برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1149 100 1

استثناء

/'estesnA/

برابر پارسی: جدا، سوا

معنی استثناء در لغت نامه دهخدا

استثناء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بیرون کردن. (منتهی الارب ). بیرون کردن چیزی از حکم. (وطواط). بیرون کردن از مجموعه ای چیزی را. (غیاث ). از حکم عمومی بیرون کردن. محاشاة. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). تحلل. (تاج المصادر بیهقی ). || در یمین کلمه ٔ انشأاﷲ گفتن. (منتهی الارب ). انشأاﷲ گفتن. (زوزنی ). لغو. لغو کردن یعنی در سوگند کلمه ٔ انشاء اﷲ تعالی گفتن. رجوع به عقد در منتهی الارب شود. انشأاﷲ تعالی گفتن. (غیاث ) :
لیک استثناء و تسبیح خدا
زاعتماد خود بد از ایشان جدا.
مولوی.
ای بسا ناورده استثنا به گفت
جان او با جان استثناست جفت.
مولوی.
ترک استثنا مرادم قسوتی است
نی همی گفتن ، که عارض حالتی است.
مولوی.
زین سبب فرمود استثنا کنید
گر خدا خواهد به پیمان برزنید.
مولوی.
|| تعقیب. || (اصطلاح نحو) در اصطلاح نحویان ، بیرون کردن چیزی ازحکم ماقبل به کلمه ٔ اِلاّ و آن چه در معنی اِلا باشد. (از منتهی الارب ). بیرون کردن چیزی از حکم ماقبل به کلمه ٔ جز و مگر و الا و عدا و مانند آن. || خارج کردن چیزیست از چیز دیگر که اگر اخراج نمی بود میبایست داخل آن باشد. و آن شامل استثناء متصل است حقیقةً و حکماً و شامل استثناء منفصل است فقط حکماً. (تعریفات جرجانی ). صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: استثناء و یُسمّی بالثنیاء بالضم ایضاً علی ما یستفاد من الصُراح. قال : الثنیاء بالضم و الثنوی بالفتح اسم من الاستثناء و هو عند علماء النحو و الاصول یطلق علی المتصل و المنقطع. قیل اطلاقه علیهما بالتواطؤ و الاشتراک المعنوی و قیل بالاشتراک اللفظی. و قیل فی المتصل حقیقة و فی المنقطع مجاز. لانه یفهم المتصل من غیر قرینة و هو دلیل المجاز فی المنقطع. و ردّ بانّه انّما یفهم المتصل لکثرة استعماله فیه لا لکونه مجازاً فی المنقطع کالحقیقة المستعملة مع المجاز المتعارف. وقیل لانّه مأخوذ من ثنیت عنان الفرس ، ای صرفته و لاصرف الاّ فی المتصل. و قیل لان ّ الباب یدل علی تکریر الشی ٔ مرتین او جعله ثنتین متوالیتین او متباینتین و لفظ الاستثناء من قیاس الباب و ذلک ان ّ ذکره یثنّی مرة فی الجملة و مرة فی التفصیل. لانّک اذا قلت خرج الناس ففی الناس زید و عمرو. فان قلت ا ...

معنی استثناء در فرهنگ معین

استثناء
(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - جدا کردن ، بیرون آوردن . ۲ - ان شاءاللهگفتن . ج . استثناعات .

استثناء در دانشنامه اسلامی

استثناء ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: علوم قرآنی• استثناء (قرآن)، به معنای گفتن «إن شاء اللّه» برای معلق ساختن کارها بر مشیت الهی فقه و اصول• استثناء (فقه)، مصدر باب "إستفعال" از ماده ی "ثنی" و در لغت به معنای بازداشتن و کنار زدن و دارای کاربرد در فقه• استثناء (اصول)، مصدر باب "إستفعال" از ماده ی "ثنی" و در لغت به معنای بازداشتن و کنار زدن و دارای کاربرد در اصول فقه• استثناء در اقرار، استثناء مواردی توسط اقرار کننده در مورد یا موارد اقرار کاربردهای دیگر• استثناء (نحو)، مصدر باب "إستفعال" از ماده ی "ثنی" و در لغت به معنای بازداشتن و کنار زدن و دارای کاربرد در نحو• ادات استثناء، کلماتی برای اخراج چیزی از یک حکم کلی
...
استثنا در اصول فقه در مبحث مفاهیم و مبحث عموم و خصوص کاربرد دارد.
استثنا در اصول فقه در دو جا کاربرد دارد:۱. مبحث مفاهیم؛ از این جهت که آیا استثنا مفهوم دارد یا خیر؟۲. مبحث عموم و خصوص؛ از این جهت که اگر بعد از چند جملۀ به هم عطف شده، استثنا واقع شود به کدام یک برمی گردد؟
← مفهوم استثنا
 ۱. ↑ مستند الشیعة، محقق نراقی، ج۱۶، ص۱۱۲.    
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۱۵۱، برگرفته از مقاله «استثنا».    
...
یکی از فنون زیبا سازی کلام، استفاده از استثناء است. استثناء در علم بدیع آن است که چیزی را به منظور تاکید و افزودن زیبایی سخن از یک حکم کلّی جدا کنند.
استثناء در علم بدیع آن است که چیزی را به منظور تاکید و افزودن زیبایی سخن از یک حکم کلّی جدا کنند، و عامل تاکید و زیادتِ حُسن، معمولاً آن است که میانِ مستثنی و مستثنی منه سنخیت و مناسبتی وجود نداشته باشد. مانند:کس از فتنه در پارس دیگر نشان •••• نبیند مگــــر قـــــامتِ مَه وشـــان (سعد ...


استثناء در دانشنامه آزاد پارسی

اِستِثناء
(در لغت به معنای جداکردن) در قرآن، گفتن «إِنْ شاءَاللهُ» (اگر خدا بخواهد) که لازمۀ توحید افعالی و ادب دینی است. این اصطلاح از آیات ۱۷ و ۱۸ سورۀ قلم گرفته شده است و در قرآن (کهف، ۲۳ـ۲۴) به ضرورت اخلاقی رعایت این آموزۀ قرآنی در همۀ امور زندگی مرتبط به آینده، اشاره شده است.

معنی استثناء به انگلیسی

exception (اسم)
رد ، اعتراض ، استثنا ، استثناء
reservation (اسم)
ذخیره ، شرط ، قید ، احتیاط ، ملاحظه ، استثناء ، کتمان ، تقیه ، قطعه زمین اختصاصی
exclusion (اسم)
اخراج ، محرومیت ، حذف ، ممانعت ، محروم سازی ، دفع ، استثناء

معنی کلمه استثناء به عربی

استثناء
حجز
محسوبية

استثناء را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اشکان
همه روزه به استثنای شنبه : همه روزه سوای شنبه
بچه استثنایی : بچه شگفت آور که این استثنا واژه ای آریایی و ایرانی است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی استثناء   • استثناء مفرغ   • استثنائا   • استثناءً   • استثناً   • انواع مستثنی   • استثناء منقطع   • مستثنی مفرغ   • مفهوم استثناء   • تعریف استثناء   • معرفی استثناء   • استثناء چیست   • استثناء یعنی چی   • استثناء یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی استثناء
کلمه : استثناء
اشتباه تایپی : hsjekhء
آوا : 'estesnA
نقش : اسم
عکس استثناء : در گوگل

آیا معنی استثناء مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )