انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1065 100 1

استبداع

معنی استبداع در لغت نامه دهخدا

استبداع. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بدیع شمردن. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (زوزنی ). بدیع داشتن. بدیع دیدن. نو شمردن.

معنی استبداع به فارسی

استبداع
( مصدر ) نوشمردن تازه انگاشتن بدیع دانستن .

معنی استبداع در فرهنگ معین

استبداع
(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) نو شمردن ، بدیع دانستن .

معنی استبداع در فرهنگ فارسی عمید

استبداع
چیزی را تازه و بدیع دانستن.

استبداع را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی استبداع   • مفهوم استبداع   • تعریف استبداع   • معرفی استبداع   • استبداع چیست   • استبداع یعنی چی   • استبداع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی استبداع
کلمه : استبداع
اشتباه تایپی : hsjfnhu
عکس استبداع : در گوگل


آیا معنی استبداع مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )