انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1008 100 1

ارتفاع

/'ertefA'/

مترادف ارتفاع: اوج، بالا، بلندی، رفعت، فراز، حاصل، خراج

برابر پارسی: بلندی، بالا، بلندا، بُلندا، افراشتگی

معنی ارتفاع در لغت نامه دهخدا

ارتفاع. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خاستن. برخاستن. بلند شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (غیاث اللغات ). نشوص. (تاج المصادر). بلند گردیدن. رَفع. بالا آمدن. برآمدن. از جای برآمدن. (تاج المصادر بیهقی ) (غیاث ). بلندی گرفتن :
با آتشت موازنه وز خاکت ارتفاع
با اخترت مقابله با رایت اقتران.
خواجوی کرمانی (در وصف حمام ).
مأمون گفته است در این باب : نحن الدنیا من رفعنا ارتفع. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 134). || برداشتن. بلند کردن چیزی را. || بلند نمودن زمین صحرا. (مؤیدالفضلاء). || نزدیک حاکم شدن با خصم. (منتهی الارب ). قصه بداور (قاضی ) برداشتن. || بدست آمدن ، چنانکه حاصلی ازناحیتی. برداشتن غله. (غیاث ). || دفع. دور کردن. (غیاث ). || مضموم گشتن حرف. || (اِ) محصول و حاصل زراعت. حاصل ملک. (غیاث ).برداشت. غله و دانه که از مزارع بردارند. خراج : والصین تکتب فی الورق الصینی و یعمل من الحشیش و هو اکثر ارتفاع البلد. (ابن الندیم ). ابونعیم مدتی در این سخط بماند چنانکه ارتفاع آن ضیاعها بنوشتکین رسید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 418). اوقاف را... بمعتمدی سپارند تا اندیشه ٔ آن بدارد و ارتفاعات آنرا حاصل میکند و بسبل و طرق آن میرساند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 37). و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاع آن بطرق و سبل رسد. (تاریخ بیهقی ص 37). چه عمارت نواحی و مزید ارتفاعات... بعدل متعلق است. (کلیله و دمنه ). از اشراف سادات بمکنت و یسار... و استیعاب اسباب ارتفاع درگذشته. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). اموال و ارتفاعات آن دیاربا تدبیر دیوان او آمد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 42). ارتفاعات قاصر گشته و لشکر بر تحکمات فاسد متجاسر شده و ترکان استیلا یافته. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 107). دو هزار بار هزار درم شاهی از ارتفاعات آن نواحی بتفصیلی معین وجوه دادند که در وجه مصالح لشکر خرج افتد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 111). ناحیتی که بر حدود ولایت او بود بدست بازگرفت و ارتفاعات آن برمیداشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 385). عمل نواحی بست و رخج و تحصیل ارتفاعات و معاملات آن نواحی علاوه ٔ شغل و اضافات عمل او فرمودند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 363). چون رعیت کم شد و ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت. (گلستان ). یکی از پادشاهان گفتش مینمایند که مال بیکران داری و ما را مهمی هست اگر برخی از آن دست گیری کنی چون ارتفاع برسد وفا کرده شود. (گلستان ). و گندمی که در بهار کارند... ارتفاع کمتر دهد. (فلاحت نامه ). و زمینی که آنرا عمارت نکنند و علف و دغل بر آن مستولی گشته باشد زیاده ارتفاعی ندهد. (فلاحت نامه ). || کشت. زرع : زبل انواع است و هر زبل به ارتفاعی مخصوص میباشد چنانکه زبل گاو جهت انگور بهتر باشد.... (فلاحت نامه ). هر دو روی بمرو نهادند و بعصیان مجاهرت کردند و به ارتفاعات خراسان استبداد نمودند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 79). || بالا. سَمْک. || (اِمص ) گرانی : ارتفاع اسعار . || بلندی. (غیاث ). برداشتگی. رفعت. سمو. علوّ : فروغ آتش اگرچه فروزنده خواهد که پست شود به ارتفاع گراید. (کلیله و دمنه ). || (اصطلاح نجوم ) به اصطلاح اهل تنجیم مقدار مسافت بلند شدن کوکب از افق تا سمت الرأس و غایت آن نود درجه است. (آنندراج ). آفتاب یا ستاره یا هر کدام نقطه ٔ مفروض که نهی و بر وی و بر قطب افق دایره ٔ بزرگ به وهم بگذاری ، ارتفاع آن چیز قوسی بود که از این دایره میان او و میان افق افتد و همیشه عمودی بود بر افق ایستاده و تمام این ارتفاع ، آن قوس بود که از سمت الرأس که یکی قطب است از آن ِ افق ، تا بدان چیز [ افتد ] و اگر او زیر افق باشد و همان دایره بر وی اندیشی ، آن قوس که میان او و میان افق اوفتد از این دایره ، انحطاطش خوانند و آنچ میان او و میان سمت الرجل [بود ] که دیگر قطب افق است تمام انحطاط خوانند. (التفهیم بیرونی ص 181) :
طالع از ارتفاع شب گیرند
همه را همچو شب همی زایند.
مسعودسعد.
گر منجم به رای او نگرد
نکند ارتفاع اسطرلاب.
سوزنی.
ز آفتاب قدح ارتفاع عیش بگیر
چرا که طالع وقت آنچنان نمی بینم.
حافظ.
- ارتفاع گرفتن ؛ بدست آوردن ارتفاع کوکب از افق تا سمت الرأس :
منجم ببام آمد از نور می
گرفت ارتفاع سطرلابها.
منوچهری.
- ارتفاع میانگی یا ارتفاع اوسط ؛ آن قوس بود که از دایره ٔ ارتفاع که گفتیم میان تقاطع او با معدل النهار بود تا به افق و تمام او آنچ از این دایره میان سمت الرأس و میان معدل النهار بود. (التفهیم بیرونی ص 182).
|| رفعت مکانی نسبت بسطح دریا . || در اصطلاح شعرا، صفتی را آغاز کنندو آن را بالا برند به اظهار چیزی چند:
قطره باران گشت و باران سیل و سیل انگیخت رود
رود دریا گشت و دریا میشود طوفان نوح.
شیخ علی نقی کمره ای (آنندراج ).
آمد بهار و گلبن امید برگ شد
شد برگ غنچه غنچه گل و گل گلاب شد.
شیخ علی نقی کمره ای.
|| ارتفاع ،عندالمهندسین یطلق علی عمود من رأس الشی ٔ علی سطح الافق. او علی سطح مواز للافق. بشرط ان یکون قاعدة الشی ٔعلی ذلک السطح. و لذا قیل ارتفاع الشکل هو العمود الخارج من اعلی الشکل مسطحاً کان ذلک الشکل او مجسماً علی قاعدة ذلک الشکل و مسقط الحجر قد یطلق علی الارتفاع مجازاً کما یجی ٔ. کذا فی شرح خلاصةالحساب. و عند اهل الهیئة یطلق علی معنیین احدهما ما یسمی ارتفاعاً حقیقیّاً و هو قوس من دائرةالارتفاع محصورة بین الکوکب و بین الافق من جانب لااقرب منه. اذا کان الکوکب فوق الافق.و دائرة الارتفاع دائرة عظیمة تمر بقطبی الافق و بکوکب مّا. و المقصود بالکوکب رأس خط یخرج من مرکز العالم ماراً بمرکز الکوکب الی سطح الفلک الاعلی. و قیل المقصود بالکوکب مرکزالکوکب و الامر فیه سهل. و قیدالکوکب انما هو باعتبارالاغلب. و الا فقد تعتبر نقطةٌ اخری غیر مرکزالکوکب کالقطب. و المقصود من جانب لااقرب منه هو الجانب الذی لیس فیه قطب الافق. والقید الاخیر احتراز عن الانحطاط فانه قوس من دائرةالارتفاع بین الکوکب و الافق من جانب لااقرب منه اذا کان الکوکب تحت الافق ثم القوس المذکورة ان کانت من جانب الافق الشرقی فهی ارتفاعه الشرقی و ان کانت من جانب الافق الغربی فهی ارتفاعه الغربی. و علی هذاالقیاس الانحطاط الشرقی والغربی یعنی ان القوس من دائرةالارتفاع بین الکوکب والافق تحت الارض من جانب الشرق هو الانحطاط الشرقی و من جانب الغرب هو الانحطاط الغربی. ثم ان الارتفاع الشرقی قد یخص باسم الارتفاع و یسمی الغربی حینئذ انحطاطاً و هذا اصطلاح آخر مذکور فی کثیر من کتب هذاالفن. و بالنظر الی هذا قال صاحب المواقف : والقوس الواقعة من دائرةالارتفاع بین الافق والکوکب الذی فوق الارض من جانب المشرق ارتفاعه و من جانب المغرب انحطاطه. فلا یرد علیه تخطئةالمحقق الشریف فی شرحه. ثم القوس من دائرةالارتفاع بین الکوکب و بین سمت الرأس تسمی تمام ارتفاع الکوکب فان انطبقت دائرةالارتفاع علی نصف النهار والکوکب فوق الافق فتلک القوس المحصورة من دائرةالارتفاع بین الافق والکوکب هی غایة ارتفاع الکوکب. فان مر الکوکب بسمت الرأس فارتفاعه فی ربع الدور و لیس هناک تمام ارتفاع. وان لم یمر به کان ارتفاعه اقل من الربع و کان له تمام ارتفاع. و علی هذاالقیاس تمام الانحطاط. فانه قوس منها بین الکوکب و بین سمت القدم. فان انطبقت دائرة ارتفاعه علی نصف النهار والکوکب تحت الافق فتلک القوس منهابین الافق و بین الکوکب. فانه انحطاطه الی آخر ما عرفت. فالکوکب اذا طلع من الافق یتزاید ارتفاعه شیئاً فشیئاً الی ان یبلغ نصف النهار. فهناک غایة ارتفاعه عن الافق. و اذا انحط منها یتناقص ارتفاعه الی غروبه. و اذاغرب ینحط عن الافق متزایداً انحطاطه الی ان یبلغ نصف النهار تحت الارض فهناک غایة انحطاطه عنه. ثم انه یأخذ فی التقارب منه متناقصاً انحطاطه الی ان یبلغ الافق من جهةالشرق ثانیاً ثم الظاهر ان المقصود بالافق الافقی الحقیقی. لانهم صرحوا بان تمام الارتفاع قوس اقل من تسعین درجة دائماً. فلو کان المعتبر الافق الحسی بالمعنی الثانی لزم ان یکون تمام الارتفاع اکثر من تسعین فیما اذا رأی الکواکب فوق تلک الافق و تحت الافق الحقیقی. لکن لایخفی انه اذا رأی الکوکب تحت الافق الحقیقی و فوق الافق الحسی فاطلاق الانحطاط علیه مستبعد. والتحقیق ان عند اهل الهیئة المعتبر فی الارتفاع ان یکون فوق الافق الحقیقی. و عندالعامة ان یکون فوق الافق الحسی بالمعنی الثانی. و اعلم ایضاً انه اذا کان الکوکب علی الافق فلاارتفاع له و لاانحطاط و ثانیهما مایسمی بالارتفاع المرئی ّ و هو قوس من دائرةالارتفاع بین الافق و بین طرف خط خارج من بصرالناظر الی سطح الفلک الاعلی ماراًبمرکز الکوکب من جانب لااقرب منه. والارتفاع المرئی ابداً یکون اقل ّ من الارتفاع الحقیقی الاّ اذا کان الکوکب علی سمت الرأس فانهما حینئذ یستاویان و علی هذا فقس حال الانحطاط المرئی. اعلم ان ّ الارتفاع و الانحطاط بالحقیقة هو بعد نقطة مفروضة علی سطح الفلک الاعلی عن الافق. و ذلک البُعد هو خطّ مستقیم فی سطح دائرةالارتفاع یصل بین تلک النقطة و محیطالافق اِن کان المقصود بدائرةالافق محیطها او عمود یخرج من تلک النقطة علی سطح الافق ان کان المقصود سطحها. و هذا ارتفاع النقطة وانحطاطها و اما ارتفاع مرکز الکوکب و انحطاطه فهو خطّ مستقیم خارج من مرکز الکوکب اما واصل الی محیطالافق و سطح دائرةالارتفاع او عمود علی سطح الافق. لکن القوم اصطلحوا علی اخذالارتفاع و الانحطاط من الخطوط المفروضة علی سطح الفلک الاعلی. و لایمکن فرض الخط المستقیم علی سطحه و لم تکن فی سطحه قوس تصل بین تلک النقطة و الافق اقصر من قوس الارتفاع و الانحطاط. فلذلک اقامهما اهل الصناعة مقام البعد. هذا کله خلاصة ما ذکره عبدالعلی البرجندی فی تصانیفه کشرح التذکرة و شرح بیست باب ،و حاشیةالچغمنی. (کشاف اصطلاحات الفنون ). ج ، ارتفاعات. || ارتفاع بی سمت ؛ آن دایره ٔ ارتفاع که بر دو تقاطع معدل النهار با افق همی گذرد او را دایره ٔبی سمت خوانند و نیز دایره ٔ ابتدای سمتها. و چون آفتاب بر این دایره باشد ارتفاع او را ارتفاع بی سمت خوانند. (التفهیم بیرونی ص 186). || ارتفاع خصیه ؛ نزد پزشکان آنست که یکی از خصیتین یا هر دو بجانب عانه بلند شوند. و این بیمارییست که درد آورد و مانع اکثر حرکات گردد، بول بسختی جریان کند، و باعث آن شود که قطره قطره خارج شود. و سبب آن استیلاء مزاج بارد و ناتوانی فوق العاده است. پس اگر سبب ضعیف بود ممکن است این بیماری نقصان یابد. و خصیه کوچک شود فی نفسها. و این بیماری در مواردی که ترس و بیم سخت روی دهد و یا در آب سرد شنا کنند عارض شود. و اگر سبب قوی باشد خصیه ببالاتر رود تا بمراق رسد. و کلیه ٔ این عوارض برای آنست که خصیتین کسب حرارت از احشاء و اعضاء باطنه کنند. و همچنین گاه شود که قضیب نیز در نتیجه ٔ این بیماری بتمامی نعوظ کند، با همان عوارض مذکوره. کذا فی حدودالامراض. (کشاف اصطلاحات الفنون ). || ارتفاع روز (وقت...)؛ شدّالنهار. (منتهی الارب ). || ارتفاع صوت ؛ در فیزیک عبارت از عده ٔ ارتعاشات آن است در ثانیه. - ارتفاع غله ؛ حاصل آن. محصول آن. برداشت غله.

معنی ارتفاع به فارسی

ارتفاع
بلندشدن، بالارفتن، بر آمدن، بلندی گرفتن، بلندکردن، برداشتن، بالارفتگی، بلندی، برداشت، برداشت حاصل زراعت
۱ - ( مصدر ) خاستن بر خاستن بلند شدن بلند گردیدن با آمدن بر آمدن بلندی گرفتن . ۲ - ( اسم ) حق انتفاع محصول زراعتی جمع آوری محصول . یا ارتفاع روز . با آمدن روز با آمدن آفتاب . ۳ - ( مصدر ) بر داشتن بلند کردن چیزی را. ۴ - ( اسم ) بلندی با اوج . یا ارتفاع استوانه . فاصل. بین دو قاعده . یاارتفاع متوازی اضع . فاصل. دو ضلع فوقانی و تحتانی آن . یا ارتفاع منشور . عمودی است که از سطح فوقانی بر قاعده فرود آید . یا ارتفاع هرم . طول فاصل. عمودیست که از رائ س آن بر قاعده یا امتداد آن وارد آید . یا ارتفاع هرم ناقص . اگر در هرم ناقص سطح فوقانی موازی سطح تحتانی باشد ارتفاع فاصل. این دو سطح است . ۴ - محصول و حاصل زراعت حاصل ملک برداشت غله و دانه که از زمین بردارند خراج . ۵ - مقدار مسافت بلند شدن کوکب از افق تا سمت الرائ س و غایت آن نود درجه است . ۶ - بلندی هر جا نسبت به سطح دریا. ۷ - عمیق : ارتفاع آب این دریاچه ۲٠ متر است . ۸ - ( شعر ) آنست که صفتی را شروع کنند و آنرا با اظهار چند چیز با برند : ( قطره باران گشت و باران سیل و سیل انگیخت رود رود دریا گشت و دریا میشود طوفان نوح . ) ( شیخ علی نقی کمرهیی ) . یا ارتفاع صوت . عد. ارتعاشات صوت است در ثانیه . یا ارتفاع غله . حاصل آن محصول آن برداشت غله . یا ارتفاع قطب . زاویه ایست که قطب با افق محل پیدا کند . یا ارتفاع کواکب . زاویه ایست که شعاع چشم ناظر بافق پیدا کند .
[altitude] [ریاضی] در هندسۀ مسطحه، پاره خط یا طول پاره خطی که از رأس یک چندضلعی بر ضلعی دیگر عمود می شود
[elevation] [علوم جَوّ] فاصلۀ قائم هر نقطه بر سطح زمین نسبت به تراز متوسط دریا
[free board] [مهندسی محیط زیست و انرژی] فاصلۀ عمودی بین بالاترین سطح آب تا بالای مخزن
[mixing height] [اقیانوس شناسی، علوم جَوّ] ← عمق لایۀ آمیخته
[breast height] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ارتفاع استاندارد از سطح زمین، عموماً برابر با 37/1 متر، که در آن قطر و محیط تنه ثبت میشود
[cruising altitude/ cruise altitude, en route height] [حمل ونقل هوایی] ارتفاع ازپیش تعیین شده یا انتخاب شده به وسیلۀ سرخلبان برای پرواز از پایان اوج گیری تا آغاز کاهش ارتفاع که با توجه به نوع هواگَرد و فاصلۀ مورد نظر و وزن و مقررات و جز آن متغیر است
[stabilising altitude] [حمل ونقل هوایی] ارتفاعی که در آن آهنگ اوج گیری واقعی هواگرد صفر است
[pulse height] [فیزیک] دامنۀ تَپ/ پالس که برحسب ولت اندازه گیری می شود
[merchantable height, commercial height, salable height] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] بخشی از تنۀ درخت که در بالای زمین و در برخی کشورها در بالای کندۀ آن قرار دارد و قابل فروش است
[decision height] [حمل ونقل هوایی] ارتفاعی مشخص از سطح زمین که خلبان با رسیدن به آن، براساس شرایط، تصمیم به ادامۀ تقرب و نشست یا انصراف از تقرب می گیرد
[stand height] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ارتفاع متوسط درختان چیره در یک توده که معمولاً براساس تعداد معینی از قطورترین یا بلندترین درختان سنجیده می شود
[pole height] [نجوم ] معمولاً فاصلۀ بالاترین نقطۀ تیر حامل چراغ از سطح زمین
[shot-hole elevation] [ژئوفیزیک] ارتفاع دهانۀ چال انفجار از سطح دریا
[shot elevation] [ژئوفیزیک] ارتفاع سطح زبرین مادۀ منفجره از سطح دریا در چال انفجار
[dynamic elevation, dynamic height] [مهندسی نقشه برداری] ارتفاعی که از تقسیم عدد ژئوپتانسیل بر مقدار ثابتی از گرانیِ مرجع به دست می آید
[radar altitude] [حمل ونقل هوایی، علوم نظامی] ارتفاع مطلق (absolute altitude) هواگرد از سطح زمین که با استفاده از ارتفاع سنج راداری تعیین می شود متـ . ارتفاع رادیویی radio altitude
[radio altitude] [حمل ونقل هوایی، علوم نظامی] ← ارتفاع راداری
[site height] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ارتفاع متوسط درختان برای برآورد شاخص رویشگاه در یک تودۀ همسال
[third rail height] [حمل ونقل ریلی] فاصلۀ عمودی بین تاج ریل حرکتی یک خط آهن و سطح تماس ریل سوم
[geopotential height] [ژئوفیزیک] ارتفاع هر نقطه در جوّ برحسب واحدهایی متناسب با انرژی پتانسیل واحد جِرم در آن ارتفاع نسبت به سطح دریا
[geoidal height/ geoid height] [ژئوفیزیک] فاصلۀ عمودی زمینوار از بیضوی مرجع

معنی ارتفاع در فرهنگ معین

ارتفاع
(اِ تِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) برخاستن ، بلند شدن . ۲ - (اِ.) جمع آوری محصول . ۳ - بلندی ، اوج . فاصلة بین رأس تا ضلع روبرو. ۴ - حاصل زراعت . ۵ - بلندی سطح زمین نسبت به سطح دریا. ۶ - فاصلة ستاره از افق .
گرفتن ( ~. گِ رِ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) بالا رفتن ، بلند شدن .

معنی ارتفاع در فرهنگ فارسی عمید

ارتفاع
۱. فاصلۀ عمودی چیزی نسبت به یک سطح، بلندی: ارتفاع قلهٴ دماوند نسبت به سطح زمین ۶۱۷۰ متر است.
۲. (ریاضی) پاره خطی عمودی که از قاعدۀ یک شکل هندسی تا رٲس آن شکل ترسیم شده باشد.
۳. (اسم مصدر) (ادبی) در بدیع، آوردن اسم یا صفتی در شعر و بالا بردن آن به صورت درجه به درجه، مانندِ این شعر: قطره باران گشت و باران سیل و سیل انگیخت رود / رود دریا گشت و دریا می شود طوفان نوح (علی نقی کمره ای: لغت نامه: ارتفاع).
۴. (اسم مصدر) (منطق) سلب، نفی، نبودن.
۵. (نجوم) زاویۀ میان یک جرم آسمانی تا صفحۀ افق که نهایتاً ۹۰ درجه است.
۶. (جغرافیا) فاصلۀ عمودی هر نقطه نسبت به سطح آب های آزاد.
۷. (اسم مصدر) [قدیمی] بالا آمدن، برآمدن، بلندی گرفتن.
۸. (اسم مصدر) [قدیمی] بلند شدن.
۹. (اسم مصدر) [قدیمی] بلندمرتبگی، رفعت: تا همی رانم سخن در ارتفاع قدر او / از بلندی شعر من بر اوج کیوان می رسد (ابن یمین: ۸۱).
۱۰. (اسم مصدر) [قدیمی] رفع شدن، از بین رفتن.
۱۱. (کشاورزی) [قدیمی، مجاز] محصول.
۱۲. [قدیمی] عایدی، درآمد.
وسیله ای برای تعیین ارتفاع از سطح دریا.
وسیله ای دارای دوربین برای اندازه گرفتن زوایای افق یا فاصله های سمت الرٲسی ستارگان.

ارتفاع در دانشنامه ویکی پدیا

ارتفاع
ارتفاع کمیتی خطی برای بیان بلندی نقطه ای یا بنایی یا عارضه ای طبیعی است.
ارتفاع (جغرافیا)، بلندی یک مکان جغرافیایی نسبت به یک مرجع (معمولاً سطح آب های آزاد) است.
ارتفاع (ستاره شناسی) زاویه ای در ستاره شناسی است.
ارتفاع (موسیقی) از خصوصیات صدا در موسیقی است.
فرازا (فیلم) فیلمی کانادایی است.
ارتفاع پاره خط عمود بر ضلعی از مثلث.
ارتفاع کمیتی خطی برای بیان بلندی نقطه ای یا بنایی یا عارضه ای طبیعی است.
ارتفاع (جغرافیا)، بلندی یک مکان جغرافیایی نسبت به یک مرجع (معمولاً سطح آب های آزاد) است.
ارتفاع (ستاره شناسی) زاویه ای در ستاره شناسی است.
ارتفاع (موسیقی) از خصوصیات صدا در موسیقی است.
فرازا (فیلم) فیلمی کانادایی است.
ارتفاع پاره خط عمود بر ضلعی از مثلث.
ارتفاع یک مثلث در هندسه عبارت است از پاره خطی که از یک راس آغاز می شود و بر ضلع مقابل مثلث (یا امتداد آن) عمود است (زاویه قائمه تشکیل می دهد). محل برخورد ارتفاع با قاعده یا امتداد آن، پای عمود نام دارد. معمولاً به طول ارتفاع همان ارتفاع گفته می شود که برابر است با فاصلهٔ میان راس و قاعده (یا قاعدهٔ امتداد یافته)
میانه مثلث
نیمساز
عمودمنصف
از ارتفاع در محاسبهٔ مساحت مثلث استفاده می شود که برابر است با نصف حاصل ضرب طول ارتفاع در قاعدهٔ آن. در نتیجه بلندترین ارتفاع به کوتاه ترین قاعدهٔ مثلث عمود می شود. ارتفاع مثلث به مبحث توابع مثلثاتی نیز مرتبط است. یکی از ارتفاع های مثلث منفرجه ، بیرون شکل است
برای هر مثلثی با اضلاع a، b، c و نصف محیط برابر با s = (a+b+c) / 2 طول ارتفاع رسم شده از راس a برابر است با:
این نتیجه از فرمول هرون بدست آمد.
ارتفاع ۶/۴۵ فیلمی به کارگردانی سیامک شایقی محصول سال ۱۳۸۵ است.
دانیال حکیمی
فریبا کامران
روناک یونسی
کاوه کاویان
آتش تقی پور
شهین علیزاده
فرازا از رویه دریا یا ارتفاع از سطح دریا (به انگلیسی: AMSL: above mean sea level) عبارتی است که به میزان ارتفاع یک عارضه یا نقطه در خشکی یا هوا از سطح متوسط آب های آزاد اشاره دارد.
ویکی پدیا انگلیسی en:Above mean sea level
این اصطلاح در دانش های جوّی، هوانوردی، ارتباطات از راه دور و در تابش های رادیویی برای تخمین سطح پوشش امواج مورد استفاده قرار می گیرد. از ویژگی های ارتفاع از سطح دریا می توان:
را نام برد.
ارتفاع پست فیلمی است ساختهٔ ابراهیم حاتمی کیا که در ۲ مرداد ۱۳۸۱ به نمایش درآمده است.
حمید فرخ نژاد
لیلا حاتمی
مهدی ساکی
محمدعلی اینانلو
رامتین خداپناهی
رضا شفیعی جم
امیر آقایی
احمد کاوری
امیر کاوه آهن جان
شهرام قائدی
فاطمه بیگلر
گوهر خیراندیش
قاسم که ادعا می کند برای خانواده و دوستانش در یک شرکت صنعتی در بندرعباس کار پیدا کرده، آن ها را سوار هواپیما می کند. اما تنها نرگس است که از قصد قاسم خبر دارد. قاسم هواپیما را می دزدد و …
ارتفاع پست، دوازدهمین فیلم بلند ابراهیم حاتمی کیا بود. فیلمبرداری این فیلم از ۱۵ مهر ۱۳۸۰ در تهران آغاز شد.
داستان این فیلم بر اساس یک رویداد واقعی که در ۲۳ آذر ۱۳۷۹ در مسیر اهواز به بندرعباس انجام شد، ساخته شده بود. در این هواپیما (یاک ۴۰)، ۲۳ نفر از اعضای یک خانواده حضور داشتند که سه نفر از آن ها به نام های خالد حردانی، فرهنگ پورمنصوری و شهرام پورمنصوری، اقدام به این هواپیماربایی کردند که با واکنش به موقع گارد پرواز، اقدام آن ها ناکام ماند. حکم اولیه برای این متهمان، اعدام برای حردانی و حبس ابد برای برادران پورمنصوری بود ولی وکیل آن ها محمد مصطفایی با تلاش خود توانست در سال ۱۳۸۶، احکام آن ها را به ۲۰ و ۱۵ سال حبس، کاهش دهد.
ارتفاع رحم، فوندال هایت یا قانون مک دانلد، اندازه گیری ارتفاع رحم است که برای ارزیابی سن حاملگی و رشد جنین در طی بارداری است. این مقدار با اندازه گیری بالاترین نقطه رحم مادر تا لبه بالایی استخوان پوبیک به سانتی متر محاسبه می شود.
ارتفاع زدگی یا کوه گرفتگی یا کوه زدگی (به انگلیسی: acute mountain sickness، اختصار: AMS) تأثیر ارتفاع بر روی اشخاص است که بر اثر کمبود اکسیژن به صورت نوعی عارضهٔ تنفسی، سردرد و خواب آلودگی تدریجی بروز می کند. چنانچه کوه پیمایی و افزایش ارتفاع به آرامی و به تدریج انجام شود، از اثر این بیماری کاسته و گاه حتی از بروز آن جلوگیری می شود. یکی از عوامل تشدیدکنندهٔ کوه گرفتگی فشاری است که بر ماهیچه ها وارد می شود، ولی نباید آن را به عنوان عامل اصلی منظور داشت. به طور کلی استقامت، ورزیدگی و سلامت بدن از جمله عوامل مؤثر در جلوگیری و تخفیف این عارضه به حساب می آیند.
ارتفاع سنج راداری (نام های دیگر: ارتفاع سنج الکترونیکی، ارتفاع سنج بازتابی، ارتفاع سنج رادیویی) ابزاری است در هواگرد یا فضاپیما که ارتفاع هواگرد یا فضاپیما را تا ناهمواری های زمین نشان می دهد. این نوع ارتفاع سنج فاصلهٔ میان آنتن هواگرد یا فضاپیما تا سطح زمین زیر آن را نشان می دهد که از این لحاظ با ارتفاع سنج بارومتریک تفاوت دارد، زیرا ارتفاع سنج بارومتریک ارتفاع هواگرد تا داده ای معین شده که معمولاً میانگین سطح آب های آزاد است را نشان می دهد. بر اساس زمان بازتاب اشعه خروجی از هواپیما از سطح زمین، فاصله هواپیما تا سطح زمین بدست می آید.
اختراع ها در ایالات متحده (۱۸۹۰–۱۹۴۵)
ارتفاع سنجی هم بخشی از علم ژئودزی است و هم تا اندازه ای در ارتباط با علم جغرافی(توپوگرافی) و همچنین مربوط به مهندسی عمران و مکانیک می شود. اندازه گیری ارتفاع در زمینه های گوناگونی همچون در مهندسی نقشه برداری، نقشه برداری کشوری، زمین شناسی، آمایش سرزمین، عمران، مهندسی مکانیک، کوهنوردی و ناوبری مورد نیاز است.
ارتفاع نسبی: به ارتفاع یک شی یا یک منطقه نسبت به محیط اطراف خود می گویند(این تعریف از ارتفاع در مهندسی عمران، هوانوردی، ورزش های کوهستانی و مصرف انرژی دارای اهمیت است)
ارتفاع مطلق: این ارتفاع بر ارتفاع یک شی یا یک منطقه از سطح دریا دلالت می کند.
ارتفاع با اندازه گیری ماهواره: این ارتفاع کاملاً هندسی است و بر پایهٔ بیضی گون بودن ریاضیاتی زمین است(امروز بیشتر سیستم دبلیوجی اس۸۴ است. اختلاف آن با ارتفاع از سطح دریا می تواند به ۱۰۰ متر برسد. در اروپای مرکزی این اختلاف تقریباً ۵۰ متر است. مقالهٔ زمین واره را ببینید.)
منظور از ارتفاع در دانش ارتفاع سنجی می تواند موارد زیر باشد:
ارتفاع سنجی بر پایهٔ فشارسنجی به وسیلهٔ سنجش فشار هوای حاکم بر مکان اندازه گیری انجام می شود. بر خلاف ارتفاع سنجی مثلثاتی یا دیگر روش های ارتفاع سنجی این روش چندان دقیق نیست، ولی خیلی سریع و کم هزینه تر است. ابزاری که برای این نوع ارتفاع سنجی به کار می رود ارتفاع سنج یا آلتیمتر نام دارد. مهم ترین کاربردهای این نوع ارتفاع سنجی عبارتند از:
کوه نوردی، پیاده گردی، ورزش جهت یابی: ارتفاع سنج هایی که برای این مقاصد به کار می روند فشارسنج های انروئید هستند که به جای فشار هوا ارتفاع از سطح دریا را نشان می دهند. نشانگر این ابزار هر هزار متر یک بار می چرخد. کیلومترشمار در یک پنجرهٔ کوچک نشان داده می شود که حیطهٔ اندازه گیری معمول آن ۵ تا ۸ کیلومتر است. در صورتی که نقطهٔ شناسایی یا فشار سطح دریا (زمین واره) به درستی در آن تنظیم شود دارای دقتی از ۲ تا ۲۰ متر خواهد بود.
ژئودزی، ناوبری: ابزاری که برای این مقاصد به کار می رود مانند ابزار مورد پیشین است، ولی با دقت بیشتر. این ابزار با اندازه گیری دما یا فشار کار می کند و دقت آن چند دسیمتر و در شرایط آب و هوایی ثابت حتی ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتر است.
برای هر دو کاربرد ارتفاع سنج های دیجیتال کاربرد بیشتری دارند. ارتفاع سنج های دیجیتال دارای منوی برنامه بوده و اختلاف ارتفاع، ماگزیمم عددی یا طول زمان ویژگی های ارتفاع را نیز نشان می دهند.
ارتفاع سنجی بر پایه فشارسنجی در هوانوردی
پرش ارتفاع یکی از رشته های ورزش دو و میدانی است که در آن ورزشکاران باید از روی یک میله افقی که در ارتفاع مشخصی گذاشته شده است، بدون کمک گرفتن از هر گونه وسیله ای پرش کنند. این ورزش از زمان بازی های المپیک یونان باستان وجود دارد. در طول قرن ها ورزشکاران با بهبود تکنیک ها، این ورزش را به شکل امروزی درآورده اند.
ورزشکار باید با یک پا پرش را انجام دهد.
هر ورزشکار سه بار برای عبور از مانع فرصت دارد و اگر در هر سه نوبت خطا کند از مسابقه حذف خواهد شد.
ورزشکاری مقام اول را کسب می کند که از بیش ترین ارتفاع پرش نماید. اگر دو یا چند نفر از یک ارتفاع پرش نمایند ورزشکاری اول می شود که کم ترین تعداد پرش را داشته باشد و در مرحله بعدی کم ترین خطا را کرده باشد. در صورت تساوی دوباره پرش صورت گیرد تا در نهایت نفر برتر مشخص شود.
مقدار بالا بردن میله پرش ارتفاع پس از تکمیل هر دور نباید کمتر از ۲ سانتیمتر باشد. مگر آنکه یک شرکت کننده باقی بماند.
در گذشته از تکنیک های مختلفی برای پرش ارتفاع استفاده می شود اما امروزه در سطح اول پرش ارتفاع فقط از روش فاسبوری استفاده می کنند که دیک فاسبوری در المپیک ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی برای نخستین بار آن را به کار گرفت.
خاویر سوتومایور از کوبا رکورددار فعلی مردان با پرشی به ارتفاع ۲٫۴۵ متر (سال ۱۹۹۳) و استفکا کوستادینوا از بلغارستان رکورددار پرش ارتفاع زنان با پرشی به میزان ۲ متر و ۹ سانتی متر در سال ۱۹۸۷ است.
در صنعت هوانوردی، گرما و ارتفاع شرایطی است که موجب کاهش چگالی هوا در اثر دمای بالای محیطی یا ارتفاع زیاد فرودگاه می شود. چگالی هوا بر اثر افزایش دما و ارتفاع کاهش می یابد. در هر اندازه سرعت سیر هوایی واقعی (True Airspeed)، چگالی پایین تر هوا باعث کاهش مقدار نیروی بالا برندهٔ (برآر) تولید شده توسط بال ها یا پروانه های هواپیما می شود که این خود باعث اختلال احتمالی در عملکرد هواپیما و در نتیجه عدم توانایی آن در عملکرد ایمن می شود. کاهش چگالی هوا همچنین باعث کاهش عملکرد موتور هواپیما و در نتیجه پیچیده تر شدن تأثیر گرما و ارتفاع می شود. خلبان ها چگالی هوا را بر اساس ارتفاع محاسبه می کنند.
هواپیماها برای برخاستن از زمین در این شرایط به طور بالقوه نیازمند مسیری طولانی تر از باندهای متعارف می باشند.
چگالی کم هوا باعث اختلال در توانایی هواپیما برای صعود می شود. در بعضی موارد ممکن است هواپیما قادر به صعود کافی برای عبور از موانع کوهستانی در یک فرودگاه مرتفع نشود.
بالگردها ممکن است برای انجام عملیات هوابرد مجبور به انجام عملیات در بخش سایه دار جدول ارتفاع-سرعت (جدولی که حاوی گرافی برای مشخص نمودن مشخصات پروازی امن برای یک مدل بخصوص بالگرد می باشد) شوند.
بعضی از وسایل پرنده، بخصوص هواپیماهای سبک مختص پروازهای معمولی و نیز بالگردهای قدیمی، دارای سقف پروازی چنان پایینی هستند که ممکن است در صورت تلاش برای حفظ وضعیت پرواز ثابت در این شرایط، به راحتی دچار واماندگی(stall) شوند. در بعضی موارد هواپیما با استفاده از مزیت دمای پایین اقدام به فرود در فرودگاه های مرتفع نموده است قبل از اینکه بر اثر افزایش دما و کاهش چگالی هوا دچار مشکل شود.
گلایدرها نسبت به شرایط «گرما و ارتفاع» بسیار آسیب پذیر هستند. البته قبل از جدا شدنشان از هواپیمای کشنده(powered aircraft)، بایستی در یک ارتفاع حداقلی از سطح زمین باشند.
هواپیمای دارای بار بیش از حد مجاز به صورت تصاعدی در معرض خطر بیشتری تحت این شرایط می باشد. یکی از سوانح قابل توجه در این مورد مربوط به هواپیمای Jessica Dubroff در سال ۱۹۹۶ در فرودگاه Cheyenee در وایو مینگ می باشد. فرودگاه دارای ارتفاع ۶۱۵۹ فوت (۱۸۷۸ متر بود).
شرایط "گرماً و "ارتفاع" جز در شرایط استثنایی لازم نیست که به طور هم زمان وجود داشته باشند. در صورت وجود ارتفاع، یک فرودگاه دارای شرایط "گرما و ارتفاع" در نظر گرفته می شود بدون اینکه حتی شرایط گرما وجود داشته باشد و برعکس این موضوع نیز برقرار است. دمای هوا می تواند در ساعت های مختلف مقادیر متفاوتی داشته باشد در حالی که ارتفاع یک فرودگاه همیشه ثابت است. این حقیقت که دمای هوا در ارتفاعات بالاتر کاهش می یابد محدود شدن تأثیر گرما و ارتفاع به محدوده ایی مشخص می شود.
مدل رقومی ارتفاع (انگلیسی: Digital elevation model) یا DEM مدلی دیجیتال یا نمایشی سه بعدی از سطح زمین، ماه یا دیگر سیاره ها است که معمولاً برای نمایش ناهمواری های زمین و با استفاده از داده های ارتفاع از سطح دریا تهیه می شود.
توافق یکسانی در سطح دنیا درباره استفاده از اصطلاحات مدل رقومی ارتفاع (digital elevation model) یا DEM، مدل رقومی زمین (digital terrain model) یا (DTM) و مدل رقومی سطح (digital surface model) یا (DSM) وجود ندارد. در بیشتر موارد اصطلاح مدل رقومی سطح (DSM) نشان دهنده سطح زمین و تمام عوارض موجود در آن است، در حالی که مدل رقومی زمین (DTM) نشان دهنده سطح زمین به تنهایی و بدون عوارض دیگر از قبیل گیاهان و ساختمان ها است.
اصطلاح مدل رقومی ارتفاع (DEM) اغلب به عنوان اصطلاح عمومی برای مدل های رقومی سطح (DSM) و مدل های رقومی زمین (DTM) استفاده می شود که فقط نشان دهنده اطلاعات ارتفاعی بوده و فاقد اطلاعات اضافی درباره پدیده های سطح زمین است. برخی تعارف دیگر، DEM و DTM را به یک معنا به کار می برند یا DEM را به عنوان زیرمجموعه ای از DTM به شمار می آورند که پدیده های مورفولوژیکی را نیز نشان می دهد.
در بیشتر داده های تهیه شده توسط سازمان زمین شناسی آمریکا، ERSDAC ،CGIAR و تصاویر ماهواره اسپات از DEM به عنوان اصطلاح عمومی برای DSMها و DTMها استفاده می شود. همچنین همه داده های تهیه شده توسط ماهواره ها، هواپیماها و دیگر سکوهای پروازی مانند اس آرتی ام و سنجنده استر نصب شده بر روی ماهواره ترا در ابتدا DEM هستند. امکان محاسبه DTM از DSMهای دارای تفکیک پذیری بالا با الگوریتم های پیچیده وجود دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ارتفاع

ارتفاع در جدول کلمات

ارتفاع
بلندی
ارتفاع و بلندی
درازا
ارتفاع و درازای چیزی
بلندی
از مهمترین و زیباترین آثار باستانی گیلان که برجی به ارتفاع 12 متر و در منطقه قاسم آباد واقع شده است
قلعه بندبن
از کوه های مهم مکه با ارتفاع 420 متر
ابوقبیس
این برج با ۱۶۳ طبقه قابل استفاده و ۸۲۸ متر ارتفاع | در حال حاضر بلندترین سازه و آسما نخراش ساخته شده به دست انسان است
برج خلیفه
این منظره دیدنی با ارتفاع چهار هزار و 400 متر در استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد | منطقه ای کوهستانی و سرشار از زیبایی های طبیعی را در نوار شمالی این استان پدید آورده است
کوه دنا
برجی زیبا و باستانی با ارتفاع ۱۲ متر در قاسم اباد گیلان
قلعه بندبن
دشت کم ارتفاع و هموار
جلگه
رکورددار پرش ارتفاع جهان از کشور کوبا
خاویرسوتومایر

معنی ارتفاع به انگلیسی

height (اسم)
فراز ، تکبر ، ارتفاع ، بلندی ، عرشه ، رفعت ، علی ، آسمان ، ارتفاعات ، جای مرتفع ، در بحبوحه
altitude (اسم)
فراز ، ارتفاع ، بلندی ، مقام رفیع
hauteur (اسم)
ارتفاع ، غرور ، بزرگی ، بزرگ منشی

معنی کلمه ارتفاع به عربی

ارتفاع
ارتفاع
مقياس الارتفاع
قوام
متواضع

ارتفاع را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ارتفاع

فرزان توانگر ٢٢:٣٠ - ١٣٩٧/٠٣/١٨
قد
|

سروش دباغی ٢١:٠٧ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
بلندا
|

Dr.e.gh ٠٨:٣٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٦
فاصله از کف چیزی به بالا
(برعکس عمق:فاصله از سطح)
|

محمد حمید نیک روان ٢٠:١٠ - ١٣٩٧/١٢/٠٦
بلندی
|

پیشنهاد شما درباره معنی ارتفاع



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

- > درمان ریشه دندان
روشویی های لبه نازک > دور استایل
علیرضااا > Throw a tantrum
روبا > آریانا
میلان > تاوریژ
Abolfaz > Volition
#yasy@ > arrive
ماندانا > senorita

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ارتفاع در مثلث   • ارتفاع به انگلیسی   • عکس از ارتفاع   • ارتفاع در هندسه   • ارتفاع در ریاضی   • متن ارتفاع   • عکس ارتفاع ترسناک   • ارتفاع درب اتاق   • معنی ارتفاع   • مفهوم ارتفاع   • تعریف ارتفاع   • معرفی ارتفاع   • ارتفاع چیست   • ارتفاع یعنی چی   • ارتفاع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارتفاع
کلمه : ارتفاع
اشتباه تایپی : hvjthu
آوا : 'ertefA'
نقش : اسم
عکس ارتفاع : در گوگل


آیا معنی ارتفاع مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )