انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1064 100 1

ارزیابی

/'arzyAbi/

مترادف ارزیابی: برآورد، تخمین، تقویم، سنجش، قیمت گزاری، محاسبه

معنی ارزیابی در لغت نامه دهخدا

ارزیابی. [ اَرْزْ ] (حامص مرکب ) عمل یافتن ارزش هر چیز. تقویم.

معنی ارزیابی به فارسی

ارزیابی
عمل ارزیاب عمل یافتن ارزش و بهای هر چیز سنجش و بررسی حدود هر چیز و بر آورد کردن ارزش آن تقویم : ( خانه های شهر ارزیابی شد . )
[grading] [گردشگری و جهانگردی] بررسی و سنجش کیفی واحدهای اقامتی و خدماتی و شیوه های پخت وپز و امکانات رفاهی
[vulnerability assessment] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] شناسایی و اندازه گیری آسیب پذیری های یک سامانه، شامل سنجش لطمه پذیری آن در برابر حمله
[operational readiness evaluation] [علوم نظامی] ارزیابی توانایی عملیات‍‍ی و کارایی یک واحد یا بخشی از آن
[logistic assessment] [علوم نظامی] ارزیابی پشتیبانی آمادی واقعی و بالقوه برای هدایت عملیات نظامی در صحنۀ نبرد یا در کل کشور یا در یک منطقه یا در هر جای دیگر
[health impact assessment, HIA] [علوم سلامت] ارزیابی تأثیر اقدامات یا فرایندهای اجتماعی یا محیطی بر سلامت مردم
[public health impact assessment, PHIA] [علوم سلامت] تحلیل و ارزیابی و ارزشیابی تأثیرات و پیامدهای اقدامات و نوآوری های مشخص اجتماعی یا محیطی بر سلامت همگانی
[forecast evaluation] [علوم جَوّ] فرایند تعیین کیفیت و کمیت پیش بینی ها
[medical equipment assessment] [مهندسی پزشکی] ارزیابی عملکرد تجهیزات و افزارهای پزشکی به منظور پیشگیری از خطرات احتمالی و صدمه دیدن بیمار
[nutritional assessment] [تغذیه] ارزیابی وضع تغذیۀ فرد و جامعه ازطریق اندازه گیری مقدار دریافت غذا و مواد مغذی و ارزیابی شاخص های سلامت
[threat assessment] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] فرایند تشخیص عوامل تهدید علیه یک کشور و تخمین میزان و احتمال عملی شدن آن
[technology attractiveness assessment] [مدیریت فنّاوری] ← ارزیابی فنّاوری
[life-cycle assessment] [مهندسی محیط زیست و انرژی] روشی برای ارزیابی کل نگرانۀ پیامدهای زیست محیطی یک محصول یا یک فعالیت در سرتاسر عمر آن متـ . تحلیل چرخۀ عمر life-cycle analysis
[sensory evaluation, sensory analysis, organoleptic evaluation] [علوم و فنّاوری غذا] تعیین خواص حسی غذاها با روش های آزمایشگاهی
[risk assessment] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] شناسایی و سنجش مخاطرات و تبعات بالقوۀ آنها
[sperm analysis] [علوم سلامت] بررسی و سنجش مایع منی و زامه متـ . ارزیابی منی semen analysis
[adaptive environmental assessment] [مهندسی محیط زیست و انرژی] روشی برای پیامدسنجی زیست محیطی که در آن با برگزاری کارگاه های کوتاه مدت و فشرده با شرکت متخصصان و مدیران و برنامه ریزان و سیاست گذاران و با بهره گیری از یک الگوی شبیه سازی شدۀ رایانه ای بهترین گزینه برگزیده می شود
[health assessment] [علوم سلامت] هر اقدامی برای شناسایی نیازهای ویژۀ بخشی از مردم و چگونگی تأمین این نیازها از سوی مراکز ارائه کنندۀ خدمات سلامت
[composite network assessment] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ارزیابی گروهی از خطوط به هم پیوستۀ مجموعه ای از امکانات و مسیرهای موجود یا پیشنهادی برای استفاده از شکل های مختلف حمل ونقل
[technology assessment, TA] [مدیریت فنّاوری] بررسی و تحلیل جذابیت و مطلوبیت یک فنّاوری با توجه به اثرات اقتصادی و فنی و پیامدهای زیست محیطی و اجتماعی آن متـ . ارزیابی جذابیت فنّاوری technology attractiveness assessment
[health technology assessment, HTA] [مدیریت سلامت] بررسی نظام مند بلندمدت یا کوتاه مدت پیامدهای به کارگیری فنّاوری های مرتبط با سلامت

معنی ارزیابی در فرهنگ معین

ارزیابی
( ~.) (حامص .)بهای چیزی را معین کردن .

معنی ارزیابی در فرهنگ فارسی عمید

ارزیابی
۱. تعیین بها و ارزش چیزی.
۲. بررسی.

ارزیابی در جدول کلمات

ارزیابی مالیاتی
ممیزی
ارزیابی هنری
نقد
بررسی و ارزیابی ادواری انبار کالا
انبارگردانی
دید | شیوه ارزیابی ذهنی
نگرش
شیوه ارزیابی ذهنی
نگرش

معنی ارزیابی به انگلیسی

estimate (اسم)
ارزیابی ، تقویم ، تخمین ، براورد ، اعتبار ، قیمت ، دیدزنی
cost accounting (اسم)
حسابداری ، ارزیابی
indiction (اسم)
اگهی ، اعلام ، ارزیابی ، مالیات پانزده ساله املاک ، دوره پانزده ساله
appraisal (اسم)
ارزیابی کردن ، ارزیابی ، تعیین قیمت ، تقویم
evaluation (اسم)
ارزیابی ، سنجش
assessment (اسم)
ارزیابی ، تقویم ، تخمین ، تشخیص ، براورد ، اظهارنظر ، تعیین مالیات ، وضع مالیات
valuation (اسم)
ارزیابی ، تقویم ، بها
appraisement (اسم)
ارزیابی

معنی کلمه ارزیابی به عربی

ارزیابی
تخمين , تقدير , تقييم ، اِخْتبارُ الْکفاءَة
تقييم المعلومات
تقييم أعمال الدولة
تقييم , قدر , قيم , نسبة , هدف
مقدر

ارزیابی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ایرج ٢٣:٣٢ - ١٣٩٦/٠٦/٢٦
بررسی ، ارزشگذاری، سنجیدن ،
|

کوروش هو ٢١:١٧ - ١٣٩٦/١١/٣٠
*ارز *برگرفته از ارزیدن است......سونیک ارزش.........پس ارزیابی .....گمانه زنی در مورد چیزی یا کسی است
ک هو 2576 پاد هخامنشی
|

سنجش ٠٠:٠٧ - ١٣٩٧/٠٨/٢٣
برآورد کردن و سنجش
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف ارزیابی   • نظارت و ارزیابی pdf   • مفهوم ارزیابی چیست   • ارزیابی کانون   • ارزیابی یعنی چه   • ارزیابی به انگلیسی   • معنی ارزیابی   • ارزیابی عملکرد آموزش و پرورش   • معرفی ارزیابی   • ارزیابی یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی ارزیابی
کلمه : ارزیابی
اشتباه تایپی : hvcdhfd
آوا : 'arzyAbi
نقش : اسم
عکس ارزیابی : در گوگل


آیا معنی ارزیابی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )