انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1059 100 1

احمد شاملو

احمد شاملو در دانشنامه ویکی پدیا

احمد شاملو
احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴–۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ نویس و از دبیران کانون نویسندگان ایران پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام می شد و از همین روی، خانواده اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیت های سیاسی، پایانِ همان تحصیلات نامرتب را رقم می زند. شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویی که هم اکنون یکی از مهم ترین قالب های شعری مورد استفاده ایران به شمار می رود و تقلیدی است از شعر سپید فرانسوی یا شعر منثور شناخته می شود. شاملو که هر شاعر آرمانگرا را در نهایت امر یک آنارشیست تام و تمام می انگاشت، در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما نخستین بار در شعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. شاملو علاوه بر شعر، فعالیت هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه هایی شناخته شده دارد. مجموعهٔ کتاب کوچه او بزرگ ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران می باشد. آثار وی به زبان های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی∗ ترجمه شده اند. شاملو از سال ۱۳۳۱ به مدت دو سال، مشاور فرهنگی سفارت مجارستان بود.
امروز خواننده شعر پذیرفته است که شعر را به نثر نیز می توان نوشت. به عبارت دیگر، می توان سخنی پیش آورد که بدون استعانت وزن و سجع، شعری باشد بس جان دار و عمیق. من مطلقاً به وزن به مثابه یک چیز ذاتی و لازم یا یک وجه امتیاز شعر اعتقاد ندارم، بلکه به عکس معتقدم التزام وزن، ذهن شاعر را منحرف می کند؛ چون ناچار وزن فقط مقادیر معدودی از کلمات را در خود راه می دهد و بسیاری کلمات دیگر را پشت در می گذارد، در صورتی که ممکن است درست همین کلماتی که در این وزن راه نیافته، در شمار تداعی ها درست در مسیر خلاقیت ذهن شاعر بوده باشد.
آن اوایل که بعضی از ما شاعران امروز، دست به نوشتن شعرهای بی وزن و قافیه زدیم، عده ای از فضلا که از هر جور نوآوری وحشت دارند و طبعاً این شیوه شعر نوشتن را امکان نداشت قبول کنند، به عنوان بزرگ ترین دلیل بر مسخره بودن ما و کار ما همین موضوع را مطرح می کردند. یعنی می گفتند: «اینها که شما جوان ها می نویسید اصلاً شعر نیست.» می پرسیدیم: «آخر دلیلش؟» می خندیدند، یا بهتر گفته باشم ریشخندمان می کردند و می گفتند: «شما آن قدر بی سواد و بی شعورید که نمی فهمید این که نوشته اید نثر است!» و به این ترتیب اشکال کار روشن می شد: فضلا شعر را از ادبیات تمیز نمی دادند. در نظر آنها هر رطبی و یابسی که وزن و قافیه داشت شعر بود و هر سخن عاری از وزن و قافیه، نثر. اما تلاش شاعران معاصر در این نیم قرن اخیر، سرانجام توانست این برداشت نادرست را تغییر بدهد و امروز دست کم بخش عمده ای از مردم، شعر و ادبیات را از هم تمیز می دهند و اگرچه تعریف دقیقی از شعر در دست ندارند، به تجربه دریافته اند که تعریف شمس قیس رازی از شعر، تعریف پرتی است و به رغم او، کلام ممکن است موزون و متساوی نباشد و حروف آخرین آن هم به یکدیگر نماند و با این همه شعر باشد. امروز خواننده شعر می داند که وجه امتیاز شعر از ادبیات، تنها و تنها منطق شاعرانه است، نه وزن و قافیه و صنعت های کلامی…
«نخستین شب شعر بزرگ ایران» در سال ۱۳۴۷، از سوی وابسته فرهنگی سفارت آلمان در تهران برای احمد شاملو ترتیب داده شد. احمد شاملو پس از تحمل سال ها رنج و بیماری، در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۷۹ درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شده است. عشق، آزادی و انسان گرایی، از ویژگی های آشکار سروده های شاملو هستند. سنگ مزار شاملو را چندین بار افراد ناشناسی شکسته اند.
مطالب بخش «تولد تا جوانی» و «سفرهای خارجی» با توجه به اطلاعات ارائه شده در کتاب بام بلند هم چراغی (که گفت وگوی سعید پورعظیمی با آیدا شاملو است و کامل ترین و موثق ترین منبع دربارۀ زندگی شاملو به شمار می رود) و سال شمار زندگی احمد شاملو نوشته آیدا شاملو تهیه شده اند. هر جا از منبع دیگری استفاده شده باشد، در پانویس ذکر شده است.
احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت، و به گفته شاملو در شعر «من بامدادم سرانجام…» از مجموعه مدایح بی صله مادرش کوکب عراقی شاملو، از مهاجران قفقازی بود که طی انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، به همراه خانواده اش به ایران کوچانده شده بود. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش رضا شاه بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (آیدا می گوید: «چون مدت کوتاهی بعد از تولد، خانواده اش رفته اند رشت و بعد دوباره آمده اند تهران، محل تولدش را اشتباهی رشت ثبت کرده اند») دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد و بیرجند گذراند و از دوازده سیزده سالگی شروع به ضبط لغات متداول عوام (که در فرهنگ های رسمی ثبت نمی شود) کرد. دوره دبیرستان را در بیرجند، مشهد، گرگان و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را مدتی در دبیرستان ایران شهر و مدتی در دبیرستان فیروز بهرام تهران خواند و به شوق آموختن زبان آلمانی در مقطع اول هنرستان صنعتی ایران و آلمان ثبت نام کرد.
عکس احمد شاملو
میرزا احمد شاملو فرزند محمد حسین شاملو از خوشنویسان سده سیزدهم و اوایل دوره قاجار است. از او آثاری با امضاء«احمد بن محمد حسین شاملو مشهدی» وجود دارد. با اینکه در خوشنویسی خط نسخ شهرت یافته، خط نستعلیق را خوش و شکسته نستعلیق را عالی می نوشته است. او خوشنویس محمد علی میرزا فرزند فتحعلی شاه قاجار و استاد خط او بود.
فضایلی، حبیب الله. اطلس خط. انتشارات مشعل اصفهان. چاپ دوم، اصفهان۱۳۶۲ش.
میرزا احمد ظاهراً عمری دراز داشته و سال های زیادی خوشنویسی کرده است. هرچند تاریخ وفاتش را ۱۲۳۵ه‍.ق گفته اند اما آثاری از وی با تاریخ ۱۲۴۵ ه‍.ق دیده شده و ایرج میرزا سال درگذشتش را در یک ماده تاریخ به صورت «قدمات بعده الخط» آورده که می شود ۱۲۶۴ ه‍.ق
جایزه شعر احمد شاملو، جایزه ای است ادبی که سالانه به آثار انتشار یافته در زمینه شعر به زبان فارسی در ایران توسط مؤسسه فرهنگی پژوهشی الف. بامداد اعطا می شود که موسسه ای مردم نهاد است. این جایزه یکی از معتبرترین جایزه های ادبی و مستقل ایران است.
در هر دوره فقط آثاری مورد بررسی قرار می گیرند که در زمینه شعر آزاد باشند.
مجموعه شعرهایی از چند شاعر که در یک کتاب منتشر شده باشند داوری نمی شوند.
ملاک برای سال انتشار تاریخ چاپ اول که در صفحه شناسنامه کتاب سال ذکر شده باشد.
مؤسسه فرهنگی پژوهشی الف. بامداد به مدیریت سرپرستان آثار احمد شاملو، آیدا سرکیسیان و ع. پاشایی، برای نظارت بر چاپ و انتشار آثار، راه اندازی خانه موزه بامداد، دیجیتالی کردن کتاب کوچه و دیگر امور مرتبط در پاییز ۱۳۹۰ تأسیس شده است و از سال ۱۳۹۴ جایزه شعر احمد شاملو را در راستای ماموریت هایش برگزار می کند و به کتاب شعر برگزیده سال را انتخاب و معرفی می کند.
مؤسسه فرهنگی پژوهشی الف. بامداد، هر سال ۲۱ آذر همزمان با زادروز احمد شاملو مراسم پایانی این جایزه را برگزار می کند، در دو بخش تقدیری و برگزیده کتاب های شعر را انتخاب و معرفی می کند. جایزه احمد شاملو، تندیس، امضاء احمد شاملو، لوح تقدیر و پنج میلیون تومان است که در مراسم پایانی به شاعر برگزیده اهدا می شود. همچنین به اثر شایستهٔ تقدیر هم، لوح تقدیر اهداء می شود.
داوران هر دوره با پیشنهاد دبیر جایزه، با مشورت هیئت امناء مؤسسه فرهنگی و پژوهشی الف. بامداد انتخاب می شوند. داوری آثار در دو مرحلهٔ مقدماتی و نهایی انجام می شود. آثار رسیده به دبیرخانه جایزه شعر احمد شاملو، بر اساس معیارهای مورد توافق داوران بررسی می شود و به جنبه های گوناگون هر اثر امتیاز جداگانه تعلق می گیرد. اثری که بالاترین امتیاز را کسب کند، اثر برنده اعلام می شود.
روش تصحیح که علاوه بر مقایسهٔ دیوان های مختلف به استنتاجات زیباشناسانهٔ امروزی نیز مبتنی است.
مقدمهٔ بحث برانگیز که نظریات جدیدی در مورد زندگی و عقاید حافظ در آن مطرح شده است.
علامت گذاری غزل ها با نشان های جدید مانند: نقل قول، علامت سؤال و...
شیوهٔ حروف چینی غزل ها که طول بیت ها یکسان نیست و به جای مقابل هم نوشتن مصراع ها، مصراع ها زیر هم آمده اند و شکل گرافیکی غزل ها به شعر نو نزدیک شده است.
در این کتاب سعی شده توالی بهتر و منطقی تری از ابیات هر غزل ارائه شود.
حافظ شیراز به روایت احمد شاملو، روایتی از دیوان حافظ است که توسط احمد شاملو نخستین بار در سال ۱۳۵۴ منتشر شد.
«به صفای روستائی حسین جهانی بهنمیری تقدیم می شود انسانی ساده و مهربان و به همان اندازهٔ بزرگ!»
ویژگی های این کتاب، علاوه بر آن که به هر حال روایتی از دیوان حافظ است که شاعر نوگرای معاصر ارائه داده است، در چند نکته است:
این مقاله فهرستی است از سخنرانی ها و شعرخوانی های احمد شاملو.
۱۳۴۶ شب شعر در کرمانشاه به دعوت دانشجویان.
۱۳۴۶ سخنرانی در دانشگاه شیراز.
۱۳۵۱ (۲۶ مهرماه) شب شعر در انجمن فرهنگی گوته.
۱۳۵۱ (اول آبان) شب شعر در انجمن ایران و آمریکا.
۱۳۵۴ شرکت در کنگرهٔ نظامی گنجوی به دعوت دانشگاه رم.
۱۳۵۵سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاه های MIT بوستون، UC برکلی.
۱۳۵۵ میهمان مدعو فستیوال جهانی شعر در سانفرانسیسکو و آستینِ تگزاس، شب شعر به دعوت دانشجویان ایرانی فیلادلفیا و نیویورک.
۱۳۵۵ شب شعر در انستیتو گوته.
۱۳۶۷ سخنرانی تحت عنوان من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن! در دومین کنگرهٔ بین المللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور.
۱۳۶۷ شب شعر در کُل لوکیومِ ادبی برلین.
۱۳۶۷ سفر به اتریش به دعوت دانشگاه اقتصاد وین و یورو آفریک اینستیتو، برای شب شعر و سخنرانی.
۱۳۶۷ شب شعر در شهر دانشگاهی گیسن آلمان.
۱۳۶۷ سفر به سوئد به دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه یوته بوری؛ شب شعر در «خانهٔ مردم» استکهلم.
۱۳۶۹ میهمان مدعو سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی؛ سخنرانی های نگرانی های من و مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ، دو شب شعر در UC برکلی.
۱۳۶۹ شب شعر دانشگاه UCLA لوس آنجلس، در رویس هال.
۱۳۶۹ شب شعر و سخنرانی در دانشگاه های شیکاگو، آن اربر میشیگان، کلمبیا، واشینگتن، راتگرز، هاروارد، دالاس و آستین.
۱۳۶۹ سه شب شعر در بوستون و UC برکلی به نفع زلزله زدگان ایران.
۱۳۶۹ شب شعر در مدرسهٔ ارامنهٔ بوستون.
۱۳۶۹ شب شعر به نفع آوارگان کُرد عراقی در UC برکلی و UCSC لوس آنجلس به همراه محمود دولت آبادی (قصه خوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (آمریکا).
۱۳۶۹ شب شعر به نفع آوارگان کُرد عراقی در دانشگاه وین (اتریش) به همراه محمود دولت آبادی (قصه خوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (اروپا).
۱۳۷۳ شب شعر در یوته بوری، سوئد.
۱۳۷۳ دو شب شعر در اوسه جیمنازیومِ استکهلم.
این مقاله فهرستی است از آثار احمد شاملو، شاعر ایرانی و نیز آثاری که راجع به این شاعر نوشته شده اند.
کار و زندگی احمد شاملو، سخنور ایرانی، موضوع آثار بسیاری بوده است. برگزیده ای از شناخته ترین های این ها اینجا فهرست می شود.
مانی پارسا، بهرام معصومی، لیلا سُلگی، آثارشناسی توصیفی احمد شاملو، به کوشش آیدا شاملو، تهران: چشمه، ۱۳۸۸.
دستغیب، عبدالعلی. نقد آثار احمد شاملو، تهران: چاپار، ۱۳۵۲.
پورنامداران، تقی. سفر در مه: تأملی در شعر احمد شاملو، تهران: آبان، ۲۵۳۷ ۱-۰۴-۶۷۳۹-۹۶۴ ISBN
سیروس شاملو. حدسی بر حدیث بی قراری بحثی چون دشنه در دیس. نشر آلفابت ماکسیما. سوئد
سیروس شاملو. چو روح آب(خوانشی بر آفرینه های احمد شاملو). نشر هنر پارینه. تهران 1379.
اخوان لنگرودی، مهدی. یک هفته با شاملو، تهران: مروارید، ۱۳۷۲.
پاشایی، ع. انگشت و ماه، تهران: نگاه، ۱۳۷۷ ۱-۰۴-۶۷۳۹-۹۶۴ ISBN
پاشایی، ع. احمد شاملو از زخم قلب… (گزیده شعرها و خوانش شعر)، تهران:نشر چشمه، ۱۳۷۳.
نیکبخت، محمود. از اندیشه تا شعر (مشکل شاملو در شعر)، تهران: هشت بهشت، ۱۳۷۴.
مجابی، جواد. شناخت نامهٔ احمد شاملو، تهران: قطره ۱۳۷۷ ۵-۸۶-۵۹۵۸-۹۶۴ ISBN
آزاد، پیمان. در حسرت پرواز: حکایت نفس در شعر شاملو و سپهری، تهران: هیرمند، ۱۳۷۴ ۳-۵۱-۵۵۲۱-۹۶۴ ISBN
پاشایی، ع. نام همه شعرهای تو، تهران: ثالث، ۱۳۷۸.
ارجمند، بهمن. لعنت جاودانه، تهران: آشنا، ۱۳۷۹.
مجابی، جواد. آینه بامداد: طنز و حماسه در آثار شاملو، تهران: فصل سبز، ۱۳۸۰.
فلکی، محمود. نگاهی به شعر شاملو، تهران: مروارید، ۱۳۸۰.
نوری زاد، محمدحسین. چهار افسانه شاملو، تهران: دنیای نو، ۱۳۸۰.
به کوشش صاحب اختیاری، بهروز و حمیدرضا باقرزاده. احمد شاملو شاعر شبانه ها و عاشقانه ها، تهران: هیرمند، ۱۳۸۱ ۹۶۴-۶۹۷۴-۴۰-۶ ISBN
به کوشش: سرکیسیان، آیدا. بامداد همیشه (یادنامهٔ احمد شاملو)، تهران: نگاه، ۱۳۸۱ ۵-۱۲۳-۳۵۱-۹۶۴ ISBN
شهرجردی، پرهام. ادیسهٔ بامداد، تهران: انتشارات کاروان، ۱۳۸۱.
جلالی، بهروز. قناری به روایت سوم، تهران: روزگار، ۱۳۸۱.
فرخزاد، پوران. مسیح مادر، تهران: ایران جام، ۱۳۸۳.
سلاجقه، پروین. امیرزادهٔ کاشی ها، تهران: مروارید، ۱۳۸۴.
پرهیزکاری، سعید. سنگ بر دوش، تهران: مهر برنا، ۱۳۸۴.
بقایی، محمد (ماکان). شاملو و عالم معنا، تهران: مروارید، ۱۳۸۶.
جم زاده، الهام. آنیما در شعر شاملو، تهران: شهر خورشید، ۱۳۸۶.
خداجو، علی. نقد و بررسی آثار احمد شاملو و منوچهر آتشی در یک بحران تطبیقی، رشت: حرف نو، ۱۳۸۶.
اشرافی، منصوره. معشوق بی صدا: رویکردی جامعه شناختی بر عاشقانه های احمد شاملو ، تهران: مینا، ۱۳۸۶.
مظفری ساروجی، مهدی. از بامداد (گفتگوهایی پیرامون زندگی و آثار شاملو)، تهران: مروارید، ۱۳۸۶.
ترابی، ضیاءالدین. بامدادی دیگر، تهران: نشر افراز، ۱۳۸۷.
حقوقی، محمد. شعر زمان ما، انتشارات نگاه.
از رودکی تا شاملو، انتشارات آوای دانش.
فرخزاد، پوران. دستان سخنگوی شاملو
شعر زمان ما، محمد حقوقی، انتشارات نگاه
شناخت نامهٔ احمد شاملو، جواد مجابی، تهران:قطره ۱۳۷۷ ۵-۸۶-۵۹۵۸-۹۶۴ ISBN
ادیسهٔ بامداد، پرهام شهرجردی، تهران، انتشارات کاروان
از اندیشه تا شعر - مشکل شاملو در شعر، محمود نیکبخت
امیرزاده کاشی ها احمد شاملو، نوشته دکتر پروین سلاجقه
از رودکی تا شاملو، انتشارات آوای دانش
بامداد همیشه، یادنامه احمد شاملو
دستان سخنگوی شاملو نوشته پوران فرخزاد
احمد شاملو از زخم قلب… گزیده شعرها و خوانش شعر، ع. پاشایی، تهران:نشر چشمه، ۱۳۷۳.
احمد شاملو شاعر شبانه ها و عاشقانه ها، به کوشش صاحب اختیاری، بهروز، باقرزاده حمیدرضا.، تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۸۱|شابک=۹۶۴-۶۹۷۴-۴۰-۶ ISBN
اخوان اخوان لنگرودی، مهدی (۱۳۷۲)، یک هفته با شاملو، تهران: انتشارات مروارید
آزاد، پیمان (۱۳۷۴)، در حسرت پرواز:حکایت نفس در شعر شاملو و سپهری، تهران: انتشارات هیرمند|شابک= ۳۵۱۵۵۲۱۹۶۴ ISBN
ع. پاشایی (۱۳۷۷)، انگشت و ماه، تهران: انتشارات نگاه|شابک= ۱۰۴۶۷۳۹۹۶۴ ISBN
پورنامداریان، تقی (۲۵۳۷)، تاملی در شعر احمد شاملو، تهران: انتشارات آبان تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)|شابک= ۱۰۴۶۷۳۹۹۶۴ ISBN
ارجمند، بهمن (۱۳۹۲)، شاملو و اگزیستانسیالیسم سارتر، قزوین: انتشارات اقاقیا پیوند خارجی در |ناشر= وجود دارد (کمک)|شابک=5-0-87239-006-879
کتاب ها، مقاله ها و گفتگوهای بسیاری دربارهٔ شاملو و نقد آثارش به چاپ رسیده که به تعدادی اشاره شده است. برای اطلاع دقیق به آثارشناسی توصیفی احمد شاملو مراجعه کنید.
و آثاری که در بخش هایی از آن به شاملو پرداخته اند:
این مقاله فهرستی است از نوشته های احمد شاملو، شاعر ایرانی.
۱۳۲۹–۱۳۲۳ آهن ها و احساس، در چاپ خانهٔ یمنی تهران توسط فرمانداری نظامی ضبط و سوزانده شد.
۱۳۳۰–۱۳۲۹ قطعنامه، چاپ اول با مقدمه فریدون رهنما و به هزینهٔ او:۱۳۳۰.
۱۳۳۰ آهنگ های فراموش شده، توسط ابراهیم دیلمقانیان منتشر شد.
۱۳۳۰ بیست و سه (۲۳)، چاپ مستقل ۱۳۳۰، چاپ های سانسور شدهٔ دیگر ضمیمهٔ مرثیه های خاک.
۱۳۳۵–۱۳۲۶ هوای تازه
۱۳۳۸–۱۳۳۶ باغ آینه
۱۳۴۱–۱۳۳۹ لحظه ها و همیشه
۱۳۴۳–۱۳۴۱ آیدا در آینه
۱۳۴۴–۱۳۴۳ آیدا، درخت و خنجر و خاطره
۱۳۴۵–۱۳۴۴ ققنوس در باران
۱۳۴۸–۱۳۴۵ مرثیه های خاک
۱۳۴۹–۱۳۴۸شکفتن در مه
۱۳۵۲–۱۳۴۸ ابراهیم در آتش
۱۳۵۶–۱۳۵۵ دشنه در دیس
۱۳۵۹–۱۳۵۶ ترانه های کوچک غربت
۱۳۶۹ مدایح بی صله
۱۳۷۶–۱۳۶۴ در آستانه
۱۳۷۸–۱۳۵۱ حدیث بی قراری ماهان
تمام مطالب این بخش با توجه به اطلاعات ارائه شده در کتاب شناسی احمد شاملو تهیه شده است. این کتاب شناسی در منابع مختلف از جمله احمد شاملو شاعر شبانه ها و عاشقانه ها∗، شناخت نامهٔ∗، در بارهٔ هنر و ادبیات ∗ منتشر شده است. هر جا از منبع دیگری استفاده شده باشد در پانویس ذکر شده است.
برای نوشتن این بخش علاوه بر منابع یاد شده در بخش کتاب شناسی، از احمد شاملو مجموعهٔ آثار دفترِ یکم:شعرها∗ نیز استفاده شده است. تاریخ ها به جز مورد اول مربوط به زمان سرودن شعرهای موجود در دفتر شعر مربوطه است. مورد اول سال انتشار است.
مجموعهٔ کتاب کوچه واژه نامه ای است از ضرب المثل ها، تکیه کلام ها، خرافه ها و اصطلاحات زبان عامیانهٔ مردم ایران. از سال ۱۳۶۰ به بعد با همکاری آیدا شاملو تدوین شد و پس از درگذشت شاملو کار بر روی این کتاب توسط آیدا ادامه دارد. چاپ مجلدات این مجموعه هنوز به پایان نرسیده است.∗


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های احمد شاملو

احمد شاملو (۱۳۰۴/ ۱۹۲۵ –۱۳۷۹/ ۲۰۰۰م) متخلص به الف. بامداد، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ نویس ایرانی.
• «امروز خواننده شعر پذیرفته است که شعر را به نثر نیز می توان نوشت. به عبارت دیگر، می توان سخنی پیش آورد که بدون استعانت وزن و سجع، شعری باشد بس جان دار و عمیق. من مطلقاً به وزن به مثابه یک چیز ذاتی و لازم یا یک وجه امتیاز شعر اعتقاد ندارم، بلکه به عکس معتقدم التزام وزن، ذهن شاعر را منحرف می کند؛ چون ناچار وزن فقط مقادیر معدودی از کلمات را در خود راه می دهد و بسیاری کلمات دیگر را پشت در می گذارد، در صورتی که ممکن است درست همین کلماتی که در این وزن راه نیافته، در شمار تداعی ها درست در مسیر خلاقیت ذهن شاعر بوده باشد.» شعرامروز ایران. ضمیمه شماره ۲۰ نامهٔ فرهنگستان. ۱۳۸۴ ص ۱۲۶
• «ما بایدخواستار جهانی باشیم که درآن، انسان در انسان به چشم بیگانه نظر نکند. ما باید خواستار جهانی باشیم که درآن موجودات بشری به گروه های مذهبی، به گروه های نژادی، به محدوده های جغرافیائی، به مرزهای فکری متعصبانه تقسیم نشود و عقل و خرد (که معمولاً در اقلیت است) محکوم آن نباشد که از نسبت های ریاضی تابعیت کند تا مشت (که معمولاً دوتاست) مغز را (که معمولاً یکی است) زیر سلطه خود بگیرد.» -> مصاحبه هفته نامه «تهران مصور» - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸
• «اگر تعصب ورزیدن نسبت به معتقدات خود را موجه بشماریم، دست کم باید آن قدر انصاف داشته باشیم که به دیگران نیز در تعصب ورزیدن به معتقداتشان حق بدهیم، زیرا آنان نیز معتقداتشان را به صورت میراثی ازنسل های گذشته خویش در اشکال بسته بندی شده و به عنوان «تابو» های مقدس تحویل گرفته اند و خود در انتخاب آن معتقدات اختیاری نداشته اند.» -> مصاحبه هفته نامه «تهران مصور» - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸
• «واقعیت این است که در بسیاری ازجوامع جنگ میان ترک و کرد، جنگ میان جهود و عرب، جنگ میان هند و مسلمان، جنگ میان کاتولیک و پروتستان، جنگ میان سفیدپوست و سیاه پوست، و جنگ های پراکنده دیگری از این قبیل درجریان است. این واقعیت است، واقعیت ملموس روزمره. اماحقیقت چیست؟ ـ حقیقت این است که دیگر باید به دوران تحمیل فکر، تحمیل عقیده، تحمیل نژاد، تحمیل مذهب و تحمیل زبان و فرهنگ پایان داده شود.» -> مصاحبه هفته نامه «تهران مصور» - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸
• «حقیقت این است که انسان باید از هرگونه تحمیل به دیگران خجالت بکشد. حقیقت این است که اگر من بخواهم عقیده یا مذهب یا فرهنگ خود را به تو تحمیل کنم معنیش این است که ازعقیده تو، ازمذهب تو، از فرهنگ تو در وحشتم زیرا آن را قوی تر و نافذتر و برتر از عقیده و مذهب و فرهنگ خود یافته ام، و حقیقت نهائی این است: جهان بینی سالم و انسانی و خالی از تعصب احمقانه به من حکم می کند که از تنگ چشمی ناشی ازمنافع حقیر و مبتذل خودم دست بردارم و بگذارم هرآنچه برحق است، به سود جامعه انسانیت و از طریق قانون طبیعی انتخاب اصلح، به هرآنچه برحق نیست پیروز شود.» -> مصاحبه هفته نامه «تهران مصور» - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸
• «من خود را تا این حد بی منطق نمی دانم که باچیزی که نمی شناسم و کسی ماهیت آن را برایم توضیح نداده است از در مخالفت درآیم. آقایان روحانی گفتند «به جمهوری اسلامی رای بدهید» ولی نگفتند منظورشان از «جمهوری اسلامی» چیست و این جامعه را از روی کدام الگوئی در هزاروچهارصدسال تاریخ اسلام به قامت بریده اند.» -> مصاحبه هفته نامه «تهران مصور» - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸
• «توده مردم مسلمانند؟ البته! تقویت اسلام خواست آنهاست؟ برمنکرش لعنت! ـبه روحانیت قلباً اعتقاد و ایمان دارند؟ صددرصد! ولی اینجا یک سیستم مطرح است که باید نخست جزئیاتش تشریح گردد و بعد هر نامی که زیبنده تر بود بر آن اطلاق شود، نه این که نامی عنوان شود بدون اینکه مسمای آن مصداق عینی یا حتی ذهنی داشته باشد. رای سیاسی نمی تواند «بشرط چاقو» باشد.» -> مصاحبه هفته نامه «تهران مصور» - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸
• «من عضو هیچ یک از احزاب نیستم، اما عملاً با همه احزابی که برای ایجاد جامعه ای دموکراتیک کوشا هستند همپا و همصدایم.» -> مصاحبه هفته نامه «تهران مصور» - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸
• «معتقدم که شعر، گویاترین سندی است که براساس آن می توان به تلقیات اجتماعی هرشاعری پی برد» -> مصاحبه هفته نامه «تهران مصور» - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸
• «یکی از پرشکوه ترین مبارزاتی که طی آن ملتی توانسته است تمام فرهنگ خود؛ را به میدان بیاورد و به پشتوانهٔ آن پوزهٔ اشغالگران را به خاک بمالد نهضت تصوف در ایران بوده است.»
• «من نمی گویم تودهٔ ملت ما قاصراست یا مقصر، ولی تاریخ ما نشان می دهد که این توده حافظهٔ تاریخی ندارد. حافظهٔ دست جمعی ندارد، هیچ گاه از تجربیات عینی اجتماعیش چیزی نیاموخته و هیچ گاه از آن بهره ای نگرفته است و درنتیجه هر جا کارد به استخوانش رسیده، به پهلو غلتیده، از ابتذالی به ابتذال دیگر ـ و این حرکت عرضی را حرکتی درجهت پیشرفت انگاشته، خودش را فریفته.» سخنرانی در دانشگاه برکلی آمریکا، ۱۳۷۹
• «من متخصص انقلاب نیستم ولی هیچ وقت چشمم از انقلاب خود انگیخته آب نخورده. انقلاب خود انگیخته مثل ارتش بی فرمانده بیش تر به درد شکست خوردن و برای اشغال شدن گزک به دست دشمن دادن می خورد تا شکست دادن و دمار از روزگار دشمن برآوردن. ملتی که حافظهٔ تاریخی ندارد، انقلابش به هراندازه هم که از لحاظ مقطعی «شکوهمند» توصیف شود، درنهایت به آن صورتی درمی آید که عرض شد. یعنی در نهایت امر چیزی ارتجاعی ازآب در می آید. یعنی عملی خلاق صورت نخواهد داد.» سخنرانی در دانشگاه برکلی آمریکا، ۱۳۷۹
• «اعتقاد و ایمان دینی و مذهبی، از بت پرستی بگیریم بیاییم تا دین موسی و بودیسم و آیین زرتشت و مسیحیت و چه و چه، معمولاً مثل یک صندوقچهٔ دربسته به طور ارثی از والدین به فرزند منتقل می شود. به احتمال قریب به یقین، همهٔ ما که زیر این سقف جمع شده ایم، اگر اهل مذهبیم به مذهبی هستیم که والدین ما داشته اند. البته این جا صحبت از مذهب است نه دین. دین، تنهٔ اصلی و نخستین است. در مقاطعی از تاریخ، دین، به دلایل مختلف گرفتار انشعاب می شود و مذاهب شاخه وار از آن می روید و جدا سری پیش می گیرد. گویا دین اسلام هفتاد و چند شاخه یا مذهب داشته که امروز به حدود صد و سی و چهل رسیده. هر مذهبی هم طبعاً برای خودش یک جامعهٔ روحانیت دارد.» سخنرانی در دانشگاه برکلی آمریکا، ۱۳۷۹
• «انسان ذی شعور فقط به چیزی اعتقاد نشان می دهد که خودش با تجربهٔ منطقی خودش به آن دست یافته باشد. با تجربهٔ عینی، علمی، عملی، قیاسی، فلسفی، و با دخالت دادن همهٔ شرایط زمانی و مکانی.» سخنرانی در دانشگاه برکلی آمریکا، ۱۳۷۹
• «انسان یک موجود متفکر منطقی است و لاجرم باید مغرورتر از آن باشد که احکام بسته بندی شده را بی دخالت مستقیم تعقل خود بپذیرد. پذیرفتن احکام و تعصب ورزیدن بر سر آن ها توهین به شرف انسان بودن است.» سخنرانی در دانشگاه برکلی آمریکا، ۱۳۷۹
• «متأسفانه ب اید قبول کرد که ما بسیاری چیزها را پذیرفته ایم فقط به این جهت که یک لحظه نرفته ایم از بیرون، از آن بالا به آن ها نگاهی بیندازیم.» سخنرانی در دانشگاه برکلی آمریکا، ۱۳۷۹
• «رسیدن به درجهٔ تخصص در فلان یا بهمان رشته به هیچ وجه مفهومش صاحب فرهنگ شدن و هویت فرهنگی یافتن نیست، و سؤال آزاردهنده ای که مدام برای من مطرح می شود این است که فردا وطن ما به فرد فرد این جوانان تحصیل کرده نیاز خواهد داشت، آیا فردا که این جوانان به وطن مراجعت کنند تنها لیسانس و دکترا و فوق دکترا یا گواهینامهٔ فلان یا بهمان رشتهٔ علمی که به دست آورده اند برای پاسخ گویی به آن همه نیازهایی که داریم کافی خواهد بود؟» سخنرانی در دانشگاه برکلی آمریکا، ۱۳۷۹
• «آیا از خودتان برای فردای وطن فرد کارآیندی می سازید؟ اما این سؤالی است که پاسخش فقط باید خود شما را مجاب کند.» سخنرانی در دانشگاه برکلی آمریکا، ۱۳۷۹
• «آخر وقتی می گوییم «هنرمند متعهد» بالطبع از کسی سخن می گوییم که ابتدا باید هنرمندیش به ثبوت رسیده باشد. کسان بسیاری کوشیده اند یا می کوشند هنری را وسیلهٔ انجام تعهد اجتماعی خود کنند، اما از آن جا که مایهٔ هنری کافی ندارند آثارشان علی رغم همهٔ حسن نیتی که در کار می کنند، فروغی نمی دهد.»
• «امروز به خاطر نمی آورم که دقیقأ چه چیز مرا بدین کار برانگیخت، اما هرچه بود، ضبط کلماتی را که «مورد استعمال عوام» بود کم و بیش از همان تاریخ آغاز کردم، و البته بی هیچ ضابطه ای در کار و بدون دراختیار داشتنِ هیچ گونه معیار و محکی برای تشخیص. اما نفس عمل «یادداشت کردن» عادت شد.» -> کتاب کوچه، جلد اول، پیش گفتار/ ۲۷ مردادماه ۱۳۵۷
• «بلندگوهای رژیم سابق از شاهنامه به عنوان حماسه ملی ایران نام می برد، حال آن که از ملت ایران خبری نیست و اگر هست همه جا مفاهیم وطن و ملت را در کلمه شاه متجلی می کردند.» -> سخنرانی در دانشگاه برکلی، کالیفرنیا/ ۱۳۶۹ شمسی
• «به راستی کیست این قلندر یک لاقبای کفرگو که در تاریک ترین ادوار سلطهٔ ریاکاران زهدفروش، در نهاربازار زاهدنمایان و در عصری که حتی جلادانِ آدمی خوارِ مغروری چون امیرمبارزالدین و پسرش شاه شجاع بنیان حکومت آن چنانی خود را بر حدزدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند، یک تنه وعدهٔ رستاخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند.» -> مقدمه دیوان حافظ
• «زبان شناسی یک علم است و علم را جز از طریق پرداختن مستقیم به آن نمی شود آموخت، اما شاعری امری شهودی است و چون آموختنی نیست، در چارچوب های عبوس علم، احساس نفس تنگی می کند. با این همه سر و کار شاعر با زبان است که ناگزیر باید آموخت و اگر شاعر از آموختن آن بگریزد، امر شاعریش مختل می شود و در آن به توفیق دست پیدا نمی کند.» -> یک هفته با احمد شاملو در اتریش، مهدی اخوان لنگرودی - انشارات مروارید ۱۳۷۳
• «کیست این آشنایِ ناشناس مانده که چنین رو در رو با قدرت ابلیسی شیخان روزگار دلیری می کند؟» -> مقدمه دیوان حافظ
• «مردی به شیدایی، عاشق زبان مادری خویش ام. زبانی که در طول قرن ها و قرن ها، ملتی پرمایه، رنج و شادی خود را بدان سروده است. زبانی ترکیبی و پیوندی، که به هر معجزتی در قلمرو کلام و اندیشه راه می دهد.» -> یک هفته با احمد شاملو در اتریش، مهدی اخوان لنگرودی - انشارات مروارید ۱۳۷۳
• «ماجرای انوشیروان را همه می دانند. این حرام زاده آدم خوار با روحانیان مواضعه کرده که اگر او را به جای برادرش به سلطنت رسانند ریشه مزدکیان را براندازد.» -> سخنرانی در دانشگاه برکلی، کالیفرنیا/ ۱۳۶۹ شمسی
• «ما کاری با مسیحیت مسخره ای که پاپ ها و کشیش ها و واتیکان سرهم بسته اند، نداریم اما در تحلیل فلسفی اسطوره ای مسیح به این استنباط بسیار بسیار زیبا می رسیم که انسان و خدا به خاطر یک دیگر درد می کشند، تحمل شکنجه می کنند و سرانجام برای خاطر یک دیگر فدا می شوند.» -> سخنرانی در دانشگاه برکلی، کالیفرنیا/ ۱۳۶۹ شمسی
• «من خویشاوند هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمی کند. نه ابرو درهم می کشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق نان و سایه بان دیگران است. نه ایرانی را به غیرایرانی ترجیح می دهم نه ایرانی را به ایرانی. من یک لرِ بلوچِ کردِ فارسم، یک فارس زبان ترک، یک آفریقایی اروپایی استرالیایی امریکاییِ آسیایی ام، یک سیاه پوستِ زردپوستِ سرخ پوستِ سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم بلکه بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس می کنم. من انسانی هستم میان انسان های دیگر بر سیارهٔ مقدس زمین، که بدون حضور دیگران معنایی ندارم. ترجیح می دهم شعر شیپور باشد، نه لالایی.» -> هدف شعر تغییر بنیادی جهان است/ احمد شاملو
• «... عظمت حافظ در طرز تفکر اوست، … من به دلایل بسیاری، حافظ را ضد «جبر» می دانم، در این صورت اگر در پاره ای از ابیاتش می بینم که خطاب به زاهد می گوید؛ از ازل خدا مرا گناهکار خلق کرده، شک نیست می خواهد منطق جبری آن حضرت را گرزوار به کله اش بکوبد…» -> روزنامه کیهان، مورخ ۲/۲/۱۳۵۰
• «افق او (حافظ) از افق بسیاری شاعران متوسط روزگار ما نیز محدودتر بوده است… شاید بتوان ادعا کرد که می توان در پرمایه ترین اشعار شاعری چون الیوت چنان غوطه خورد که شناگری ماهر در گردابی هایل، اما هرگز نمی توان دربارهٔ حافظ این چنین ادعا کرد.» -> مجله فردوسی، شماره ۷۵۷، مورخ ۱۳/۱/۱۳۴۵
• «برای مبارزه با جهل وتعصب، بایستی باورها و اعتقادات مردم را تغییر داد و یکی از آنها باور غلطی است که ما به «شاهنامه» پیدا کرده ایم. شاهنامه پر از جعل واقعیت هاست … فردوسی، هم نژادپرست و فئودال بود و کاری که در شاهنامه کرده است عبارت است از دفاع از طبقه و گروه خودش…» -> کیهان، چاپ لندن، شماره ۲۹۹، مورخ ۶/۲/۱۳۶۹
• «پدرم ا گر می خواست رشوه بگیرد یا اسلحه های بی حساب و کتابی را که دستش بود بفروشد صاحب هکتارها زمین مرغوب و کلی ثروت می شد؛ ولی اهل این حرف ها نبود و چون به مافوق هایش باج نمی داد برای خودش گرفتاری درست می کرد.»
• «آدم هایی که چیزی نمی بینند و بدون درک شرایط موجود کورکورانه اقدام می کنند اسیر توهّم می شوند و خیال می کنند که دارند پیش می روند.»
• «انیمیشن پویاترین هنر است؛ چون هر فکر و نوآوری و خلاقیت را ممکن می سازد و هر ایده ای را می توان عملی کرد.»
• «دست یافتن به رموز بلاغتِ حافظ غیرممکن است و فقط می توان آموزه های او را در زندگی به کار بست… حافظ سرچشمهٔ فرهنگ ایرانی است و برای فهم او باید به خیلی از علوم و معارف احاطه داشت.»
• «کنار استادم نیما دو زانو می نشستم و فقط منتظر بودم کاری بخواهد تا اطاعت امر کنم؛ ولی نمی دانستم مزاحمش بودم. از کمترین فرصت برای رفتن پیش نیما و بهره بردن از حضورش استفاده می کردم… نیما فرهنگ شعری ما را بنیان گذاشت و ما را با بینش شاعرانه آشنا کرد.»
• «شعر فروغ معجزه است، غیرقابل تقلید است و البته زنانه.»
• «حرف مزخرف خریدار ندارد. پس تو که پوزه بند به دهان من می زنی از درستی اندیشه من، از نفوذ اندیشه من می ترسی.»
• «هر گوشه دنیا، هر رژیم حاکمی چیزی را ممنوع الانتشار به قلم داده من به خودم حق می دهم که فکر کنم در کار آن رژیم کلکی هست و می خواهد چیزی را از من پنهان کند.»
• «من همیشه فریادم این بوده است که چرا ما باید منطق و درک و شعور خودمان را معطل بگذاریم و بابایی را به مثابه وجدان مان مسئول خوب و بد و خطا و صواب عقایدمان کنیم، تا جایی که هر چه را از دهان او درآمد را وحی منزل بشماریم. این را من بدترین نوع تحقیر «شعور انسان» تلقی می کنم.»
• «دنیایی که انسان ناگزیر باشد برای اثبات ناچیزترین حقوق خویش، برابر مرگ سرود بخواند، دنیای بسیار زشتی ست، دنیای وارنه ای ست با مفاهیم وارونه.»
• «با مشاهدهٔ یک «در»، بلافاصله لزوم «دیوارها» احساس می شود. آیا با مشاهدهٔ یک دیوار هم، به همان اندازه لزوم یک «در» را احساس می کنیم؟»
• «تنها فقط فریب و دروغ است که از اتباع خود ایمان مطلق می طلبد و به آنها تلقین می کند که اگر شک آورید رویتان سیاه می شود.»
• مجلۀ فردوسی، شمارۀ ۷۵۷، مورخ ۱۳/۱/۱۳۴۵.
• روزنامۀ کیهان، مورخ ۲/۲/۱۳۵۰.
• درها و دیوار بزرگ چین، تهران، مروارید، ۱۳۵۲.
حافظ شیراز به روایت احمد شاملو، تهران، نیل، ۱۳۵۴.
• کیهان، چاپ لندن، شمارۀ ۲۹۹، مورخ ۶/۲/۱۳۶۹.
• یک هفته با احمد شاملو در اتریش، مهدی اخوان لنگرودی، تهران،مروارید، ۱۳۷۳.
• شناخت نامهٔ شاملو، جواد مجابی، تهران، قطره، ۱۳۷۷.
• ماهنامۀ حافظ، شمارۀ یک، فروردین ۱۳۸۳.
• روزنامۀ شرق (دوشنبه، ۱۴ دی ۱۳۸۳، صفحۀ ادبیات).
• من بامدادم سرانجام (یادنامۀ احمد شاملو)، سعید پورعظیمی، تهران، هرمس، ۱۳۹۶.
• بام بلند هم چراغی (با آیدا دربارهٔ احمد شاملو)، سعید پورعظیمی، تهران، هرمس، ۱۳۹۶.

ارتباط محتوایی با احمد شاملو

احمد شاملو را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

یسنا ١٨:٣٨ - ١٣٩٥/١٢/٢٩
احمد شاملو (زادهٔ ۲۱ آذر ۱۳۰۴؛ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵، در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه[۱] - در تهران، درگذشتهٔ ۲ مرداد ۱۳۷۹؛ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۰ در شهرک دهکده، فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ نویس، روزنامه نگار، پژوهشگر، مترجم ایرانی و از مؤسسان و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع شده است. در دوره ای از جوانی شعرهای خود را با تخلص الف. بامداد و الف.صبح منتشر می کرد. سرودن شعرهای آزادی خواهانه و ضد استبدادی، عنوان شاعر آزادی ایران را برای او به ارمغان آورده است.
شهرت اصلی شاملو به خاطر سرایش شعر است که شامل گونه های مختلف شعر نو و برخی قالب های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه های عامیانه می شود. شاملو در سال ۱۳۲۶ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد، اما برای نخستین بار در شعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور [۲] یا شعر شاملویی[۳] یاد کرده اند. تنی چند از منتقدان ادبی او را موفق ترین شاعر در سرودن شعر منثور می دانند. [۴]
شاملو علاوه بر شعر، فعالیت های مطبوعاتی، کارهای تحقیق و ترجمهٔ شناخته شده ای دارد. مجموعهٔ کتاب کوچهٔ او بزرگ ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامهٔ مردم ایران( با تمرکز بر فرهنگ تهران) می باشد. آثار وی به زبان های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی∗ ترجمه شده است.
زندگی و فعالیت ها
تمام مطالب این بخش با توجه به اطلاعات ارائه شده در سال شمار زندگی احمد شاملو نوشته آیدا شاملو تهیه شده است. این سال شمار در منابع گوناگون از جمله وب گاه احمد شاملو، دفتر هنر[۵]، احمد شاملو شاعر شبانه ها و عاشقانه ها[۶]، شناخت نامه[۷]، منتشر شده است. هر جا از منبع دیگری استفاده شده باشد در پانویس ذکر شده است.
تولد و سال های پیش از جوانی
احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت، و به گفتهٔ شاملو در شعر «من بامدادم سرانجام...» از مجموعهٔ مدایح بی صله پدرش حلقه ای است که شاملو را به اهالی کابل متصل می کند. مادرش کوکب عراقی شاملو، از مهاجران قفقازی بود که طی انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، به همراه خانواده اش به ایران کوچانده شده بود[۸]. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش رضا شاه بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامهٔ او در شهر رشت گرفته شده است و محل تولد در شناسنامه، رشت نوشته شده است.) دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد و بیرجند گذراند و از دوازده سیزده سالگی شروع به ضبط لغات متداول عوام (که در فرهنگ های رسمی ثبت نمی شود) کرد.
دوره دبیرستان را در بیرجند، مشهد، گرگان و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را مدتی در دبیرستان ایران شهر و مدتی در دبیرستان فیروز بهرام تهران خواند و به شوق آموختن زبان آلمانی در مقطع اول هنرستان صنعتی ایران و آلمان ثبت نام کرد.
دوران فعالیت سیاسی و زندان
در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده ژاندرمری به گرگان و ترکمن صحرا فرستاده شد. او همراه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در بحبوحهٔ جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به خاک ایران، در فعالیت های سیاسی علیه متفقین در شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر و به بازداشتگاه سیاسی شهربانی و از آنجا به زندان شوروی در رشت منتقل شد. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه (ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه وری و فرقهٔ دموکرات آذربایجان همراه پدرش دستگیر شد و تا کسب تکلیف از مقامات بالاتر دو ساعت مقابل جوخهٔ آتش قرار گرفت. سرانجام آزاد شد و به تهران بازگشت. او برای همیشه ترک تحصیل کرد و در یک کتاب فروشی مشغول به کار شد.
ازدواج یکم و چاپ نخستین مجموعهٔ شعر و آشنایی با نیما [ویرایش]
شاملو در بیست و دو سالگی (۱۳۲۶) با اشرف الملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار فرزند او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. در همین سال اولین مجموعه اشعار او با نام آهنگ های فراموش شده به چاپ رسید. مدتی بعد با نیما دیدار کرد و تحت تأثیر آشنایی با او و به قصد معرفی شعر او، دست به انتشار مجلات کوچک مقطعی (چون سخن نو، هنر نو (ساعت ۴ بعد از ظهر)، روزنه، راد، آهنگ صبح و ... زد.
در سال ۱۳۳۰ شعر بلند «۲۳» و مجموعه اشعار قطع نامه را به چاپ رساند. در سال ۱۳۳۱ به مدت حدود دو سال مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان را به عهده داشت.
دستگیری و زندان
در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد علیه دکتر مصدق و با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه شعر آهن ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده می شود و با یورش مأموران به خانه او ترجمهٔ طلا در لجن اثر زیگموند موریس و بخش عمدهٔ کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و کتاب ها و یادداشت های کتاب کوچه از میان می رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه های یگانه ای از نوشته هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی آفتاب توسط پلیس ضبط می شود که دیگر هرگز به دست نمی آید. او موفق به فرار می شود اما پس از چند روز فرار از دست مأموران در چاپخانهٔ روزنامهٔ اطلاعات دستگیر شده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می شود. در زندان علاوه بر شعر، به بررسی شاهنامه می پردازد و دست به نگارش پیش نویس دستور زبان فارسی می زند و قصهٔ بلندی به س ...
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی احمد شاملو   • مفهوم احمد شاملو   • تعریف احمد شاملو   • معرفی احمد شاملو   • احمد شاملو چیست   • احمد شاملو یعنی چی   • احمد شاملو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی احمد شاملو
کلمه : احمد شاملو
اشتباه تایپی : hpln ahlg,
عکس احمد شاملو : در گوگل


آیا معنی احمد شاملو مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )