انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1066 100 1

اسارت

/'esArat/

مترادف اسارت: اسیری، اقتناص، حبس، زندانی، قید، گرفتاری، بردگی

متضاد اسارت: رهایی

برابر پارسی: بردگی، بند شدن گرفتار، در

معنی اسارت در لغت نامه دهخدا

اسارة. [ اِرَ ] (ع مص ) اِسارت. راندن. (منتهی الارب ). || بستن کسی را. || دستگیر شدن. دستگیری. در تداول فارسی زبانان بمعنی اسار و اسیری و بردگی است و به این معنی در لغت عربی اسار بدون تاء است.

معنی اسارت به فارسی

اسارت
کسی رابااساربستن، بادوال بستن، دربندکردن، دربندانداختن
۱ - ( مصدر ) برده کردن برده گرفتن . ۲ - ( اسم ) بردگی . توضیح در عربی ( اساره ) بمعنی راندن و بستن آمده و بمعنی برده کردن و بردگی در عربی ( اسار ) مستعمل است . یا به اسارت افتادن . اسیر شدن دستگیر شدن برده و بنده شدن یا به اسارت بردن . برده کردن . یا بقید اسارت در آوردن . اسیر کردن کسی را برده و اسیر کردن . یا تحت اسارت گرفتن . کسی را به اسیری و بردگی در آوردن .
( اسم ) دچاراسیری شده به بردگی دچار شده گرفتار اسیری و بندگی گردیده .

معنی اسارت در فرهنگ معین

اسارت
(اَ یا اِ رَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) دربند کردن . ۲ - (اِمص .) بردگی .

معنی اسارت در فرهنگ فارسی عمید

اسارت
اسیر و گرفتار بودن.

اسارت در دانشنامه اسلامی

اسارت
کسی را در بند کشیدن و به اسیری درآوردن را اسارت گویند.
اسارت و أسْر مصدر «أسَرَ»، به معنای محکم بستن چیزی با قید و طناب است و اسیر را از آن جهت که او را بسته، محصور می ساختند اسیر نامیده اند؛ سپس این مفهوم به هر کس که در بند یا حبس درآید، هرچند با چیزی بسته نشده باشد، توسعه یافته است. برخی معنای این ماده را حبس دانسته، گفته اند: اسیر کسی است که محبوس و تحت سلطه باشد؛ چه با قیود ظاهری و چه با تعهدات عرفی و الزامات قانونی؛ ازاین رو بر عبد، زندانی و کسی که تحت نظر باشد نیز اطلاق می شود.
اطلاق اسیر بر بده کار
اطلاق اسیر بر بده کار در برخی استعمالات و احادیث نیز می تواند از همین جهت باشد؛ بر همین اساس غالب مفسران در تفسیر واژه اسیر در آیه ۸ انسان/۷۶ «و یُطعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسکینـًا و یَتیمـًا و اسیرا» همه وجوه معنایی فوق را بیان کرده اند؛ اما تفسیر آن به برده، زندانی و اسیر جنگی مقبول تر و مورد اخیر از شهرت بیش تری برخوردار است.
اسیر در اصطلاح فقه
اسیر در اصطلاح فقه بر مردان کافری اطلاق می شود که در جنگ با مسلمانان دستگیر شوند و درباره کودکان و زنان واژه «سَبْی» به کار می رود. از کلمات عده ای از فقها استفاده می شود که اصطلاح اسیر بر مردان، زنان و اطفال کافر یا مسلمانی که در جنگ یا غیر جنگ به دست مسلمانان یا غیر مسلمانان گرفتار شوند اطلاق می شود؛ گرچه درباره زنان و کودکان واژه «سبی» نیز به کار می رود.
واژگان قرآن درباره اسارت
...
اسارت از اسر، به معنای محکم بستن چیزی با بند، راندن، دستگیر شدن، دستگیری و بردگی می باشد. در این مدخل از واژه های «اسیر» و مشتقات آن و همچنین جملاتی از قبیل «فشدوا الوثاق»، «ما ملکت ایمانهم» و «و خذوهم واحصروهم» استفاده شده است.
یکی از آثار اسارت زن کافر در جنگ به دست مسلمانان، از اسباب به ملکیت درآمدن وی می باشد، همانگونه که در برخی آیات قرآن به آن اشاره شده است: والمحصنـت من النسآء الا ماملکت ایمـنکم... (برداشت مزبور براساس حدیثی از امام علی علیه السّلام است که ملکیت در آیه را به سبب اسارت دانسته است.)
احکام اسارت
۱. جواز بهره گیری جنسی از زنان اسیر شده برای مالک وی: حرمت... • والمحصنـت من النسآء الا ماملکت ایمـنکم.... (برداشت براساس حدیثی منقول از امام علی علیه السّلام در تفسیر «ما ملکت ایمانکم» است.) ۲. اسارت زنان شوهردار کافر، سبب بطلان عقد ازدواج آنان: حرمت... • والمحصنـت من النسآء الا ماملکت ایمـنکم... ۳. حرمت اسیر گرفتن بر پیامبران الهی پیش از غلبه بر دشمن: ما کان لنبی ان یکون له اسری حتی یثخن فی الارض... فاذا لقیتم الذین کفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق... ۴. جواز فدیه گرفتن از اسیران کافر در برابر آزاد ساختن آنان: یـایها النبی قل لمن فی ایدیکم من الاسری ان یعلم الله فی قلوبکم خیرا یؤتکم خیرا ممآ اخذ منکم... فاذا لقیتم الذین کفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما منا بعد واما فداء... ۵. جواز اسیر گرفتن از اهل کتاب، در صورت جنگ با آنان: وانزل الذین ظـهروهم من اهل الکتـب من صیاصیهم وقذف فی قلوبهم الرعب فریقا تقتلون وتاسرون فریقا. ۶. وجوب اسیر گرفتن از کافران حربی، پس از سرکوبی آنان: فاذا لقیتم الذین کفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق... ۷. عدم جواز اسیر گرفتن مشرکان در صورت اسلام آوردن آنان: ... فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم وخذوهم و احصروهم... فان تابوا واقاموا الصلوة وءاتوا الزکوة فخلوا سبیلهم... ۸. وجوب قتل یا اسیر گرفتن مشرکان پیمان شکن پس از گذشت ماه های حرام : براءة من الله ورسوله الی الذین عـهدتم من المشرکین• الا الذین عاهدتم من المشرکین... • فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم وخذوهم واحصروهم... فان تابوا واقاموا الصلوة وءاتوا الزکوة فخلوا سبیلهم... ۹. جواز آزادسازی اسیران بدون فدیه گرفتن از آنان: فاذا لقیتم الذین کفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما منا بعد... ۱۰. جواز آزادسازی اسیر با پرداخت فدیه در بنی اسرائیل، از جمله احکام کتاب آسمانی آنان (تورات): واذ اخذنا میثـق بنی اسرءیل... • ثم انتم هـؤلاء تقتلون انفسکم وتخرجون فریقا منکم من دیـرهم تظـهرون علیهم بالاثم والعدون وان یاتوکم اسـری تفـدوهم وهو محرم علیکم اخراجهم افتؤمنون ببعض الکتـب وتکفرون ببعض.... (جمله «افتؤمنون ببعض الکتاب» دلالت دارد که آزادسازی اسیران، از احکام تورات بوده است.) ۱۱. وجوب محکم بستن اسیران جنگی هنگامه نبرد: فاذا لقیتم الذین کفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق... ۱۲. جواز ازدواج با زنان اسیر کافر شوهردار، در صورت تملک آنان از سوی مسلمانان: حرمت علیکم امهاتکم... • والمحصنـت من النسآء الا ماملکت ایمـنکم.... («ما ملکت ایمانکم» استثنا از زنان شوهردار است که ازدواج و آمیزش با آنان حرمت دارد؛ بنابراین، زنان کافر اسیر شده در جنگ که به ملکیت مسلمانان درآمده اند، از حکم پیشین استثنا شده و آمیزش با آنان جایز است. این مطلب را حدیثی از امام علی علیه السّلام تایید می کند.) ۱۳. اسارت زنان شوهردار کافر، سبب بطلان عقد ازدواج آنان: حرمت علیکم امهاتکم... • و المحصنـت من النسآء الا ماملکت ایمـنکم.. ۱۴. ممنوعیت کشتن نیروهای دشمن پس از به اسارت درآوردن آنان: فاذا لقیتم الذین کفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما منا بعد واما فداء حتی تضع الحرب اوزارها ذلک ولو یشاء الله لانتصر منهم و لـکن لیبلوا بعضکم ببعض و الذین قتلوا فی سبیل الله فلن یضل اعمــلهم. («منا» و «فداء» در برابر «ضرب الرقاب» مطرح شده است که از مقابله آن ها استفاده می شود پس از اسارت، دیگر قتل در کار نیست.)۱۵. اسیر گرفتن از دشمن پیش از انهدام کامل آنان، امری ممنوع و ناروا: ما کان لنبی ان یکون له اسری حتی یثخن فی الارض... فاذا لقیتم الذین کفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما منا بعد و اما فداء حتی تضع الحرب اوزارها... ۱۶. اسیر گرفتن از دشمن به قصد دستیابی به منافع مادی، امری ناپسند و مورد نکوهش خداوند : ما کان لنبی ان یکون له اسری حتی یثخن فی الارض تریدون عرض الدنیا والله یرید الاخرة... ۱۷. ممنوعیت اسیر گرفتن از مشرکان در زمان معاهده ترک جنگ با مسلمانان: الا الذین عـهدتم من المشرکین ثم لم ینقصوکم شیـا و لم یظـهروا علیکم احدا فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم ان الله یحب المتقین• فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین... ۱۸. اسیر گرفتن از مشرکان معاهد در ماه های حرام، امری ممنوع: فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیت وجدتموهم و خذوهم واحصروهم واقعدوا لهم کل مرصد فان تابوا و اقاموا الصلوة و ءاتوا الزکوة فخلوا سبیلهم ان الله غفور رحیم. (برداشت یاد شده بر این اساس است که مقصود از «اشهر حرم»، ماه های حرام معروف باشد؛ نه چهار ماهی که در آیه دوم آمده است.)
عناوین مرتبط
احکام اسارت، اسیر، برخورد با اسیر، موجبات جواز اسارت.
تعدادی از اهل کتاب در یکی از جنگ ها با مسلمانان به اسارت درآمدند.
تعدادی از اهل کتاب به دست مسلمانان در غزوه بنی قریظه به اسارت درآمدند:و انزل الذین ظـهروهم من اهل الکتـب من صیاصیهم و قذف فی قلوبهم الرعب فریقا تقتلون وتاسرون فریقا.و خداوند گروهی از اهل کتاب (یهود) را که از آنان (مشرکان عرب) حمایت کردند از قلعه های محکمشان پایین کشید و در دلهایشان رعب افکند (و کارشان به جایی رسید که) گروهی را به قتل می رساندید و گروهی را اسیر می کردید!
← تفسیر آیه
 ۱. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۲۶.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۵، ص۳۵۰، برگرفته از مقاله «اسارت اهل کتاب».    
...
در همه ادیان آسمانی برای مقوله اسارت آثار و احکامی بیان شده است که در این مقاله به برخی از آنها اشاره می شود.
۱. اسیر گرفتن در میدان نبرد پیش از سرکوبی کامل دشمن، امری ناروا و ممنوع در تمام ادیان آسمانی: ما کان لنبی ان یکون له اسری حتی یثخن فی الارض... ۲. اسارت فرزندان بنی اسرائیل در زمان طالوت، محرک آنان برای پیکار بر ضد متجاوزان: الم تر الی الملا من بنی اسرءیل من بعد موسی اذ قالوا لنبی لهم ابعث لنا ملکا نقـتل فی سبیل الله قال هل عسیتم ان کتب علیکم القتال الا تقـتلوا قالوا وما لنا الا نقـتل فی سبیل الله وقد اخرجنا من دیـرنا وابنائنا... («و ابنائنا» عطف به «من دیارنا» است و دلالت دارد که فرزندان بنی اسرائیل از دیار خود اخراج نشدند و احتمال دارد اسیر شده باشند.) . ۳. آزادسازی اسیران بنی اسرائیل با گرفتن فدیه ، از فرمان های کتاب آسمانی آنان ( تورات ): ثم انتم هـؤلاء تقتلون انفسکم وتخرجون فریقا منکم من دیـرهم تظـهرون علیهم بالاثم والعدون وان یاتوکم اسـری تفـدوهم وهو محرم علیکم اخراجهم افتؤمنون ببعض الکتـب وتکفرون ببعض.... (از قید «افتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض...» استفاده می شود که آزاد کردن اسیر با دادن فدیه، از احکام تورات بوده است.)
در قرآن کریم اسیر گرفتن در میدان نبرد، پیش از غلبه بر دشمن، امری ناروا شمرده شده است.
ما کان لنبی ان یکون له اسری حتی یثخن فی الارض... هیچ پیامبری را سزاوار نیست که (برای اخذ سربها از دشمنان) اسیرانی بگیرد تا در زمین به طور کامل از آنان کشتار کند شما متاع دنیا را می خواهید و خدا آخرت را می خواهد و خدا شکست ناپذیر حکیم است؛ (مفعول «یثخن» کلمه ای مانند «العدو» است که به قرینه مقام، حذف شده است و «ال» در «الارض» نیز جانشین مضاف الیه، یعنی «ارض المعرکه» است. «اثخان» به معنای غلبه، با کشتار گسترده است.).
دیدگاه علامه طباطبایی در المیزان
کلمه (( اءسر )) بطوری که گفته اند به معنای این است که مرد جنگی حریف خود را دستگیر کرده و ببندد، و شخص مشدود (بسته ) شده را (( اسیر )) گویند و جمعش (( اءسری )) و (( اءسراء )) و (( اءساری )) و (( اساری )) می آید. و بعضی گفته اند کلمه (( اءساری )) جمع جمع است . و بنابراین کلمه (( السبی )) موردش عمومی تر از کلمه (( الاسر )) است برای اینکه سبی شامل دستگیر کردن اطفال دشمن نیز می شود بخلاف (( اسر )) که چون دستگیر کردن اطفال احتیاجی به بستن ندارد شامل آن نمی شود.کلمه (( ثخن )) - به کسر اول و فتح دوم - به معنای غلظت و بی رحمی است ، و اینکه می گویند: (( اثخنته الجراح و اثخنه المرض )) به همین معنا است . راغب در مفردات می گوید: (( ثخن الشی ء فهو ثخین )) معنایش این است که فلان چیز غلیظ شد بطوریکه روان و جاری نشد، و نتوانست به رفتن ادامه دهد، و لذا درباره کسی که با زدن و یا توهین کردن از ادامه کارش بازداشته ای بطور کنایه می گوئی : (( اثخنته ضربا و استخفافا )) ، و از همین باب است که خدای تعالی فرموده : (( ما کان لنبی ان یکون له اسری حتی یثخن فی الارض )) و نیز فرموده : (( حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق )) که در آیه اولی منظور از (( اثخان )) رسول (صلی الله علیه و آله ) در زمین این است که دینش در بین مردم بطوری مستقر شود که گوئی چیزی است که از شدت غلیظی منجمد شده و بعد از دورانی که رقیق و روان بود و بخاطر روان بودنش هر آن خوف زوالش می رفت ماسیده و پا بر جا شده است .



ارتباط محتوایی با اسارت

اسارت در جدول کلمات

اسارت
بردگی
به اســارت بردن
اسیرکردن
نویسنده اس سرشناس با آثاری چون پیرامون اسارت بشری و لبه تیغ
موام

معنی اسارت به انگلیسی

captivity (اسم)
گرفتاری ، اسارت ، گفتاری فکری
captivation (اسم)
شیفتگی ، اسارت
bondage (اسم)
اسارت ، بردگی ، بندگی
enslavement (اسم)
اسارت ، بردگی ، غلامی ، بنده سازی
yoke (اسم)
اسارت ، یوغ ، محتویات نطفه ، بندگی عبودیت
thraldom (اسم)
اسارت ، بندگی ، عبودیت
thralldom (اسم)
اسارت ، بندگی ، عبودیت

معنی کلمه اسارت به عربی

اسارت
اسر , عبودية

اسارت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اسارت   • اسیر در اسلام   • اسارت عشق   • اسیر جنگی   • معني اسارت   • طناب اسارت در جدول   • شعر اسارت   • اسارت شماعی زاده   • مفهوم اسارت   • تعریف اسارت   • معرفی اسارت   • اسارت چیست   • اسارت یعنی چی   • اسارت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسارت
کلمه : اسارت
اشتباه تایپی : hshvj
آوا : 'esArat
نقش : اسم
عکس اسارت : در گوگل


آیا معنی اسارت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )