برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1330 100 1

اخص

/'axass/

برابر پارسی: ویژه تر، بویژه

معنی اخص در لغت نامه دهخدا

اخص. [ اَ خ َص ص ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از خص و خصوص. خاص تر. (غیاث ). مخصوص تر. ویژه تر. گزیده تر. || کلی که نسبت به کلی دیگری دارای مصادیق کمتری باشد. امری که مندرج در تحت یک کلی باشد. مقابل اعم ّ.
- اخص ّالخواص ؛ خاص ترین خاصان : محقق کردند و متفق شدند که حسن مازندرانی که اخص ّالخواص علاءالدین بود... (جهانگشای جوینی ).
- بالاخص ؛ بویژه. مخصوصاً.

معنی اخص به فارسی

اخص
خاص تر، ویژه تر، گزیده تر
۱ - ( مصدر ) خالص کردن ویژه کردن ویژه داشتن بی آمیغ گردانیدن . ۲ - ( مصدر ) دوستی خالص داشتن خلوص نیت داشتن عقید. پاک داشتن ارادت صادق داشتن . ۳ - آن است که سالک در عمل خود شاهدی جز خدا نطلبد . فضیل بن عیاض گفته : ( ترک عملی بخاطر مردم ( ریا ) و بجا آوردن بخاطر آنان ( شرک ) است و ( اخص ) خص یافتن ازین دو است . توضیح فرق اخص و صدق . ۱ - صدق اصل است و خص فرع و تابع آن . ۲ - اخص پس از دخول در عمل شروع میشود . یا طبق اخص . پاکی نیت و ارادت صادقانه : ( هر چه داشت در طبق اخص نهاد و به وی تقدیم کرد . ) یعنی با کمال خلوص نیت و دلبستگی صادقانه هر چه داشت در اختیار او گذاشت . یا اخص عمل . پاکدلی در کار . یا کلم. اخص . الهاالله .
( صفت ) اخصمند دارای خلوص نیت .

معنی اخص در فرهنگ معین

اخص
(اَ خَ صّ) [ ع . ] (ص تف .)خاص تر، گزیده تر.

معنی اخص در فرهنگ فارسی عمید

اخص
۱. خاص تر، ویژه تر، گزیده تر، ویژه.
۲. گزیده.
خاص ترین خاصان، از همۀ خاصان نزدیک تر و برگزیده تر.

اخص در دانشنامه اسلامی

اخص
اخصّ یا خاصّ تر یکی از صطلاحات به کار رفته در علم منطق و به معنای چیزی است که شمولش از چیز دیگر کمتر باشد.
آنچه شمولش از چیز دیگر کمتر باشد، را خاصّ تر یا اخص گویند، مثلا انسان اخص از حیوان است و حیوان هم شامل آن می شود و هم شامل جز آن.«و ترتیب طبیعی در تعلیم اقتضاء تقدیم اعمّ کند بر اخصّ. چه اعمّ به عقل نزدیکتر بود، چنانکه اخصّ به حسّ نزدیکتر بود».
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۳۴۳.    
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۳۴۳.    
خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی به انضمام واژه نامه فرانسه و انگلیسی، ص۸.    
...
اخصّ انواع یا نوع سافل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و عبارت است از نوعی که در زیر همه انواع قرار گرفته است.
نوعی که در زیر همه انواع قرار گرفته و شمول آن از همه کمتر است، مانند انسان و اسب، و مس، و آهن، و دایره، و بیضی. اصطلاحات نوع سافل، نوع اخیر، نوع حقیقی و نوع الانواع همگی مترادف اخصّ انواع هستند.«و آن نوع که تحت او اشخاص بود، نوع سافل بود».
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۲۹.    
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۲۹.    
خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی به انضمام واژه نامه فرانسه و انگلیسی، ص۸.    
...
امکان ماهوی از سلب ضرورت تشکیل یافته است. (امکان ماهوی) بنابراین باید امکان را مقابل ضرورت دانست؛ اما بسته به اینکه واژه امکان در مقابل چه ضرورتی مطرح شود، معانی مختلفی از امکان خواهیم داشت.
هنگامی که واژه امکان در فلسفه بدون هیچ قیدی بکار می رود، منظور از آن سلب ضرورت وجود و عدم می باشد. اما در قبال این معنا از امکان، معنای دیگری در زبان عرفی وجود دارد که به معنی "سلب ضرورت ...

معنی اخص به انگلیسی

specific (صفت)
مشخص ، خاص ، مخصوص ، خصوصی ، ویژه ، بخصوص ، اخص
special (صفت)
خاص ، مخصوص ، استثنایی ، خصوصی ، ویژه ، اخص ، فاقد عمومیت

معنی کلمه اخص به عربی

اخص
معين

اخص را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیدحسین اخوان بهابادی
اخص:خاص تر
اعم:عام تر
برای یادسپاری بهتر، حروف "اخص" را اگر جابه‌جا کنیم "خاص" می شود حال "تر" به آن اضافه می کنیم و به همین نحو برای اعم مي توان عمل کرد.
سیدحسین اخوان بهابادی
اخص :محدود تر
اعم:کلی تر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اعم یعنی چه   • معنی اعم   • معنی اخص   • مفهوم اخص   • تعریف اخص   • معرفی اخص   • اخص چیست   • اخص یعنی چی   • اخص یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اخص
کلمه : اخص
اشتباه تایپی : how
آوا : 'axass
نقش : صفت
عکس اخص : در گوگل

آیا معنی اخص مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )