برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1287 100 1

احولی

معنی احولی در لغت نامه دهخدا

احولی. [ اَ وَ] (حامص ) حَوَل. کژچشمی. دوبینی. لوچی :
گر کسی گوید که همتای تو دیدم سیدی
هم ترا دیده بود و آن دیده دارد احولی.
زوزنی.

معنی احولی به فارسی

احولی
لوچی

معنی احولی به انگلیسی

squint (اسم)
خوی ، لوچی ، دوبینی ، احولی ، نگاه با چشم نیمباز
strabismus (اسم)
لوچی ، دوبینی ، احولی ، چپ چشم بودن

احولی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه انارکی
پیچیدگی در چشم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آموختن وزیر مکر پادشاه را   • معنی احول   • داستان آن پادشاه جهود که نصرانیان را میکشت   • مثنوی معنوی   • داستان پادشاه جهود   • گنجور   • چون غرض آمد هنر پوشیده شد   • معنی احولی   • مفهوم احولی   • تعریف احولی   • معرفی احولی   • احولی چیست   • احولی یعنی چی   • احولی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی احولی
کلمه : احولی
اشتباه تایپی : hp,gd
عکس احولی : در گوگل

آیا معنی احولی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )