برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1290 100 1

ارخ

معنی ارخ در لغت نامه دهخدا

ارخ. [ اَ / اِ ] (ع اِ) گاو نر. ازخ. ج ، اُروخ.

ارخ. [ اَ ] (ع مص ) تاریخ نوشتن : ارخ الکتاب ؛ تاریخ نوشت کتاب را. (منتهی الارب ).

ارخ. [ اَ رَ ] (اِخ ) قریه ای است در اِجاء، یکی از دو کوه طی ، بنی رُهم را. (معجم البلدان ).

ارخ.[ اَ ] (اِ) جوی بزرگ (و ظاهراً کلمه ٔ ترکی است ).

ارخ. [ اُ ] (اِ) ناسِط. ماریّه. بهثه. هیطله. ماری ّ.

ارخ. [ اِ رِ ] (اِخ ) اوروک. در توریة اَرَک و ارکای کنونی یکی از شهرهای باستانی سومر. در 1854م. «تی لُر» و «لُفتوس » انگلیسی در زیر تپه های «وارکه » و «مغیر» بابل محل شهر مذکور و «اور» را کشف کردند. سارگُن پادشاه اَکِّد دستور داد کلیه ٔ نوشته هائی که راجع بمذهب و قوانین و سحر و غیره بود، بزبان سامی ترجمه کنند و آنها در معبد ارخ ضبط شد. ربةالنوع این شهر «نه نه » نام داشت که عیلامیان مجسمه ٔ او را با خود به شوش بردند و آن را ستایش میکردند و آسور بانی پال پادشاه آسور پس از یکهزار و ششصد و سی و پنجسال که این مجسمه در دست عیلامیان بود آنرا پس از انقراض دولت عیلام بدست آورد و بشهر ارخ فرستاد. رجوع به ایران باستان ص 54 و 113 و 116 و 138 و 139 و 382 و 2722 شود.

ارخ. [ اَ خ َ ] (اِخ ) نام یکی از عصاة ارمنی عهد داریوش بزرگ. داریوش در بند چهاردهم ستون سوم کتیبه ٔ بیستون گوید: «زمانی که من در پارس و ماد بودم ، در دفعه ٔ دوم بابل از من برگشت. مردی ارخ نام ارمنی ، پسر هَل دیت َ در بابل بر من یاغی شد. محلی هست نامش «دوباله »، در آنجا یاغی شد و گفت من بخت نصر پسر نبونیدم. بعد بابلیان بر من شوریده بطرف او رفتند. او بابل راگرفت و شاه بابل شد.» و در بند پانزدهم آرد: «فوراًمن لشکری ببابل فرستادم ویندَفَرن َ نام مادی را که مطیع من بود سردار کردم و گفتم بروید، این سپاه را که در بابل است و خود را از من نمیداند، درهم شکنید. ویندفرن فوراً با سپاهی عازم بابل شد. اهورمزد مرا یاری کرد. بفضل اهورمزد ویندفرن بابل را گرفت و آنرا به اطاعت درآورد، ماه مَرگ َزَن َ روز 22 بود که اَرخ َ، که خود را بخت نصر مینامید، دستگیر شد و مردانی که با او همدست بودند گرفتار و بسته شدند. سپس من چنین فرمودم که اَرخ و همدستان عمده ٔ او را در بابل مصلوب کنند.» (ایران باست ...

معنی ارخ به فارسی

ارخ
نام یکی از عصاه ارمنی عهد داریوش
ناحیه ایست در آرکادی
دهی است از دهستان کرانی شهرستان بیجار.

ارخ در دانشنامه آزاد پارسی

اِرِخ
رجوع شود به:اوروک

ارتباط محتوایی با ارخ

ارخ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرسام آرامیس
بر اساس محاسبات سومری، سلسله‌ی ارخ دومین سلسله پس از توفان نوح است.
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به
معنی : شراب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ارخ   • مفهوم ارخ   • تعریف ارخ   • معرفی ارخ   • ارخ چیست   • ارخ یعنی چی   • ارخ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارخ
کلمه : ارخ
اشتباه تایپی : hvo
عکس ارخ : در گوگل

آیا معنی ارخ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )