برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1324 100 1

اسب ریس

/'asbris/

معنی اسب ریس در لغت نامه دهخدا

اسب ریس. [ اَ ] (اِ مرکب ) عرصه و میدان. میدان اسب دوانی. اسپ ریس. اسپ ریز. اسب رز. اسب رس. رجوع به اسپ ریس شود.

معنی اسب ریس به فارسی

اسب ریس
۱ - راهی که اسب بیک روز تواند پیمود . ۲ - ( اسم ) عرصه ای که اسب در آن تاخت کند میدان اسب دوانی اسب رس اسب رز اسپ ریس . ۳ - میدان چوگان بازی و نمایش و رژه ۴ - میدان جنگ .
[hippodrome] [ورزش] محل مسابقۀ سوارکاری و چابک سواری

معنی اسب ریس در فرهنگ معین

اسب ریس
( ~.) [ په . ] (اِمر.) ۱ - مسافتی که اسب در یک روز می تواند بپیماید. ۲ - میدان اسب دوانی .

اسب ریس را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اسب ریس   • مفهوم اسب ریس   • تعریف اسب ریس   • معرفی اسب ریس   • اسب ریس چیست   • اسب ریس یعنی چی   • اسب ریس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسب ریس
کلمه : اسب ریس
اشتباه تایپی : hsf vds
آوا : 'asbris
نقش : اسم
عکس اسب ریس : در گوگل

آیا معنی اسب ریس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )