انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1039 100 1

احقاف

معنی احقاف در لغت نامه دهخدا

احقاف. [ اَ ] (ع اِ)ج ِ حِقف. ریگهای توده ٔ کژ. تل های ریگ. ریگ پشته ها.

احقاف. [ اَ ] (اِخ ) ریگهای دراز که بکرانه ٔ شحر بود و قوم عاد در آن سکونت داشتند. (منتهی الارب ). اراضی وسیعی در عربستان که امتداد می یابد از حضرموت تا عمان و از خلیج فارس تا هرمزد. قوم عاد در آن سکونت داشتند و مشتمل بر ریگ توده های مستطیل متحرکی میباشد. احقاف مذکور در قرآن کریم ، وادیی است بین عمان و زمین مهرة. (از ابن عباس ). ابن اسحاق گوید: احقاف ریگی است بین عمان تا حضرموت. و قتادة گوید: احقاف ریگهائی است مشرف بر دریا به شحر از سرزمین ِ یمن و این سه قول مختلف المعنی نیست. ضحاک گوید: احقاف کوهی است بشام و در کتاب العین آمده احقاف کوهی است محیط بدنیا اززبرجد سبز، که در روز قیامت افروخته گردد و مردم ازهر ناحیه بدانجا گرد آیند و این وصف کوه قاف است و صحیح همان است که ما از ابن عباس و ابن اسحاق و قتادة روایت کرده ایم. (معجم البلدان ). نام ناحیتی به یمن و از آنجا صبر خیزد. (نخبةالدهر): و هود بعد از ششصد سال از فوت نوح بهدایت و ارشاد قوم عاد که در ولایت یمن در موضعی که احقاف میگفتند ساکن بودند، مبعوث گشت. (حبط ج 1 ص 13). و اذکر اخا عاد اِذ اَنْذَرَ قومه بالاَحقاف. (قرآن 21/46). و صاحب قاموس الاعلام گوید: احقاف در جنوب جزیرةالعرب میان عمان و یمن بشمال شرقی حضرموت و جزو صحرای واسع [ دهنا ] است و عاری از عمران است. و رجوع به ترکیب ِ ریگ احقاف در ذیل ریگ شود.

احقاف. [ اَ ] (اِخ ) بغلط بکوه قاف اطلاق شده. رجوع به ماده ٔ فوق شود.

احقاف. [ اَ ] (اِخ ) سوره ٔ چهل وششم از قرآن کریم ، و آن مکیه است و شماره ٔ آیات آن 35 است ، پس از جاثیه و پیش از محمد، و اول آن : حم. تنزیل الکتاب...

معنی احقاف به فارسی

احقاف
نام سوره چهل و ششم از قر آن مجید ٠
جمع حقف، ریگ، پشته های کج شده، تلهای شن وریگ، توده های شن مستطیل یامنحنی
( اسم ) جمع : حقف . توده های ریگ تل های شن و ریگ ریگ پشته ها .

معنی احقاف در فرهنگ معین

احقاف
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ حقف ، توده های ریگ ، تل های شن و ریگ .

معنی احقاف در فرهنگ فارسی عمید

احقاف
چهل وششمین سورۀ قرآن، دارای ۳۵ آیه.

احقاف در دانشنامه اسلامی

احقاف
صحرای ناهموار با تپه های شنی، سرزمین قوم عاد.
واژه احقاف از ریشه «حقف» به معنای برآمدگی و انحنا است که تپه های منحنی شن، خمیدگی پشت شتر و دیگر حیوانات و خمیدگی هلال ماه، از کاربردهای مشهور آن به شمار می رود.
احقاف در نقش صیغه جمع به مجموعه تپه های شنی در بیابان های کویری اطلاق شده برای دیگر گونه های برآمدگی زمین بکار نمی رود؛ گرچه از برخی مفسران نخستین، اطلاق آن بر کوه ها نیز گزارش شده است.
قرآن فقط یک بار این واژه را در آیه 21 سوره احقاف/46 به صورت محل سکونت قوم عاد و پیامبری حضرت هود علیه السلام بکار برده و سوره مذکور به همین مناسبت به این نام شهرت یافته است؛ البته ماجرای قوم عاد در 17 سوره دیگر نیز بازگو شده که گاه از خلال آن به برخی نکات درباره محل سکونت این قوم دست می یابیم.
با این حال، محل دقیق این منطقه در قرآن تعیین نشده و وجود بیابان های شنی فراوان در مناطق گوناگون جزیرة العرب نیز بیشتر بر این ابهام افزوده است.
در تورات و تواریخ پیش از اسلام نیز به طور صریح از عاد و احقاف، یادی به میان نیامده است جز آن که در آثار اقلیم نگاران یونانی از قوم Oadite در شمال غربی جزیرة العرب یاد شده که احتمال تطبیق آن بر قوم عاد از سوی برخی پژوهش گران مطرح شده است. گویا جرجی زیدان بر همین اساس، عادیان را از عرب های شمال شمرده؛ این در حالی است که احقاف از نظر عموم مفسران اسلامی در منطقه ای از یمن در جنوب عربستان قرار داشته است؛ البته برخی نیز احقاف را نام کوهی در شام یا منطقه ای اطراف حسمی در شمال جزیرة العرب دانسته اند که آبادانی و سرسبزی این منطقه با برخی گزارش های قرآن از محل سکونت عاد، شباهت دارد.
وجود کوهی به نام «ارم» فرضیه وقوع سرزمین احقاف در این منطقه را نزد برخی خاورشناسان تقویت کرده است. در تورات نیز از منطقه ای به نام «حویله» یاد شده که آن واژه از ریشه عبری «حول» به معنای شن اشتقاق یافته به سرزمین شن زار اطلاق می شود.
محدوده دقیق این منطقه به روشنی در تورات تعیین نشده و گویا افزون بر یمن و عمان در عربستان جنوبی تا مرکز و شمال جزیرة العرب امتداد داشته است. کنار هم آمدن نام «حویله» و «حضرموت» به صورت فرزندان یقطان و همچنین «سبأ» و «حویله» به صورت بنوکوش (با توجه به تطبیق نام شهرها و قبایل با اسامی فرزندان نوح از نگاه عهد عتیق) فرضیه تطابق حویله با احقاف را تقویت می کند؛ به ویژه آن که قبایل قحطانی عرب که گویا نام خود را از ریشه عبری «یقطان» برگرفته اند، گاهی در برابر تفاخر عدنانیان به پیامبری جدشان اسماعیل، پیامبری جدشان هود را یادآور می شدند.
احقاف
معنی أَحقاف: تپه وريگزارها-نام بياباني بوده بين عمان و سرزمين مهره
معنی ثَمُودَ: نام قوم حضرت صالح که از اقوام عرب بودند ودر سرزمین احقاف یمن زندگی می کردند
معنی عَادٌ: نام قوم حضرت هود (علي نبينا وعليه السلام)(مردمي عرب از انسانهاي ما قبل تاريخ بوده و در جزيره زندگي ميکردهانددرقرآن کريم از آنان به "عاد اولي" تعبير شده ، و از آن به دست ميآيد که عاد دومي نيز بوده ،مردمي بودهاند که در احقاف زندگي ميکردند و احقاف که جم...
تکرار در قرآن: ۱(بار)
احقاف ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • سوره احقاف، چهل و ششمین سوره قرآن کریم و از سوره های مکی• صحرای احقاف، صحرای ناهموار با تپّه های شنی، همان سرزمین قوم عاد
...
احقاف ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد.
احقاف از ریشه «حقف» به معنای برآمدگی و انحنا، سرزمین هود پیامبر و قوم عاد است.
واژه احقاف از ریشه «حقف» به معنای برآمدگی و انحنا است. که تپّه های منحنی شن، خمیدگی پشت شتر و دیگر حیوانات و خمیدگی هلال ماه، از کاربردهای مشهور آن به شمار می رود. احقاف در اصطلاح به معنای شن هایی است که بر اثر وزش باد در بیابان ها به صورت منحنی و انبوه بر روی هم انباشته می شود. و نام وادیی است میان عمان و حضرموت و در نظری دیگر ریگزاری است مشرف بر دریا از سمت یمن که قوم عاد در آن سکونت داشته و حضرت هود علیه السّلام به سوی آنان مبعوث شد. احقاف در قالب صیغه جمع، به مجموعه تپّه های شنی در بیابان های کویری اطلاق شده، برای دیگر گونه های برآمدگی زمین به کار نمی رود؛ گرچه از برخی مفسّران نخستین، اطلاق آن بر کوه ها نیز گزارش شده است.
احقاف در قرآن
قرآن فقط یک بار این واژه را در آیه ۲۱ سوره احقاف به صورت محلّ سکونت قوم عاد و پیامبری هود (علیه السلام) به کار برده و سوره مذکور به همین مناسبت به این نام شهرت یافته است؛ البتّه ماجرای قوم عاد، در ۱۷ سوره دیگر نیز بازگو شده که گاه از خلال آن به برخی نکات درباره محلّ سکونت این قوم دست می یابیم. با این حال، محلّ دقیق این منطقه در قرآن تعیین نشده و وجود بیابان های شنی فراوان در مناطق گوناگون جزیرة العرب نیز بیش تر بر این ابهام افزوده است. قرآن در غالب یادکردهای خویش از عادیان، آنان را پس از قوم نوح می شمرد و همچنین گرچه تعبیر «عاداً الاولی:عاد نخستین» از نظر برخی مفسّران نشان دهنده وجود عاد دیگری است، می تواند بر قدمت بسیار این قوم کهن دلالت کند. سرزمین این قوم، بنا به گزارش قرآن در جزیرة العرب یا منطقه ای نزدیک به آن قرار داشته است:«و لَقَد اَهلَکنا ما حَولَکُم مِنَ القُری». از برخی آیات قرآن نیز آشنایی عرب با ماجرای قوم عاد برمی آید:«اَلَم یَأتِکُم نَبَأُ الَّذینَ مِن قَبلِکُم قَومِ نوح و عاد و ثمود ...» که در کنار سفارش خداوند به کافران عرب جهت مسافرت برای عبرت گیری ازعاقبت شوم برخی اقوام گذشته:«واِن یُکَذِّبوکَ فَقَد کَذَّبَت قَبلَهُم قَومُ نوح وعادٌ وثَمود... اَفَلَم یَسیروا فِی الاَرضِ فَتَکونَ لَهُم قُلوبٌ ...» احتمالا نشان دهنده نزدیکی این منطقه به جزیرة العرب است پاره ای از گزارش های برخی مورّخان اسلامی نیز از آن حکایت می کند که محلّ سکونت قوم عاد، به طور کامل نزد عرب شناخته شده بود و در مسیر گذرگاه های آنان قرار داشت. قرآن در دو آیه دیگر به صراحت از ماندن آثار محلّ سکونت عاد تا برهه ای از زمان «فَاَصبَحوا لا یُری اِلاّ مَسکِنُهُم» و شناخته شدن آن مکان نزد عرب «وعادًا وثَمودَا وقَد تَبَیَّنَ لَکُم مِن مَسکِنِهِم» یاد کرده است. از سوی دیگر، اشاره به ماجرای قوم عاد در سخنان مؤمن آل فرعون آشنایی مصریان با آنان و احتمالا نزدیکی منطقه شان به مصر را نشان می دهد:«اِنّی اَخافُ عَلَیکُم مِثلَ یَومِ الاَحزاب مِثلَ دَأبِ قَومِ نوح وعاد وثَمودَ ...»
احقاف در روایات
در برخی روایات و اخبار تفسیری نیز از وجود آثاری از این قوم در محلّ سکونتشان خبر داده شده است. در روایات و اخبار اسلامی، همانند بسیاری دیگر از داستان ها به رد پای افسانه پردازانی مانند وهب بن منبه برمی خوریم . که اعتماد پژوهشگران را به پاره ای از آن ها از میان برده است. در روایاتی دیگر، از احقاف به صورت بدترین وادی و دورترین منطقه جهان یاد شده که شاید به وضعیّت بسیار سخت آب و هوایی و فقدان هرگونه آثار حیات و آبادانی در آن اشاره دارد. هم چنین سرزمین مزبور با چاه برهوت که محل استقرار جان های کافران است، در ارتباط دانسته شده که احتمالاً نوعی تأویل و تمثیل به شمار می رود. در همین جهت، برخی نیز احقاف را کوهی از زبرجد سبز با برخی ویژگی های غیر طبیعی دانسته و آن را همان کوه قاف شمرده اند.
سرزمین احقاف
...
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ حم
حم (قسم به خدای حمید و مجید که)
قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ کَانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَکَفَرْتُمْ بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَیٰ مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَکْبَرْتُمْ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ
بگو: چه تصور می کنید، اگر از جانب خدا باشد و شما به آن کافر شوید در صورتی که از بنی اسرائیل شاهدی (چون عبد الله سلام عالمی) بر حق بودن قرآن گواهی دهد و ایمان آرد و شما تکبر ورزید (جز آن است که به عذاب خدا گرفتار می شوید)؟ آری البته خدا مردم ستمکار را هدایت نخواهد کرد.
بگو: به من خبر دهید که اگر این قرآن از ناحیه خدا باشد و شما به آن کفر ورزیده باشید و شاهدی هم از بنی اسرائیل به نظیر آن شهادت داده باشد پس ایمان آورده باشد و شما از ایمان به آن تکبّر ورزیده باشید بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی کند.
بگو: «به من خبر دهید، اگر این از نزد خدا باشد و شما بدان کافر شده باشید و شاهدی از فرزندان اسرائیل به مشابهت آن گواهی داده و ایمان آورده باشد، و شما تکبّر نموده باشید البته خدا قوم ستمگر را هدایت نمی کند.»
بگو: چه می کنید اگر قرآن از جانب خدا باشد و شما بدان ایمان نیاورید؟ یکی از بنی اسرائیل بدان شهادت داد و ایمان آورد. ولی شما گردنکشی می کنید. خدا مردم ستمکار را هدایت نمی کند.
بگو: «به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خدا باشد و شما به آن کافر شوید، در حالی که شاهدی از بنی اسرائیل بر آن شهادت دهد، و او ایمان آورد و شما استکبار کنید (چه کسی گمراهتر از شما خواهد بود)؟! خداوند گروه ستمگر را هدایت نمی کند!»
Say, "Have you considered: if the Qur'an was from Allah, and you disbelieved in it while a witness from the Children of Israel has testified to something similar and believed while you were arrogant...?" Indeed, Allah does not guide the wrongdoing people.
Say: "See ye? If (this teaching) be from Allah, and ye reject it, and a witness from among the Children of Israel testifies to its similarity (with earlier scripture), and has believed while ye are arrogant, (how unjust ye are!) truly, Allah guides not a people unjust."
وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا لَوْ کَانَ خَیْرًا مَا سَبَقُونَا إِلَیْهِ ۚ وَإِذْ لَمْ یَهْتَدُوا بِهِ فَسَیَقُولُونَ هَٰذَا إِفْکٌ قَدِیمٌ
و کافران گفتند: اگر دین اسلام بهتر (از بت پرستی) بود مردم (فقیر زبونی) از ما در ایمان به آن سبقت نمی گرفتند. و آنها چون به قرآن هدایت نمی شوند خواهند گفت که این کتاب دروغی از گفتار پیشینیان است.
و کافران درباره مؤمنان گفتند: اگر بهتر بود بر ما نسبت به آن پیشی نمی گرفتند . و چون به وسیله آن هدایت نیافتند، به زودی خواهند گفت: این یک دروغ قدیمی است.
و کسانی که کافر شدند، به آنان که گرویده اند گفتند: «اگر خوب بود، بر ما بدان پیشی نمی گرفتند.» و چون بدان هدایت نیافته اند، به زودی خواهند گفت: «این دروغی کهنه است.»
کافران مؤمنان را گفتند: اگر در آن خیری می بود، اینان در پذیرفتنش بر ما سبقت نمی گرفتند. و چون بدان راه نیافته اند خواهند گفت که این دروغی دیرینه است.
کافران درباره مؤمنان چنین گفتند: «اگر (اسلام) چیز خوبی بود، هرگز آنها (در پذیرش آن) بر ما پیشی نمی گرفتند!» و چون خودشان بوسیله آن هدایت نشدند می گویند: «این یک دروغ قدیمی است!»
And those who disbelieve say of those who believe, "If it had been good, they would not have preceded us to it." And when they are not guided by it, they will say, "This is an ancient falsehood."
The Unbelievers say of those who believe: "If (this Message) were a good thing, (such men) would not have gone to it first, before us!" And seeing that they guide not themselves thereby, they will say, "this is an (old,) falsehood!"
وَمِنْ قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَیٰ إِمَامًا وَرَحْمَةً ۚ وَهَٰذَا کِتَابٌ مُصَدِّقٌ لِسَانًا عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَبُشْرَیٰ لِلْمُحْسِنِینَ
و پیش از قرآن کتاب تورات بر موسی که امام و پیشوای مهربان خلق بود نازل گردید و این کتاب قرآن مصدّق کتب آسمانی پیشین به زبان فصیح عربی نازل شده تا ستمکاران عالم را (از عذاب خدا) بترساند و نیکوکاران را بشارت (به رحمت ایزد) دهد.
در حالی که پیش از آن کتاب موسی پیشوا و رحمت بود ، و این قرآن تصدیق کننده است در حالی که به زبان عربی ست تا ستمکاران را بیم دهد، و برای نیکوکاران بشارتی باشد.
و پیش از آن، کتاب موسی، راهبر و رحمتی بود؛ و این کتابی است به زبان عربی که تصدیق کننده است، تا کسانی را که ستم کرده اند هشدار دهد و برای نیکوکاران مژده ای باشد.
و پیش از آن کتاب موسی راهنما و رحمت بود. و این، کتابی است تصدیق کننده آن، به زبان عربی، تا ستمکاران را بیمی و نیکوکاران را مژده ای باشد.
و پیش از آن، کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود (نشانه های آن را بیان کرده)، و این کتاب هماهنگ با نشانه های تورات است در حالی که به زبان عربی و فصیح و گویاست، تا ظالمان را بیم دهد و برای نیکوکاران بشارتی باشد!
And before it was the scripture of Moses to lead and as a mercy. And this is a confirming Book in an Arabic tongue to warn those who have wronged and as good tidings to the doers of good.
And before this, was the Book of Moses as a guide and a mercy: And this Book confirms (it) in the Arabic tongue; to admonish the unjust, and as Glad Tidings to those who do right.
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
آنان که گفتند: آفریننده ما خداست و بر این سخن پایدار و ثابت ماندند بر آنها هیچ ترس و بیمی و حزن و اندوهی (در دنیا و عقبی) نخواهد بود.
بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است، سپس استقامت ورزیدند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.
محققاً کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداست» سپس ایستادگی کردند، بیمی بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.
هر آینه آنان که گفتند که پروردگار ما اللّه است و سپس پایداری ورزیدند، بیمی بر آنها نیست و اندوهگین نمی شوند.
کسانی که گفتند: «پروردگار ما اللّه است»، سپس استقامت کردند، نه ترسی برای آنان است و نه اندوهگین می شوند.
Indeed, those who have said, "Our Lord is Allah," and then remained on a right course - there will be no fear concerning them, nor will they grieve.
Verily those who say, "Our Lord is Allah," and remain firm (on that Path),- on them shall be no fear, nor shall they grieve.



احقاف در دانشنامه ویکی پدیا

احقاف
سورهٔ احقاف سورهقرآن است، ۳۵ آیه دارد، و سوره ای مکی است. کلمهٔ احقاف در آیه ۲۱ این سوره آمده است و به معنی شن زار است و سرزمین قوم عاد در جنوب عربستان را احقاف نامیده اند چرا که این سرزمین پوشیده از شن بود. محتوای این سوره پیرامون مقام قرآن، معاد، بیان داستان قوم عاد، عمومیت دعوت اسلام، تشویق مومنان و تهدید مشرکان، و دعوت پیامبر اسلام به صبر و شکیبایی و تبعیت از شیوهٔ پیامبران پیشین است.
ترجمهٔ فارسی
عکس احقاف
احقاف در دو مورد به کار می رود :
احقاف نام سوره ای از قرآن
احقاف (سرزمین) نام دهستانی در یمن
أَحقاف دهستان مخروبه و قدیمی از توابع استان حضرموت در کشور یمن و در شبه جزیره عربستان واقع می باشد. این مکان تاریخی در شمال «حضرموت» واقع شده است.
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ پنجم، وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
آثار تاریخی گوناگونی در «منطقهٔ احقاف» کشف شده است. آثار زیادی از دوران پیشین در سراسر منطقهٔ أََحقاف کشف شده است، آثار متعددی از دوران گذشته در سراسر أَحقاف وجود دارد، گویند آثار به جا مانده از دوران ارم ذات العماد که در قرآن ذکر شده است باقی مانده است. گویند قبیلهٔ ارم در این منطقه می زیسته اند که به سبب غضب الهی به هلاکت رسیده اند.
احقاف الجبرات یک منطقهٔ مسکونی در لیبی است که در برقه واقع شده است.
فهرست شهرهای لیبی
احقاف الروزات یک منطقهٔ مسکونی در لیبی است که در برقه واقع شده است.
فهرست شهرهای لیبی
احقاف سفلی به عربی ( أحقاف الُسفلی )، روستایی است در دهستان المَرازیق از توابع استان جوف در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.
استاد.دکتر: الجرو، سعید، اسمهان، ، (دراسات فی التاریخ الحضاری للیمن القدیم)، دار الکتاب الحدیث، چاپ عدن، ۲۰۰۳ میلادی به (عربی).
جمعیت آن ( ۱۰۰) نفر (۱۱ خانوار) می باشد.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

احقاف در دانشنامه آزاد پارسی

اَحقاف
(جمع حِقْف) به معنای تلّ شنیدر قرآن، محل سکونت قوم عاد. این کلمه یک بار در قرآن به کار رفته است (احقاف، ۲۱) و سورۀ چهل وششم قرآن به همین نام است. جغرافی دانان مسلمان احقاف را نام شنزاری در جنوب عربستان، واقع میان حضرموت و عمان، یعنی بخش شرقی ربع الخالی دانسته اند. اما جغرافی دانان اروپایی آن را تمام ربع الخالی یا بخش غربی آن می دانند. اعراب بیابان نشین جنوب عربستان منطقۀ کوهستانی سواحل غربی ظفار تا عدن را، که وادی مرکزی آن وادی حضرموت است، بَرّالاحقاف می نامیده اند. در روایتی از علی بن ابی طالب (ع) به همین معنا اشاره شده است.

ارتباط محتوایی با احقاف

احقاف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سوره احقاف با معنی   • خواص سوره احقاف   • سوره احقاف برای ازدواج   • تلاوت سوره احقاف   • معنی احقاف   • شان نزول سوره احقاف   • دانلود سوره احقاف   • دانلود متن سوره احقاف   • مفهوم احقاف   • تعریف احقاف   • معرفی احقاف   • احقاف چیست   • احقاف یعنی چی   • احقاف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی احقاف
کلمه : احقاف
اشتباه تایپی : hprht
عکس احقاف : در گوگل


آیا معنی احقاف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )