برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1281 100 1

استخدام

/'estexdAm/

برابر پارسی: بکارگرفتن، بکارگماردن، بکارگیری، کاردهی، کارگماری

معنی استخدام در لغت نامه دهخدا

استخدام. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خدمت خواستن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). اختدام. (منتهی الارب ). خدمت خواستن. خادم خواستن. بچاکری و خادمی گرفتن. برای خدمت خواستن. چاکر داشتن خواستن از کسی یعنی از وی خواستن که چاکر او باشد. || استخدام ، هو ان یذکر لفظ له معنیان فیراد به احدهما ثم یراد بالضمیر الراجع الی ذلک اللفظ معناه الاَّخر او یراد باحد ضمیریه احد معنییه ثم بالاَّخر معناه الاَّخر، فالاول کقوله :
اذا نزل السماء بارض قوم
رعیناه و ان کانوا غضابا.
اراد بالسماء الغیث و بالضمیر الراجع الیه من رعیناه النبت و السماء یطلق علیهما. و الثانی کقوله :
فسقی الغضی و الساکنیه و ان هم
شبوه بین جوانح و ضلوع.
اراد باحدالضمیرین الراجعین الی الغضی وهو المجرور فی الساکنیه المکان و بالاَّخر و هو المنصوب فی شبوه النار ای اوقدوا بین جوانحی نارالغضی یعنی نارالهوی التی تشبه بنارالغضی. (تعریفات جرجانی ). استخذام ، با خاء و ذال معجمتین ، از خذمت الشی ٔ است ؛ یعنی بریدم آن را. صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: استخذام بخاء و ذال معجمتین از خذمت الشی ٔ بمعنی قطعته باشد، چنانکه گویند سیف مخذوم و برخی آنرا با حاء مهمله و ذال معجمه گفته اند از حذمت ، نیز بمعنی قطعت ، و بعضی با خاء معجمه و دال مهمله آورده اند از خدمة، چنانکه سید سند در حاشیه ٔ مطول گفته است. و استخذام نزد علماء بدیع یکی از اشرف انواع بدیع است چنانکه توریة نیز همان شرافت دارد و بعض علماء فن استخذام رابر توریة ترجیح داده اند و از استخذام دو گونه تعبیرکنند: یکی آنکه لفظی آرند که آنرا دو معنی یا بیشترباشد و یکی از آن معانی اراده شود سپس ضمیری به آن لفظ راجع کنند و از او معنی دیگر آن کلمه خواهند و این طریقه ٔ سکاکی و اتباع اوست ، و تعبیر دیگر این است که متکلم لفظی مشترک آرد سپس دو لفظ برای دو معنی آن لفظ مشترک بکار برد که از یکی از آن دو لفظ یک معنی لفظ مشترک و از دیگری معنی دیگر آن اراده شده باشدو این طریقه ٔ بدرالدین بن مالک در المصباح است ، و ابن ابی الاصبع نیز بر این طریقه رفته است و تمثل جسته است بقول خدای تعالی : لکل اجل کتاب. (قرآن 38/13). پس لفظ کتاب در اینجا هم معنی مدت معلوم و هم کتاب مکتوب تواند داد لکن با آمدن لفظ اجل معنی اولی یعنی مدت معلوم اثبات و معنی ثانوی کتاب مکتوب محو شود. و گفته اند که د ...

معنی استخدام به فارسی

استخدام
خدمت خواستن، کسی رابرای خدمت خواستن، به خدمت واداشتن، به کارگماشتن، نوکرگرفتن، خادم خواستن
۱ - ( مصدر ) بخدمت پذیرفتن بچاکری گرفتن بخدمت گماشتن کسی را برای خدمت خواستن . ۲ - ( اسم ) بخدمت گماشتگی . جمع : استخدامات . یا ادار. استخدام . ادار. کار گزینی. یا استخدام عمومی . بخدمت گماشته شدن بطور رسمی و دایم و ثابت در یکی از امور عمومی دایمی دولتی .

معنی استخدام در فرهنگ معین

استخدام
(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) به خدمت گرفتن ، به کار گماشتن .

معنی استخدام در فرهنگ فارسی عمید

استخدام
۱. کسی را برای خدمت خواستن، در برابر پرداخت حقوق معیّن.
۲. گماشته شدن به شغلی.
۳. (ادبی) در بدیع، آوردن لفظی که با یک کلمه یک معنی و با کلمۀ دیگر معنی دیگری داشته باشد، مانندِ این شعر: من ایستاده ام که کنم جان فدا چو شمع / او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد (حافظ: ۲۹۶).
۴. استفاده از: خاقانی در استخدام قافیه های دشوار تعمد داشته است.

استخدام در دانشنامه اسلامی

استخدام
استخدام:به معنای به خدمت گرفتن کسی، خدمتکار گزیدن است. به ذکر لفظ عام و اراده بعض افراد عام از ضمیرِ رجوع کننده به آن استخدام می گویند.
استخدام آن است که از مرجع ضمیر ، یک معنا و از خود ضمیر، معنای دیگری اراده شود؛ به بیان دیگر، استخدام در جایی است که در کلام، عامی ذکر و به دنبال آن ضمیری به صورت متصل یا منفصل آورده شود که طبق قرائن خاص، این ضمیر به بعضی از افراد عام برگردد، نه به همه افراد عام؛ برای مثال، در آیه شریفه: ﴿وَالْمُطَلَّقاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوء.. . وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِی ذلِکَ.. . ﴾؛ «و زنان طلاق داده شده، باید مدت سه پاکی انتظار کشند،... و شوهرانشان اگر سر آشتی دارند، به باز آوردن آنان در این (مدت) سزاوار ترند.. ». ، از یک سو لفظ « المطلقات » عام است و شامل « رجعیات » و « باینات » می شود و از سوی دیگر، اجماع قائم شده بر این که ضمیر «هن» در «بعولتهن»، تنها به مطلقات رجعیه، بر می گردد نه به همه مطلقات، اعم از رجعیه و باین. در این مورد که آیا عود ضمیر به بعضی از افراد عام، موجب تخصیص عام قبلی می شود یا نه، میان علما اختلاف است.
استخدام ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • استخدام (علوم قرآنی)، ذکر لفظ دارای چند معنا، و آوردن الفاظی متناسب با هریک از معانی و دارای کاربرد در علوم قرآنی• استخدام (فقه)، به معنا به خدمت گرفتن کسی، خدمتکار گزیدن و دارای کاربرد در فقه• استخدام (منطق)، از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق، به معنای ذکر لفظ عام و اراده بعض افراد عام از ضمیرِ رجوع کننده به آن• استخدام (اصول)، به معنای ذکر لفظ عام و اراده بعض افراد عام از ضمیرِ رجوع کننده به آن و دارای کاربرد در اصول فقه
...
به ذکر لفظ عام و اراده بعض افراد عام از ضمیرِ رجوع کننده به آن استخدام می گویند.
استخدام آن است که از مرجع ضمیر، یک معنا و از خود ، معنای دیگری ارا ...


استخدام در دانشنامه ویکی پدیا

استخدام
استخدام به قراردادی که بین کارمند و کارفرما بسته می شود، می گویند. این قرارداد می تواند شامل تضمین شفاهی و کتبی برای ارائهٔ خدمات و کنترل و نظارت بر انجام کار باشد که بین طرفین بسته می شود. این قرارداد معمولاً با تضمین سود از جانب کارگر برای کارفرما همراه با تعیین مزد است.شرایط لازم در این قرارداد نوع کار ساعات کار مبلغ مزد مورد توافق و سایر شرایط به صورت کاملاً شفاف در این قرارداد درج میگردد.
درآمد پایه
بیکاری
نرخ بیکاری
برابری درآمد
تجزیه وتحلیل شغل
اقتصاد کار
فهرست بزرگترین کارفرمایان
پذیرش سازمانی
حقوق و دستمزد
سن قانونی کار
استخدام های دولتی در ایران عموماً از طریق آزمون سراسری صورت می گیرد. اطلاع رسانی عمومی استخدام های دولت، طی سالیان اخیر توسط سازمان سنجش و سامانه نیروی انسانی انجام می شود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

استخدام در دانشنامه آزاد پارسی

(در لغت به معنی خدمت خواستن) اصطلاحی در بدیع. دو نوع دارد: ۱. آوردن کلمه ای که دو معنی یا بیشتر داشته باشد و همۀ آن معانی را برساند: شنیدم که جشنی ملوکانه ساخت/چو چنگ اندر آن بزم خلقی نواخت (سعدی). «نواختن» هم ساززدن معنی می دهد و هم لطف کردن؛ ۲. آوردن کلامی دو معنایی که در آن ضمیری بیاورند تا خواننده را به یکی از دو معنی هدایت کند: تا به بزم خویش ما را داده است آن سرو بار/از نهال قامتش آن را شدیم امیدوار. «بار» هم به معنی حضوریافتن است و هم به معنی میوه و ثمر. اما ضمیر «ش» در مصراع دوم، خواننده را به معنی دوم راهنمایی می کند.

ارتباط محتوایی با استخدام

معنی استخدام به انگلیسی

service (اسم)
لوازم ، کمک ، کار ، یاری ، سابقه ، وظیفه ، خدمت ، بنگاه ، تشریفات ، عبادت ، استخدام ، اثاثه ، سرویس ، نوکری ، زاوری ، درخت سنجد ، یک دست ظروف ، نظام وظیفه
employment (اسم)
استخدام ، بکارگیری ، کارگماری
recruitment (اسم)
استخدام ، سرباز گیری

معنی کلمه استخدام به عربی

استخدام
توظيف
استخدام , اشغل
رب العمل

استخدام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا فتحی پور
کارش
رضاآپادانا
افروزش
شهریار آریابد
" گمارش " از بن گماشتن به معنای استخدام کردن ، بکار گماردن ، گمارشگر = استخدام کننده.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• استخدام تهران   • استخدام خوزستان   • استخدام همشهری   • استخدام تبریز   • استخدام کرج   • استخدام مشهد   • استخدام اصفهان   • استخدام دهوند   • معنی استخدام   • مفهوم استخدام   • تعریف استخدام   • معرفی استخدام   • استخدام چیست   • استخدام یعنی چی   • استخدام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی استخدام
کلمه : استخدام
اشتباه تایپی : hsjonhl
آوا : 'estexdAm
نقش : اسم
عکس استخدام : در گوگل

آیا معنی استخدام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )