برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

اداره

/'edAre/

مترادف اداره: دائره، دایره، سازمان، مؤسسه، تمشیت، تنسیق، رتق وفتق

برابر پارسی: سازمان، دیوان، ستاد، سرپرستی، دیوانخانه، اِواره، اَواره

معنی اداره در لغت نامه دهخدا

اداره. [ اِ رَ ] (ع مص ) اِدارت. گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی ). بگردانیدن. گرداندن : در مداومت کؤس و اقداح و ادارت کاسات از دست سُقات... (جهانگشای جوینی ).
الا یا ایهاالساقی اَدِرْ کأساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها.
حافظ.
|| گردیدن. (لازم و متعدیست ). || گرد کردن. (تاج المصادر بیهقی ). گردگردانیدن. چرخاندن. چرخانیدن. || مبتلا بعلت دوار شدن. (منتهی الارب ). || نگریستن درکار تا داند چگونه انجام کند آنرا. (منتهی الارب ). || کارگردانی. || اداره کردن ؛ قوام دادن. نظام دادن. گرداندن. چرخاندن. مستقیم کردن.تنظیم کردن. رتق و فتق دادن. نظم و نسق دادن. تولیت کردن. متولی بودن. ولایت راندن. قیادت کردن : اداره کردن شغلی را؛ راندن آن شغل را. راه بردن.

اداره. [ اِ رَ / رِ ] (اِ) دیوان حکم باشد یعنی بارگاه. شهید گوید: همی فزونی جوید اداره بر افلاک. و به این معنی بمد الف نیز آمده. (از فرهنگی خطی منسوب به اسدی ). ولی بی شک این کلمه در شعر شهید اَواره است اصل اَوارِجه ٔ عربی. || دفتر حساب که محاسبات پراکنده بر آن نویسند و ادارچه نیز گفته اند و به این معنی به مد الف نیز آمده :
بس دیر نمانده ست که ملک ملکان را
آرند بدیوان تو اداره و دفتر.
معزی (فرهنگ خطی مذکور).
ولی صحیح کلمه اَواره است. رجوع به آواره شود.

اداره. [ اِ رَ / رِ ] (از ع ، اِ) قسمتی از وزارتخانه. هر وزارتخانه به چند اداره و هر اداره به چند دائره منشعب شود. ج ، اِدارات.
- اداره ٔمحاسبات . رجوع به محاسبات شود.
- اداره ٔ مدعی العمومی ابتدائی . رجوع به دادسرا شود.
- اداره ٔ مدعی العمومی استیناف .
- اداره ٔممیزی . رجوع به ممیزی شود.

معنی اداره به فارسی

اداره
۱ - ( مصدر ) نظام دادن گرداندن رتق و فتق کردن . ۲ - ( اسم ) کارگردانی . ۳ - ( اسم ) بخشی از هر وزارتخانه که صحیت انجام دادن امور معینی دارد و خود بدایره ها تقسیم می شود : ( ادار. فرهنگ ادار. آمار ... ) ۴ - سازمان دولت را از لحاظ کلی اداره نامند و باین معنی مترادف با دولت است و اداری در ( حقوق اداری ) بهمین معنی است . یا ادار. کل . ادارهای که خود شامل چند ادار. جزئ باشد .
دیوان حکم باشد بارگاه
( اسم ) تشریفات اداری فرمالیته .
در ست اداره کردن

معنی اداره در فرهنگ معین

اداره
( اِ رِ) [ ع . ادارة ] ۱ - (مص م .) نظام دادن ، گرداندن کار. ۲ - (اِ.) بخشی از هر وزارتخانه که مسئولیت انجام دادن بخشی از کارهای دولتی را به عهده دارد.
( ~.) [ ع - فا. ] (حامص . اِمر.) تشریفات اداری ، فرمالیته .

معنی اداره در فرهنگ فارسی عمید

اداره
۱. نهادی دولتی برای انجام کارها و وظایف مشخص که یک رئیس و چند دایره و شعبه دارد و تابع یک وزارتخانه است.
۲. (اسم مصدر) گرداندن امور، مدیریت: ادارهٴ زندگی.
* اداره شدن: (مصدر لازم) انجام شدن.
* اداره کردن: (مصدر متعدی) گرداندن امور، مدیریت.

اداره در دانشنامه ویکی پدیا

اداره
اداره (ز-تازی) نهادی دولتی برای انجام کارهای آشکار که یک سردار و چند دستیار دارد و زير پوشش یک وزارتخانه است.
دفتر یا اداره (به انگلیسی: Office) به طور کلی به مکانی اداری گفته می شود که در یک ناحیه تجاری قرار دارد و مردم و افرادی در آن به عنوان وظیفهٔ فردی در آنجا کار می کنند.
فرهنگ فارسی عمید
عکس اداره
اداره ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اداره (فیلم)
اداره (مجموعه تلویزیونی)
«اداره» (لهستانی: Urząd) یک فیلم به کارگردانی کریشتوف کیشلوفسکی است که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد.
اداره (به انگلیسی: The Office) یک سریال کمدی آمریکایی است که از ۲۴ مارس ۲۰۰۵ تا ۱۶ مه ۲۰۱۳ بر روی شبکه ان بی سی پخش می شد.
دیدل-دی پروداکشنزرووایلی پروداکشنز (۲۰۱۲–۲۰۰۵)
استیو کارل در نقش مایکل اسکاترین ویلسون در نقش دوایت شروتجان کرازینسکی در نقش جیم هالپرتجینا فیشر در نقش پم بیزلیبی جی نواک در نقش رایان هاوارداد هلمز در نقش اندی برناردجیمز اسپیدر در نقش رابرت کالیفرنیاکاترین تیت در نقش نلی برترامکلارک دوک در نقش کلارک گرینجیک لیسی در نقش پیت میلرملورا هاردین در نقش جن لوینسندیوید دنمان در نقش روی اندرسونلسلی دیوید بیکر در نقش استنلی هادسنبرایان بومگارتنر در نقش کوین مالونکرید براتون در نقش کرید براتونکیت فلانری در نقش مردیت پالمرمیندی کالینگ در نقش کلی کاپورالی کمپر در نقش ارین هنونآنجلا کینزی در نقش آنجلا مارتینپل لیبرستاین در نقش توبی فلندرسوناسکار نونِز در نقش اسکار مارتینزکریگ رابینسون در نقش داریل فیلبین / رئیس جمهور جکسونفیلیس اسمیت در نقش فیلیس ونسزک وودز در نقش گیب لوئیسایمی رایان در نقش هالی فلکسریک ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اداره در جدول کلمات

اداره اگاهی قدیم
تامینات
اداره ای در دادگستری
دادسرا
اداره تأمینات امروزی
اگاهی
اداره حمل و نقل
باربری
اداره دارایی قدیم
مالیه
اداره دولتی یا سازمان
نهاد
اداره عالی
همراه
اداره نامه رسانی
پست
اداره و نهاد دولتی
سازمان
اداره کننده | گرداننده
مدیر

معنی اداره به انگلیسی

office (اسم)
مسئولیت ، کار ، منصب ، وظیفه ، خدمت ، دفتر ، اداره ، اشتغال ، مقام ، شغل ، دفتر کار ، محل کار ، احراز مقام
operation (اسم)
عمل ، گردش ، اداره ، ساخت ، بهره برداری ، گرداندن ، عمل جراحی ، عملکرد
steerage (اسم)
راهنمایی ، اداره ، تربیت ، هدایت ، سکان
handling (اسم)
رسیدگی ، لمس ، اداره ، بررسی
ministration (اسم)
خدمت ، اداره ، عبادت ، اجراء ، وزارت ، تهیه
helm (اسم)
دسته ، نظارت ، اداره ، سکان ، زمام ، اهرم سکان
bureau (اسم)
دفتر ، اداره ، دایره ، دیوان ، دفترخانه ، گنجه جالباسی ، میز کشودار یا خانه دار
management (اسم)
ترتیب ، تصدی ، اداره ، مدیران ، مدریت ، کارفرمایی

معنی کلمه اداره به عربی

اداره
ادارة , عملية , قيادة , کدمة , مکتب ، إدارَة
عمادة
ادارة
إدارة الإعلامِ
إدارهُ المخابراتِ (الاستخباراتِ)
إدارة لأمْنِ العامّ
تسيير أمورالبلاد
إدارة الإعلامِ
إدارة المَراسِمِ
شرطة
قسم
تدبير منزلي
اد , ادر , استخدم , اشتغل , رجل , رييس , عالج , عنوان , عيش , قاعدة , قيادة , مرة , معتدل , نفذ
تراس
أدارعامّة
قنصلية
مدير
عداء ...

اداره را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
(= سازمان، جای کار کردن) این واژه عربی است و پارسی آن آدیکار می باشد که از سنسکریت: اَدهیکارَ ساخته شده است.
(= گرداندن) اوپَدیش (سنسکریت)
پَریوج (سنسکریت: پْرَیوج)
سَماشَد (سنسکریت)
پیژار (کردی: پیچاران)
شهریار آریابد
در پارسی " وینارکده ، وینار اد، وینارگاه "
وینارتن = اداره کردن
وینارش = اداره امور
اشکان
این واژه ایرانی است و ریشه ایرانی دارد چون:
در ایرلند بکار برده می شود و
واژه آریایی د به معنای بی نادار بدون همانست که در لاتین به شکل پیشوند de یا dis به کار میرود مانند deform=بی‌شکل. ازینرو واژه دیو (د ای=دانستن و) به معنای نادان و دیژوژین (د ژو=گرما ژین-ژان=خانه-ده) نام یک روستا در اردبیل به معنای آبادی بی گرما یا سرد است که آنرا دیجوجین نیز میخوانند. واژه ژو یا گو یا گون به معنای گرما-نور و ژین-ژان مانند لاله‌جین و دهستان ژان به معنای آبادی-بوم هستند. بیشتر واژگان اوستایی و پارسی که با پیشوند د شروع میشوند بدینسان باید ریشه‌یابی شوند مثلن دور (د اور) به معنای دوردست و dvar (د var=دایره-گرد) به معنای چرخ بیرونی-پیرامونی که امروزه دور خوانده میشود
محمدرحیم ریگی
چرخشگاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اداره ثبت شركتها   • اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی   • اداره ثبت شرکتها پلمپ دفاتر   • اداره کل آموزش و پرورش اصفهان   • اداره مالکیت صنعتی   • اداره کل آموزش و پرورش تهران   • اداره کل آموزش و پرورش خوزستان   • اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی   • معنی اداره   • مفهوم اداره   • تعریف اداره   • معرفی اداره   • اداره چیست   • اداره یعنی چی   • اداره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اداره
کلمه : اداره
اشتباه تایپی : hnhvi
آوا : 'edAre
نقش : اسم
عکس اداره : در گوگل

آیا معنی اداره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )