انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1088 100 1

اخباری

/'axbAri/

برابر پارسی: نوگو

معنی اخباری در لغت نامه دهخدا

اخباری. [ اَ ری ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به اخبار. کسی که حکایات و قصص و نوادر را روایت کند. (انساب سمعانی ). محدث. اثری. || در مقابل اصولی و مجتهد. در اصطلاح فقهای شیعه کسی است که فقط بظاهر احادیث تمسک کند و به ادله ٔ عقلیه نکند. || در زمان و زبان ابن الندیم یعنی عالم بتاریخ و تراجم. مورخ. ج ، اخباریون ، اخباریین.

اخباری. [ اَ ری ی ] (اِخ ) ابوبکر احمدبن حجربن الحسن بن مؤمل الأخباری. وی از قاسم بن محمد الانباری حدیث شنید و از او ابوالفتح بن مسرور البلخی روایت کند. (انساب سمعانی ).

اخباری. [ اَ ری ی ] (اِخ ) ابوبکریموت بن المزرع بن یموت البصری الاخباری. ابوسعیدبن یونس در تاریخ الغرباء ذکر او آورده و گوید: او بصری است و چندبار بمصر شد و بار آخر بسال 303 هَ. ق. بود و در سنه ٔ 304 از آنجا بیرون شد و هم بدانسال درگذشت. او ملیح الأخبار و نیکوآداب بود. (انساب سمعانی ).

اخباری. [ اَ ری ی ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن احمدبن اسد التمیمی الأخباری. وی از اهل شهرزور است و به نیشابور نزول کرد و از ادبا و حفاظ شعر متقدمین و متأخرین و از علماء ایام ناس و انساب عرب بود و در آغاز به نیشابور اقامت داشت و مولد او شهرزور است و در عراق از قاضی ابوعبداﷲحسین بن اسماعیل شیبانی و ابوعبداﷲ محمدبن مخلد الدوری و اقران ایشان حدیث شنیده است. (انساب سمعانی ).

اخباری. [ اَ ری ی ] (اِخ ) ابوالحسن محمدبن احمدبن طالب الأخباری. وی ساکن شام بود و در طرابلس از ابوالقاسم عبداﷲبن محمد البغوی و ابوبکر عبداﷲبن ابی داود حرمی بن ابی العلاء و ابوبکر محمدبن الحسن بن درید و ابراهیم بن محمدبن عرفه و ابوعلی الحسین بن القاسم الکوکبی و محمدبن القاسم بن الانباری حدیث شنیده و عبداﷲبن القاسم الاطرابلسی از او روایت کند. وی پس از سال 370 هَ. ق. درگذشته است. (انساب سمعانی ).

اخباری. [ اَ ری ی ] (اِخ ) ابوالحسین احمدبن محمدبن العباس بن عبداﷲبن حفص بن عمربن بیان الأخباری. وی از اهل بغداد است و از عبدالملک بن احمدبن الزیات و ابوبکر محمدبن الحسین بن درید الأزدی و ابوبکر محمدبن القسم بن الأنباری و نصربن احمد الخبزرزی و محمدبن یحیی الصولی حدیث شنیده و قاضی ابوالقسم علی بن المحسن التنوخی از او روایت کند. وی در سال 375 هَ. ق. حدیث میگفته و وفات او پس از این تاریخ است. (انساب سمعانی ).

اخباری. [ اَ ری ی ] (اِخ ) ابوعبدالرحمان الهیثم بن عدی بن عبدالرحمان الطامی الکوفی الأخباری. ابوسعیدبن یونس ذکر او در تاریخ الغرباء آورده و گوید: او بمصر شد و آنجا از حیوةبن شریح و یونس بن برید الابلی و جز آن دو حدیث شنود و از آنجا بیرون شد و بسال 260 هَ. ق. درگذشت. (انساب سمعانی ).

اخباری. [ اَ ری ی ](اِخ ) ابومحمد عبداﷲبن ابی سعید و او عبداﷲبن عمروبن عبدالرحمان بن بشربن هلال الانصاری الوراق البلی [ کذا] الأخباری بلخی الاصل و بغدادی المسکن است. او ثقه ٔ اخباری و صاحب ادب و ملح و طرف بود و از حسین بن محمد المروزی و معاویةبن عمرو و عفان بن مسلم و سلیمان بن حرب و شریح بن نعمان و هوذةبن خلیفه و علی بن الجعد و غیر ایشان سماع دارد و عبداﷲبن محمدبن ابی الدنیا و عبداﷲبن محمد البغوی و محمدبن خلف بن المرزبان و عبیداﷲبن عبدالرحمان السکری و حسین بن القاسم الکوکبی و قاضی ابوعبداﷲ المحاملی و جماعت دیگر از او روایت دارند. ولادت او بسال 197 هَ. ق. و وفات وی در سامرا به جمادی الاَّخره ٔ سال 274 هَ. ق. بود. (انساب سمعانی ).

معنی اخباری به فارسی

اخباری
( صفت ) منسوب به اخبار یا مضارع اخباری . فعل مضارعی که وجه صرفی آن دلت کند بر حدوث کار بطریق خبر و قطع و یقین : ( میشوم میخواهم میروم ...) یا وجه اخباری . یکی از وجه های شش گانه در صرف فعلها و آن این است که کار را بطور قطع و یقین بیان نماید : ( میروم رفتم خواهم رفت . )
[predictive value] [علوم سلامت] توانایی یک آزمون در پیش آگهی و خبر دادن دربارۀ بیماری
ابن علی کهنوی وی نواده میرزا محمد اخباری معروف بوده است
[indicative mood] [زبان شناسی] وجهی از فعل که وضعیت بیان شده در پاره گفتار را به مثابۀ وضعیتی واقعی نشان می دهد

معنی اخباری در فرهنگ معین

اخباری
( اَ) [ ع - فا. ] (ص نسب .) ۱ - کسی که حکایت ها و داستان ها را روایت کند. ۲ - کسی که فقط به ظاهر احادیث اکتفاء کند نه به دلیل های عقلی .

معنی اخباری در فرهنگ فارسی عمید

اخباری
ویژگی گروهی از علمای شیعه که به ظاهر احادیث و قرآن استناد می کنند نه به دلیل های عقلی.
مربوط به اِخبار: مضارع اخباری.

اخباری در دانشنامه اسلامی

اخباری
عمل کننده به کتاب و سنّت و نه عقل و اجماع را اخباری می گویند که در مقابل این عنوان اصولی قرار دارد.
عنوان «اخباری» یا «اخباریان» در کتاب های فقهی متأخّر بر گروهی از فقهای شیعه اطلاق می گردد که خط مشی عملی آنان در دستیابی به احکام شرعی و تکالیف الهی، پیروی از اخبار و احادیث است، نه روش های اجتهادی و اصولی.
در مقابل آنان، فقهای معتقد به خط مشی اجتهادی هستند که با عنوان «اصولی» شناخته می شوند.

پیشینه تاریخی اخباری
تقابل این دو گونه نگرش به سده های نخستین حیات فقه شیعه بازمی گردد. با پایان یافتن عصر حضور امامان علیهم السّلام و آغاز عصر غیبت صغری در سال ۲۶۰ (ه‍. ق)، در چگونگی دستیابی به احکام شرعی، دو نوع نگرش پدید آمد.

← نگرش اول در دستیابی به احکام شرعی
مکتب اهل حدیث در اوائل قرن یازدهم هجری بار دیگر به وسیله محمد امین استرآبادی (م ۱۰۳۳ یا ۱۰۳۶ ه‍. ق) در قالبی نو مطرح و احیا شد. وی در این مرحله با سامان دادن مکتب اهل حدیث، بر مکتب اصول گرایی سخت حمله کرد و بدین ترتیب، دوره نوینی از تقابل دو مکتب یاد شده در حوزه فقاهت شیعی پدید آمد و در حقیقت، رواج و اطلاق عنوان «اخباری» بر گروهی از فقها با مفهوم و اصطلاح خاص و امروزی، از همین دوران و با ظهور استرآبادی آغاز شده است.

← بارزترین عالمان اخباری
...
«اخباری گری» یا «اخباری»، بر گروهی از فقهای شیعه اطلاق می گردد که خط مشی عملی آنان در دست¬یابی به احکام شرعی و تکالیف الاهی، پیروی از اخبار و احادیث است نه روش های اجتهادی و اصولی.
«اخباری گری» یا «اخباری»، بر گروهی از فقهای شیعه اطلاق می گردد که خط مشی عملی آنان در دست¬یابی به احکام شرعی و تکالیف الاهی، پیروی از اخبار و احادیث است نه روش های اجتهادی و اصولی. با پایان یافتن عصر حضور امامان (علیهم السلام) و آغاز عصر غیبت صغرا در سال ۲۶۰ (ه .ق)، در چگونگی دست¬یابی به احکام شرعی، نگرشی پدید آمد که امتداد خط مشی عصر حضور بود و بیشتر یاران ائمه (علیهم السلام) بر آن بودند و آن، بسنده کردن به احادیث و عدم تجاوز از آن در دست یابی به احکام شرعی بود.
← مکتب اخباری گری از نظر اعتقادی
عنوان «اخباری گری» یا «اخباری»، در کتاب های فقهی متأخّر، بر گروهی از فقهای شیعه اطلاق می گردد که خط مشی عملی آنان در دست¬یابی به احکام شرعی و تکالیف الاهی، پیروی از اخبار و احادیث است، نه روش های اجتهادی و اصولی. در مقابل آنان، فقهایی که معتقد به خط مشی اجتهادی هستند، با عنوان «اصولی» شناخته می شوند. با توجه به این توضیح، روشن می شود که شیعه به دو دسته در عقاید تقسیم نشده است، که یکی از آنها اصولی و دیگری اخباری باشد؛ زیرا اخباری و اصولی در اصول عقاید (توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد) و همین طور در همه فروع (مثل نماز و روزه و حج و زکات و خمس و …) با هم مشترک هستند؛ بر این اساس اختلاف آنان فقط در منهج علمی و روش و طریقه وصول به حکم شرعی می باشد.
پیشینه اخباری گری
...
اَخْباری، میرزا محمد، ابو احمد جمال الدین (۲۱ ذیقعده ۱۱۷۸- م ق ۲۸ ربیع الاول ۱۲۳۲ق /۱۲ مه ۱۷۶۵- ۱۵ فوریه ۱۸۱۷م)، فرزند عبدالنبی بن عبدالصانع نیشابوری استرابادی، فقیه ، محدث و از پایه گذاران مکتب اخباریه می باشد.
درباره نسب او اختلاف بسیار است، یکی از نوادگان وی به نام ابراهیم بن میرزا احمد، در مقدمه کتاب، ایقاظ النبیه میرزا محمد را از سادات رضوی دانسته، و نسبش را به حسین پسر موسی المبرقع از فرزندان امام جواد (علیه السلام) رسانده است. در جایی نیز به نقل از کتاب ضیاء المتقین میرزا محمد، نسب او به شمس الدین محمد جوینی وزیر و صاحب دیوان رسانده شده است. شاید به جهت همین اختلاف است که برخی، سلسله نسب او را فقط تا عبدالصانع بر می شمارند.
زندگینامه
میرزا محمد در اکبرآباد یا فرّخ آباد در سرزمین هند ، از مادری استرابادی متولد شد. جدش عبدالصانع از مردم استراباد و پدرش عبدالنبی مقیم نیشابور بود که بعدها به هند مهاجرت کرد. اینکه تنکابنی او را از مردم بحرین دانسته است، صحت ندارد.میرزا محمد تحصیلات مقدماتی خود را در هندوستان به انجام رسانید و در حدود ۲۰ سالگی برای گزاردن حج ، با خانواده راهی حجاز شد و در میانه راه ، پدرش را از دست داد.
میرزا محمد در راه کسب علوم مختلف
پس از اتمام مناسک، راه عراق را در پیش گرفت و چندی در نجف و سپس در کربلا ماند و سرانجام در کاظمین سکنی گزید. در این شهرها، محضر چند تن از علمای برجسته، مانند آقا محمدعلی بهبهانی، میرزا مهدی شهرستانی و شیخ موسی بحرینی را درک کرد و دیری نپایید که در علوم معقول و منقول صاحب بصیرت شد. او در کنار علوم متداول دینی ، در علوم غریبه از قبیل طلسمات و نیرنجات و جفر و اعداد مطالعاتی کرد و در بحث و جدل نیز مهارت یافت.
اختلاف وی با اصولی ها
...
پرسش به انگیزه خبردادن را استفهام اخباری گویند.
«اخبار» به معنای آگاهی دادن، و «استفهام اخباری» از اقسام استفهام مجازی و به این معنا است که گوینده می خواهد خبر را در اختیار مخاطب قراردهد؛ لذا کلام خود را به صورت استفهام و سؤال طرح می کند؛ مانند:۱. (افی قلوبهم مرض ام ارتابوا...)؛ «آیا در دلهایشان بیماری است یا شک دارند». در این آیه ، خداوند از مرض قلبی و شک و تردید آن ها خبر می دهد.۲. (هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا)؛ «آیا زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود». در این آیه که به صورت استفهام آمده، خداوند از گذشت زمان طولانی بر انسان خبر داده است.
جملیه شرطیه اخباری به معنی قضیه شرطیه دارای جمله اخباری در بخش دوم _ تالی _ است.
جمله شرطیه اخباری، مقابل جمله شرطیه انشایی بوده و به جمله ای گفته می شود که تالی آن متضمن حکایت از واقعیتی و خبر دادن از امری می باشد، مانند: " ان کانت الشمس طالعة فالنهار موجود ".
مقامات بحث جمله شرطیه اخباری
از جمله های شرطی خبری در دو مقام بحث می شود:الف ـ مقام ثبوت و واقع؛ب ـ مقام اثبات و اخبار.
← در مقام اثبات
 ۱. ↑ اصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۱، ص۱۱۷.    
...
مهمترین فقهای اخباری عبارتند از:ملا محمد تقی مجلسی (م ۱۰۷۰)ملا محسن فیض کاشانی (م ۱۰۹۱)محمد بن حسن حر عاملی (م ۱۱۰۴)علامه محمد باقر مجلسی (م ۱۱۱۰)شیخ یوسف بحرانی (م ۱۱۸۶)سلطان العلماء (م۱۰۶۴)فاضل تونی (م ۱۰۷۱)جمال الدین خوانساری (م ۱۱۲۵) فاضل هندی (م ۱۱۳۷)
آیة الله مکارم شیرازی،دائرة المعارف فقه مقارن،ج۱    
...
نسبت إخباری به نسبت حاکی از ارتباط خارجی بین دو چیز اطلاق می شود.
نسبتی که از ارتباط بین دو چیز در واقع خبر دهد، نسبت اخباری خوانده می شود؛ یعنی خبر می دهد که در خارج نسبتی حقیقی وجود دارد و یا تحقق پیدا خواهد کرد؛ به بیان دیگر، این نسبت در عالم خارج منشأ انتزاعی دارد.
نسبت در جمله های إخباری
در جمله های اخباری، نسبت تام اخباری وجود دارد، زیرا به نظر مشهور اصولی ها ، جمله تام خبری برای نسبت وضع شده است؛ برای مثال، در جمله «زید قائم»، نسبت قیام زید، از وجود رابطه ای حقیقی میان قیام و زید در خارج حکایت می کند.
معنای حرفی از مقوله نسبت
بنا بر این مبنا که معنای حرفی از مقوله نسبت بوده و بر نسبت ناقصه دلالت می نماید، یک قسم از حروف ، که بیشتر حروف را شامل می شود، حروف حاکی است و نسبت موجود در آن ها نسبت اخباری می باشد؛ در مقابل حروف ایجادی که از واقع حکایت ندارد؛ برای مثال، «فی» بر نسبت ظرفیه و «مِن» بر نسبت ابتدائیه دلالت می نماید.
چند نکته درباره نسبت
...

اخباری در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:وجه فعل

معنی اخباری به انگلیسی

indicative (صفت)
دلالت کننده ، اخباری ، نشان دهنده ، حاکی ، اشاره کننده ، دال بر ، مشعر بر
declarative (صفت)
اعلانی ، اخباری ، اظهاری

معنی کلمه اخباری به عربی

اخباری
دلالي

اخباری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سعید ترابی > break up
هادی > اراد
گل پری > گل پری
محمدرضا > Amenagement
Mn > guantily
محمد علی یزدانی فر > settling basin
09166128817 > چید
B/love/S > defend

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسماعیل اخباری   • فرقه اخباری   • محمدرضا اخباری و همسرش   • عکس های محمدرضا اخباری   • اخباری علمی کاربردی   • بیوگرافی محمدرضا اخباری   • محمدرضا اخباری اینستاگرام   • محمدرضا اخباری شاد   • معنی اخباری   • مفهوم اخباری   • تعریف اخباری   • معرفی اخباری   • اخباری چیست   • اخباری یعنی چی   • اخباری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اخباری
کلمه : اخباری
اشتباه تایپی : hofhvd
آوا : 'axbAri
نقش : صفت
عکس اخباری : در گوگل


آیا معنی اخباری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )