انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1088 100 1

اختصاص

/'extesAs/

مترادف اختصاص: خاص، مختص، مختصه، ویژه، تعلق

برابر پارسی: ویژگی، ویژه کردن

معنی اختصاص در لغت نامه دهخدا

اختصاص. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خاص کردن به. تخصیص. خاص گردانیدن بچیزی. ویژه کردن به. انفراد. اغتزاز : و اختصه بالطرایق الرضیة. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 299). || خاص گردیدن. یگانه و خاص شدن. || وابسته و خاص شدن. || تفضیل. گزیده کردن. بگزیدن. || برگزیده شدن. || دوستی و یگانگی کردن. || مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: اختصاص ؛ فی اللغة امتیاز بعض الجملة بحکم. و عند بعض اهل البیان هو الحصر. و بعضهم فرق بینهما. و یجی ٔ فی لفظالقصر. قال النحاة من المواضع الذی یضمر فیها الفعل قیاساً باب الاختصاص علی طریقة النداء بان یکون منقولا. و ذلک بان یذکر المتکلم اولا ضمیر المتکلم. و یؤتی بعده بلفظ ای و یجری مجراه فی النداء من ضمه والاتیان بعده بهاءالتنبیه. و وضعه بذی اللام. او یذکر بعد ضمیرالمتکلم فی مقام لفظ ای اسم مضاف دال علی مفهوم ذلک الضمیر. و ذلک اما ان یکون لمجرد بیان المقصود بذلک الضمیر نحو انا افعل کذا ایها الرجل ؛ ای انا افعل کذا مختصاً من بین الرجال بفعله فان قولک ایها الرجل لتوکید الاختصاص. لان الاختصاص قد وقع اولا بقولک انا و لیس بنداء لان المراد بصیغة ای هو ما دل علی ضمیرالمتکلم السابق لاالمخاطب. فهو ای قولک ایها الرجل فی محل النصب. لانه حال فی تقدیر مختصاً من بین الرجال. و حکمه فی الاعراب و البناء حکم المنادی. لان کل ما انتقل من باب الی باب فاعرابه علی حسب ما کان علیه. او یکون لبیان المفهوم من الضمیر مع افتخار. نحو: انا اکرم الضیف ایها الرجل. و کذا انا معشرالعرب نفعل کذا. فان المعشر المضاف الی العرب فیه قائم مقام ای فی محل النصب علی الحال و دال علی مفهوم ضمیرالمتکلم. و علی الافتخار ایضاً او مع التصاغر نحو: انا المسکین ایها الرجل و یجب حذف حرف النداء فی باب الاختصاص و قد یکون الاختصاص علی غیر طریقة النداء بان لایکون منقولا عنه. نحو: نحن العرب اقرب الناس للضیف. فانه لیس منقولا من النداء لان المنادی لایکون معرفاً باللام. فیکون نصبه بفعل مقدر ای اخص العرب. و لایجوز اظهاره. کذا فی العباب.

معنی اختصاص به فارسی

اختصاص
خاص کردن، خاص گردانیدن، ویژه کردن، خاص گردیدن، خاص شدن، ویژه شدن ، ویژگی
۱ - ( مصدر ) خاص کردن به خاص گردانیدن به چیزی ویژه کردن به انفراد برگزیدن گزین کردن تفضیل . ۲ - ( مصدر ) خاص گردیدن یگانه و خاص شدن وابسته و خاص گشتن برگزیده شدن . ۳ - ( اسم ) ویژگی .
( مصدر ) چیزی را بکسی مخصوص کردن و شریک نکردن دیگری را در آن .
( مصدر ) مختص بودن مخصوص بودن و شریک نداشتن .
عبارت است از تعلق مخصوص

معنی اختصاص در فرهنگ معین

اختصاص
(اِ تِ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) ویژه کردن ، ویژگی . ۲ - (مص ل .) خاص گردیدن ، برگزیده شدن .

معنی اختصاص در فرهنگ فارسی عمید

اختصاص
۱. مخصوص کاری یا چیزی کردن، ویژه کردن.
۲. (اسم) ویژگی.
۳. [قدیمی] قرب و منزلت.

اختصاص در دانشنامه اسلامی

اختصاص
اختصاص ترجمه فارسی کتاب «الاختصاص» اثر ابوعبدالله محمد بن محمد(336-413ق) معروف به شیخ مفید می باشد که بر پایه متن مصحَّح علی اکبر غفاری توسط حسین صابری ترجمه و تحقیق شده است.
در ابتدای کتاب، مقدمه ای از مترجم افزوده شده که در آن، نکاتی در مورد ترجمه و ویژگی های آن، بیان گردیده است:
مترجم در درون متن نیز کوشیده است افزون بر عنوان هایی که در تصحیح غفاری بر مجموعه هایی از احادیث نهاده شده است، برای هر حدیث و گاه نیز چند حدیث هم مضمون، عنوانی قرار دهد. این عنوان ها داخل دو قلاب قرار گرفته اند ....
فهرست مطالب، در ابتدا و کتاب نامه مترجم در تحقیق این اثر، به همراه نمایه آیات؛ ابیات شعر؛ نام های کسان، جاها، قبیله ها و فرقه ها؛ کتاب ها و نمایه موضوعی، در انتهای کتاب آمده است.
اختصاص ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • اختصاص (فقه)، به معنای مخصوص بودن و بحث شده در باب های صلات، حج، تجارت، نکاح و ارث در فقه• اختصاص (نحو)، به معنای فضیلت دادن و مختص گرداندن و بحث در علم نحو• ادات اختصاص، واژه بیانگر اختصاص چیزی برای چیز دیگر
...
اختصاص مخصوص بودن را گویند که در باب های صلات، حج، تجارت، نکاح و ارث به مناسب آمده است.
احکامی از قبیل جواز ازدواج دائم با بیش از چهار زن، حرمت زنان او بر دیگران، وجوب مسواک و جواز ورود به مکّه بدون احرام، مختصّ به پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله می باشد.
اسباب اختصاص
اسباب اختصاص اموری مانند:تحجیر، اقطاع، ید و حیازت موجب اختصاص چیزی به کسی می شوند.
وقت مخصوص
اول وقت پس از زوال خورشید به اندازه ادای نماز ظهر به نماز ظهر و آخر وقت قبل از مغرب به اندازه ادای نماز عصر به نماز عصر اختصاص دارد؛ بنابراین خواندن هر کدام در وقت مخصوص دیگری، جایز نیست. و در بقیه وقت، مشترک هستند. بنا بر نظر بسیاری از فقها اول وقت پس از مغرب به اندازه ادای نماز مغرب به آن نماز اختصاص دارد.
احکام دیگر اختصاص
...
اختصاص بر وزن إفتعال از ماده ی"خصَّ" و در لغت به معنای فضیلت دادن و مختص گرداندن است (إختصّه بالشی: خصّه و خصّه بالشیء: فضله.) (با توجه به این ریشه لغوی، مختص گرداندن یک شیء با فضیلت و برتری دادن آن از دیگران محقق می شود.)
در اصطلاح نحو عبارت است از تخصیص حکم ضمیر غیر غائب به اسم ظاهر معرفه بعد از آن. به عنوان مثال در عبارت «نحن معشرَالعلم نُصلِحُ الأمة» حکم اصلاح امت که در واقع حکم ضمیر "نحن" است به اسم ظاهر یعنی "معشرالعلم" اختصاص پیدا کرده است؛ با این بیان، ابهامی که در ضمیر وجود دارد برطرف شده است. (ذکر این نکته قابل توجه است که عالمان نحو بین دو باب اختصاص و نداء، شباهت ها و تفاوت هایی ذکر کرده اند)
وجه نامگذاری
همان طور که از تعریف اختصاص در اصطلاح نحو بر می آید نام گذاری این باب به نام "اختصاص" به جهت غرض اصلی آن (تخصیص حکم ضمیر به اسم ظاهر) بوده است.
جایگاه
عالمان نحو در مباحث مفعول به، متعرض حذف وجوبی عامل مفعول به شده و در ضمن ابواب معینی، از اختصاص در کنار تحذیر، اغراء و... بحث کرده اند و گاهی از باب اختصاص به "المنصوب علی الاختصاص" تعبیر کرده اند.
ارکان
...
خدایتعالی هم در برابر اسماء جمیلش محمود و سزاوار ستایش است ، و هم در برابر افعال جمیلش ، و نیز هیچ حمدی از هیچ حامدی در برابر هیچ امری محمود سر نمی زند مگر آنکه در حقیقت حمد خدا است ، برای آنکه آن جمیلی که حمد و ستایش حامد متوجه آنست فعل خدا است ، و او ایجادش کرده ، پس جنس حمد و همه آن از آن خدا است .
همه حمدها و ستایشها به خداوند اختصاص دارد: «الحمد لله...؛ ستایش مخصوص خداوندی است...»، («ال» در «الحمد لله» از نوع جنس و مفید استغراق است.) نیز
← جهل به حمد خدا
جمله «الحمد لله» ثنایی است برای خدا بدان جهت که بندگی کردن برای او بهتر است از بندگی برای غیر ا، خداوندی که با ذکر این مثلهای روشن راه را به شما نشان داده، و دلائل واضح را برای تشخیص حق از باطل در اختیار شما قرار داده است، خداوندی که همه را به اخلاص دعوت می کند و در سایه اخلاص آرامش می بخشد، چه نعمتی از این بالاتر؟ و چه شکری و حمدی از این لازمتر؟
واژه بیانگر اختصاص چیزی برای چیز دیگر را ادات اختصاص گویند.
«اختصاص» یعنی چیزی را خاص چیزی کردن، و «ادات اختصاص» یعنی ابزاری که برای افاده این معنا به کار می رود.
نمونه قرآنی
در قرآن نیز ادواتی در این معنا به کار رفته است؛ مانند: «لام» جاره (ل) که معانی مختلفی از جمله «اختصاص» دارد؛ مانند:۱. (… ان له ابا شیخا کبیرا…)؛ «او پدری پیر سالخورده دارد». ۲. (... فان کان له اخوة...)؛ «و اگر او برادرانی داشته باشد».
حصر و اختصاص، اختصاص دادن چیزی به چیز دیگر به طریق مخصوص است.
از اسلوب های معانی قرآن «حصر و اختصاص» است که به آن «قصر» نیز می گویند؛ یعنی اختصاص دادن چیزی به چیز دیگر به طریق مخصوص؛ به عبارت دیگر «حصر» اثبات حکمی برای موردی معین و نفی آن حکم از موارد دیگر است.
تعریف مقصور و مقصور علیه
به کسی یا چیزی که قصر بر آن صورت گرفته است «مقصور» و به فعل، اسم، ظرف یا حالتی که به آن اختصاص یافته است، «مقصور علیه» می گویند. در جمله «تنها من آمدم» به «تنها» ادات قصر و به «من» مقصور و به «آمدن» مقصورعلیه می گویند. البته برخی صاحبنظران میان حصر و اختصاص تفاوت قائل شده اند.
اقسام حصر
حصر بر دو قسم است:۱. حصر صفت بر موصوف؛۲. حصر موصوف بر صفت.و هر کدام از این دو یا مجازی است یا حقیقی.
حصر نسبت به اعتقاد مخاطب
...
حق اختصاص سلطنت بر چیزی به سبب اختصاص آن به شخص است. از عنوان یاد شده در بابهای تجارت، وقف، وصیت و احیاء موات سخن گفته‏اند.
حق اختصاص عبارت است از حق ثابت برای شخص بر چیزی به سبب وجود علقه‏ای غیر از ملکیت بین او و آن چیز می باشد.

حکم حق اختصاص
صاحب حق اختصاص در استفاده از متعلّق حق سزاوارتر از دیگران است. بنابر این، در موارد ثبوت حق اختصاص هر گونه مزاحمت و کنار زدن صاحب حق و نیز تصرف در متعلق حق بدون اجازه او حرام است.

متعلق حق اختصاص
متعلق حق اختصاص عبارت است از آنچه از نظر شرع یا عرف مال به شمار نیاید، مانند مدفوع تحت تصرف انسان؛ یا مالیت عرفی داشته باشد، لیکن از نظر شرع قابل تملک نباشد، همچون شراب تحت تصرّف مسلمان.
دیگر متعلق حق اختصاص چیزی است که به عموم مردم تعلق دارد و همگان در استفاده از آن یکسانند، مانند موقوفات عام، همچون مساجد، مدارس، کاروانسراها و کتاب‏ها، و غیر موقوفات، از قبیل راه‏ها، بازارها، خیابان‏ها و بوستان‏ها. چنانچه کسی در استفاده از مکانهای یاد شده بر دیگری پیشی گیرد، نسبت به آن حق اولویت پیدا می‏کند و دیگری حق مزاحمت او را ندارد.
سومین عنوانی که متعلق حق اختصاص قرار می‏گیرد مباحات- همچون آب دریاها، رودها و پرندگان- بدون مالک است، به شرط آنکه حیازت آن بدون قصد تملک صورت گرفته باشد که بنا بر قول برخی در این صورت حق اختصاص ثابت است.

اسباب حق اختصاص
...

ارتباط محتوایی با اختصاص

اختصاص در جدول کلمات

اختصاص یافته و ویژه
مختص
اختصاص یافته | ویژه
تفتان
این کشور بیشترین باخت 22 باخت)را در تمامی ادوار جام جهانی به خود اختصاص داده لست
مکزیک

معنی اختصاص به انگلیسی

specialty (اسم)
تخصص ، ویژه گری ، اختصاص ، داروی ویژه یا اختصاصی ، کیفیت ویژه ، رشته اختصاصی ، کالای ویژه ، اسپسیالیته
speciality (اسم)
تخصص ، ویژه گری ، اختصاص ، داروی ویژه یا اختصاصی ، کیفیت ویژه ، رشته اختصاصی ، کالای ویژه ، اسپسیالیته

معنی کلمه اختصاص به عربی

اختصاص
اختصاص
استأثر ب
احتياطي , خصص , کرس , ملائم

اختصاص را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد ٠٩:٠٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٠
در پارسی " ویژانش " از بن ویژاندن به چم ویژه کاری و انجام کار گزیده.
|

جمشید احمدی ١٩:٥٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٩
ویژه مند
نمونه :
اختصاص دارد =ویژه مند است.
اختصاصی = ویژه مندی
|

علی بهجو ١٨:٤٠ - ١٣٩٨/٠٨/٠٥
برگزیدن ،
مانند مکان خاصی بخود اختصاص نمیداد= جای ویژه ای را برای خود بر نمی گزید.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اختصاص   • مفهوم اختصاص   • تعریف اختصاص   • معرفی اختصاص   • اختصاص چیست   • اختصاص یعنی چی   • اختصاص یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اختصاص
کلمه : اختصاص
اشتباه تایپی : hojwhw
آوا : 'extesAs
نقش : اسم
عکس اختصاص : در گوگل


آیا معنی اختصاص مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )