انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 947 100 1

استراحت

/'esterAhat/

مترادف استراحت: آرامش، آرمیدن، آسایش، آسودن، تمدداعصاب، خوشی، راحت، فراغ، فراغت

برابر پارسی: آرامش، آرمیدن، آسایش، آسودگی، آسودن

معنی استراحت در لغت نامه دهخدا

استراحت. [ اِ ت ِ ح َ ] (ع مص ) رجوع به استراحة شود.

استراحة. [ اِ ت ِ ح َ ] (ع مص ) استراحت. آسودن. برآسودن. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). آسایش. آسودگی. آرامش. آرام. آرامی. آرمیدن. بیارامیدن. آسایش یافتن. آسایش جستن. استرواح. (منتهی الارب ). راحت. روح : و ما مثلنا و مثل الدّنیا الاّ کرکب نزل فی ظل ّ شجرة فی یوم حار ثم استراح ساعة و ترکها؛ یعنی مثل ما و دنیا مثل کاروانیست که در فصل گرمای تابستان زیر درختی منزل کند چندانکه از گرما بیاساید. و از نسیم صبا استراحتی کند و رخت دربندد و از آنجا رحیل کند. (قصص الانبیاء ص 229).
استراحت ببخت با نعم است
استطابت به آب یا مدر است.
خاقانی.
سلطان بعد از این دو فتح نامدار بر قصد استراحت و نیت استجمام به دارالملک غزنه آمد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 301). || بوی بردن. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ).
- استراحت کردن ؛ راحت کردن. بیاسودن. آسودن. آرمیدن.
|| هاء استراحت ؛ گویا بمعنی هاء وقف است. ابن بطوطه در سیاحت نامه ٔ خود گوید: اسمه خدابنده بخاء معجمة مضمومة و ذال معجم مفتوح و باء موحدة و مفتوحة و هاء استراحة.

معنی استراحت به فارسی

استراحت
راحت کردن، آسایش خواستن، آسایش یافتن، بر آسودن، آرمیدن ، آسایش، آسودگی
۱ - ( مصدر ) آسودن آسایش جستن آسودگی خواستن آرمیدن . ۲ - ( اسم ) آسایش آسودگی .
[halftime/ half time] [ورزش] مدت زمان استراحت کوتاه ورزشکاران بین دو نیمۀ بازی یا مسابقه متـ . زمان استراحت
[ورزش] ← وقت استراحت
[resting potential] [زیست شناسی] پتانسیل الکتریکی در دو سوی غشاهای عصبی و ماهیچه ای در حالت استراحت
[resting metabolic rate, RMR] [تغذیه] شدت سوخت وساز فرد در هنگام استراحت کامل بدنی و ذهنی
[resting energy] [تغذیه] انرژی ای که فرد در حالت استراحت جسمی و ذهنی و در شرایط دمایی مناسب مصرف می کند

معنی استراحت در فرهنگ معین

استراحت
(اِ تِ) [ ع . استراحة ] ۱ - (مص ل .) آرامیدن ، آسایش خواستن . ۲ - (اِمص .) آسایش ، آسودگی .

معنی استراحت در فرهنگ فارسی عمید

استراحت
بازایستادن از فعالیت جسمی یا فکری برای آرامش یافتن، دفع خستگی، بازیافتن نیرو، یا سلامتی.

استراحت در دانشنامه اسلامی

استراحت
آسودن و رفع خستگی را استراحت گویند. از آن به مناسبت در باب های صلات، حج و احیاء موات سخن رفته است.
استراحت در بین طواف به اندازه ای که موالات بر هم نخورد، جایز است.

استراحت در صفا و مروه
نشستن بر صفا یا مروه و نیز بین صفا و مروه هنگام سعی برای استراحت به قول مشهور، جایز است.

توقف در معابر عمومی برای استراحت
توقّف در معابر عمومی به انگیزۀ استراحت در صورت مزاحمت نداشتن برای ره گذران، جایز است.

اختصاص حق نسبت به مکان در مکان عمومی
...

جلسه استراحت: نشستن توأم با آرامش بدن بعد از سجده دوم نماز.
جایگاه در فقه
از آن در باب صلات سخن گفته اند.
احکام فقهی
بنابر مشهور، جلسه استراحت بعد از سجده دوم رکعت اوّل نمازهای چهار رکعتی و رکعت سوم نماز، مستحب است. از برخی قدما وجوب آن نقل شده است.
مستحبات و مکروهات جلسه استراحت
...

استراحت در دانشنامه ویکی پدیا

استراحت
استراحت (به انگلیسی: Bye) اصطلاحی است ورزشی که در دو مفهوم به کار می رود:
اول، در رقابت های دوره ای که تمام شرکت کنندگان با یکدیگر رقابت می کنند. این رقابت ها در چند دور برگزار می شود که هر دور ممکن است در یک روز یا در یک هفته(مثل رقابت های لیگ فوتبال باشگاه ها) انجام شود. زمانی که تعداد تیم ها فرد باشد مسلما در طول هر دوره یک به یک شرکت کننده بازی نمی رسد که اصطلاحا می گویند این تیم استراحت دارد.
دوم، در رقابت های حذفی که تعداد شرکت کنندگان توانی از عدد ۲ نباشد(۲٫۴٫۸٫۱۶٫٫۳۲). در این صورت در هر دور رقابت یک شرکت کننده ممکن است بدون حریف باقی بماند و بدون برگزاری رقابت به مرحله بعد برسد(مثل مسابقات کشتی). در مسابقاتی که قرعه کشی بدون سیدبندی باشد ، قرعه استراحت به صورت تصادفی انتخاب می شود اما اگر در قرعه کشی از سیدبندی استفاده گردد معمولا چیدمان طوری است که قرعه استراحت به سیدهای بالاتر تخصیص یابد.
استراحت مطلق فیلمی به کارگردانی و تهیه کنندگی عبدالرضا کاهانی و نویسندگی عبدالرضا کاهانی و امیرسعید قطبی زاده تولید سال ۱۳۹۳ می باشد.
تصویربداری تشدید مغناطیسی کارکردی حالت استراحت (rsfMRI یا R-fMRI)روشی از تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی است که برای اندازه گیری آن دسته از فعل وانفعالات نواحی مغز، که در حالت استراحت اتفاق می افتد، به کار می رود. یعنی در هنگامی سوژه هیچ وظیفهٔ معینی انجام نمی دهد فعالیت های مغزی درحالت استراحت را از طریق تغییرات جریان خون در مغز می سنجند. این تغییرات منجر به تولید سیگنالی با عنوان سیگنال وابسته به سطح اکسیژن خون (BOLD) می شود که با fMRI قابل اندازه گیری است. ازآن جا که مغز به طور طبیعی - حتی درغیاب محرک خارجی یا انجام وظیفهٔ مشخص- در حال فعالیت است، سیگنال BOLD هریک از نواحی مغز نوساناتی خودبه خودی را نشان می دهد. رویکرد حالت استراحت در مطالعات fMRI، برای کشف سازوکارهای کارکردی مغز و این که آیا این سازوکارها تحت بیماری های نورولوژیک یا روانی تغییر می کنند یا خیر به کارمی آید. تحقیقات بر روی ارتباطات کارکردی مغز در حالت استراحت منجر به پیدایش شبکه هایی در مغز شده است که نواحی متعلق به هریک از این شبکه ها با الگوی مشخصی باهم فعالیت می کنند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با استراحت

استراحت در جدول کلمات

استراحت دادن و آماده کردن زمین برا کشت مجدد
ایش
استراحت کردن
ارمیدن
امر به استراحت کردن
اسای

معنی استراحت به انگلیسی

rest (اسم)
سامان ، استراحت ، اسایش ، نتیجه ، باقی ، باقی مانده ، تکیه ، رستی ، بقایا ، فراغت ، تجدید قوا ، سایرین ، دیگران ، الباقی ، موقعیت سکون
relaxation (اسم)
تخفیف ، سستی ، استراحت ، تمدد اعصاب ، سست سازی
breather (اسم)
مکی ، استراحت
respite (اسم)
مهلت ، فرجه ، استراحت ، امان ، تمدید مدت
repose (اسم)
سامان ، استراحت ، ارامش ، سکون ، اسودگی
recumbency (اسم)
تمایل ، استراحت
surcease (اسم)
استراحت ، پایان

معنی کلمه استراحت به عربی

استراحت
ارخاء , استراحة , تاجيل , راحة , متنفس
اِرتاحَ
استراحة , تقاعد , عرين
اکذوبة
غرفة الجلوس
استراحة
غرفة الجلوس

استراحت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی استراحت

ماهان ٠٨:٣٤ - ١٣٩٥/١١/٠١
آسودن ، آرمیدن
|

کوروش هو �پژوهشگر واژه ها� ٠٤:٠٠ - ١٣٩٦/١١/١٩
بادرود.......
باید یاداور شوم که :با پوزش از پیسه مدرکان(پیسه مدرک را ما برای کسانی بکار میبریم که در ازای پول مدرک گرفته اند)
واژه استراحت که ساختار اصلی ان *استراهت*است واژه ایی پارسی است که با دستورگان زبان بسیگ و شورانگیز پارسی روایی_یت صد در صدی دارد.اکنون از خود بپرسی چرا ؟در همین چراهاست که سره از ناسره بازشناخته میشود.
خرد توشه و تارک راهتان
|

ابوالفضل عسکری ١٣:٠٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
آسودن
|

پیشنهاد شما درباره معنی استراحت



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی استراحت   • خواب و استراحت کودکان   • استراحت چیست   • استراحت به انگلیسی   • مترادف استراحت   • استراحت مطلق   • تحقیق در مورد خواب و استراحت   • مری   • مفهوم استراحت   • تعریف استراحت   • معرفی استراحت   • استراحت یعنی چی   • استراحت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی استراحت
کلمه : استراحت
اشتباه تایپی : hsjvhpj
آوا : 'esterAhat
نقش : اسم
عکس استراحت : در گوگل


آیا معنی استراحت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )