برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1285 100 1

ارجاع

/'erjA'/

مترادف ارجاع: احاله، انتقال، حواله، محول، واگذار

برابر پارسی: واگذار، بازفرستادن، فرستادن، واگذاری، واگذاشت

معنی ارجاع در لغت نامه دهخدا

ارجاع. [ اِ ] (ع مص ) بازگردانیدن. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ): ارجعه اﷲ. || چیزی را بسوی چیزی متوجه گردانیدن. (غیاث اللغات ). || رجوع کردن امری. احاله. || نفع بخشیدن. (منتهی الارب ): ارجع اﷲ بیعته ؛ نفع بخشد خدای عقد بیع او را. || خریده را بازگردانیدن. (منتهی الارب ). پس دادن. || دست سپسایگی دراز کردن بگرفتن چیزی. (منتهی الارب ). || ارجاع ابل ؛ فربه شدن شتر بعد لاغری. فربه شدن اشتر پس از نزاری. (تاج المصادر بیهقی ). || در مصیبت «انا للّه و انا الیه راجعون » گفتن. || غائط کردن. (منتهی الارب ). حدث کردن. (تاج المصادر بیهقی ). || ارجع الشیخ ؛ دور بیمار شد پیر و تا یک ماه جسم و طاقت او بحال خود نیامد. (منتهی الارب ). || ارجاع نظر؛ اعاده ٔ آن. بار دوم دیدن. بازدید. || ارجاع کردن (کاری را)؛ محول کردن آن. || متولی کردن.

معنی ارجاع به فارسی

ارجاع
رجوع کردن امری، بازگردانیدن، پس فرستادن، پس دادن، بازسپردن کاری بکسی
۱ - ( مصدر ) باز گردانیدن چیزی را به سوی چیزی متوجه گردانیدن رجوع کردن امری حواله کردن . ۲ - ( اسم ) احاله حواله .
[reference] [زبان شناسی] رابطۀ دلالت که میان واحدهای دستوری وجود دارد، مانند ضمیر، که بر اسم یا گروه اسمی دلالت می کند
( مصدر ) محول شدن رجوع شدن : پروند. متهم به کمیسیون تحقیق ارجاع شد
( مصدر ) محول کردن رجوع کردن : پروند. امر را بشعب. ... ارجاع کرد .
[referral system] [گردشگری و جهانگردی] سامانه ای که ازطریق آن یک مهمانخانه یا یک غذاخوری به معرفی یا ذخیرۀ جا در مهمانخانه یا غذاخوری دیگری می پردازد و کارمزد آن را نیز دریافت می کند

معنی ارجاع در فرهنگ معین

ارجاع
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) بازگردانیدن ، رجوع کردن امری . ۲ - (اِ.) احاله ، حواله . ج . ارجاعات .

معنی ارجاع در فرهنگ فارسی عمید

ارجاع
۱. سپردن کاری به کسی یا جایی.
۲. هدایت کردن به جای دیگر برای راهنمایی و اطلاعات بیشتر.

ارجاع در دانشنامه ویکی پدیا

ارجاع
در زبان شناسی به حالتی در جمله ها که درک معنای یک عنصر متنی با مراجعه به عناصر دیگر متن امکان پذیر می شود ارجاع می گویند. عمده ارجاعات را ضمایر شخصی، ملکی، اشاره ای و صفات ملکی تشکیل می دهند.
جلالی، جلال الدین: ضرورت شناخت و کاربرد «انسجام و پیوستگی» در ترجمه انگلیسی قرآن کریم. بازدید: سپتامبر ۲۰۱۳.
به جو، زهره: طرح کدبندی ابزارهای انسجام در زبان فارسی. در نشریه «فرهنگ». بهار و تابستان ۱۳۷۷ - شماره ۲۵ و ۲۶. ص۱۹۲.
فرزان سجودی و لیلا صادقی: کارکرد گفتمانی سکوت در ساخت مندی روایت داستان کوتاه. شهریور ۸۹.
برای نمونه در این متن (۲۵۵: گلشیری، ۱۳۸۰):
در اینجا، ضمیر «ش» و «او» به نهاد محذوف برمی گردد و مرجع در بافت بعدی داستان می آید که همان تکه گوشت زائد است. به واسطه این شگرد، خواننده کنجکاو می شود تا ادامه متن را برای دریافت چیستی مرجع بخواند.ارجاع به معنی اطلاع دادن به صورت رسمی هم معنی می دهد
به عنصری زبانی که به عنصری دیگر اشاره می کند مرجع دار anaphor گفته می شود. به همین صورت رابطهٔ میان مرجع دار و مرجع در جمله یا جمله های پیشین یا پسین را مرجع داری anaphora می گویند.
ارجاع (انگلیسی: Attribution) یک اصطلاح حقوقی است که اولین بار توسط کرییتیو کامنز برای مجوز کرییتیو کامنز مطرح شد.
ارجاع چرخشی یک سری از ارجاعات است که آخرین شی به اولین اشاره می کند که نتیجه اش یک حلقهٔ بسته است
ویکی پدیای انگلیسی
یک ارجاع دایره ای نباید با یک استدلال غلط به اشتباه گرفته شود با آرگومان دایره ای. اگرچه یک ارجاع دایره ای اغلب غیر مفید و بدون اطلاعات را نشان می دهد، مثل دو ورودی در صفحه اول کتاب به یکدیگر اشاره می کند و آن ضروری نیست که یک ارجاع چرخشی بدون استفاده است. در دیکشنری ها به عنوان مثال باید همیشه در نهایت یک ارجاع چرخشی از همه کلمات در یک دیکشنری باشند که در عبارت دیگر تعریف شده، اما یک دیکشنری با این حال یک مرجع مفید باقی می ماند. جملات ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی ارجاع به انگلیسی

order (اسم)
سامان ، ساز ، امر ، سیاق ، دسته ، ترتیب ، نظم ، ارایش ، انجمن ، حواله ، خط ، دستور ، فرمان ، نوع ، مقام ، صنف ، زمره ، رسم ، ارجاع ، فرمایش ، ضابطه ، ردیف ، رتبه ، امریه ، انتظام ، ایین ، سفارش ، طرز قرار گیری ، راسته ، نظام ، ایین و مراسم ، فرقهیاجماعت مذهبی ، گروهخاصی ، دسته اجتماعی ، درمان
reference (اسم)
عطف ، باز گشت ، ارجاع ، مراجعه ، رجوع ، کتاب بس خوان
errand (اسم)
ماموریت ، فرمان ، ارجاع ، پیغام
comission (اسم)
ارجاع

معنی کلمه ارجاع به عربی

ارجاع
مصدر
إحالة إلي جهة الإختصاصِ
إحالة إلي جهة الإختصاصِ
إحالة إلي جهة الإختصاصِ
أحالَ إلي
الإحالة إلي المحکمة
خصص

ارجاع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جمشید احمدی
بازگرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ارجاع دادن   • ارجاء   • معنی کلمه ارجاع   • ارجاع چیست   • معنی ارجاع شد   • سبد بزرگ میوه   • معنی ارجاع دادن   • ارجاع نامه   • مفهوم ارجاع   • تعریف ارجاع   • معرفی ارجاع   • ارجاع یعنی چی   • ارجاع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارجاع
کلمه : ارجاع
اشتباه تایپی : hv[hu
آوا : 'erjA'
نقش : اسم
عکس ارجاع : در گوگل

آیا معنی ارجاع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )