انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1069 100 1

استقامت

/'esteqAmat/

مترادف استقامت: استحکام، استواری، ایستادگی، پایداری، پشتکار، ثبات

برابر پارسی: ایستادگی، پایداری، پایمردی

معنی استقامت در لغت نامه دهخدا

استقامة. [ اِ ت ِ م َ ](ع مص ) استقامت. راستی. اعتدال. ایستادن. راست شدن.(زوزنی ) (غیاث ) (مجمل اللغة) (تاج المصادر بیهقی ). راست ایستادن. (مجمل اللغة). راست بایستادن. (زوزنی )(تاج المصادر بیهقی ). درست شدن. درستی :
مکارمها بحکم تو گرفتست استقامتها
که باشد استقامتهای کشتی ها به لنگرگاه.
منوچهری.
از روی سلامت نیت و استقامت عزیمت و استمرار هواداری در این باب... (تاریخ بیهقی ص 316). اصدر امیرالمؤمنین کتابه هذا و قد استقامت له الامور و جری علی اذلاله التدبیر. (تاریخ بیهقی ص 301). مدت ملک او در استقامت چهار سال بود. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 83). و بر این قاعده ٔ درست و سنن استقامت استمرار و اطراد یافت. (کلیله و دمنه ). و هر جانوری که در این کارها اهمال نماید از استقامت معیشت محروم آید. (کلیله و دمنه ). ملک نوح بوقت استقامت کار خواست که بقضای حق ایشان قیام نماید.(ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 130).
چو برگردد مزاج از استقامت
بدشواری بدست آید سلامت.
نظامی.
|| ایستادگی. پایداری. پایداری کردن. پائیدن. پافشاری. قوام. استقرار. پا فشردن در. ثبات. درایستادن در کاری. پابرجائی : ترس و بیم کاریست که هیچکس را استقامت بی آن ممکن نگردد. (کلیله و دمنه ). و استقامت پدید آمده بود. (کلیله و دمنه ). || بها کردن. قیمت کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (مجمل اللغة): استقمت السلعة استقامةً؛ بها کردم رخت را. (منتهی الارب ). || هدی. || الاستقامة؛ هی کون الخط بحیث تنطبق اجزاؤه المفروضة بعضها علی بعض علی جمیع الاوضاع ، و فی اصطلاح اهل الحقیقةهی الوفاء بالعهود کلها و ملازمة الصراط المستقیم برعایة حدالتوسط فی کل الامور من الطعام و الشراب و اللباس فی کل ّ امر دینی و دنیوی فذلک هو الصراط المستقیم کالصراط المستقیم فی الاَّخرة و لذلک قال النبی صلی اﷲ علیه و سلم : شیبتنی سورة هود اذ انزل فیها «فاستقم کما امرت ». (قرآن 112/11). (تعریفات جرجانی ). || الاستقامة؛ ان یجمع بین اداء الطاعة و اجتناب المعاصی و قیل الاستقامة ضد الاعوجاج و هی مرور العبد فی طریق العبودیة بارشاد الشرع و العقل.(تعریفات جرجانی ). || الاستقامة؛ المداومة، و قیل ان لاتختار علی اﷲ شیئاً. (تعریفات جرجانی ). الاستقامة؛ قال ابوعلی الدقاق لها مدارج ثلاثة. اولها التقویم و هو تأدیب النفس و ثانیها الاقامة و هی تهذیب القلوب و ثالثها الاستقامة و هی تقریب الاسرار. (تعریفات جرجانی ). الاستقامة؛ هی عند اهل السلوک ان تجمع بین اداء الطاعة و اجتناب المعاصی و قال السری الاستقامة ان لاتختار علی اﷲ شیئاً و قیل هی الخوف من العزیز الجبار و الحب ّ للنبی المختار و قیل حقیقة الاستقامة لایطیقها الاّ الانبیاء و اکابر الاولیاء لان الاستقامة الخروج عن المعهودات و مفارقة الرسوم و العادات و القیام فی امراﷲ بالنوافل و المکتوبات ، و قال یحیی بن معاذ هی علی ثلثة اضرب : استقامة اللسان علی کلمة الشهادة و استقامة الجنان علی صدق الارادة و استقامة الارکان علی الجهد فی العبادة، کذا فی خلاصةالسلوک. و عند اهل الهیئة و النجوم حرکة الکوکب الی التوالی و قد عرفت قبیل هذا. و عند المحاسبین کون الخط مستقیماً و قد مرّ فی فصل الطاء المهملة من باب الخاء المعجمة. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
- استقامت امر ؛ پیوستگی امر.
- استقامت بخرج دادن ؛ استقامت کردن. پافشاری کردن. پایداری کردن.
- استقامت رأی ؛ ثبات اراده.
- استقامت کردن ؛ پای داشتن. مقاومت کردن. ثبات ورزیدن. پای فشردن.
- استقامت یافتن ؛ مستقیم شدن.
|| (اصطلاح نجوم ) سیر کوکب به نَضدِ بروج .

معنی استقامت به فارسی

استقامت
راست شدن، راست ایستادن، درست شدن، ایستادگی وپافشاری کردن ، ایستادگی، پایداری
( مصدر ) ۱ - راست ایستادن راست شدن . ۲ - درست شدن . ۳ - ( اسم ) درستی . ۴ - ایستادگی پایداری پافشاری ثبات ۵ - ( مصدر ) بها کردن قیمت کردن . ۶ - در مسابق. دوچرقه سواری دو و میدانی اسکی شنا اگر طول مسیر زیادتر از حد معینی باشد بان استقامت اطلاق شود .
[electric strength] [فیزیک] ← استقامت دی الکتریک
[dielectric strength] [فیزیک] بالاترین ولتاژی که یک مادۀ دی الکتریکی پیش از فروشکست می تواند تحمل کند متـ . استقامت الکتریکی electric strength
[mooring restraint] [حمل ونقل دریایی] میزان مقاومت سامانۀ مهار در برابر نیروهای وارد بر شناور
[distance race, long-distance race] [ورزش] 1. مسابقه ای که در مسافت های طولانی معمول در یک رشتۀ ورزشی برگزار می شود 2. در دو و میدانی، هر یک از مسابقه هایی که مسافت آن بیش از 3000 متر باشد
[middle-distance race] [ورزش] 1. مسابقه ای که در مسافت های میانی معمول در یک رشتۀ ورزشی برگزار می شود 2. در دو و میدانی، هریک از مسابقه هایی که در مسافت های 800 تا 3000 متر برگزار می شود
[endurance riding] [ورزش] یکی از رشته های سوارکاری که مسابقات آن در مسافت های طولانی برگزار می شود

معنی استقامت در فرهنگ معین

استقامت
(اِ تِ مَ) [ ع . استقامة ] ۱ - (مص ل .) ایستادگی کردن ، مقاومت کردن . ۲ - (اِمص .) پایداری . ۳ - راست ایستادن .

معنی استقامت در فرهنگ فارسی عمید

استقامت
۱. ایستادگی کردن، ایستادگی، پایداری.
۲. سلامت، تندرستی.
۳. راستی، درستی.
۴. ثبات، استواری.
۵. (صفت) (ورزش) ویژگی هریک از مسابقاتی که دارای زمان یا مسیر طولانی هستند: دوِ استقامت، شنای استقامت، اسکی استقامت.
۶. (نجوم) [قدیمی] حرکت بعضی سیارات در جهت توالی بروج.

استقامت در دانشنامه اسلامی

استقامت
استقامت به معنی پایداری است که از آن به سداد نیز تعبیر می شود.
این واژه از ریشه «ق ـ و ـ م» است و برای آن معانی مختلفی مانند اعتدال، ،ثبات و مداومت، استمرار ، پایداری، ایستادن، درست شدن و قیمت نهادن را بازگو کرده اند و معنای اعتدال شهرت بیشتری دارد. برخی گفته اند: استقامت همان اقامه است؛ ولی اضافه شدن دو حرف «س» و «ت» معنای آن را تأکید می کند. در معنایی جامع می توان گفت نظر به اینکه اصل واحد در این ماده، مفهومی است در برابر قعود و معنای اصلی آن به پاداشتن و فعلیت عمل است، استقامت با توجه به معنای طلبی باب استفعال، به معنای طلب قیام است و استمرار و استدامت و مانند آن از لوازم معنای اصلی به شمار می آید.
معنای اصطلاحی استقامت
استقامت در مفهوم قرآنی آن اصطلاحی برای پایداری در دین و مسیر حق در برابر کژی هاست. اهل معرفت تعابیری چون «اهل استقامت» و«منزل استقامت» را که مرحله ای از مراحل سلوک الی اللّه است به کار می برند. در نظر عارفان، استقامت برزخی است بین پرتگاههای مخوف عالم تفرق و سدرة المنتهای عالم جمع و روحی است که احوال سالکان بدان زنده و باقی است.
واژگان استقامت در قرآن
واژه استقامت به صورت مصدری در قرآن نیامده است؛ اما صورتهای فعلی و اسم فاعلی آن ۴۷ بار به کار رفته است: در ۹ آیه، مشتقات فعلی استقامت ۱۰ بار به صورتهای «استقم» ،«استقیما» ،«استقیموا» برای امر به استقامت، و به گونه «یستقیم» و «استقاموا» برای بیان آثار استقامت، استعمال شده است.در ۳۷ آیه دیگر نیز واژه «مستقیم» که اسم فاعل مصدر استقامت است کاربرد دارد؛ از جمله در آیات ۵۱ سوره آل عمران ۴ سوره یس ۶۱ سوره زخرف بیشتر مباحث قرآنی استقامت مربوط به ۹ آیه ای است که متضمن مشتقات فعلی استقامت است.در این آیات جز آیه ۷ سوره توبه که به موضوع استقامت در عهد و پیمان پرداخته سایر آیات، استقامت را در مورد توحید و سیر به سوی خدا مطرح کرده است.
معنای استقامت در اصطلاح مفسران
...
استقامت
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
استقامت به معنی پایداری است که از آن به سداد نیز تعبیر می شود.
این واژه از ریشه «ق ـ و ـ م» است و برای آن معانی مختلفی مانند اعتدال، ثبات و مداومت استمرار، پایداری، ایستادن، درست شدن و قیمت نهادن را بازگو کرده اند و معنای اعتدال شهرت بیشتری دارد. برخی گفته اند: استقامت همان اقامه است؛ ولی اضافه شدن دو حرف «س» و «ت» معنای آن را تأکید می کند. در معنایی جامع می توان گفت نظر به این که اصل واحد در این ماده، مفهومی است در برابر قعود و معنای اصلی آن به پاداشتن و فعلیت عمل است، استقامت با توجه به معنای طلبی باب استفعال به معنای طلب قیام است و استمرار و استدامت و مانند آن از لوازم معنای اصلی به شمار می آید.
استقامت در مفهوم قرآنی آن اصطلاحی برای پایداری در دین و مسیر حق در برابر کژیهاست. اهل معرفت تعابیری چون «اهل استقامت» و «منزل استقامت» را که مرحله ای از مراحل سلوک الی اللّه است به کار می برند. در نظر عارفان، استقامت برزخی است بین پرتگاه های مخوف عالم تفرق و سدرة المنتهای عالم جمع و روحی است که احوال سالکان بدان زنده و باقی است.
واژه استقامت به صورت مصدری در قرآن نیامده است؛ اما صورت های فعلی و اسم فاعلی آن 47 بار به کار رفته است: در 9 آیه، مشتقات فعلی استقامت 10 بار به صورت های «استقم» (سوره هود/11، 112؛ سوره شوری/42،15)، «استقیما» (سوره یونس/10،89)، «استقیموا» (سوره فصلت/41،6) برای امر به استقامت و به گونه «یستقیم» (سوره تکویر/81 ،28) و «استقاموا» (سوره توبه/9،7؛ سوره فصلت/41،30؛ سوره احقاف/46، 13 ـ 14؛ سوره جن/72،16) برای بیان آثار استقامت، استعمال شده است.
در 37 آیه دیگر نیز واژه «مستقیم» که اسم فاعل مصدر استقامت است کاربرد دارد؛ از جمله در 51 سوره آل عمران/3؛ 4 سوره یس/36 و 61 سوره زخرف/43.
بیشتر مباحث قرآنی استقامت مربوط به 9 آیه ای است که متضمن مشتقات فعلی استقامت است. در این آیات جز آیه 7 سوره توبه/9 که به موضوع استقامت در عهد و پیمان پرداخته سایر آیات، استقامت را در مورد توحید و سیر به سوی خدا مطرح کرده است.
استقامت
استقامت اثر آیت الله سید رضا صدر (متوفی 1377ش)، بررسی و بحث پیرامون جایگاه و ارزش مفهوم استقامت در دین اسلام، با استفاده از آیات و روایات است.این کتاب به زبان فارسی نگارش و به اهتمام سید باقر خسروشاهی منتشر شده است.
کتاب با دو مقدمه از آقای خسروشاهی و نویسنده آغاز و مطالب در بیست وپنج شماره تنظیم شده است.
کتاب، حاصل مجموعه سخنرانی های نویسنده پیرامون مسأله «استقامت» می باشد؛ اما از آنجا که روش نویسنده چنین بوده که پس از پایان سخنرانی، آنچه را گفته بود، می نوشت، لذا نوشته ها صددرصد، مطابق گفته ها نیست؛ هرچند در کلیات، اغلب با هم شریک بودند، ولی در جزئیات و عبارت، اختلاف داشتند. حتی از لحاظ تاریخ هم معلوم نیست که تمامی نوشته ها با تاریخ گفته ها تطبیق داشته باشد .
در مقدمه آقای خسروشاهی، اشاره مختصری به شخصیت نویسنده شده است .
در مقدمه نویسنده، ضمن اشاره به روش نویسنده در تدوین مطالب، اصول مکتب های اسلامی که عبارتند از: مکتب فلسفی، مدنی، اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی، توضیح داده شده است .
استقامت به معنی پایداری است که از آن به سداد نیز تعبیر می شود.
استقامت از قوم به معنای استمرار و پایداری، راستی، ایستادن، راست شدن، راست بایستادن و قرار داشتن در راه راست بدون منحرف شدن است.
در قرآن
استقامت در مفهوم قرآنی آن اصطلاحی برای پایداری در دین و مسیر حق در برابر کژی هاست. در قرآن کریم معنای استقامت در قالب فعل در برخی آیات بیان شده است: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ. إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ. وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَاهُم مَّاء غَدَقًا.
واژه های مترادف
در این مدخل از واژه های «ثبت»، «قوم» و مشتقات آن ها و از جملات وصفی و عبارت های مفید معنای «استقامت»، استفاده شده است.
عناوین مرتبت
...
استقامت به معنی پایداری است که از آن به سداد نیز تعبیر می شود.
این واژه از ریشه «ق ـ و ـ م» است و برای آن معانی مختلفی مانند اعتدال،
تاج العروس، ج ۱۷، ص ۵۹۲.
استقامت در مفهوم قرآنی آن اصطلاحی برای پایداری در دین و مسیر حق در برابر کژی هاست.
التحریر والتنویر، ج ۱۱، ص ۲۸۲.
واژه استقامت به صورت مصدری در قرآن نیامده است؛ اما صورتهای فعلی و اسم فاعلی آن ۴۷ بار به کار رفته است: در ۹ آیه، مشتقات فعلی استقامت ۱۰ بار به صورتهای «استقم»
هود/سوره۱۱، آیه۱۱۲.    
...
مبارزات سرسختانه حضرت ابراهیم و خستگی ناپذیرش در مقابل جبّاران، استقامت بی نظیرش در برابر توفان حوادث و آزمایش های سخت الهی و الگو و اسوه بودنش برای همه موحّدان از صفاتی است که در قرآن به آن اشاره شده است.
حضرت ابراهیم علیه السّلام ، دارای ثبات قدمی راسخ در حرکت توحیدی خویش در راه اعتلای خداشناسی داشتند. قد کانت لکم اسوة حسنة فی ابراهیم... اذقالوا لقومهم انا برءاؤ منکم و مما تعبدون من دون الله کفرنا بکم و بدا بیننا و بینکم العداوة و البغضا ابدا حتی(قطعا برای شما در (پیروی از) ابراهیم و کسانی که با اویند سرمشقی نیکوست آنگاه که به قوم خود گفتند ما از شما و از آنچه به جای خدا می پرستید بیزاریم به شما کفر می ورزیم و میان ما و شما دشمنی و کینه همیشگی پدیدار شده تا وقتی که فقط به خدا ایمان آورید جز (در) سخن ابراهیم (که) به (نا) پدر (ی) خود (گفت) حتما برای تو آمرزش خواهم خواست با آنکه در برابر خدا اختیار چیزی را برای تو ندارم ای پروردگار ما بر تو اعتماد کردیم و به سوی تو بازگشتیم و فرجام به سوی توست.)
مبارزه با بت پرستی
حضرت ابراهیم علیه السّلام ، پایدار در مبارزه با بت پرستی بودند و عزمی بلند برای ریشه کن کردن بت پرستی داشتند. اذ قال لابیه یـابت لم تعبد ما لایسمع و لایبصر و لایغنی عنک شیـا (چون به پدرش گفت: پدر جان چرا چیزی را که نمی شنود و نمی بیند و از تو چیزی را دور نمی کند می پرستی.) یـابت انی قد جاءنی من العلم ما لم یاتک فاتبعنی اهدک صرطا سویا (ای پدر به راستی مرا از دانش ( وحی حقایقی به دست) آمده که تو را نیامده است پس از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت نمایم.) یـابت لاتعبد الشیطـن ان الشیطـن کان للرحمـن عصیا (پدر جان شیطان را مپرست که شیطان (خدای) رحمان را عصیانگر است.) جناب علامه طباطبایی در ذیل این آیه نکاتی را اشاره فرمودند: پس از آنچه گذشت این چند نکته به دست آمد:اول اینکه : مراد از عبادت ، در جمله (لا تعبد الشیطان)، عبادت اطاعت است ، و کلمه (شیطان) که به معنای شریر است نیز دخالت در این حکم دارد.دوم اینکه : وجه تبدیل اسم (اللّه) به وصف (رحمان)، در دو جای آیه این است که چون وصف رحمت نیز در هر دو حکم دخالت دارد، زیرا اینکه خدا مصدر همه رحمتها و نعمتها است باید باعث آن شود که دیگر کسی اصرار بر نافرمانی او نکند و آن را قبیح بداند پس صحیح است که از نافرمانی او نهی شود، و نیز مصدریت او برای هر رحمت باعث می شود که آدمی از عذاب او که ملازم با امساک او از رحمت خویش است بترسد، و از این که مشمول نقمت و شقوت گردد بیمناک باشد.سوم اینکه : مراد از عذاب ، خذلان و یا چیزی به معنای خذلان ، مانند امساک از رحمت و به خود واگذاری است ، و اینکه بعضی گفته اند: مراد از آن ، عذاب اخروی است ، گفتاری است که سیاق با آن مساعدت ندارد.
← انذار پدر از عذاب
 ۱. ↑ ممتحنه/سوره۶۰، آیه۴.    
...
اصحاب کهف و رقیم جوانمردانی بودند که در جامعه ای مشرک و بت پرست زندگی می کردند. استقامت اصحاب کهف در قرآن این را می رساند که یک گروه هر چند کوچک باشد می تواند در برابر گروه و حکومت ظالم ایستادگی کرده و به حقانیت خویش برسد.
اصحاب کهف با بصیرت به خدا ایمان آوردند و پایداری اصحاب کهف در اعتقاد توحیدی سبب شد که خداوند معرفت و حکمت به آنان بخشید. و ربطنا علی قلوبهم اذ قاموا فقالوا ربنا رب السمـوت والارض لن ندعوا من دونه الـها لقد قلنآ اذا شططا (و دلهایشان را استوار گردانیدیم آنگاه که (به قصد مخالفت با شرک) برخاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است جز او هرگز معبودی را نخواهیم خواند که در این صورت قطعا ناصواب گفته ایم.) جناب فیض در تفسیرشان فرمودند: « وربطنا علی قلوبهم أی قویناها وشددنا علیها حتی صبروا علی هجر الأوطان والفرار بالدین إلی بعض الغیران.» واذ اعتزلتموهم وما یعبدون الا الله فاووا الی الکهف (و چون از آنها و از آنچه که جز خدا می پرستند کناره گرفتید پس به غار پناه جویید تا پروردگارتان از رحمت خود بر شما بگستراند و برای شما در کارتان گشایشی فراهم سازد.) انهم ان یظهروا علیکم یرجموکم او یعیدوکم فی ملتهم (چرا که اگر آنان بر شما دست یابند سنگسارتان می کنند یا شما را به کیش خود بازمی گردانند و در آن صورت هرگز روی رستگاری نخواهید دید.) در تفسیر شریف المیزان آمده است: «و از سیاق بر می آید که جمله (یظهروا علیکم) در خصوص این داستان به معنای همان اطلاع یافتن از مخفی گاه کسی سر در آوردن است ، زیرا از سایر معانی جامع تر است ، چون اصحاب کهف قبلا مردمانی نیرومند و متنفذ بوده اند، وحال فرار نموده وخود را پنهان کرده اند، لذا سفارش می کنند که چون ما مردمی سرشناسیم سعی کن کسی از مخفی گاه ما خبردار نشود واگر مطلع شوند بر آنچه که می خواهند ظفر می یابند.واینکه فرمود: (یرجموکم) معنایش کشتن با سنگ است که بدترین کشتن ها است ، زیرا علاوه بر کشتن منفوریت و مطرودیت کشته را هم همراه دارد و در این که خصوص رجم را از میان همه اقسام قتل اختیار نمود خود مشعر بر این است که اهل شهر عموما با اصحاب کهف دشمنی داشته اند، زیرا اینان از دین آنان بیرون آمده بودند، با حرصی عجیب می خواستند با ریختن خون ایشان دین خود را یاری کنند، بنابراین اگر دستشان به ایشان برسد بی درنگ خونشان را می ریزند، و چون همه افراد می خواهند در اینکار شرکت جویند لاجرم جز با سنگسار میسر نمی شود.واینکه فرمود: (اویعیدوکم فی ملتهم) ظاهرش این است که کلمه (اعاده) متضمن معنای داخل کردن باشد، چون می بینیم کلمه مذکور با لفظ (فی) متعدی شده است . با اینکه این کلمه همواره باید با (الی) متعدی شود.»
استقامت انسان به این معنی است که همواره ملازم طریقه مستقیم باشد و دچار انحراف نگردد و بر سخنی که گفته استوار باقی بماند.
استقامت بر ایمان به خدا، از اسباب راهیابی به بهشت :«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقـموا تتنزل علیهم الملـئکة الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنة التی کنتم توعدون.» «در حقیقت کسانی که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگی کردند فرشتگان بر آنان فرود می آیند (و می گویند) هان بیم مدارید و غمین مباشید و به بهشتی که وعده یافته بودید شاد باشید.» روش قرآن برای تبیین مطالب این است که امور متضاد را در برابر هم قرار می دهد تا با مقایسه با یکدیگر وضع آنها به خوبی روشن گردد و از آنجا که در آیات گذشته سخن از منکران لجوجی در میان بود که بر کفر پافشاری داشتند و خداوند آنها را به عذابها و کیفرهای مختلف تهدید می کند، در آیات مورد بحث سخن از مؤمنانی است که در ایمانشان راسخ و پا بر جا هستند و خداوند به هفت پاداش و موهبت که برای آنها قرار داده اشاره می کند که غالبا نقطه مقابل کیفرهای گذشته است.نخست می گوید: " کسانی که می گویند پروردگار ما الله است، سپس بر سر گفته خود می ایستند و کمترین انحرافی پیدا نمی کنند و آنچه لازمه آن است در عمل و گفتار نشان می دهند فرشتگان الهی بر آنها نازل می شوند که نترسید و غمگین مباشید" (ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة الا تخافوا و لا تحزنوا). چه تعبیر جامع و جالبی که در حقیقت همه نیکی ها و صفات برجسته را در بر دارد، نخست دل به خدا بستن و ایمان محکم به او پیدا کردن، سپس تمام زندگی را به رنگ ایمان در آوردن و در محور آن قرار دادن.بسیارند کسانی که دم از عشق الله می زنند، ولی در عمل استقامت ندارند، افرادی سست و ناتوانند که وقتی در برابر طوفان شهوات قرار می گیرند با ایمان وداع کرده و در عمل مشرک می شوند و هنگامی که منافعشان به خطر می افتد همان ایمان ضعیف و مختصر را نیز از دست می دهند. می گوید: و استقامت انسان به این معنی است که همواره ملازم طریقه مستقیم باشد. مراد از جمله ثم استقاموا این است که ملازم وسط راه باشند و دچار انحراف نگردند و بر سخنی که گفته استوار باقی بمانند. مثلا در آیه فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم معنایش این است که مادام کفار با شما معتدل بودند، شما هم برای آنان اعتدال داشته باشید و از وسط راه منحرف نگردید. و در آیه: و استقم کما امرت و لا تتبع اهواهم معنایش این است که : آن طور که ماءمور شده ای عمل کن، یعنی راه میانه را پیش بگیر و هواهای ایشان را پیروی مکن.این آیه شریفه از آینده ای که در انتظار مؤمنین است و ملائکه با آن به استقبال ایشان می آیند، خبر می دهد. و آن تقویت دلها و دلگرمی آنان و بشارت به کرامت است.پس ملائکه ایشان را از ترس و اندوه ایمنی می دهند و ترس همیشه از مکروهی است که احتمال پیش آمدن دارد و در مورد مؤمنین یا عذابی است که از آن می ترسند و یا محرومیت از بهشت است که باز از آن بیم دارند. و حزن و اندوه هم، همواره از مکروهی است که واقع شده و شری که پدید آمده، مانند گناهانی که از مؤمنین سر زده و از آثارش غمنده می شوند و یا خیراتی که باز به خاطر سهل انگاری از آنها فوت شده و از فوت آن اندوهگین می گردند و ملائکه ایشان را دلداری می دهند به اینکه ایشان از چنان خوف و چنین اندوهی در امانند، چون گناهانشان آمرزیده شده و عذاب از ایشان برداشته شده است. این آیه شریفه از آینده ای که در انتظار مؤمنین است و ملائکه با آن به استقبال ایشان می آیند، خبر می دهد و آن تقویت دلها و دلگرمی آنان و بشارت به کرامت است.پس ملائکه ایشان را از ترس و اندوه ایمنی می دهند و ترس همیشه از مکروهی است که احتمال پیش آمدن دارد و در مورد مؤمنین یا عذابی است که از آن می ترسند و یا محرومیت از بهشت است که باز از آن بیم دارند و حزن و اندوه هم، همواره از مکروهی است که واقع شده و شری که پدید آمده، مانند گناهانی که از مؤمنین سر زده و از آثارش غمنده می شوند و یا خیراتی که باز به خاطر سهل انگاری از آنها فوت شده و از فوت آن اندوهگین می گردند و ملائکه ایشان را دلداری می دهند به اینکه ایشان از چنان خوف و چنین اندوهی در امانند، چون گناهانشان آمرزیده شده و عذاب از ایشان برداشته شده است.
صبر و استقامت مؤمنان
«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقـموا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون اولـئک اصحـب الجنة خــلدین فیها جزاء بما کانوا یعملون.» «محققا کسانی که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگی کردند بیمی بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد ایشان اهل بهشتند که به پاداش آنچه انجام می دادند جاودانه در آن می مانند.» " کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است، سپس استقامت به خرج دادند، نه ترسی برای آنهاست و نه غمی دارند" (ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون). در واقع تمام مراتب ایمان و همه اعمال صالح در این دو جمله جمع است چرا که"توحید " اساس همه اعتقادات صحیح است و تمام اصول عقائد به ریشه توحید بازمی گردد و" استقامت" و صبر و شکیبایی نیز ریشه همه اعمال صالح است، زیرا می دانیم تمام اعمال نیک را می توان در سه عنوان"صبر بر اطاعت "، "صبر بر معصیت " و"صبر بر مصیبت " خلاصه کرد.بنا بر این"محسنین " کسانی هستند که از نظر اعتقادی در خط توحید و از نظر عمل در خط استقامت و صبرند.بدیهی است اینگونه افراد نه ترسی از حوادث آینده دارند، و نه غمی از گذشته. " ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا... " مراد از اینکه گفتند" ربنا الله"اقرار و شهادت به انحصار ربوبیت در خدای سبحان و یگانگی او در آن است و مراد از استقامتشان در مقابل شهادت خود، این است که از آنچه که شهادت به حقانیتش می دهند منحرف نمی شوند و رفتاری بر خلاف آن و بر خلاف لوازم آن نمی کنند." فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون" یعنی در پیش روی خود هیچ خطر محتملی ندارند و هیچ عقابی حتی احتمالی در انتظارشان نیست و به همین جهت خوف ندارند و نیز هیچ مکروه قطعی و محققی ندارند و به همین جهت اندوهی نخواهند داشت، چون همیشه خوف جایی پیدا می شود که پای احتمال خطری در بین باشد و اندوه وقتی به دل می آید که خطری واقع شده باشد.و حرف" فاء" در کلمه" فلا خوف"، این نکته را می فهماند که در جمله بویی از شرط هست، چون معنای جمله این است: " کسی که بگوید رب ما الله است و استقامت هم بورزد، خوفی ندارد... "." اولئک اصحاب الجنة خالدین فیها جزاء بما کانوا یعملون" مراد از اصحاب جنت بودن، آن است که کسی ملازم بهشت باشد و جمله" خالدین فیها" نیز همین را تاکید می کند و معنای آیه این است: اینهایند کسانی که گفتند رب ما الله است و استقامت ورزیدند و اینان ملازم با بهشتند در حالی که در آن جاودانند و در حالی که این بهشت خالد، جزای اطاعت ها و کارهایی است که در دنیا برای تقرب به خدا انجام می دادند.


استقامت در دانشنامه آزاد پارسی

اِسْتِقامَت
(در لغت به معنی ایستادن، ایستادگی، پایداری) در اصطلاح عرفان، گردن نهادن به تمامی اوامر، و روی برتافتن از تمامی نواهی. واضح است که گذشته از اوامر و نواهیِ عام شریعت، سلوک در هر منزل، مقتضیِ امر و نهی خاصی است، و این اوامر و نواهی، به نسبت مرتبۀ سالک و سلوکش، کمال و تشدید می یابد. از این رو، عارفان از استقامت عموم، استقامت خواص و استقامتِ خواصّ خواص سخن گفته اند. به نظر اینان، درنظر نیاوردن استقامت، که تنها در مرتبۀ اتحاد و فنا حاصل می شود، برترین نوع استقامت است.

استقامت در جدول کلمات

استقامت و پایداری
پایمردی
کسی که در سختیها و مشقتها پایداری و استقامت داشته باشد
جان سخت

معنی استقامت به انگلیسی

perseverance (اسم)
ثبات قدم ، پشت کار ، استقامت ، مداومت ، اصرار
assiduity (اسم)
توجه ، ممارست ، پشت کار ، توجه و دقت مداوم ، مواظبت ، استقامت ، مداومت
stamina (اسم)
استقامت ، طاقت ، بنیه ، نیروی حیاتی
backbone (اسم)
پشت ، استقامت ، ستون فقرات ، استحکام ، استواری ، تیرهء پشت

معنی کلمه استقامت به عربی

استقامت
طاقة , عمود فقري
قاوم
مقاتل عنيد

استقامت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عدالت مجاوری > outlook
مهرداد عزیزی > Worrisome
عدالت مجاوری > bleak
سعیده کریمی > FEMA
Zeinab > یخ زدم
لاله > افشانه اتش نشانی
کیان پور > کشانی
کسری منتظری > پادشاه

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• استقامت در ورزش   • استقامت و پایداری در راه خدا   • استقامت در قرآن   • استقامت کرمان   • معنی استقامت   • فردای کرمان   • استقامت چیست   • استقامت عضلانی   • مفهوم استقامت   • تعریف استقامت   • معرفی استقامت   • استقامت یعنی چی   • استقامت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی استقامت
کلمه : استقامت
اشتباه تایپی : hsjrhlj
آوا : 'esteqAmat
نقش : اسم
عکس استقامت : در گوگل


آیا معنی استقامت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )