برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1319 100 1

ارزیابی

/'arzyAbi/

مترادف ارزیابی: برآورد، تخمین، تقویم، سنجش، قیمت گزاری، محاسبه

معنی ارزیابی در لغت نامه دهخدا

ارزیابی. [ اَرْزْ ] (حامص مرکب ) عمل یافتن ارزش هر چیز. تقویم.

معنی ارزیابی به فارسی

ارزیابی
عمل ارزیاب عمل یافتن ارزش و بهای هر چیز سنجش و بررسی حدود هر چیز و بر آورد کردن ارزش آن تقویم : ( خانه های شهر ارزیابی شد . )
[grading] [گردشگری و جهانگردی] بررسی و سنجش کیفی واحدهای اقامتی و خدماتی و شیوه های پخت وپز و امکانات رفاهی
[vulnerability assessment] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] شناسایی و اندازه گیری آسیب پذیری های یک سامانه، شامل سنجش لطمه پذیری آن در برابر حمله
[operational readiness evaluation] [علوم نظامی] ارزیابی توانایی عملیات‍‍ی و کارایی یک واحد یا بخشی از آن
[logistic assessment] [علوم نظامی] ارزیابی پشتیبانی آمادی واقعی و بالقوه برای هدایت عملیات نظامی در صحنۀ نبرد یا در کل کشور یا در یک منطقه یا در هر جای دیگر
[health impact assessment, HIA] [علوم سلامت] ارزیابی تأثیر اقدامات یا فرایندهای اجتماعی یا محیطی بر سلامت مردم
[public health impact assessment, PHIA] [علوم سلامت] تحلیل و ارزیابی و ارزشیابی تأثیرات و پیامدهای اقدامات و نوآوری های مشخص اجتماعی یا محیطی بر سلامت همگانی
[forecast evaluation] [علوم جَوّ] فرایند تعیین کیفیت و کمیت پیش بینی ها
[medical equipment assessment] [مهندسی پزشکی] ارزیابی عملکرد تجهیزات و افزارهای پزشکی به منظور پیشگیری از خطرات احتمالی و صدمه دیدن بیمار
...

معنی ارزیابی در فرهنگ معین

ارزیابی
( ~.) (حامص .)بهای چیزی را معین کردن .

معنی ارزیابی در فرهنگ فارسی عمید

ارزیابی
۱. تعیین بها و ارزش چیزی.
۲. بررسی.

ارزیابی در جدول کلمات

ارزیابی مالیاتی
ممیزی
ارزیابی هنری
نقد
بررسی و ارزیابی ادواری انبار کالا
انبارگردانی
دید | شیوه ارزیابی ذهنی
نگرش
شیوه ارزیابی ذهنی
نگرش

معنی ارزیابی به انگلیسی

estimate (اسم)
ارزیابی ، تقویم ، تخمین ، براورد ، اعتبار ، قیمت ، دیدزنی
cost accounting (اسم)
حسابداری ، ارزیابی
indiction (اسم)
اگهی ، اعلام ، ارزیابی ، مالیات پانزده ساله املاک ، دوره پانزده ساله
appraisal (اسم)
ارزیابی کردن ، ارزیابی ، تعیین قیمت ، تقویم
evaluation (اسم)
ارزیابی ، سنجش
assessment (اسم)
ارزیابی ، تقویم ، تخمین ، تشخیص ، براورد ، اظهارنظر ، تعیین مالیات ، وضع مالیات
valuation (اسم)
ارزیابی ، تقویم ، بها
appraisement (اسم)
ارزیابی

معنی کلمه ارزیابی به عربی

ارزیابی
تخمين , تقدير , تقييم ، اِخْتبارُ الْکفاءَة
تقييم المعلومات
تقييم أعمال الدولة
تقييم , قدر , قيم , نسبة , هدف
مقدر

ارزیابی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایرج
بررسی ، ارزشگذاری، سنجیدن ،
کوروش هو
*ارز *برگرفته از ارزیدن است......سونیک ارزش.........پس ارزیابی .....گمانه زنی در مورد چیزی یا کسی است
ک هو 2576 پاد هخامنشی
سنجش
برآورد کردن و سنجش
علی باقری
ارزیابی (Appraisal) : [ اصطلاح بازار کسب و کار ] برآورد رسمی ارزش چیزی در بازار آزاد. همچنین توضیح می‌دهد که برآورد و نتیجه‌گیری ارزش، چگونه صورت می‌گیرد. این یکی از اصطلاحات معمول کارآفرینی است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف ارزیابی   • نظارت و ارزیابی pdf   • مفهوم ارزیابی چیست   • ارزیابی کانون   • ارزیابی یعنی چه   • ارزیابی به انگلیسی   • معنی ارزیابی   • ارزیابی عملکرد آموزش و پرورش   • معرفی ارزیابی   • ارزیابی یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی ارزیابی
کلمه : ارزیابی
اشتباه تایپی : hvcdhfd
آوا : 'arzyAbi
نقش : اسم
عکس ارزیابی : در گوگل

آیا معنی ارزیابی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )