انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1100 100 1

ادریس

/'edris/

معنی اسم ادریس

اسم: ادریس
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: edris) (عربی) (در اعلام) نام یکی از پیامبران که در قرآن کریم نیز دو بار ذکرش آمده است (از این جهت او را ادریس می گفتند که بسیار درس می گفته و بیش از هر چیز به درس دادن اشتغال داشته، در تورات ادریس همان ' اخنوخ ' و ' خنوخ' است) - درس خوانده، پیامبری که نام او دو بار در قرآن آمده و طبق روایات حیات جاودانه یافته است، او را مخترع لباس و قلم می دانند

معنی ادریس در لغت نامه دهخدا

ادریس. [اِ ] (اِخ ) خنوخ. اخنوخ .پیغامبری پیش از بنی اسرائیل. مؤلف برهان گوید: نام پیغمبریست مشهور. گویند از جهت درس گفتن بسیار بدین نام علم شد و او را مثلث النعمة خوانند و نعمای ثلثه ٔ او پادشاهی و حکمت و نبوت بود و او حیات جاوید یافت و اکنون در بهشت میباشد - انتهی. نام پیغمبری که بحیات در جنت رفتند. (غیاث اللغات ). نام پیغمبری معروف که بتن در بهشت است و «رفعناه مکاناً علیاً » در شأن اوست و آن مشتق از دروس است و دروس ناپدید شدن نشان باشد و او را بدان نام بردند بدین که ناپدید شد نشان او از این جهان. (مؤید الفضلاء). نسب او را چنین آورده اند: ادریس بن مادربن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم و نام مادر او قینوس است. قدما او را هرمس و گاه هرمس مثلث نامند. ابن ابی اصیبعه در عیون الانباء (ج 1 ص 16) آرد: هرمس الاوّل... و عندالعرب ادریس و عندالعبرانیین اخنوخ و هو ابن یاردبن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم علیهم السلام و مولده بمصر فی مدینة منف منها قال [ الامیر ابوالوفا المبشربن فاتک ]و کانت مدته علی الارض اثنتین و ثمانین سنة و قال غیره ثلاثمائة و خمساً و ستین سنة قال المبشربن فاتک و کان علیه السلام رجلا آدم اللون تام القامة اجلح حسن الوجه کث اللحیة ملیح التخاطیط تام الباع عریض المنکبین ضخم العظام قلیل اللحم برّاق العین اکحل ، متأنیاً فی کلامه ، کثیرالصمت ، ساکن الأعضاء، اذا مشی اکثر نظره الی الارض ، کثیرالفکرة به حدة و عبسة یحرک اذا تکلم سبّابته (!)و قال غیره ان اسقلبیوس کان قبل الطوفان الکبیر و هو تلمیذ اغاثوذیمون المصری و کان اغاثوذیمون احد انبیاء الیونانیین والمصریین - انتهی. و نیز ابن ابی اصیبعه در نسبت صابئون (ج 1 ص 215) آرد: نسبتهم الی صاب و هو طاط ابن النبی ادریس علیه السلام. قفطی در تاریخ الحکماء (ص 1) گوید: ادریس ، اهل تواریخ و قصص و تفسیرذکر او آورده اند و من آنچه را که حکماء خاصة روایت کرده اند در اینجا نقل میکنم : حکما در مولد و منشاء او و کسانی که وی از آنان پیش از نبوت اخذ علم کرده اختلاف کرده اند فرقه ای گویند وی بمصر متولد شد و او راهرمس الهرامسة نامیدند و مولد او منف است و گفته اند این نام بیونانی أرمیس است و بهرمس تعریب شده و معنی أرمیس عطارد است و دیگران گفته اند نام او بیونانی طرمیس است و او را عبرانیان خنوخ گویند و معرب آن أخنوخ است و خدای عزوجل در قرآن او را بنام ادریس خوانده است و گفته اند استاد او غوثاذیمون و بقولی أغثاذیمون مصری است و ترجمه ای از این مرد نیاورده اند جزآنکه وی را یکی از انبیای یونانیان و مصریان دانسته اند و نیز او را أورین ثانی خوانده اند و ادریس نزد ایشان أورین ثالث است و معنی غوثاذیمون خوشبخت است و گویند هرمس از مصر خارج شد و در اقطار زمین بگشت وسپس بمصر بازگشت و خدای تعالی بدانجا او را برکشید و این امر پس از هشتاد سال از عمر وی وقوع یافت. فرقه ای گویند ادریس ببابل متولد شد و در آنجا نشأت یافت و وی در آغاز عمر علم شیث بن آدم را فراگرفت و او جدّ جدّ پدر وی است زیرا وی ادریس بن یاردبن مهلائیل بن قینان بن أنوش بن شیث است. شهرستانی گوید اغثاذیمون همان شیث است. و چون ادریس بزاد برآمد خدای تعالی او را نبوت داد پس وی مفسدین بنی آدم را از مخالفت با شرعیت آدم و شیث نهی کرد. اندکی از آنان اطاعت وی کردندو اکثر ایشان مخالفت او ورزیدند پس قصد رحلت کرد و پیروان خویش را نیز به رحلت دعوت کرد دوری از اوطان بر ایشان گران آمد ادریس را گفتند کدام نجد بهتر از بابل است که بدانجا شویم و بابل بسریانی نهر است گوئی مقصود ایشان از این کلمه دجله و فرات بود ادریس گفت چون ما هجرت کنیم خدای ما را روزی رساند پس با اصحاب خارج شد و در ارض سیر کردند تا به اقلیمی رسیدند که بعد بابلیون خوانده شد و به نیل رسیدند وادئی دیدند خالی از سکنه پس ادریس بر کنار نیل بایستاد و خدارا تسبیح گفت و بجماعت خویش گفت : بابلیون. و در تفسیر این کلمه اختلاف کرده اند برخی گفته اند بمعنی نهر کنهر باشد و بعضی گفته اند یعنی نهر کنهر کم ، و گفته اند بمعنی نهر مبارک است و گویند یون در سریانی مثل افعل مبالغه در کلام عرب است گوئی که معنی آن نهر اکبر است پس آن اقلیم را جمیع امم بابلیون نامیدند جز عرب که آنرا اقلیم مصر خواندند منصوب بمصربن حام که پس از طوفان بدانجا فرود آمده است. واﷲ اعلم بکل ذلک.
ادریس و کسان او در مصر اقامت گزیدند و خلائق را به امر بمعروف و نهی از منکر و طاعت خدای عز و جل خواندند و ادریس در ایام خود به هفتادودو زبان تکلم میکرد خدای تعالی منطق ایشان را بدو آموخت تا هر قوم را بزبان خویش تعلیم دهد پس ادریس ایشان را بسیاست مدنیه آشنا ساخت و قواعدی برای آنان مقرر داشت پس هر فرقه ای در سرزمین خود شهرها کردند پس عده ٔ شهرهای زمین در زمان وی به 188 رسید که کوچکترین آنها الرها بود و نیز وی مردم را بعلوم آشنا کرد و او اول کس است که حکمت و علم نجوم را استخراج کرد و خدای عزوجل اسرار فلک و ترکیب آن و نقط اجتماع کواکب را در فلک و عدد سنین و حساب را بدو آموخت و اگر چنین نبودفکر مردم بدین پایه از علوم نمیرسید و همچنین سُننی مناسب برای مردم هر مکان اقامه کرد و زمین را بچهارربع بخش کرد و هر ربعی را پادشاهی مقرر داشت تا به آبادانی آن پردازد و او را توصیه کرد که اهل هر ربع را بشریعت وی ملزم دارد و اسماء ملوک چهارگانه چنین است : اول ایلاوس و معنی آن رحیم است ، دوم زوس ، سوم اسقلبیوس و چهارم زوس أمّون و گویند ایلاوس أمّون و گویند بسیلوخس و او امّون ملک است.
ذکر برخی از سنن ادریس : وی مردم رابدین خدا و قول بتوحید و عبادت خالق و تخلیص نفوس از عذاب آخرت بوسیله ٔ عمل صالح در دنیا دعوت کرد و آنان را بزهد در دنیا و عمل بعدل برانگیخت و بگذاردن نماز بطریقی که مقرر داشته بود و روزه در ایام معروفه از هر ماه امر کرد و ایشان را بجهاد با دشمنان دین تحریض کرد و زکوة اموال را برای معونت به ضعفا تعیین کرد و بطهارت از جنابت و [ گوشت ] خر و سگ تأکید کرد و مشروبات مسکره از هر نوع را تحریم فرموده و در آن تشدید بسیار کرد و برای ایشان اعیاد بسیار در اوقات معروفه و قربانی ها مقرر داشت از آنجمله بهنگام دخول شمس در رأس بروج و هنگام رؤیت هلال و هر وقت که کواکب در بیوت خود و بشرف خویش میرسیدند و با کواکب دیگر مناظره داشتند، سه چیز را بعنوان تقریب مقرر فرمود: بخور و ذبایح و خمر و نیز تقریب هر باکورة (نوباوه ) را معین کرده است از این قرار: از ریاحین گل سرخ و از حبوب گندم و از میوه ها انگور. ادریس اهل ملت خویش را بظهور انبیای پس از خود وعده داد و ایشان رابصفات نبی آگاه کرد و گفت پیامبر باید از مذمات و آفات بری باشد و در فضائل ممدوحات کامل بود و از هیچ مسئله ای که درباره ٔ زمین و آسمان و دواء و شفاء هر الم از او پرسند و خواهند بازنماند و باید در هر چیز که طلبند مستجاب الدعوة باشد و مذهب و دعوت او موجب صلاح عالم بوَد. و چون ادریس بر زمین حاکم شد مردم را بسه گروه تقسیم کرد: کهنه و ملوک و رعیت و مرتبه ٔ کاهن را فوق مرتبه ٔ ملک دانست چه کاهن از خدای درباره ٔخود و ملک و رعیت سؤال کند ولی پادشاه از خدای جز درباره ٔ ملک خویش و رعیت نخواهد و نتواند درباره ٔ کاهن چیزی بخواهد چه کاهن بخدا از او مقرب تر است پس منزلت ملک از کاهن بدین امر کوچکتر است و رعیت نیز از خدا چیزی جز آنچه که بدو مربوط است نخواهد زیرا منزلت ملک اجل ّ از منزلت اوست در نزد خدائی که او را بر رعیت پادشاه کرده پس بدین وجه مرتبه ٔ رعیت نیز از پادشاه بیک پایه و از کاهن به دو پایه فروتر است. پس قواعد ادریس در میان مردم پیوسته رائج بود تا برحمت خدا پیوست.
مؤلف حبیب السیر آرد (ج 1 ص 10): اسم شریف آنجناب خنوخ یا اخنوخ بود بفتح خاء معجمه و ضم النون و بخاء معجمه اخری و قیل اولی حاء مهمله و الثانی معجمه و قیل اخنوخ بزیادةالهمزه قبل الخاء (البخاری و ابن حجر) و ادریس لقب اوست و بقول بعضی از علما ادریس اخنوخ است و هر دو اسم عجمی است و اعتقاد زمره ای آنکه خنوخ سریانی است و ادریس عربی و انما سُمی ادریسا لکثرة دراسته الصحف. در روضةالصفا مسطور است که اوریاء ثالث در کلام حکماء عبارت از ادریس است و او در میان یونانیان به طرسمین و ارمس مشهور است و اعراب آنجناب را هرمس و المثلث بالنعمة خوانند مراد از هرمس عطارد است و مقصود از نعمة در کلمه ٔ مذکوره نبوت و حکمت و حکومت است و مولد ادریس منیف است از دیار مصر و آنجناب در وقت وفات آدم صدساله بود و بعضی سیصدوشصت سال گفته اند و ادریس در اوایل حال نزد غازیمون مصری که ملقب بود به اوریاء ثانی و در سلک احبار یونان انتظام داشت تلمذ مینمود و معنی غازیمون نیکبخت است و ادریس از وفات ابوالبشر بدویست سال مبعوث گشته است و سی صحیفه بر وی نازل شد و آن صحف اشتمال داشت بر اسرار سماویّات و تسخیر روحانیات و علوم عجیبه و فنون غریبه و معرفت طبایع موجودات وغیر ذلک و ادریس صدوپنج سال یا صدوبیست سال بدعوت خلایق پرداخته جمعی کثیر از سرگشتگان بادیه ٔ عصیان بسبب هدایت آنجناب از ظلمات غوایت نجات یافتند و به انوار ایمان و ایقان فایز شده گروهی بنابر قساوت قلب راه بسرچشمه ٔ ایمان نبردند و بر سلوک بادیه ٔ کفر و ضلالت اصرار کردند و دعوت آن پیغمبر بزرگوار بر وحدانیت حضرت پروردگار بود و عمل بعدل امر میفرمود بر نمازی که بشریعت مقرر بود و بروزه داشتن در ایام معلوم در هر ماهی و جهاد و زکوة اموال و غسل از جنابت و حیض ومس موتی و نهی مینمود از خوردن گوشت خوک و شتر و حمار و کلب و از أکل باقلا و اشیاء مضره ٔ بدماغ مانند مسکرات و مخدرات. و سنت جهاد و سبی ذریات از جمله ٔ سنن سنیه ٔ آن پیغمبر عالیمقدار است و صنعت کتابت بواسطه ٔ قلم و حرفت خیاطت از نتایج طبیعت پاکیزه ٔ اوست وآنجناب اول کسی است که علم نجوم را دانسته بوضع اسامی بروج و کواکب سیار و ثوابت پرداخت و شرف و وبال ونظرات سیاره ها پدید آورد. در تاریخ حکما مذکور است که ادریس خلایق را بهفتادودو نوع لغت دعوت فرمود و صدشهر بنا کرد که کوچکترین آن شهرها رهاست و بناء اهرام مصر منسوب به آنجناب است و ایضاً در تاریخ مذکور مزبورست که حضرت ادریس امت خود را از عدد پیغمبرانی که بعد ازو مبعوث گشتند اعلام نمود و از واقعه ٔ طوفان اخبار فرمود و بروایتی در وقت رفتن به آسمان هشتصدوشصت وپنج ساله بود و بعضی گفته اند سیصدوشصت وپنج و العلم عنداﷲ تعالی.
ذکر ترفع ادریس علیه السلام : در روضةالصفا مسطور است که ادریس علی نبینا و علیه الصلوةوالسلام در اداء طاعات و عبادات بمرتبه ای مبالغه میفرمود که اعمال خیر او با عمل تمامی بنی آدم برابری میکرد و عزرائیل ازین معنی وقوف یافته بعد از استجازه ٔاز درگاه احدیت بملازمت ادریس شتافته و چون رابطه ٔ مصاحبت بینهما منعقد گشت جناب نبوی از ملک الموت التماس نمود که روح مرا قبض نمای و عزرائیل این معنی را قبول نموده بار دیگر از او درخواست نمود که مرا بر احوال دوزخ مطلع گردان و عزرائیل این ملتمس را نیز مبذول داشته نوبتی دیگر حضرت ادریس از وی توقع رؤیت بهشت نمود و ملک الموت علیه السلام به أذن ملک اکبر او را بر پر خویش نشانده بجنت برد و چون ادریس لحظه ای بتماشای حور و قصور و اشجار و انهار پرداخت عزرائیل گفت وقت بیرون رفتنست ادریس از این حرکت ابا نموده خودرا بیکی از درختان جنت متعلق گردانید و هرچند عزرائیل در باب مراجعت مبالغه کرد بجائی نرسید در حال آن قیل و قال حضرت ذوالجلال والافضال فرشته را بمحاکمه ٔ ایشان فرستاد و آن فرشته از کیفیت حال پرسیده عزرائیل گفت من بنابر التماس این شخص روحش را قبض کرده باز بجسدش درآوردم و بفرمان الهی دوزخ را به وی نمودم و او را ببهشت رسانیدم تا لحظه ای نظاره فرموده بیرون رود اکنون نمیخواهد که بهیچوجه معاودت نماید پس ادریس بزبان الهام بیان گذرانید که بموجب کریمه ٔ «کل نفس ذائقةالموت » شربت مرگ چشیده ام و بحکم «و ان منکم الا واردها» بر دوزخ گذشته ام و بمقتضای آیت «و ما هم منها بمخرجین » که درباره ٔ بهشتیان واقع است از اینجا بیرون نمیروم آنگاه ندای الهی دررسید که مزاحم ادریس مشوید که حق بجانب اوست وبعضی از علما آیت کریمه ٔ «و رفعناه مکانا علیا» را کنایت از وصول ادریس به این درجه ٔ علیه دانسته اند. در تاریخ گزیده مسطورست که ادریس چنانچه با عزرائیل شرط کرده بود از بهشت بیرون آمده و باز ببهانه ٔ آنکه نعلین خود را فراموش کرده ام بازگشته همانجا قرار یافت و در تاریخ طبری مسطورست که بعد از رفع ادریس پسرش متوشلخ بریاست بنی آدم پرداخت و مدت سیصدوهفت سال عمر یافته چون بجهان جاودانی شتافت ولدش ممک که زمره ای بملایک تعبیر کرده اند و فرقه ای نامش را لامخ گفته اند قایم مقام پدر شد و مدت عمرش هفتصدوهشتاد سال بود. واﷲ اعلم و احکم :
آنجا که سخن خیزد ز آیات الهی
سقراط سزد چاکر و ادریس عیالش.
ناصرخسرو.
اندر سحر دعاء بخیر از پی تو باد
کادریس چرخ را بدعاء سحر شکست.
عمادالدین غزنوی.
بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر عمر ابد خواهی
که ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما.
سنائی.
و رجوع به تاریخ الحکماء قفطی ص 1، 17 - 2 (مکرر)، 3،4 (مکرر)، 5 (مکرر)، 6، 14 - 7، 10 - 348، 18 و مجمل التواریخ والقصص ص 12، 23، 39، 89، 183، 184، 186، 228، 426، 432و حبط ج 1 ص 10، 57، 111، 404 و حبط ج 2 ص 399 و قاموس الاعلام ترکی و رجوع به هرمس و اخنوخ شود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) دریس.از شعبات قبیله ٔ بنی کعب از طوایف خوزستان ایران است. این طایفه در نقاط مختلفه متفرق میباشند جماعتی ازآن در حارثه از اراضی جزیرةالخضر و در سطیح و پوزه و جِرف بمحاذات محمره رشلیک کنار بهمشیر و جزیره ٔ محله مسکن دارند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 90 و 91).

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابواسمعیل. تابعی است.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابوالعلاء محمدبن عثمان بن عفیف الدین عامری شوشی ، از مردم شوش ، قلعه ای در شرقی دجله ٔ موصل. او محدث و امام مدرسه ٔ نظامیه ٔ بغداد بود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ادریس اول. مؤسس سلسله ٔ ادارسه (172 - 177هَ. ق.). رجوع به ادریس علوی شود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابن ابی حفصة. رجوع به الموشح چ مصر ص 303 شود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابن ابی خولة الانطاکی. ابوالفرج عبدالرحمن جوزی ذکر او در صفةالصفوة در زمره ٔ«مصطفین من عباد بیت المقدس » آرد و گوید: عمربن واصل از سهل بن عبداﷲ روایت کند که مردی از اولیأاﷲ بمرضی صعب مبتلا شد مردم او را گفتند آیا ترا معالجه کنیم ؟ گفت ای قوم بدانید که مرا طبیبی است اگر از او بخواهم هر بیماری را علاج کند ولی من از او مداوای خویش نخواهم. گفتند چرا نخواهی در حالی که بدواء نیازمندی ؟گفت میترسم چون ازین علت نجات یابم راه طغیان پیش گیرم. او را گفتند ما را مجنونی است از طبیب خود بخواه ویرا مداوا کند گفت او را حاضر آورید. پس مردی را نزد او آوردند که در گردن وی زنجیری بزرگ و دستان اوبا قیدی گران بگردن بسته بود، ایشان را گفت مرا با وی تنها گذارید پس جهال قوم عمداً دست دیوانه را بازکردند و با وی در خانه ٔ او داخل کردند و در را بروی او بستند و ایشان گمان میبردند او را مکروهی خواهد رسید چون ساعتی بگذشت او را آواز دادند و وی جواب گفت و بسوی آنان آمد و همچون عاقلان با ایشان گفتگو کردو سخت میگریست گفتند قصه ٔ خود بازگو، دیوانه گفت برین مرد داخل شدم و علت مرا شما خود دانید که چیزی درک نمیکردم او مرا نزدیک خود برد و یک دست خود بر سینه ٔ من نهاد و دست دیگر بر سرم گذاشت پس من احساس کردم که شفا در جسم من بنرمی ساریست تا علت من بکلی رفعشد. بدو گفتند ما را بسوی او بر و از او بخواه که درباره ٔ ما دعا کند پس با ایشان نزد او شد ولی او را در خانه نیافتند و خدای عزوجل ویرا از ایشان مستور داشت پس عقلای آن قوم بندامت و اسف اندر شدند. سهل گوید که این مرد از بیت المقدس بود و او را ادریس بن ابی خولة الانطاکی گفتندی. (صفةالصفوة ج 4 ص 218 و 219).

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابن ادریس یا ادریس ثانی. دومین از ادارسه (177 - 213 هَ. ق.).

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابن بشام شینی. شاعریست از مردم اندلس.

ادریس. [ اِ] (اِخ ) ابن حسام بدلیسی. از امرای کرد ایران و مورخ است. وی از ترس سیاست شاه اسمعیل صفوی بترکیه گریخت و بسال 917 هَ. ق. بحج رفت و برای وبا بمصر داخل نشد و سلطان بایزیدخان ثانی مقدم او را گرامی داشت وبسال 930 درگذشت. او راست : هشت بهشت فارسی در تاریخ آل عثمان و شرحی بر فصوص الحکم محیی الدین عربی و شرحی بر گلشن راز محمود شبستری. و رسالة فی الطاعون و جوازالفرار عنه. و او یکی از جمعآورندگان اربعین حدیث است که بفارسی نیز آنرا ترجمه کرده است و او را در جوار ایوب انصاری کوشکی معروف و چشمه ای بنام خود اوست.و در همسایگی آن مسجدی که زینب خاتون زن او بنا کرده است. رجوع به کشف الظنون و قاموس الأعلام ترکی شود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابن سلیمان بن ابی حفصة. رجوع به ابو سلیمان ادریس... شود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابن شیخ پاشا. او راست : شرحی بر فرائض السراجیه. وفات او بسال 858 هَ. ق. بود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ ترکمانی حنفی. او راست : الحجة والبرهان علی فتیان هذاالزمان ، در حرمت سماع.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابن عبدالحق المرینی. برادرزاده ٔ امیر ابوزکریابن ابی حفص صاحب افریقیه (مملکت تونس ) که با او منافسه داشت. (حلل السندسیة ج 2 ص 303).

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابن کیدکین ترکمانی حنفی. او راست : لمع فی الحوادث و البدع.

ادریس. [ اِ ] (اِخ )ابن معقل. برادر عیسی بن معقل مخدوم ابومسلم خراسانی که خالد امیرالعراقین آنان را بکوفه بازداشت از بهرباقی خراج و ایشان از زندان بگریختند و ابومسلم نزدآنان شد. رجوع به مجمل التواریخ والقصص ص 316 شود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابن یَرد. نام پیغامبری است. رجوع به ادریس شود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) ابن یزید العودی مکنی به ابی عبداﷲ. تابعی است.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) افندی. رجوع به محمد افندی ادریس... شود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) بتلیسی یا بدلیسی. از امرای کرد و مورخین. رجوع به ادریس بن حسام بدلیسی شود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) رَملی. از مردم رمله ، شهری بشام است. رجوع به رَمله در تاج العروس شود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) شریف بن علی بن عبداللّ̍ه. او راست : کنزالاخبار.

ادریس.[ اِ ] (اِخ ) العالی. هشتمین از امرای بنی حمّود در مالقه (434 - 438 هَ. ق.) و (445 - 446 هَ. ق.).

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) علوی بن ادریس بن عبداﷲبن حسن بن علی. آنگاه که سلیمان بن حرز شمّاخ ادریس بن عبداﷲ پدر صاحب ترجمه را بزهر بکشت او در شکم مادر بود و دو ماه پس از مرگ پدر متولد شد. یکی از ممالیک آزادکرده ٔ ادریس بن عبداﷲ موسوم به راشد بعنوان وصی ادریس صاحب ترجمه ، امور ملک را در دست گرفت و آنگاه که این کودک بزاد خلق را به بیعت او داشت و چون کودک بسن تمیز رسید او را بعلم و هنر و اصول اداره و حسن سیاست تعلیم و تربیت کرد و ابراهیم بن الاغلب در 186 هَ. ق. راشد را بکشت و تعلیم و تربیت ادریس بن ادریس را به ابوخالد یزیدبن الیاس عبدی احاله کرد و ادریس در سال 188هَ. ق. زمام امور ملک در دست گرفت و در مغرب اقصی بقلمرو حکومت خویش توسعه داد و خلقی کثیر از برابره بدست او مسلمانی گرفتند و بر قوت دولت خویش بیفزود و شهر فاس را بناکرد و مقر حکومت خویش ساخت و بانی جامع شرفا نیز اوست. بزمان او در مغرب اقصی نام خلفای عباسی را از خطبه بیفکندند و ابراهیم بن اغلب بر حسب امر خلیفه ٔ بغداد بمنع ترقی و تعالی دولت ادارسه چه بجنگ و چه به دسائس کمر بسته لکن توفیق نیافت و مردمی بسیار از اندلس و سائر جهات بحکومت عادلانه ٔ ادارسه التجاء جستند و صاحب ترجمه پس از 25 سال حکومت مستقل بسال 213 درگذشت و پسرش محمد جای او گرفت. (قاموس الاعلام ترکی ).

ادریس. [ اِ ](اِخ ) علوی بن عبداﷲبن حسن بن علی. او از احفاد حضرت امام حسن علیه السلام است. و در زمان منصور خلیفه ٔ عباسی با پنج برادر خویش به امر برادر بزرگ خود محمد درحجاز بر خلیفه قیام کرد و پس از منصور بار دیگر علم مخالفت برافراشت و برادر بزرگ ایشان محمد مقتول شد.ادریس بمصر رفت و از آنجا بمغرب شد و در 172هَ. ق.در قصبه ٔ «ولیلی » مردم را به بیعت خویش دعوت و تلمسان را تسخیر کرد و سپاهی مکمل ترتیب داد و از برابره ، آنان که هنوز قبول اسلام نکرده بودند خلقی کثیر را بدین اسلام آورد و هارون الرشید بیم آن داشت که در مغرب ادریس دولتی علوی تشکیل کند و میدانست که این کار با سوق جیش صورت نپذیرد از اینرو یکی از ممالیک آزادکرده ٔ مهدی را که موسوم بسلیمان بن حرز شمّاخ بود نزدوالی افریقیه ابراهیم بن اغلب فرستاد و او بدلالت ابن اغلب به ادریس تقرب جست و در سال 177 هَ. ق. همین سلیمان ادریس را بزهر بکشت و حکومت ادریس بیش از پنج سال و نیم نکشید لکن سلسله ای که او مؤسس آنان شد وبنام ادارسه مشهور شدند دویست سال دوام یافت. (قاموس الاعلام ترکی ). او شهر تدغه را مقر خویش قرار داد.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) المأمون. رجوع به ابوالعلاء ادریس المأمون شود.

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) متأید. ششمین از امرای بنی حمّود در مالقه (427 - 431هَ. ق.).

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) مرینی بن عثمان بن ابی العلاء منسوب بخاندان بنی مرین برادرابی ثابت ، یکی از امرای جهاد و غزا. عامه را بدو توجهی خاص بود و چند بار برای بدست آوردن تاج و تخت اجداد خویش قیام کرد لکن موفق نشد و دچار مصائب و حوادث گوناگون گردید و آنگاه که بمغرب میخواست شد وی را دستگیر کردند و بزندان افکندند و در تاریخ 770هَ. ق.در زندان او را بخبه بکشتند. (قاموس الاعلام ترکی ).

ادریس. [ اِ ] (اِخ ) الموفق. دهمین از امرای بنی حمّود در مالقه (444 - 445 هَ. ق.).

معنی ادریس به فارسی

ادریس
نام شخصی که دوبار در قر آن ذکر شده نویسندگان مسلمان عموما ویرا پیغمبر دانسته بر آنند که ادریس همان [ اخنوخ ] و [ خنوخ ] مذکور در تورات است و او را یکی از جاویدانان به شمار آوردند . وی بقول روایات یهود زنده وارد بهشت شد . [ نولدکه ] احتمال داده است که وی همان آندره بوده و [ هارتمان ] حدس زده است که است که وی همان آندره مذکور که او را در محلی مرتفع جای دادهاند کسی جز طباخ اسکندر که در زمره جاویدانان محسوبش دارند نیست . مسلمانان او را بلقب [ مثلث النعمه ] خوانده اند و نعمای ثلاثه او پادشاهی و حکمت و نبوت بود.
نام پیغمبری است
شازند
یکی از وجهای مردم مصر
بهشت
حلی نواده دختری شیخ طوسی از علمای شیعه در قرن ششم ( ف . ۵۷۸ ه ق . ) . وی تبیان ( ه . م .) شیخ طوسی را مختصر کرده و نسخه آن در دستست و کتاب [ السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی ] و [ مسائل ابن ادریس ] ازوست .
کنیت امام شافعی
آلت مردی
... ابن نصر کاتب مکنی به ابوالفضل و از جمله روات است .

ادریس در دانشنامه اسلامی

ادریس
معنی إِدْرِيسَ: نام يکي از پيامبران الهي
تکرار در قرآن: ۲(بار)
ادریس یا خنوخ یکی از پیامبران است. قرآن او را یکی از پیامبران بزرگ لقب داده که به جایگاه والایی رسیده است. برخی از مفسران قرآن و تاریخ نویسان مسلمان ادریس را با اُخنوخ یا خَنوخ (جد حضرت نوح که در تورات نام او ذکر شده است) یکی دانسته اند. براساس روایات اسلامی ادریس نخستین کسی بود که جامه دوخت و قلم را برای نوشتن به کار بست و به دانش ستاره شناسی و حساب پرداخت. شغل او خیاطی و مسجد سهله خانه او بود. درباره وفات یا زنده بودن او، بین مفسران و علمای اسلامی اختلاف نظر وجود دارد.
در این زمینه سه نظریه وجود دارد:
بدون در نظر گرفتن این نکته که حقیقتا اخنوخ و ادریس یک نفر هستند یا دو نفر، تمامی مسلمانان اخنوخ را از اولین پیامبران الهی دانسته و محترمش می شمارند.علامه طباطبایی در تفسیر المیزان عنوان می کند که ادریس(ع) «هرمس» نیز نام داشته است برخی معتقدند که کلمه هرمس عربی ارمیس یونانی است، و ارمیس به زبان یونانی به معنای عطارد است. بعضی دیگر عنوان کرده اند که نام او به زبان یونانی طرمیس و به زبان عبری خنوخ بود که معرب آن اخنوخ شده، و خدای عز و جل او را در کتاب عربی مبینش ادریس نامیده است.
ادریس بن ادریس، یکی از شخصیت های آل ادریس می باشد؛ آلِ اِدْریس، سلسله ای شیعی مذهب، منسوب به ادریس بن عبدالله نواده حسن بن علی (علیه السلام) که از ۱۷۲ تا ۳۷۵ق/۷۸۹ تا ۹۸۵ در مغرب اقصی (مراکش و بخشی از الجزایر) حکومت داشتند.
ادریس بن ادریس: (حکومت: ۱۹۲-۲۱۳ق/۸۰۸-۸۲۸). او را ادریس اصغر نیز گفته اند
ابن خلدون، عبدالرحمن، العبر، مقدمه، ص۲۴.
در آغاز راشد، غلام ادریس اول (نیابت: ۱۷۵-۱۸۶ق/۷۹۱-۸۰۲م) که با دسیسه ابن اغلب کشته شد و سپس ابوخالد بن یزید بن الیاس عبدی (نیابت: ۱۸۶-۱۹۲ق/۸۰۲-۸۰۸م) کار ملک را به سامان رساندند تا ادریس به سن بلوغ رسید و خود رشته کار ها را در دست گرفت
ابوالفداء، اسماعیل، المختصر فی اخبارالبشر، ج۲، ص۱۱، بیروت، دارالمعرفه.    
ادریس اندکی پس از استقرار بر تخت، شهر فاس را بنیاد گذارد
مقری تلمسانی، احمد بن محمد، نفح الطیب، ج۱، ص۴۸۲، به کوشش اححسان عباس، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۸ق.    
...
آلِ اِدْریس، سلسله ای شیعی مذهب، منسوب به ادریس بن عبدالله نواده حسن بن علی (علیه السلام) که از ۱۷۲ تا ۳۷۵ق/۷۸۹ تا ۹۸۵ در مغرب اقصی (مراکش و بخشی از الجزایر) حکومت داشتند.
یکی از ویژگی های سیاسی خلافت عباسی، سرکوب علویانی بود که خلافت اسلامی را حق خود می دانستند و گاه گاه به علت نابسامانی های سیاسی یا تنگناهایی که خلفا برای آنان پدید می آوردند، سر به شورش بر می داشتند. اگرچه جنبش های علویان، بیشتر به عنوان پدیده های سیاسی معرفی شده است، ولی از انگیزه های اقتصادی آن هم به کلی نمی توان چشم پوشید. ابن واضح یعقوبی، مورخ شیعی مذهب اشاره می کند (۲/۴۰۴، ۴۰۵) که هادی عباسی چون به خلافت نشست، بر علویان سخت گرفت و فرمان تعقیب و آزار آنان را صادر کرد و مقرری ها و عطایایی را که مهدی خلیفه برای آنان برقرار ساخته بود، قطع کرد.چون پیگرد علویان شدن یافت، جمعی از آنان در مدینه به گِرد حسین بن علی بن حسن مثلث، علویِ شجاع و سخاوتمند، فراهم آمدند و با او بیعت کردند و بدین سان مقدمات قیام وی بر ضد خلیفه آماده شد (۱۶۹ق/۷۸۵م)، امّا او نیز چون اسلاف خویش کاری از پیش نبرد و پس از مراسم حج، در «فَخّ» میان مکه و مدینه در پیکاری شکست خورد و کشته شد. یکی از علویانِ مشهوری که از این پیکار جان به در برد، ادریس بن عبدالله نام داشت که سرانجام به مغرب رفت و در آنجا دولتی بنیاد گذارد که دو قرن دوام یافت. فرمانروایان آل ادریس به ۲ طبقه تقسیم می شوند. طبقه نخست از ادریس اول تا پایان دولت یحیی چهارم به استقلال فرمان راندند و طبقه دوم از حسن حَجّام تا پایان دولت حسن بن قاسم، زیر نفوذ فاطمیان و امویان اندلس به حیات خود ادامه دادند.
فرمانروایان
برخی از فرمانروایان آل ادریس عبارتند از:
← ادریس عبدالله بن حسن
تأسیس دولت آل ادریس در منطقه ای میان قلمرو دو خلافت شرق و غرب اسلام یعنی عباسیان بغداد و امویان اندلس که در حال اوج گیری به سوی قدرت و شکوه خود بودند، در تاریخ اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ادریسیان از همان آغاز که پای به مغرب نهادند، از سوی قبایل بزرگ بربر قبول عام یافتند و به رغم نفوذی که خوارج از سالیان پیش در میان برخی قبایل مغرب یافته بودند، توانستند نخستین دولت شیعی مذهب را که مستقیماً به علی بن ابی طالب (علیه السلام) نسب می برد پایه گذاری کنند. ادریس که اهمیت قبایل بربر و نظام قبیله ای حاکم بر منطقه را به خوبی دریافته بود، برای دست یافتن به فرمانروایی و چیرگی بر سرزمین های مغرب
ابن خلدون، عبدالرحمن، العبر، مقدمه، ص۲۹۶.
...
آل اِدْریس، ادریسیان (به عربی أدارسة) سلسله‎ای شیعی مذهب، منسوب به ادریس ‎بن ‎عبدالله بن حسن مثنی نواده امام حسن (ع) و برادر نفس زکیه. آنان نخستین حکومت زیدیه و به تعبیری نخستین دولت شیعه را در سال ۱۷۲ق در مراکش و بخشی از الجزایر پایه‎گذاری کردند.
فرمانروایان آل ادریس به ۲ طبقه تقسیم می‎شوند طبقه نخست، فرمانروایانی که به صورت مستقل حکمرانی میکردند و طبقه دوم حاکمانی که زیر نفوذ فاطمیان و امویان اندلس قرار داشتند. حاکمان آل ادریس توانستند در سرزمین های تحت حاکمیت خود رونق اقتصادی و تا حدی اتحاد سیاسی مناسبی ایجاد کنند. یورش های دراز مدت قدرت های بزرگ اطراف، دلیل اصلی انقراض دولت آل ادریس بود.
یکی از ویژگی های سیاسی خلافت عباسی، سرکوب علویانی بود که خلافت اسلامی را حق خود می‎دانستند و گاه گاه به علت نابسامانی های سیاسی یا تنگناهایی که خلفا برای آنان پدید می‎آوردند، سر به شورش بر می‎داشتند. اگرچه جنبش های علویان، بیشتر به عنوان پدیده‎های سیاسی معرفی شده است، ولی از انگیزه‎های اقتصادی آن هم به کلی نمی‎توان چشم پوشید.
ابوالعیش احمد بن قاسم گنون، یکی از شخصیت های آل ادریس می باشد؛ آلِ اِدْریس، سلسله ای شیعی مذهب، منسوب به ادریس بن عبدالله نواده حسن بن علی (علیه السلام) که از ۱۷۲ تا ۳۷۵ق/۷۸۹ تا ۹۸۵ در مغرب اقصی (مراکش و بخشی از الجزایر) حکومت داشتند.
ابوالعیش احمد بن قاسم گنون: (حکومت: ۳۳۷-۳۴۳ق/۹۴۸-۹۵۴م). او پس از پدر بر تخت نشست و با اطاعت از امویان، دولتی در ریف تشکیل داد، اما به درخواست عبدالرحمن اموی که طنجه را طلب کرده بود، اعتنا نکرد. از این رو عبدالرّحمن وی را در محاصره گرفت و ابوالعیش به ناچار شهر را تسلیم کرد. چندی بعد نیز در رکاب عبدالرّحمن، عازم جنگ با دشمنان وی شد.
منبع
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «آل ادریس»، ج۱، ص۳۶۴.    
...
ابوعزیز قتادة بن ادریس امیر مکه ، از اشراف حسنی و سرسلسله آل قتاده است.
ابوعزیز قتادة بن ادریس بن مطاعن/ مظاعن، ملقب به نابغه، با ۱۵ واسطه به امام حسن مجتبی علیه السّلام نسب می رساند. مادرش نیز از اشراف حسنی از خاندان هواشم، طبقه سوم اشراف حاکم بر مکه ، بود. محل تولد را قریه علقمیه در ینبع دانسته اند. وی در کودکی به حفظ قرآن و آموختن حدیث پرداخت. در منابع از زندگی او تا امارتش بر مکه، گزارشی در دست نیست.
ابوعزیز قتادة بن ادریس امیر مکه، از اشراف حسنی و سرسلسله آل قتاده. ابوعزیز ابتدا بر ینبع حکومت کرد و در پی شکایت بازرگانان مصری از وضعیت مکه، به مکه لشکر کشید و بر آنجا تسلط یافت و حکومت آل هواشم را سرنگون کرد. پس از مدتی توانست طائف، نجد و برخی از نواحی یمن را نیز به قلمرو حکومتش اضافه کند؛ اما در تصرف مدینه ناکام ماند. نسل او به واسطه نُه تن از فرزندانش حسن و راجح ادامه یافت که برخی از ایشان بر مکه حکمرانی یافتند. اینان به «آل قتاده» شهرت دارند و از طبقه چهارم اشراف حسنی مکه شمرده می شوند.
ابوعزیز در آبادانی شهر مکه کوشید. او به فرزندان و خاندان خویش سفارش کرد تا با حاجیان مدارا کنند و بدانان یادآور شد که عزت ایشان در گرو مجاورت کعبه است. وی در ابتدای حکومتش رفتار نیکویی با حاجیان داشت؛ اما پس از مدتی رفتارش به خشونت گرایید. از وی قصیده هایی در مدح حضرت فاطمه(س) نقل شده است. ابوعزیز استحقاق خود را از خلیفه عباسی به خلافت بیشتر می دانست. ابوعزیز در ذی حجه سال ۶۱۷ق. در حدود ۹۰ سالگی پس از حدود ۲۰ سال حکمرانی بر مکه به دست فرزندش حسن کشته شد.
ابوعزیز قتادة بن ادریس بن مُطاعن (یا مظاعن)، ملقب به نابغه، با ۱۵ واسطه به امام حسن مجتبی(ع) نسب می رساند. مادرش نیز از اشراف حسنی از خاندان هواشم، طبقه سوم اشراف حاکم بر مکه، بود. محل تولد را قریه عَلقمیه در ینْبُع دانسته اند. وی در کودکی به حفظ قرآن و آموختن حدیث پرداخت. در منابع از زندگی او تا امارتش بر مکه، گزارشی در دست نیست.
اِبْن ِ اِدْریس ، احمد بن ادریس حسنی ابوالعباس (۱۱۷۲-۱۲۵۳ق / ۱۷۵۹- ۱۸۳۷م )، مفسّر، محدّث ، عارف و صوفی فاسی ، رئیس طریقه ادریسّیه است .
او از سادات حسنی است و نسب وی از طریق ادریس بن عبدالله بن حسن (عبدالله محض ) به امام حسن (علیه السلام) می رسد.
زادگاه
احمد در آبادی میسور، در نزدیکی فاس واقع در مغرب ( مراکش ) زاده شد و پس از فراگیری علوم مقدماتی به فاس سفر کرد و در آن جا به آموختن علوم متداول ِ آن روزگار پرداخت . در آن جا با علاّمه مُجَیدری ، یکی از عالمان شنقیط، آشنا شد و از وی دانش فراگرفت و با وساطت او به دیدار عبدالوهّاب تازی ، از پیشوایان تصوف مغرب رفت و از او و ابوالقاسم غازی طریقه تصوف شاذلی را آموخت . پس از آن ابن ادریس مجلس درسی تشکیل داد که گاه استادش عبدالوهّاب از روی احترام در درس وی حاضر می شد.
پیروی از وزیر غازی
با اینکه احمد به شدت تحت تأثیر اندیشه های عبدالوهّاب بود، پس از مرگ استادش از یکی دیگر از مشایخ تصوف به نام ابوالقاسم وزیر غازی پیروی کرد. گفته اند که پس از مرگ آخرین پیشوایش از خدا خواست تا شخص دیگری را به عنوان قطب و پیشوا به او بشناساند، اما به او الهام شد که دیگر در پهنه زمین کسی نیست تا وی از او چیزی فراگیرد، مگر قرآن که می تواند راهنمای او باشد. چنانکه خود گوید، پس از آن فقط با قرآن انس گرفت و تا مرگ از او جدا نشد، از این رو سخنان و آموزشهای او عمدتاً صبغه قرآنی یافت .
سفر به مکه
...
احمد بن ادریس اشعری قمی فقیه نامدار، محدث عالیقدر و یکی از چهره های درخشان شهر مقدس قم است. وی در قرن سوم هجری زندگی می کرد و توفیق یافت به محضر پیشوای یازدهم، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام شرفیاب شود.
احمد ابن ادریس دانش های مختلف را از محضر اساتید و دانشوران نامدار امامیه عصر خویس، همچون احمد بن اسحاق قمی (سفیر امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف در شهر قم)، احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی (که دانشمندان علم رجال قداست نفس و عظمت روحش را به نیکوترین وجه ستوده، به عدالتش تصریح کرده اند) و ده ها تن از چهره های درخشان شیعه، فراگرفت و موفق به تألیف کتاب های ارزشمند فقهی و حدیثی شد. از اطلاعات بدست آمده، از منابع معتبر چنین برمی آید که وی در نیمه اول قرن تا سال 306 هجری قمری می زیسته.
او روایات متعددی را از ائمه اطهار علیه اسلام نقل کرده است. شاگردان دانشمندی در مکتب تربیت شده اند و او به آنان اجازه روایت داد. از مهمترین و مشهورترین شاگردان وی می توان ثقة الاسلام، محمد بن یعقوب کلینی را نام برد که صاحب مطمئن ترین کتاب حدیثی شیعه یعنی «کافی» است و کلینی در آن روایات ابن ادریس را بدون واسطه نقل کرده است.
شجاعت علمی ابن ادریس در شکستن سنت تقلید از آرای شیخ طوسی، تحرک بخشیدن به فقه امامیه و خارج کردن آن از رکود و جمود و تشویق ابتکار و اندیشه آزاد، بیان گر ارزش اوست. تا یکصد سال پس از درگذشت شیخ طوسی، همه دانشمندان شیعه امامیه از فتاوی او پیروی کرده و چه بسا اظهارنظر در قبال فتاوی او را اهانت بدو تلقی میکردند.
در چنین وضعی، ابن ادریس پا از دایره تقلید بیرون نهاد و به احیای اجتهاد و اظهارنظر آزاد پرداخت. کتاب سرائر او که یکی از مهم ترین منابع فقهی شیعه است، بهترین نمودار این پدیده است. وی گاه در نقد آرای شیخ طوسی بسیار سرسختی به خرج داد و شیخ را به صورت مستقیم و غیرمستقیم به تبعیت و پیروی از شافعی متهم کرد و گاه لحنش بسیار تند می شد، اما به هر حال احترام به شیخ را فرونمی نهاد و با عبارتی چون «الشیخ السعید الصدوق...» از او یاد می کرد.
در کتاب های روایی و رجالی و در اسناد روایات از وی با نام های، ابوعلی اشعری، احمد ابن ادریس قمی، احمد ابن ادریس بن احمد یاد می شود. به نظر صاحب کتاب «معجم رجال الحدیث» مراد از همه این ها احمد ابن ادریس اشعری قمی است.
چنان که از گفته دانشمندان برمی آید، احمد ابن ادریس فقه و حدیث شناس شیعه، فعالیت های وسیعی در نشر حقایق و معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام در سال های 250 تا 360 انجام داد شخصیت های ممتازی همچون ابوعمر و کشی با یک واسطه و محمد بن یعقوب کلینی مستقیماً و سایر محدثین از وی حدیث آموخته، به نسل های بعد منتقل کردند.
او علاوه بر فراگیری و انتقال علم حدیث به شاگردان و فرزندان فرزانه خویش به شهرهای کوفه، بغداد و کشور حجاز مسافرت کرد تا با ترویج، تبلیغ و نشر احکام نورانی اسلام وظیفه الهی خود را انجام دهد. وی همچنین با عموزاده های قمی خویش (احمد ابن اسحاق و محمد بن عیسی بن عبدالله بن سعد) در همین رابطه همکاری نزدیک داشته.



ادریس در دانشنامه ویکی پدیا

ادریس
اِدْریس، از دیدگاه اسلامی یکی از پیامبران خدا است. در قرآن دربارهٔ ادریس سخن چندانی به میان نیامده و فقط عنوان شده که ادریس یکی از پیامبران بزرگ بوده و به جایگاه والایی رسیده بوده است. برخی از مفسرین قرآن و تاریخ نویسان مسلمان ادریس را با خنوخ (جد نوح) یکی دانسته اند. همچنین برخی ادریس را با هرمس (و شاید هرمس الهرامسه) یک سان پنداشته اند.
نام او در تورات اخنوخ و لقب او معلم سوم می باشد.
از ادریس تنها دو بار در قرآن یاد شده است.
عکس ادریس
ادریس ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
ادریس
ادریس شاه
محمد ادریس سنوسی
ادریس البا
یوسف ادریس
ادریس آباد، روستایی است از توابع بخش جعفرآباد شهرستان قم در استان قم ایران.
این روستا در دهستان جعفرآباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
ادریس آباد روستایی در جنوب شهر آباده در شمال استان فارس است که در مختصات ۳۱٬۱۴۸۹ شمالی و ۵۲٬۶۳۵۹ شرقی واقع شده است.
دریس بنزکری (عربی: ادريس ابن زكري‎؛ زادهٔ ۳۱ دسامبر ۱۹۷۰) یک بازیکن فوتبال اهل مراکش است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
وی همچنین در تیم ملی فوتبال مراکش بازی کرده است.
ادریس الاسمر (انگلیسی: Driss El-Asmar؛ زادهٔ ۴ دسامبر ۱۹۷۵) بازیکن فوتبال اهل مراکش بود.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه فوتبال ارتش سلطنتی مراکش، باشگاه فوتبال مالمو، و باشگاه فوتبال الرجا اشاره کرد.
وی همچنین در تیم ملی فوتبال مراکش بازی کرده است.
ادریس آکونا البا (به انگلیسی: Idris Akuna Elba) (زاده ۶ سپتامبر ۱۹۷۲) بازیگر تلویزیون، تئاتر و فیلم بریتانیایی است. او در فیلم هایی همچون بازنده ها، سارقان، حاشیه اقیانوس آرام، عمل بد و فراتر از پیشتازان فضا بازی کرده است.
حاشیه اقیانوس آرام
سریع وخشمگین ارائه می کند: هابز و شاو
عمل بد
فراتر از پیشتازان فضا
روز باستیل
ثور
ثور: دنیای تاریک
ثور: رگنوراک
برج تاریک
زوتوپیا
پرومته
متولدنشده
روح سوار: روح انتقام
جانوران بدون کشور
کتاب جنگل
عمل بد
کوه میان ما
بازی مالی
البا همچنین در جشنواره بهترین های فیفا ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ مجری برنامه بود.
او در انیمیشن زوتوپیا نیز گویندگی کرده است.
فهرست برخی از فیلم هایی که ادریس البا در آن ها به ایفای نقش پرداخته است:
ادریس الضحاک (عربی: ادریس الضحاک‎؛ زادهٔ ۱۵ اوت ۱۹۳۹) یک سیاست مدار اهل مراکش است.
ادریس المحیرصی (انگلیسی: Idriss Mhirsi؛ زادهٔ ۲۱ فوریهٔ ۱۹۹۴) بازیکن فوتبال اهل تونس است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۱۳:۴۲, ۴ اوت ۲۰۱۸ (UTC).
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه فوتبال اسپرانس تونس اشاره کرد.
وی همچنین در تیم های ملی فوتبال Tunisia national under-17 football team، زیر ۲۰ سال تونس، زیر ۲۳ سال تونس، و تونس بازی کرده است.
اِدریس اوّل (نام کامل:ادریس بن عبدالله ابن حسن مثنی ابن حسن ابن علی بن ابی طالب) (۱۲۷-۱۷۷ قمری)، مؤسس سلسلهٔ ادریسیان در مراکش و بخشی از الجزایر است.
گمان می رود که ادریس اول بنای شهر فاس را آغاز کرده است. این شهر، مهاجران اسپانیایی مسلمان و افریقیه را جذب کرد و شهری پر جمعیت گشت و پایتخت ادریسیان شد. دوره فرمانروایی ادریسیان از جهت گسترش فرهنگ اسلامی در میان قبایل تازه مسلمان شده بربر مهم است.
ادریس برادر محمد نفس زکیه است که پس از همکاری با حسین فخّی و شکست قیام فخ، به «مغرب دور» گریخت و در سال ۱۷۲ پس از دعوت و بیعت قبایل آن منطقه، دولت خود را تاسیس کرد. در مورد دعوت ادریس آورده اند که او در یک مرحله داعیِ برادرش محمد نفس زکیه و در مرحله بعد داعیِ حسین فخّی و در مرحله سوم داعیِ برادر دیگرش یحیی بود، و در نهایت وقتی خبرِ سرانجامِ کارِ یحیی به او رسید، دعوت به خود کرد و برای تأسیس دولت به «طنجه» رفت و پایه گذار اولین دولت مراکش شد. ادریس پس از چند سال حکومت در سال ۱۷۷ با دسیسه خلیفه در عباسیان هارون الرشید مسموم شد و کشته شد. پس از او، فرزندش ادریس بن ادریس (متولد ۱۷۵-۲۱۴ قمری) و سپس محمد بن ادریس بن ادریس و از آن پس دیگر نوادگان ادریس یکی پس از دیگری در مغرب حکومت کردند؛ ادریسیان تا سال ۳۷۵ قمری حکومت داشتند.
ادریس بارزانی (به کردی: ئیدریس بارزانی)، (زادهٔ ۱۹۴۴ -درگذشته ۳۱ ژانویه ۱۹۸۷)، از چهره های سیاسی کرد عراق بود.
فهرست مشاهیر کرد
فهرست مشاهیر عراق
ادریس بارزانی فرزند مصطفی بارزانی و برادر مسعود بارزانی بود. وی، در سال ۱۹۶۱ با آغاز جنبش کردستان عراق (شورش ایلول) شروع به کار کرد و بعد از مدتی خود را منتخب حزب در عضویت کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان عراق به ریاست مسعود بارزانی قرار داد و بعد از آن به عضویت دفتر سیاسی حزب انتخاب شد. در نشست های بین انقلابیون کرد و حکومت وقت بغداد به ریاست احمد حسن بکر حضور داشت.
در سال ۱۹۷۰ در بغداد اعلان بیان ۱۱ اذار و خود مختاری برای کردستان شد و نیز عضو هیئت کردها (وفد کردی) بود. در سال ۱۹۷۵ بعد از پایان پشتیبانی شاه ایران و یکسری اتفاقات بین المللی بین دولت ها و شکست شورش کردها با خانواده و کردهای دیگر عراقی به ایران پناه آورد، اما طولی نکشید که دوباره شروع کرد و با تشکیل رهبری موقت (به عربی: قيادة المؤقتة) در عراق توانست میدان دفاع را دوباره پر کند.
همچنین یکی از رهبران کرد بود که توانست همه حزب ها را به هم نزدیک کند و یک جبهه متحد به نام جبههٔ کردستانی تشکیل دهد.
الشیخ ادریس (به عربی: الشیخ إدریس) یک روستا در سوریه است که در ناحیه سراقب واقع شده است. الشیخ ادریس ۳٬۸۸۱ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوریه
اولاد ادریس (به عربی: أولاد إدریس) یک شهرداری در الجزایر است که در استان سوق اهراس واقع شده است.
فهرست شهرهای الجزایر
برج عمر ادریس (به عربی: برج عمر إدریس) یک شهرداری در الجزایر است که در ناحیه ان امیناس واقع شده است. برج عمر ادریس ۸۲٬۲۸۰ کیلومتر مربع مساحت و ۵٬۷۳۶ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای الجزایر
برج عمر ادریس
حقایق درباره ی لیلا دختر ادریس فیلمنامه ای فیلم نشده از بهرام بیضایی است که سال ۱۳۵۴ نوشته شده است.
پروین دختر ساسان
مستأجر (فیلم ۱۹۷۶)
فروشنده (فیلم ۱۳۹۴)
دختری به نام لیلا که پدر و مادرش مرده و کسی را ندارد در پی زندگی مستقل در یکی از محله های فقیرنشین به زحمت خانه ای برای اجاره می یابد…
حقایق درباره ی لیلا دختر ادریس فیلمنامه ای فیلم نشده از بهرام بیضایی است که سال ۱۳۵۴ نوشته شده است.
حمزه ادریس (عربی: حمزة إدريس فلاتة‎)؛ زادهٔ ۸ اکتبر ۱۹۷۲ بازیکن سابق فوتبال اهل عربستان سعودی است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۱۰.
وی در تیم ملی فوتبال عربستان ۷۰ بازی انجام داده است و عضو این تیم در جام جهانی فوتبال ۱۹۹۴ بوده است.
رشید ادریس (عربی: الرشيد إدريس‎; ۲۷ ژانویه ۱۹۱۷(1917-01-27) – ۵ سپتامبر ۲۰۰۹(2009-09-05)) دیپلمات و مبارز وطن پرست تونسی در ۲۷ ژانویه ۱۹۱۷ در منطقه باب سویقه تونس به دنیا آمد و تحصیلاتش را در مدرسه الصادقیه گذراند و موفق به اخذ دیپلم از همین مدرسه گردید.
رشید ادریس در سال ۱۹۳۶ در جریان تظاهراتی که علیه استعمار فرانسه ترتیب داده شده بود دستگیر گردید. او در سال بعد به حزب آزاد قانون اساسی جدید پیوست و بطور خاص به کار مطبوعاتی پرداخت و از جمله در روزنامه های «جوانان تونس»، «جوانان آفریقا» و «جوانان» نویسندگی کرد. او همچنین در جمعیت های «جوانان مدارس» و «جوانان مسلمان» فعالیت داشت و مدتی نیز ریاست این جمعیت ها را عهده دار بود. او مدتی نیز به دیوان سیاسی به ریاست حبیب ثامر پیوست و در سال ۱۹۴۲ دستگیر شد ولی در ابتدای دسامبر همان سال در جریان اشغال تونس توسط آلمان آزاد گردید. او کمی قبل از بازگشت به فرانسه در سال ۱۹۴۳ تونس را به سمت ایتالیا ترک کرد. رشید در سال ۱۹۴۶ در جریان یک محاکمه غیابی به اعدام محکوم گردید. او در همین سال به مصر رفت و در فاصله سال های ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۴ نماینده حزب آزاد قانون اساسی جدید در قاهره و اندونزی و پاکستان شد و سرانجام در سال ۱۹۵۵ بعد از اعلام استقلال تونس به کشورش برگشت و مسئولیت اداره روزنامه «اقدام»، زبان رسمی حزب آزاد قانون اساسی جدید را بعهده گرفت.
رشید ادریس در مارس ۱۹۵۶ به عنوان عضو شورای مؤسس انتخاب شد و سپس در آوریل ۱۹۵۶ عضو دیوان وزیر اول حبیب بورقیبه گردید. در سال ۱۹۵۷ وزیر پست و برق و تلفن و سرانجام در سال ۱۹۶۴ به عنوان سفیر تونس در واشینگتن منصوب گردید. رشید ادریس در سال ۱۹۵۷ نماینده تونس در سازمان ملل شد و در سال ۱۹۷۱ به ریاست شورای اقتصادی-اجتماعی ملل متحد انتخاب گردید.
رشید ادریس سرانجام در ۵ سپتامبر ۲۰۰۹ در حومه قرطاج تونس وفات یافت.
سلیم ادریس سرتیپ بازنشسته و استاد نظامی در ارتش سوریه و هم اکنون فرمانده و رئیس سابق ستاد مشرک ارتش آزاد سوریه است.
وی در تاریخ ۸ دسامبر ۲۰۱۲ میلادی از سوی گروه های سیاسی مخالف حکومت بشار اسد به این سمت انتخاب شد.
سلیم ادریس در خانواده ای فقیر و پرجمعیت در استان حُمص سوریه زاده شد. پدر وی کشاورز بود و خانواده اش در نزدیکی دریاچه قطینه در جنوب شهر حُمص زندگی می کردند.
وی خود دارای پنج فرزند است.
شهدالی ادریس، روستایی از توابع بخش لوداب شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
این روستا در دهستان چین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰ نفر (۶خانوار) بوده است.
عبدالامیر ادریس خوانندهٔ خوزستانی متولد سال ۱۳۲۵ هجری شمسی در شهر آبادان می باشد.او از محبوبترین خوانندگان دههٔ ۶۰ بین عربهای استان خوزستان است.از سن هیجده سالگی کار خوانندگی را آغاز کرد.این خواننده به خوانندگان هم دورهٔ خود که سید جواد، خضیر ابو عنب و احمد کنعانی بودند علاقهٔ بسیاری داشت و آنها را مشوق خود در زمینه موسیقی می داند. عبدالامیر ادریس حمدی صالح خوانندهٔ خوش صدای اهوازی را بهترین دوست خود به حساب می آورد و مردم او را با آهنگهای (بشربتکم رویتو الناس) و (اشلون انساک یمدلل و اعوفک) می شناسند.
العید نور عل حبایب
بشربتکم رویتو الناس
مدری اعتب علی دهری لو اعتب علی دنیای
کارون گلی بالخبر
حبیب امک متقبل من امر بیک
ظنیت لو طگنی البرد بچفوفک اتغطینی
عذبنی الصبر و الظیم عذبنی
مربینا مربینا
اشلون انساک یمدلل و أعوفک
تایب و الخلگ تشهد علیة
لاوین هجرک لا وین
من جمالچ من دلالچ
پس از موفقیت ادریس و شناخته شدن او در بین مردم خوزستان، صدا و سیمای مرکز آبادان از این خواننده دعوت به عمل آورد؛ و عبدالامیر ادریس چند سالی با صدا و سیما همکاری کرد.
برترین آهنگها و ماندگارترین آهنگهای عبدالامیر ادریس
من می خوام علوانی از عبد الامیر ادریس


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ادریس در دانشنامه آزاد پارسی

اِدریس
پیامبری که در قرآن دو بار از او یاد شده است (مریم ۵۷؛ انبیاء، ۸۵). مفسران او را با خنوخ در عهد عتیق (پیدایش ۵، ۲۳، عبدانیان ۱۱، ۵) یکی می دانند. جدّ پدر نوح بود. گویند به سبب کثرت درس و مطالعه و تفحّص کتاب های آسمانی ادریس نامیده شده است. اولین کسی است که با قلم نوشته و خیاط بوده است. او را مخترع لباس و قلم می دانند و گفته اند که خداوند به او نجوم و حساب و علم هیئت آموخت و او بذر علوم را در میان بشر پاشید و افکار مردم را به سوی حکمت و علم رهنمون شد. در قصص قرآنی او را در میان آدم و نوح قرار می دهند و قائل اند که به او وحی می شده و صاحب صحفی بوده است. به سبب برخی شباهت ها، در روایات اسلامی او را همان هرمس دانسته اند. نیز ← هرمس_مثلث

نقل قول های ادریس

ادریس پیامبری نامبرده در قرآن است.
• «و در کتاب (آسمانی قرآن) از ادریس بگو. او بسیار راستکار و راستگو و پیغمبر بزرگی بود. (۵۶)». -> سورهٔ مریم
• «همچنین یاد کن برای مردمان) اسماعیل و ادریس و ذاالکفل را که جملگی از زمرهٔ شکیبایان (در برابر شدائد زندگی و تکالیف رسالت) بودند (و الگوی استقامت و پایمردی بشمار می آمدند). (۸۵))». -> سورهٔ انبیاء

ادریس در جدول کلمات

پسر ادریس نبی
ساب
نام پدر ادریس (ع)
یرد
نام پسر ادریس (ع)
لاب
نام پسر ادریس علیه السلام
لاب

ادریس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ادریس ٠٠:٥١ - ١٣٩٦/٠٩/١٩
ادریس از ریشه ی درس به معنی : درس دادن، معلم ، استاد میباشد
|

لیلی ١٨:٠٩ - ١٣٩٨/٠٢/٢٧
پادشاه آتش
|

یوسف ٠٤:٤٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
ادریس : کسی که زیاداهل علم باشد.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معجزات حضرت ادریس   • شرکت ادریس   • معنی ادریس   • حضرت ادریس ویکی پدیا   • ادریس خواننده   • گفتار ادریس   • حضرت ادریس کیست   • اسم ادریس   • مفهوم ادریس   • تعریف ادریس   • معرفی ادریس   • ادریس چیست   • ادریس یعنی چی   • ادریس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ادریس
کلمه : ادریس
اشتباه تایپی : hnvds
آوا : 'edris
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس ادریس : در گوگل


آیا معنی ادریس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )