انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

اخیار مرد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی اخیار مرد

ابراهیم جباری منجیلی ٠١:٠٢ - ١٣٩٦/١٠/٠٦
دوستان مذکر. شاهد از منشآت فرهاد میرزا معتمد الدوله. دوستان گاهی با ابکار جرد و دمی با اخیار مرد فارغ البال و رافع الحال نشسته و در بروی اغیار بسته.(ص187 )
|

ابراهیم جباری منجیلی ٠٠:٢٢ - ١٣٩٦/١٠/٠٧
اخیار بمعنی برگزیدگان ، دوستان . مرد جمع امرد به معنی جوانی که هنوز ریش درنیاورده باشد.اخیار مرد:دوستان نوجوان مذکر
|

پیشنهاد شما درباره معنی اخیار مرد



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات مرتبط با اخیار مرد

اخیار. [ اَخ ْ ] (ع ص, اِ) ج ِ خیر. (زمخشری ). نیکان. (دهار). برگزیدگان. نیکوتران : هرآینه صحبت اشرار موجب بدگمانی باشد در حق اخیار. (کلیله و دمنه ). || اسبان. || مردان . . .
هفت مردان. [ هََ م َ ] (اِخ ) به معنی هفت مرد است که کنایه از اصحاب کهف باشد. (برهان ). || نیز کنایه از اخیار باشد و گویند سیصدوپنجاه وشش اند در شش مرتبه. سیصد از ایشان . . .
بعقیده صوفیه مردان خدا هفت دسته اند که آنها را هفت اخیار یا [ هفت مردان ] گویند و آن هفت دسته عبارتند از : ۱ اقطاب . ۲ ابدال . ۳ اخیار . ۴ اوتاد . ۵ غوث ۶ نقبائ .
شجاعان. گردان : یا بزرگی و ناز و نعمت و جاه یا چو مردان ت مرگ رویاروی. حنظله. که مردی ز. . . . مردان خدا که شامل هفت دسته اند: اقطاب, ابدال, اخیار، اوتاد، غوث, نقباء، نجباء.
مخیر. [ م ُ خ َی ْ ی ِ ] (ع ص ) اختیار به کسی دهنده. (غیاث ) (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که اختیار می دهد. (ناظم الاطباء). || مرد نیکوتر و بسیار خیر کننده . . .
هفت مرد. [ هََ م َ ] (اِخ ) کنایه ازاصحاب کهف است. (برهان ). || (اِ مرکب ) نیز به معنی آباء . . . که ایشان را هفت مردان گویند. هفت دسته عبارتند از : ۱ اقطاب . ۲ ابدال . ۳ اخیار .
هفت مرد. هفت مردان. اخیار. مردان نیک. (دستوراللغه ). نیک مردان. مردان خدا. هفت تنان. سرهنگان درگاه حق و غیره : تیر بلا بدیده ٔ ابدال درنشاند بارگران بسینه ٔ احرار برنهاد.
صاحب حبیب السیر آرد :ارباب جمهور احبار اخبار نموده اند که چون واقعه ٔ انتقال سید اخیار . . . ابوبکر در اوایل سال دوازدهم هجرت خالدبن ولید را با سه هزار مرد شمشیرزن بقتال . . .
مرد بسیارمال و بسیاردرم : رجل مورق. . . . وی از محدثان و اخیار بود و سخنان نغز و کلمات قصار از او مانده, و از آن جمله است : در هنگام خشم سخنی نگفتم تادر حال رضا از آن . . .

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اخیار مرد   • مفهوم اخیار مرد   • تعریف اخیار مرد   • معرفی اخیار مرد   • اخیار مرد چیست   • اخیار مرد یعنی چی   • اخیار مرد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اخیار مرد
کلمه : اخیار مرد
اشتباه تایپی : hodhv lvn
عکس اخیار مرد : در گوگل


آیا معنی اخیار مرد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )