انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1013 100 1

استعمال

/'este'mAl/

مترادف استعمال: استفاده، کاربرد، مصرف

برابر پارسی: کاربرد، بکاربردن، بکارگیری

معنی استعمال در لغت نامه دهخدا

استعمال. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بکار داشتن. کارکرد جستن. (منتهی الارب ). بر کار داشتن. (تاج المصادر بیهقی ). بگماشتن : قال اُبَی ّ لعمربن الخطاب : ما لک لاتستعملنی ؟ قال اکره ان یدنس دینک. || طلب کار کردن. (مؤید الفضلاء). عمل خواستن. (منتهی الارب ). || کار بستن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). بکار بردن. عمل کردن. بکار زدن. (زوزنی ). بکار آوردن. (منتهی الارب ) : در این که گفتم معما و تأویل نیست بهیچ مذهب از مذاهب که استعمال رخصت میکند در مثل چنین حالی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 318). اگر در استعمال بود کهن نشود. (کلیله و دمنه ).
- استعمال کردن ؛ بکار بردن. بکار زدن. معمول داشتن.
|| بکار آوردن دانش و جز آنرا. || اضطراب کردن در عمل. || پیوسته کردن در کاری. || آبادان کردن زمین را. (منتهی الارب ). || صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: الاستعمال ؛ قیل مرادف العادة و قیل لا و قد سبق فی فصل الدال المهملة و فی تعریف الحقیقة اللغویة. و اما الماء المستعمل فعند الفقهاء کل ما ازیل به حدث او استعمل فی البدن علی وجه القربة کما وقع فی کتب الفقه. (کشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ص 1046).

معنی استعمال به فارسی

استعمال
عمل خواستن، عمل کردن، بکارانداختن، بکارواداشتن، بکاربردن، کاربستن ، عامل گرفتن
( مصدر ) ۱ - بکار بردن عمل کردن معمول داشتن . ۲ - برگماشتن بر کار داشتن بکار وا داشتن . ۳ - در تلفظ بکار بردن . جمع : استعمالات . یا استعمال اسلحه . بکار بردن سلاح های جنگی آتش کردن بوسیل. اسلحه .

معنی استعمال در فرهنگ معین

استعمال
(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - به کار بردن ، کار کردن . ۲ - گماشتن ، به کار واداشتن .

معنی استعمال در فرهنگ فارسی عمید

استعمال
۱. به کار بردن، استفاده کردن.
۲. مصرف کردن: استعمال مواد مخدّر.

استعمال در دانشنامه اسلامی

استعمال
به کار گرفتن و مورد استفاده قرار دادن را استعمال گویند. از آن به مناسبت در باب های طهارت، صلات، حج و اجاره بحث به میان آمده است.
مراد از استعمال بر حسب آنچه بدان اضافه می شود، متفاوت است مانند استعمال عطر، آب و پوست که مراد از آن به ترتیب بوییدن یا به لباس و بدن زدن، نوشیدن و مصرف کردن در تطهیر و طهارت، و استفاده در لباس، کفش و مانند آن است.
تابع عناوین بودن احکام استعمال
احکام آن نیز بر حسب عناوینی که بدان اضافه می شود، مختلف است که تفصیل هر یک در مدخل مربوط آمده است.در این جا به اجمال، به کلیّات احکام آن اشاره و نمونه هایی از آن که در باب های طهارت، صلات، حج و اجاره آمده ذکر می شود.
احکام پنج گانه در استعمال
استعمال، موضوع احکام پنج گانه تکلیفی ذیل است:
← واجب
...
از گونه های مجاز لغوی ، استعمال اسم ظاهر به جای ضمیر است.
قراردادن اسم ظاهر به جای ضمیر ، جایز و نزد ادیبان، از گونه های مجاز است؛ در حالی که اصل این است که در صورت نیاز به تکرار اسم ظاهر، به جای آن ضمیر آورده شود؛ ولی گاهی برخلاف اصل، خود اسم ظاهر تکرار می شود.
مقاصد استعمال
این خلاف اصل، به خاطر انگیزه هایی است که به برخی از آن ها اشاره می شود:
← قصد تعظیم
 ۱. ↑ سوره بقره/۲، آیه۲۸۲.    
...
استعمال افهامی استعمال لفظ به قصد خبر دادن از امر موجود می باشد.
استعمال افهامی، مقابل استعمال ایجادی است و به معنای استعمال لفظ به صورت اعلام و خبر دادن از معنای امری که در ذهن یا در خارج ( نفس الامر ) موجود است به قصد فهماندن آن به مخاطب می باشد؛ یعنی متکلم با این استعمال قصد دارد معنا و مفهومی را که قبلا موجود بوده به مخاطب بفهماند تا وی آن را تصور یا تصدیق نماید، مانند این که شخصی پس از حفظ قرآن کریم ، به دوستش که از این موضوع اطلاعی ندارد بگوید: من قرآن را حفظ کردم.
انواع
بنابراین، استعمال افهامی، به تصوری و تصدیقی تقسیم می شود.
استعمال افهامی تصدیقی استعمال لفظ به قصد فهماندن نسبت تامه است.
در مواردی که استعمال، افهامی است و متکلم قصد دارد از معنای موجود در نفس الامر ، اخبار نماید و آن را به مخاطب بفهماند، اگر معنایی که در نظر متکلم است ربطی و غیر مستقل باشد، دو فرض متصور است:۱. در صورتی که معنای ربطی، از نوع معانی حروف یا از نوع نسب اضافی ناقصه باشد، استعمال افهامی، تصوری است؛۲. در صورتی که معنای ربطی، از نوع نسبت تامه ، مانند: نسبت تامه میان فاعل و فعل یا نسبت تامه میان مبتدا و خبر ، باشد که هیئت جمله بر این معنای ربطی دلالت می کند، به آن استعمال افهامی تصدیقی می گویند.
تعریف
بنابراین، استعمال افهام تصدیقی به استعمالی گفته می شود که متکلم در آن، قصد افهام نسبت تامه را به شنونده دارد تا او به آن پی برده و وقوع آن را تصدیق نماید
استعمال افهامی تصوری استعمال لفظ به قصد فهماندن معانی فاقد نسبت تامه است.
معنایی را که گوینده قصد تفهمیم آن را به مخاطب دارد، یا معنای اسمی و مفهوم مستقل است مانند: «الرجل» و «الضرب»، یا معنای ربطی و غیر مستقل (مفهوم اندکاکی) است که همان معانی حروف و نسب اضافی و ایقاعی می باشد.
تعریف
اگر گوینده قصد فهماندن معنای اسمی یا معانی حروف یا نسب اضافی غیر تام را داشته باشد تا متکلم این معانی را در ذهن خود تصور نماید، به آن استعمال افهامی تصوری می گویند. بدیهی است تصور معنا در مورد مفاهیم اسمی استقلالی و مفاهیم غیر مستقل (معانی حرفی و نسب اضافی) به صورت غیر مستقل و اندکاکی است.
استعمال الفاظ به کارگیری لفظ به قصد ایجاد معنا در ذهن مخاطب است.
استعمال، در لغت به معنای «به کار گرفتن» و «به کار بردن» و در اصطلاح اهل ادب عبارت است از القای لفظ و اراده معنا؛ یعنی به کار گیری لفظ به قصد ایجاد معنا در ذهن مخاطب.در کتاب «فوائد الاصول» آمده است:«فنقول: ان الاستعمال عبارة عن القاء المعنی باللفظ و جعل اللفظ مرآة له».
مقومات
اراده و قصد از مقومات استعمال است و این امر، وجه افتراق دلالت تصوری با استعمال می باشد، زیرا در دلالت تصوری، به مجرد ایجاد لفظ، معنا به ذهن خطور می کند، حتی در صورتی که بدون اراده آن را به زبان آورده و یا از برخورد دو سنگ، لفظ به وجود آمده باشد.اما در استعمال، متکلم لفظ را به قصد خطور دادن معنا به ذهن شنونده به کار می برد.
حقیقت استعمال به استعمال لفظ به قصد خطور معنا در ذهن شنونده اطلاق می شود.
حقیقت استعمال، القای لفظ و اراده معنا است؛ به بیان دیگر، به کارگیری لفظ به قصد خطور دادن و ایجاد معنا در ذهن شنونده را استعمال گویند.
← نکته اول
 ۱. ↑ صدر، محمدباقر، بحوث فی علم الاصول، ج۱، ص۱۳۱.    
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۴۲۵، برگرفته از مقاله «حقیقت استعمال».    
...
دواعی استعمال به معنی انگیزه های استعمال لفظ توسط متکلّم است.در اصطلاح نامه اصول، از اصطلاح " دواعی استعمال " معنایی اراده شده که غایت، منفعت و فایده استعمال لفظ در معنا را شامل می شود.
دواعی استعمال، به معنای انگیزه هایی است که متکلم را وادار می کند لفظ را برای افاده معنایی به کار برد.
انگیزه اصلی هر استعمال
به طور کلی، انگیزه اصلی هر استعمالی، تفهیم و تفهم و ایجاد ارتباط با دیگران می باشد. این عنوان کلی بر افراد و مصادیق بی شماری صادق است؛ برای مثال، برخی معتقدند صیغه امر فقط در معنای طلب یا بعث استعمال شده و سایر معانی همچون تهدید، تعجیز و غیره در حقیقت انگیزه های استعمال (دواعی امر) می باشد.
نکته
در این فرهنگ نامه، به تبعیت از اصطلاح نامه اصول، از اصطلاح «دواعی استعمال» معنایی اراده شده که غایت، منفعت و فایده استعمال لفظ در معنا را شامل می شود.
عناوین مرتبط
...
عدم کثرت استعمال، ندرت استعمال لفظ در یک معنا؛ از عوامل اجمال آیات می باشد.
یکی از اسباب اجمال ، ندرت استعمال است.
مثال
مانند:۱. استعمال «یلقون السمع» در آیه ۲۳۲ سوره شعراء که در معنای «یسمعون» به کار برده شده است؛۲. «ثانی عطفه» در آیه ۹ سوره حج که به معنای «متکبر» است؛۳. «فاصبح یقلب کفیه» در آیه ۴۲ سوره کهف که به معنای « ندامت » و « حسرت » است.این الفاظ امروزه در این معانی به صورت نادر استعمال می شوند؛ لذا آیات، مجمل قلمداد می شوند.
مقوّمات استعمال به شروط تحقق استعمال اطلاق می شود.
مقوّمات استعمال، به آن دسته از شروط اساسی گفته می شود که قوام استعمال به آنها بستگی دارد و بدون آنها، استعمال محقق نمی شود.
← شروط
 ۱. ↑ بحوث فی علم الاصول، صدر، محمد باقر، ج۱، ص (۱۴۳-۱۳۳).    
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۷۸۶، برگرفته از مقاله «مقوّمات استعمال».    
...


ارتباط محتوایی با استعمال

استعمال در جدول کلمات

استعمال
کاربرد
در توضیح کلام استعمال میشود
یعنی

معنی استعمال به انگلیسی

use (اسم)
عادت ، استفاده ، تمرین ، سود ، منفعت ، فایده ، کاربرد ، استعمال ، خاصیت ، مصرف ، اطلاق
usage (اسم)
استفاده ، کاربرد ، استعمال
application (اسم)
ضمیمه ، استفاده ، درخواست ، کاربرد ، استعمال ، درخواست نامه ، ممارست

معنی کلمه استعمال به عربی

استعمال
استعمال , طلب
دکان
دکان
تبني
استخدام , استعمال , انطبق , تمرين , مقبض
سيء

استعمال را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی استعمال

آیناز ١٩:٤٩ - ١٣٩٥/٠٨/٢١
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
یوکْتی (سنسکریت)
اوپیوگ upyog (سنسکریت: اوپَیوگَ)
فَربَر (اوستایی: فْرَبَر)
|

نیما ١٧:١٠ - ١٣٩٧/١٢/١٠
کاربرد خوب
|

آتنا ١٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤
استفاده کردن؛مورد استفاده قرار دادن چیزی
|

پیشنهاد شما درباره معنی استعمال



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

منصور رخشانی > بازیگر رزمی کار فیلم معبدشائولین
منصور رخشانی > امیدوار کردن
منصور رخشانی > دیوی در شاهنامه که با رستم جنگید
منصور رخشانی > نیم تنه آستین
ah.banaei@hotmail > faster parent
مریم عبادتیان > Queens peace
وانیا > لغزید
محدثه فرومدی > dendritic

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کلمه استعمار   • معنی استعمال   • استعمال دخانیات ممنوع   • مفهوم استعمال   • تعریف استعمال   • معرفی استعمال   • استعمال چیست   • استعمال یعنی چی   • استعمال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی استعمال
کلمه : استعمال
اشتباه تایپی : hsjulhg
آوا : 'este'mAl
نقش : اسم
عکس استعمال : در گوگل


آیا معنی استعمال مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )