انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 390 100 1

احسن

/'ahsan/

برابر پارسی: بهترین، خوشترین، نیکوترین

معنی احسن در لغت نامه دهخدا

احسن. [ اَ س َ ] (ع ن تف ) نیکوتر. بهتر. اعلی. احمد. اولی. اصلح. ج ، اَحاسِن : تبارک اﷲ احسن الخالقین. (قرآن 14/23).
در شعر مپیچ و در فن او
چون اکذب اوست احسن او.
نظامی.
از برای وی احمد انواع منایا و احسن اقسام روایا (؟) مقدّر ساخت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- امثال :
احسن الشعر اکذبه .
احسن من الدنیا المقبلة.
احسن من الشمس و القمر.
احسن من الطاووس .
احسن من زمن البرامکة. (مجمع الأمثال میدانی ).
|| (از ع ، صوت ) زه ! احسنت. آفرین. وَه ! خَه !
چو زد [ رستم ] تیر بر سینه ٔ اشکبوس
سپهر آن زمان دست او داد بوس
قضا گفت گیر و قدرگفت ده
فلک گفت احسن ملک گفت زه.
فردوسی.

احسن. [ اَ س َ ] (اِخ ) قریه ای است بین یمامه و حمی ضریة که معدن الأحسن نیز گویند و آن بنی ابی بکربن کلاب راست ودر آنجا حصنی و معدن زری است و در سمت راست راه یمامه است و کوههائی در آنجاست به نام أحاسِن. نوفلی گوید: ضریّه دو کوه دارد یکی را وَسط و دیگری را اَحسن خوانند و بدانجا معدن نقره است. (معجم البلدان ).

معنی احسن به فارسی

احسن
خوبتر، نیکوتر، بهتر
( صفت ) زه آفرین احسنت . قضا گفت گیر و قدر گفت ده فلک گفت احسن ملک گفت زه . ( فردوسی )
قریه ای است بین یمامه و حمی ضریه
احسن التقاسیم
احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم ٠ کتابی است معتبر در جغرافیا بزبان عربی تالیف مقدسی ( ه . م ٠ )
احسن الخالقین
( صفت ) نیکوترین آفرییندگان خدای تعالی . توضیح ماخوذ است از آیه فتبارک الله احسن الخالقین .
نیکو ترین آفرینندگان
احسن الطلاق
( صفت اسم ) آنست که مرد زن خویش را در طهر طلاق دهد وبا او نیارامد و ترک او گوید ناعده وی بپایان رسد
آنست که مرد زن خویش را در طهر طلاق دهد
احسن القصص
( صفت ) بهترین قصه ها ۲ - ( اسم ) نام سوره یوسف در قر آن مجید .
نام سوره از قر آن و نام دیگر آن یوسف است
احسن الله
( جمله دعایی ) خدا نیکو کناد یااحسن الله خلاصه . خدا رهایی او را نیکو انجام دهاد . : اگر رای عزیز فلان احسن الله خلاصه بجانب ماالتفاتی کند . یا احسن الله جزاک خدا پاداش ترا نیکو دهاد . بدوسه بوسه رها کن این دل از گرم و خباک تابمنت احسان باشد احسن الله جزاک . ( رودکی )
احسن الله جزاک
نیکو کناد خدای پاداش ترا
احسن تقویم
روی خوب راست قامت

معنی احسن در فرهنگ معین

احسن
(اَ سَ) [ ع . ] (ص تف .) نیکوتر، بهتر. ،به نحو ~ به بهترین شیوه و طرز. ،~التقویم بهترین شکل ، بهترین صورت .
( ~.) (صت ) آفرین ، احسنت ، مرحبا.

معنی احسن در فرهنگ فارسی عمید

احسن
خوب تر، نیکوتر، بهتر.
* احسن تقویم: [قدیمی] = احسن التقویم
احسن التقویم
نیکوترین شکل. &delta، مٲخوذ از قرآن کریم: لَقَد خَلَقنا الاِنسانَ فی اَحسَنِ تَقویم (التین، ۴).
احسن الخالقین
۱. نیکوترین آفرینندگان.
۲. خداوند.
احسن القصص
۱. بهترین قصه ها.
۲. نام دیگر سورۀ یوسف در قرآن مجید.

احسن در دانشنامه اسلامی

احسن
معنی أَحْسَنُ: نيکوتر - نيکوترين
معنی أَحْسِن: نيکي کن
معنی أُحْصِنَّ: شوهر دار شدند
معنی خَلَقَهُ: آنچه را آفريد(در جمله " أَحْسَنَ کُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ") - اورا خلق کرد
معنی حُسْنَیٰ: مؤنث أحسن : نيکوترين(حسن عبارت است از هر چيزي که بهجت و شادابي آورد و انسان به سوي آن رغبت کند )
معنی قَصَّ: حکايت کرد - داستان نقل کرد- قصّه گفت(کلمه قص به معناي دنباله جاي پا را گرفتن و رفتن است ، و جمله قصصت اثره به معناي رد پاي او را دنبال کردم است و اين کلمه به معناي خود رد پاهم هست ، مانند آيه فارتد علي آثارهما قصصا و آيه و قالت لاخته قصيه و قصص به مع...
معنی يَقُصُّ: حکايت می کند - داستان نقل می کند- قصّه می گوید(کلمه قص به معناي دنباله جاي پا را گرفتن و رفتن است ، و جمله قصصت اثره به معناي رد پاي او را دنبال کردم است و اين کلمه به معناي خود رد پاهم هست ، مانند آيه فارتد علي آثارهما قصصا و آيه و قالت لاخته قصيه و...
معنی يَقُصُّونَ: حکايت می کنند - داستان نقل می کنند- قصّه می گویند(کلمه قص به معناي دنباله جاي پا را گرفتن و رفتن است ، و جمله قصصت اثره به معناي رد پاي او را دنبال کردم است و اين کلمه به معناي خود رد پاهم هست ، مانند آيه فارتد علي آثارهما قصصا و آيه و قالت لاخته قصي...
ریشه کلمه:
حسن‌ (۱۹۴ بار)
احسن التراجم لاصحاب الامام موسی
شبستری، عبد الحسین، صاحب کتاب، احسن التراجم لاصحاب الامام موسی الکاظم (علیه السلام) است.
این کتاب، مشتمل بر مطالب زیر است:مقدمه مؤلف، در معرفی کتاب و زندگی نامه امام موسی کاظم (علیه السلام).در محتوای کتاب، شرح حال اصحاب امام موسی کاظم (علیه السلام)، راویان از آن حضرت و کسانی است که موفق به ملاقات با ایشان شده اند و یا به صورت مکاتبه با امام در تماس بوده اند. همچنین بیان مصادر و مراجعی که شرح حال هر شخص در آن موجود بوده است. ترتیب ذکر اشخاص، بر اساس نام و نام پدر آنهاست که بر اساس حروف الفبا تنظیم شده است. در ترتیب اسامی اشخاص، کنیه آنها نقشی نداشته است.
احسن التراجم لاصحاب الامام موسی الکاظم علیه السلام
أحسن التراجم لأصحاب الإمام موسی الکاظم(ع)، اثر عبدالحسین شبستری (متولد نجف 1312ش) به زبان عربی است که در آن، اصحاب امام هفتم(ع) را به صورت مستند و علمی معرفی کرده است.
نگارش این اثر در سال 1410ق، در قم به پایان رسیده و به مناسبت برگزاری المؤتمر العالمی الثالث للإمام الرضا(ع)» (سومین کنگره جهانی امام رضا(ع)) منتشر شده است.
مخاطبان این اثر، عموم مردم نیستند، بلکه عبارتند از متخصّصان و پژوهشگران علم رجال و سیره اهل بیت(ع).
کتاب حاضر، از مقدمه سومین کنگره جهانی امام رضا(ع) که برای شناساندن حضرت امام موسی کاظم(ع) تشکیل شده و مقدمه نویسنده و متن اصلی (شامل 2 جلد: 1. زندگی امام موسی کاظم(ع) و باب اسامی یاران امام(ع) از حرف الف تا عین؛ 2. ادامه اسامی یاران امام(ع) از حرف غین تا یاء، کنیه ها، نساء و مستدرک) تشکیل شده است.
نویسنده در این اثر دو جلدی، به صورت دقیق تعداد 530 نفر از مردان راوی و صحابه حضرت امام کاظم(ع) و دو نفر از زنان را معرفی کرده و در مستدرک نیز تعداد 7 نفر از مردان را افزوده است، پس در مجموع تعداد 539 نفر از یاران و راویان حضرت امام کاظم(ع) ذکر شده اند ....
احسن التفاسیر
احسن التفاسیر اثر مولی محمدجعفر (م ح ۱۲۹۰ ق) فرزند شیخ عبدالصاحب خشتی دوانی، از مفسران و فقهای شیعه می باشد.
این تفسیر به فارسی و به شیوه روائی است. مفسر در تفسیر آیات قرآن کریم اکتفاء به نقل احادیث و روایات ائمه معصومین (علیهم السّلام) می نماید.مؤلف این اثر را در ۱۲۸۸ ق آغاز به تالیف کرده و تا پایان سوره فاتحه به اتمام رسانده است. نـسـخه این تفسیر را شیخ آقابزرگ تهرانی در نجف اشرف نزد شیخ ابوالقاسم طهرانی در مدرسه صدر نجف مشاهده نموده است. نسخه دیگری از آن در کتابخانه شوشتری های نجف موجود است.عبدالصاحب خشتی دارای اثر دیگری در ترجمه است که نام آن ترجمه قرآن می باشد.
احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم (کتاب)
احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، نام کتابی مشهور در جغرافیا ، به زبان عربی از آثار ربع ۴ سده ۴ ق/ ۱۰ م، تالیف شمس الدین ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی .
مقدسی در یک جا به صراحت می گوید که در ۳۷۵ ق ۴۰ ساله و در مرکز فارس بوده، و تالیف کتاب را به پایان برده است. وی همچنین گوید که دو سال بعد آن را در مکه به یک عالم اندلسی عرضه کرده است. اما با سورث بر پایه عبارتی از احسن التقاسیم چنین حدس می زند که این اثر در پایان دوران سعدالدوله پسر سیف الدوله حمدانی (د ۳۸۱ ق) تالیف شده است، زیرا در احسن التقاسیم از حکومت خاندان حمدانی بر شهر بدلیس به صورت گذشته یاد می شود.
احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم
اَحْسَنُ التَّقاسیمِ فی مَعْرِفَةِ الاَقالیم، نام کتابی مشهور در جغرافیا، به زبان عربی از آثار ربع 4 سدۀ 4 ق10/م، تألیف شمس الدین ابوعبداللّه محمد بن احمد مقدسی.
مقدسی در یک جا به صراحت می گوید که در 375ق 40 ساله و در مرکز فارس بوده، و تألیف کتاب را به پایان برده است. وی همچنین گوید که دو سال بعد آن را در مکه به یک عالم اندلسی عرضه کرده است. اما با سورث بر پایۀ عبارتی از احسن التقاسیم چنین حدس می زند که این اثر در پایان دوران سعدالدوله پسر سیف الدوله حمدانی (د 381 ق) تألیف شده است، زیرا در احسن التقاسیم از حکومت خاندان حمدانی بر شهر بدلیس به صورت گذشته یاد می شود.
کتاب به یک پیش گفتار و دو بخش تقسیم شده است. پیش گفتار که بیش از یک هفتم کتاب را در بر دارد؛ شامل این مطالب است: روش تدوین کتاب، پیشگامان جغرافیا، بیان اصطلاحات، تاریخ تألیف، چند تذکر، فهرست محتویات، دریاها و ترسگاه هایش، رودخانه ها، شهرهای هم نام، لهجه ها، شیوۀ بیان مؤلف، ویژگی های هر سرزمین، مذهب ها و دسته بندی آنها، راه ها، گنبد و بارگاه های افسانه ای، جدولی برای کارگزاران، اقلیم ها و نمای کشور اسلام.
در بخش نخست 6 اقلیم عربی، و در بخش دوم 8 اقلیم عجمی معرفی می شود. در بخش اول نصف جهان اسلام آن روز که در بیرون جزیرةالعرب قرار داشت، عرب نامیده شده است و مردم 5 اقلیم بین النهرین، اقور (احتمالا تصحیف شدۀ اقور اثور)، شام، مصر و مغرب (شمال افریقا که به سبب هم نژاد بودن با تازیان توانسته بودند، این زبان را بیاموزند)، عرب شمرده شده اند. در بخش دوم، به معرفی 8 اقلیم عجمی: خاوران، دیلم، رحاب (ارمنستان، اران و گرجستان)، کوهستان (آذربایجان و کردستان)، خوزستان، فارس، کرمان و سند پرداخته است. مؤلف در آغاز این بخش، مردم آن را خوشبخت تر، دانشمندتر و دین دارتر از دیگر مردمان دانسته است. این بخش کتاب با یک رسالۀ کوتاه در جغرافیا تألیف گواذ (قباد) پادشاه ساسانی آغاز می شود.
احسن التقاسیم؛ همانند صورة الأرض ابن حوقل و المسالک و الممالک اصطخری، حاصل سال ها سفر مؤلف، به کشورهای اسلامی آن روزگار است. در حقیقت مؤلف به بخش مرکزی جهان اسلام قناعت نکرده و به فلسطین و خراسان نیز سفر کرده است. مؤلف؛ فلسطین، شام، جزیرة العرب، عراق و ایران را درست می شناسد و لیکن باختر جهان اسلام (مراکش و اسپانیا) را ندیده است و در خاور نیز آگاهی درست او از حدود سند تجاوز نمی کند.
احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم (ترجمه)
احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، نام کتاب جغرافیای عربی بسیار مشهوری از اواخر قرن چهارم هجری (دهم میلادی) است که محمد بن احمد بن ابی بکر بناء شامی مقدسی آن را در سال 375 هجری تألیف کرده است و در عصر حاضر به فارسی ترجمه گشته است.
تنها اطلاعی که درباره زندگانی مقدسی داریم، از مطالب کتاب خود او به دست می آید و گویا به ظاهر این تنها کتابی است که تألیف کرده است.
جد پدری او ابوبکر، بنا سازنده استحکامات عکا برای احمد بن طولان بوده است. جد مادرش ابوطیب شواء از بیار قومس(کومش) ایران، از بخش بیارجمند شهرستان شاهرود در استان سمنان واقع بر کرانه شمالی کویر مرکزی ایران است.
برای انجام کار ترجمه فارسی آن، ابتدا آقای دکتر خدا مراد مرادیان استاد زبان عربی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در نظر گرفته شد و نسخه های مورد نیاز کتاب نیز تهیه و در اختیار ایشان قرار گرفت. در این بین آقای دکتر مرادیان مأمور تدریس در دانشگاه الازهر مصر گردید و در نتیجه با موافقت و صلاحدید شرکت مؤلفان و مترجمان ایران به راهنمایی آقای دکتر مرادیان کار ترجمه فارسی این کتاب منیف به آقای دکتر علی نقی منزوی استاد فلسفه و ادبیات زبان عربی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران که برای انجام این کار اظهار تمایل و اشتیاق کرده بودند، محول شد.
مطالعه کتاب أحسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم (ترجمه) در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور
احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم (کتاب)
احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، نام کتابی مشهور در جغرافیا ، به زبان عربی از آثار ربع ۴ سده ۴ ق/ ۱۰ م، تالیف شمس الدین ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی .
مقدسی در یک جا به صراحت می گوید که در ۳۷۵ ق ۴۰ ساله و در مرکز فارس بوده، و تالیف کتاب را به پایان برده است. وی همچنین گوید که دو سال بعد آن را در مکه به یک عالم اندلسی عرضه کرده است. اما با سورث بر پایه عبارتی از احسن التقاسیم چنین حدس می زند که این اثر در پایان دوران سعدالدوله پسر سیف الدوله حمدانی (د ۳۸۱ ق) تالیف شده است، زیرا در احسن التقاسیم از حکومت خاندان حمدانی بر شهر بدلیس به صورت گذشته یاد می شود.
ساختارکتاب
کتاب به یک پیش گفتار و دو بخش تقسیم شده است؛ در بخش نخست ۶ اقلیم عربی، و در بخش دوم ۸ اقلیم عجمی معرفی می شود.
گزارش محتوا
...
احسن التواریخ
احسن التواریخ اثر فارسی حسن بیک روملو، تاریخ عمومی و یکی از منابع معتبر و دست اول دوره صفوی در زمینه تاریخ ایران و عثمانی است که در سال 985ق نوشته شده است.
انگیزه مؤلف، ثبت وقایع و حوادث تاریخی بوده است.
علامه محمد قزوینی، این کتاب را از نسخ نفیسه ای دانسته و در نامه خود به فرهنگستان، طبع و انتشار آن را توصیه و تأکید کرده است.
کتاب در اصل دوازده جلد بوده، ولی فقط دو جلد یازدهم و دوازدهم آن در دست می باشد که هر دو جلد، با مقدمه ای از عبدالحسین نوایی، مصحح کتاب، آغاز شده است.
جلد یازدهم، تلخیصی است از چند منبع قدیمی تر، نظیر مطلع سعدین و مجمع بحرین، تاریخ دیار بکریه، حبیب السیر و... که به شرح سال به سال وقایع ایران و ممالک همجوار آن، از مرگ تیمور در 807ق تا سال 900ق، پرداخته است.
احسن الحدیث
این ترکیب، از ۲ واژه احسن به معنای نیکوترین و حدیث به دست آمده است و به دلیل پیوستگی واژه حدیث با احسن الحدیث، در همین مقاله از آن بحث می شود.
با وجود گوناگونی عبارت ها، نوعی هماهنگی در معنای واژه حدیث میان لغت شناسان به چشم می خورد گویا آنان هر نوع ظهوری اعمّ از شیء، سخن و خبر را حدیث گفته اند که رایج ترین معنای آن در قرآن ، سخن و کلام است و از معانی غیر رایج آن می توان به خبر و عبرت اشاره کرد. از مجموع ۲۳ بار کاربرد مفرد حدیث، معنای ۹ آیه (اعراف/۷، ۱۸۵ ؛ کهف/۱۸، ۶ ؛ زمر/۳۹، ۲۳ ؛ جاثیه/۴۵، ۶ ؛ طور/۵۲، ۳۴ ؛ نجم/۵۳، ۵۹ ؛ واقعه/۵۶، ۸۱ ؛ قلم/۶۸، ۴۴ ؛ مرسلات/۷۷، ۵۰ ) را می توان با قرآن پیوند داد که به طور تقریبی در همه آن ها نوعی تهدید و سرزنش کافران به دلیل بی توجهّی به آیات الهی به چشم می خورد.برخی معتقدند واژه حدیث در آیه ۵۹ نجم/۵۳ ، به مضمون آیات پیش از خود اشاره دارد. برخی نیز حدیث را فقط در آیاتی چون ۸۱ واقعه/۵۶ و ۶ کهف/۱۸ که با پیشوندهای احسن و اسم اشاره «هذا» همراه هستند، به معنای قرآن دانسته اند که شاید به جای مفهوم کلّی آیه، صرفاً معنای واژه، مورد نظر آن ها باشد.
نظر موافقان و مخالفان
مفسّران، نوآوری ها، تازگی نزول قرآن در مقایسه با کتاب های آسمانی پیشین و نیز کلام و خبر جدید بودن آن را دلیل وصف یا نامگذاری قرآن به حدیث می دانند. همچنین متکلّمان و مفسّران طرفدار نظریه حدوث قرآن، نامگذاری این کتاب به حدیث را شاهدی بر ادّعای خود می شمارند. مخالفان آن ها نیز با ارائه پاسخ هایی از قبیل حدوث لفظی قرآن کوشیده اند از دیدگاه خود دفاع کنند؛ در حالی که گویا فهم عرفی و ابتدایی آیات، هیچ کدام از دیدگاه های یاد شده را یاری ندهد.
وصف احسن الحدیث در قرآن
آشکارترین مورد وصف قرآن به حدیث، آیه ۲۳ زمر/۳۹ است که بر مبنای آن، قرآن نه تنها حدیث، بلکه نیکوترین حدیث و سخن(احسن الحدیث) به شمار می آید و آیاتش(در لطف، زیبایی، عمق و محتوا) همانند یکدیگر است. آیاتی مکرّر و منسجم دارد که از شنیدن آن ها، بر اندام کسانی که از پروردگارشان می ترسند، لرزه می افتد: «اَللّهُ نَزَّلَ اَحسَنَ الحَدیثِ کتبًا مُتَشبِهًا مَثانِی تَقشَعِرُّ مِنهُ جُلودُ الَّذینَ یخشَونَ رَبَّهُم ثُمَّ تَلینُ جُلودُهُم و قُلوبُهُم اِلی ذِکرِ اللّهِ ذلِک هُدَی اللّهِ یهدی بِهِ مَن یشَاءُ و مَن یضلِلِ اللّهُ فَما لَهُ مِن هاد». در حالیکه بسیاری از مفسّران، احسن الحدیث را به معنای نیکوترین کلام می دانند، برخی با انطباق مفهوم تکرار که در مثانی و متشابه نهفته است، با داستان های مکرّر قرآن و شاید به تأثیر از آیاتی مانند «هَل اَتک حَدیثُ موسی» و نیز شأن نزول، آیه احسن الحدیث را به احسن القصص تفسیر کرده اند.
دلایل توصیف قرآن به این صفت
...
احسن الحدیث
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
از اوصاف یا نام های قرآن.
این ترکیب، از 2 واژه احسن به معنای نیکوترین و حدیث بدست آمده است و به دلیل پیوستگی واژه حدیث با احسن الحدیث، در همین مقاله از آن بحث می شود. با وجود گوناگونی عبارت ها، نوعی هماهنگی در معنای واژه حدیث میان لغت شناسان به چشم می خورد گویا آنان هر نو ظهوری اعمّ از شیء، سخن و خبر را حدیث گفته اند که رایج ترین معنای آن در قرآن، سخن و کلام است و از معانی غیررایج آن می توان به خبر و عبرت اشاره کرد.
از مجموع 23 بار کاربرد مفرد حدیث، معنای 9 آیه (سوره اعراف/7، 185؛ سوره کهف/18، 6؛ سوره زمر/39،23؛ سوره جاثیه/45، 6؛ سوره طور/52، 34؛ سوره نجم/53، 59؛ سوره واقعه/56، 81؛ سوره قلم/68، 44؛ سوره مرسلات/77، 50) را می توان با قرآن پیوند داد که به طور تقریبی در همه آن ها نوعی تهدید و سرزنش کافران به دلیل بی توجهی به آیات الهی به چشم می خورد.
برخی معتقدند واژه حدیث در آیه 59 سوره نجم/53، به مضمون آیات پیش از خود اشاره دارد. برخی نیز حدیث را فقط در آیاتی چون 81 سوره واقعه/56 و 6 سوره کهف/18 که با پیشوندهای احسن و اسم اشاره «هذا» همراه هستند، به معنای قرآن دانسته اند  که شاید به جای مفهوم کلی آیه، صرفاً معنای واژه مورد نظر آن ها باشد.
مفسران، نوآوری ها، تازگی نزول قرآن در مقایسه با کتاب های آسمانی پیشین و نیز کلام و خبر جدید بودن آن را دلیل وصف یا نامگذاری قرآن به حدیث می دانند. همچنین متکلمان و مفسران طرفدار نظریه حدوث قرآن، نام گذاری این کتاب به حدیث را شاهدی بر ادعای خود می شمارند.
مخالفان آن ها نیز با ارائه پاسخ هایی از قبیل حدوث لفظی قرآن کوشیده اند از دیدگاه خود دفاع کنند؛ در حالی که گویا فهم عرفی و ابتدایی آیات، هیچ کدام از دیدگاه های یاد شده را یاری ندهد.
آشکارترین مورد وصف قرآن به حدیث، آیه 23 سوره زمر/39 است که بر مبنای آن، قرآن نه تنها حدیث بلکه نیکوترین حدیث و سخن (احسن الحدیث) به شمار می آید و آیاتش (در لطف، زیبایی، عمق و محتوا) همانند یکدیگر است.
احسن الحدیث (قرآن)
احسن الحدیث (قرآن)، یکی از اسامی قرآن کریم می باشد.
از جمله اسامی و صفات قرآن که در آیه ۲۳ سوره زمر به آن تصریح شده، «احسن الحدیث» است: (الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها مثانی تقشعر منه جلود الذین یخشون ربهم…)؛ "خدا زیباترین سخن را(به صورت) کتابی متشابه متضمن وعد و وعید نازل کرده است آنان که از پروردگارشان می هراسند پوست بدنشان از آن به لرزه می افتد".
تعریف
«احسن» به معنای بهترین و « حدیث » به معنای تازه و جدید، و نیز به معنای سخن و کلام است.
وجه تسمیه
فخررازی می گوید: احسن الحدیث بودن قرآن یا از لحاظ «لفظ» است، یا «معنا».
← از جهت لفظ
...
جدل احسن
جدل احسن یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای جدل تشکیل شده از مشهورات عمومی یا آرای محموده است.
جدل بر دو قسم است: احسن و غیر احسن. «جدل احسن» آن است که مقدمات آن از مشهورات عمومی (آرای محموده) تشکیل شود. «آرای محموده»، عقاید مشهوری است که از لحاظ مصلحت عموم، پسندیده و نیکوست. برخی دیگر از منطقیان در تعریف جدل احسن آورده اند: «جدل احسن آن است که برای الزام مردم فاسد العقیده و منکر حقیقت باشد و جدل غیر احسن یا مذموم آن است که برای پا برجا نمودن باطل و پامال کردن حقیقتی به عمل آید».
نکته
گفته شده است که مراد از آیه شریفه «جادلهم بالتی هی احسن؛ با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن!...» نیز همین قسم است؛ ولی ظاهر برخی از روایات اهل بیت (علیهم السّلام) آن است که مراد از جدال در آیه یاد شده، جدل اصطلاحی نیست و منظور از جدال احسن در اصطلاح قرآن، برهان یا جدل احسن و یا هر قیاسی است که باعث تقویت استدلالی و علمی مسلمانان باشد.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • گرامی، محمدعلی، منطق مقارن.• سبزواری، ملاهادی، شرح المنظومة.    
...
نظام احسن
مقصود از «نظام احسن» این است که نظام آفرینش خداوند به بهترین وجه ممکن خلق شده است.
نظام احسن به تعبیر برخی از فلاسفه همان عنایت فعلی خداوند است که خود، از لوازم عنایت ذاتی اوست. و زمانی که دربارۀ عالم مادیات «نظام احسن» به کار برده می شودم -از آنجا که در مادیات، تزاحم وجود دارد- معنایش این است که عالم ماده به گونه ای خلق شده است که در آن،مخلوقات بیشتری از کمالات بهتری بهره مند گردند. صفتی که اقتضاء کنندۀ این نظام است را صفت عنایت خداوند می نامند. از آنجا که ارادۀ الهی بر حسب حکمت الهی بر امور خاصی تعلق می گیرد در نتیجه دایرۀ افعالی که خدا اراده کرد و آنها را انجام می دهد از دایرۀ مقدورات الهی محدودتر است و به عبارتی خداوند متعال بر خلق نظام غیر احسن نیز قادر است لکن چون ایجاد آن، خلاف حکمت خداوند است بلکه حکمت خداوند فقط در محدوده ای است که در زمرۀ نظام احسن قرار گیرند لذا واجب تعالی فقط آن افعالی را انجام می دهد که موافق با نظام احسن و حکمت الهی باشد.
نظام احسن لازمه حکمت
برخی دیگر از فلاسفه معاصر نظام احسن را از لوازم حکمت دانسته و می گویند: چون خداوند خیر و کمال را دوست دارد و به جهات خیر و کمال موجودات نیز آگاه است، آفریدگان را به گونه ای می آفریند که هر چه بیشتر دارای خیر و کمال باشند. حب الهی بالاصاله به ذات خود و بالتبع به آفریدگانش تعلق می گیرد و همین رابطه اصالت و تبعیت در میان مخلوقات خدا نیز بر قرار است. به این بیان که موجود ممکنی که دارای همۀ کمالات امکان خود به وصف وحدت و بساطت باشد (موجود ممکن مجرد تام) در درجۀ اول از محبوبیت و مطلوبیت در نزد خدا باشد و سایر مخلوقات ممکن به حسب درجات وجود و کمالاتشان در درجات بعدی قرار می گیرند و به همین ترتیب تا به مرتبۀ مادیات برسد که میان کمالات وجودی آنها تزاحم برقرار با پدید آمدن موجودات بعدی، مزاحمت پیدا می کند و از سوی دیگر تکامل یافتن بعضی از موجودات مادی متوقف بر دگرگونی و نابودی برخی دیگر است؛ چنان که رشد و نمو حیوان و انسان به وسیلۀ تغذیه از نباتات و نیز تغذیۀ برخی حیوانات از برخی دیگر حاصل می شود. در این سلسله، طبعا موجودات کامل تر از مطلوبیت بیشتری برخوردار خواهند بود. با توجه به این مطلب است که حکمت الهی اقتضاء می کند خداوند در مادیات نیز نظامی را ایجاد کند که موجب تحقق کمالات وجودی بیشتر و بالاتر می باشد. یعنی سلسلۀ علل و معلولات مادی به گونه ای آفریده شوند که هر قدر ممکن است مخلوقات بیشتری از کمالات بهتری بهره مند گردند.
اثبات نظام احسن
با توجه به روشن شدن معنای نظام احسن در بین موجودات مجرد و موجودات عالم مادی، اینک به اثبات نظام احسن می پردازیم: حکمای اسلامی احسن بودن نظام آفرینش را حداقل از دو راه اثبات می کنند:
← برهان لمی
...
وقف احسن
به وقف در موضع دارای ملاک حُسن وقف بیشتر را وقف احسن گویند.
بعضی از دانشمندان علم قرائت تصریح کرده اند مصادیق انواع وقف (تام، کافی، حسن و قبیح) از جهت تمامیت، کفایت، حسن و قبح متفاوتند؛ یعنی بعضی از موارد وقف تام نسبت به برخی دیگر اتم، برخی از موارد وقف کافی نسبت به موارد دیگر اکفی ، برخی از موارد وقف حسن نسبت به بعضی دیگر احسن، و برخی از موارد وقف قبیح نسبت به بعضی دیگر اقبح هستند. و همین مطلب در موارد «ابتدا» نیز صادق است.بنابراین «وقف احسن» عبارت است از وقف حسن که ملاک حُسن وقف در آن نسبت به کلمه یا موضع دیگر بیشتر است.



احسن در جدول کلمات

پیشنهاد شما درباره معنی احسن



نام نویسی   |   ورود
فروشگاه کمپونرم افزاری مریم

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی احسن
کلمه : احسن
اشتباه تایپی : hpsk
آوا : 'ahsan
نقش : صفت
عکس احسن : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با احسن در گوگل



آیا معنی احسن مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 97% )