انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 934 100 1

ادبیات فارسی

ادبیات فارسی در دانشنامه اسلامی

ادبیات فارسی
ادبیات و زبان فارسی به عنوان یکی از زبان های زنده و مطرح در دنیا بوده و به عنوان زبان رسمی و اصلی میهن اسلامی ایران می باشد. با توجه به قدمت و گستردگی ادبیات فارسی و با توجه به اینکه از جهاتی متاثر از اسلام و مسلمین بوده است، می توان آن را از زوایای مختلف، به عنوان یکی از علوم اسلامی مورد بررسی و دقت نظر قرار داد.
در راستای آشنایی با ادبیات فارسی، به مباحث زیر به اختصار اشاره می نماییم. واژه ادب را فرهنگ های لغت به معانی، فرهنگ، دانش، هنر ،حسن معاشرت و.... تعریف کرده اند.
مجاهد، محمد حسین، مروری بر ویژگی های زبان فارسی، انتشارات پژوهش، چاپ اول ۱۳۷۴، ص۱۳.
ایرانیان از نژاد هند و اروپائی اند و ظاهرا هند و اروپاییان در ۲۰۰۰ ق. م (۲۶۲۲ قبل از هجرت) دست به مهاجرت عظیمی زده اند. هندو ایرانیان در حدود ۱۵۰۰ تا ۱۲۰۰ ق. م (۲۱۲۰ تا ۱۸۲۰ قبل از هجرت) به آسیای میانه رسیده اند.
سبحانی، توفیق، تاریخ ادبیات ۱، دانشگاه پیام نور، چاپ دهم، مهر ۱۳۷۶، ص۱۶.
لشکرکشی مسلمانان به ایران در قرن اوّل هجری، به همراه خود، جهان بینی جدیدی را برای ایرانیان به ارمغان آورد، که تاثیر زیادی بر اطوار فرهنگ ایرانی، از جمله ادبیات فارسی، گذاشت. مسلمانان اولیه با سلوک بی آلایش خود تاثیری بیش از دعوت رسمی یک مبلغ داشتند
حسین مفتخری و حسین زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، سمت، تهران ، ۱۳۸۱، ص۵۵.
...
«ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری»، برگردانی فارسی، در دو جلد، از ترجمه روسی اثر معروف استوری در معرفی متون فارسی است. استوری این کتاب را بیشتر به عنوان راهنما تنظیم کرده است تا کتاب تاریخ ادبیات به معنای متعارف کلمه. ترجمه روسی این اثر توسط «یو.ا.برگل» و ترجمه فارسی آن توسط آقایان «یحیی آرین پور»، «کریم کشاورز» و «سیروس ایزدی» صورت گرفته و احمد منزوی کل کار را ویرایش و یکدست کرده است.
کتاب در دو جلد تنظیم شده و مشتمل بر پیشگفتار چاپ فارسی به قلم احمد منزوی، پیشگفتار چاپ روسی به قلم یو.ی.بورشچفسکی و یو.ا.برگل، پیشگفتار جلد سوم چاپ روسی کتاب به قلم یو.ا.برگل، پیشگفتارهای چاپ انگلیسی به قلم استوری و پنج بخش می باشد.
این مجموعه بزرگ ترین کار تحقیقی استوری است که بیشتر عمر خویش را بر سر تألیف آن نهاده است و شامل فهرست بسیاری از کتاب های فارسی همراه با زندگی نامه موجز و سودمندی از نویسندگان آنهاست. چنان که استوری در مقدمه جلد اول می گوید: وی در نگارش این کتاب بر آن بوده که اثری چون تاریخ آثار عربی بروکلمان گرد آورد؛ اما شیوه طبقه بندی، متفاوت از شیوه بروکلمان است. او برخلاف بروکلمان که تقسیم بندی کتاب خود را بر پایه دوره های تاریخی قرار داده بود، موضوع کتاب ها را پایه طبقه بندی قرار داد. در طبقه بندی بروکلمان همه آثاری که متعلق به یک دوره تاریخی هستند، در یک بخش جای می گیرند، اما در حال حاضر طبقه بندی استوری مناسب تر به نظر می رسد. از سوی دیگر استوری در هر موضوع، مؤلفان را پایه طبقه بندی قرار داد و نه کتاب ها را و به این ترتیب ناچار شد آثاری را که مؤلف آنها شناخته شده نیست، در بخش جداگانه ای به نام «ملحقات» در پایان هر فصل جای دهد؛ بدین ترتیب مآخذی که متعلق به یک دوره هستند، در یک جا گردآورده نشده و پراکنده هستند.
ترتیب مطالب و مواد بدین شرح است:
مدخل ها با شماره مرتب شده اند. عموما هر شماره با نام صاحب اثر و اگر صاحب اثر مجهول باشد، با نام خود اثر آغاز شده است. قسمتی از نام و مشخصات صاحب اثر که مشهورتر است، با حروف سیاه مشخص شده است. سپس اطلاعاتی مهم درباره زندگی صاحب اثر ارائه شده است. در هر مدخل، اثر یا آثاری از نویسنده در موضوع مختص هر بخش معرفی شده است. ضمنا به نوشته های دیگر او نیز تنها با ذکر نام اشاره شده است. سپس نام اثر با حروف درشت و نسخه بدل های درخور توجه آن ذکر و احیانا چند کلمه ای از آغاز اثر نقل شده است. ویژگی های اثر یا آثار دیگری در همان موضوع و از همان نویسنده، یکی پس از دیگری در حجمی متناسب با ارزش اثر و اطلاعات در دسترس، یاد شده است.
زبان و ادب فارسی از سده ۵ ق/۱۱م در آذربایجان و به تَبَع آن در تبریز آرام آرام رواج یافت و از مراکز برجسته فرهنگ و ادب ایران گردید.
شعر و ادب فارسی دری که با ظهور رودکی، پدر شعر فارسی، ملقب به سلطان شاعران، استاد مقدم شاعـران ماوراء النهر و سخن سرایی دیگر سخن سَرایان عصر سامانی (۲۶۱- ۳۸۹ق/۸۷۵- ۹۹۹م) در ماوراء النهر و خراسان بزرگ بسط و استقرار و رواج و رسمیت تمام یافت، به تدریج از خراسان و ماوراء النهر، به دیگر نواحی ایران جغرافیایی و فرهنگی و نیز به شبه قاره هند و چین و برخی دیگر از نقاط جهان رسید و قبول عام یافت و رفته رفته بر گسترش و کمال آن افزود. زبان و ادب فارسی از سده ۵ق/۱۱م در آذربایجان و به تَبَع آن در تبریز که شهری زیبا و پرجمعیت، و به تعبیر شاعرانه دارای فرّ فردوس و شعشعه عرش رحمان، با عنوان دارالسلام و دارالملک، و دوستی اش آمیخته با جان بود، آرام آرام رواج یافت و از مراکز برجسته فرهنگ و ادب ایران زمین گردید.
حاکمیت سبک خراسانی
تبریز مرکزی که به قول ریپکا نه فقط از حیث شمار بسیار ادیبان و دانشمندان که نخستین فرد آن قطران بود، بلکه بیش تر از جهت کیفیت ممتاز آنان در ادبیات حائز اهمیت است. این مرکزیت، چونان دیگر مراکز فرهنگی و ادبی ایران تا روزگار حاضر پایید. از این رو، می توان سیر تاریخی زبان و ادب فارسی را در تبریز، در ۴ دوره، بدین شرح بحث و بررسی کرد:دوره اوّل (سده ۵ق) که ادامه دوران حاکمیت سبک خراسانی است، شعر و ادب فارسی که در ماوراء النهر و خراسان آغاز شده بود، پیش از آن که به ری، اصفهان، فارس و دیگر نواحی ایران برسد، به تبریز رسید و در آن شهر، آن سان که می بایست، بالید و گسترش یافت. به گواهی تاریخ ادبیات فارسی، آغاز گر شعر و ادب در تبریز و به طور کلی در آذربایجان، قطران تبریزی (همین مقاله) (د ۴۶۵ق/۱۰۷۳م) بود. ظهور قطران در تبریز (که بر طبق اسناد موجود بایسته است تا او را آدم الشعـرای دیار آذربایجان بـه شمار آوریم) گـویـای ایـن حقیقت است که فرهنگ و ادب فارسی دری، حداقل، از سده ۵ق در آذربایجان و به تَبَع آن در تبریز رواج و رونق داشته است که اگر چنین نبود، به حکم اصل عقلی سنخیت علت و معلـول، شاعـر و ادیبـی بزرگ چـون قطران (کـه بـه قـول ناصرخسرو شعر (دری) نیک می گفت ) و به تأیید محققان و منتقدان قدیم و جدید، در زمینه شعر و ادب فارسی پایگاهی بلند و ارجمند داشت و به القابی چون شرف الزمان و امام الشعرا ملقب بود، در آن سامان تربیت نمی شد؛ چرا که لازمه ظهور هر پدیده، از جمله ظهور بزرگان دانش و ادب، وجود عوامل و زمینه هایی است، به عنوانِ علت که تا محقق نشود، معلول که همانا تولد بزرگان دانش و ادب در جامعه است، تحقق نخواهد یافت.تعلق قطران به طبقه دهقانان و تصریح وی بدین موضوع، یعنی «یکی دهقان بدُم شاها شدم شاعر ز نادانی» که سرگذشت فرخی سیستانی (همین مقاله) را تداعی می کند و روی آوردن وی از دهقانی به شاعری، امری است که از نفوذ شعـر و ادب فارسـی حتی در میان عامه مردم آذربایجـان (که دهقانان نیز در شمار آنان بوده اند) حکایت می کند و اگر دهقان را در معنای خُرده مالک و صاحب زمین تفسیر کنیم و قطران را چونان فردوسی (همین مقاله) (که از دهاقین طوس بود ) از دهاقین آذربایجان به شمار آوریم، نفوذ و حضور شعر و ادب در طبقه دهاقین آذربایجان مسلم می گردد.این امر در کنار یکی از القاب قطران، یعنی لقب «فخر الشعرا» که شاعر، خود نیز بدان تصریح می کند و خویش را فخر الشعرا می خواند و خطاب به ممدوح خود می سراید: «فخر الامرایی تو و فخر الشعرا من»، گذشته از آن که اشارتی هست به شاعران ماوراء النهر و خراسان، مُثبِت وجود شاعرانی در دیار آذربایجان و اران و شروان نیز هست که قطران فخر آنان محسوب می شده است. این سخن که شهـرت یکی از سلسلـه های محلی آذربایجان موسوم به روّادیان، به سبب حضور برخی از شاعران در دستگاه آنان است، مؤید مدعای ما تواند بود. کاروان شعر و ادب که در آذربایجان و اران و شروان به کاروان سالاری قطران به راه افتاد، چونان کاروانی که پیش تر در ماوراء النهر و خراسان به کاروان سالاری رودکی حرکت کرده بود، پس از گذشتن از منازل سده های مختلف به روزگار ما رسید.
ظهور سبک عراقی
دوره دوم (از سده ۶ تا اواخر سده ۹ق) که دوران شکل گیری و ظهور سبک عراقی (همین مقاله) و دوران حاکمیت این سبک بر شعر و ادب فارسی است، تبریز غالباً از مراکز مهم شعر و ادب فارسی شمرده می شده است. با فرارسیدن سده ۶ق، تحول در سبک شعر و ادب فارسی آغاز شد و عوامل گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، آرام آرام، به مثابه علل ناقصه گرد آمد و زمینه پدید آمدن سبکی دیگر را (که سبک عراقی نام گرفت) فراهم آورد. حمله مغولان به ماوراء النهر و خراسان به عوامل مختلف تغییر سبک پیوست و علت تامه این دگرگونی تحقق یافت و سبک خراسانی (همین مقاله) جای خود را یکسره به سبک عراقی داد. در طول سده ۶ق شاعران آذربایجان و اران و شروان که نام آوران آنان عبارت اند از فلکی شروانی (د ۵۷۷ق/۱۱۸۱م)، مجیر بیلقانی (د ۵۷۷ق)، خاقانی (د ۵۹۵ق/ ۱۱۹۹م) و نظامی (د۵۹۹ق/۱۲۰۳م)، شیوه ای میانه سبک پیشین و سبک پسین در پیش گرفتند. بدین معنا که زبانشان به زبان شاعران سبک خراسانی می مانست و از نظر فکر و اندیشه و نیز از جهت مختصات ادبی، آثارشان به آثار برآمده از سبک عراقی نزدیک می شد و چنین بود که زمینه های پیروزی و تسلط سبک عراقی بر سبک خراسانی (که در سده ۷ق تحقق یافت) در آذربایجان و اران و شروان فراهم می آمد.در سده ۷ق/۱۳م، تبریز پایتخت فرمانروایی وسیع ایلخانیان مغول قرار گرفت و بیش از پیش عظمت و اعتبار یافت. این عظمت و اعتبار در زمان وزارت خواجه رشید الدین فضل الله (مق ۷۱۸ق/۱۳۱۸م) به اوج رسید.
← ظهور مجموعه سفینه تبریز
...
یکی ازواژه هایی که از آن در ادبیات فارسی بحث شده بت می باشد.
بت، صنم و وَثَن در ادبیات فارسی از دیرباز در دو معنای حقیقی و مجازی به کار رفته است. در کاربرد این کلمات در معنای حقیقی همواره نکوهش بت پرستی و ستایش بت شکنی مراد بوده است.

بت در اشعار شعرا
شعراء به استناد آیه «وَاِذْقالَ اِبْراهیمُ لاِ َبیه آزَرَ اَتَتَّخِذُ اَصْناماً اِلهَةً اِنّی اریکَ وَ قَوْمَکَ فی ضَلالٍ مُبین» که در آن آزر، پدر یا عموی حضرت ابراهیم علیه السّلام به بت تراشی منسوب شده است، اشعار زیادی سروده اند. همچنین در شعر اخلاقی بت را مظهر بی ارزشی، عجز و سنگدلی و عاری بودن از حقیقت دانسته اند و نیز کلماتی چون بتک و بت پرستک را در ذمّ بت پرستی به کار برده اند.

پرستش بت در ادب فارسی
در ادب فارسی از پرستندگان بت با عنوان بت پرست یا شمن یاد شده است و مکان پرستش بت را بهار، فَرْخار، هَیکَل، فَغِستان، بتخانه، بتکده خوانده اند شعرا گاهی نام بتهای دورة جاهلی چون عزّی و لات و منات را در شعر خود آورده اند. از آثار شعرا درباره بت، می توان به منظومة «خنگ بت و سرخ بت» عنصری اشاره کرد، که داستان دو بت است در بامیانِ بلخ. این داستان را ابوریحان بیرونی به عربی ترجمه کرده و آن را «حدیث صنمی البامیان» نامیده است (معین، ذیل «خنگ بت و سرخ بت»). فرخی ضمن قصیدة مشهور خود، در مدح محمود غزنوی و پیروزیش در فتح سومنات سرنگونی بتها و ویرانی بتخانة سومنات را وصف کرده، و سنایی نیز به این ماجرا اشاره داشته است. همچنین سعدی ضمن بیانِ سفر خود به سومنات به ذکر داستان بتی زیبا و مرصّع می پردازد که مورد تقدیس خاص برهمنان بوده است و چون علت محبوبیتِ بت را جویا می شود، برهمنان می گویند: این بت سحرگاهان دست دعا به سوی یزدان برمی آورد. سعدی با مشاهدة این عمل، ظاهراً به بت ایمان می آورد اما شب هنگام موضوع را به طور پنهانی بررسی می کند و درمی یابد که پشت پرده، مَطْرانی با کشیدن سر ریسمان، بت را به فریادخوانی وامی دارد. چون راز مطران فاش می شود شاعر به کشتن او مبادرت می کند و از آن جا می گریزد. از مضامین دیگر بت در شعر فارسی آن است که زلیخا به قصد کامیابی از حضرت یوسف علیه السّلام روی بت را می پوشاند تا ناظر اعمال او نباشد و حضرت یوسف علیه السّلام به او می گوید: وقتی تو از سنگی شرم داری، من چگونه از خدای خود شرمناک نباشم.

کلمات هم خویشاوند بت و معانی آن ها در ادب فارسی
...
بخت در ادبیات فارسی غالباً به معنی سرنوشت و نصیبِ از پیش تعیین شده است و بر تأثیر نیروهای برتر در سرنوشت انسان دلالت می کند.اگر چه فعل باختن (در برابر بُردن) با این کلمه هم ریشه است اما بخت، بیشتر به معنی مثبتِ «خوشبختی» به کار می رود.
برخی از شعرا بخت را قابل تغییر و مغلوبِ توکّل به حق می دانند، اما بیش تر شعرا و نویسندگان، بنا به حدیث نبوی «السَّعیدُ مَنْ سَعِد فی بَطْنِ اُمِّهِ وَالشَّقیُّ مَنْ شَقِیَ فی بَطْنِ اُمِّهِ»، به جبری و محتوم بودنِ بخت و تقدیر اشاره دارند و اراده و کوشش آدمی را در برابر قدرتِ سرنوشت چنان بی اثر می دانند که دشمنی با مقبلان را بیهوده قلمداد می کنند.
تاثیر آیین زرشتی
اگرچه تأثیر جبرگراییِ مسلکِ کلامی اشعری در این مورد غیر قابل انکار است، به نظر برخی از محققّان، این اعتقاد متأثر از آیین زُروانیِ مذهبِ زردشتی است، زیرا مزدیسنان پنج بهره از بیست و پنج بهرِ اعمالِ آدمی را در گرو بخت می دانند و به نظر آنان زروان تقدیرکننده خوب و بد است و ستارگان عواملِ اوی اند.
← اصطلاحات نجومی
کثرت مضامین رایجی چون شکایت از روزگار، زمانه و فلک در آثار شعرای پارسیگوی، گذشته از تأثیرات آیین زروانی و عقاید کلامی اشعری، ناشی از اساطیر کهن نیز هست، چنانکه به عقیده برخی محقّقان، از زمانِ اختراع چرخ در هزاره سوم یا چهارم پیش از میلاد، گردشِ فلک و سپری شدن زمان، واژگونیِ بخت را به ذهن انسان خطور می داده و در روم باستان Fortuna، الهه خطاناپذیر بخت، با چرخِش دورانی خود، تمثیل بخت آزمایی را تصویر می کرده است.
← بخت آزمایی
...
حسّان در ادبیات فارسی ، یکی از نمادهای تبحر در شاعری ، فصاحت و بلاغت است.
بیشتر شاعرانِ فارسی زبان، از رودکی تا ایرج میرزا و بهار ، به نوعی خود را در شعرگویی با حسّان مقایسه کرده و خود را از او نیز بر تر شمرده اند.
علت شهرت
بسیاری از ابیاتی که در آن از حسّان نامی آمده است به این اشاره دارد که احسان پیامبر صلی اللّه علیه وآله باعث شهرت حسّان شده است. بعضی از اشعاری که در آن شاعران خود را به حسّان تشبیه می کنند، قصایدی اند در مدح رسولِ خدا و امامان شیعه علیهم السلام و برخی دیگر قصایدی مدحی اند که در آن ها شاعر گفته که احسانِ ممدوح از وی حسّان دیگری ساخته است. در بسیاری از ابیات نام حسّان را با سحبان وائل، که در نثر ممتاز و برجسته است، همراه کرده اند. در اخوانیات و مدایحی که ممدوح، اهل شعر و فضل است، وی را در شاعری به حسّان تشبیه نموده اند. در شعر فارسی، خاقانی شروانی مُلَقب به حسّان العجم است و خود بر آن است که سببِ اعطای این لقب به او، کمال شاعری اوست. محتشم کاشانی نیز، در زمانِ خود، به حسّان العجم معروف بود.
علت لقب گرفتن
به نظر می رسد که انتخاب این لقب برای محتشم بیش تر به سببِ مدحِ پیامبر اکرم و امامان شیعه علیهم السلام، خصوصآ دوازده بند مشهور او درباره واقعه کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام ، بوده است نه اینکه بخاطر قدرتِ شاعری او بوده باشد.حاذق هندی و بیدل مازندرانی ، از شاعران قرن سیزدهم، نیز چون بیش تر اشعارشان در مدح پیامبر اکرم و امامان شیعه علیهم السلام بوده است، به ترتیب، به حسّان الهند و حسّان الائمه معروف بوده اند.بعضی از تذکره نویسان در توصیفِ قدرتِ شعرگویی شاعران، یا آن ها را تالی حسّان یا بر تر از وی ذکر کرده اند. عده ای هم برای این که اثبات کنند شعر مذموم و ناپسند نیست، استناد می کنند به این که پیامبر اکرم شعر حسّان را می شنید و او را به شعرگویی تشویق می کرد.
خسروپرویز در ادبیات فارسی، خسروپرویز را همه منابع تاریخی، چه فارسی چه غیرفارسی، پادشاهی تن آسان، شهوت ران، آزمند، شیفته تجمل ، مال و جاه و بلندآوازگی و بسیار متفرعن وصف کرده اند.
حکایتی در راحة الصدور آمده است که بیانگر خودبینی این فرمانروای مغرور است. او شطرنج را مایه «قوت خاطر و نمودار پادشاهی» می دانست و بر آن بود که «جهان باید که حاجت از من خواهد، من چون حاجت از استخوانی مردار ( طاس تخته نرد ) خواهم»؟. خسرو برخلاف نیای خود انوشیروان ، اهل تفکر فلسفی نبود، ولی به هنرهای آن زمان چون، معماری و به ویژه موسیقی ، رغبتی شدید داشت بی گمان اعتلای چشمگیر موسیقی در دوره خسروپرویز تا حد زیادی مرهون علاقه او به این هنر بوده است. او با آن که خود را سخت پایبند رسم نیاکان و آیین زردشتی وانمود می کرد، شیرین، همسر دوم خود، را همچون زن اولش مریم، از مسیحیان برگزید و این یکی از علل محکومیت او در منابع زردشتی است. از سوی دیگر، وقتی پیامبر اسلام کتبآ او را به اسلام و توحید خواند، نامه حضرت را بدین بهانه پاره کرد که آن حضرت نام خود را پیش از نام شاه ساسانی نوشته بود. البته کینه ناشی از شکست قبلی او از قوای عرب در محل ذی قار ، در این رفتار مغرورانه او بی تأثیر نبوده است. بخشی از گزارشهای قصه مانند درباره قضیه دعوت شدن خسرو به اسلام پدید آمده، که به نظر می رسد شیرین ترین تفصیل آن را نظامی در خسرو و شیرین خود به نظم درآورده است.
← داستانها و قصه های افسانه آمیز
(۱) لطفعلی بن آقاخان آذربیگدلی، دیوان، چاپ حسن سادات ناصری و غلامحسین بیگدلی، تهران ۱۳۶۶ش.(۲) آقابزرگ طهرانی، الذریعه.(۳) هرمان اته، تاریخ ادبیات فارسی، ترجمه با حواشی رضازاده شفق، تهران ۱۳۵۶ش.(۴) مهری باقری، «افدیهای هژده گانه خسروپرویز»، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز، ش ۱۲۵ (بهار ۱۳۵۷).(۵) محمدبن محمد بلعمی، تاریخ بلعمی، تکمله و ترجمه تاریخ طبری، به تصحیح محمدتقی بهار، چاپ محمدپروین گنابادی، تهران ۱۳۴۱ش.(۶) مری بویس و هنری جورج فارمر، دو گفتار درباره خنیاگری و موسیقی ایران، ترجمه بهزادپاشی، تهران ۱۳۶۸ش.(۷) محسن جعفری مذهب، «تحقیقی پیرامون نامه پیامبر (ص) به خسروپرویز»، وقف: میراث جاویدان، سال ۱، ش ۴ (زمستان ۱۳۷۲).(۸) شمس الدین محمد حافظ، دیوان، چاپ پرویز خانلری، تهران ۱۳۶۲ش.(۹) بدیل بن علی خاقانی، دیوان، چاپ ضیاءالدین سجادی، تهران (۱۳۳۸ش).(۱۰) تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران ۱۳۸۳ش.(۱۱) دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعراء، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۹/۱۹۰۱، چاپ افست تهران ۱۳۸۲ش.(۱۲) محمدبن علی راوندی، کتاب راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق، چاپ محمد اقبال، تهران ۱۳۳۳ش.(۱۳) عبدالحسین زرین کوب، روزگاران ایران: گذشته باستانی ایران، تهران ۱۳۷۴ش.(۱۴) مصلح بن عبداللّه سعدی، کلیات سعدی، چاپ محمدعلی فروغی، تهران ۱۳۶۳ش.(۱۵) محمدعلی صائب، دیوان، چاپ محمد قهرمان، تهران ۱۳۸۳ش.(۱۶) ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه فردوسی، ج ۹، چاپ برتلس، مسکو ۱۹۷۱.(۱۷) عباس بن موسی فروغی، دیوان کامل فروغی بسطامی، چاپ م درویش،) تهران (۱۳۶۸ش.(۱۸) مسعود کمال خجندی، دیوان، چاپ عزیز دولت آبادی، تبریز ۱۳۳۷ش.(۱۹) عبدالحی بن ضحاک گردیزی، زین الاخبار، چاپ عبدالحی حبیبی، چاپ افست تهران ۱۳۴۷ش.(۲۰) مجمل التواریخو القصص، چاپ محمدتقی بهار، تهران، کلاله خاور، ۱۳۱۸ش.(۲۱) محمد حمیداللّه، مجموعة الوثائق السیاسیة للعهد النبوی و الخلافة الراشدة، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.(۲۲) محمودبن محمدحسین محمودخان ملک الشعرا، دیوان، تهران، ۱۳۲۹ش.(۲۳) حسن مشحون، تاریخ موسیقی ایران، تهران ۱۳۷۳ش.(۲۴) الیاس بن یوسف نظامی، خسرو و شیرین، چاپ بهروز ثروتیان، تهران ۱۳۶۶ش.

ادبیات فارسی در دانشنامه ویکی پدیا

ادبیات فارسی
ادبیّات فارسی یا ادبیات پارسی به ادبیاتی گفته می شود که به زبان فارسی نوشته شده باشد. ادبیات فارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. برخی کتابهای قدیمی در موضوعات غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی قرار گرفته اند.
ادبیات فارسی ریشه در ادبیات باستانی ایران دارد که تحت تأثیر متون اوستایی در دوران ساسانی به زبان های پارسی میانه و پهلوی اشکانی پدید آمد. ادبیات فارسی نو نیز پس از اسلام و با الگوبرداری از ادبیات عربی در نظم و ریشه های دبیری و نویسندگی دوران ساسانی که ادبیات منثور عربی را ایجاد کرده بود در زمینه نثر متولد شد. ادبیات شفاهی فارسی نیز به همان سبک باستانی خود ادامه یافت.
ادبیات فارسی موضوعاتی مانند حماسه و روایات و اساطیر ایرانی و غیر ایرانی، مذهب و عرفان، روایت های عاشقانه، فلسفه و اخلاق و نظایر آن را در برمی گیرد. حسب موضوع مورد کاربرد در یک آفریده ادبی فارسی آن را در حیطه ادبیات حماسی، غنایی، تعلیمی یا نمایشی قرار می گیرد.
ادبیات فارسی چهره های بین المللی شناخته شده ای دارد که بیشتر آن ها شاعران سده های میانه هستند. از این میان می توان به رودکی، فردوسی، نظامی گنجه ای، خیام، سعدی، مولانا و حافظ اشاره کرد. گوته معتقد است ادبیات فارسی، یکی از چهار ارکان ادبیات بشر است.
زبان فارسی باستان، نیای زبان فارسی امروز، زبان قوم پارس بوده است که پس از ورود به ایران در جنوب غربی آن (استان فارس کنونی) ساکن شدند و شاهنشاهی بزرگ هخامنشی را در ۵۵ ق. م. بنیاد نهادند. به نظر می رسد که زبان فارسی باستان به صورت مکتوب جز در کتیبه های شاهان هخامنشی، در جاهای دیگری به کار نرفته است. آنچه در کتیبه ها ذکر شده، مطالب مربوط به حکومت و سیاست است اما از گفته های نویسندگان یونانی معلوم می شود که ادبیات حماسی به زبان فارسی باستان به صورت روایی و شفاهی، وجود داشته است. افزون بر آن شروو کتیبه های فارسی باستان را نیز متاثر از مضمون ها و ساختارهای این ادبیات حماسی روایی می داند.
نام بیت المقدس از گذشته ای دور در زبان فارسی دری، میان ایرانیان و فارسی زبانان و به پیرو آن شاعران، نویسندگان، مورخان و... متداول بوده است. به همین خاطر در بسیاری از متون کهن نظم و نثر فارسی از این شهر با نام بیت المقدس یاد شده است. در این مقاله، نمونه هایی از این کاربردها آورده شده است.
تاریخ ادبیات فارسی یا تاریخ ادبیات پارسی به بررسی تاریخی و جریان شناسی ادبیات زبان فارسی می پردازد. ادبیات فارسی پس از اسلام تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. برخی کتاب های قدیمی در موضوع های غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی جای گرفته اند.
آوازه برخی شاعران و نویسندگان ایرانی از مرزهای ایران بزرگ فراتر رفته است. شاعران و نویسندگانی همچون فردوسی، سعدی، حافظ شیرازی، مولوی، خیام و نظامی شهرتی جهانی دارند. در میان چهره های شناخته شده ادبیات معاصر پارسی در جهان می توان به صادق هدایت، محمدعلی جمال زاده، هوشنگ گلشیری و جلال آل احمد در ادبیات داستانی و شهریار، نیمایوشیج و احمد شاملو در چامه (شعر) اشاره کرد.
رشته زبان و ادبیات فارسی از رشته های تحصیلی آموزش عالی در دانشگاه ها است. مواد درسی آن با بررسی واژگان، سخن، معانی و آثار ادبی در ارتباط است.
شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی نهادی در ایران است که وظیفهٔ امور علمی، تحقیقی، سیاست گذاری و برنامه ریزی دربارهٔ آموزش زبان و ادبیات فارسی به غیر فارسی زبانان جهان را بر عهده داشت. اما در سال ۱۳۹۲ با ادغام نیروهای شورای گسترش زبان فارسی و مرکز گسترش زبان فارسی، بنیاد سعدی تأسیس شد و این نهاد منحل شدند.
این مقاله به بررسی تاثیر علی امام اول شیعیان و خلیفهٔ چهارم اهل سنت بر ادبیات فارسی می پردازد. گرچه از برخی دیگر از خلفا نیز در ادبیات فارسی یاد شده، اما میزان و همچنین نوع دیدگاه ها و تحلیل های مربوط به هیچ یک از آنان قابل قیاس با علی بن ابیطالب نیست.
این نوشتار به بررسی عمر بن خطاب دومین خلیفه اهل سنت در ادبیات فارسی می پردازد. از آنجا که اغلب فرقه های تصوف اعم از سنی و شیعه سلسله خود را به علی بن ابیطالب رسانده اند، سهم وی در ادبیات عرفانی ایران بسیار است. گرچه برخی شعرا از دیگر خلفا نیز یاد کرده اند، اما نه از نظر حجم مطالب و نه همچنین میزان توجه و اعتبار در عرفان، حضور علی بن ابیطالب در ادبیات فارسی قابل قیاس با سایر خلفا نیست. البته مطالب اغراق آمیز(عرفانی) نادر است و هرچندحضرت علی و فرزندانش از اهل بیت(جز مهدی نامولود)، مورد اکرام ویژه اهل سنت و جماعت هستند، خلاف باور اقلیت شیعه-صوفیه توانایی فرابشری و بالاتر از انبیا ندارند .
در ادبیات فارسی نام مقام های موسیقی بسیار ذکر شده است. بررسی سیر تاریخی نام های مقاماتی که در شعرها و نثر ادبی فارسی ذکر شده به درک سیر تحول مقام ها در موسیقی ایران کمک می کند.
در زیر مهم ترین این متون بر اساس سده های هجری قمری اشاره شده اند. یکی از مهم ترین این متون، رساله ای است که توسط محمد بن محمود بن محمد نیشابوری نوشته شده است که اولین متنی است که به طور مستقل (از متون عربی و یونانی) به تشریح موسیقی ایران پرداخته است. در رسالهٔ نیشابوری ۱۲ مقام برشمرده شده است؛ در انتها این مقام ها با آنچه در دیگر متون کهن آمده است مقایسه شده اند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های ادبیات فارسی

ادبیّاتِ فارسی از کهن ترین ادبیّات های جهان است.
• «جهانی شدن یا نشدن ارتباطی با تعداد نویسنده ها ندارد. البته وجود نویسنده های بیشتر یعنی تلاش بیشتر برای رسیدن به الگوهای بین المللی. وقتی ادبیات داستانی ما هنوز ایرانی نیست چطور می تواند جهانی بشود؟ هنوز ایرانی نیست به این دلیل که مخاطب ایرانی را نمی تواند راضی کند و خب بحث تکراری شمارگان مؤید این حرف است.» -> فریبا کلهر
• «از نظر داستان کوتاه ما از هیچ کجا کم نداریم. من حداقل بیش از صد داستان کوتاه خوب می توانم نام ببرم، ولی در رمان به دلیل اینکه در جامعه ما ادبیات حرفه ای وجود ندارد، یعنی نویسنده حرفه ای وجود ندارد که همه هم و غم خود را از طریق ادبیات ادامه بدهد و معاش خود را از طریق ادبیات انجام دهد.» -> ابوتراب خسروی
• «ما در واقع در وضعیتی هستیم که از انقلاب مشروطه به این سو با مظاهر جهان مدرن آشنا و روبرو شدیم و چه بخواهیم، چه نخواهیم جزو این وضعیت هستیم و طبیعتاً ادبیات داستانی هم تحت تأثیر جنبه های مدرن زندگی امروز قرار می گیرد و ناگزیر هستیم که نگاه مان را به روی دنیای آینده باز کنیم و جنبه های مدرن زندگی را بیشتر درک کنیم. ادبیات هم یکی از این راه است.» -> ابوتراب خسروی
• «ادبیات راستین الفبایش را از ادبیات گذشته گرفته و ما آن را ادامه می دهیم. البته ما باید حرف زمان خود را بزنیم. امروز واژگان، زبان، نگاه و چیزهایی که دل ما را به درد می آورد، فرق کرده است؛ اما ریشه همه این ها در گذشته است.»
• «ما در دورانی زندگی می کنیم که از جان مان برای نوشتن مایه می گذاریم و با آثارمان زندگی می کنیم؛ پس این آثار در ادبیات آینده بسیار تأثیرگذار خواهند بود.» «در گفتگو با ایسنا» ؛۳۱ مه ۲۰۰۹ / ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ -> ناهید کبیری

ارتباط محتوایی با ادبیات فارسی

ادبیات فارسی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی ادبیات فارسی



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ادبیات فارسی   • مفهوم ادبیات فارسی   • تعریف ادبیات فارسی   • معرفی ادبیات فارسی   • ادبیات فارسی چیست   • ادبیات فارسی یعنی چی   • ادبیات فارسی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ادبیات فارسی
کلمه : ادبیات فارسی
اشتباه تایپی : hnfdhj thvsd
عکس ادبیات فارسی : در گوگل


آیا معنی ادبیات فارسی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )