انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1059 100 1

استرآباد

معنی استرآباد به فارسی

استرآباد
[ گویش مازنی ] /aster aabaad/ استرآباد یکی از مناطق تاریخی و قدیمی در شرق مازندران است که عمده مردم بومی آن تبری زباننداین منطقه در طول جغرافیایی ۵۴ درجه، - ۶ دقیقه و ۳۰ ثانیه و عرض ۳۶ درجه و ۴۹ دقیقه قرار داردتقریبا تمام جغرافی دانان و جغرافی نویسان دوران اسلامی و پس از آن به تفضیل درباره ی استرآباد سخن رانده اند که از جمله ی آنان می توان از ابوالفدا، محمد حسن خان اعتماد السلطنه، محمد بن حسن بن اسنفدیار کاتب، میرزا محمد صادیق اصفهانی و برخی دیگر یاد کرددرباره ی وجه تسمیه ی استرآباد مشخصا دو نقطه نظر وجود داردگروهی ریشه ی این نام را از استر(قاطر) می دانند با این استدلال که استرآباد یکی از مراکز بزرگ پرورش اسب و استر بوده، چنانکه گله های بزرگ و پرتعداد استر این منطقه در بین اهالی شهر بوده استتا بدآنجا که بخش وسیعی از اسب و استر ارتش شاهی در دوران پهلوی اول از این منطقه تأمین می شدگروهی دیگر به درستی بر این عقیده اند که استرآباد همان مخفف استاره + آباد است(در زمان زرتشت که عجم، اجرام مضیئه را مظاهر انوار قدسیه می شمردند و کواکب را زاید الوصف معظم می گرفتند این شهر را بنا کرده و به این اسم موسوم نموده اند)مرآت البلدان / به نقل از آستارا تا آستراباد جلد۵ در عین حال در زبان تبری و لهجه ی استارآبادی، استاره و استار به ستاره گفته می شوداسترآباد در حال حاضر بخشی از استان گلستان استجهت آگاهی بیشتر نگاه شود به: زیرنویس مقاله ی زبان تبری، پارسی گرگانی و دو گویش مازندرانی و استارآبادی در پایانی همین فرهنگ
[ گویش مازنی ] /Khalij esteraabaad/ خلیج استرآباد آرامترین لنگرگاه دریای خزر استاین خلیج از سمت شمال به شبه جزیره ی میانکاله محودمی شودطول خیلج چهل و دو مایل وعریض ترین قسمت آن در طرف شرقی، حدود دو فرسنگ استعمق آن هرچه به مغرب نزدیک تر می شود رو به کاهش می رود

استرآباد در دانشنامه اسلامی

استرآباد
اِسْتَراباد یا اَسْتَراباد، نام کهن شهرستان کنونی گرگان در استان گلستان است. در سده های نخستین اسلامی ، استراباد مرکز ایالتی به همین نام در دوره صفویه، قاجار و اندکی پس از آن بوده است.
نام شهر در منابع به صورتهای استاراباد ستار آباد، استراباد بدون حرکت گذاری و اَستَراباد آمده است .
درباب وجه تسمیه این شهر روایت های متعددی وجود دارد. به گفته برخی ، چون خربندگان گرگین بن میلاد در موضعی که چراخور اسبان و استرانشان بود، مقام گرفتند، آن محل را استراباد به معنی جایگاه استران نامیدند.
کتاب استرآباد نامه (سه سفرنامه، وقفنامه و سرگذشت) به کوشش مسیح ذبیحی (۱۳۰۸- ۱۳۵۶ ش) و دو تن از دوستانش آمده شده است. این اثر گردآوری سفرنامه ها و اسناد تاریخی است که اطلاعات مفیدی درباره گرگان و استرآباد به دست می دهد.
کتاب با یادداشت و مقدمه ای به قلم ایرج افشار به سال ۱۳۴۸ آغاز شده است. متن اثر مشتمل بر رساله ها و اسنادی به شرح زیر است: ۱- نخب سیفیه تالیف محمد علی قورخانچی. ۲- روزنامه سفر استرآباد. ۳- شرح حال علما و ادبای استرآباد. ۴- ترجم سفرنامه کلنل لوات انگلیسی. ۵- متن سه وقفنامه.
گزارش محتوا
استرآباد ، نام شهری است تاریخی که در منطقه ای که اینک شهر گرگان قرار دارد واقع بوده است. از این شهر امروزه تنها تپه ای تاریخی درون شهر گرگان، به نام قلعه خندان که احتمالا ارگ زادراکرته استرآباد باقی مانده و باقی قسمت های شهر در اثر سیلاب های مکرر و توسعه گرگان در طول تاریخ به کلی از میان رفته است. اثر حاضر گردآوری اسنادی تاریخی درباره این شهر است که خلاصه آنها به ترتیب بدین شرح است: ۱. محمدعلی قورخانچی صولت نظام در سال ۱۳۲۰ ق به مدت دو سال مامور استرآباد بوده است. او رساله خود را به مناسبت آن که حاجی سیف الدوله حکومت آن ناحیه را داشت رساله مفید خود رابه نام او موسوم ساخت. صولت نظام هیمن رساله را با تصرفات جزیی و پس و پیش کردن بعضی بخش ها در سال ۱۳۲۷ قمری به نام نخبه کامرانی تجدید تحریر و به کامران میرزا نائب السلطنه تقدیم کرد. نویسنده نوشته اش را با عبارت بسم الذی خلقنا عجولا و عجیبا و غریبا آغاز و در مقدمه کپی نه چندان موفقی از دیباچه گلستان سعدی ارائه کرده است. وجه تسمیه استرآباد اولین مطلبی است که به نقل از تاریخ طبرستان و تقویم البلدان و مرآت البلدان و برخی منابع دیگر مورد بررسی قرار گرفته است. این شهر در آن زمان پانزده هزار سکنه داشته است و دارای مساجد، مدارس، بقاع متبرکه، کاروانسراها و ابنیه متعددی بوده است که به فهرست آنها به تفکیک ارائه شده است. شرح مناطق مختلف استرآباد، تجارت، علما و بزرگان، رودخانه ها و برخی وقایع سیاسی- تاریخی از جمله عناوین دیگر این نوشته است. در مقاله ای جداگانه نیز وضعیت جغرافیایی شهرها و روستاهای مسیر تهران تا استرآباد تشریح شده است. در کتاب می خوانیم: «شهر استرآباد پانزده هزار سکنه دارد. در روی نقطه ای واقعست که در نزدیکی راه های خزر است از ایران و توران . طول شرقی آن جا ۳۶ درجه و سی و پنج دقیقه، عرض شمالیش سی و شش درجه و چهل و چهار دقیقه. شهری حصین و در قدیم موطن و موقف ایل جلیل قاجار و وقتی دارالاماره رؤسای آن سلسله جلیله بوده...» . ۲. این روزنامه و به تعبیر صحیح تر سفرنامه ، شرح مسافرت شخصی است که در سال ۱۲۶۳ قمری به همراه حاکم وقت میان طوایف یموت و گوکلان سفر کرده است. شرح وقایع هر روز معمولا به چند سطر خلاصه می شود و در برخی ایام نیز چنین نوشته است که: امر تازه ای واقع نشده بود که عرض شود. ۳. این رساله تالیف محمد صالح بن محمد تقی بن محمد اسماعیل استرآبادی متخلص به برهان است که در سال ۱۲۹۴ ق به رشته تحریر درآمده است. شرح حال علما با ذکر نام یکی از سادات جلیل القدر با نام محمد بن جعفر الصادق علیهالسلام که مزار شریفش در شهر گرگان بوده است، مزین شده است. نام های بزرگانی؛ مانند: جعفر بن شریف جرجانی ، میر ابوالقاسم فندرسکی استرآبادی، ملا اسماعیل استرآبادی ، میر محمد باقر داماد استرآبادی نیز در این مجموعه دیده می شود. ۴. سفرنامه کنسول دولت انگلیس در استرآباد (سال های ۱۲۹۸ و ۱۲۹۹ ق) است. این سفرنامه از دو بخش تشکیل شده است: ۱. سفرنامه تهران به استرآباد است که در ۲۵ منزل توصیف شده است. مصحح اشاره کرده است که کلنل لوات نقشه این راه را به طور تحقیق کشیده و در اول سفرنامه اش آورده است. ای کاش نقشه مذکور در این اثر نیز ارائه می شد. ۲. وضعیت جغرافیایی مناطق مسیر استرآباد به شاهرود را به خوبی توصیف کرده است. او در گزارش از بسطام چنین می نویسد: «در بسطام یک برج قدیمی دارد که از آجر پخته ساخته شده است. بنای این برج خیلی شبیه است به کتل منار دهلی هندوستان . بیست ذرع ارتفاع دارد. سر این برج خراب شده است و یک کتیبه کاشی دارد که به خط کوفی روی آن نوشته اند که اگر کسی از روی این آجرهای کاشی نقش بردارد، ممکن است که خط کوفی را بخواند و تاریخ این بنا معلوم شود...» . ۵. مسیح ذبیحی مقدار زیادی از وقف نامه ها و فرامین و اسناد مربوط به گرگان را جمع آوری کرده که متن سه طغرا وقفنامه با نام های ۱. وقف آب شهرآباد ۲. وقفنامه مدرسه دارالشفاء و عراقی محله ۳. وقف- نامه روشن آباد، در این بخش از کتاب آمده است.
وضعیت کتاب
تصحیح کتاب توسط محمدتقی دانش پژوه انجام شده است. نخب سیفیه در سال ۱۳۴۶ ش در کتاب گرگان سرزمین طلای سفید انتشار یافته است. پاورقی در کتاب نیامده است. در ابتدای اثر فهرست مطالب و در انتهای آن فهارس زیر آمدده است: ۱. اسامی اشخاص. ۲. اسامی سلسله ها و طوایف. ۳. اسامی جغرافیایی.

استرآباد در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:گرگان

ارتباط محتوایی با استرآباد

استرآباد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سانیا > سانیا
رحیم > ارسام
اسماعیل بخشی > hole in the wall
امین جهانگرد > spangle
مهرآذین > مهرآذین
DORSA > درسا
fw.jj > at
سکوت > Take off

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی استرآباد   • مفهوم استرآباد   • تعریف استرآباد   • معرفی استرآباد   • استرآباد چیست   • استرآباد یعنی چی   • استرآباد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی استرآباد
کلمه : استرآباد
اشتباه تایپی : hsjvHfhn
عکس استرآباد : در گوگل


آیا معنی استرآباد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )