برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1322 100 1

استخر

/'estaxr/

مترادف استخر: آبگیر، برکه، برم، تالاب، حوض، حوضچه، حوضه

معنی استخر در لغت نامه دهخدا

استخر. [ اِ ت َ ] (اِ) آبگیر. (برهان ). تالاب. (غیاث ) (برهان ): ترعه ؛ دهانه ٔ حوض و استخر. (منتهی الارب ).

استخر. [ اِ ت َ ] (اِخ ) اصطخر. اصطرخ. ستخر. (جهانگیری ). شهری بفارس از اقلیم سوم ، طول آن 79 درجه و عرض 32 درجه و آن از بزرگترین حصن های فارس و شهرها و کوره های آنست. گویند نخستین کسی که آنرا بساخت اصطخربن طهمورث پادشاه ایران بود و طهمورث نزد ایرانیان بمنزله ٔ آدم است. جریربن الخطفی گوید که ایرانیان و روم و عرب از فرزندان اسحاق بن ابراهیم خلیل علیه السلام اند:
و یجمعنا و الغرّ ابناء سارة
اب ٌ لانبالی بعده من تعذّرا
و ابناء اسحاق اللیوث اذا ارتدوا
حمائل موت لابسین السنورا
اذا افتخروا عدوا الصبهبذ منهم
و کسری و عدوا الهرمزان و قیصرا
و کان کتاب ٌ فیهم و نبوة
و کانوا باصطخر الملوک و تُسترا.
اصطخری گوید: اما اصطخر شهری است که حدّ وسط وسعت آن مقدار یک میل است و از اقدم و اشهر شهرهای فارس است و تا گاه انتقال اردشیر به جُور (گور) مسکن پادشاهان ایران بود. در بعض اخبار آمده که سلیمان بن داود علیه السلام از طبریه بامداد حرکت میکرد و شامگاه بدانجا میرسید و آنجا مسجدیست معروف بمسجد سلیمان علیه السلام و قومی از عوام ایران گمان برند که جم پادشاهی که قبل از ضحاک بوده ، همان سلیمان بن داود است و اصطخری گوید در قدیم الایام اندر شهر اصطخر سوری بود و منهدم شد و بنای آن تا آنجا که بانی را مقدور بود از گل و سنگ و گچ ساخته شد و قنطره ٔ خراسان بیرون از مدینه بر دروازه ای که بسوی خراسان بود، قرار داشت و در وراء قنطره ابنیه و مساکن نوساز بود و همواره در اصطخر وبا پدید می آمد ولی هوای بیرون شهر سالم بود و بین اصطخر و شیراز دوازده فرسنگ است و هم او گوید از جبال اصطخر آهن استخراج کنند و در قریه ای از کوره ٔ اصطخر معروف به دارابجرد معدن زیبق است و گویند کوره های فارس پنج است وبقولی هفت ، بزرگترین و اجل ّ آنها کوره ٔ اصطخر است وقبل از اسلام خزائن پادشاهان آنجا بود. ادریس بن عمران گوید: اهل اصطخر اکرم الناس احساباً ملوک و ابناء ملوک. و از شهرهای مشهور آن کوره ٔ بیضاء و مائین و نی ریز و ابرقویه و یزد و غیره است. طول این ولایت 12 فرسنگ در مثل آنست ، و گروه بسیار از اهل علم بدان نسبت دارند. (معجم البلدان ).
کوره ٔ اصطخر، چون ...

معنی استخر به فارسی

استخر
یکی از بزرگترین شهرهای فارس در دوران قبل از اسلام وبعد از آن . قلعه استخر از قلاع معروف تاریخی است کهدر انتهای شمال غربی جلگه مرودشت قرار دارد.
( اسم ) ۱ - آبگیری بزرگ که آب بسیار در آن جمع آید آبگیر تالاب . ۲ - یا استخر شنا. آبگیری بزرگ که ورزشکاران در آن به آب بازی و شنا مشغول شوند و آن بر دو نوع است : الف - استخر تمرینی که ابعاد آن معین نیست و عمق آن نیز متغیر است . ب - استخر قهرمانی و آن آبگیریست بطول ۵٠ و عرض ۲۵ متر.
[pond] [مهندسی محیط زیست و انرژی] در صنعت آب و فاضلاب، گودالی با حجم نسبتاً زیاد که سیال در آن نگهداری می شود یا واکنش خاصی در آن انجام می گیرد
[stabilization pond, stabilization lagoon, lagoon , oxidation pond] [مهندسی محیط زیست و انرژی] استخر مصنوعی یا طبیعی برای تصفیۀ فاضلاب، که در آن براثر تابش نور خورشید و کنش باکتری ها و اکسیژن، مواد آلی ازطریق اکسایش زیستی حذف می شود
[ گویش مازنی ] /estaKhr e sar/ از توابع دهستان بندرج ساری & از توابع دهستان خرم آباد تنکابن - نام مکانی در سوادکوه & از توابع شهرستان پل سفید - از توابع دهستان ولوپی قائم شهر
[cooling pond] [فیزیک] استخر روبازی که در آن آب گرم شده در طی فرایندهای صنعتی را پیش از استفادۀ دوباره به روش تبخیر سرد می کنند
دهی است جزئ دهستان حومه بخش لشت نشائ شهرستان رشت واقع در ۷ هزار گزی شمال باختر لشت نشائ کنار دریا . محصول : برنج و صیفی و ماهی و شغل اهالی زراعت و صیادی . راه مالرو و از طریق کنار دریا و غازیان می توان اتومبیل برد .
نام یکی از بخشهای فارس قدیم

معنی استخر در فرهنگ معین

استخر
(اِ تَ) (اِ.) ۱ - آبگیر، تالاب . ۲ - حوض بزرگ که آب بسیار در آن جمع کنند و در آن انواع ورزش های آبی نمایند.

معنی استخر در فرهنگ فارسی عمید

استخر
آبگیر مصنوعی، روباز یا سرپوشیده، گود، و معمولاً به شکل مستطیل که برای شنا کردن ساخته می شود.

استخر در دانشنامه ویکی پدیا

استخر
استخر آب، آبگیری مصنوعی است که برای شنا، آب تنی، تفریح، سرگرمی و ورزش های آبی مانند واترپلو و غواصی استفاده می شود. از استخر آب همچنین برای مصارف آموزشی و علمی نیز استفاده می گردد.
استفاده از آب پاک و بدون آلودگی
انجام اقدامات لازم برای بهداشت استخر و آب
وجود تجهیزات نجات در نزدیکی استخر
امکان دیدن کف استخر
عدم وجود اجسام نوک تیز در نزدیکی یا داخل استخر
مدیریت تعداد افراد حاضر در استخر و عدم شلوغی
وجود روشنایی اضطراری
عدم عبور سیم های برق افقی، با فاصله ای معادل حداقل ۶ متر از لبهٔ استخر
عدم وجود مدارهای الکتریکی محافظت نشده در نزدیکی استخر
عدم استفاده از مواد شیمیایی غیر استاندارد در آب استخر
نشانه گذاری لازم باید وجود داشته باشد
برای کنترل مقدار باکتریها، به آب استخرها معمولاً کلر افزوده می شود.
«حمام بزرگ» نخستین مخزن آب همگانی در جهان باستان می باشد که بیش از ۵۰۰۰ سال پیش در موهنجو-دارو، یکی از شهرهای پاکستان وجود داشت. این مخزن حدود ۱۲ متر طول از شمال به جنوب و ۷ متر عرض داشت و بیشترین عمق آن ۴/۲ متر بوده است.
دو راه پله عریض از شمال و جنوب مخزن به سمت کف آن ایجاد می کردند، در لبهٔ پله ها نرده هایی چوبی نصب می کردند و در پایین پله ها نیز یک فضای مسطح به اندازه عرض کل استخر می ساختند به گونه ای که افراد بتوانند از پله ها پایین آمده و در عرض استخر بدون اینکه به فضای اصلی استخر وارد شوند حرکت کنند.
عکس استخر
استخر آبگیری مصنوعی برای شنا یا پرورش آبزیان است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
اصطخر، شهری باستانی در استان فارس
استخر (فریمان)
استخر (داراب)
استخر (خاش)
استخر یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان کاهشنگ واقع شده است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، استخر ۱۰۸ نفر جمعیت دا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با استخر

استخر در جدول کلمات

استخر
لوا
استخر طبیعی
برکه
استخر مصنوعی
اکواریوم

معنی استخر به انگلیسی

pool (اسم)
ائتلاف ، ابگیر ، مخزن ، اب انبار ، برکه ، استخر ، حوض ، تصحیلات اشتراکی ، چاله اب ، کولاب ، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر ، دسته زبده و کار ازموده
lin (اسم)
ابشار ، استخر ، دریاچه کوچک
linn (اسم)
ابشار ، استخر ، دریاچه کوچک
watering place (اسم)
مخزن ، اب انبار ، ابشخور ، مشرب ، استخر ، محل چشمه اب معدنی
lake (اسم)
دریاچه ، برکه ، استخر
lough (اسم)
دریاچه ، استخر ، اب دریا
swimming pool (اسم)
استخر ، استخر شنا
stank (اسم)
سد ، مخزن ، استخر

معنی کلمه استخر به عربی

استخر
بحيرة , برکة
باون

استخر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

v,ldkh
pool
مصیب مهرآشیان مسکنی
استخرمحیطی است که اب را تسخیر گرفته است و اختیار اب وردی را در دست ابزار های خود دارد بر خلاف ابگیر که اب را گرفته ولی راه خروج اب ندارد
محمد
مکانی که افراد در آنجا شنا می کنند.
نادر
محلی برای ذخیره آب که دورادورش دیواره ای از خاک، سنگ یا بتن دارد.علاوه بر ذخیره آب، باعث می شود آبهای ضعیف به آب قوی تر تبدیل شده و برای کشاورزی بکار گرفته شود.یک مجرای ورودی و یک مجرای خروجی دارد.به آبی که برای ذخیره وارد استخر می شود در منطقه خسروشاه آذربایجان، " لَوَه "و به مجرای خروجی آن در این شهر، " گولبَنَه " گفته می شوددر زبان ترکی، " گووول " و " گولفَنَه " نیز به این مجرا اطلاق می شود.در قدیم آب ورودی استخرها از قنات ها تامین می شد بر سر راه آب ورودی بعضی از استخرها آسیاب آبی بنا می کردند.استخر "حاج فرج " شهر خسروشاه، در کنار مقبره شیخ فضل الله راوندی، " لَوَه " نیز نامیده می شود. لَوَه امکان استفاده از آب قنات را برای زائران این مقبره و تفرج کنندگان پارک قطب راوند و باغات پیرامونی فراهم کرده و صفای خاصی به منطقه داده است. در قدیم بانوان محلات نزدیک برای شستن البسه، طشت لباس بر دوش به کنار لَوَه میرفتندو از آب زلال آن استفاده می کردند ولی امروزه این موضوع کمرنگ تر شده است.آب لَوَه و آب قنات های نزدیک آن مانند: دیلمان، کَوَرجان و اَسگینَه گوارایی خاصی دارند و بعضی از مردم محل برای نوشیدن و درست کردن چای از آب آنها استفاده می نمایند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• استخر تهران   • استخر در خانه   • استخر ویلا   • ساخت استخر   • استخر خانگی   • استخر کشاورزی   • استخر باغ   • شهر استخر   • معنی استخر   • مفهوم استخر   • تعریف استخر   • معرفی استخر   • استخر چیست   • استخر یعنی چی   • استخر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی استخر
کلمه : استخر
اشتباه تایپی : hsjov
آوا : 'estaxr
نقش : اسم
عکس استخر : در گوگل

آیا معنی استخر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )