انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1080 100 1

احکام شرعی

احکام شرعی در دانشنامه اسلامی

به مجموعه قوانین و مقرّرات اسلام، احکام شرعی می گویند.احکام شرعی، اعتبارات شرعیِ متعلق به افعال مکلفان را می گویند.
احکام شرعی مجموعه قوانین و مقرراتی است که شارع و قانون گذار مقدس اسلام، برای اصلاح امور معاش و معاد مردم و جامعه تشریع کرده است. احکام شرعی، به آن دسته از مجعولات و اعتبارات شرعی گفته می شود که به صورت مستقیم یا با واسطه به افعال بندگان تعلق گرفته است.بدیهی است که احکام شرعی از طریق ادله شرعی در دست رس بندگان قرار می گیرد، مانند: خطاب «صلّ» که از آن وجوب شرعی به دست می آید.
← نکته
احکام شرعی به اعتبارهای گوناگون دارای تقسیم های مختلفی است که مهمترین آن ها تقسیم احکام به تکلیفی و وضعی است.
← حکم تکلیفی
 ۱. ↑ نائینی، محمد حسین، فوائد الاصول، ج۴، ص۳۸۴.    
...
احکام شرعی
احکام شرعی، قوانین دینی هستند که خواست و اراده خداوند را نشان داده و وظیفه عملی انسان را مشخص می کنند.
احکام، دسته بندی ها و اقسام مختلفی دارد. احکام وضعی و تکلیفی دو قسم از مهمترین اقسام حکم شرعی است. احکام شرعی بر دو نوع کلی اولی و ثانوی است.
احکام شرعی در اصطلاح فقهی قانون هایی هستند که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم نظر دین را در مورد هر کدام از رفتارهای انسان بیان می کنند. این قوانین و احکام دسته بندی های مختلفی دارند که رایج ترین آنها احکام تکلیفی «واجب، حرام، مستحب، مکروه، و مباح» و احکام وضعی «صحیح، باطل، پاک، و نجس» هستند.
در خصوص احکام شرعی ، یکی از مباحث بسیار مهم، تعیین حد و مرز تعقل و تعبد است. باید بررسی کرد در چه مواردی از احکام شرعی، عقل دخالت دارد و بر اساس تعقل، انسان پیروی از احکام می کند و چه مواردی از حیطه عقل و تعقل خارج بوده و در اصطلاح از روی تعهد باید پذیرفت و نیز در مواردی که تعقل راه دارد، شیوه دخالت و تأثیر آن، چگونه است؟آیا بعد از حکم عقل در چنین مواردی، حکم شرعی هم بایستی وجود داشته باشد، یا همان حکم عقل کافی است و حکم شرع به عنوان ارشاد به حکم عقل است؟ اگر در بعضی موارد گفته می شود:فلان حکم، یا فلان مسأله تعبدی است، ملاک و معیار تعبدی بودن آن چیست؟و… یا درک و فهم فلسفه احکام چه وجهی پیدا می کند؟
در ابتدا لازم است پیش از پرداختن به موضوع بحث، این حقیقت را بازگوییم که امروزه مسأله کلی تری در ارتباط با دین مطرح است و آن رابطه علم و دین یا عقل و وحی است که مکاتب و دانشمندان غربی به عناوین گوناگون این مقوله را بیان داشته بیشتر سعی دارند با بحث از آن، علم و دین را در ناسازگاری با یکدیگر نشان دهند و حتی برخی از دانشمندان و یا مکاتب اروپایی، با توجه به این نکته، دوره های بشر را به عصر دین و عصر علم تقسیم می کنند و می نمایانند که امروزه عصر علم و دانش است و دوران تدیّن بشر سپری شده است.در اروپا مسأله ای به نام تضاد علم و دین مطرح است که متأسفانه تا حدودی این تفکر، در ذهن برخی از روشنفکران ما نیز سریان پیدا کرده است.
منشاء تفکر ناسازگاری علم و دین
موضوع ناسازگاری علم ودین و عقل و وحی در اروپا این چنین نیست که از جانب چند دانشمند در چند سال اخیر مطرح شده باشد، بلکه این تفکر و این روحیه از عقاید مذهبی یهود و مسیحی به میان جامعه های غربی، به تدریج وارد شده و نفوذ پیدا کرده است. این قضیه از داستان تحریف شده حضرت آدم و همسرش در تورات نشأت می گیرد. داستان آدم و همسرش در قرآن کریم و تورات این مقدار آمده است که:(آدم و همسرش در بهشت از نعمتها و ثمره های آن حق دارند استفاده کنند ولیکن یک درخت است که نباید به آن نزدیک شوند و از میوه آن نباید بخورند. منتهی آدم و همسرش از میوه آن درخت خوردند و به همین دلیل از بهشت رانده شدند)اما این که آن درخت چه بوده است؟ چه نوع درختی است؟ در قرآن کریم و قوانین قرآنی و مسلمات روایات اسلامی، آن میوه ممنوعه و شجره منهیّه به جنبه حیوانیت انسان، مربوط شده نه به جنبه انسانیت؛ یعنی یک امری بود از مقوله شهوات، از مقوله حرص ، از مقوله حسد ، از مقوله ضد انسانی.به درخت طمع نزدیک نشو؛ یعنی اهل طمع مباش، به درخت حرص نزدیک نشو، یعنی حریص نباش، حسد نورز، ولی آدم از انسان بودن خودش تنزل کرد و به آنها نزدیک شد، به حرص و طمع، به حسد، به تکبّر به این چیزهایی که تکفّل انسانیت است، سقوط انسانیت است به اینها نزدیک شد، و ندا آمد که این جا، جای تو نیست بیرون برو. )در تورات، دست تحریف ، این قضیه را به این شکل جلوه داده اند که آن درختی که خدا به آدم گفت:به آن نزدیک نشو، آن درخت مربوط به جنبه انسانیت آدم است نه جنبه حیوانیت آدم، به جنبه اعتلای آدم مربوط بود، نه جنبه تکفّل آدم، یک کمال بود برای آدم. خدا می خواست آن کمال را از آدم دریغ کند.دو کمال وجود داشت:۱. کمال معرفت.۲. کمال جاودانه بودن.خداوند نمی خواست این کمال را به آدم بدهد. آدم از درخت معرفت خورد و چشمش باز شد و گفت:عجب! ما تا به حال کور بودیم؟ تازه فهمیدیم خوب و بد یعنی چه؟بعد خدا به فرشتگان گفت دیدید ما به این گفتیم، نمی خواستیم از شجره معرفت و شناخت بهره مند گردد ولیکن خورد و چشم و گوشش باز شد.خطر این که از درخت جاودانگی هم بخورد و جاودانه بماند هم هست، پس بهتر است بیرونش کنیم.از این قضیه تحریف شده در تورات بود که در جهان اروپا کم کم مطرح شد که یا علم و یا دین. مذهب یعنی دین خدا، دستور خدا، پس معلوم می شود که میان دین و معرفت ناسازگاری است. یا آدم باید امر خدا را پذیرا باشد و دین خدا داشته باشد، یا باید از درخت معرفت بخورد و عالم به حقایق گردد.قرآن کریم داستان نزدیک شدن آدم را به آن درخت، بعد از داستان:(وعَلَّمَ آدم الأسماء کلّها ثُم عَرضهم علی الملائکةِ فَقالَ اَنْبئونی بأسماءِ هولاءِ اِنْ کُنتم صادقینَ) یاد کرده، یعنی آدم وقتی به بهشت رفت قبل از آن عالم و دانا شده بود، همه حقایق را آموخته بود. آدم بود که در بهشت بود، نه یک حیوان چشم بسته که با خوردن میوه آن درخت، چشمش باز شده باشد. آدم بود که رفت به بهشت. چون آدم بود، عالم بود، شناخت داشت، حقایق را می دانست ولیکن با آن همه علم و معرفت، از آدم بودن خارج شد که باعث شد از بهشت بیرون گردد. اسیر هوی و هوس و یا حرص و طمع گردید.می بینیم که در نظر قرآن کریم، از همین قضیه فهمیده می شود که دین با علم نه تنها هیچ گونه ناسازگاری ندارد، بلکه در اساس علمی هم که آدم یاد گرفته بود، از جانب خداوند متعال بوده، چه این که خدا فرمود:(وعَلَّمَ آدم الأسماء کلّها…) خداوند بود که حقایق را به آدم تعلیم داد.
نتیجه تفکر ناسازگاری علم و دین
موضوع تعقّل و تعبّد هم، به طور دقیق، در ادامه همین بحث کلّی ارتباط عقل و وحی و یا رابطه علم و دین است که در محدوده احکام فقهی مطرح می گردد و از اهمیّت ویژه ای برخوردار است.حال در تبیین این مبحث، به بخش عمده آن و قسمت اصلی، مبنی بر تعیین حدّ و مرز تعقل و تعبّد در احکام شرعی می پردازیم.
مقصود از تعبدی و توصلی
...

احکام شرعی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رضا > کرتیلان
اجاقی > اجاقی
Mahdi > شربت (دارو)
Behnaz > guidelines
مهدی ورمزیار > ورمزیار
دینا حسین پناهی > بر می خیزد
ماد > ریناز
ناهید > establishing

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی احکام شرعی   • مفهوم احکام شرعی   • تعریف احکام شرعی   • معرفی احکام شرعی   • احکام شرعی چیست   • احکام شرعی یعنی چی   • احکام شرعی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی احکام شرعی
کلمه : احکام شرعی
اشتباه تایپی : hp;hl avud
عکس احکام شرعی : در گوگل


آیا معنی احکام شرعی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )