برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1228 100 1

اذیت

/'azyat/

مترادف اذیت: آزار، آزردن، ایذاء، تاذی، تصدیع، تعب، تعذیب، جفا، رنج، رنجه، زجر، زحمت، ستوهی، شکنجه، عذاب، عنا، محنت، مزاحمت

برابر پارسی: آزار، رنج، گزند

معنی اذیت در لغت نامه دهخدا

اذیت. [ اَ ذی ی َ ] (ع مص ، اِمص ) آزار. (غیاث اللغات ). ستوهی. (دستوراللغة). رنج. (غیاث اللغات ). کربت. کرب. زحمت. کدّ. تعب. عنا. محنت. شکنجه. عذاب. رنجه شدن.
- اذیت کردن ، و اذیت دادن ؛ آزار کردن. آزردن. تصدیع دادن. عذاب دادن. معذب داشتن. تعذیب. لَسع. (منتهی الارب ). ایذاء. رنجه داشتن.
|| آزار کردن. رنجه کردن. آزردن. رنجانیدن. (مؤید الفضلاء):5 که دست تطاول بمال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز نهاده. (گلستان ).

اذیة. [ اَ ذی ی َ ] (ع مص ، اِمص ) رجوع به اذیت شود.

معنی اذیت به فارسی

اذیت
رنج و آزار، گزند، آسیب، شکنجه
۱ - ( اسم ) آزار ستوهی رنج زحمت تعب عنا محنت شکنجه عذاب . ۲ - ( مصدر ) رنجه شدن عذاب کشیدن . ۳ - ( مصدر ) آزار دادن رنجه کردن آزردن رنجانیدن : ( ... که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز نهاده . ) ( گلستان )
[ گویش مازنی ] /azyet/ آزار و شکنجه
( مصدر ) اذیت کردن .
( مصدر ) آزار کردن آزردن تصدیع دادن عذاب دادن معذب داشتن تعذیب رنجه داشتن .
( مصدر ) رنج بردن آزار دیدن متحمل آزار و شکنجه و عذاب شدن .

معنی اذیت در فرهنگ معین

اذیت
(اَ یَّ) [ ع . اذیة ] ۱ - (اِمص .) آزار، رنج ، زحمت . ۲ - (مص ل .) آزرده شدن ، رنج کشیدن . ۳ - (مص م .) رنجانیدن ، اذا و اذی نیز گویند.

معنی اذیت در فرهنگ فارسی عمید

اذیت
رنج دادن، آزار دادن، آزار.

اذیت در جدول کلمات

اذیت
ازار
اذیت | اسیب
ازار
دارای اذیت اندک
ج
آزار و اذیت دادن
چزاندن

معنی اذیت به انگلیسی

fret (اسم)
ساییدگی ، تحریک ، هیجان ، اذیت ، جیغ ، تهییج ، اخم ، ترشرویی ، بی حوصلگی
annoyance (اسم)
رنجش ، دلخوری ، اذیت ، ازار ، ازردگی ، سوزش
persecution (اسم)
شکنجه ، اذیت ، ازار ، زجر
inconvenience (اسم)
ناراحتی ، اذیت ، نا سازگاری ، ناجوری ، اسیب ، زحمت ، اسباب زحمت ، مزاحمت ، درد سر ، نا مناسبی
tease (اسم)
اذیت
harassment (اسم)
اذیت ، ازار ، تعرض ، ستوه ، بستوه اوری
harm (اسم)
اذیت ، صدمه ، خسارت ، زیان ، ضرر ، اسیب ، خسران ، گزند
nuisance (اسم)
اذیت ، ازار ، ناگواری ، سر خر ، مایه رنجش ، مایه تصدیع خاطر
mischief (اسم)
اذیت ، شیطنت ، موذی گری ، شرارت ، بدسگالی
hindrance (اسم)
پا بند ، اذیت ، ازار ، منع ، بازماندگی ، مانع ، سبب تاخیر ، پاگیری

معنی کلمه اذیت به عربی

اذیت
اثر (مع الشد) , اذي , ازعاج , ايذاء , عائق , مصدر الازعاج
ابرة , اثر (مع الشد) , احزن , اذي , ازعج , اضمن , اهن , ضائق , طحن , عرقوب , غرير , قلق

اذیت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یاسمین
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پَریتاپ (سنسکریت: پَریتاپَ)
کِلیژ (سنسکریت: کْلیش)
پَریپ (سنسکریت: پَریپیدا)
یاتَن (سنسکریت: یاتَنا)
ویغات (سنسکریت)
پَریکْل (سنسکریت: پَریکلِشَ)،

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آزار و اذیت دختر 20 ساله توسط پسر 7 ساله   • زن تنها در خانه   • معنی اذیت   • داستان عاشقانه گریه دار کوتاه   • داستان های رابطه نامشروع   • اجاره سوئیت مجردی در تهران   • اجاره خانه مجردی   • متاهلی   • مفهوم اذیت   • تعریف اذیت   • معرفی اذیت   • اذیت چیست   • اذیت یعنی چی   • اذیت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اذیت
کلمه : اذیت
اشتباه تایپی : hbdj
آوا : 'azyat
نقش : اسم
عکس اذیت : در گوگل

آیا معنی اذیت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )