انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 984 100 1

ارزش

/'arzeS/

مترادف ارزش: بها، ثمن، قیمت، مظنه، نرخ، ارج، اهمیت، اعتبار، سندیت، استحقاق، شایستگی، قابلیت، لیاقت، منزلت

معنی ارزش در لغت نامه دهخدا

ارزش. [ اَ زِ ] (اِمص ، اِ) اسم مصدر از ارزیدن. عمل ارزیدن. || قیمت. بها. (آنندراج ). ارز. ارج. آمرغ. || قدر. || برازندگی. شایستگی. زیبندگی. قابلیت. استحقاق. || اعتبار یک سند یا متاع. پولی که در سند نوشته شده .

معنی ارزش به فارسی

ارزش
بها، قدر، قیمت، اخش
۱ - بها ارز قیمت ارج . ۲ - قدر برازندگی شایستگی زیبندگی قابلیت استحقاق . ۳ -( اسم ) اعتبار یک سند یا متاع پولی که در سند نوشته شده است
[value] [هنرهای تجسمی] درجۀ تیرگی یا روشنی رنگ
[ گویش مازنی ] /erzesh/ ارزش – بها
[archival value] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] سودمندی یا اهمیت اسناد ازنظر پایداری به دلیل اطلاعات مدیریتی یا حقوقی یا تاریخی آنها
[predictive value] [علوم سلامت] توانایی یک آزمون در پیش آگهی و خبر دادن دربارۀ بیماری
[positive predictive value, PPV] [علوم سلامت] نسبت افرادی که آزمون آنها مثبت شده است و وضعیت خاص دارند به کل کسانی که آزمون آنها مثبت است
[negative predictive value, NPV] [علوم سلامت] نسبت افرادی که آزمون آنها منفی شده است و وضعیت خاصی ندارند و سالم اند به کل کسانی که آزمون آنها منفی است
[تغذیه] ← ارزش کارمایه ای
[planned value, budgeted cost of work scheduled] [مدیریت-مدیریت پروژه] بودجه ای که برای کار برنامه ریزی شدۀ مشخصی تصویب شده است
[breeding value] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] ارزش فردی که با میانگین ارزش ژن نمودی نُتاج خود ارزیابی می شود
[ecological value] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] 1. مجموعۀ ویژگی های اجتماعات و بوم سازگان های بوم شناختی که به هر دلیل برای انسان ارزشمند تلقی می شوند 2. خصوصیت قابل اندازه گیری یک اجتماع زیستی یا بوم سازگان
[protein value] [تغذیه] قابلیت پروتئین خورده شده در ایجاد تراز نیتروژن، در مقایسه با پروتئین مبنا
[زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ← ارزش سی
[stumpage] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] قیمت درخت سرپا برحسب حجم در واحد سطح
[biological value] [تغذیه] اندازۀ کمّی ارزش غذایی یک غذای پروتئینی در شرایطی که کیفیت پروتئین عامل محدودکننده باشد و نه مقدار آن
[C valu] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] مقدار دِنای موجود در ژنگان تک لاد یک یاختۀ هوهسته ای متـ . ارزش ثابت
[earned value, budgeted cost of work performed] [مدیریت-مدیریت پروژه] هزینۀ کار انجام شده برحسب بودجۀ تخصیصی
[feeding value,nutritive value] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] خصوصیات کیفی خوراک دام که مشخص کنندۀ ارزش آن است
[ecological valuation] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] تعیین ارزش پولی برای یک هستار بوم شناختی مانند گونه یا زیستگاه یا منظر
[forest valuation] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] شاخه ای از جنگل داری که به ارزش گذاری ملک جنگلی و اجزای آن می پردازد
[technology valuation] [مدیریت فنّاوری] برآورد ارزش یک فنّاوری به نحوی که مورد توافق طرفین دریافت کننده و واگذارکننده باشد و موجب انتقال فنّاوری شود
[relative protein value, RPV] [تغذیه] توانایی پروتئین رژیمی آزمودنی در مقادیر مختلف در تأمین تراز نیتروژن در مقایسه با پروتئین معیار

معنی ارزش در فرهنگ معین

ارزش
(اَ زِ) (حامص .) ۱ - بها، ارز، قیمت . ۲ - قدر، شایستگی .

معنی ارزش در فرهنگ فارسی عمید

ارزش
۱. بها، قیمت.
۲. اهمیت.
۳. شایستگی.
۴. (اسم) (جامعه شناسی) معیارهای مشترک در جامعه برای ارزیابی مناسبات فرهنگی.
۵. (اسم) قدر، مرتبه.

ارزش در دانشنامه ویکی پدیا

ارزش
ارزش در اصطلاح دانش جامعه شناسی، عقایدی است که افراد یا گروه های انسانی دربارهٔ آنچه مطلوب، مناسب، خوب یا بد است، دارند. ارزش های گوناگون، نمایانگر جنبه های اساسی تنوعات در فرهنگ انسانی است. ارزش ها معمولاً از عادت و هنجار، سرچشمه می گیرند.
گی روشه (۱۳۸۷)، مقدمه ای بر جامعه شناسی عمومی جلد اول (کنش اجتماعی)، ترجمهٔ هما زنجانی زاده، سمت، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۰-۲۶۳-۲
آنتونی گیدنز (۱۳۷۶)، جامعه شناسی، ترجمهٔ منوچهر صبوری، تهران: نشر نی، ص. ۲۳۸
به طور کلی به کارهایی که برای اعضای گروه اهمیت دارند و آرمان مشترک اعضاء گروه تلقی می شوند، ارزش می گویند. ارزش های یک جامعه معمولاً از هنجارهای آن دفاع می نمایند و اجازه بروز و ظهور هنجارهای غیر مطلوب را نمی دهند.
ارزش به صورتی دوگانه در واقعیت وجود دارد: نخست به منزله آرمانی متجلی می شود که خواستار پیوستگی است و دعوت به احترام می کند. دوم در اشیاء یا رفتارهایی جلوه گر می شود که آن را به شیوه ای عینی یا دقیقاً به شیوه سمبلیک بیان می کند.
آلبر کرامی در تعریف واژهٔ ارزش در کتاب فرهنگ جامعه شناسی آورده است: «در جامعه شناسی پارسونی، نظم اجتماعی بستگی به وجود ارزش های عام و مشترکی دارد که مشروع و تعهدآور به حساب می آیند و به منزلهٔ معیارهایی هستند که نهایت اعمال به وسیلهٔ آن ها گزیده می شود. پیوند دستگاه های اجتماعی و شخصی با جذب ارزش ها از طریق فرا کرد جامعه پذیری تحقق می یابد.»
ارزش (بازاریابی) یا ارزش ادراکی مشتری عبارت است از تفاوت بین منافع و هزینه های کلی یک محصول یا خدمت. منافع کلی یک محصول یا خدمت عبارت است از ارزش مالی درک شده آن محصول یا خدمت.درحقیقت منافع کلی یک محصول، مجموع منافع ناشی از محصول، خدمات همراه محصول، مزایای شخصی خرید و استفاده از محصول و مزایای نام تجاری محصول است. هزینه های کلی مشتری عبارت است از هزینه های ناشی از جستجو،خرید،استفاده و کنار گذاشتن محصول. هزینه های کلی یک محصول در حقیقت مجموع هزینه های مالی، زمانی، فیزیکی و روانی مشتری است.
https://en.wikipedia.org/wiki/Value_(marketing)
ارزش اقتصادی سنجه ای از منفعت ناشی از کالاها یا خدمات فراهم آورده شده از سوی یک عامل اقتصادی است. به طور کلی ارزش نسبت به واحد پول اندازه گیری می شود و تفسیرش "حداکثر میزان پولی که یک بازیگر مشخص مایل و قادر به پرداخت برای کالا یا خدمات است چقدر است؟" توجه شود که ارزش اقتصادی همان قیمت بازار یا ارزش بازار نیست.
نظریه ارزش کار
مارژینالیسم
ذخیره ارزش
مطلوبیت
ارزش آموزش مقدمانی اسپرانتو یا نقش کمک آموزشی اسپرانتو (به اسپرانتو: Propedeŭtika valoro de Esperanto) (به انگلیسی: Propaedeutic value of Esperanto)، منفعت زبان شناختی است که از آموزش اولیهٔ زبان فراساختهٔ اسپرانتو در جهت تسهیل و تسریع یادگیری زبان های دیگر حاصل می آید. این فرضیه که اولین بار توسط آنتوان گرابوفسکی (از پیشگامان برجستهٔ توسعه و تکامل اسپرانتو) در سال ۱۹۰۸ میلادی مطرح گردید، تاکنون توسط مطالعات و آزمایش های متعدد به اثبات رسیده است؛ به عنوان مثال در آزمایشی چهارساله نشان داده شده است که شاگرادانی که تحت آموزش یکسالهٔ اسپرانتو (که با توجه به قاعده مند بودن و سادگی آن، شاگردان را به سطح مطلوبی از تسلط بر زبان می رساند) به علاوهٔ سه سال آموزش زبان فرانسوی قرار گرفته اند، از همتایان خود که چهارسال یکپارچه تنها تحت آموزش فرانسوی بوده اند، به سطح بالاتری از تسلط در زبان فرانسوی دست یافته اند - علاوه بر آن که زبان بین المللی اسپرانتو را نیز فراگرفته اند.
زبان اسپرانتو
زبان فراساخته (زبان های کمکی فرامرزی)
کورسو د اسپرانتو (نرم افزار رایگان آموزش زبان اسپرانتو)
دستور زبان اسپرانتو
زبان بین المللی (زبان بین المللی یا زبان مشترک جهانی) زبان اسپرانتو
ادبیات اسپرانتو
الفبای اسپرانتو
در چند آزمایش دیگر، نقش کمک آموزشی اسپرانتو در زمینه هایی غیر از آموزش زبان بیگانه، به اثبات رسیده است. برای مثال، طبق نتایج آزمایش هایی که در ایتالیا انجام شد، دخترانی که در مدرسه زبان اسپرانتو را آموختند، نسبت به همتایان دیگر خود که این زبان فراساخته را فرانگرفته بودند، نمرات بهتری در امتحانات مربوط به زبان ایتالیائی خود کسب کردند. این امر نشان دهندهٔ این واقعیت است که آموزش زبان اسپرانتو شناخت فرد را حتی از زبان مادری اش نیز عمیق تر می سازد.
آزمایش هایی با نتایج مشابهی نیز در زمینه های دیگری مانند ریاضیات و شطرنج در کشورهای گوناگون جهان انجام شده است. برای نمونه، لاشلو پولگار، پدر سوزان پولگار و جودیت پولگار، قهرمانان جهانی شطرنج، که کل خانواده اش (شامل همسر و دختری دیگر)، اسپرانتیست هستند، برای اثبات نظر خود در مورد این که نبوغ مادرزادی نیست، بلکه آموختنی است، هیچ یک از سه دخترش را به مدرسه نفرستاد و خودش معلم آنها بود و آموزش شطرنج را به این خاطر انتخاب کرد که نتایج کار را می شد توسط مسابقات بین المللی اندازه گیری کرد. نقش کمک آموزشی اسپرانتو در تعلیم و تربیت موفقیت آمیز او - به خاطر ساختار بسیار منطقی زبان اسپرانتو - انکارناپذیر است.
احمد کسروی - تاریخ نگار، زبان شناس، پژوهش گر، حقوق دان و اندیشمند ایرانی، در کتاب زبان پاک خود چنین نگاشته است که ایدهٔ بهره گیری بیشتر و به سامان تر از آوندها (شامل پیشوندها و پسوندها) در زبان فارسی را با الهام از ساختار منطقی و پیوندی زبان اسپرانتو به دست آورده است.
ارزش اسمی سهام، (به انگلیسی: Par Value) در علوم مالی و مباحث حسابداری به ارزش صوری یک برگه سهم اطلاق می گردد. این رقم، در هنگام تأسیس و انتشار سهام، برای هر ورقه سهم عادی، تعیین شده و در اساسنامه درج می شود. ارزش اسمی سهام، معادل سهام سرمایه، تقسیم بر تعداد برگه های سهام است.
ارزش گذاری اوراق قرضه
مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای
دارایی در خطر
تحلیل بنیادین بازار سرمایه
تحلیل تکنیکی
وقتی صحبت از ارزش اسمی می شود ممکن است گروهی به ارزش اسمی اوراق مشارکت یا قرضه و گروهی دیگر به ارزش اسمی سهام فکر کنند. در زبان انگلیسی برای این دو، واژگانی جداگانه وجود دارد. انگلیسی ها از par value برای اشاره به ارزش اسمی اوراق قرضه و از face value برای ارزش اسمی سهام استفاده می کنند. دانستن ارزش اسمی برای اوراق قرضه یا ابزارهای مالی با درآمد ثابت مهم است، چراکه ارزش سررسید و همچنین ارزش دلاری بهره های پرداختی را تعیین می کند. ارزش اسمی اوراق قرضه در کشورهای خارجی معمولاً ۱۰۰۰ یا ۱۰۰ دلار است؛ اما سهام معمولاً ارزش اسمی نداشته یا ارزش اسمی کمی مثلاً ۱ سنت برای هر سهم دارند. ارزش روز اوراق قرضه یا مشارکت در بازار ممکن است کمتر یا بیشتر از ارزش اسمی آن باشد و به عواملی نظیر نرخ عمومی بهره بازار و اعتبار اوراق قرضه بستگی دارد؛ اما از نظر حقوق سهامداران، ارزش اسمی ارتباط کمی با قیمت سهام بازار دارد. در ایران ارزش اسمی هر سهم ۱۰۰۰ ریال یا ۱۰۰ تومان است و معمولاً اختلاف قابل توجهی با ارزش بازار سهام دارد. تعریف نهشت حقوقی سهم: نسبت تغییرات ارزش اسمی سهم به زمان این تغییرات را نهشت حقوقی سهم یا حقّ تقدّم سهم می نامند. نکته:حقوق دیگری نیزبه صورت عرظی بر تغییرات ارزش اسمی سهم وارد است که بیشتر حقّ مانیتور کردن و اطّلاع رسانی و ثبت آن لاین و آن تایم سهام پیش فروش شده به روش حقّ تقدّم است که به متولّی امر مربوط خواهدشد. تعریف پادنهشت حقوقی سهم:حاصلضرب تغییرات ارزش اسمی سهم در زمان این تغییرات را پادنهشت حقوقی سهم گویند که اساس و فونداسیون پرداخت مخارج فدراسیونها می باشد.
ارزش اسیدی (یا عدد خنثی سازی یا عدد اسیدی) در علم شیمی مقدار میلی گرم پتاسیم هیدروکسید لازم برای خنثی سازی یک گرم از یک ماده می باشد. عدد اسیدی مقیاسی از تعداد گروه های کربوسیلیک اسید موجود در یک ترکیب مثل یک اسید چرب یا مخلوطی از ترکیبات می باشد. در یک روش معمول مقدار مشخصی از نمونه در یک حلال آلی (معمولاً ایزوپروپانول) حل شده و با محلولی از پتاسیم هیدروکسید با غلظت معین تیتر می شود. در این روش از فنل فتالئین به عنوان شناساگر استفاده می شود.
عدد اسیدی برای تعیین کمی اسیدیته یک ماده مانند رزین یا زیست دیزل به کار می رود. در واقع این کمیت مقدار میلی گرم پتاسیم هیدروکسیدی است که برای خنثی سازی ساختارهای اسیدی یک گرم از نمونه مصرف می شود:
A N = ( V e q − b e q ) N ( 56.1 W o i l ) {\displaystyle AN=(V_{eq}-b_{eq})N\left({\frac {56.1}{W_{oil}}}\right)}
Veq حجم مصرف شده ماده (میلی لیتر) تیترکننده توسط یک گرم ماده (مثل روغن خام) به همراه یک میلی لیتر محلول استاندارد در نقطه اکی والان، beq حجم مصرفی (میلی لیتر) تیتر کننده توسط ۱ میلی لیتر از محلول استاندارد در نقطه اکی والان و ۵۶٫۱ وزن مولکولی پتاسیم هیدروکسید می باشد. Woil وزن نمونه برحسب گرم و N نیز غلظت مولی تیترکننده (محلول پتاسیم هیدررکسید) است.
ارزش اطلاعات (به انگلیسی: Value of information یا VOI یا VoI) میزانی است که یک تصمیم گیرنده مایل به استناد به آن داده یا اطلاعات برای تصمیم گیری است.
تجزیه و تحلیل تصمیم
درخت تصمیم
نظریه اطلاعات
ارزش اطلاعات دریافتی با احتمال تکرار یا به وقوع پیوستن آن نسبت معکوس دارد بدین شکل که هرچه به وقوع پیوستن اطلاعات محتمل باشد، میزان مفاهیمی که در اختیار ما قرار می دهند اندک و بی ارزش است.
چند مثال برای اطلاعات با ارزش کم:
در نقطه مقابل اطلاعات با ارزش وجود دارند که به دلیل احتمال وقوع کم آنها مفاهیم مهم زیاد و با ارزشی را منتقل می کنند.
ارزش افزوده (به انگلیسی: Value added) به ارزشی که در فرایند تولید به ارزش کالاهای واسطه ای افزوده می شود، گفته می شود. این مفهوم به فرایند تولید مربوط است و نه به کالای خاص.
مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات عام (بر عموم کالاها و خدمات مگر موارد معاف تعلق می گیرد) است که به صورت چند مرحله ای از اضافه ارزش کالاهای تولید شده یا خدمات ارائه شده در مراحل مختلف تولید و توزیع اخذ می شود. به عبارت دیگر مالیاتی است که در طول فرایند تولید و خدمات از محل تولید تا فروش کالا به مشتری نهائی، مرحله به مرحله اخذ می شود.
سود عبارت است از فروش خالص منهای هزینه ها (شامل هزینه های پرسنلی) که به مدیریت تعلق دارد. این طرز تفکر این احتمال را می دهد که میان مدیریت و شاغلان تضاد منافع به وجود آورد.
ارزش افزوده برابر است با فروش خالص منهای ارزش مواد و خدمات خریداری شده از خارج که به مدیران و شاغلان تعلق می گیرد. چون ارزش افزوده منافع مشترک مدیریت و شاغلان می باشد از این رو این دو گروه را به یکدیگر نزدیک می کند.
ارزش افزوده اقتصادی (انگلیسی: Economic value added) در امور مالی شرکتی معیاری برای سنجش عملکرد مالی شرکت بر اساس ثروت مازاد است، که با کسر هزینه سرمایه از سود عملیاتی (پس از کسر مالیات) محاسبه می شود. ارزش افزوده اقتصادی با عنوان «سود اقتصادی» نیز شناخته می شود.
ارزش سرمایه گذاری
هزینه فرصت
ارزش افزوده
ارزش بازار (به انگلیسی: Market capitalization) (به صورت خلاصه : Market cap یا Mkt Cap) به مجموع ارزش روز و متعارف سهام یک شرکت سهامی عام گفته می شود. این ارزش معادل ارزش روز و جاری یک سهام ضرب در تعداد سهم های منتشر توسط یک شرکت است.
ارزش برند، ارزشی است که مشتریان و مشتریان بالقوه از یک برند درک می کنند. ارزش برند با میزان اعتماد مشتری از یک برند اندازه گیری می شود. ارزش برند یک شرکت می تواند با مقایسه درآمد مورد انتظار آینده از یک محصول با نام تجاری با درآمد مورد انتظار آینده یک محصول بدون نام تجاری معادل با آن محاسبه شود. این تفاوت، که معمولاً همان سود حاصله است، به معنی میزان اعتماد مشتریان به این برند، و تمایل آن ها برای پرداخت بیش از قیمت نسبت به برندهای رقیب با ادراک ارزش پایین تر است. منتها این محاسبه بر اساس تقریب است. این ارزش می تواند شامل ویژگی های ملموس، کارکردی(مثلا قدرت پاک کنندگی دوبرابر یا میزان چاق کنندگی نصف)و ویژگی های غیر ملموس و احساسی (مانند برند از نظرافراد خوش سلیقه یا با سَبک) باشد.
نمانام
این واژه به معنی ارزش شناخته شده از یک برنداست و می تواند روی قیمت بالاتر برای محصول یک شرکت تأثیر داشته باشد.(Monash Marketing Dictionary). کلیه ارزش سوداور درک شده در ذهن مشتری از یک برند هم ارزش برند نامیده می شود(Raynet Business & Glossary).
در منطق، جدول ارزش یا جدول درستی (Truth table) به جدولی اطلاق می شود، که در آن درستی و نادرستی گزاره ها درج گردد. منظور از درستی یا صدق در هر گزاره، مطابقت آن با واقع؛ و منظور از نادرستی یا کذب عدم مطابقت آن با واقع است. هر گزاره درست در این جدول ها با «د» یا «T» و هر گزاره غلط با «ن» یا «F» نشان داده می شود.
جبر بولی
عملگر همانی ورودی را بدون تغیر به خروجی می برد.
نقیض عملگری است که هرگاه قضیه ای (گزاره ای) صادق و درست باشد، آن را به قضیه ای کاذب و نادرست تبدیل خواهد کرد. معمولاً نقیض گزاره p را با عبارت « ~p» یا « p» نشان می دهند که خوانده می شود « نه p » یا « چنین نیست که p ».
در اینجا جدول عملگرهای دودویی برای 16 تابع ممکن امده است
ذخیرهٔ ارزش (انگلیسی: store of value) کارکردی از یک دارایی است که می تواند در آینده ذخیره، بازیابی یا مبادله شود و در زمان بازیابی به طور قابل پیش بینی مفید واقع شود. در عصر جدید، ابزارهای ذخیرهٔ ارزش معمول، پول، ارز یا کالاهایی همچون طلا یا سرمایهٔ مالی هستند. نکته ای که در مورد هر وسیلهٔ ذخیرهٔ ارزشی به نظر می رسد مدیریت ریسک ذاتی آن با توجه به ثبات ذاتی تقاضا برای دارایی مورد نظر است.
دارایی واقعی؛ مالکیت اسناد واقعی در زمین های قابل کنترل و حفاظت
فلزات گرانبها؛ مالکیت طلا، نقره، پلاتین و پالادیوم
سنگ های قیمتی
کلکسیون ها؛ برای مثال اصل آثار هنری هنرمندی مشهور یا عتیقه هایی مانند مصنوعات یا مسکوکات باستانی
کوکائین؛ در گوئریمای کلمبیا به عنوان ارز و ذخیرهٔ ارزش به کار می رود
مالکیت و کنترل احشام؛ که بیشتر در آفریقا مرسوم است
سهام؛ مالکیت یک شرکت که با توان نیروی کار اقدام به خلق ارزش می کند
کارت های ذخیره ارزش؛ ارزش فیزیکی موجود در کارت هایی که در قالب داده های کدی دودویی ذخیره شده اند
ارزهای پنهانی همچون بیت کوین
ذخیرهٔ ارزش یکی از سه کارکرد پذیرفته شدهٔ مشخص پول است. کارکردهای دیگر آن عبارتند از:
همچنین پول کارکرد مجزایی به عنوان وسیلهٔ مبادله دارد که نیازمند پایایی در روابط تجاری و ثبات و حداقل سازی فرصت های کلاهبرداری و تقلب است.
مثال های دیگر برای ابزارهای ذخیره ارزش همچون پول عبارتند از:
زنجیره ارزش (Value Chain)مجموعه عملیاتی است که در یک صنعت به صورت زنجیرگونه انجام می گیرد تا به خلق ارزش منجر شود.
مجموعه ای از مشتریان
خدماتی برای استفاده تمام مشتریان، و امکان تعامل میان مشتریان
سازمانهایی که خدمات را فراهم کنند.
مجموعه ای از قراردادها که که امکان دسترسی به خدمات را مهیا کند.
استراتژی هنر ارزش ایجاد کردن است. بر اساس دیدگاه قبلی، هر شرکتی یک موقعیت در زنجیرهٔ ارزش را به خود اختصاص می دهد. در این جریان تأمین کنندگان ورودی ها را مهیا می کنند، شرکت ارزش را به این ورودی ها اضافه می کند و سپس آن را به عامل دیگری در زنجیره انتقال می دهد تا در نهایت به مشتری برسد. از این دیدگاه به نظر می رسد که استراتژی در ابتدا هنر قرار دادن شرکت در مکان درستی از زنجیرهٔ ارزش و چیدمان درست عاملان و محصولات و فعالیت ها در این زنجیره است. امروزه رقابت جهانی، تغییر کردن بازارها و تکنولوژی های جدید راه های جدید ایجاد ارزش را ازلحاظ کیفیت به وجود آورده است. در چنین محیط پویای رقابتی دیگر استراتژی برای قراردادن یک مجموعهٔ ثابت از فعالیت ها در زنجیرهٔ ارزش به کار نمی رود. شرکت های موفق به جای افزودن ارزش آن را دوباره ایجاد می کنند. تمرکز تحلیل استراتژیک دیگر شرکت یا صنعت نیست بلکه سیستم ایجاد ارزش در میان عاملان متفاوت اقتصاد- تهیه کنندگان، شرکای تجاری، پیمانها، مشتریان- برای تعاون در ایجاد ارزش است. وظیفهٔ استراتژیک کلیدی دوباره پیکربندی در میان نقش ها و ارتباطات در مجموعهٔ عامل ها در جهت ایجاد ارزش در شکل های جدید و توسط گرداننده های جدید است.
شبکهٔ ارزش مجموعه های پیچیده ای از منابع تکنولوژیکی و اجتماعی است. هدف چهارچوب ایجاد بیشترین سود برای افراد مرتبط با شبکه ارزش است. این مجموعه ها با ارتباط با هم دیگر برای ایجاد محصولات عمومی یا ارزش اقتصادی کار می کنند. این ارزش به عنوان دانش، ارزش مالی و دیگر ارزش های غیر عینی ظاهر می شود. شرکت ها هردوی شبکه های داخلی و خارجی ارزش را دارا هستند. وجه خارجی شبکه شامل مشتریان یا دریافت کنندگان، واسطه ها، ذی نفع ها، مکمل ها، شبکه های نوآوری و تأمین کنندگان است. شبکه های ارزش داخلی بر فعالیت های کلیدی، فرایندها و ارتباطها مانند تکمیل درخواست، نوآوری و پشتیبانی مشتری تمر کز دارند. کریستنسن شبکهٔ ارزش را چنین تعریف می کند: زمینه ای که در داخل آن یک شرکت مشخص می شود و به نیازهای مشتریان پاسخ می دهد، مشکلات را حل می کند، ورودی ها را تأمین می کند، به رقبا عکس العمل نشان می دهد و برای سودآوری می کوشد. زمینه یک چهارچوب برای تصمیم گیرنده ها است که در این چهارچوب تصمیم گیری کنند: آن ها بوسیلهٔ محصولات و خدمات با ارزش بیشتر برای مشتریان فعلی با استفاده از روابط موجود با تأمین کنندگان و سازمان ها در جهت بهینه کردن ارزش های شرکت ها تلاش می کنند.
این چهارچوب شامل مؤلفه های زیر است:
گزاره ارزش (به انگلیسی: Value proposition) یک تعهد دارای ارزش است که باور مشتری مشخص را تصدیق می کند و گزارش می دهد که مشتری این میزان ارزش را دریافت و تجربه کرده است. یک گزاره ارزش می تواند برای کل یک سازمان، بخشی از آن، حساب های کاربری، و یا محصولات و خدمات سازمان، از مشتری درخواست شود.
ارائه گزاره ارزش بخشی از استراتژی کسب و کار است.
گزاره ارزش می تواند کوچک ترین و مهم ترین سطح منافع و منابعی باشد که یک شرکت به مصرف کنندگان ارائه می دهد. این گزاره به مشتری می گوید چرا باید به جای رقیبتان شما را برگزیند و از شما خرید کند!
مدیریت ارزش (به انگلیسی: Value Management) یک الگوی مدیریتی در رویکرد ارزش (ارزش گرایی (به انگلیسی: VALUISM)) است که تأکید بر تحریک افراد، توسعه مهارت ها و ارتقاء هم افزایی و نوآوری با هدف حداکثر نمودن عملکرد کلی سازمان دارد. مدیریت ارزش در سطح سازمانی تکیه بر یک فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش دارد که که این ارزش، منافع ذی نفعان و رضایت مشتریان (داخلی/خارجی) را به صورت توأم در نظر می گیرد. نیز در سطوح عملیاتی، به کار گیری ابزارها و روش های مناسب را مدنظر قرار می دهد. این استاندارد یکی از پیش فرض های خود را وابستگی مدیریت ارزش به مدیریت ارشد سازمان می داند. مدیریت ارشد سعی می نماید تا جهت تأمین انتظارات ذی نفعان و مشتریان بهترین خروجی ها را از دارایی ها، اموال، مواد و نیروی انسانی سازمان بگیرد. مدیریت ارزش با یکپارچه سازی تلاش های مدیران عملیاتی و مدیر ارشد، تمرکز بر ارزش را در تمام سازمان به وجود می آورد. این مسئله از طریق تمرکز بر خروجی هایی که در راستای اهداف کلی سازمان می باشند امکان پذیر می گردد. این استاندارد همچون دیگر الگوها دارای اصولی است که قابل پیشنهاد برای فازهای مختلف پروژه بوده و به خوبی با دیگر الگوهای تعالی پروژه قابل جمع بستن است.نبو
اصول مدیریت ارزش ۱ - الگوی مدیریت کار تیمی و ارتباطات مؤثر: الف. به کار گیری فرهنگ ارزش در سازمان ب. تمرکز بر کارکرد توجه به این که چه کاری انجام می دهد تا اینکه چه هست. پ. ایجاد بستر خلاقیت و نوآوری استفاده از تکنیک های خلاقیت ت. لزوم ارزیابی کمّی تعریف ابزار سنجش جهت مقایسه دقیق و صحیح ۲- پویایی افراد: الف. تشویق افراد به کار گروهی در جهت ایجاد راه حل ها و جلوگیری از مقابله ب. رضایت شناسایی و اعتباردهی به همکاری افراد و نتایج تیمی پ. ارتباطات گردهمایی و ایجاد درک متقابل و پشتیبانی بهتر از تصمیمات تیم ت. تشویق به تحول بیان شرایط جهت ایجاد تغییرات مفید و مؤثر ث. مالکیت ایجاد حس مالکیت بر نتایج خروجی توسط افراد مسؤول ۳- ملاحظات محیطی الف. شرایط خارجی: توجه به موقعیت ها و محدودیت های غیرقابل کنترل خارجی ب. شرایط داخلی: سیاست های تنظیم و مدیریت شرایط داخلی پ. درجه آزادی: شرایط محیطی بازه کمّی (تلورانس/انحراف قابل قبول) خروجی های بالقوه را تعیین می کنند ۴- استفاده مؤثر از روش ها و ابزارها: ابزاری مشخص/ تکنیکی معین جهت تحقق خروجی ها چارچوبی برای تحقق نظام یافته اهداف اختصاص می یابد.
متدلوژی ارزش، عام و جامع بوده و برای هر کاری که دارای هدفی قابل اندازه گیری و نیز دارای هزینه و زمانِ کار باشد قابل استفاده است؛ چرا که فرصت هایی برای خلق یک ارزش بهینه و راه حل قابل اجرا و مشتری گرا را به خوبی مورد توجه قرار می دهد. در واقع رویکرد ارزش سازوکاری برای بهبود ارتباطات و جریان مؤثر اطلاعات در یک سازمان/سیستم فراهم می آورد و از سوی دیگر شرایط بررسی و ارزیابی تعادل و اثرات متقابل میان زمان، هزینه کیفیت و کارکرد را مهیا می کند.
مهندسی ارزش (به انگلیسی: Value Engineering)، تلاشی است سازمان یافته که با هدف بررسی و تحلیل تمام فعالیت های یک طرح، (از زمان شکل گیری تفکر اولیه تا مرحله طراحی و اجرا و سپس راه اندازی و بهره برداری) انجام می شود و به عنوان یکی از کارآمدترین و مهم ترین روش های اقتصادی در عرصه فعالیت های مهندسی، شناخته شده است.
ویکی پدیای انگلیسی
مرجع دانش مهندسی ارزش ایران
مهندسی ارزش یک فن نظام یافته در رویکرد ارزش (ارزش گرایی (به انگلیسی: VALUISM)) است و در چهارچوب مدیریت پروژه، ضمن اینکه به تمام اجزای طرح توجه می کند، هیچ بخشی از کار را قطعی و مسلم نمی داند. هدف مهندسی ارزش، زمان کمتر برای رسیدن به مرحله بهره برداری بدون افزودن بر هزینه ها یا کاستن از کیفیت کار است.
تحلیل ارزش به صورت یک روش فنی ویژه، در سال های پس از جنگ جهانی دوم صورت گرفت. کار طراحی و تدوین این روش به دستور هنری ارلیچر(Henry Erlicher) معاون فنی بخش خریدهای شرکت جنرال الکتریک آغاز شد. وی معتقد بود که برخی از مواد و مصالح و طرح های جایگزین، که به طور ضروری و به علت کمبودهای زمان جنگ به کار گرفته می شدند دارای عملکرد بهتر با هزینه کمتر هستند. به دستور او در داخل شرکت و به منظور ارتقای کارایی تولید از طریق تأمین مواد، مصالح و روش های جایگزین برای مواد و مصالح پرهزینه، کوشش همه جانبه ای به عمل آمد. در سال ۱۹۴۷ این وظیفه برعهده لارنس مایلز (Lawrence D.Miles) مهندس ارشد شرکت جنرال الکتریک نهاده شد. مایلز در مورد روش ها و فنون موجود به پژوهش پرداخت و از برخی روش های مرسوم به صورت تلفیقی با روش مرحله به مرحله خویش برای تحلیل ارزش بهره گرفت. مایلز که مبتکر و بنیان گذار مهندسی ارزش به شمار می رود، یک روش رسمی را به اجرا درآورد که در جریان آن چندین گروه از کارکنان شرکت، عملکرد محصولات تولیدی شرکت جنرال الکتریک را بررسی می کردند. آنان به اتکای روش های خلاق گروهی و بدون افت کارایی محصول، تغییراتی در محصولات شرکت به وجود آوردند و هزینه های تولید را کاهش دادند. روش «تحلیل ارزش» به عنوان یک استاندارد در شرکت جنرال الکتریک پذیرفته شد و به تدریج شرکت های دیگر و برخی سازمان های دولتی نیز این روش جدید را به عنوان ابزاری برای کاستن از هزینه های خود به کار بستند. نتیجه این شدکه روش و تکنیک «مهندس ارزش» به وجودآمد
برنامه کاری مهندسی ارزش ارایه ای از رویکردها وعملکرد لازم برای بدست آوردن جواب بهتر و مؤثرتر برای مسئله می باشد. برنامه مهندسی ارزش شامل شش فاز می باشد. البته به دلیل اینکه اگر نتایج یک مطالعه مهندسی ارزش اجرا نگردد، عملاً هیچ فایده ای نداشته است، بعضی افراد فاز اجرا را نیز جزو فازهای برنامه کاری می دانند.
نظریه ذهنی ارزش نظریه ارزشی است که پشتیبان این ایده است که ارزش یک کالا نه با ویژگی ذاتی آن کالا، نه با میزان کار لازم برای تولید آن، بلکه بر اساس اهمیتی که فرد کنشگر برای کالا در راستای دستیابی به اهداف خود قائل است تعیین می شود. با این که نسخهٔ مدرن این نظریه به طور مستقل و همزمان توسط ویلیام استنلی جونز، لئون والراس و کارل منگر در اواخر قرن ۱۹ ایجاد شد در واقع در قرون وسطی و رنسانس به پیش برده شده بود ولی در آن زمان به طور گسترده مورد قبول واقع نشده بود.
نقشه برداری جریان ارزش (انگلیسی: Value stream mapping) روشی برای بهبود فرایند و محصول می باشد، که از فلسفه تولید ناب سرچشمه می گیرد. تحلیل جریان ارزش به مدیران و مهندسان کمک می کند تا به درکی مناسب از فرایند دست یابند و فعالیت های بهبود را در جهت صحیح هدایت کنند. تهیه نقشه وضعیت آتی جریان ارزش موجب می شود، کسانی که در جهت فعالیت های بهبود فرایند تلاش می کنند، همواره از اهدافی که باید به آن دست یابند، مطلع باشند. این نقشه چشم اندازی از وضعیت آتی جریان است که شرایط ایدئال یا حداقل بهبود یافته را نشان می دهد. در مجموع نقشه وضعیت آتی تبدیل به یک نقشه فنی و برنامه کاری برای بهبود می شود.
تولید ناب
زنجیره ارزش
این ابزار باعث شناسایی مناسب محل های وقوع اتلاف شده و موجب اخذ تصمیماتی صحیح جهت انتخاب روش ها و ابزارهای ناب مورد نیاز برای بهبود می شود. با کمک این ابزار می توان بین اصول و ابزارهای ناب یکپارچگی به وجود آورد و به نتایجی مطلوب تر دست یافت. همچنین این ابزار کمک می کند تا بتوان قبل از پرداختن به بخش های فرایند، کل آن را مورد بررسی قرار داد و بر مبنای آن، تغییرات مورد نیاز را تعیین کرد.
از این ابزار می توان علاوه بر جریان ارزش موجود در سطح یک شرکت، در زنجیره تأمین یک محصول به عنوان زنجیره ارزش کل ارائه محصول استفاده کرد. همچنین نقشه برداری جریان ارزش، ابزاری مناسب برای تحلیل فرایندها در ارائه خدمات مانند بانک، بیمارستان و غیره است و به علاوه می توان از آن به عنوان ابزاری در مدیریت استراتژیک جهت شناخت وضع موجود و برنامه ریزی آینده استفاده کرد.
نسبت وام به ارزش، (به انگلیسی: Loan To Value Ratio) نسبتی مالی است که از تقسیم مبلغ وام به قیمت بازار یا ارزش کارشناسی دارایی به دست می آید و به صورت درصد بیان می شود.
اقتصاد رفتاری
چهارشنبه سیاه
دلال دامنه
بازار مالی
جرج سوروس
فروش استقراضی
حباب اقتصادی گل لاله
این نسبت اغلب توسط بانک ها و معامله گران املاک و مستغلات، مورد استفاده قرار می گیرد. بعنوان مثال اگر قیمت بازار تجهیزاتی ۱۰٫۰۰۰ ریال و مبلغ وام معادل ۸٫۰۰۰ ریال باشد، نسبت وام به ارزش آن معادل ۸۰٪ درصد خواهد شد، یعنی ۸۰٪ درصد بهای تجهیزات، از محل وام تأمین می شود.
به بیان ساده تر؛ نسبت وام به ارزش، عبارت است از مبلغ وام، به ارزش بازاری ارزیابی شده دارایی. پایین بودن این نسبت، به مفهوم پایین بودن مبلغ وام در مقایسه با ارزش وثیقه و پوشش بیشتر ریسک وام دهنده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ارزش

ارزش در جدول کلمات

ارزش
ارج
ارزش | اعتبار
شان
ارزش دانی
غنیمت
ارزش و اعتبار
شان
ارزش و قدر معنوی
ارج
ارزش و قیمت
بها
ارزش و نرخ کالا
قیمت
اوراق دارای ارزش مالی و حقوقی
اسناد
این محصول از نظر ارزش غذایی دارای اهمیت است
پیاز
این موسسه مستقل به موجب قانون بانکی و پولی کشور در تاریخ 1339 به منظور حفظ ارزش پول تشکیل شد
بانک مرکزی یران

معنی ارزش به انگلیسی

worthiness (اسم)
شایستگی ، ارزش ، جلال ، سزاواری
value (اسم)
مقدار ، ارزش ، قیمت ، فرجه ، بها ، قدر ، ارج
valence (اسم)
ظرفیت ، ارزش ، بنیان ، قدر ، ظرفیت شیمیایی ، ارزایی ، واحد ظرفیت ، بنیان ترکیب اتمی
valency (اسم)
ظرفیت ، ارزش ، بنیان ، قدر ، ظرفیت شیمیایی ، ارزایی ، واحد ظرفیت ، بنیان ترکیب اتمی
avail (اسم)
کمک ، استفاده ، سود ، فایده ، ارزش
cost (اسم)
ارزش ، هزینه ، خرج ، بها ، قدر
meed (اسم)
ارزش ، جایزه ، پاداش ، کرایه
price (اسم)
ارزش ، قیمت ، بها ، نرخ

معنی کلمه ارزش به عربی

ارزش
شعر , غيمة , فائدة , کلفة
جائزة
لاشئ يستحق الذكر
يستحق
تافه , عديم القيمة , قمامة , لا شيء
ثمين
قمامة
احترام
رخيص
زبالة

ارزش را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ارزش

حسین ذوالفقاری ٠٨:٠٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤
ارج
|

مسعود ایمانی ٠٨:٥٦ - ١٣٩٨/٠٥/١٨
در قدیم این سه مکتب ( یعنی مکتب رواقی مکتب لذت انگاری مکتب شکاکیت ) به ارزش ها می گفتند : فشائل
|

پیشنهاد شما درباره معنی ارزش



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

صفايي > راین
هناس > decided
نوید غلامی > Foreplay
ابراهیم مقدم > ژاژ خواهیدن
حدیث > جنی
رضا محمدنیا > as amended
ممد > god speed
English woman > Roar

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گواهی ارزش افزوده   • تمدید گواهی ارزش افزوده   • درخواست گواهی ارزش افزوده   • مالیات بر ارزش افزوده 95   • مالیات بر ارزش افزوده سال 95   • ارزش افزوده سال 94   • مالیات بر ارزش افزوده چیست   • معاملات فصلی   • معنی ارزش   • مفهوم ارزش   • تعریف ارزش   • معرفی ارزش   • ارزش چیست   • ارزش یعنی چی   • ارزش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارزش
کلمه : ارزش
اشتباه تایپی : hvca
آوا : 'arzeS
نقش : اسم
عکس ارزش : در گوگل


آیا معنی ارزش مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )