برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1355 100 1

ارباب

/'arbAb/

مترادف ارباب: آقا، خواجه، سرور، صاحب، کارفرما، مخدوم، مولا، فئودال، مالک، ملاک

متضاد ارباب: نوکر

برابر پارسی: سرور، سالار، فرمند

معنی اسم ارباب

اسم: ارباب
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: پادشاه کارفرما رئیس

معنی ارباب در لغت نامه دهخدا

ارباب. [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ رَب ّ. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به رَب ّ شود. خدایان. پروردگاران : و لایأمرکم أن تتخذوا الملائکة والنبیین أرباباً... (قرآن 80/3)؛ و شما را امر نمیکند که ملائکه و پیامبران را به خدائی بگیرید. یا صاحبی السجن أارباب متفرقون خیر أم الله الواحد القهار. (قرآن 39/12)؛ ای دو رفیق زندانی من آیا خدایان متعدد بهترند یا خدای واحد قهار. || دارندگان. صاحبان.
- ارباب انواع ؛ اصنام عقلیه. مُثُل. امامان. امثله ٔ علیا. صواحب الطلسمات.
- ارباب ایام ؛ در احکام نجوم هر روز از ایام هفته را به کوکبی منسوب کنند و او را رب ّ آن روز نامند.
- ارباب تغلّب ؛ فاتح و مظفر و کشورگشای. (ناظم الاطباء).
- ارباب تمیز ؛ زیرک و صاحب فراست و هوشیار. عاقل و خردمند و صاحب بصیرت. (ناظم الاطباء).
- ارباب تنعم ؛ اهل تنعم.
- ارباب تیمار ؛ اهل معاش و وظیفه خوار. (ناظم الاطباء).
- ارباب جاه و تمکین ؛ صاحبان جاه و جلال و قدرت. (ناظم الاطباء).
- ارباب حجت ؛ کنایه از اهل منطق. (غیاث ) (آنندراج ).
- ارباب حرفت ؛ پیشه وران : کسب ارباب حرفت و امثال و اخوات این معانی به عدل متعلق است. (کلیله و دمنه ).
- ارباب حوائج ؛ حاجتمندان. نیازمندان : [ خواجه احمد حسن ] گفت متظلمان و ارباب حوائج را بخوانید. (تاریخ بیهقی ص 153).
- ارباب خرد ؛ عقلا و دانایان. (ناظم الاطباء).
- ارباب دیوان ؛ وزرا و مدیرین امور جمهور. (ناظم الاطباء).
- ارباب ساعات ؛ هر یک از ساعات روز را احکامیان به کوکبی نسبت کنند و آن کوکب را رب آن ساعت نامند.
- ارباب سخن ؛ مردمان فصیح و بلیغ و خطبا. (ناظم الاطباء).
- ارباب سلوک ؛ پارسایان و مردمان زاهد از دنیا گذشته. عرفا. (ناظم الاطباء).
- ارباب صفای باطن ؛ مردمان متدین خوش عقیده. (ناظم الاطباء).
- ارباب صنایع مستظرفه ؛ هنرپیشگان. (لغات فرهنگستان ).
- ارباب صنعت ؛ صنعتگران و پیشه وران و اهل حرفه. (ناظم الاطباء).
- ارباب عقول ؛ اولوالنهی. اولوالالباب. عقلا.
- ارباب عمایم ؛ عمامه داران. عمامه بسرها.
- ارباب فضل ؛ فضلا و ...

معنی ارباب به فارسی

ارباب
صاحبان، پرورش دهندگان، جمع رب، درفارسی بصورت مفردبه معنی شخص پولدار و آقا وصاحب ومالک نیزمیگویند
( اسم ) جمع : رب . (در عربی معنی ارباب صاحبان و پرورش دهندگان است اما در فارسی بمعنی شخص بزرگ و دارنده و مالک بکار میرود و در بسیاری موارد صورت مفرد به آن میدهد و بار دیگر به ( ان ) جمعش می بندند : اربابان .) ۱ - خداوندگار . ۲ - مالک ( مقابل رعیت یا دهقان ) دارنده . ۳ - آقا ( مقابل نوکر ) . یا ارباب انواع . جمع : رب النوع یا ارباب رجوع . رجوع کنندگان .
[ گویش مازنی ] /erbaab/ صاحب مالک - زمین دار بزرگ در سیسم تولیدی ارباب رعیتی ۳صاحب
(اسم) از اصطلاحات اداری عهد صفوی مرادف تحویلداران
[ گویش مازنی ] /erbaab Khel/ محل سکونت ارباب - نام روستایی در قائم شهر
[ گویش مازنی ] /erbaab diden/ پیش کشی تأمین مایحتاج خانه ی ارباب - از رسوم منسوخ ارباب و رعیتی
( اسم ) ۱ - فرزند یا نواد. ارباب آن که از خانواده و بازماندگان ارباب ( مالک زمین دار ) باشد . ۲ - فرزند یا نواد. خداوند خانه ( از نظر نوکر و خدمتکاراو ) .
( صفت ) آن که دارای خوی و خلق و رفتار اربابان و خداوندان زمینهای کشاورزی است آن که طرز برخورد و معاشرت او به اربابان میماند.
عمل و حالت ارباب منش ارباب منش بودن
رب الارباب خدایان خداه الله
ده دهستان طبس بخش صفی آباد شهرستان سبزوار استان نهم. در ۴٠ کیلومتری باختری صفی آباد واقع است و ۲۳۱۹ تن سکنه دارد . محصولش غلات پنبه ...

معنی ارباب در فرهنگ معین

ارباب
( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ رب . ۱ - پرورش دهندگان ، مربیان . ۲ - مالک ، دارا، صاحبِ مِلúک . ۳ - خداوندگار. ۴ - آقا.
( ~. رُ) [ ع . ] (اِ.) مراجعه کنندگان ، متقاضیان ، رجوع کنندگان .
( ~. رَ یَ) [ ع - فا. ] (ص نسب . اِ.) نظام اجتماعی و اقتصادی که در آن ارباب مالک وسایل تولید است و با بهره کشی از رعیت به محصول اضافی دست می یابد.
( ~ِ. فَ) [ ع - فا. ] (اِمر.) اولیاء، اولوالامر.
( ~ِ. مَ) [ ع . ] (اِمر.) خاصان ، فرزانگان ، دل آگاهان .

معنی ارباب در فرهنگ فارسی عمید

ارباب
۱. رئیس، بزرگ.
۲. کارفرما.
۳. آقا، مخدوم، سَرور.
۴. صاحب، مالک.
۵. عنوانی احترام آمیز برای برخی از بزرگان زردشتی: ارباب جمشید.
۶. صاحبان.
۷. [جمعِ رَبّ] [قدیمی] = رَبّ &delta، فقط در معنی ۶ و ۷ به صورت جمع به کار می رود.

ارباب در دانشنامه اسلامی

ارباب
معنی أَرْبَابٌ: ارباب
ریشه کلمه:
ربب‌ (۹۸۰ بار)
در سال ۱۲۹۷ هـ . ق. در قریه «چرمهین» اصفهان و در خانه حاج علی پناه (ارباب حاج آقا) پسری به دنیا آمد که نام او را «رحیم» برگزیدند.
پدر آقا رحیم، حاج علی پناه، مشهور به ارباب حاج آقا (فرزند عبدالله مشهور به ارباب آقا) فرزند حاج علی پناه فرزند ملا عبدالله شیرانی بود. «آقا رحیم در خانواده ای رشد کرد که افرادی باسواد، اهل شعر و ادب وتاریخ بودند. پدر ایشان در شعر، تخلّص «لنگر» داشت و سال ها با عمان سامانی و دهقان سامانی و ملا محمد همامی و دیگر شعرای معاصرش جلسات شعر داشت. آقا رحیم نیز بیش تر اشعار فارسی حافظ و مولانا وشعرای عرب را که حفظ داشت، از دوره کودکی خود و از طریق شنیدن از زبان پدر و عمویش بوده است.» آقا رحیم ارباب بزرگ ترین فرزند خانواده اش بود. وی دو برادر و یک خواهر داشت. یکی از برادرانش، عبدالله ارباب (۱۲۹۸ ـ ۱۳۷۹ هـ . ق) استاد بزرگ خط نسخ بود و قرآن و کتاب های دعا را با این خط می نوشت. دومین برادر وی، حاج عبدالعلی ارباب (۱۳۰۴ ـ ۱۳۸۴ هـ . ق) بود. او مردی باسواد و اهل کمال بود که مخارج خانواده به همت وی تأمین می شد. هر دو برابر آقا رحیم از وی کوچک تر بودند، و پیش از او وفات یافتند. اجداد آقا رحیم ارباب «از اعیان دهاقین و مشاهیر نجبا و بزرگ زادگان قریه چرمهین از قرای معروف روستای لنجان اصفهان و صاحب مال و ثروت بودند و بدین سبب به لقب ارباب خوانده می شود.» پدر و عمویش (ارباب حاج حسن) از ستم «بختیاری ها گریخته ... به شهر آمدند که تظلم کنند؛ امّا چه نتیجه که حاکم، خود فاسدتر از آن ها (بختیاری ها) بود و به ناچار برای همیشه در اصفهان و ـ در محله باغ همایون سابق و باغ تختی امروزی ـ ساکن شدند و محل سکونت آن ها چهار خانه تو در تو بود که چهار طرف این خانه ها اتاق وجود داشت، و هشت خانوار که حدود شصت نفر بودند در صلح و صفا و آرامش می زیستند ...» تحصیلات آقا رحیم ارباب، ادبیات فارسی و بخشی از صرف و نحو را در کودکی، نزد ملا محمد همامی در «چرمهین» خواند. وی در اصفهان، بقیه مقدمات و سطوح را ...


ارباب در دانشنامه ویکی پدیا

ارباب
«ارباب» (انگلیسی: Overlord) یک بازی ویدئویی در سبک بازی اکشن-ماجراجویی است که توسط کدمسترز و در سال ۲۰۰۷ و در پلت فرم های اکس باکس ۳۶۰، پلی استیشن ۳، مایکروسافت ویندوز، و مک اواس منتشر شده است.
NA ۲۶ ژوئن ۲۰۰۷
ارباب (درگز)، روستایی از توابع بخش نوخندان شهرستان درگز در استان خراسان رضوی ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان درونگر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲۶ نفر (۳۳خانوار) بوده است.
ارباب روستایی است در بخش مرکزی شهرستان زابل، استان سیستان و بلوچستان.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۱۸۸ خانوار) ۶۳۵ نفر است.
این روستا در۵/۹ کیلومتری شمال شرقی شهر زابل و ۳ کیلومتری شمال بنجار و در منطقه ای دشت قرار دارد . ارتفاع آن از سطح دریا ۴۷۰ متر و آب و هوای آن گرم و خشک است.
انواع انگور، عدس، پیاز، سیر، توت، انار، هندوانه، خربزه، هندوانه صحرایی و سیب درختی محصولات روستای ارباب می باشد.
ارباب یا اربابی به یکی از هفت طایفه بلوچ شهر فنوج گفته می شود طایفه اربابی یکی از هفت طایفه اصیل شهر فنوج در استان سیستان و بلوچستان است مردم این طایفه ۴۸ در صد از جمعیت این شهر را تشکیل دادن طایفه اربابی فنوج بلوچ و سنی مذهب هستند و هیچ نسبتی با طایفه ای اربابی شهر زابل ندارند طایفه اربابی شهر فنوج از پنج فامیل درست شده است گزدری اربابی ارباب رئیسی کدخدایی این ۵ فامیل طایفه بزرگ اربابی را درست کردند که گزدری ها ریشه و بنیاد طایفه اربابی شهر فنوج هستن کدخدای این طایفه گزدری ها هستن همچنین بزرگ و ریش سفیدان ط ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ارباب

ارباب در جدول کلمات

برنده اسکار2002 میلادی بهترین موسیقی متن فیلم ارباب حلقه ها
هاواردشور
سازنده موسیقی ارباب حلقه ها
هاواردشور

معنی ارباب به انگلیسی

suzerain (اسم)
حکومت مطلقه ، ارباب ، اختیار دار کشور
squire (اسم)
ارباب ، عنوانی مثل اقا ، ملاک عمده
master (اسم)
استاد ، مدیر ، چیره دست ، پیر ، رئیس ، ارباب ، سرور ، سید ، سرامد ، کارفرما ، صاحب ، دانشور
boss (اسم)
رئیس ، ارباب ، برجستگی ، بر جسته کاری ، متصدی ، رئیس کارفرما ، خواجه
lord (اسم)
ارباب ، سید ، خداوند ، مالک ، خدیو ، لرد ، صاحب ، شاهزاده
overlord (اسم)
مافوق ، ارباب ، خدیو
monsieur (اسم)
ارباب ، آقا ، مسیو
esquire (اسم)
ارباب ، آقا ، مالک زمین
seignior (اسم)
ارباب ، آقا ، فئودال ، صاحب تیول
liege (اسم)
ارباب ، صاحب تیول ، هم بیعت
padrone (اسم)
مدیر ، ارباب ، آقا ، صاحب

معنی کلمه ارباب به عربی

ارباب
رييس , سيد , لورد
رجال الصحافة ، الصحافيون ، الصحفيون
زبائن , زبون
متسيد

ارباب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

خورشيدوند
مظهر والا قدرت
Both are manifestations of the sovereign's grace and the great power of respect
هر دو مظهر كوه سروري و قدرت والا مقام احترام هستند
Boss
Boss
علی اکبر
من خودم تو کتاب کلمه《 ارباب فتوا》 رو دیدم
و درباره معنیش تقریبا کلمه صادر کنندگان فتوا رو برداشت کردم وگرنه معنی اصلی ارباب سادست
علی سیریزی
مسترس نیز به معنای ارباب است، اما در باب روابط جنسی
میسترس (Mistress) كه مونث كلمه ی میستر (Mister) است به معنای ارباب یا الهه خانم به كار می رود. میسترش خانمی است كه تمایل به آزار و اذیت دیگر انسان ها و بخصوص مردان دارد. او از شكنجه و زجر كشیدن دیگران لذت می برد. این لذت ممكن است روحی یا جنسی باشد. اما نمی توان گفت كه فردِ سنگدلی است. بیشتر میسترس ها غیر از برده های خود یك معشوقه و یا همسر دارند و زندگی كاملا عادی ای را تجربه می كنند. همچنین در پایان هر رابطه برده ها را نوازش و تشویق می كنند(در مورد برده های ساعتی، صادق است).
مازیار ایرانی
در فرهنگ زیبای پارسی واژه بسیار زیبای خاوند
به چم ارباب و صاحب میباشد و همچنین واژه خدیو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ارباب حسین   • معنی ارباب   • ارباب رمان   • ارباب گلاب   • ارباب سارا   • ارباب من   • ارباب بیتا   • ارباب و رعیت   • مفهوم ارباب   • تعریف ارباب   • معرفی ارباب   • ارباب چیست   • ارباب یعنی چی   • ارباب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارباب
کلمه : ارباب
اشتباه تایپی : hvfhf
آوا : 'arbAb
نقش : اسم
عکس ارباب : در گوگل

آیا معنی ارباب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )