دو جامۀ احرام، نیّت و تلبیه. ۲. عمل مرکّب از نیّت و تلبیه. ۳. آمادگی نفسانی بر ترک محرّمات تا پایان مناسک. ۴. واقع ساختن تلبیه همزمان با نیّت حج یا عمره، پوشیدن دو جامۀ احرام و واقع ساختن تلبیه مقارن با نیّت، ۵. صفت اعتباری برآمده از یکی از دو سبب:الف. التزام به ترک محرّمات یا قصد ترک آن ها، ب. تلبیه، آنچه بر تلبیه مترتّب می گردد.
احرام در لغت و اصطلاح
اِحرام در لغت به معنای منع کردن و در اصطلاح فقهی با معنای ورود در نماز یا حج یا عمره گویند. در این نوشته مراد «اِحرام حج» می باشد.از این موضوع در باب حج بحث شده و مهم ترین مباحث آن عبارت است از:
مقدّمات احرام
کوتاه نکردن موی سر و ریش از اول ذیقعده برای حاجی و یک ماه قبل از عمره برای عمره گزار به قول مشهور، گرفتن ناخن و شارب، نظافت کردن خود، غسل احرام، محرم شدن پس از فریضه    
...
احرام
اِحْرام اولین عمل از مناسک حج یا عمره است که با نیت کردن، پوشیدن لباس احرام، و گفتن تلبیه محقق می شود. احرام از میقات های خاصی آغاز می شود. این عمل، از جمله ارکان حج و عمره است. کسی که در حال احرام است را مُحرِم می گویند، فرد محرم احکام خاصی دارد مانند اینکه انجام برخی از اعمال در مدت احرام، بر وی حرام می شود.
واژه احرام از ریشه «ح ر م» به این معانی است: منع کردن و بازداشتن؛ درآمدن به حریمی که هتک حرمت آن روا نیست، مانند ورود به حرم یا ماه حرام، عهد و پیمانی خاص.
در منابع فقهی تعاریف گوناگون از احرام عرضه شده است. برخی آن را از گونه اعمال بیرونی دانسته و به معنای ورود در اعمال حج و عمره با پوشیدن لباس احرام و تلبیه شمرده اند، و بعضی آن را عملی قلبی به شمار آورده و به معنای نیت یا به تعبیر دیگر نیت ورود به اعمال حج یا عمره با قصد یا التزام به ترک محرمات خاص دانسته اند.
احرام
اِحرام در لغت به معنای منع کردن و در اصطلاح فقهی با معنای ورود در نماز یا حج یا عمره گویند که در این نوشته مراد «اِحرام حج» می باشد.
پیرامون حقیقت احرام، هشت نظر بیان شده که به چهار مورد آن اشاره می شود.
که در ضمن سه بخش بیان می شود:
که مقصد از آن، اعمالی است که پیش از اِحرام انجام آن مستحب است، مانند: تمیزکردن بدن، غسل و مُحرم شدن بعد از نماز واجب.
- بخش دوم: کیفیت اِحرام، که بر دو قسم است:
- بخش سوم: اعمالی که در احرام انجام نمی شود.
این اعمال بر دو قسم می باشد:
احرام
اِحرام، نخستین عمل واجب حج و عُمره و از ارکان آن دو. در احرامْ حج گزار، لباس احرام به تن می کند و لبیک می گوید. با این کار به او مُحرِم می گویند. ترک عمدی احرام موجب باطل شدن حج و عُمره می شود. برطبق آیات قرآن و احادیثْ تقوا، فروتنی، صبر در سختی ها و ترک لذت های دنیوی از حکمت های اِحرام است. موارد وجوب احرام عبارت اند از: انجام حج و عمره، ورود به حرم مکی و ورود به مکه. برپایه احکام فقهی، احرام باید در زمان ها و مکان های خاصی صورت گیرد. احرام عُمره مُفرَده در زمان به جاآوردن عمره و احرام های عمره تَمَتُّع و حج، در ماه های حج یعنی شَوّال، ذی قعده و ذی حجه صورت می گیرد. به مکان های انجام احرام میقات می گویند. میقات ها با توجه به نوع مناسک و مسیر حرکت حج گزاران متفات اند. واجبات احرام عبارت اند از: نیّت، پوشیدن لباس احرام و تَلبِیَه (لبیک گفتن). اعمالی چون بلندنگه داشتن موی سر، نظافت کردن بدن، غسل، پوشیدن لباس سفید و پنبه ای، دعا هنگام احرام و صلوات بر پیامبر(ص) نیز مستحبات احرام اند. در حال احرام برخی از کارها را نباید انجام داد که به آنها مُحَرَّمات احرام می گویند. شکار (صید) حیوانات خشکی، آمیزش و التذاذ جنسی، ازدواج، ازاله یا قطع کردن موی سر یا بدن، کندن یا کوتاه کردن ناخن، استعمال بوی خوش و نگاه کردن در آینه از محرمات مشترک میان مردان و زنان است. پوشیدن لباس دوخته، پوشاندن سر، زیر سایه رفتن، پوشاندن روی پا و استفاده از انگشتر، محرمات ویژه مردان مُحرم و پوشاندن صورت، استفاده از زیورآلات و پوشیدن دستکش، مُحَرَّمات مخصوص زنان مُحرم است. خروج از احرام در هریک از اقسام احرام، متفاوت است: احرام عمره تَمَتُّع و عُمره مُفرَده، پس از تقصیر یا حلق، تمام می شود. البته در عمره مفرده، تنها پس از طواف نساء و نماز طواف، التذاذ جنسی بر مُحرِم حلال می شود. خروج از احرام حج نیز پس از حلق و قربانی در روز عید قربان است. اینجا نیز با انجام دادن طواف نساء، مُحرم به طور کامل از احرام بیرون می آید.
واژه اِحرام از ریشه «ح ر م» به معنای منع کردن و بازداشتن است. معنای دیگر این واژه درآمدن به حریمی است که هتک حرمت آن روا نیست؛، مانند ورود به حَرَم یا ماه حرام یا بستن عهد و پیمانی خاص.
در منابع فقهی تعاریف گوناگونی از اِحرام عرضه شده است. برخی آن را از اعمال بیرونی دانسته و به معنای ورود در اعمال حج و عُمره با پوشیدن لباس احرام و تلبیه شمرده اند. بعضی آن را عملی قلبی به شمار آورده و به معنای نیت یا به تعبیر دیگر نیت ورود به اعمال حج یا عمره، قصد یا التزام به ترک مُحَرَّمات خاص و یا آماده ساختن خود برای ترک محرمات تا پایان مناسک دانسته اند. شماری هم آن را ترکیبی از نیت و تلبیه یا هر دوی اینها به علاوهٔ پوشیدن لباس احرام شمرده اند. همچنین برخی آن را امری اعتباری دانسته اند که پس از نیت حج یا عمره و تلبیه یا پس از التزام یا قصد ترک محرمات خود به خود حاصل می شود؛ چنان که طهارت پس از وضو یا غسل خود به خود فراهم می گردد.
احرام کعبه نمایان شدن پوشش سفید کعبه بر اثر بالا بردن پرده آن را گویند.
بر پایه سنتی تاریخی، در اواخر ذی قعده پرده خانه خدا از چهار سو حدود یک قامت و نیم بالا زده می شود. در این حال، لایه زیرین و سفید پوشش کعبه نمایان می گردد و حالتی همانند حج گزاران احرام بسته می یابد که در اصطلاح به آن «احرام کعبه» می گویند. از این حالت به تشمیر کعبه نیز تعبیر می شود.
تاریخچه احرام کعبه
به گفته برخی، نخستین کسی که چنین کرد، مامون عباسی بود. پاسداشت این سنت از آن روست که قداست پرده کعبه حفظ شود و با هجوم زائران مشتاق آسیب نبیند. در این روز، به رسم جشن، در کعبه به روی همگان گشوده می شد و با نصب پرده جدید در روز عید سعید قربان، کعبه از احرام خارج می گشت.
زمان احرام کعبه
ابن جبیر (م. ۵۴۰ق.) احرام کعبه را در روز ۲۷ ذی قعده هم زمان با روز فتح مکه گزارش کرده است. فاسی (م. ۸۳۲ق.) سخن او را گزارش کرده و افزوده که پرده کعبه روز ۲۵ ذی قعده بالا می رود و در ۲۷ ذی قعده کارگزاران کعبه قسمتی از پرده کعبه را که بالا برده اند، افزون بر بخش هایی دیگر تا روی در کعبه را قطع می نمایند و در روز عید قربان نیمه بالای پرده را عوض می کنند. فاسی احتمال داده است که دلیل بریدن نیمی از پرده کعبه به دست کارگزاران کعبه، فروش زود هنگام آن به حاجیان مصری و شامی است که معمولا در روزهای نخست ذی حجه وارد مکه می شدند. در گذشته شماری از حاجیان دیرتر به مکه می رسیدند و بی درنگ رهسپار عرفات می شدند و خرید بخش هایی از پرده کعبه را به روزهای پس از اعمال وا می گذاشتند و با توجه به این که پرده در روز عید قربان عوض می شد، آن را خریداری می کردند.
منابع مقاله
...
اِحرام کعبه، نمایان شدن پوشش سفید کعبه. احرام کعبه بر اثر بالابردن پرده کعبه روی می دهد. بالابردن کعبه سنتی تاریخی است که در آن پرده کعبه از چهار طرف بالا می برند. به این کار تشعیر کعبه نیز می گویند. مأمون خلیفه عباسی را ابداع کننده این سنت می دانند. بدین جهت پرده را بالا می برند تا با هجوم طواف کنندگان آسیب نبیند. این کار را در روز ۲۵ یا ۲۷ ذی قعده انجام می دهند. در روز عید قربان نیز پرده جدید نصب می شود.
بر پایه سنتی تاریخی، در اواخر ذی قعده پرده کعبه از چهار سو حدود یک قامت و نیم بالا زده می شود. در این حال، لایه زیرین و سفید پوشش کعبه نمایان می گردد و حالتی همانند حج گزاران احرام بسته می یابد که در اصطلاح به آن «احرام کعبه» می گویند. از این حالت به تشمیر کعبه نیز تعبیر می شود.
به گفته برخی، نخستین کسی که چنین کرد، مأمون خلیفه عباسی بود. پاسداشت این سنت از آن روست که قداست پرده کعبه حفظ شود و با هجوم زائران مشتاق آسیب نبیند. در این روز، به رسم جشن، درِ کعبه به روی همگان گشوده می شد و با نصب پرده جدید در روز عید قربان، کعبه از احرام خارج می گشت.
قبل از احرام، بعضی از آداب و دستورات استحبابی وجود دارد تا حج گزار آمادگی بیشتری پیدا کرده و اعمال را با دقت و علاقه انجام دهد. در اینجا به گوشه ای از این آداب و مستحبات همراه با بیان فلسفه و اسرار آنها اشاره می شود.
مستحب است حاجی یک ماه و یا سی روز، قبل از موسم حج و یا عمره، موی سر و صورت خود را آرایش نکند. امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: «لا تاخذ من شعرک وانت ترید الحج فی ذی القعده و لا فی الشهر الذی ترید فیه الخروج الی العمرة».
شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۳۱۷، ابواب الاحرام باب ۲، ح ۱.    
مستحب است حج گزار قبل از احرام، ناخن های خود را بگیرد و شارب را کوتاه کند و موهای زاید را از بین ببرد. رعایت نظافت بدن و دور کردن آلودگی از آن، برای نشاط بیشتر انسان در انجام مناسک مورد تاکید است. در روایتی نیز آمده است: «سالت ابا عبدالله علیه السّلام عن التهیؤ للاحرام، فقال: تقلیم الاظفار و اخذ الشارب و حلق العانة».
شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، باب ۶، ح ۱.    
غسل قبل از احرام در میقات مستحب است و در غیر میقات نیز_به خصوص در صورتی که خوف آن باشد که در میقات آب یافت نشود_ جایز است. در این صورت اگر در میقات آب یافت شود و یا مکلف بعد از غسل لباس بپوشد و یا غذای معطر بخورد و یا حدثی از او سر زند، اعاده غسل مستحب است. اگر در روز غسل کند، از غسل تا شب آینده کفایت می کند و اگر در شب غسل کند تا آخر روز آینده کافی است. این غسل از زن «حائض» و «نفساء» نیز مورد قبول است.البته برای ورود به هر مرتبه ای از مقامات معنوی و یا هر عبادتی از عبادات، طاهر شدن به طهارت ویژه همان مقام و یا عبادت مطلوب است. لذا در طهارت وضوئیه، تجدید وضو برای هر عبادت و فریضه ای سفارش شده است: «کان النبی علیه السّلام یجدد الوضوء لکل فریضة وکل صلاة»
شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱، باب ۸، ح ۹.    
...
احرام مصدر باب افعال، به معنای تحریم نمودن و ملزم کردن خود به ترک امر و یا اموری است. در اصطلاح برای عمل خاصی گفته می شود که دارای سه جزء است: پوشیدن جامه احرام، نیت حج یا عمره، تلبیه (لبیک).
یکی از واجبات به هنگام محرم شدن، پوشیدن لباس احرام است. مردان برای احرام از دو جامه ساده _که یکی را لنگ و دیگری را ردا قرار می دهند_ استفاده می کنند. زنان نیز در همان لباسی که بر تن دارند می توانند محرم شوند. جامه احرام قبل از نیت و تلبیه باید پوشیده شود و تاکید شده است که به هنگام کندن لباس دوخته و پوشیدن جامه و احرام، حاجی قصد اطاعت امر خداوند را داشته باشد. افضل آن است که محرم با همان جامه ای که طواف و سایر اعمال حج و یا عمره خود را انجام دهد. پس از آنکه لباس احرام را بر تن کرد، چنانچه به دنبال آن نیت حج و یا عمره را نماید و سپس تلبیه را بر زبان جاری سازد، محرم می شود و اموری بر او حرام می گردد، چه قصد ترک آن امور را داشته باشد و یا قصد ترک نکند.البته بهتر است انسان به هنگام احرام، قصد ترک محرمات احرام، بلکه ترک تمامی محرمات و معاصی را داشته باشد. و از آنجا که احرام و محرم شدن، یک عمل عبادی است، قصد قربت نیز در آن شرط است و ریا مبطل آن خواهد بود.
حکمت های احرام
احرام دارای اسرار و حکمت های مختلفی است که به بعضی از آنها اشاره می شود:
← آمادگی برای تقرب
 ۱. ↑ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۳۱۳.    
...
حج گزار پس از نیت و پوشیدن لباس احرام و گفتن تلبیه، ۲۴ مورد را بر خود حرام می کند که ۱۹ مورد آن مشترک میان زن و مرد و چهار مورد مختص مرد و یک مورد ویژه زن است.
مشترکات مرد و زن عبارت است از:نگریستن در آینه، استفاده از هر نوع بوی خوش، سرمه کشیدن برای زینت، روغن مالیدن، انگشتر به دست کردن برای زینت، استفاده از هرگونه زیور آلات، هرگونه لذت جنسی برای زن و مرد از یکدیگر، استمناء، به عقد کردن، عقد درآمدن و یا شاهد عقد بودن، زدودن مو از بدن، چیدن ناخن، کشیدن دندان، خون انداختن بدن، شکار حیوانات وحشی صحرایی، کشتن حشراتی که در بدن ساکن می شوند، سلاح بستن، کندن درخت و یا گیاهی که در حرم روییده (مگر آنکه خود کاشته باشد)، جدال و فسوق.
موارد اختصاصی مردان
موارد اختصاصی مردان عبارت است از:پوشیدن لباس دوخته، پوشاندن سر، پوشاندن تمام روی پا و سایه قرار دادن بالای سر در حال حرکت.
مورد مختص زنان
مورد ویژه زنان عبارت است از: پوشاندن صورت.
حقیقت احرام
...
«مکروه» عملی است که دوری کردن از آن بهتر است و ترک آن نیز ثواب دارد، هر چند انجام دادنش مستلزم عذاب نیست. در کتاب های لغت در تعریف مکروه آمده است: «کره الشئ کرها و کراهته ضد احبه» و قرآن کریم نیز مکروه را درمقابل محبوبیت قرار داده، می فرماید: حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم و کره الیکم الکفر و الفسوق و العصیان. پس مکروه؛ یعنی، آنچه مورد پسند نیست و خداوند ترک آنها را دوست می دارد، هر چند که بر انجام آن عقوبت نیست.
مکروهات احرام عبارت است از: ۱. احرام بستن در پارچه سیاه و یا هر رنگی غیر از سفید؛ ۲. محرم شدن در پارچه راه راه و یا هر پارچه نقش دار؛ ۳. احرام بستن در پارچه چرکین؛ ۴. خوابیدن محرم بر رختخواب یا بالش زرد رنگ یا سیاه رنگ؛ ۵. حمام رفتن محرم و کیسه کشیدن؛ ۶. حنا بستن و یا استفاده از هر رنگ مصنوعی قبل از احرام که آثار زینتی آن پس از احرام باقی بماند؛ ۷. لبیک گفتن در پاسخ کسی که او را صدا می زند.
حکمت های ترک مکروهات
درباره اسرار ترک مکروهات احرام می توان به موارد چندی اشاره کرد؛ از جمله:
← توجه به تاثیر رنگ
 ۱. ↑ قرشی، علی اکبر، قاموس القرآن، ذیل «کره».    
...
یکی از واجبات احرام «نیت» است. نیت به معنای قصد و عزم بر انجام کار است و خطور آن در قلب و یا ذکر آن بر زبان لازم نیست. از آنجا که حج و عمره از امور عبادی است، قصد و نیت انجام آن نیز از امور عبادی بوده و باید همراه با قصد قربت و خالصانه انجام گیرد.
متعلق بیشتر تکالیف الهی و احکام وجوبی، افعال مکلفان است (مانند حکم وجوب نماز، روزه، زکات و). قرآن می فرماید: کتب علیکم الصیام، اقیموا الصلاة و اتواالزکوة. اما حکم وجوبی حج در آیه شریفه لله علی الناس حج البیت متعلق حکم وجوبی و به عبارتی دیگر واجب و مامور به، قصد و نیت مکلف قرار گرفته است. «حج» به معنای قصد است و «حج البیت»، یعنی، قصد بیت. در آیه شریفه بر تمام مردم «قصد نیت» واجب شده و خداوند در عمل عبادی حج قصد خانه اش را طلب کرده است؛ هر چند این قصد آدابی دارد (مناسک) و باید عزم بر زیارت بیت را مطابق آن انجام داد. اما اینکه عنوان قصدی متعلق وجوب قرار گرفته، بیانگر این امر قلبی و جایگاه رفیع آن در مناسک حج است و وزنه حج به میزان وزنه قصد حج گزاران است آنان هرگونه که قصد کنند، همان طور نیز حقیقت و باطن شان شکل می گیرد. گر در نظرت گل گذرد گل باشی او گل بود و تو جزء خواهی تو اگروربلبل بی قرار بلبل باشی گر در نظرت گل گذرد گل باشی
آزمون اخلاص
قرآن می فرماید: لله علی الناس حج البیت؛ از تقدم جار و مجرور و از لام «لله» فهمیده می شود که این قصد، باید انحصاری و خالص برای خداوند باشد. حج گزار در صورتی صادقانه قصد و عزم زیارت بیت می کند که جان او از قصد غیر خارج باشد. با دو قبله در ره معبود نتوان زد قدم یا لقای دوست بگزین یا هوای خویشتنالبته در این خلوص هم باید قلب را از ریا دور ساخت و هم امور دیگری را مقصود برای سفر قرار نداد. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) می فرماید: «یاتی علی الناس زمان یحج اغنیاء امتی للنزهة و اوساطهم للتجارة و قراء هم للریاء و السمعه و فقراؤهم للمسئلة». امام صادق(علیه السّلام) فرمود: «الحج حجان حج لله و حج للناس». خدا از انسان قصد زیارت خانه اش را طلب می کند؛ اما نه هر نوع زیارتی که انسان بخواهد؛ بلکه این زیارت مناسک دارد. او می خواهد آن گونه که خودش اراده می کند، خانه اش زیارت شود نه کمتر و نه بیشتر؛ لذا فرمود: لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا؛ یعنی، این قصد باید در ظرف خاص خود و با شرایط تعریف شده انجام پذیرد؛ نه آنکه قاصد خود انتخاب کند.



احرام در دانشنامه ویکی پدیا

احرام
احرام نخستین مرحله از عمره تمتع مربوط به اعمال حج است.
برای انجام احرام، مردان باید تمام لباسهای دوخته (حتی لباسهای زیر و کوچک) را از تن درآورند و دو تکه لباس غیر دوخته بر تن کنند که یکی را مانند لنگ بر کمر می بندند و دیگری را بر شانه می اندازند و با نیّت احرامِ عُمره تَمَتُّع بگویند:
باید آن دسته از زائرانی که پیش از اعمال حج برای زیارت مقبره پیامبر اسلام و امامان بقیع به مدینه می روند، آنگاه که روانه مکّه می شوند، در «مسجد شجره» که در چند کیلومتری مدینه و بر سر راه مکّه واقع شده است، مُحرم شده و برای انجام بقیّه اعمال به سوی مکّه حرکت کنند و آنان که از جدّه عازم مکّه می شوند باید به «جُحفه» بروند و در آنجا مُحرم شوند.
«لَبَّیْکَ اللّهُمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ»
احتیاط مستحب آن است که پس از آن بگویند:
عکس احرام


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

احرام در دانشنامه آزاد پارسی

اِحرام
(در لغت یعنی واردکردن خویشتن در چیزی که حلال بوده و اکنون به سببی حرام شده است) اصطلاحی فقهی، واردشدن در حج یا عمره است. به کسی که احرام بسته است، مُحْرِم گویند. در حقیقتِ احرام، بین فقیهان اختلاف است. کسانی چون علامۀ حلی آن را امری مرکب از نیّت، تلبیه و پوشیدن لباس احرام می دانند. مستحب است مُحرِم، از اول ذیقعده از تراشیدن موهای سر بپرهیزد. بدنش را قبل از اِحرام، تمیز و غسل کند. ابن ابی عقیل عمانی، غسل قبل از احرام را واجب می دانست. همچنین مستحب است مُحرِم، پس از نماز واجب یومیه اِحرام ببندد. نیت، پوشیدن لباس اِحرام و تلبیه از واجبات اِحرام است. صید حیوان خشکی، نزدیکی با زنان، و نگاه شهوت آمیز به آنان، شهادت بر عقدِ ازدواج، دردست کردن انگشتر زینتی، پوشیدن لباس دوخته، پوشیدن کفش و جوراب، تراشیدن موی سر، ناخن گرفتن، بریدن درختان، همراه داشتن اسلحه و زیر سایه رفتن به هنگام حرکت از اموری است که بر مردِ مُحرِم، حرام است. نقاب به رو کشیدن و زینت آلات بستن از مُحرّمات زن مُحرِم است. عطرزدن و استعمال بوهای خوش، سرمه کشیدن، نگاه در آینه، فسوق و مجادله بر مرد و زن مُحرِم حرام است. در حین احرام مستحباتی نیز وجود دارد که بهتر است مُحرِم آن را رعایت کند.

ارتباط محتوایی با احرام

احرام در جدول کلمات

محل احرام بستن
میقات
محل احرام بستن حجاج
میقات

احرام را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Erfan_Z_A_D > اغما
افشین اشکبوسی > قد و قامت
امل .ب.خ > course
محمدحسین اجارودی از گرمی.اردبیل > issar
اثر ناپذیر > passive
exo.pcy😍 > exo
مهران > فابریک
مهبد > مهبد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• لباس احرام زنان   • عکس لباس احرام مردانه   • لباس احرام زنانه شامل چیست   • معنی احرام   • نام لباس حج   • لباس احرام چیست   • اسم لباس حج   • مفهوم احرام   • تعریف احرام   • معرفی احرام   • احرام یعنی چی   • احرام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی احرام
کلمه : احرام
اشتباه تایپی : hpvhl
آوا : 'ehrAm
نقش : اسم
عکس احرام : در گوگل


آیا معنی احرام مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )