انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1056 100 1

اسباب نزول

اسباب نزول در دانشنامه اسلامی

اسباب نزول
علوم قرآنی علم رغم اینکه دیر زمانی نیست که به وجود آمده است بااین وجود با سرعت گسترش یافته است و دارای زیر مجموعه های فراوانی است. ا ز جمله این زیر مجموعه ها بحث «اسباب نزول» قرآن است.
اسباب نزول از دانش های وابسته به قرآن کریم و از شاخه های علوم قرآنی است که درباره زمینه ها و مقتضیات نزول آیات و سوره های قرآن بحث می کند. این دانش از زمان نزول قرآن کریم تاکنون همواره مورد توجه و اهتمام مفسران بوده است. گرچه اصطلاح اسباب نزول اصطلاحی قرآنی نیست و گویا نخستین بار واحدی نیشابوری آن را به کار برده است; اما هر یک از دو واژه «اسباب» و «نزول» بارها در قرآن، به معانی مختلفی به کار رفته است. نزول به معنای فرود آمدن است درباره اموری مانند: آفرینش لباس، آهن، چهارپایان، بارش باران، فروفرستادن عذاب، نزول قرآن بر پیامبر و ... به کار رفته است. در اصطلاح اسباب نزول، معنای اخیر مراد است. اسباب نیز جمع سبب است و به معانی گوناگونی در قرآن استعمال شده است; هم چون: ریسمان (حج/۲۲،۱۵)، درهای آسمان یا نواحی آن (مؤمن/۴۰، ۳۶; ص/۳۸، ۱۰)، راه و منزل (کهف/۱۸، ۹۲) و علم (کهف/۱۸،۸۴)، راه های عروج به آسمان (اسباب السماء)، مودت و پیوند. (بقره/۲، ۱۶۶) ; اما بعید نیست که سبب در ابتدا به معنای ریسمان محکم و بلندی بوده که با آن از جایی بالا یا پایین می روند، و معانی دیگر کاربردهای مجازی و استعاری آن است.
دیدگاه مفسران
به هر روی، در نگاه مفسران، به ویژه مفسران متأخر سبب نزول عبارت است از هر روی داد یا پرسشی در زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله)که به اقتضای آن آیه یا آیاتی از قرآن هم زمان، یا در پی آن نازل شده است.
این تعریف از اسباب نزول با اندکی تغییر و احیاناً با افزودن قید یا قیودی مورد پذیرش همه مفسران قرار گرفته است. قید «وقوع در زمان پیامبر» مهم ترین قیدی است که مفسران در تعریف اسباب نزول بدان توجه کرده اند، تا براساس آن، حوادثی که پیش از اسلام رخ داده و آیاتی از قرآن به آن حوادث اشاره دارد، از دایره اسباب نزول خارج شود; بر همین اساس سیوطی بر واحدی خرده گرفته است که چرا وی داستان اصحاب فیل را به عنوان «سبب نزول» سوره فیل نقل کرده است ، یا علل و اسباب خُلَّت ابراهیم(علیه السلام) را سبب نزول آیه ۱۲۵ نساء/۴ «واتَّخَذَ اللّهُ اِبرهیمَ خَلیلا» دانسته است. البته اشکال سیوطی بر واحدی از روی دقت نبوده است; زیرا واحدی هرگز این دو روایت را سبب نزول دو آیه مورد اشاره ندانسته; بلکه به مناسبت، آن را نقل کرده است.
تفاوت سبب نزول و شأن نزول
طبق نظر برخی مفسران اسباب نزول غیر از شأن نزول است و حوادثی که پیش از اسلام، یا پس از نزول آیات قرآن رخ داده و گزارش آن در روایات اسباب نزول آمده، اسباب نزول آیات به شمار نمی آید. برخی محققان معاصر درباره این دست روایات اصطلاح «شأن نزول» به کار برده اند. از نظر این پژوهش گران، «شأن نزول» عبارت است از همه اشخاص یا حوادثی که قبل از عصر نزول قرآن، یا معاصر با نزول قرآن بوده و آیه یا آیاتی از قرآن درباره آن نازل شده است; هم چنین در مورد اشخاص یا حوادثی که پس از نزول آیات قرآن بوده و آیاتی از قرآن بر آن ها تطبیق داده شده نیز شأن نزول صادق است; در حالی که «سبب نزول» تنها به پیش آمدهایی گفته می شود که در پی آن آیه یا آیاتی نازل شده است.
باید توجه داشت که اصطلاح «شأن نزول» در برخی از تفاسیر و کتاب های علوم قرآنی معاصر و اغلب فارسی به کار رفته و گاه با سبب نزول مرادف دانسته شده است. گویا منشأ جعل و رواج این پراکنده واژه شأن در پاره ای از تفاسیر، به ویژه تفاسیر فارسی، مانند: کشف الاسرار میبدی و روض الجنان ابوالفتوح رازی و نیز کاربرد عبارت «فنزلت فی ...» در بسیاری از روایات اسباب نزول بوده است. (=> همین مقاله: الفاظ دال بر سبب نزول)
اصطلاح «اسباب نزول» اصطلاحی مستحدث است که سابقه آن حدوداً به قرن چهارم و پنجم هجری می رسد و پس از واحدی بود که این اصطلاح رایج و فراگیر شد; در حالی که پیش تر از آن، و هم به صورت پراکنده بعد از آن، گاه اصطلاح «التنزیل» به کار می رفته، و کتاب هایی نیز عنوان التنزیل به خود گرفته است. واژه تنزیل در روایاتی از پیامبر(صلی الله علیه وآله)، اهل بیت(علیهم السلام) و صحابه دیده می شود که در مقابل تأویل به کار می رفته و مراد از آن مورد نزول بوده است، یعنی معنای ظاهری آیه. مورد نزول آیه می تواند حادثه و واقعه ای خاص باشد که در این صورت به آن سبب نزول گفته می شود; بنابراین مورد نزول (تنزیل) اعم از سبب نزول است. هم چنین در برخی تعابیر به تنزیل «ظهر» نیز گفته می شود; در مقابل بطن و مراد از ظهر نیز مورد نزول و اعم از سبب نزول است.

اسباب نزول
اَسْبابِ نُزول یا شَأن نزول حوادث یا موقعیت هایی که در پی آن ها آیه یا آیاتی از قرآن نازل شده است. اسباب نزول نقش مهمی در تفسیر آیات قرآن دارند و در کتاب های علوم قرآن و تفاسیر به آنها توجه می شود. عالمان مسلمان کتاب های مستقلی درباره اسباب نزول نوشته اند. همه آیات قرآن شان نزول ندارند. برخی از قرآن شناسان مجموع اسباب نزول را حدود ۴۶۰ مورد دانسته اند.
اسباب، جمع سبب و به معنای هر چیزی است که برای رسیدن به هدف می توان از آن کمک گرفت؛ این کلمه و مشتقات آن در معانی پیوند، ابزار، باعث و خویشاوند به کار رفته اند.
منظور از اسباب نزول، پرسش ها، رفتارهای نیک و بد و همچنین حوادثی است که در زمان رسالت پیامبر(ص) اتفاق افتاده و در پی آنها برخی از آیات یا سوره های قرآن نازل شده است. گفته شده است اصطلاح اسباب نزول در نخستین آثار امامیه به صورت اسباب التنزیل به کار رفته و بعدها به صورت اسباب نزول القرآن یا اسباب النزول مصطلح شده و عنوان رشته ای از علوم قرآنی قرار گرفته است.
اسباب نزول
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
اسباب نزول از دانش های وابسته به قرآن کریم و از شاخه های علوم قرآنی است که درباره زمینه ها و مقتضیات نزول آیات و سوره های قرآن بحث می کند. این دانش از زمان نزول قرآن کریم تاکنون همواره مورد توجه و اهتمام مفسران بوده است.
گرچه اصطلاح اسباب نزول اصطلاحی قرآنی نیست و گویا نخستین بار واحدی نیشابوری آن را بکار برده است؛ اما هر یک از دو واژه «اسباب» و «نزول» بارها در قرآن به معانی مختلفی بکار رفته است.
نزول به معنای فرود آمدن است درباره اموری مانند: آفرینش لباس، آهن، چهارپایان، بارش باران، فروفرستادن عذاب، نزول قرآن بر پیامبر و ... بکار رفته است. در اصطلاح اسباب نزول، معنای اخیر مراد است. اسباب نیز جمع سبب است و به معانی گوناگونی در قرآن استعمال شده است؛ همچون: ریسمان (سوره حج/22،15)، درهای آسمان یا نواحی آن (سوره مؤمن/40، 36؛ ص/38، 10)، راه و منزل (سوره کهف/18، 92) و علم (سوره کهف/18،84)، راه های عروج به آسمان (اسباب السماء)، مودت و پیوند. (سوره بقره/2، 166)؛ اما بعید نیست که سبب در ابتدا به معنای ریسمان محکم و بلندی بوده که با آن از جایی بالا یا پایین می روند و معانی دیگر کاربردهای مجازی و استعاری آن است.
به هر روی در نگاه مفسران به ویژه مفسران متأخر سبب نزول عبارت است از هر رویداد یا پرسشی در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله که به اقتضای آن آیه یا آیاتی از قرآن همزمان، یا در پی آن نازل شده است.
این تعریف از اسباب نزول با اندکی تغییر و احیاناً با افزودن قید یا قیودی مورد پذیرش همه مفسران قرار گرفته است. قید «وقوع در زمان پیامبر» مهم ترین قیدی است که مفسران در تعریف اسباب نزول بدان توجه کرده اند تا بر اساس آن، حوادثی که پیش از اسلام رخ داده و آیاتی از قرآن به آن حوادث اشاره دارد. از دایره اسباب نزول خارج شود بر همین اساس سیوطی بر واحدی خرده گرفته است که چرا وی داستان اصحاب فیل را به عنوان «سبب نزول» سوره فیل نقل کرده است یا علل و اسباب خُلَّت حضرت ابراهیم علیه السلام را سبب نزول آیه 125 سوره نساء/4 «وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلاً» دانسته است.
البته اشکال سیوطی بر واحدی از روی دقت نبوده است؛ زیرا واحدی هرگز این دو روایت را سبب نزول دو آیه مورد اشاره ندانسته بلکه به مناسبت آن را نقل کرده است. به هر حال، تعریف اسباب نزول روشن است و حوادثی که پیش از اسلام یا پس از نزول آیات قرآن رخ داده و گزارش آن در روایات اسباب نزول آمده، اسباب نزول آیات به شمار نمی آید.
اسباب نزول، امور زمینه ساز نزول آیات قرآن را می گویند.
به طور کلی، نزول قرآن بر دو گونه است: گاهی صرفا بر اساس مصلحت الهی و اراده او برای هدایت مردم به راه راست بوده است، و گاهی علاوه بر آنچه گفته شد، اسباب، عوامل و جهات خاصی چون سؤال مخاطبان اعم از کفار و مسلمانان ، حوادث اجتماعی و… نیز در نزول آیات الهی نقش داشته اند. مثلا بسیاری از آیات سوره بقره که سال اول هجرت نازل شده در توبیخ یهود است که در پیشرفت اسلام کارشکنی می کردند. و سوره حشر در خصوص کوچانیدن یهود بنی نظیر ، و سوره عادیات در خصوص اعراب وادی یابس یا غیر آنها نازل شده است. این زمینه ها را که موجب نزول سوره یا آیه ای می شد، اسباب نزول گویند.
فواید شناخت اسباب نزول
برخی در فایده شناخت اسباب نزول تشکیک کرده و آن را بحثی صرفا تاریخی دانسته اند، اما از نظر دانش مندان، شناخت اسباب نزول فواید بسیاری دارد؛ از جمله موارد ذیل:۱. کشف مفهوم آیه : با توجه به این که احادیث نزول، ظرف نزول آیه و شرایط آن را تبیین می کنند، آگاهی از اسباب نزول گاهی چنان اهمیت دارد که فهم معنای واقعی آیه، بدون آن ممکن نیست؛ مانند آیه: (ولله المشرق والمغرب فاینما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع علیم)؛ "و مشرق و مغرب از آن خداست پس به هر سو رو کنید آنجا روی(به) خداست آری خدا گشایشگر داناست" که مدلول ظاهر لفظ نشان می دهد که بر نمازگزار ایستادن به جانب قبله ، چه در سفر و چه در حضر ، واجب نیست و به هر جا که رو کند درست است، اما این خلاف اجماع است و مفهوم درست آیه دانسته نمی شود مگر اینکه سبب نزول آن دانسته شود، و این نزول، هنگامی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم از مکه به مدینه می رفت سوار بر شتری، و نشسته نماز می خواند. و آیه در مورد نماز مستحبی است.۲. پی بردن به حکمت الهی و مصالح و مزایایی که آیات الهی به خاطر آن نازل گشته، باعث زیادت ایمان مومنین و تشویق به عمل به دستورات قرآن ] می گردد.۳. شناخت جایگاه و منزلت شخصیت های صدر اسلام و آگاهی از ضعف و قوت آنان: (ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤوف بالعباد). این آیه منزلت رفیع امیرمؤمنان علی علیه السّلام را بیان می کند.۴. دفع توهم حصر، در موردی که ظاهر آیه دلالت بر حصر دارد. مثلا ظاهر آیه: (قل لا اجد فی ما اوحی الی محرما علی طاعم یطعمه الا ان یکون میتة او دما مسفوحا او لحم خنزیر فانه رجس او فسقا اهل لغیر الله به) دلالت بر حصر محرمات در موارد مذکور در آیه دارد، اما با توجه به سبب نزول، این حصر را نپذیرفته اند.۵. نزد کسانی که در دوران امر بین عمومیت لفظ و سبب خاص، دومی را ترجیح می دهند، با شناختن سبب نزول، حکم ذکر شده به لفظ عام را اختصاص به مورد نزول می دهند.۶. اگر نسبت به حکم مستفاد از یک آیه مخصصی وارد شد، با شناخت سبب نزول، می فهمیم که مخصص، سبب نزول را از حکم عام خارج نمی کند و ناظر به سایر موارد خواهد بود، زیرا به اجماع ، حکم سبب باقی است و تخصیص ناپذیر است.۷. یکی دیگر از فواید علم به سبب نزول، شناخت افرادی است که آیه، به طور مشخص، ناظر به آنها است. مثلا در داستان "افک" ( تهمت به یکی از همسران پیامبر ) شناخت سبب نزول باعث منزه شدن دیگران می شود.۸. کمک به آسان شدن حفظ قرآن و تسهیل در فهم و تثبیت در ذهن شنونده را نیز از فواید علم به سبب نزول دانسته اند.و از این روی گروه انبوهی از محدثین صحابه و تابعین در صدر اسلام به ضبط و روایت اسباب نزول همت گماشته بودند و اخبار بیشماری در این باره نقل نموده اند. این روایات از طرق اهل سنت بسیار زیاد است و به چندین هزار روایت می رسد، و از طریق شیعه کم و شاید از چند صد بیشتر نباشد. البته همه روایات هم مسند و صحیح نیست بلکه بسیاری از آنها غیر مسند و ضعیف اند.
اعتبار اسباب نزول
...
أسباب نزول القرآن، اثر ابوالحسن علی بن احمد واحدی نیشابوری (متوفای سال 468ق) است. مصنف، «أسباب النزول» را به ترتیب سوره های قرآن از آیه تسمیه سوره حمد تا انتهای قرآن پی گرفته و ذیل هر آیه سبب و شأن نزول آن را از راویان مختلف نقل نموده است؛ البته أسباب النزول واحدی شامل تمامی آیات قرآن نیست و تنها شأن نزول آیاتی را که توانسته جمع آوری کند و یا برای او روایتی نقل شده را احصا نموده است. وی از مجموع سور قرآن، راجع به 82 سوره، 883 مورد سبب نزول نقل کرده است.
«أسباب النزول» حاصل زحمات حدود 40 ساله مصنف و از اولین کتاب های مدون موجود در این علم می باشد.
مصنف در انگیزه تألیف می نویسد: «ابن سیرین می گوید: درباره آیه ای از قرآن از عبید سؤال کردم، عبید گفت: از خدا بپرهیز و گفتار محکم برگو، کسانی که عالم به شأن نزول آیات بودند، از بین رفتند و امروز هرکس خبری درباره شأن نزول آیات اختراع می کند و دروغ و افترائی که منشأ و پایه آن بر نادانی است، در آن باره می گوید، بدون توجه به اینکه هرکسی که مرتکب لغزش در نقل خبر می شود، جایگاهش جهنم می باشد.
همین مطلب بود که مرا وادار کرد که کتابی به رشته تحریر درآورم که جامع تمام اسباب نزول قرآن باشد؛ تا پویندگان این علم و کسانی که در باب نزول آیات قرآن سخن می گویند، به این کتاب مراجعه کنند و حقیقت را دریابند و از دروغ گفتن بی نیاز شوند».
روش واحدی، نقل روایات مختلف از راویان مختلف است؛ یعنی ابتدا روایات پیامبر(ص)، سپس روایات صحابه و بعد از آن روایات تابعین را نقل می کند. البته باید دانست که اینکه گفته می شود: تعداد روایت معصوم(ع) در أسباب النزول حدود 20% می باشد و 80% باقی مانده را روایات صحابه و تابعین تشکیل می دهد، نسبت به کتب شیعه می باشد و روایات منقول از پیامبر(ص) و احیانا حضرت علی(ع) در کتب اسباب نزول و تفاسیر اهل سنت، بسیار کمتر از 20% می باشد.
آیـات نـازل شده در هر مناسبتی، به همان حادثه و مناسبت نظر داردآن حادثه و مناسبت را شأن نزول می نامند.
در اهمیت شناخت اسباب نزول یا شان نزول باید گفت : همان گونه که می دانیم قرآن، تدریجی و در مـنـاسـبت های مختلف نازل شده است بر حسب اقتضا اگرحادثه ای پیش می آمد یا مسلمانان دچار مشکلی می شدند، یک یا چند آیه و احیانایک سوره برای رفع مشکل نازل می گردید پر واضح اسـت کـه آیـات نـازل شده در هرمناسبتی، به همان حادثه و مناسبت نظر دارد پس اگر ابهام یا اشـکـالـی در لـفـظ یـامعنای آیه پدید آید، با شناخت آن حادثه یا پیش آمد، رفع اشکال می کرد در نـتـیـجـه برای دانستن معنا و تفسیر کامل هر آیه، باید به شان نزول آن رجوع کرد تا کاملاموضوع روشن شود پس شان نزول می تواند قرینه ای باشد تا دلالت آیه را تکمیل کند و بدون آن، دلالت آیه نـاقص می ماند.
بیان نمونه
مثلا در مورد آیه «ان الصفا والمروة من شعائر الله فمن حج البیت او اعتمر فلا جناح علیه ان یطوف بهما» اشکال شده است که سعی میان دو کوه صفا و مروه در حج و عمره از ] است، چرا به لفظ (لاجناح)جناح معرب گناه است. تعبیر شده است؟معنای ظاهری آیه چنین است : گناهی نیست که میان آن دو کوه سعی نمایید این عبارت جواز را می رساند نه وجوب را ولی با مراجعه به شان نزول آیه روشن می شود که این عبارت برای رفع توهم گـنـاه آمـده است، زیرا پس از صلح حدیبیه درسال ششم هجری مقرر شد که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) و صحابه سال بعد برای انجام مراسم عمره به مکه مشرف شوند و در این قرار داد چنین آمده بود که به مدت سه روز مشرکان بت های خود را از اطراف بیت و هم چنین از روی کوه صفا و مروه بردارند تـا مسلمانان آزادانه مراسم طواف و سعی را انجام دهند پس از گذشت سه روز بت ها برگردانده شـد بـرخـی از مـسـلمانان به عللی هنوز مراسم سعی را انجام نداده بودند و با بازگرداندن بت ها، چـنـیـن گمان بردند که با وجود بت ها، سعی میان صفا و مروه گناه است آیه مذکور نازل شد تا مـسلمانان از سعی خودداری نکنند، زیرا اساسا سعی از شعائر الهی است و وجود بت ها امر عارضی اسـت و بـه آن زیـان نـمـی رساند لذا مفهوم این آیه با مراجعه به شان نزول کاملا واضح و روشن می شود و مساله جواز یا وجوب سعی در کار نیست، بلکه صرفا (دفع توهم منع) است یعنی با وجود بت ها منعی از انجام سعی نیست پس شناخت اسباب نزول نقش اساسی در فهم و پی بردن به معانی بسیاری از آیات ایفا می کند.
دشواری شناخت اسباب نزول
راه شـناخت و پی بردن به اسباب نزول بسی دشوار است، زیرا پیشینیان در این زمینه مطلب قابل تـوجـهـی ثبت و ضبط نکرده اند، جز اندکی که کاملا چاره سازنیست شاید یکی از علل عدم ضبط دقیق این بود که خود به وضع آشنا بودند ودیگر نیازی نمی دیدند که معلومات و مشاهدات خود را بـه عنوان سند برای آینده ثبت کنند بعدها روایاتی در این زمینه فراهم شد که بیش تر دارای ضعف سند و غیرقابل اعتماد بوده و احیانا اعمال غرض در کار وجود داشته است به ویژه در دوران تاریک حکومت بنی امیه که از روی غرض ورزی، آیات بی شماری با تنظیم شان نزول های ساختگی، طبق دل خـواه تفسیر و تاویل شده است از امام احمدبن حنبل دراین باره نقل شده: (سه چیز اصل و پایه درسـتـی نـدارد: روایـاتی که درباره جنگ های صدر اسلام ثبت شده، روایاتی که درباره فتنه های آخرالزمان گفته شده و روایاتی که درباره تفسیر و تاویل قرآن آورده اند.) امام بدرالدین زرکشی از بـرخی محققین نقل می کند: (مقصود بیشترین روایات در این باره قابل اعتماد نیست، نه این که هـمـه آن هـا قـابـل اعتماد نباشند.)
پیشگامان جمع آوری اسباب النزول
...
احادیث اسباب نزول، احادیث مربوط به رخدادهای زمینه ساز نزول آیه را می گویند.
احادیث اسباب نزول، احادیثی هستند که سبب نزول آیات را یادآور شده اند. اسباب نزول در حقیقت همان رخدادهای خارجی زمینه ساز نزول آیات قرآن است، و تنها راه آگاهی از چنین اسباب و زمینه هایی، گزارش های شاهدان عینی آن عصر است؛ لذا تنها منبع معتبر برای آگاهی از اسباب نزول، همان «احادیث اسباب نزول» است.
منابع احادیث اسباب نزول
با این که در کتاب های روایی و تفسیری شیعه، روایات و احادیث اسباب نزول ذکر شده اند؛ اما عمده احادیث موجود در این باب، از منابع اهل سنت نقل شده است. علی رغم تلاش فراوان محققان و اهمیت فوق العاده این احادیث در کشف معانی قرآن ، متاسفانه امروزه از سبب نزول بسیاری از آیات آگاه نیستیم. و نیز بسیاری از روایات موجود، نه از نظر سند قابل اعتمادند و نه از نظر محتوا؛ تا جایی که این سخن نزد اهل تحقیق به مثابه یک «اصل» پذیرفته شده است که: «احادیث مربوط به جنگ ها ( مغازی ) و فتنه ها ( ملاحم ) ریشه و پایه ای ندارند».
عوامل کم بودن احادیث اسباب نزول
در این میان، نباید از نقش ویرانگر دو عامل یعنی « منع تدوین احادیث تا نود سال پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم» و «انگیزه های نیرومند سیاسی و غیرسیاسی جعل و تحریف در احادیث اسباب نزول» غافل شد. از این رو، محققان برای بازشناسی احادیث معتبر از غیرمعتبر، ملاک هایی ذکر کرده اند، که مهم ترین و کارآمدترین ملاک در اینجا آن است که روایت ماثور، صرف نظر از اسناد آن بتواند به خوبی نقاط ابهام و سؤال برانگیز آیه را توضیح دهد و در عین حال محتوای آن با بدیهیات عقل و دین مخالف نباشد.
دانش اسباب نزول از دانش های نقلی است که تنها راه دست یابی به آن نقل است و نمی توان برای رسیدن به آن اجتهاد کرد.
اسباب نزول موجود روایاتی منقول از امامان معصوم (علیهم السلام) صحابه ، تابعان و پیروان آن ها است، که از ارزشی یکسان برخوردار نیست؛ افزون بر این که در میان آن ها روایات مجعول و محرَّف نیز دیده می شود.
← استناد واحدی
البته این حکم، روایات سایر صحابیان را شامل نمی شود؛ مانند ابن عباس که از صحابیان خردسال بوده یا ابوهریره که در سه سال پایان حیات پیامبر، اسلام آورده است و روایات آن ها حدیث موقوف به شمار می آید؛ هم چنین سیوطی روایات منقول از تابعان را حدیث مرفوعِ مرسل شمرده است که در صورت برخورداری از دو شرط قابل پذیرش است: نخست این که سند آن تا فرد تابعی صحیح باشد و دوم آن که آن تابعی از پیشوایان در تفسیر باشد که تفسیر خود را از صحابیان گرفته اند؛ مانند مجاهد ، عکرمه و سعید بن جبیر ، یا آن که آن روایت با روایت مرسل دیگری تقویت شود.
نظر علاّمه طباطبایی
در مقابل این نظر، برخی نیز نگاه خوش بینانه ای به روایات اسباب نزول نداشته، اعتبار آن ها را رد کرده اند؛ علاّمه طباطبایی با این که معتقد است دانستن اسباب نزول تا اندازه ای انسان را از مورد نزول و مضمون آیات آگاه و روشن می کند؛ اما روایات موجود اسباب نزول را فاقد اعتبار کافی می داند. وی می گوید: تتبع این روایات و تأمل کافی در اطراف آن ها انسان را نسبت به آن ها بدبین می کند؛ زیرا اولاً از سیاق بسیاری از آن ها پیدا است که راوی ارتباط نزول آیه با حادثه را به صورت مشافهه و دریافت و حفظ به دست نیاورده، بلکه قصه را حکایت می کند؛ سپس آیاتی را که از جهت معنا با قصه مناسب است به قصه ارتباط می دهد؛
← سبب نزول موجود در روایات
...
این که آگاهی از اسباب نزول تا چه اندازه می تواند در فهم و تفسیر قرآن یا فهم بهتر و کامل تر آیات نقش داشته باشد، همواره یکی از نخستین پرسش های پیش روی مؤلفان کتب اسباب نزول بوده است. شاید هیچ یک از مفسران پیشین درباره نقش ممتاز اسباب نزول در این باره تردید نکرده باشند.
واحدی بر آن است که شناخت تفسیر قرآن بدون آگاهی از قصه های آن و سبب نزول آیاتِ آن ممکن نیست.
دلایل شاطبی
شاطبی گفته است: شناخت اسباب تنزیل برای همه طالبان دانش قرآن لازم است.
← دلیل نخست
توجّه مفسران به روایات اسباب نزول در تفسیر قرآن نشان می دهد که آنان برای این روایات جای گاهی بس مهم در نظر گرفته اند، تا آن جا که حجم فراوانی از تفسیر صحابه و تابعان را بیان اسباب نزول آیات تشکیل می داده است. حتی در زمان صحابه علم به تنزیل قرآن و این که آیات آن در چه زمان و مکانی و درباره چه کسانی یا چیزهایی نازل شده است ارزش و افتخار به شمار می آمد و معیار فضل و تقدم صحابه بر دیگران یا برخی از صحابه بر دیگر صحابیان بوده است.
← روایتی از امیرمؤمنان
...
این نوشتار در مورد اهمیت شناخت اسباب نزول و راه های دستیابی به آن است که البته راه شناخت و پی بردن به اسباب نزول و شناخت فرق سبب نزول یا شان نزول و طرق تشخیص نوشته ها صحیح و سقیم کار هر کسی نمی باشد.
در اهمیت شناخت اسباب نزول یا شان نزول باید گفت: همان گونه که می دانیم قرآن، تدریجی و در مناسبت های مختلف نازل شده است. بر حسب اقتضا اگرحادثه ای پیش می آمد یا مسلمانان دچار مشکلی می شدند، یک یا چند آیه و احیانا یک سوره برای رفع مشکل نازل می گردید. پر واضح است که آیات نازل شده در هرمناسبتی، به همان حادثه و مناسبت نظر دارد. پس اگر ابهام یا اشکالی در لفظ یا معنای آیه پدید آید، با شناخت آن حادثه یا پیش آمد، رفع اشکال می کرد. در نتیجه برای دانستن معنا و تفسیر کامل هر آیه، باید به شان نزول آن رجوع کرد تا کاملا موضوع روشن شود. پس شان نزول می تواند قرینه ای باشد تا دلالت آیه را تکمیل کند و بدون آن، دلالت آیه ناقص می ماند.
یک مثال برای دانستن اهمیت شأن نزول
مثلا در مورد آیه ان الصفا و المروة من شعائر الله فمن حج البیت او اعتمر فلا جناح علیه ان یطوف بهما. . . اشکال شده است که سعی میان دو کوه صفا و مروه در حج و عمره از ارکان است، چرا به لفظ لا جناح » (جناح معرب گناه است) تعبیر شده است؟معنای ظاهری آیه چنین است: گناهی نیست که میان آن دو کوه سعی نمایید. این عبارت جواز را می رساند نه وجوب را. ولی با مراجعه به شان نزول آیه روشن می شود که این عبارت برای رفع توهم گناه آمده است، زیرا پس از صلح حدیبیه در سال ششم هجری مقرر شد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و صحابه سال بعد برای انجام مراسم عمره به مکه مشرف شوند و در این قرار داد چنین آمده بود که به مدت سه روز مشرکان بت های خود را از اطراف بیت و هم چنین از روی کوه صفا و مروه بردارند تامسلمانان آزادانه مراسم طواف و سعی را انجام دهند. پس از گذشت سه روز بت هابرگردانده شد. برخی از مسلمانان به عللی هنوز مراسم سعی را انجام نداده بودند وبا بازگرداندن بت ها، چنین گمان بردند که با وجود بت ها، سعی میان صفا و مروه گناه است. آیه مذکور نازل شد تا مسلمانان از سعی خودداری نکنند، زیرا اساسا سعی از شعائر الهی است و وجود بت ها امر عارضی است و به آن زیان نمی رساند. لذا مفهوم این آیه با مراجعه به شان نزول کاملا واضح و روشن می شود و مساله جواز یا وجوب سعی در کار نیست، بلکه صرفا دفع توهم منع » است.یعنی با وجود بت ها منعی از انجام سعی نیست. پس شناخت اسباب نزول نقش اساسی در فهم و پی بردن به معانی بسیاری از آیات ایفا می کند.
دشوار بودن راه شناخت و پی بردن به اسباب نزول
راه شناخت و پی بردن به اسباب نزول بسی دشوار است، زیرا پیشینیان در این زمینه مطلب قابل توجهی ثبت و ضبط نکرده اند، جز اندکی که کاملا چاره ساز نیست. شاید یکی از علل عدم ضبط دقیق این بود که خود به وضع آشنا بودند و دیگر نیازی نمی دیدند که معلومات و مشاهدات خود را به عنوان سند برای آینده ثبت کنند. بعدها روایاتی در این زمینه فراهم شد که بیش تر دارای ضعف سند و غیرقابل اعتماد بوده و احیانا اعمال غرض در کار وجود داشته است. به ویژه در دوران تاریک حکومت بنی امیه که از روی غرض ورزی، آیات بی شماری با تنظیم شان نزول های ساختگی، طبق دل خواه تفسیر و تاویل شده است. از امام احمد بن حنبل در این باره نقل شده: سه چیز اصل و پایه درستی ندارد: روایاتی که درباره جنگ های صدر اسلام ثبت شده، روایاتی که درباره فتنه های آخر الزمان گفته شده و روایاتی که درباره تفسیر و تاویل قرآن آورده اند». امام بدر الدین زرکشی از برخی محققین نقل می کند: مقصود بیش ترین روایات در این باره قابل اعتماد نیست، نه این که همه آن ها قابل اعتماد نباشند» معروف ترین کسی که در این باره روایاتی جمع آوری کرده است، ابو الحسن علی بن احمد واحدی نیشابوری(متوفای ۴۶۸) است که جلال الدین سیوطی(متوفای ۹۱۱)بر او خرده گرفته و می گوید که در فراهم کردن روایات ضعیف همت گماشته، صحیح و سقیم را به هم آمیخته و بیش تر روایات خود را از طریق کلبی از ابی صالح از ابن عباس آورده است که جدا واهی و ضعیف است... سپس خود سیوطی در این زمینه رساله ای نگاشته به نام لباب النقول(برگزیده های منقول)که خود نیز در انتخاب روایات از روایت های ضعیف ، مصون نمانده است. مثلا درباره آیه و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به ولئن صبرتم لهو خیر للصابرین، و اصبر و ما صبرک الا بالله و لا تحزن علیهم و لا تک فی ضیق مما یمکرون، ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون نوشته است که پیامبر صلی الله علیه و آله آن گاه که بر سر نعش حمزه ایستاد و او را بدان حالت زار یافت، فرمود: لامثلن بسبعین منهم مکانک، هر آینه با هفتاد نفر از آنان(قریش) همان کنم که با تو کردند بریدن گوش و بینی و پاره کردن شکم ». آن گاه جبرئیل این آیات را نازل نمود و او را ازاین کار منع کرد... در حالی که سوره نحل از سوره های مکی است. سال ها پیش از جنگ احد که در مدینه در سال چهارم هجرت اتفاق افتاد، نازل شده است. به علاوه از مقام پیامبر صلی الله علیه و آله که تربیت شده آیین اسلام است و هم واره عدل و انصاف را در زندگی خود پیش گرفته، کاملا به دور است که چنین اندیشه ناعادلانه ای را به خود راه دهد. آری آیات فوق در مکه موقعی که مسلمانان مورد شکنجه کفار بودند نازل شد که هرگز تجاوز نکنید و بهتر است شکیبا باشید.
فرق سبب نزول یا شان نزول
...
در موضوع اسباب نزول نگاشته های فراوانی به صورت مستقل یا در ضمن کتب علوم قرآنی به ما رسیده است.
معروف است که نخستین اثر در این زمینه از علی بن مدینی (م.۲۳۴ ق.) شیخ بخاری بوده و مشهورترین کتاب از علی بن احمد واحدی نیشابوری (م. ۴۶۸ ق.) است؛ اما ابن ندیم در فهرست خود از دو کتاب دیگر پیش از این دو خبر داده که درباره نزول قرآن تألیف شده است: یکی کتاب نزول القرآن ابن عباس به روایت عکرمه بربری (م.۱۰۴ ق.) و دیگری نزول القرآن حسن بن ابی الحسن یسار بصری (م. ۱۱۰ ق.).
مهم ترین کتاب ها پس از علی بن مدینی
مهم ترین کتاب هایی که پس از علی بن مدینی تألیف شده از این قرار است:۱. اسباب النزول تألیف عبدالرحمن بن محمد معروف به مطرف اندلسی (م. ۴۰۲ ق.)؛ از این کتاب با عنوان القصص والاسباب التی نزل من اجلها القرآن نیز یاد شده و ترجمه فارسی آن از ابونصر سیف الدین احمد اسبر تکینی است؛ ۲. الشمول فی اسباب النزول از احمد بن عمر قطیعی (م. ۵۶۳ ق.)؛ ۳. اسباب النزول از محمد بن اسعد قرافی (م. ۵۶۷ ق.)؛۴. اسباب النزول از قطب الدین راوندی (م.۵۷۳ ق.)؛ ۵. الاسباب والنزول علی مذهب آل الرسول از ابوجعفر محمد بن علی بن شهرآشوب (م.۵۸۸ ق.)؛ ۶. اسباب النزول از ابن جوزی (م.۵۹۷ ق.)؛ ۷. یتیمة الدرر فی النزول و آیات السور از ابوعبدالله موصلی (م.۶۵۶ق.)؛۸. التبیان فی نزول القرآن از تقی الدین احمد معروف به ابن تیمیه (م.۷۲۸ ق.). این کتاب با عنوان العلم باسباب النزول به چاپ رسیده است؛۹. اسباب النزول از برهان الدین جعبری (م.۷۳۲ ق.)؛۱۰. اسباب النزول از ابن حجر عسقلانی (م.۸۵۲ ق.) که با عنوان العجاب فی الاسباب به چاپ رسیده است؛۱۱. مددالرحمن فی اسباب نزول القرآن، از زین الدین مقدسی معروف به خلیلی (م.۸۷۶ ق.)؛۱۲. لباب النقول فی اسباب النزول از جلال الدین سیوطی (م.۹۱۱ ق.).پس از سیوطی نیز کتب متعدد دیگری نگاشته شد که بیش تر این کتاب ها از آنِ معاصران است. آنچه در این کتاب ها مورد توجه مؤلفان آن ها بوده گردآوری روایاتی است که بیان گر سبب نزول آیات قرآن است.
کتب تفاسیر مربوطه
مرعشلی از چند کتاب دیگر اسباب نزولی نیز یاد کرده است که ارتباط آن با اسباب نزول برای ما روشن نیست. علاوه بر کتاب های مستقلی که در باب اسباب نزول نگاشته شده، تفاسیر قرآن نیز از همان آغاز با هر صبغه ای که داشته روایات اسباب نزول را در خود جای داده است. از میان تفاسیر روایی و غیر روایی قدیم و جدید بیش از همه تفسیر روح المعانی ، آلوسی بغدادی (م.۱۲۶۳ق.) والجامع لأحکام القرآن ، قرطبی (م.۶۷۱ ق.) به نقل روایات اسباب نزول پرداخته است؛ در حالی که شمار این روایات در روح المعانی نزدیک به ۷۰۰ روایت است، تعداد این روایات در تفاسیر نقلی مانند جامع البیان طبری ، تفسیر القرآن العظیم ابن کثیر ، و مانند مجمع البیان طبرسی و کشّاف زمخشری ، به ۳۰۰ روایت نمی رسد.
تغییر در شیوه
...



اسباب نزول را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اسباب نزول   • مفهوم اسباب نزول   • تعریف اسباب نزول   • معرفی اسباب نزول   • اسباب نزول چیست   • اسباب نزول یعنی چی   • اسباب نزول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسباب نزول
کلمه : اسباب نزول
اشتباه تایپی : hsfhf kc,g
عکس اسباب نزول : در گوگل


آیا معنی اسباب نزول مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )