انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1044 100 1

اخص

/'axass/

برابر پارسی: ویژه تر، بویژه

معنی اخص در لغت نامه دهخدا

اخص. [ اَ خ َص ص ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از خص و خصوص. خاص تر. (غیاث ). مخصوص تر. ویژه تر. گزیده تر. || کلی که نسبت به کلی دیگری دارای مصادیق کمتری باشد. امری که مندرج در تحت یک کلی باشد. مقابل اعم ّ.
- اخص ّالخواص ؛ خاص ترین خاصان : محقق کردند و متفق شدند که حسن مازندرانی که اخص ّالخواص علاءالدین بود... (جهانگشای جوینی ).
- بالاخص ؛ بویژه. مخصوصاً.

معنی اخص به فارسی

اخص
خاص تر، ویژه تر، گزیده تر
۱ - ( مصدر ) خالص کردن ویژه کردن ویژه داشتن بی آمیغ گردانیدن . ۲ - ( مصدر ) دوستی خالص داشتن خلوص نیت داشتن عقید. پاک داشتن ارادت صادق داشتن . ۳ - آن است که سالک در عمل خود شاهدی جز خدا نطلبد . فضیل بن عیاض گفته : ( ترک عملی بخاطر مردم ( ریا ) و بجا آوردن بخاطر آنان ( شرک ) است و ( اخص ) خص یافتن ازین دو است . توضیح فرق اخص و صدق . ۱ - صدق اصل است و خص فرع و تابع آن . ۲ - اخص پس از دخول در عمل شروع میشود . یا طبق اخص . پاکی نیت و ارادت صادقانه : ( هر چه داشت در طبق اخص نهاد و به وی تقدیم کرد . ) یعنی با کمال خلوص نیت و دلبستگی صادقانه هر چه داشت در اختیار او گذاشت . یا اخص عمل . پاکدلی در کار . یا کلم. اخص . الهاالله .
( صفت ) اخصمند دارای خلوص نیت .

معنی اخص در فرهنگ معین

اخص
(اَ خَ صّ) [ ع . ] (ص تف .)خاص تر، گزیده تر.

معنی اخص در فرهنگ فارسی عمید

اخص
۱. خاص تر، ویژه تر، گزیده تر، ویژه.
۲. گزیده.
خاص ترین خاصان، از همۀ خاصان نزدیک تر و برگزیده تر.

اخص در دانشنامه اسلامی

اخص
اخصّ یا خاصّ تر یکی از صطلاحات به کار رفته در علم منطق و به معنای چیزی است که شمولش از چیز دیگر کمتر باشد.
آنچه شمولش از چیز دیگر کمتر باشد، را خاصّ تر یا اخص گویند، مثلا انسان اخص از حیوان است و حیوان هم شامل آن می شود و هم شامل جز آن.«و ترتیب طبیعی در تعلیم اقتضاء تقدیم اعمّ کند بر اخصّ. چه اعمّ به عقل نزدیکتر بود، چنانکه اخصّ به حسّ نزدیکتر بود».
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۳۴۳.    
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۳۴۳.    
خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی به انضمام واژه نامه فرانسه و انگلیسی، ص۸.    
...
اخصّ انواع یا نوع سافل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و عبارت است از نوعی که در زیر همه انواع قرار گرفته است.
نوعی که در زیر همه انواع قرار گرفته و شمول آن از همه کمتر است، مانند انسان و اسب، و مس، و آهن، و دایره، و بیضی. اصطلاحات نوع سافل، نوع اخیر، نوع حقیقی و نوع الانواع همگی مترادف اخصّ انواع هستند.«و آن نوع که تحت او اشخاص بود، نوع سافل بود».
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۲۹.    
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۲۹.    
خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی به انضمام واژه نامه فرانسه و انگلیسی، ص۸.    
...
امکان ماهوی از سلب ضرورت تشکیل یافته است. (امکان ماهوی) بنابراین باید امکان را مقابل ضرورت دانست؛ اما بسته به اینکه واژه امکان در مقابل چه ضرورتی مطرح شود، معانی مختلفی از امکان خواهیم داشت.
هنگامی که واژه امکان در فلسفه بدون هیچ قیدی بکار می رود، منظور از آن سلب ضرورت وجود و عدم می باشد. اما در قبال این معنا از امکان، معنای دیگری در زبان عرفی وجود دارد که به معنی "سلب ضرورت از طرف مخالف" می باشد و به همین جهت به آن" امکان عام " گفته می شود. بطور کلی امکان عام، اعم از امکان خاص (سلب ضرورت وجود و عدم) و وجوب و امتناع می باشد.
معنای امکان
فلاسفه لفظ امکان را از همین معنای عرفی اخذ کرده و به معنای "سلب ضرورت وجود و عدم"، انتقال داده اند که به دلیل اخص بودن آن از امکان عام، آن را "امکان خاص" نامیده اند.
← معنای دیگر امکان
گاه ضرورت یک محمول ، برای ذات یک موضوع ثابت است بدون هیچ قید و شرطی (حتی قید وجود) که در این صورت، " ضرورت ازلی " نام دارد؛ این ضرورت، مختص موضوعی است که ذاتش وجود صرف بوده، در وجودش نیازی به غیر نداشته باشد که این موضوع، چیزی جز ذات واجب بالذات ( خداوند ) نیست.گاه ضرورت یک محمول برای ذات یک موضوع ثابت است به شرط وجود، یعنی به شرط آن که وجود همراه موضوع باشد، موضوع می تواند محمول را بپذیرد که در این صورت " ضرورت ذاتی " نام دارد؛ مانند هنگامی که محمولی برای یک ماهیت ممکن، بار می شود که تنها در فرض وجود داشتن ماهیت (یعنی در فرض همراهی وجود با آن)، می توان محمول را به ماهیت نسبت داد.اما گاه، ضرورت یک محمول برای یک چیز ثابت است نه به علت ذاتش، بلکه به دلیل وصف خاصی که دارد که در این صورت، " ضرورت وصفی " نامیده می شود؛ مانند آن که می گوییم: «نویسنده، انگشتانش حرکت می کند مادامی که می نویسد» که در این گزاره، محمول حرکت انگشتان بر نویسنده حمل می شود تنها در هنگامی که نویسنده دارای حالت (وصف) نوشتن باشد.همچنین اگر ضرورت محمول برای یک چیز، تنها در وقت خاصی ثابت باشد، " ضرورت وقتی " نامیده می شود که به نوعی همان ضرورت وصفی است؛ زیرا وقت خاص برای موضوع، خود یک وصف محسوب می شود.اما گاه محمول به عنوان قید ، در طرف موضوع نیز ذکر می شود (علاوه بر اینکه در طرف محمول، به عنوان محمول ذکر می شود) که در این صورت "ضرورت به شرط محمول" خواهیم داشت.
اخص بودن امکان
...
تعریف به اخص یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای تعریف معرَّف به مفهومی اخص از آن است.
از جمله شرط هایی که منطق دانان برای تعریف ذکر کرده اند، این است که تعریف باید جامع افراد و مانع اغیار باشد؛ در غیر این صورت، هدف از تعریف (شناخت ذاتیات معرَّف و یا تمییز معرَّف از غیرش) به دست نمی آید. بنابراین تعریف به گونه هایی که در ذیل می آید، درست نیست: ۱. تعریف به اعم: زیرا در صورتی که معرَّف اعم از معرِّف باشد، مانع اغیار نخواهد بود؛ مانند تعریف انسان به حیوان، چون حیوان شامل غیر انسان هم می شود. ۲. تعریف به اخص: چون تعریف جامع افراد نخواهد بود؛ مانند تعریف انسان به حیوان شاعر، زیرا هر انسانی شاعر بالفعل نیست. ۳. تعریف به مباین: برای اینکه در این صورت معرِّف و معرَّف قابل صدق و حمل بر همدیگر نیستند. پس با توجه به مطالب پیش گفته، نسبت بین معرِّف و معرَّف باید فقط تساوی باشد یا تساوی در مفهوم و مصداق (در تعریف حدی) و یا تساوی در مصداق تنها (در تعریف رسمی).
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • تفتازانی، عبدالله بن شهاب الدین، الحاشیة علی تهذیب المنطق.• مظفر، محمدرضا، المنطق.    
 ۱. ↑ قطب الدین رازی، محمد بن محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح رسالة الشمسیه، ص۷۹.۲. ↑ تفتازانی، عبدالله بن شهاب الدین، الحاشیة علی تهذیب المنطق، ص۵۰.۳. ↑ مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۱۲۳.    
...
تقدم اعم بر اخص یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و از شرایط تعریف است.
در تعریف، مفهوم اعم باید قبل از اخص آورده شود، چون اوّلاً: اعم، اعرف و شناخته شده تر از اخص است؛ ثانیاً: اعم در مفهوم اخص مندرج است و اگر اخص مقدم شود شبه تکراری لازم می آید، چون اعم یکبار بالقوه و در ضمن اخص ذکر شده و بار دیگر بالفعل و مستقل.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • خوانساری، محمد، منطق صوری.• خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس.    
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۴۱۴.    
...
اعمال مشروط به امتثالِ به قصد قربت را عبادت به معنای اخص می گویند.
عبادت به معنای اخص، مقابل عبادت به معنای اعم بوده و عبارت است از اعمال و افعالی که فقط باید به قصد " تقرب الی الله تعالی " انجام شود؛ یعنی شرط صحت آنها و سقوط امرشان، امتثال با قصد قربت است و در غیر این صورت، امر آنها امتثال نگردیده و ساقط نمی شود و سبب اشتغال ذمه مکلف به اعاده و یا قضا می گردد، مانند: نماز و روزه.

مستندات مقاله
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج۱، ص۳۲۱.
مکارم شیرازی، ناصر، انوارالاصول، ج۱، ص۶۰۵.
محمدی، علی، شرح اصول فقه، ج۲، ص۳۲۱.

منبع
مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی    
...

معنی اخص به انگلیسی

specific (صفت)
مشخص ، خاص ، مخصوص ، خصوصی ، ویژه ، بخصوص ، اخص
special (صفت)
خاص ، مخصوص ، استثنایی ، خصوصی ، ویژه ، اخص ، فاقد عمومیت

معنی کلمه اخص به عربی

اخص
معين

اخص را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سیران > سیران
k-h > access sentral
بیتا > a couple
میثم علیزاده > juicy
میم-ب > a pity
Mohammadreza Akbarian > martyr
Mohammadreza Akbarian > martyrdom
مریم > depletion

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اعم یعنی چه   • معنی اعم   • معنی اخص   • مفهوم اخص   • تعریف اخص   • معرفی اخص   • اخص چیست   • اخص یعنی چی   • اخص یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اخص
کلمه : اخص
اشتباه تایپی : how
آوا : 'axass
نقش : صفت
عکس اخص : در گوگل


آیا معنی اخص مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )